تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

یاسمن همسر فاحشه من

صفحه  صفحه 3 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین »  
#21 | Posted: 3 Aug 2013 11:01
میهمان


یه انتقادم دارم از مدیران سایت.
یا یه پشنهاد نمیدونم
دست رسی اونایی که نظرات تخمی میزارن رو قطع کنید که اعصاب نویسنده هایی مثل من خورد نشه.
چمیدونم حذفشون کنید.
البته اونم که نمیشه.نمیدونم.
به هر حال ممنون از اینکه تایپیک رو اجرا کردین و حمایت فرمودین.اولین و آخرین بارم بود که داستان نوشتم.
به خاطر اعصاب ضعیفم از همه بزرگواران معذرت میخوام.برا اینکه کار رو نصفه ول نکرده باشم این داستان رو تموم میکنم و دیگه پستی نمیفرستم
من همون جور که اون کاربر گرامی گفت کسی بودم که هیچ دختری تحویلم نمیگرفت.الانم که با خانمم دچار مشکل شدم.خیلی خیلی تنهام.هیچ کس رو ندارم.هیچ کس.میخواستم خودم رو سرگرم کنم تا کمتر برم تو فکر.و چندتا دوست خوب پیداکنم که بدون ترس بتونم باهاشون درد و دل کنم.
بازم معذرت میخوام و ممنون از همگی.
پست بعدیه من آخرین پست من خواهد بود.
ممنون
     
#22 | Posted: 3 Aug 2013 17:54
میهمان


امشب ادامه این داستان رو میزارم تا نصفه تموم نکرده باشم حداقل.هر شروعی پایانی داره به خاطر بعضی ها پایان من زود بود
چون این قسمت آخریه که میزارم سعی میکنم حسابی خوب توضیح بدم.اگر یه جاهاییش دیدین خیلی تخیلی و به قول بعضی ها کس شعر مینویسم علت داره.اگر دیدین بعضی جاها از واقعیت خارج میشه یا به نظر رسید که دروغ میگم علت داره.علتشم تو این قسمت اینه که خیلی چیزا رو تو این ماجرا ندیدم.شاید نصفش حدسی باشه که میزنم.اونم از روی صدا و چیزهایی که میشنیدم.پس لطفا اونایی که نمیخوان نخونن.توهین نکنن.من از انتقاد بدم نمیاد.بگین اینجاش بده.اونجاش خوبه مثل دوستانی که میگفتن انقدر نگو ساپورت.قبول دارم.خیلی از لباساش رو که من یادم نیست دقیقا چی پوشیده که.فکر میکردن ساپورت شهوانی تره.گفتم اوکی سعی میکنم نگم.یا دوستی که گفتن از واقعیت خارج نشو.قبول دارم.یا اون اولای کار یکی از کاربرهای عزیز گفت همش سکس سکس سکس.خوب نیست.
و و و
همه اینا میشه انتقاد که من درستش کردم.یا دوستی که گفت از سکس زوری بگو.یکی از دوستان گفت از سکس کثیفش بگو.خوب من همه اینا رو نمیتونم تو یه داستان جا بدم.
اگر همش از سکساش نگم بعضی ها میگن زودتر بگو دیگه.اگه بگم میگن چقدر از سکس میگی.
خلاصه اینکه قبول دارم این ها رو به عنوان نظر و میشنهاد اما بعضی حرف ها واقعا پیشنهاد نیست.نقد نیست.توهینه.نظرشون نیست.فحشه
به هر حال.امشب ادامه این رو میزارم.و چند رور دیگه داستان پاساژ رو میزارم.چون خیلی ها پیام دادن که براشون بفرستم.
ازتون خواهههههههشششششش میکنم کسایی که نمیخوان اون داستان رو نخونن.چون تو مخیله شما اونجور کثافت کاری ای نمیگنجه.ارادت مندم.تا امشب
با تشکر
     
#23 | Posted: 4 Aug 2013 21:34
میهمان


قسمت هشتم 8:من دم در اتاق وسطی بودم.نشسته بودم چهار دست وپا شدم رفتم جلو نگاه میکردم.تابلو بود نمیشد رفت جلو.دیوار وسط خونه یه کم اجازه میداد که جلو برم اما نمیشد کامل برم جلو.دوست داشتم منم وسطشون بودم جلو من زنم رو میگاییدن و از تنش لذت میبردن.اما یاسمن ترجیح داده بود که مخفی کنه.دلیل هم داشت که بعدا فهمیدم و همون دلیلش باعث خیلی اتفاق ها شد.یاسمن کثافت مگه انقدر با ناز میرقصید.اون منای جنده هم میرفت کون نیمه لختش رو جلو اون کیر کلفت ها تکون میداد و اونا هم سرشون رو میکردن تو کونش و کلشون رو محکم وتند تند لای کونش تکون میدادن.وااااای چه صحنه ای بود کیرم داشت میترکید.زیر شکمم سفت شده بود استرس و ترس داشتیم.حس شهوت هم داشت خوردم میکرد.نمیدونید چه حالی بودم.منا میرفت جلو کونش رو میکرد تو دهنشون.اما یاسی خم میشد کونش رو میداد سمت اونا.کون یاسی لخت نمیشد.اما لباسش نازک نازک بود وقتی خم میشد کونش یه هو قلمبه میزد بیرون.فکر کنید یه بادکنک کم باد دستتونه.یه جاش رو میگیرید فشار میدید.یه هو یه قلمبه از یه جا دیگش میزنه بیرون.کون یاسمن هم دقیقا همینطوری بود.وقتی یه هو خم میشد.یه چیز نرم و گرد و گنده میزد بیرون.وااااااااااااااااای.افتخار میکردم که زن جنده ای مثل یاسمن دارم.واقعا محشر بود.میگم نرم چون اول خودم همیشه حسش کردم و دلیل دیگش اینه که.واااااااااااااااااای.حتی الان که یادم میاد حشری میشم جوری که به جنون میکشه کارم.اووووف.نوشتن این داستان خیلی سخته من که حسابی حشری میشم شما دو نمیدونم.دلیلش اینه که:وقتی یاسمن خم میشد سمت اونا وکونش قلمبه میزد بیرون  دو نفری که این طرف بودن از رو لباس زرد چسبونش کونش رو میمالدن.یکیشون یه تیکه از کونش رو میگرفت و فشار میداد.که قلمبه تر میشد.واااای که میمردم براش.بعد هم میزدن در کونش میگفتن جنده خانم برقص که کیرمون داره میترکه.برقص که امشب باید جر بخوری.یاسمن آشغالم یه خنده های شهوتی میکرد که خدا میدونه.بعد هم میگفت جوووون.مگه من جندم؟مردا میگفتن مگه نیسی؟میگفت نه .من فقط از کییییییییر کلفت خوشم میاد.دوست دارم کس بدم همین.بعد یکی از مردا اون طرف بود گفت مگه شوهر کس کشت نمیکنه تورو؟چرا میکنه اما نه اینقدرا که کسم راضی شهججججججوووووووووون.خودم میکنمت که پاره شی.(من دیگه نمیگم کدوم مرد این حرف رو زد.کلا حرف های مردا رو میگم)اوووووووووووفففففچیه دوست داری؟آخخخخخخخ.آره.دوست دادم.دوست دارم جندگی کنم.دوست دارم زیر کیر مردای غریبه بخوابم.جوووووووووون.ما که دیگه غریبه نیسیم.اون شوهر بی وجودت غریبست.تو دیگه ماله مایی.جز دارایی ما هستی.ما صاحبتیم.جنده خانموای آره بهم بگین جنده.بگین لاشی.دوست دارمجووووون.توچی جنده خانم تو هم میخوای؟منا:آره.آره میخوام.منم میخواماوووف.وای سروش چه کسایی تور کردی رفیق.دمت گرم.قابل شما رو نداره.جنده مثل اینا کم گیرمیاد.حالش رو ببرین.چشم.همچین بنکنمشون که نگو.بیا انجا بشین بینم جنده.منی کونننییییی.کونت دیوونم کرده.منا:چشم سرورم.امشب کوس و کونم ماله شماست.صاحب اختیارمین.برده ی شمام.جوووووون.منا رفت سمت دیوار.یاسمن هنوز داشت قر میداد.کیرم داشت میترکید.چرا لامصبا شروع نمیکردن بکنن.کیرم داشت میترکید.داشتم از حشریت میمردم.یاسمن همینجور داشت آروم آروم قر میداد و جنده بازی در میاورد.بعد همون گنده که دیشبم رفته بود خونه منا اینا همون سروش گفت بسه جنده خانم.بیا اینجا رو کیرم بشین.بیا که کم کم باید کونت رو بزارم.یاسمن گفت: وااااااااااااااای.نه.کونم درد میگیره.حیف این کون ژله ایم نیست؟نیگا چه جوری میلرزه؟جووووون.حالا جوری بکنمت که دیگه نتونی بلرزونیش.از درد نتونی بلند شی.واااای نهههههه.خودت گفتی آروم میکنیم.خفه شه جنده خانم.دوست داری امشب جرواجر شی یانه؟آره میخواااااام خیلی دوست دارم.تا حالا کسی نتونسته من رو جوری پاره کنه که خسته شم.بعد اون دو تا مرده یه نگاه بهم انداختن و یه خنده کردن.بعد سروش دوباره گفت بیا اینجا لاشی خانم.امشب مثل سگ میکنمت.جووووووووووووون.چه جوری میکنیم؟جوری که تا عمر داری یادت نره.بگو بگو دوست دارم بدونم دوست پسرام چه جوری میخوان با کس و کونم حال کنن.ما دوست پسرت نیستیم.ما صاحبتیم.فهمیدی؟اخخخخ جووووووون.آره.باشه.فدای کیراتون شم من.باشه.من ماله شمام.ماله کیر شما هستم.جز کیر شما چیزی نمیخوام.جز جندگی برای شما لیاقت چیز دیگه ای ندارم.اووووووفجوووووون.کیر تو وجودتبعد یاسمن نشست رو پای مرده کمرش رو تکیه داد به سینه مرده.سرش رو گذاشت رو شونش.مرده گفت کسو خانم موهاتو باز کن بینم.مثل دیشبا.منا:آره یاسی.نشون بده به دوستای سروش که چی تو وجودت داری.نشون بده چه کیر راست کنی هستی جنده ی من.یاسی:ها ها ها جوووون.دوست دارین موهام رو.باشه.بلند شد گیرای تو موهاش رو باز کرد.دست کرد تو موهاش.جمع کرد پشت سرش.بعد گفت حاضرین؟گفتن آره.زود باش دیگه.اونم یه خنده ی شهوتی بد کرد گفت یک دو سهههههه.واااااای خدای من.موهای بلندش رو ول کرد و سرش رو تکون میداد.موهاش به چپ و راست میرفت.خیلی خفن بود.واقعا ناز بود موهاش.تا حالا انقدر دقت نکرده بودم.موهاش تا روی کونش بود.وای که زن به این زیبایی و جندگی نعمته به خدا.
بعد موهاش رو جمع کرد ریخت یه طرفش.دست زد به کمرش کونش رو داد یه سمت گفت حالا کی میخواد منو بکنه؟بقل دستی سروش گفت خودم میکنمت.بیا اینجا بینم.رفت نشست تو بقلش.سروشم منا رو گفت رفت تو بقلش.یه کی از اون مردا رفت کنار سروش.یکیشونم کنار اون دوستش.شش نفر رو رو یه ردیف مبل فرض کنید.یه مردی اول.بعدش یه مرد دیگه.یاسمن تو بقل این دومی بود.سومی سروش بود.آخری هم یه مرد دیگه.منا هم لباسش رو داده بود بالا با کون لختش رو پاهای سروش بود.سروش و اون آخری داشتن منا رو میمالیدن.دوتا اولی هم زن جنده ی من رو.اسم مردا رو جز سروش یادم نمیاد.برا هرکدوم همینجوری یه اسم میگم و با اسم اونا ادامه میدم.اون اولی امیر.دومی که یاسمن تو بقش هست اشکان.سکمی که سروشه وآخری مهران.
اشکان و سروش از همشون گنده تر بودن.اون دوتا هم درشت بودن اما نه اندازه اشکان و سروش.اشکان لبای یاسمن رو میخورد و امیر دست کرده بود لای پاش و میگفت جووون.جنده به این میگن.اخخخخ.کیرم فدات شه کیرم لای پات.اووووف.جون.هی دست میکرد تو کس یاسمن یاسی هم میگفت:اووووووی.چته وحشی آروم بکن.کسم دردش میاد.تازه میخوات زیر کیراتون بخوابه.ماله خودتونه.کسم ماله شماست.کونم حق شماست.عجبه نکنید.تا صبح کس و کون فداتون میکنم.کس میریزم به پاتون.جووووونمین شماها.اشکانم گرونش رو میلیسید و میگفت:دوست داری؟
آره دوست دارم.انگلم کنین.با تنم ور برین.باهام بازی کنین.عاشق اینم مردا باهام بازی کنن.
جووون.کیر دوست داری؟
آره
چقدر؟
خیلللللیییییی.یه عالمه.عاشق کیرم
جوووون.شوهر بی غیرتت کجاست؟
رفته بیرون.
چی کار کنه؟
***تو این مدت که این حرف ها رو میزدن دستشون تو سینه هو کس یاسمن بود داشتن میمالیون
اشکان خیلی وارد بود.نوک سینش رو میگرفت فشار میداد اونم داد میزد جووووون.کییییرررر میخوام***
رفته پول در بیاره بده به زن جندش
جووون.که زن جندش با این پولا چیکار کنه؟
که تنش رو برا شماها آماده کنه.که خودش رو بزاره در اختیار کیییرررر شما.
جووون.اون کس کش چی؟
هیچی.از اون خوشم نمیاد.دوست دادم زیر کیر شماها بخوابم.دوست دارم ماله شماها شم.ببرینم خونه خودتون با تنم حال کنید.بشم کلفته خونتون.
جوووووون.اما نمیشه
چرااااا؟توروخداااا بزارررر
نمیشه.تو لیاقت کلفتی ما روهم نداری .فقط آفریده شدی که کس بدی.کون بدی.جندگی کنی فاحشه.تو رسما یه فاحشه ای.یه زن هرزه.یه زن جنده و هرجایی.تو فقط باید کس بدی
باشه باشه میدم.پس ببرینم بهتون کس بدم.کونمو بکنین.ماله خودتونه.ببرینم شوهر کس کشم رو بی ناموس کنین.زنش رو جر بدین
جوووون.میخوایم رو تو هو این منا جنده کاسبی کنیم.میبریمتون شمال میدیمتون به کیرای پولدار.پولش ماله ما.میای؟
آره چرا نیام ارباب.میام.هدکاری گفتین میکنم.فقط من رو ول نکنید.
امیر:هرزه خانم تو باید بیای زیر کیر من فقط.
باشه میام.هر کاری خواستین با تنم بکنید.
امیر:میبرمت باغ ده نفر میارم بکننت.
ججوووووووووون.از خدامه.من هرزه ی شمام.هرجور صلاح میدونید باید باهام حال کنید
امیر سینه یاسی رو در آورد و شروع کرد به خوردن.اشکانم لب میگرفت و کسش رو میمالید.همزمان سروش و مهران هم داشتم منا رو میمالیدن.جذب جندگی یاسمن شده بودم.حواسم به اونا نبود.به خودم که اومدم دیدم منا لخت لخت شده.شرط لامباده ایش رو هم در آورده بود
سروش داشت سینش رو میخورد.مهران هم پاهاش رو باز کرده بود داشت کسش رو لیس میزد.منا هم سرش رو برده بود عقب و آهههه و ناله میکرد میگفت:جووووون.بکنین منو.بخور کسم رو.سر مهران رو به کسش فشار میداد با دست چپ.با دست راستشم با موهای سروش بازی میکرد که داشت سینه هاش دو میخورد.بکنین سگتون رو.
سروووش:جووووون.سگ منی تو.کیرم تو شرف شوهر بی غیرتت که زن جندش رو ول میکنه تو خیابون.
مهران:آخخخخخ.دارم زن شوهر دار میکنم.جوووون.گ
کاش بچتم اینجا بود.جلو دخترت میکردمت.منا یه دختر داشت.نمیدونم چند سالشه.حدود سوم راهنمایی اینا.
جووووون.دفعه دیگه میارمش.جلو اون مادرش رو بکنین.تا بفهمه مامانش یه جنده ی هرزست.
سروش:دخترتم میکنم.
منا:باشه بکنش.ماله شماست.اختیار کوس کوچولوش رو دارین.
سروش:خودم هرزش میکنم.از حالا باید یاد بگیره مثل مامانش کس بده.مثل خودت جندس.کیرم تو کس دخترت
منا:جوووووووون.جوووووووون.جووووووووون
مهران:دوست داری دخترتم مثل خودت جنده بشه؟
منا:آره.خیلی دوست دارم.دفعه دیگه میارمش خودتون ترتیب کسش رو بدین
امیر از این طرف گفت:راست میگه چه معنی میده دختر تو پرده داشته باشه؟باید از حالا جندگی کنه.بیارش خودمون براش یه صاحب پیدا میکنیم.
وااااااای کیر من داشت میترکید.سرم نصفه های در اتاق دومی بود.نمیشد جلو تر برم.کامل نمیدیدم اما صداشون رو میشنیدم.یاسمن گفت:یکیتون کس منم میخورین؟لطفااااااااا.اشکان گفت:امیر پاشو بشین بالا این جنده رو بشون تو بغلت.تا من کس توپولش رو بخورم.
یاسمن:جووووووون.بخور کسم رو.ماله خودته.کسم کیر میخواد.ببین چه جوری آب کنده؟خیسه خیسه.آمادست کیر یکنین توش.فدای کیرتون بشه.کیر همه تون تو کسم.جوووووون.
اشکان بلند شد یاسمن و امیرم همینطور.اشکان پایین لباس یاسی رو گرفت کشید بالا از تنش درآورد.وای جووووووون.سینه هاش افتاد بیرون.سوتین و شرط نپوشیده بود که.کسشم معلوم بود.خدااااااای من مگه انقدر کسش صاف شده بود.اشکان یکم چرخوندش کونش اومد سمت من.محکم زد تو کونش.هی میزد تو کونش بعد با دستش کونش رو میگرفت فشار میداد.امیرم همینطور میزد رو کونش بعد سه تیکه از کونش رو میگرفت فشار میداد.اشکان کون یاسمن رو میلرزوند بعد ولش میکرد کونش مثل ژله همینجوری تکون تکون میخورد.یه ظرف ژله رو تصور کنید.حالا تکونش بدید.میبینی ژله چه وری میشه؟کون یاسمنم همینطوری میشد.واقعا کونش نرم و شل بود.در عوض کون منا گنده بود و سفت.مثل ماله یاسمن ول نبود.شل نبود.سفت بود.به همین خاطر قلمبگیش ییشتر میشد.اشکان خندش گرفته بود.گفت:لاشی خانم چه طوری کونت رو اینجوری ساختی؟هان؟کون ندیده بودم مثل تو.یاسمنم همش خنده های شهوتی میکرد که کیر آدم رو میترکوند.بعد اشکان همونجوری که میخندید کون یاسمن رو کرد طرف سروش و مهران.گفت:نیگا کن تورو خدا.ببین کونش رو.اوووووف.هی کون زنم رو تکون میدادن و میخندیدن.حال میکردن سروشم گفت این کون اگه کیر بزاری لاش آبت میاد.ماله الان نیست.بزار دو سه دور آبم بیاد که کمرم زود خالی نشه بعد میدونم چه جوری این کون رو بکنم.شما هم بیخیال کونش شین.ماله خودمه کون این فاحشه.یاسمن هم میگفت ماله خودتونه.امشب میخوام برا اولین بار کون بدم.میخوام شما کوووووونیم کنید.مهران گفت نگران نباش.جوری معتاد به کون دادنت کنیم که نتونی بدون کون دادن بخوابی.همش داشتن با کس و کونشون بازی میکردن.دیگه داشتم میترکیدم.خوابیدم رو زمین.کیرم رو زمین بودا.هی خودم رو فشار میدادم رو زمین.کیرم رو منظورمه.تا آبم اومد.همچین با فشار آبم اومد که آبم تا پایین پام پرت شد.نمیشد بکشم پایین جق بزنم چون یهو میومدن این طرف باید سریع میرفتم تو اتاق.نفسم بالا نمیومد.خیلی حس عالییییییی ای بود.زن جندم زیر چهارتا کیر بود.داشتن از تنی که من خرجش کرده بودم لذت میبردن.دوست داشتم بقیه از زنم لذت ببرن.جندگی زنم برام افتخاریه.کس و کونش باید ماله دیگران باشه.آبم که اومد یکم حشرم خوابید.کمتر جرات میکردم جلو برم تا ببینم.اما زیاد طول نکشید.چون با حرف ها و کارایی که کردن بازم کیرم سیخ شد.اونم چه جوری.
شروش بلند شد اومد سمت یاسمن.دست چپش رو گذاشت لای کس یاسمن  دست راستش رو گذاشت پشت کمرش.کشیدش سمت خودش و ازش لب گرفت.گفت جوووووووون.چه تن نرمی.کیرم تو غیرت شوهرت.کیر تو شوهر بی ناموست.حال میکنم زن شوهر دار میکنم.اونم فاحشه.جنده.کسو.کونی.جووووون.میخام امشب با کس تو شروع کنم.یاسمن گفت واااای.باشه.کیر همتون تو غیرت شوهرم.کاش شما شوهرم بودین.الانم فرقی نداره.اون کس کش حقی نداره.من ماله کیر شمام.میخوام امشب حسابی براتون جندگی کنم.بکنین تو کس و کونم.بزارین دگتو دهنم.آبتون رو بریزین تو حلقم.بشاشین روم.جرواجرم کنید.بشاشین تو دهنم.پارم کنید.هرجور دوست دارید با تنم حال کنید.تنم ماله کیر شماهاست.سروشم اینا رو که شنید دیگه برید.گفت کیرم تو شوهرت که زن به این جندگی تربیت کرده.بعد یاسمن رو بقل کرد برد اون طرف.رو اون مبله اون طرفی که من نمیدیدم.امیرم رفت سمتش.سروش گفت امیر من میکنم تو کسش تو بزار تو دهنش بزار حسابی دهنش گاییده شه.جنده ای مثل این آشغال فقط برای گاییدنه.امیرم گفت جووووووون.باشه.یاسمنم همش آااااه و ناله میکرد میگفت بکنننین.بکنننییییییینم.من ماله شماااااام.کس شمام.من کون شمام.با کونتون حال کنید.با جندتون.با فاحشه ی بی همه چیزتون ااااااه آااااااااااااخ.وااااااااای.جووووووووووون.اوووووووف.بکن بکن بکن بکن بکن بکن.اح دوست دارم کیییییررررررررررر دوست دارم.بکنینم.
وای که چقدر حشری شدم باز
اشکان و مهرانم داشتن نگاه میکردن.اونا رو میدیدم.یه دفعه منا که رو مبل پشتی سری بود و پاهاش باز بود و کسش پیدا گفت اخخخخخ.پس من چی؟کسی من رو نمیکنه؟کسی کس و کون من رو نمیخواد؟اشکان برگشت گفت جووووون.کیییررر میخوای؟
منا:آره.بدین بهم
اشکان:التماس کیرمون رو کن.الکی به جنده ی کثیفی مثل تو کیر نمیدیم
مهران:کونی خانم اگه کیر میخوای باید التماس کنی.
منا رو زانوهاش نشست.اومد جلو شون.همینجوری جلوشون زانو زده بود.التماس میکرد:میگفت کیییررررررر میخوام.بهم کیر بدین.توروخدا.دارم میمیرم.گفتین یاسمن رو براتون جور کنم بهم کیییرررر میدین.لطفا.جون هرکی دوست داررررییییین.بعد هم گریه کرد.نمیدونم واقعا یا فقط صدای گریه در میآورد اما آدم رو حشری میکرد.با صدای گریه هو حق حق میگفت:ارباب مهران مگه نگفتی اگه یاسمن رو جور کنم بیارم براتون تا صبح میکنینم.به خدا دو هفتست نکردینم دادم میمیرم.هیچ کی مثل شما نمیکنه من رو
مهران:جنده ی آشغال تو لیاقت کیر من رو داری؟
منا:نههه.اما توروخدا همیشه بهتون میدم.هرکاری بخواین میکنم.
اشکان:یه شرط داره که امشبم به کس و کون پارت حال بدیم؟
منا:چی؟بگین بهم.
اشکان:سری دیگه دخترت رو بیاری جندگی مادرش رو نگاه کنه جلو اون بکنمت.دیگه خودت تکراری شدی.اگه یه تنوعی نباشه دیگه به کیرم حال نمیده.
مهران:آره دختر جندتم میاری.باید ببینه مادر کونیش چه فاحشه ایه.باید بدونه چرا کون مادرش انقدر گندست.باید بدونه زیر کیر ما اینجوری گنده شده.
***مثل اینکه منا خیلی وقت بود با اینا بود و کس و کونش رو میگاییدن.اونم دیگه معتاد کیر اینا بود.بعد ها فهمیدم که هیچکس نمیتونه منا رو مثل اینا سرحال بیاره به همین خاطر همیشه هرکاری بگن میکنه که کیرر بهش بدن.یاسمن رو دیده بودن یه بار که باهاش بوده.گفتن جور کن بکنیمش وگرنه خودتم نمیکنیم.اونم یاسمن جنده رو راضی میکنه.***
تو همین حین صدای ناله ها و نعره های سروش و امیر هم داشت دیوونم میکرد.
منا:باشه میارمش.به خدا میارمش
مهران:شبم میزاری اینجا بمونه.میخوام رو کیرم بخوابه.خودم جندش میکنم
منا:باشه باشه.هرکاری خواستیم بکنین باهاش.حالا منم بکنین دیگه دتری دیوونه میشم.
مهران بلندش کرد نشست رو مبل.گفت بیا با کونت بشین روش.لامصب مگه انقدرم کیرش کلفت بود.منا هم گفت جوووووون.رفت نشست رو کیرش.کلی هم آااااااه وناله کرد و داد و بیداد.اشکانم اومد جلو دو تا پاش رو داد بالا.گذاشت تو کسش.تند تند تلمبه میزدن.منا هم خیلی بدجور جیغ و داد میکرد.به ذهنم اومد که الان همسایه ها هم میشنون.خیلی دوست داشتم ببینمشون.اما نمیشد.کیرم داشت میترکید.بعد سروش گفت بیاین اینجا.بیاین این دو تا جنده رو باهم بکنیم.واااااااااای.اووووووووووووووووف.نمیدونید چی دیدم.این رو که گفت اشکان کیرش رو کشید بیرون.مهران حالا چی کار کرد؟همونجوری که منا رو کیرش بود دوتا پای منا رو جمع کرد تو سینش.بعد دوتا دستش رو حلقه کرد دور پاهای منا محکم گرفتش تو بقل و همونجور که کیرش تو کون گند و گوشتیش بود بلندش کرد.واااااااااای.انقدر تحریک شدم که دوباره کیرم رو مالیدم به زمین تا آبم اومد.رفتن اون طرف که من دید نداشتم.
خیلی دوست داشتم ببینم چیگار میکنن.زنم داشت کس میداد.اونم به چهار نفر.زیر کیر کسی جز من بود به شدت تحریک میشدم.یاسمن من داشت جندگی میکرد.زن جندم داشت کس میداد.کثافت تا دید من نیستم رفته دوست پسراش رو آورده خونه که بکننش.کیر بکنن تو حلقش.واااااااای دارم میمیرم از حشری بودن الانم که یادم میاد کیرم شده مثل سنگ داره میترکه
یه کم رفتم جلو تر.اصلا حواسشون نبود اااه و ناله های منا و یاسمن،جیغ زدناشون و کیر کیر کردناشون داغم میکرد.رفتم جلوتر.چیزی که حدس میزنم اینجوری بود.سروش زیر بود داشت تو کس یاسمن تلمبه میزد.کنارش اشگان نشسته بود و منا با کون نشسته بود رو کیرش.مهران کرده بود تو کس منا.و امیر کیرش رو میکرد تو دهن یاسمن و منا
سروووش نعره میزد.انقد داد زد و یه دفعه بلند شد.کیرش رو گرفت تو دهن یاسمن و جق میزد آبش رو ریخت تو دهن یاسمن.آبش که میجهید بیروم میریخت رو صورت یاسمن.میریخت رو آرایش خوشکلش.پلکاش شده بود پر آب.نمیتونست چشاش رو باز کنه.منا هم میگفت جوووون.توروخدا به منم آب کیر بده سروشم میگفت خفه شو جنده خانم.تو ارزش آب کیر منو نداری.بعد امیر یاسمن رو گذاشت بالا و پاهاش رو داد بالا.کیرش رو کرد تو کسش و شروع کرد وحشیانه تلنبه زدن و داد میزد ااااااااااااااااااااااااه.بعد هم کیرش رو کشید بیرون و آبش رو ریخت تو دهن یاسمن.یاسمن تو این مدت آب سروش رو تو دهنش نگه داشته بود از رو صداش معلون بود به جای ااااه و ناله همش میگفت اااااووووووووممممممم.وقتی امیر میکردش.
بعد هم اشکان و مهران کشیدن بیرون کیراشون رو.منا نشست کنار یاسمن.اونا هم جق میزدن اشکان فک پایین منا رو گرفت با یه دستش و کیرش رو کرد تو دهن من و آبش رو ریخت یه کمم ریخت دهن یاسمن.بعدشم مهران که داشت جق میزد سریع آبش رو ریخت دهن جفتشون.اونا هم با آب کییییرررری که تو دهنشون بکد بازی میکردن.منا ریخت تو دهن یاسمن.یاسمن هم یه کمش رو برگدوند تو دهن منا.بعد جفتشون قورتش دادن و بعدش از هم لب گرفتن
اونا هم بیحال افتادن رو مبلا.یکی دو تاشونم افتادن رو زمین.یاسمن و منا هم افتاده بودن رو زمین.دو تا زن جنده شوهر دار که کس داده بودن تن گوشتیشون ولو شده بود رو زمین.
این مرحله اول سکسشون بود.چون خیلی حوسی بودن زود شد.تا فردا ظهرش باهم همه جور سکسی داشتن.
چون گفتن همش طول میکشه فعلا این رو میزارم که دوستان بخونن.
ادامه دارد ...
     
#24 | Posted: 7 Aug 2013 00:11
میهمان


قسمت نهم 9:
داشتم میمردم از شهوتی شدن.یاسمن و منا دونا کس که خودم همین الانش آرزوشون رو دارم جلوم اونجوری افناده بودن.یاسمن پشتش به من بود.پاهاش رو جمع کرده بود تو بقلش.کون گنده و نرمش ولو شده بود رو زمین.انگار دمبه.وااااااااای کسش از لای پاش پیدا بود.همشم نفس نفس میزد کونش تکون میخورد.منای جنده هم که حسابی کس و کونش رو گاییده بودن رو شکم خوابیده بود.دو تا پاش سمت من بود.وااای خدااااایییی من گسش از لای کونش پیدا بود.منا یه کم سبزه بود.بر عکس یاسمن که حسابی سفید بود.هرکس منا رو میدید میگه سفیده.اما وقتی کنار یاسمن زن جنده ی من باشه میفهمه که نه.اون یه جورایی سبزست.داشتم از کس و کون زن فاحشم لذت میبردم.همش هم آاااه و نالههه میکرد که یه دفعه دیدم یکیشون داره میاد این طرف.یکی از مردا بود.چون کنار دیوار بودن ندیده بودم.نشد برم تو اتاق خوابمون.دم در اتاق دومی بودم.سریع رفتم داخل.یارو اومد رفت تو آشپزخونه.مثل اینکه در یخچال رو باز کرد.چون بعد که اومد بیرون یه بطری پرت کرد سمت دوستاش.آب خورده بود.بعد اومد سمت اتاق ها
در اتاق اولی رو باز کرد.قلبم داشت میومد تو دهنم.انگار که من اومدم زن اون رو کردم.حالا میترسم گیر بیوفتم.یه نگا کرد و اومد سمت این اتاق.قلبم دیگه نمیزد.یعنی واقعا یه لحظه حس کردم قلبم نمیزنه.رفتم سریع کنار یکی از کمد ها قایم شدم.اومد فقط یه نگاه کرد و رفت.وقتی رفت تو اتاق خوابمون یه چند مینی بیشتر طول کشید.رفته بود داخل نگاه کرده بود.ما یه تخت دو نفره بزرگ داریم.رو تختیمون سفیده با گل دوزی های کنار قرمز.خیلی خوشکله.بعد دکستاش رک صدا کرد گفت بیاین ببینیین چه تختی داره.رو این به اون شوهر بی غیرتش کس میده هاااااا.دوستاش اومدن.من اصلا چیزی نمیدیدم.همونجور پشت کمده یا بهتر بگم کنارش قایم شده بودم.رفتن تو اتاق.میگفتن اوووووووووف.سروش بیا رو این بکنیمشون.6تایی باهم.انقدر با دیدن اتاق خوابمون تحریک شده بودن که خدا میدونه.آخه نور قرمزشم روشن بود.چندتا رنگ میشه اتاقمون.قرمزش واقعا سکسیه.من احمق رو بگو اون اولا رفتم کلی خرج کردم که سیستم صوتی حرفه ای بزارم.که بعضی وقت ها آهنگ ملایم بزارم با یاسمن سکس عاشقانه داشته باشم.هیچ وقت چیزی که میخواستم نشد.
پاهاشون رو میدیدم.کل بدنم سنگ شده بود.بعد یه سری چیزا باهم گفتن و رفتن.یکیشون که نفهمیدم درست کدومه گفت:پسر باید امین اینا رو هم بیاریم حال کنن با این جنده ها.
اشکان:آره.لامصبها خیلی حال میدن مخصوصا اون یاسمنه.خیلی جندست.
امیر:باید یه سکس پارتی بزاریم.چندتا جنده دیگه هم بیاریم.
فکر کنم سروش رییسشون بود.همش به اون میگفتن چیکار نیم به نظر تو.
سروشم گفت:صبر کنید همچین این دوتا رو رام کنم که همیشه زیر کیرمون باشن.منا که هروقت بخوایم هست.اون یاسمن رو هم باید یه جوری دمش رو بچینم که نتونه نه بگه بهمون.
امیر:نه نمیگه بابا.مگه نمیبینی چه جوری تشنه کیره؟
سروش:نه منا گفت همینجوریه.با هیچکس دوبار نمیمونه.از اوناست که هرکسی رو یه بار تجربه میکنه.
امیر:چیکارش میخوای بکنی؟
میارمش اینجا ازش عکس و فیلم میگیرم.بعد نشونه شوهرش میدم اگه نیومد.
بابا اون که براش مهم نیست.میگه شوهرشم دوست داره.
کس خل شدیا.آخه کی انقدر بی غیرت که ببینه زنش جندست زیر کیر 4نفر بخوابه لذت ببره.هوسی بوده یه چیزی گفته
اهان.راست میگیا.حالا کی ازش عکس میگیری؟
بیاین بیریم حال کنیم باهاشون.فعلا وقت هست.
بعد همشون رفتن بیرون.درم نیمه باز بود.رفتن و به من گفتن اون جنده خانم کجاست؟گفت رفته دست شویی.
یه کم گذشت یاسمن اومد بیرون و داشت میومد تو حال که سروش رفت جلو دست کرد لای کسش گفت جنده ی من کیرم کست رو میخوات؟
جوووووون.کس منم کیرت رو میخوات.الان جوووون دادی بکنی من رو؟
آره.تو چی؟معلومه که میتونی.جنده ترین زن دنیایی تو.اوووف.
بعد همینجور کی دستش لای کس یاسمن بود شروع کرد لب گرفتن.بردش تو حمام.حمام ما به اندازه 3نفر توش باشن جا داشت.نهایت چهارتا لمل نه دیگه شش نفر.اون دوتا که رفتن مهرانم به منا گفت تو هم دوست داری تو حمام کس بدی؟منا هم گفت آره.اما قول بدین زود آبتون نیاد.کسم تازه حااالل اومده.کیر میخوااااااااااد.مهرتنم گفت جووووون.باشه.
همشون رفتن تو حمام.چپیده بودن تو هم.منم رفتم بیرون.فقط صداشون میومد.وای کیرم داشت میترکید.زنم لخت شده بود تو بقل چهار تا کیر کلفت بود.اونم تو خونه خودش.بکناش رو دعوت کرده بود خونه که کسش رو جر بدن.حسابی هم رو گاییده بودن.صدای جیق یاسمن و ناااااله های حشری منا از یه طرف.داد و نعره های که اون چهارتا کیر کلفتم میزدن از یه طرف.دیگه تاقت نیاوردم.گاییده شدن زن جندم انقدر تحریکم کرد که دستم رو کردم تو شلوارم.کیرم رو در آوردم شروع کردم جق زدن.آبم اومد ریختم رو زمین.دیگه جون نداشتم.واقعا تحریک شده بودم.حواسم بود کسی نیاد.رفتم تو آشپز خونه یه چیزایی برواشتم رفتم تو اتاق خودمون خوردم.یه بطری آبم بروم گذاشتم زیر تخت.دییونه شده بودما.دیگه حوس از سرم پریده بود.با این حال رفتم نگاه کردم.وای که چقدر حرفاشون حشری کننده بود.
جنده ترین زن دنیا کیه؟
منم.من.یاسمنتون جنده ترین زن دنیاست.
منا:چییی؟کس کوچولو تو جندگی رو از من یاد گرفتی.حالا داری میگی جنده تر از منی
یاسی:خفه شو.اصلا هرچی سرورم بگه.هرچی صاحبم اقا سروش بگه.من جنده ترم یا منا؟
سروش:جفتتون جنده این.جنده تر از شما تو دنیا نیست.شماها ماله منین از حالا.فهمیدین؟اختیارتون دیگه با شوهراتون نیست فهمیدین؟
منا:باشه.هرچی ت بگی.تو فقط به من کیییییررررر بده.یکی بیار من رو بکنه.کونم رو بکن.بردت میشم
مهران داد زد گفت جوووووون.کسو بیا اینجا.بعد هم آااااااه و ناله و داد زوناشون شروع شد.معلوم بود که همشون ارضا شدن.یه کثافت کاری شده بودا.بوی تنشون خونه رو برداشته بود.بوی سکس.بوی کثافت.بعدم اشکان گفت لاشی بشین میخوام بشاشم رو صورتت:نمیدونم به کدومشون بود.اما میخندید و میگفت جوووون.آره بخورش.بخور شاشم رو جوننن.بعد صدای یاشمن اومد که میگفت:جووووووووون.چه داغه.آخخخخخخ.بعد که اشکان ادرارش رو رو تنه یاسمن خالی کرد یاسی گفت من بازم میخوام.بشاشین رکم.با شاشتون تمیزم کنید.شاش شما برا من مثل شاب مقدسه.اخخخ بعد هم صدای شره شاشیدنشون رو زن من و البته منا میومد.اخخخخخخ حالم بهم خورد و البته حشری شده بودم.بوی گندشون تا توحال اومد.یه نگاه به مبل انداختم تا نبودنشون.واااای.عرقشون رو مبل بود آب منیشون که از رو صورت یاسمن اینا پاشیده شده بود رو میز تابلو تو چشم بود.رو زمینم تف بود.فکر کنم یاسمن اینا کیرشون رو ساک زده بودن آب دهن اونا بود.یا اب دهن اکن کیر کلفت ها که میریختن رو کس و کون زنم.یه لحظه به ذهنم اومد که فیلم بگیرم.یه خورده فیلم گرفتم.بعد صدای داد و بیدادشون اومد.حسابی همشون ارضا شده بودن شاید بعضی هاشون دو بار.اومدم رفتم تو اتاق خودمون.اومدن بیرون.حسابی ولی دوش گرفتن بعدش.از صداشون فهمیدم.یاسمن اومد لباس بپوشه امیر بود فکر کنم اومد گفت چرا لباس میپوشی؟لباس نپوش تا صبح باید لخت باشی تو بقلمون.اونم گفت چششششششممممم.خودش رو خشک کرد رفت.بعد یکی دیگشون اومد گفت حوله شوهرت کجاست.گقت برا چی میخوای؟گفت میخوام کیرم رو باهاش خشک کنم.یاسمنم گفت بیا بگیر.فدای کیرت شم.
اومدن خودشون رو با حوله من خشک کردن.منای جنده هم اومد بعد ار همه اونا.گفت وای یاسمن خیلی حال داد.پایه ای همیشه با همینا بپریم؟
همیشه؟یعنی تا کی؟نه بابا.چندبار دیگم شاید بیام اما نه همیشه
اذیت نکن دیگه.خدایی تا حالا کی کس و کونت رو اینجوری گاییده؟
هیچکس.خیلی حال میده.عاشق کیر کلفتم که وقتی میره تو کسم حفره های کسم رو پر کنه.اما هنوز که کونم رو نکردن که.
میکنن.اینا تا امشب همشون کون تورو نکنن ولت نمیکنن که
جوووون.اما میترسم.درد نداره؟
نه.چرا اولش.اما بعدش حال میده بعدشم تا کی میخوای کونت رو اکبند نگه داری؟ت یه فاحشه ای یاسمن.یه جنده.یه کی که کارش اینه گه زیر کیره بقیه بخوابه.تو برا خودت نیسی که.تو برا اینی که به این کیر گلفتا لذت بدی.کونتم باید بزاری بکنن
تو فقط به اونا حال میدی.اما من بخاطر خودمه.اگه نخوام بهشون حال بدم همین النشم نمیتونن دست بهم بزنن
مثلا میخوای چیکارشون کنی؟
مثلا زنگ میزنم به پلیس میگن ریختن تو خونم به دادم برسین.بعدم به جرم تجاوز کون همشون رو پاره میکنم
ااا.یاسمن نکنیا.
نه نمیکنم میگم یعنی هیچ کس نمیتونه به زور بکنه من رو.خودم جنده بودنم رو دوست دارم.اوکی؟
اوکی بابا.تو دیگه کی هستی
بعدم صداشون زدن که فاحشه ها کجایین؟بیاین اینجا کسو خانما.
رفتن اونجا.یه نیمچه نگاهی کردم.همشون لخت بودن.سروش گفت یاسی کیرم تو کون گندت.بیا اینجا تو بغلم.اونم با ناز رفت تو بقلش نشست.اونم همش میگفت جووون.چه کون نرمی.فدات شم.
منا هم رفت تو بقل یکی دیگشون.سروش نامردم دست انداخته بود تو کس یاسمن هی کونش رو به کیرش فشار میداد و رو کیرش بالا پایینش میکرد.مثل اینکه یه بچه رو پاته داری باهاش بازی میکنی.
ادامه دارد ..
     
#25 | Posted: 17 Aug 2013 07:53
میهمان


قسمت دهم 10:
شاید باورتون نشه.اما انقدر از این حرکت که یاسمن مثل یه بچه رو کیر دوست پسراش بود تحریک شدم که خدا میدونه.رفتم تو اتاق و شروع کردم جق زدن.شرت های یاسمن رو درآوردم جق میزدم.حال میکردم زنم جندست.کس دادنش رو دوست داشتم.دوست داشتم دوست پسراش کس و کونش رو حال بیارن.انقدر به جندگی زنم فکر کردم و صدای خنده های شهوتیشون رو شنیدم که بازم آبم اومد.جووووووون.از بی غیرتیم لدت میبردم.از اینکه به یاد جندگی زنم آبم بیاد.خیلی دوست داشتم این چیزا رو.برا خیلی ها عجیبه اما من لذت میبردم.از داشتن زن به این زیبایی.و کس بودن که همه مردا اسیر کس و کونش میشن.دیگه نای بلند شدن نداشتم.دفعه سوم،چهارم بود که ارضا میشدم.یه کم همینجوری افتادم.بعد رفتم جلو که برم نگاه کنم اما نمیشد.اومده بودن این طرف تر وسط حال بودن دیگه.میرفتم بیرون میدیدنم.آروم از لای درنگاه میکردم.یاسمن رو پاهای صاحبش سروش بود.سروش دوتا دستاش رو انداخته بود دوره کس یاسمن میمالید میگفت:جووووووون.زن به این میگنا.گاییدن زن شوهر دار یه حال دیگه داره.مگه نه جنده خانم؟تو هم دوست داری؟
من که نباید دوست داشته باشم.من فقط وظیفم ارضا کردن کیرته.من بنده ی کیرتم.من که حق دوست داشتن ندارم.هرچی تو دوست داشته باشی منم دوست دارم.
جووون.آفرین.کم کم داری جنده ی خوبی میشی.ااااااهاییی منا ی کونی بیا اینجا ببینم.
منا انگار اون طرف تو بقل یکی دیگشون بود بلند شد اومد جلو سروش گفت جانم؟
جانم و ذهرمار.باید بگی جانم ارباب.تو دیگه برده ی منی.شمارو از شوهرات ن خریدم.
چشم ارباب.هرچی شما بگین.
جندگی و برده بودن رو از این یاسی فاحشه یاد بگیرا.فهمیدی؟
بلللههه.چششم.بیا حالا بشین رو پام.
یاسمن رو جابه جا کرد سمت چپ کونش رو پای راست سروش بود و سمت راست کون منا هم روی پای چپ سروش.سروشم میگفت جووون.کیرم لای کون جفتتونه.آخخخخخخ.یاسمنم گفت اخخخ جوووون.سرووووووووووش؟
چته جنده خانم.
کی پس کونم رو میکنی؟
دوست دارم همه چیم رو بهت بدم.دوست دارم برده ی خوبی واسه کیرت بشم.
جووون.بزار یه چیزی بخوریم بعد کونتم میکنم.خودت رو اماده کن بی وجود.فاحشه خانم.لاشی
جوووون.وقتی فحش میدی دوست دارم.به خودم افتخار میکنم ه زیر کیرت خوابیدم
تو این مدت منا رو پای سروش بود اون با کس و کونش ور میرفت.اون سه تا هم داشتن اه میکردن.خیلی ارضا شده بودن انگار تو حمام.نای هیچ کاری نداشتن
سروش به منا گفت اینجا چیزی برا خوردنم پیدا میشه؟منا گفت نمیدونم خونه یاسمنه ها.یاسمن گفت چیز زیادی نداریم.باید غذا درست کنم.سروش گفت نمیخواد.زنگ میزنیم از بیرون بیارن.شماره ای چیزی داری؟یاسمنم گفت آره.بلند شد دوتا کارت آورد.گفت فست فودی میخواین یا برنجی چیزی؟سروش گفت پیتزا.همشون موافقت کردن.یاسمن زنگ زد گفت 6تا پیتزا که با با اشاره سروش کردش 10تا.مثل اینکا خیلی گرسنه بودن.با مخلفات و اینا سفارش دادن.بعد از یه نیم ساعتی رسید.تو این مدت داشتن با زن جنده من و منا حال میکردن.کس و کونشون رو میمالیدن.وااااااای.صداش میومد که حی میزدن رو کس یاسمن و منا.کسشونم خیس بود.صداش تابلو بود.اونا دردشون میومد اون چهارتا نامردم حال میکردن میخندیدن.یه بارم شوهر منا زنگ زد که همشون ساکت شدن.اونم اومد تو اتاق ما.من رفتم زیر تخت.اونم گفت خونه یاسمنم.نه شوهرش نیست.باشه باشه.حالا باهاش صحبت میکنم.وااااااااای.جنده که نیست بیاد به تو بده.باید کم کم راضیش کنم.باشه بابا.این همه تحدید نکن.حالا یه چیزی از من دیدیا.اخخخخ.باشه باشه توروخدا داد نزن.به خدا جورش میکنم برات.قول میدم.اما صبر داشته باش.اگر جورش نکردم هر کاری خواستی بکن.باااااشه.طلاقم بده.باشه.نه به خدا هیچ مردی خونشون نیست.منم بخوام جلو یاسمن که نمیشه که.باشه عزیزم.مراقب یلدا باش.دوست دارم بوس.بای بای
خدای من یعنی چی که یاسمن رو جور میکنه براش؟تو ذهنم پر سوال بود.بعدهت فهمیدم منا دوست پسرش رو برده خونشون.شوهرش فهمیده.بعدم گفته یا طلاقت میدم یا دوستت یاسمن رو جور کن برا من.اونم قبول کرده.ولی جنده خانم چه جراتی داشته که اون شب باز سروش رو برده بود خونشون.
منا رفت بیرون من از زیر تخت اومدم بیرون.رفتنش رو نگاه میکردم.کون گوشتی و گندش رو که دیدم دیوونه شدم.دوست داشتم بکنمش.همه وجودم حوس بود اما کیرم پا نمیشد دیگه.اون شب تا فردا ظهرش شاید حدود 10-15 بار ارضا شدم.دفعه های آخر دیگه آبم انگار نمیومد اصلا.خیلی کم بود.
منا رفت بیرون و یه کم اذیتش کردن که شوهر کس کشت چه کارت داشت و اینا بعدم یاسمن که فکر کنم تو بقل امیر بود جیغش رفت بالا.نوک سینش رو دندون گرفته بود.به یاسمن میگفتن چرا شوهر تو زنگ نمیزنه؟اونم میگفت بی غیرت.زن جندش رو ول کرده زیر کیر شما.جووووووون.حال میکردم که زنم تا تین حد جندست.از اون جنده های با کلاس که زیر هر کیری هم نمیخوابه.وای
صدای در اومد که پیتزا آورده بودن.یکی از اونا بلند شد بره که سروش گفت کجا؟صبر کن.منا تو برو.اونم گفت باشه.رفت لباس بپوشه.سروش زد دم کون گندش گفت با لباس نه.منا گفت:اااا.بدون لباس که نمیشه.تو حیاطه هااا.همه میبینن.گفت یه چادر بنداز رو سرت برو.اون گفت من چادر ندارم که.به یاسمن گفت تو داری بهش بدی؟اونم گفت نه.یه کم فکر کرد بعد مانتوش رو برداشت گفت بیا این رو بکن تنت.اونم پوشیدش.سروش نگذاشت چیز دیگه ای بپوشه.دکمه های بالاشم باز کرد.سینه هاش اوفتاده بود بیرون.خیلی تابلو بود.مانتوشم کوتاه بود.کل رونشم معلوم بود.بهش پولم داد گفت برو تا جایی که میتونی جلوش جنده بازی در بیار.اتفار بیا.کس و کونت رو نشونش بده.اونم گفت چششششششم.رفت در رو باز کرد.من ندیدم اما از تعریفاشون فهمیدم که رفته دم در و یارو که دیدتش دهنش آب افتاده.اونم کلی سینش رو نشون داده و وقتی پسره میخواسته بقیه پولش رو پس بده گفته بزارش اینجا.یعنی لای سینه هاش.اونم گذاشته سینه هاش رو هم بوسیده.میخواسته بیاد داخل و دیگه چمیدونم منا رو بکنه که نمیذاره و میاد داخل در رو میبنده.اومد داخل کلی حال کرده بودن.همینجور که کس و کون زنم و منا رو کیراشون بود شامشون رو خوردن و بعد از یه یک ساعتی سروش بلند شد رو به انیر کرد گفت بهت قول داده بودم کون دست نخورده بکنی.یادته؟اونن گفت آره آقا سروش.گفت پاشو که وقتشه.من همیشه سر قولم هستم.یه دونش رو بهت بدم که تا عمر داری یادت نره.اونم گفت نوکرم به خدا.خاک پاتم.سروش رفت سمت یاسمن دستش رو گرفت بلند کرد محکم زد در کون گوشتیش و هی میگرفت گوشتای کونش رو و میمالید.بعد بازم ضربه میزد روش.خیلی باحال بود.اون دوتا هم میگفتن پس ما چی؟سروش به مهران گفت تو که کون منا روگاییدی اولین باریادت نیست؟تو هم نگران نباش.یه کون دیگه برات میارم حال کنی.امااین یاسمن ماله خودمه.منا اون طرف نشسته بود رو پای یکیشون و خم شده بود رو پای اون یکی کیرش رو ساک میزد.اونا هم آاااهههه و ناله میکردن.مونده بودم چه طوری کیرشون بازم راست میشه.
سروش و امیر و یاسی جنده هم اومدن این طرف تر.راحت تر میدیدمشون.امیر نشست رو مبل یاسمن چهار دست و پا شد جلوش و شروع کرد کیرش رو ساک میزد.یه جوری ساک میزد انگار تا حالا کیر نخورده با اشتها تا ته میکرد تو حلقش.سروشم از عقب کونش رو انگشت میکرد.بعد از چند دقیقه گفت حاضری جنده خانم؟اونم گفت آره.
تورو خدا آروم بکنیما.دددم میاد دفعه اولمه.اخخخخخ
نترس کسو خانم.کونت باید یاز شه بالاخره.چه الان چه ده روز دیگه.یه جنده که نمیتونه کون نده.میتونه؟
نه نه نمیتونه.اما توروخدا یواش بکن.
باشه.قشنگ کونت رو بده عقب.
بیااااااااا.اااااخخخ.وااای.جووووون.میخوام کون بدم.دارم کونی میشم.دوست دارم.توروخدا یواش بکن ولی.
جووووون.کجاست شوهر کس کشت که ببینه داری کون میدی؟تا حالا به اون ندادی اما به من میدی.حق نداری به اون کون بدیا.فهمیدی؟
آره.کونم مخصوص خودته.فقط به تو میدم با اجازه تو میدم.به هر کی تو بخوای میدم.
اونم هی کیرش رو میکشد رو سوراخ یاسمن تا تحریکش کنه.بهد آروم سرش رو کرد تو کون یاسمن.
وااااااااااااااااااااااای.اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ.اااااااااااااااااااااااااااهه ههه.وااااای.نکن نکن نکن.توروخدا بکشش بیرون توروخدا.وااااای.وااای.التماست میکنم
چته کولی بازی در میاری؟صبر کن الان آروم میشه.
واااای نه توروخدا.بکش بیرون یه کم.اااااخ.بزار بخوابم کامل.وااای
سروش کیرش رو از سوراخ ناموسم کشید بیرون.گفت بخواب زود باش.اونم با اااه و ناله یه بالشت گذاشت زیر سرش خوابید.صورتش تو بالشته بود.بعد سروش گفت لای کونت رو باز کن جنده.زود باش کونی خانم.اونم دو تا دستش رو اورد کونش رو گرفت از هم باز کرد.همین که سروش خواست بکنه توش بالشت رو گاز گرفت.کیرش رو فرو کرد تو سوراخ ناموسم.تو سوراخ زنم.چیزی که من تا حالا نکرده بودم.رفت توش.یاسمن همینجوری بالش رو دندون گرفته بود و داااد میزد.
اووووووممممممممم.اوووووووووممممممم.وااااااااااای.اااآاخ.سروشم هی میگفت جووووون.جوووووون.کونت رو دارم میکنم.شوهر بی ناموست کجاست؟شوهر بس غیرتت کجاست؟شوهر کس کشت کجاست ببینه زن جندش زن فاحشش داره کون میده.هااان؟اووووف.یاسمنم همش داد و بیداد میکرد و التماس میکرد که نکنتش.اما مگه اون گوشش به این حرف ها بدهکار بود؟تا ته کرد تو کون ژله ای یاسمن.بعد گفت دستات رو بردار.بعد خوابید روش.می گفت:جوووووووون.تو کل زندگیم بدن به این نرمی و گوشت الودی ندیده بودم.چقدر نرمی تو دختر.چقدر تنت نرمه.اووووف.انگار تو یه پلاستیک آب ریخته باشب.آااخخخ.انگار پنبه.جوووون.امیرم جلوش داشت جق میزد.اون سه تا هم داشتن با کس و کون و کیر هم ور میرفتن و نگاهشون میکردن.سروش رو یاسمن خوابیده بود وسط حال.و یاسمنم فقط گریه میکرد و میگفت:سوختتتتتتم.واااای.توروخدا نه
غلط کردم گه خوردم.توروخدا نکن.بکش بیرون.گه خوردم.واااااای.همینطور هم گریه میکرد.دلم براش سوخت و راستش زورم گرفته بود که چرا به من نمیده ولی به اونا داد.این همه من میخواستم کونش رو بکنم.اما نمیذاشت.از یه طرف انقدر عصبانی بودم که میخواستم سرش خالی کنم عصبانیتم رو و تلافی کنم.از طرفی هم حال میکردم که زنم ماله خودم نیست و یکی دیگه باهاش حال میکنه.
بعد یه یه ده دقیقه ای سروش از روش بلند شد و شروع کرد تلمبه زدن.یاسمن اروم شده بود فقط آااه و ناله حشری میکرد.اما همین که سروش شروع کرد تلمبه زدن بازم جیغش رقت بالا و شروع کرد داد و بیداااد کردن.اونا هم هی میگفتن جوووون.همون جوری که خوابیده بود سروش دو تا دستش رو گذاشته بود دور کمر یاسمن بالای کونش.از دو طرف گرفته بودش.خیلی سکس شده بود.عرق میریخت و کون یاسمن رو میگایید.یاسمنم فقط داد و بیداد میکرد.جیغ میزد.التماس میکرد که نکننش.اما بدتر میشد و اونا بیشتر میکردن.بوی کثافت آب منی و عرق تنشون با بوی پیتزا و مشروبی که خورده بودن قاطی شده بود اگه کسی میومد و اون صحنه رو میدید همینجوری آبش میومد.واقعا سکس پارتی خفنی بود.دو تا زن شوهر دار زیر کیر چهارتا مرد کیر کلفت.زن فاحشه من هم داشت به کلفترینشون کون میداد.خیلی خفن بود.داشتم میمردم از حشری شدن.بعد یاسمن رو بلند کرد و حالتی سگی کردش.کیرش رو میکشید بیرون و میکرد داخل.موهای یاسمن هم ریخته بود دور برش.رو کمرش.عرق هم کرده بود موهای طلایی و بلندش چسبیده بود رو کمرش چون عرق کرده بود.و همینطور رو صورتش.هی موهاش رو میزد کنار و اااه و ناله میکرد.سروش کیرش رو کرد داخل و شروع کرد تلمبه زدن.موهای یاسمن رو جمع کرد پشت سرش.پیچوندش که کامل جمع شه.بعد کشید عقب.با دو تا دستش موهای یاسمن رو میکشید و میکرد کون رنم رو.ناموسم زیر کیرش بود.افتخار میکردم که انقدر زنم فاحشه هست.یاسمنم دیگه بهش حال داده بود.داد میزد جووووون.بکنینم.بکنین جندتون رو.کس و کونم ماله شماست.امشب میخوام به همتون کون بدم وااااااآاااااااای چه حالی میده چقدر کون دادن حال میده آخخخخ بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن بکن.جووووون.وای اااه.کیر میخوام.یکی بهم کیر بده بخورم.توروخدا کیرتون رو بکنین تو دهنم.امیر که جلوش نشسته بود کشیدش جلو و کیرش رو کرد تو دهنش.اونم وحشیانه ساک میزد میگفت جووووون چه کیری.چقدر کلفته.فدا کیرت شم.کنیزتم

شما هم بیاین.ولش کنید اون جنده رو بیان کیرتون رو بکنین دهنم.اب کیر میخوااااآم.جوووون.کیییییییییییییررررر میخوام.زود
اونا هم اومدن کنار امیر.یاسمنم کیر سه ناشون رو ساک میزد.سروش داشت آبش میومد وحشی شده بود.منا هم اومده بود زیر یاسمن کسش رو لیس میزد و میمالید سینه های یاسمن که بدجوری تکون میخوردن رو میخورد.رفت طرفشون که کیر بخوره یاسمن یه دستش رو بلند کرد از رو زمین حلش داد اون طرف.گفت برو کثافت هرزه.آب همشون ماله منه.تشنمه.میخوام سیر آبم کنن.منا هم گفت جووووون.دیدی گفتم عاشق کیراشون میشی؟بعد هم رفت زیر یاسی خوابید زبونش رو گرفته بود زیر کس تپل یاسمن که آب ازش قطره قطره میریخت.که به تخم های سروش هم میخورد.سروش بدجور داد زد و داشت ارضا میشد.اون سه تا هم باهم کیرشون رو کردن تو دهن زن فاحشم.با هم گرفتن.همشون باهم داد میزدن و نعره میکشیدن.سروش کامل آبش رو ریخت تو کون ناموسم و بی ناموسم کرد.اونا هم ریختن تو دهنش.سروش کیرش رو کشید بیرون.آب از کون یاسمن زد بیرون و منا اومد دم کون یاسمن رو میلیسید آب سروش رو میخورد.اونا هم هنوز تو دهنش نگه داشته بودن.یاسمن دیگه داشت خفه میشد.کیراشون رو حل داد بیرون و سرفه میکرد که آبشون از دهنش ریخت بیرون.از دهنش آویزون شده بود.کل صورت زن جندم پر از آب منی بود که داشت رو صورتش لیز میخورد.اونم همش رو با انگشتش پاک کرد گذاشت تو دهنش.هی با آبشون بازی میکرد.بعد امیر گفت بیا بریزش تو دهن منا.اونم همینجور که دهنش پر ار آب منی بود سرش رو تکون داد که یعنی نه.نمیدم.امیر اومد جلو به زور دهنش رو باز کنه که یاسمن همش رو قورت داد.بعد هم یه کم سرفه کرد.امیر هم گفت خاک تو سر جندت کنن لاشی خانم.کثیف تر از تو ندیده بودم.بدجوری ارضا شده بودن همشون.سروش گفت امیر نفر بعدی نوبت تو که کون این زن فاحشه رو بکنی.بعدم گفت من خوابم میاد.اومد سمت اتاق خوابمون.من سریع رفتم زیر تخت.کیرم دوباره سیخ شده بود از کیر خوردن یاسمن.دوست داشتم اونجا بودم جلو من ناموسم رو میگاییدن.اومد تو اتاق بقیشون هم پشت سرش اومدن.پریدن رو تخت.هی میزن دم کون یاسی و منا و میزدن رو کسشون که خیس آب بوداونا هم حشری شدن.میگفتن بکنین ما رو.تخته شروع کرد تکون تگون خوردن.نمیدونم با کیر میکردنشون یا انگشتشون میکردن و اونا خیلی تکون میخوردن.بعد از حدود ربع ساعت ارضا شدن منا و یاسمن.انچنان جیغ میزدن که گوش من که اون زیر بودم کر شد چه برسه به بقیشون.اون چهارتا کیر کلفتم که شاید بالای 5بار ارضا شده بودن از عصر تا حالا.ساعت حدودای 2،3 نصفه شب بود.همینجور حرف میزدن و کس و کون زنم رو انگشت میکرون که خوابشون برد.منم داشتم خفه میشدم از گرما.اروم اومدم بیرون.بلند شدم بدم بیرون.واااااای.خدااااای مم چی میدیدم؟؟؟؟؟!!!!
شش تاشون افتاده بودن رو هم.کس وکون تپل یاسمن و منا افتاده بود رو کیر اون چهار تا.رونای توپولشون لای پاهای اونا بود.کسشون از لای پاشون پیدا بود.سینه هاشون مثل یه تیکه گوشت افناده بود رو سینه های اون مردا.بوی اب منی و اب گس اونا هم میومد.تنشون لزج شده بود از بس که آب منی ریخته بود رو کس و کونشون.و رو بدناشون.یه بوی خاصی میداد.همینجور تو کس و کون هم میلولیدن.انقدر تحریک شدم که شروع کردم به جق زدم.دو سه بار که عقب جلو کردم آبم اومد انگار ابم اماده شده بود که بریزه بیرون.هیچ وقت اون جوری تحریک نشده بودم که آبم اون جوری بریزه.فقط تو پاساژ که بعدا میگم براتون در حدی تحریک شدم از جندگی یاسمن که ابم خودش اومد بدون اینکه جق بزنم.
رفتم تو آشپزخونه و اب خوردم.یه بطری یک و نیم لیتری رو کامل سر کشیدم.بعد هم یه بطری آب کردم از یخچال و یه پیتزا هم که اضاف اومده بود برداشتم رفتم جلو در اتاق نشستم رو یه صندلی خوردم.حواسم بود که اگه خواستن بیدار شن سریع قایم شم.البته تکونم نخوردن از خستگی.منم بودم جای اونا بعد از گاییدن دو تا زن شوهر دار به اون خشکلی و جندگی و کس و کون دادن به چهار تا کیر کلفت و چندین بار ارضا شدن اونم تو یه شب عمرا بیدار میشدم.
بعدش که خوردم رفتم زیر تخت خوابیدم انقدر خستم بود که بسدار نشدم تا صبح اونم با صدای التماس یاسمن.واااای.ساعت طرف های 12 بود.بعد فهمیدم که کلی از صبحش با هم حال کرده بودن.من خواب بودم نفهمیدم.
این بار میخواستن زنم رو جوری بکنن که جرواجر میشد.اونم همش دااااد میزد.از صدای داد و جیغ اون بیدار شدم.رفتم لای در و نگاه کردم.باورم نمیشد چیزی که میدم رو.همه جوری تصورش رو میکردم به جر اونجوری.
تو قسمت بعد این جریان تموم میشه.کیرم داره میترکه از شق درد.برم یاسمن رو بکنم.الان ساعت 11:37 دقیقه چهارشمبه هست که براتون مینویسم.فیلتر شکنم کار نمیکنه.اگه نشد فردا میزارم.
کاش یکی دیگه هم بود با هم کیرمون رو میکردیم تو کس زن فاحشم.لذتی بالاتر از جندگی زنم ندارم من.
ممنون از همه.لطفا کسایی که باور ندارن نخونن.خواهش میکنم.
ادامه دارد ...
     
#26 | Posted: 18 Mar 2015 21:01
با درود
پیشاپیش سال نو رو به همه دوستان لوتی خودم تبریک میگم
موردی بود که درباره ادامه این داستان میخواستم خدمت دوستداران داستانهای سکسی عرض کنم و اونم اینه که بنده با هماهنگی که با مدیر داستانهای سکسی (شمال عزیز) انجام دادم قرار شد که ادامه این داستان رو بنویسم و در اختیار دوستان بذارم تا مطالعه کنن
از شمال عزیز تشکر میکنم که بنده رو قابل دونستن و این وظیفه رو به من محول کردن شاید در ادامه داستان بنده روند داستان رو به شکل قبلی پیش نبرم ولی اونچه که مسلمه سکس خشن-دستجمعی-خانوادگی و ضربدری رو در اون لحاظ میکنم امیدوارم که بتونم رضایت خاطر دوستان رو فراهم کنم البته این امید رو دارم که تعطیلات عید وقفه ای در انتشار منظم داستان ایجاد نکنه و اگر این اتفاق افتاد ممنون میشم از دوستانی که بنده رو عفو و با صبر خود همراهی میکنن ولی مسلما بعد از تعطیلات روند منظم و یکدستی رو به داستانهایی که در دست دارم(خانواده رویایی و این داستان)میدم
دوستدار همگی شما
لوتی باز

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#27 | Posted: 25 Mar 2015 23:22
با عرض تبریک سال نو خدمت دوستان عزیزم
بعد از تعطیلات عید برنامه خوبی برای هر۲داستان( خانواده رویایی-یاسمن همسر فاحشه من دارم) و در طول تعطیلات واقعا برام امکان پذیر نیس که بتونم قسمتهای جدید رو منتشر کنم پیشاپیش از صبر دوستان تشکر میکنم ولی این قول رو هم میدم که به شکلی داستانها رو پیش ببرم که همتون پای داستان میخکوب بشید
با آرزوی موفقیت برای همه شما
لوتی باز

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#28 | Posted: 26 Mar 2015 16:12
طبق روال داستانهای قبلی(خانواده رویایی) شخصیتهای هر قسمت با ذکر سن نامبرده میشن تا دوستان ارتباط بهتری با داستان برقرار کنن

راوی داستان:احسان 32ساله

همسر احسان:یاسمن28ساله

دوست یاسمن:مونا33ساله

آقایونی که با مونا و یاسمن سکس میکنن:

1-سروش:40ساله

2-امیر:35ساله

3-اشکان:30ساله

4-مهران:23ساله

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#29 | Posted: 26 Mar 2015 16:16
یاسمن همسر فاحشه من
ضربدری خونه احسان قسمت آخر


داشتم میگفتم از لای درب داشتم نگاه میکردم صحنه ای دیدم که حتی تصورشو هم نمیکردم سروش و امیر یاسمن رو برده بودن رو دست و از 2طرف داشتن تو کسو کونش به طرز وحشیانه ای تلمبه میزدن مونا هم از زیر تخماشون رو لیس میزد و گاهی هم کیراشون رو به نوبت از تو کسو کون یاسمن میکشید بیرون و تا ته میکرد تو حلقش و دوباره میذاشت سر جاش یاسمن از ته دلش ناله میکرد و طلب کیر بیشتری میکرد اشکان و مهران هم داشتن کیراشون رو شق میکردن تا برن سر وقت مونا اشکان دست مونا رو گرفت و گفت پاشو جنده میخوام کونت رو سرپایی بکنم سروش و امیر هم از اون حالت خسته شده بودن یاسمن رو گذاشتن پایین و سروش رفت خوابید جوری که کیرش رو به بالا بود و به یاسمن گفت بیا با کونت بشین رو کیرم یاسمن گفت نمیتونم هنوز تازه کون دادن رو شروع کردم تو این استایل نمیتونم کون بدم که امیر با کشیده زد تو گوش یاسمن و گفت جنده خانوم انگار یادت رفت داری با اربابت حرف میزنی و حق زبون درازی نداری بعد از موهای یاسمن گرفت و کشید جوری که یاسمن افتاد زمین و امیر هم دست بردار نبود و یاسمن رو دور اتاق میکشید و یاسمن فقط جیغ میزد و میگفت غلط کردم تو رو خدا نکش موهامو باشه باشه چشم میدم هر جور که اربابم بگه میدم اصلا آبتونو بریزین تو کسو کونم کاری کنید آب از تمام هیکلم بچکه در تمامی این لحظات سروش داشت کیرشو میمالید و میگفت:جووووووووووووون چه حالی میکنم وقتی یه جنده اینجوری التماس میکنه من از لابلای در شاهد تمامی این صحنه ها بودم که چطور زنم شده بود برده جنسی 4تا کیر کلفت امیر یاسمن رو ول کرد و اونم دوید و رفت سوراخ کونشو گذاشت رو کیر سروش واااااااااااای که چه صحنه ای بود یه کیر سیاه و کلفت داشت تو کون ناز و سفید و ژله ا ی زنم فرو میرفت یاسمن داشت ناله میکرد و یواش یواش کیر سروش رو تو کونش فرو میکرد در همین حین صدای ناله مونا منو به خود آورد صحنه ای که دیدم غیرقابل باور بود برام...

ما تو خونمون 2 تا پنجره رو به کوچه داشتیم اشکان و مهران مونا رو برده بودن دم پنجره و چسبونده بودنش به شیشه و سرپایی به نوبت داشتن تو کونش تلمبه میزدن یه آن گفتم الان یکی از بیرون میبینه بدبخت میشیم و خداییش صحنه خیلی جالبی بود سینه های بزرگ و ناز مونا چسبیده بود  به شیشه و هر کس از بیرون میدید میفهمید که این خوشگل خانوم کسو کونش زیر کیره جلوی دهن مونا رو شیشه بخار بسته بود واونم به خاطر نفس نفسی که میزد اگه کسی از تو کوچه می ایستاد و به پنجره نگاه میکرد نیم تنه بالایی مونا رو میدید در حالی که سینه های ناز و گوشیتش تکون میخورد وچسبیده بود به شیشه پنجره و داشت کون میداد اونطرف یاسمن کیر سروش رو تا ته کرده بود تو سوراخ کونش و امیر هم کیرشو جا کرده بود تو کسش و داشتن تلمبه میزدن ناله های یاسمن و مونا خونه رو برداشته بود سروش رو به بقیه گفت بچه ها آبمون رو با کجای این جنده ها بیاریم بیایین رای بگیریم سکس متوقف شد یه ظرف آوردن و 4تا کاغذ ریختن داخل که روی اولی نوشته بودن کس کاغذ دومی کون سومی روی صورت و کاغذ چهارم نوشته بود ته گلو...

سروش رو یاسمن کرد و گفت جنده تو بیا کاغذ در بیار آخرین کاغذی که توی ظرف موند مشخص میکنه که آبمون رو کجای تو و این مونا جنده باید بریزیم

یاسمن دستشو تو ظرف برد و کاغذ اول رو درآورد

با عشوه و ناز گفت نوشته کس

امیر گفت حیف نمیتونیم تو کس لیزشون آب منی بریزیم بعدی رو بخون کونی یاسمن کاغذ بعدی رو در آورد که روش نوشته بود کون

آه از نهاد بقیه دراومد:بابا حیف شد این کونا حیفن آب منی توش ریخته نشه سروش گفت طوری نیس این جنده از بس داده نکبت برش داشته فقط شانسش بگه ته حلقی آخرین کاغذ نشه که اونوقت روزگاری به سرش میارم که مرغای آسمون به حالش گریه کنن به وضوح میتونستم نگرانی رو تو چهره یاسمن ببینم ولی خب چاره ای نبود باید این مرحله از مهمونی رو هم رد میکرد یاسمن با نگرانی دستشو تو ظرف برد و یه کاغذ در آورد و داد دست مونا و گفت من نمیتونم استرس دارم تو اعلام کن

مونا گفت ترس نداره که عزیزم اینم مثل کون دادن اولش سخته وقتی گلوت عادت کرد عاشقش میشی که گرمیه آب کمر رو ته گلوت حس کنی حالا تازه الانم که معلوم نیست نتیجه چی میشه سروش یه سیلی زد تو گوش مونا و گفت زودباش جنده خانوم چرا معطلمون میکنی

مونا گفت چشم چشم ارباب و کاغذ رو باز کرد و که روش نوشته شده بود روی صورت یعنی با این حساب اون 4تا وحشی باید آبشون رو ته گلوی یاسمن و مونا خالی میکردن واااااااااااااااااااااااااااااای چشمتون روز بد نبینه مونا و یاسمن رو روی 2زانو نشوندن و به نوبت 2تا از آقایون میرفتن پشت سر مونا و یاسمن دستاشون رو میگرفتن و 2تا دیگه تو حلقشون تلمبه میزدن صدای سرفه و ضجه و عق زدنای مونا و یاسمن خونه رو برداشته بود مخصوصا یاسمن که به این کار عادت نداشت و الانم هیچ راه فرار نداشت از پشت که دستاشو اشکان گرفته بود و از جلو هم سروش موهاشو چنگ زده بود و تا دسته کیرشو تو گلوی یاسمن فرو برده بود و بدون هیچ رحمی تو گلوی یاسمن تلمبه میزد مونا هم همین وضعیت رو با مهران و امیر داشت واقعا صحنه های جالب و شهوت انگیزی بود یاسمن و مونا مدام رو کیر سروش و امیر بالا میاوردن و اشک از چشماشون جاری بود مخصوصا صدای عق زدنشون بود که آدمو رو دیوونه میکرد یواش یواش صدای امیر و سروش رفت بالا و با عربده تمام کمرشون رو تو گلوی مونا و یاسمن خالی کردن و بعد از اونا نوبت اشکان و مهران شد که به همین ترتیب و بدون توجه به التماسای یاسمن و مونا هرچی آب تو کمر داشتن تو گلوی اون 2تا بدبخت خالی کردنو رفتن رو کاناپه ولو شدن و مونا و یاسمن هم وسط سالن داشتن آب منی بالا میاوردن و بعد هم مثل جنازه افتادن همونجا...

ادامه دارد....

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
     
#30 | Posted: 25 Sep 2015 02:49
درود
من احسانم.همون که این داستان رو نوشت.تو این دوسال که نبودم خیلی اتفاق ها افتاد.اول اینکه از یاسمن جدا شدم.طلاق گرفتیم.
انقدر سر این موضوع داغون شدم که دیگه ننوشتم براتون.
رمز و ایمیل اون اکانتم یادم رفت با این یکی اومدم.البته حلاف قوانین سایت هست که دو تا اکانت داشته باشی اما دیگه اون یادم رفت دیگه.
6ماه پیش تو عیدم پیام دادم که دوباره بنویسم داستان رو اما یادم به خاطرات یاسمن افتاد دوباره نتونستم بنویسم.حالا حالم بهتره خواستم به قسمت بنویسم.یادم میاد که قول داده بودم داستان پاساژ رو بنویسم.
همون رو میگم و از حالا هروقت که تونستم داستان به داستان میگم که سر و تهش معلوم باشه.فقط غلط املایی ها رو ببخشید یا یکی تصحیح کنه مدیر جان.من باگوشی هستم طبق معمول اشتباه میشه
بریم سراغ داستان:

بعد از اون سکس دست جمعی و کس دادن های یاسمن دیگه زندگیم عوض شده بود.نمیشد که بیخیال باشم.رفتارم خود به خود عوض شده بود.هم نمیخواستم که اینجوری شه هم نمیشد الکی یه جور دیگه رفتار کرد.
بعد از چند روز یه روز عصر اومدم خونه یاسی نبودش.دیوونه شدم
رفتم حمام دوش که گرفتم اومدم بیرون اومده بودش.
سلام کرد.گفتم سلام.با بی محلی.گفت چته تو چند روزه قاطی کردی؟منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم جریان سروش و منا و اینا رو میدونم.اون شب همه چیز رو دیدم.دیگه نه اون حرفی زد نه من.هیچی نگفتیم.بماند نه خشکش زد و اینها.هرکس شامش خورد و خوابید.فردا و پس فرداشم همینطور تا اینکه منا زنگ زد.من برداشتم.گفتم جان؟
سلام آقا احسان منا هستم.
بله جانم؟
یاسمن هست؟
آره.کارش داری؟
آره لطفا
راجب سروشه؟
جان؟
بیخیال دیگه.من میدونم.گوشی؟
گوشی رو انداختم رو مبل و اومدم نشستم.
یاسمن اصلا قیافش تابلو بود که چقدر مشکوک میزنه و دوست داره بدونه چه خبره.رفت گوشی رو برداشت.رفت تو اتاق.درم گذاشت رو هم.نبست ولی.منم فوضولیم گل کرد رفتم پشت در وایسادم.
(حرفهای منا رو حدس زدم.و اینکه یادم نیست حالا دقیق دوباره یه عده نیان بگن چه جوری یادت مونده همه حرف ها و ... رو ها؟! بزارید ادامه پیدا کنه این داستان.)
کی؟
فردا شب
من نمیتونم بابا
چرا؟
فهمیده.میفهمی؟
فهمیده باشه.به درک.دوست پسر داشتن که گناه نیست
بله گناه نیست اما نه برا زن شوهر دار
بابا بیخیال دیگه.منم شوهر دارم
آره اما شوهر تو نمیدونه .ببین من نمیام بگو بهشونم.من نمیخوام زندگیم از هم بپاشه.
دیوونه این سری فرق میکنه.خیلی حال میده
چیش فرق میکنه؟میخوایم بریم بوننمون دیگه.
این سری فرق میونه تو بیا
چه فرقی؟یا بگو یا قطع میکنم.
جوون.میدونم خودتم میخواد.میخوان ببرنمدن مسافرت.چندتا دیگه هم هستن زیادیم.
چندتا مرد دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه بابا.زن و مرد و اینا.بیتشترین این سری.
کجا میخوان برن؟
شمال.ویلا یه نفر به اسم نمیدونم چی چی.
میای؟
نمیدونم.باید اول با احسان صحبت کنم.
به اون چه اصلا؟!
اااا؟ بابا شوهرمه ها.
اگر شوهرت بود که ...
که چی؟
هیچی بابا.تا شب خبرم کن.
تو چی کار کردی شوهرت رو؟
به اون ربطی نداره که.بهش گفتم با دوستام میرم مسافرت.گفت پسرم هست؟گفتم آره.گفت مجرد؟گفتم آره.حالا مجردم باشه.که چی؟گفت بهشون رو نده.گفتم باشه.گفت باهاشون دستم نده.گفتم دیگه نمیتونم اگراومد دست بده بگم نه نمیشه.گفت باشه.خلاصه حواست باشه.همین
همین؟
آره همین.
خوش به حالت.
حالا مگه احسان چیزی گفته؟
نه چیزی نگفته اما ...
اما چی؟
اما اخلاقش بد شده.
به درک بابا.دوست پسرت رو بچسب.سروش دیگه نمیپره باما که.
چرا؟
من میشناسمش.یه بار میکنه یه نفر رو.خوشش نمیاد دوبار بکنه.این سری بریم دوست پسر پیدا میکنیم.همه بچه مایدارن.تو هم با این سر وضعی که داری رو هوا میبرنت.خل نشو.امشب خبرم کن باشه؟
باشه حالا ببینم چی میشه.
ببینم چی میشه نداره.بیا دیگه.دوست نداری تو بقل یکی دیگه بخوابی؟
واااای.نگو که کسم خیس میشه.چرا.اما؟! حالا بزار بیینم با این احسان چه کار میتونم بکنم.
باشه.خبرم کن تا شبااااااااا.
باشه.

اومد بیرون از اتاق من رفتم سریع تو حال نشستم رو مبل.اومد جلوم نشست.گفت: چته تو؟گفتم بدم میاد از پنهان کاری.گفتمم بهت از روز اول.
همه مشکلت همینه که من بهت نگفتم دوست پسر دارم؟
آره.من که همه جوره پایت بودم.
ببخشید خوب.میخوای چه کار کنی حالا؟طلاقم بدی؟
برات مهمه؟
آره.نمیخوام ازت جدا شم.
اگر بگم دیگه با کسی نباش.چی؟
نمیتونم احسان.نمیتونم.
چرا؟
احسان..... نوچ.تو نمیتونی درک کنی.
چی رو؟
احسان من دوست پسر دارم میفهمی؟دوسش دارم؟
سروش رو؟انقدر میخوایش؟
سروش کیه بابا؟اون نیست دوست پسرم که.
کیه پس؟
من شاخم داشت در میومد.گفتم پس کیه؟گفت یه کی هست خودش تنها میاد پیشم.احسان دوسش دارم نمیتونم ولش کنم.من ماله اونم.تو فقط اسمی شوهرمی.دوستم دارم اما قلبم ماله اونه.اگه دوسم داری اذیتم نکن.بزار با اون باشم.گفتم تو که الان داشتی به منا میگفتی میام باغ و شمال و این حرفا که.گفت آره اما ....
اما چی؟
ااوووووف.باشه بابا دروغ گفتم.دوست پسر ندارم اما ...
اما چی؟ببین درست حرفت رو بزن.دیوونم نکن.بگو چی میخوای.
احسان کیییییییررررررررر میخوام.دارم دییییییوووونه میشم
جوووون.حشری شدی شنیدی قراره کس بدی؟
آررررررررررههههههه
جووون.کسو خانم.باشه.
یعنی حله؟
فقط به شرط اینکه بهم بگی همیشه و ...
و چی؟
و اینکه ...
چی؟ بگو.
منم دوست دختر میخوام.
هاهاهاهاهاهاهاهاهاها.ااااااااااااااااا؟نه بابا؟دوست دختر؟هاهاهاهاهاها.
چیه چته؟
هیچی اما؟
اما چی؟
هیچی.اگه تونستی پیدا کن.پس قرارمون این که.تو برا خودت منم برا خودم.یاهم حال میکنیم.باشه؟
اصلا یه جور بی پروا حرف میزد انگار که اصلا هیچی بین ما نیست.منم فقط میخواستم حال کنم.از اینکه زنم زیر یه نفر باشه لذت میبردم.گفتم باشه.
فرداش عصر میخواست بره خرید.گفتم کجا؟گفت خرید.گفتم صبر کن منم بیام.گفت بیا.
وااای خدا این دختر چقدر سکسیه.یه شلوار لی آبی کمرنگ تنگ تنگ.مانتو تا وسط کونش.بالای سینه هاش پیدا.آرایش غلیظ.موهاش کامل بیرون.دوست داشتم روناش رو دندون میزدم.اومدم گفتم ااووووووف.چه گوشتی شدی؟!گفت مبارک صاحبش باشه گفتم صاحبش  کیه.گفت تا قسمت چی باشه.
رفتیم بیرون از تو خیابون و اینا که هم نیگاش میردن بگزریم.دستش رو گرفته بودم.هی رد میشون نگاش میردن.برمیگشتم نگاش میکردن.میگفت میبینی؟همه نگام میکنن.منم میگفتم آره.بسکه گوشت شدی.گفت: بدت نمیاد؟گفتم نه.زن جنده داشتن بد نیست که.گفت ااااا؟
آره.
زن جنده دوست داری؟
آره.دوست داری یه جور جنده بازی دربیارم که روت نشه سرت رو بالا کنی؟.
آره.میتونی ؟
پس من رو نشناختی.امروز بهت یه فاحشه ای نشون بدم که دیوونه شی.فقط خفه شو بیا پشت سرم
از اینه. تحقیرم میکرد لذت میبردم.از اینکه جنده بازی در میاورد.اما میترسیدیم چون یه حرمتهایی بینمون پاره شده بود.
حلاصه رفتیم تو یه پاساژ و چند تامغازه رو دید و اومدیم بیرون.رفتیم طبقه 4 یا 5 اینا.خیلی مغازه نبود.بیشترش خالی بود.اصلاکسی نبود توش.فکر کنم تازه راه افتاده بود یا به هر دلیلی کسی نبود توش.یه مغازه بود اون وسط مسط ها پوشاک بود.لباس زنونه هم بود.مانتو و این چیزا.هیچ کس نبود اونجا.یاسی بهم گفت: دوست داری حال کنی؟دوست داری فاحشه بودن زنت رو ببینی؟گفتم آره.نشونم بده کسو خانم.گفت بیا فقط کس کش.
اونم فهمیده بود لذت میبرم وقتی فحشم میده.چون هی بعدش میگفتم جووووون.
رفتیم  تو مغاره به پسره سرش تو گوشیش بود.یاسی رفت جلو با اوج شهوتش گفت سلام.فکر کن یه زن کس.یه زن با اون تیپ و شهوت.موها همه بیرون.بالای سینه پیدا.یه کم خم شه لای سینشم پیداست.کل رون و پاهاشم بیرونه.مانتو تنگ و ....
من که شوهرش بودم سیخ کرده بودم.رفت گفت سلام: پسره حواسش توگوشیش بود.تا بلند شد گفت سلام چشش به یاسی افتاد اصلا تابلو شد.گفت ببخشید موجه نشدم.
خواهش میکنم.خوبی؟
مرسی شما خوبی؟
مرسی
به من گفت شما خوبی؟گفتم مرسی
بعد یاسی گفت:
شلوار لی داری؟مانتو؟چی داری اینجا اصلا؟
همه چی.چی میخوای؟
من کلا یه ست میخوام.از کجا شروع کنیم؟
مانتو بیارم اول که بقیش رو با اون ست کنی؟
آره مرسی.
چندتا مانتو آورد و یاسی یکی رو انتخاب کرد.بعد پسره رو به مک گفت: به نظرتون این خوبه؟یاس گفت: نظر من مهمه نه این.بعد با یه صدای بچه گدنه گفت اگر بخوای اذیتم کنی میرمااااااااااا.اونم دیگه فهمید چه خبره گفت نه عزیزم.اصلا هرچی تو بگی.میخوای این رو بندازم بیرون خودمون راحت باشیم؟گفت نه.ولش کن.اونم به من گفت بشین.گفتم نه مرسی.یاسی گفت مگه نمیگه بشین؟بشین من کارم طول میکشه.اونم اومده این طرف پیش خوش دست گذاشت رو کمر یاس گفت بشین آره.میخوام خوشکلش کنم.رو به یاسی گفت:
چی کارشی؟
زنشم
جوووون.چه زنی داره.بیا برو این رو پرو کن ببینم چه جوری وایمیسه!؟
یاس  رفت تو اتاق پرو.بعد پسره در زد گفت بزار ببینم.یه نگاهم به من میکرد.منم از اینکه ایجوری جلوش تحقیر شدم لذت میبردم.یاسی در رو باز کرد.گفت خوبه.گفت جووووونن.رفت داخل.من دیگه دید نداشتم اما صدای نفس تفس زدناشون میومدن.یاسی میگفت نکن یکی میاد؟
کسی نمیاد.بیادم اون شوهرت کس کشت حواسش هست
آخ وووووووااااای.یواش دیووونه.دردم اومد.
چیه کسی دندون نزده سینه هات رو؟
چرا اما نه اینجوری.
کی؟
دوست پسرم.
جووووونننن.کیرم تو غیرررت شوهرت.
ولش کن اون رو بابا.برو به مانتو دیگه بیار
باشه
اومد بیرون به مانتو دیگه برداشت به منم گفت اگه کسی اومد بپیچونش.بگو صاحب مغازه نیستش.ردش کن بره.منم اصلا بدون اینکه اعتراضی کنم گفتم باشه.اونم.گفت آفرین.این طرفم نیا خانم دارن لباس عوض میکنن نامحرم نباید ببینه.
واااااااااااای.این حرف رو که زو دیوونه شدم.یه 5 دقیقه گذشت.هی صدای این میومد که دارن میمالونن به هم.هیچ کسم نمیومد اونجا برا خرید.
من وایسادم دم در.یکی از آسانسور اومد بیرون یه نگاه کرد گفت تعطیله اینجا؟گفتم آره هنوز راه نیوفتاده.
برگشتم داخل هنوز صدا میومد.انگار اومده بود کلی مانتو دیگه برده بود داخل.حشری شده بودم صدای نالیه ی زنم میومد.مبهم بود.رفتم جلو تر یه کم واضح تر شد.میگفت:.جوووووووون.تا حالا کجا بودی؟
زیر کیر این و اون
وااااای.شوهرت اصلا کاریت نداره؟
نه.واقعا شوهرته؟
میخوای شناسنامه نشونت بدم؟
نهههههه.کسو خانم.جنده خانم.تو ماله خودمی دیگه.
لای پرو باز بود.اینا رو میگفت و خودش رو میمالید به یاسی به پاهاش.پاهاش لخت نبود اما بالاتنش لخت بود.سوتین تنش بود.سرش رو میکرد لای سینه هاش.منم حشری شدن اومدم برم سمتشون.در پرو رو باز کردم.یه هو یاسمن جلو سینهاش رو با دستاش گرفت.گفت آقا چه کار میکنی؟ وااااااااااااااااایییییییی.انگار که من غریبم.به پسره گفت علی بکنش بیرون.وااای.اونم گفت بیرون.بی غیرت.دوست دختر من رو نگاه میکنی؟گفتم ببخشید.منظوری نداشتم.
اومدم بیرون.کیرم قشنگ داشت منفجر میشد.رفت داخل ور رو بست.گفت جوووووووننننننن.
سینه هام رک که ندید نه؟
نه
کثافت عوضی.
بعدم با حالت گریه رفت تو بقل علی گفت من تورو میخوام.کیرت رو میخوااااااااااامممم.میدی بهم؟تورورخدا.التماست میکنم.
جوووون.میدما کسو خانم.دوست دخترم میشی؟
آرررررررررررررررههههه.من ماله خودتم جوووووون.
بکش پایین بکنمت که دارم دیونه میشم
به یه شرط.چه شرطی؟
باید چند نفر باشید.آبتوتم بریزید لای کونم و سینه هام.وگرنه نمیخوااااام.میخوام وقتی از اینجا میرم بو آب منی بدم.
اااااوووووف.جوووون.کسو الان بچه ها رو جمع میکنم.وایسا اومدم.
بعدم اومد بیرون گفت نری داخلا.من الان بر میگردم.رفت بیرون.من رفتم پیش یاسی.دستش رو باز گرفت جلو سینه هاش گفتم بیا بریم تا نیومده.گفت برو بیرون وگرنه جیغ میکشم.زورم گرفت.رفتم بیرون با حالت جدی گفتم بیا بریم.اه.گفت تا آبشون رو نریزن رو تنم نمیام.نمیخوای تو برو.
تو همین هین اومد علی با دو سه نفر.یکیشون خیللی کسکش بود.گفت جووون.زن جنده خار زنت رو میگام من امشب.اونای دیگه چیزی نگفتم.انگار که باورشون نمیشه.همشون رفتن دم در پرو.علی گفت دستت رو بردار.گفت اون نیادش.اون یکی هم گفت: غلط میکنه بیاد.منم فقط کافی بود کیرم رو بچسبونم به یه جایی یه دقیقه فشار بدم.کامل آبم میومد.
وای جوووون.سینه هارو.بکن سوتینت رو.
باشه به یه شرط.
چی؟
آبتون رو بریزید روتنم.
باشه کسو خانم.باشه فاحشه ی لاشی.میریزیم.
جووووونننن.
بعدم شروع کرد کامل لخت شدن.اومد بیرون پشت پیشخون که بیشتر جا باشه.گفت در رو ببند کسی نیاد.به من گفتن وایسا دم در کسی اومد بگو تعطیله زن جنده.وایسادم دم در.بهترم میشد دیدش زد.دوتا جلوش بودن ساک میزد براشون.علیه از عقب میمالید به کمرش.نشسته بود آخه.بعد برگشت ماله علی رو خورد.
ججوووووننن چه کیرایییییییی.جون.از کیر دوست پسرمم خوش مزه تره
این یارو دوست پسرته؟
نه بابا اینی که شوهرمه.اگه دوست پسرم بود که نمیذاشت دست بهم بزنید.
جوووون.کیرم تو شوهر بی غیرتت.
اوووممممممممم.اوووووووومممم.واااایییی.چه کیریررررییییییی.واییییییییی.ماله من باشه.باشه؟
باسه فاحشه خانم ماله تو.بخورش.
براشون ساک زد و کردنش.آخرش آبشون داشت میومد یاسی گفت صبر کن.بلند شد 5،6تا شلواری که امتحان کرده بود و مانتو و اینا رو برداشت گذاشت تو چندتا پلاستیک.بعد خودش مانتوش رو برداشت سوتینش رو پوشید شلوارش رو پوشید اومد جلو گفت.آبت رو بریز لای شرتم.لای کونم.علی و اون پسره ریختن لای شرتش و کونش اونم میگفت جوووون.چه آبیییییییی.واییییییی.خدایا شکرت.واااااااای.کیییییررر میخوام.کسم خیسه خیسه آااااااااااااخخخخخخ.منم تو همین حال چسبوندم به پشت ویترین.فشار دادم انقدر که آبم اومد.
اون چندتای دیگه رو هم گفت بریزید رو سینه هام.رفت لای سوتینش قطره قطره میومد پایین.یکی هم ریخت رو کمرش بعدم پخشش کرد.اونم فقط آه و ناله میکرد.بعدم به من گفت بیا لباسام رو تنم کن.رفتم مانتوش رو تنس کنم اون پسره نذاشت گفت به تو چه.نبینم دست بزنی بهشا.لباسش رو تنش کرد.کل تنش آب منی بود.مانتوش سفید بود قشنگ آب منیه چسبیده بود به تنش.یه حالت کف مانندی هم شده بو انگار صابون زدی.همش ناله میکرد.میگفت جوووون.هر شب میام آبتون رو حالی کنید روم.اوووف.منم هیچی نمیگفتم.
بعد اومدیم بیرون اصلا شک بودم من.اومدیم طبقه پایین که بریم انقدر یاسمن حشری نگاه میکرد که همه فهمیده بودن چه خبره.من کنارش بودم قشنگ بو آب منی میداد.کامل بوش میومد.
رفتیم رسیدیم خونه.تو راه تو ماشین که همش دستم رو میگرفت میکرد تو کسش و لای کونش میگفت میبینی؟خیسه.نه؟آب دوست پسرامه میبینی چه آبی انداخته کسسسسمممممم؟میبینیییی؟
بعدم که رسیدیم خونه لخت شد گفت باید بکنیم.گفتم بریم دوش بگیریم اول.من چون آبم اومده بود بدم میومد با آب اونا حال کنم اما یاسی گفت نمیخواااااااااام.میخوام آبشون تا صبح رو تن باشه.اگه نمیکنیم تا برم یکی پیدا کنم بیاد پارم کنه.جدم بده.بعدم داد زد: کسسسسسسسسمم کیییییرررررر میخواااااااااد.میفهمیییییی؟
منم گفتم جوووووووون.بخواب جنده خانم.اونم گفت: جوووونم.کیر دوست پسرام تو غیرتت بی ناموس.که زنت رو جنده کردن عین خیالت نیست.
اون شب سه 4 بار کردمش.
این تازه شروع فاحشه گری یاسمن جلو من بود.

اگر خوب نبود بگید که دیگه ننویسم.
روزاتون پر آرامش.
تا بعد
     
صفحه  صفحه 3 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / یاسمن همسر فاحشه من بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites