تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

زندگی یا عشق 1و2

صفحه  صفحه 11 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  
#101 | Posted: 31 Jul 2015 16:34 | Edited By: hosenzad
________________________________________قسمت هشتم___________________
زیبا هم به پشت بود کیر خودم رو کردم تو کونش دیگه بدون صبر کردن شروع کردم به جر دادن زیبا دیگه کونش بخاطر اون توپ ها باز شده بود کیر من هم بازتر اش کرده بود کونش هم مثل کوسش کردم از موهاش گرفتم کشیدم کامل میگفت جرم بده کیرت میخوام و... دیگه کاملا سرعتم بیشتر بود بعد 20 دقیقه که داشتم کیف میکردم زیبا هم خیلی داشت حال میکرد احساس کردم آبم داره میاد بهش گفت از من جدا شد کلا نشست جلو شروع کرد به ساک زدن وقتی آبم اومد کمی خورد بعد گفت بریز تو کوسم که من با اطلاعت کردن یکباره کیر خودم رو کردم تو کوسش جیغ بلندی کشید آبی که مونده بود تو کوسش خالی کردم دیگه کشیدم بیرون گفت حالا بریم وان بغل اش کردم بردمش وان گوشی بود تو وان زنگ زد گفت نمیاد آّب گرم رو باز کرد رفتیم داخل آب گرم خیلی حال داد خودم ماساژ اش دادم سینه هاش رو تو حموم قشنگ کامل خوردم نکوشون شیر خوردم کمی و هردو سینه هاش رو میمالیدم کافی بود بعد خودم شستمش دیگه کاملا تمیز شد خودم رو هم شستم از آب بلند شدیم خودمون رو خشک کردیم بردمش روی تخت گفت از یخجال یدونه انرژی زا بخور خوردم خیلی خوب بود رفتم طرفش بردمش زیر پتو خودم هم کنارش دراز کشیدم از من تشکر کرد گفت بهترین سکسم بود ممنون اولین نفری هستی که باهات سکس داشتم گفتم خواهش میکنم یه لب آبدار از لب هاش گرفتم کمی هم لب هاش روخوردم همراهی کرد منو جدا شدم ازش گفتم اینم تشکر ات خندید گفت چند روزی خونه هستم بخاطر این سکس سخت ولی پر لذت خیلی حال کردم گفت دفعه بعد گفتم دفعه بعدی نداره دلیلش هم گفتم بهش گفت امیدوارم خوشبخت شی بهم یاد دادی چطور خودم رو ارضا کنم ممنون ساعت نگاه کردم 2 شده بود گفتم ناهار هستی بخوریم گفت اره یه زنگ زد تو اون حالت یه زن برای من کوبیده آورد چند سیخ به تخت تکیه دادیم شروع کردم به خوردنشون زیبا هم کنارم میخورد خوردیم تموم شد هردو سیر شدیم زیبا اومد کنارم تکیه داد به من منم حرکت نکردم خوابم برد.


ساعت 5 بیدار شدم دیدم هنوز کنار من هستش جوری که بلند نشه بلند شدم یه کاغذ نوشتم گذاشتم اونجا رفتم لباسام رو پوشیدم سوار ماشین خارج شدم به طرف خونه خودمون میرفتم که آرزو زنگ زد گفت برو خونه میترا گفتم باشه قطع کردم رفتم به طرف خونه میترا حدود بعد نیم ساعت رسیدم درب خودکار باز شد وارد شدم رفتم داخل ماشین رو پارک کردم دوباره همون ماشین اونجا آماده بود رفتم سوار شدم بازم کسی نبود حرکت کرد جایی نگه داشت که میترا اومد داخل بعد سلام احوال پرسی شکمش قشنگ بزرگ شده بود باهم روبوسی کردیم کنارم نشست گفت امشب یه نفر دیگه هم مهمون داریم از دوستای خوبم هستش که باعث موفقیت من شده گفتم بهش کجا میریم گفت رازه گفتم باشه پس یه بستنی بهم داد گفت بده بخورم خندیده بودم کامل,قاشق رو برداشتم بستنی برداشتم شروع کرد به خوردن قاشق رو کامل لیس میزد کمی بستنی روی لب پایین اش مونده بود با لبام خوردمش بعد جدا شدم ازش, دستی به بچه زدم یعنی به شکمش زدم گفتم سالمه گفت اره سالم سالمه گفتم پسره گفت اره اسم دختره رو پرسیدم گفت پریسا,ماشین نگه داشت یه دختر حدود 26 ساله بود فکر کنم اومد سوار شد رفت یه گوشه نشست ماشین راه افتاد یه سلام به میترا داد ساکت شد میترا تو گوشم گفت شروع کن ببینم رفتم کنارش نشستم سرش پایین بود شال اونو درآوردم از سرش گذاشتم کنار گیره موهاش رو باز کردم موهاش ریخت اطرافش کل موهاش رو گرفتم کشیدم سرش رو به طرف خودم کشیدم صورتش جلوم بود لب ام رو گذاشتم روی لب هاش شروع کردم به خوردن لب هاش اون با من هماهنگ نبود مقاومت میکرد از لب هاش جدا شدم تو گوشش گفتم به وقتش رفتم کنار میترا باهاش حدود نیم ساعتی حرف زدم که ماشین نگه داشت پیاده شدیم یه ویلا بود بزرگ فکر کنم 1هکتار بود خیلی بزرگ بود پریسا اومد با میترا رفتن داخل راننده با ماشین رفت منم به طرف خونه که میترا وارد شد وارد شدم یه خونه 2 طبقه بزرگ ساده و شیک میترا رفتند با پریسا بالا منم رفتم دنبالش وارد اتاق شدیم میترا رفت جلو یه کمد لباس بزرگ یه شلوارک کوچک تا زانو و یه تاب حاملگی برداشت با کمک پریسا تا مانتو باز کرد پریسا موند چیکار کنه میترا خودش دکمه های شلوار اش رو باز کرد و تاب اش رو درآورد رفتم طرفش به شکم میترا دستی کشیدم اومده بود جلو قشنگ, پریسا دید کمک کرد ادامه داد میترا لباس پوشید یه شلوار گشاد داد و یه تاب گفت با این بیا به منم گفت خودت کمکش کن میترا رفت من موندم پریسا اونم کاری نمیکرد با سرش پایین بود خودم رفتم مانتو اونو درآوردم دستاش رو بلند کردم تابش رو درآوردم بعد شلوار اش رو درآوردم دیگه خودش زود لباس هارو پوشید نمیدونم چی شد میخواست بره نذاشتم خودم یه شلوارک تا زانو و یه تی شرت بدون آستین تنم کردم رفتم طرفش به سینه هاش دستی کشیدم فکر کنم 70 بود رفتیم باهم پایین پریسا رفت شربت آورد برای ما خوردیم میترا زنگ زد برای شام کباب بیارن بعد گفت من میرم دوش بگیرم بیا کمکم جواد گفتم باشه میترا بلند شد رفت یه اتاق منم باهاش رفتم اتاق خواب بود اتاقی بود رفتیم اونجا حموم بود به میترا کمک کردم لخت شد کامل رفت تو حموم ایستاده آب رو باز کرد منم لخت شدم رفتم کنارش آب به بدن ما خورد دیگه خیلی خوب بود کمی بدنم انرژی پیدا کرده بود بخاطر میترا هم کیرم کامل لخت شده بود به کوسش دست زدم دیدم خیس بود خندیدم بعد به شکمش بعد اون سینه های بزرگ اش باهشون کمی باز کردم گفت میخوام امشب اونو حل کنی گفتم باشه ولی شرطی داره اونم کونت هستش خندید گفت باشه خودم هم دلم میخواست بهت هدیه کنم یه انگشت خودم رو کردم تو کونش چشماش رو بست درآوردم انگشتم رو دادم کامل لیسید بعد پریسا رو صدا کرد گفت بیا کمک گفتم باشه میترا رفت توی وان نشست آّب ولرم باز کرد منم رفتم پشت در وقتی پریسا اومد داخل منو دید کمی ترسید میترا گفت تو هم بخاطر گرما عرق کردی بیا دوش بگیر جوابی نداد میترا به من اشاره کرد گفت شروع کن خودم لخت اش کردم کامل بردم زیر دوش آب گرم کمی به بدنش آب خورد خودم به بدنش دستی کشیدم اونم چشمش به پایین بود فقط به کیرم نگاه میکرد که از موهاش گرفتم سرش رو بلند کردم کمی به صورتش آب خورد بدنش کامل خیس شد حتی موهاش خودم رفتم پشتش کمی قدمش کوچکتر از من بود کیر خودم رو از پایین کوسش فرستادم کامل بدنم چسبید بهش کیرم از جلو خودنمایی کرد جلو اون به کوسش هم خورد خیلی لیز بود کوسش رفتم عقب خودم رو تکیه دادم به دیوار صورتش رو کشیدم به طرف خودم لبم رو گذاشتم روی لب هاش حالا نخور کی بخور اونم با من هماهنگ بود اینبار حدود 5 دقیقه اون لب های شیرین و خوشمزه اونو خوردم میترا صدامون کرد بیا تو وان گفتیم باشه رفتیم تو وان کمی با پریسا صحبت کردم کمی از خجالتش رفته بود ولی باز خجالتی بود کمی صحبت کردیم خودمون رو خشک کردیم لباسمون رو پوشیدیم اومدیم شام رو زدیم به بدن,پریسا گفت من باید بخوابم کمی رفت تو اتاقی بخوابه ساعت 9 شده بود میترا گفت بریم تو اتاق کمکم کن گفتم باشه رفتیم باهم تو اتاقش لباساش رو کامل درآورد کیر منم که نیمه شق بود بدنش رو دید کامل شق شد میترا گفت من ساعت 11 میخوابم باید به پریسا برسی پس اول من بعد پریسا خندیدام کامل لخت شدم میترا رفت روی تخت جوری که دراز کشید سرش به طرف پایین استخر افتاد گفت بیا اینجا برات ساک بزنم رفتم طرفش جوری که کیرم جلو صورتش بود شروع کرد به ساک زدن درست نمیتونست ساک بزنه نذاشتم ادامه بده رفتم روی تخت میترا خودش رو کشید روی تخت گفت اول خارش کوسم رو کم کن بعد کونم دراز کش رفتم از لب های خوشمزه اش شروع کردم از لاله گوشش تا اون سینه های بزرگ اش رو خوردم مکیدم کامل با بوسه بوسه رفتم روی کوسش شروع کردم به خوردنش حالا نخور کی بخور شیرین شده بود اتقدر براش کوسش رو خوردم یهو میترا گفت آبم اومد سرم رو جدا کردم از کوسش تمام آبش ریخت رفتم کنارش گفت عالی بود حالا ادامه اش خندیدام گفتم دختر دیوونه رفتم طرف کوسش پاهاش رو زدم بالا کیرم کردم تو کوسش یه اه از درون گفت به من انرژی داد شروع کردم به کردنش کوسش نسبت به دفعه قبل خیلی بود درسته تنگ نبود انقدر ولی خیلی میچسبید کوره بود که هنوز داغ بود انقدر تلمبه زدم که داغ شده بودم بعد 20 دقیقه به خودم اومدم ادامه ندادم گفتم بریم حموم گفت باشه رفتیم حموم ایستاده بدنش رو شست کامل گفت میخوام بکنی تو کونم ایستاده گفتم باشه پشتش به من بود کیر خودم رو به طرف کونش فشار دادم با زور کمی رفت میترا خودش آخی گفت دوباره گفت ادامه بده سانت سانت داخل کونش میکردم خودشم خودشو به طرف من فشار میداد باعث میشد بهتر بره کیر من تو کونش بشتر میرفت داخل یه بهش نصف کیرم داخل تو کونش بود کیر خودم رو کشیدم بیرون گفتم واسه فردا امروز نه گفت باشه فقط میخوام برات ساک بزنم گفتم باشه رفتیم روی وان نشست شروع کرد به ساک زدن اینبار خوب ساک میزد 75% کیرم رو کامل میخورد چند بار هم تو دهنش تلمبه زدم بعد 10 دقیقه گفتم کافیه بلند شدیم رفتیم اون تخت خودش بدون لباس خوابید رفت زیر پتو گفت درسته ارضا نشدی ولی ببینم با پریسا چیکار میکنی در ضمن اتاقت کنار اتاق پریسا هستش از بالکن هم راه هست گفتم باشه رفتم تو اتاقم پرسیدم تو تخت رفتم رو گوشی دیدم از اریکا پیام اومده بود خوندم جوابی ندادم از یه شماره ناشناس پیام اومده بود نوشته بود من پریسا هستم میشه الان بیام اتاقت تو پیام نوشتم الان از بالکن بیا زود فقط با شلوارک موندم تی شرت رو از تنم درآوردم پریسا از طریق بالکن اومد تو مثل همون لباسی که تنش کرده بود همون بود اومد روی تخت از خودش کمی گفت انگار قبلا یه بار خواستن باهاش سکس زوری داشته باشن اونم فرار کرده و مسائلی دیگه به حرفاش گوش دادم بعد گفتم بدونه هیچ حرفی تلوزیون مبینی گفت اره کنترل LED کنار من بود زدم روشن شد رو ماهواره بود تو یه فیلم ایرانی نگه داشتم شروع کردم به دیدن اش کمی گذشت گفت گرمه گفتم لباس های تنت رو از تنت جدا کن دیگه خودش بلند شد با شرت و سوتین موند اومد نشست کنارم به من تکیه داد شروع کرد دست زدن به بدن من در عین فیلم دیدن کیر منم شق بود هنوز نخوابیده بود کم کم با دستاش به طرف کیرم رسید دستش رو کرد تو شلوارک شروع کرد کیر منو مالیدن در یک حالت که داشتم منو دراز کش کرد نشست روم من کاری نکردم شلورک منو درآورد جلو بدنش رو چسبوند به کیرم,کیر من تا سینه هاش میرسید گفت من از جلو نه و از عقبم پاره میکنی منو ولی خیلی هوس کردم پرده خودم رو بزنم ولی من برات ساک بزنم یاد بگیرم گفتم باشه رفت پایینتر شروع کرد به ساک زدن خیلی کم بلد بود بضی مواقه دندون هاش به کیرم میخورد اذیت میشدم ولی بعد کمی ساک زدن گفتم بسه به حالت 69 باش اونم اونجوری کرد منم شروع کردم به خوردن کوسش حالا نخور کی بخور انقدر خوردم صداش دراومد خودش دیگه کنترل ازش خارج شده بود ارضا شد تمام آبش ریخت روی صورتم ولی آب من نیومد گفت بریم حموم گفتم باشه رفتیم حموم اتاق اون لخت شد اون رفتیم زیر آب تو حموم شیشه ای جلو من بود شروع کردم به خوردن اون سینه هاش خودم کمی با نوک سینه هاش رو گاز زدم کامل مکیدم هردو سینه هاش بلند شدم دیگه کیر من رفت جلو کوسش خودم کمی عقب جلو کردم تو چوچولش دوباره ارضا شد تو گوشش گفتم پرده تورو بدوزن حله مشکلی نیست گفت نه بلندش کردم پشتش رو ایستاده به خودم کردم کیر خودم رو هدایت کردم داخل کوسش خیلی لیز بود با کنترل فرستادم تو کوسش نوک اش رفته بود میخواست حرکت کنه دربیاد نگه اش داشتم کمی بعد دوباره فشار دادم کمی رفت داخل ولی از حال رفت پریسا بله پرده اش رو زدم از اطراف کیر من خون میومد کیر خودم رو کشیدم بیرون شستم بعد دوباره فرستادم داخل با یه فشار تا نصف رفت پریسا کمی بی حال بود برای منم بهترین موقعیت,خودم رو بیشتر بهش فشار دادم کیرم رو میفرستادم داخل کوسش بعد از چند دقیقه کامل کردم توش مثل کوره فولاد بود داشتم میسوختم خیی داغ بود پریسا هم بعد چند دقیقه حالش خوب شد دید کیر من کامل تو کوسش هستش گفت...

ادامه دارد...

احترام و ادب و اخلاق
     
#102 | Posted: 31 Jul 2015 16:36
______________________________________________قسمت نهم________________________

برو کف حمام گفتم باشه کیر خودم رو کشیدم بیرون بی حال بود خودم بردمش کف حموم پاهاش رو دادم بالا کیر خودم رو کردم توش حالا تلمبه نزن کی بزن شروع کردم به تلمبه زدن دیگه کامل کیر خودم رو تو کوسش میکردم کامل درمیاوردم کامل میکشیدم بیرون خیلی حال میداد تو کف حموم یکبار دیگه ارضا شد دیگه خودم هم ادامه ندادم بلند اش کردم تو حموم خودم شستمش,خودم هم همینطور بردمش روی تخت گفت پیش من بخواب امشب رو گفتم باشه اونو گذاشتم روی تخت خودم هم کنارش خودش اومد نصف بدنش به من چسبید خوابش برد و منم بعد کمی خوابم برد.


صبح تقریبا ساعت های 9 بیدار شدم نسف بدنش روی من بود خودم بیدارش کردم وقتی بیدار شد کیر من شق بود درست وسط پاهاش زده بود بیرون کمی بلند شد بعد کامل بلند شد رفت یه شلوارک آورد برای من با تی شرت خودم خودش هم لباس های خودش رو پوشید بدون سوتین گفت من برم صبحانه بگم بیارن خودت میترا رو از خواب بیدار کن گفتم باشه من با یه شلوارک و تی شرت رو انداختم گردنم رفتم اتاق میترا خواب بود رفتم طرفش خودم یواش یواش بیدارش کردم از خواب بیدار شد یواش گفتم میای صبحانه گفت اره کمکم کن لباس بپوشم بیام از تخت اومد بیرون لخت یه شلوار و یه تاب تنش کردم اومدیم پایین ,پریسا صبحونه رو آماده کرده بود خوردیم سمیرا گفت بریم شنا گفتم باشه ولی استخر داره اینجا گفت اره رفتیم تو یکی از جاها استخر خوبی داشت چند تا هم صندلی مخصوص واسه استخر پریسا گفت من برم لباس بیارم بیام اون رفت برای میترا هم آورد با شرت و سوتین اومد میترا هم لخت شد شرت و سوتین تنش کرد یه روغن میترا داد به من گفت به من روغن بزن پریسا رفت تو آب من شروع کردم به ماساژ دادن یا روغن زدن به بدن میترا کامل زدم رسیدم به سینه هاش و اون کوسش که لخت اش کردم شروع کردم به ادامه دادن سینه هاش رو قشنگ میمالیدم رفتم سراغ کوسش دیگه کامل روغنی شده بود گفت با پریسا چیکار کردی گفتم پرده اش رو زدم خودت میدی آرزو براش میزنه گفت باشه برو با پریسا تو آب تا من بیام گفتم باشه ازش جدا شدم رفتم تو آب کمی شنا کردم رفتم طرفش گفتم چطور بود گفت عالی بود درسته مثل بیهوشا بودم ولی خیلی خوب بود ولی بازم میخوام گفتم اینجا گفت اره پاهاش رو باز کرد خودم هم کیر خودم رو از شلوارک که زیپ داشت باز کردم انداختم بیرون زیر آب کردم توی کوسش پریسا به من چسبید منو بغل کرد خودم هم تو آب تلمبه میزدم میترا بهم یه کیر مصنوعی داد البته کوچیک بود بردم توی آّب کردم تو کونش البته به زور رفت کمی یه آهی از درون کشید به من انرژی داد درون کیرم احساس کردم ارضا شد پریسا نزدیک پله ها بودم بردمش روی آب کنار استخر دراز کش آبش ریخت بیرون از کوسش کیر خودم هم کشیدم بیرون کمی بهش روغن زدم . میترا منو صدا کرد رفته بود روی آب گفت بیا آب بازی مثل بچه ها شده بود کاریش نداشتم منم مثل اون کمی بازی کردم گفت خسته شدم بریم بیرون گفتم باشه رفتیم شلوارک رو درآوردم گفت بکن تو دهن پریسا تا یاد بگیره گفتم باشه خودت هم کنارش دراز بکش اونم اینکارو کرد رفتم جلوی پریسا اون دراز کش من ایستاده کیر خودم رو بردم طرفش گفتم ببین چه آبنباتی بهت میدم دهنش رو باز کرد از سرش گرفتم به طرف کیرم فشردم به زور نصف اش رو خورد دیگه ادامه ندادم کردم تو دهن میترا شروع کردم به تلمبه زدن دیگه کامل نه ولی 1سوم کیرم تو دهنش جا میشد دیگه انقدر اوق اوق زد فکر کردم نفس کم آورد نذاشتم ادامه بده کشیدم بیرون کردم میترا به پشت شد گفت میخوام کامل کنی گفتم باشه کمی روغن زدم به کیرم و به کون میترا به آرامی با کنترل کامل کردم توش نصف اش رو قشنگ جا کردم خودم از این به بعد شروع کردم به تلمبه زدن دیگه بعد چندبار کردم توش میترا با دستش داشت کوسش رو میمالید از موهاش گرفته بودم میکشیدم تو کونش هم دیگه تا تخمام میکردم توش کونش خوب بود خیلی خوب که بعد از 5 دقیقه ارضا شد کاریش نداشتم کشیدم بیرون گفتم آب من کی میخواد هردو دهنشون رو به طرف کیرم بردن میترا تخمام رو کامل میخورد. پریسا هم ساک میزد احساس کردم آبی فروزان در بدنم در حال حرکته که نوک کیر من بیرون بود به دخترا گفتم اونها هم آماده شدن تو دهن هردوشون ریختم کامل پریسا گفت شیرین بود ممنون بعد باهم رفتیم سه تایی حموم اون میله که تو کون پریسا بود کشیدیم بیرون رفتیم روی تخت اتاق پریسا دراز کشیدیم خوابیدیم.


بیدار شدم ساعت 11 بود من چقدر خوابیده بودم که میترا داشت لباس میپوشید گفت باید بریم بچه مشکلی پیش اومده گفتم باشه پریسا هم آماده شد زود از اونجا با یکی از ماشین ها خارج شدیم به طرف تبریز که بخاطر تند رفتن زود رسیدیم یکی از بیمارستان های خوب بهش نگاهی انداختن گفتند بعد یک ساعت میتونید برید تشکر کردیم بعد 1ساعت سوار ماشین شدیم رفتم خونه میترا از من تشکر کرد قضیه رفتم رو گفتم گفت شاید بیام اونجا ولی یک راه اونجا من یا یه سوئیت کامل دارم میتونی اونجا باشی خالیه تشکر کردم واسه خونه خداحافظی کردم از هردو سوار ماشین خودم خارج شدم.


رفتم به طرف خونه اریکا حدود های ساعت 2 رسیدم اونجا آیفون رو زدم باز کرد رفتم داخل یهو اومد بغلم کمی بخاطر فوت مینا دلجویی کرد بهش قضیه رفتنم رو گفتم رفت چند تا سی دی آورد گفت اینها به درد ات میخوره تشکر کردم گفتم بهش دوست پسری بدی بودم برات گفت اره ولی به عمد نبود که ولی میخوام ناهار رو پیش من باشی ولی خودم میام پیشت کار دارم خارج گفتم نهار بلدی درست کنی گفت نه ولی زنگ میزنم برامون بیارن رفت شربت اورد برای من خوردمش اومد کنارم گفت راستش من یبار دوست پسر پیدا کردم بعد تو البته تا حالا از من نزدیکی نخواسته ولی فکر کنم واسه سکس هستش گفتم شک نکن میخوای برات شوهر پیدا کنم گفت چجوری گفتم به الناز بگو پیدا کنه به دوستاش بگه حله گفت باشه که ناهار آوردن رفت حساب کرد آورد خوردیم باهم تو پذیرایی بعد انداخت گفت منو ببر تو اتاق خواب بغل اش کردم بردمش اتاق خوابش گذاشتمش روی تخت گفت گرممه لباس هامو از تنم دربیار چیزی نگفتم از شلوار بعد تابش رو درآوردم شد با شرت و سوتین گفت پیش من باش کمی بعد برو رفتم طرفش کنارش دراز کشیدم خودش اومد به سمت من نصف بدنش روی بدن من بود منم خوابم برد بخاطر خستگی خوابیدم.
کم کم بلند شدم ساعت دیدم 5 شده بود ولی یک چیز زیپ من باز بود کیر من بیرون اریکا هم روی من خوابیده بود اریکا خودش هم کم کم بیدار شد تو گوشم گفت خودم اومدم روت تا شق بشه خودم هم درآوردم از شلوارت تا ببینمش بلند شد از روی نشست روی پاهای من کیر منو چسبوند به شکمش قشنگ تا راحت جر میخورد حرفی نزدم من در یه حالت اومدم روش اون اومد زیر من,خودم شرتش رو زدم کنار کوسش مدل خاصی مو گذاشته بود یه کوس پف کرده جلو من بود یکم با چوچولوش ور رفتم با دستم سریع آبش اومد البته نریخت روی من دیگه کاریش نداشتم ادامه ندادم خودش تشکر گفت ممنون میدونم که نمیخوای اذیت شم در واقع هم نمیخواستم با کیرم کسی رو اذیت کنم بهش گفتم برو لباس بپوش و رفت.


من بلند شدم رفتم باهاش باهم یه قهوه خوردیم ازش خداحافظی کردم اومدم بیرون سوار ماشین به طرف خونه رفتم کسی نبود رفتم داخل اتاقم به کسانی که باهشون سکس کردم فکر میکردم آنها هیچوقت به زور من با من سکس نکردن بخاطر لذت بردنشون با سکس کردن و حتی کمی علاقه مند شدن و لذت سکس رو بردن پس هیچ مشکلی نیست الناز زنگ گفت فردا ساعت 8 پرواز داری دو پرواز هستش مستقیم نیست بلیت هارو برات فرستادم تشکر کردم خداحافظی مادرم گفت پست اومده برام آورد همه چی بلیط وسایل دانشگاه و... رو آورد یه ماشین دیگه اومد یه پاکت تحویل داد بله میترا بود نوشته بود از اسمم رو پاکت با اسم خودش که رفتم داخل که کیف ام رو جمع کردم لباس مجلسی هارو تمام کمال دیگه هیچی نموند که برای شام صدام کردن رفتم پایین شب از همشون خداحافظی کردم گفتم نمیخوام صبح بیاین راحت میرم بعد شام با خانواده بودم تا آخر شب بعد رفتم خوابیدم خواب راحتی داشتم 6 بلند شدم وسایل جمع کردم بدون سروصدا با آژانس رفتم به طرف فردوگاه خداروشکر تاخیر نداشت درست ساعت 8 پریدم.
پایان قسمت دوم

احترام و ادب و اخلاق
     
#103 | Posted: 31 Jul 2015 16:37
دوستان در اینجا قسمت دوم داستان پایان رسید قسمت سوم شروع میکنم امیدوارم بتونم بهترین داستان رو برای شما بنویسم.
دوست عزیز شما...

احترام و ادب و اخلاق
     
#104 | Posted: 9 Aug 2015 16:37
اقا کی شروع میکنی ما منتظریم

هواداران به پا خیزید از امروز / حمایت ها کنید از تیم پیروز

طرفداران آبی کوه وارند / همیشه رنگ دریا دوست دارند
     
#105 | Posted: 13 Aug 2015 18:20
sam_220:
اقا کی شروع میکنی ما منتظریم

بخاطر مشکلی که برام پیش اومده فکر کنم آخر های مرداد شروع میکنم و
این تاپیک بسته میشه بعد چند روز

احترام و ادب و اخلاق
     
#106 | Posted: 26 Aug 2015 14:02
مرداد تموم شد پس كى شروع ميكنى

گاه بایدخندیدبرغمی بی پایان...
     
#107 | Posted: 28 Aug 2015 00:24
Maziargh077:
مرداد تموم شد پس كى شروع ميكنى

ممنون دوست عزیز از پیگیری
قسمت اولش آماده هستش ولی اول در تایپک جدید . دوم باید کم کم ۵ قسمت بنویسم بعد

احترام و ادب و اخلاق
     
صفحه  صفحه 11 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / زندگی یا عشق 1و2 بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites