تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

خانواده رویایی

صفحه  صفحه 3 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  پسین »  
#21 | Posted: 11 Mar 2015 12:28
Pacxxx:
تند تند بنویس

با درود
بروی چشم
شب عیده یه مقدار درگیرم
ولی بازم چشم سعیم رو میکنم

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#22 | Posted: 15 Mar 2015 17:55
خانواده رویایی
مهمونی عمه شهره قسمت پنجم

ریحانه و بابا اومدن پیش من و عمو رو کاناپه نشستن بابا پاهاشو باز کرد و ریحانه وسط پاهای بابا نشست و کیر بابا رو تو دهنش کرد و همین کارش باعث شد بابا یه آه بلند از ته دل بکشه بعد کیر بابا رو از دهنش در آورد و با زبونش با سر کیر بابام بازی میکرد واقعا مثل پورن استارها عمل میکرد و خیلی حرفه ای ساک میزد ازش شنیده بودم که خیلی فیلم پورنو نگاه میکنه و خوب رو کارای خانومای توی فیلم دقت میکنه تا تو مهمونیای سکسیمون بتونه نقششو خوب اجرا کنه عمو رو به دخترش ریحانه گفت دخترم ریحانه جون کیر عمو رو تا ته حلقت ببر که عمو ببینه چه کارایی بلدی.ریحانه گفت بابا نمیتونم کیر عمو شهرام خیلی کلفته تا ته نمیتونم بخورمش.بابا درجواب عمو گفت طوری نیست داداش بذار راحت باشه من میدونم ریحانه جون درسشو زیر کیرت خوب یاد گرفته ریحانه راست میگه کیر من برا دهن ناز و کوچولوش بزرگه عوضش تو کیر قلمی و درازتو بکن تو کون دختر من تا هرجاش که خواستی.متوجه حرکت کیر عمو زیر باسن بزرگم میشدم.عمو گفت ساناز جون بابات راست میگه نمیدونم چرا یهو دلم هوس کرد اول از کونت شروع کنم تو مشکلی نداری؟؟گفتم نه عمو چه مشکلی؟؟هرچی شما بگی ولی یه شرط کوچولو داره اونم اینه که کیرتو هرجاییم که خواستی فرو کنی ولی در آخر آبتو تو کونم خالی کنی باشه عموی خوشگلم؟؟عمو در جواب من گفت چچچچچشششم این که مشکلی نداره و با این حرف عمو من رو کاناپه استایل سگی گرفتم و کون سفید و تپلمو در اختیار عمو گذاشتم تا هرجور دوست داره باهام سکس کنه عمو دخترش شهره رو صدا کرد و گفت شهره بابا چند لحظه بیا اینجا یه ساک برام بزن میخوام ساناز رو از کون بکنم فقط سر راهت اون روغن مخصوص سکس رو هم بیار تا کون دخترعموت رو چرب کنم شهره با یه عشوه خاص کیر شهریار شوهر عمه ام رو از دهنش کشید بیرون و به طرف ما اومد و جلو باباش زانو زد و کیر باباش رو تو دهنش غیب کرد شهره کیر دراز عمو رو تا ته حلقش میبرد و در میاورد و عمو فقط میگفت جووووون چه گرمه حلقت شهره جونم الانم از حلق تو که بکشم بیرون میخوام بکنمش یه جای داغترخلاصه عمو چندتا تلمبه داخل گلوی دخترش زد و کیرشو از دهن شهره بیرون آورد و مقداری روغن رو کیرش و انگشتش ریخت و انگشتشو فرو کرد تو کون من با ورود انگشت عمو به کونم یه حس خوب بهم دست داد یه لذت ناب که فقط کسایی میتونن درکش کنن که کون دادن رو به طور مرتب تجربه کردن عمو کمی کونمو انگشت کرد و بعد سر قوطی روغن رو تو کونم فرو کرد و یهو فشار داد راحت میتونستم ریختن مقدار زیادی روغن تو کونمو حس کنم بلافاصه عمو کیرشو در کونم گذاشت و اون رو تو کونم فرو کرد و شروع کرد باهام حرف زدن:جوووووووون چه داغه جووووووووون چه لیزه واااااای فکر نکنم زیاد رو این کون دوام بیارم یهو صدای ناله ریحانه منو به خود آورد که خوابیده بود رو کاناپه و پاهاشو از هم باز کرده بود و بابا داشت تو کس خوشگلش تلمبه میزد واقعا صحنه جالبی بود یه کیر سیاهو کلفت تو یه کس سفید و کوچولو فرو میرفت ریحانه مثل مار به خودش میپیچید و ناله های شهوانیش همه سالن رو برداشته بود رومو برگردوندم اونطرف سالن دیدم مامان و عمه رو زانوشون نشستن و شاهرخ دستاشونو از پشت با دستبند بسته بود و به طرز وحشیانه ای تو گلوشون تلمبه میزد صدای عق زدن و سرفه های مامان و عمه همه خونه رو برداشته بود شاهرخ هم هیچ رحمی از خودش نشون نمیداد با شدت هرچه تمام تر تو گلوی مامان من و خودش تلمبه میزد و انگار از اذیت شدن اون 2تا بیشتر حشری میشد و به سرعت اضافه میکرد بابا هر چند تا تلمبه که میزد بر میگشت و صحنه ساک زدن مامان رو با لذت نگاه میکرد و اونم با فشار بیشتری تو کس ریحانه تلمبه میزد و زیر لب یه چیزایی میگفت سعید داداشم شراره رو گذاشته بود رو کیرش و داشت تو کون شراره تلمبه میزد لرزشای کون شراره واقعا وسوسه انگیز بود شهره دختر عموم رفت طرفشون و از زیر تخمای سعید رو لیس میزد و با این کارش باعث شد آه وناله سعید به هوا بره و هرچی آب تو کمرش داشت تو کون شراره خالی کنه شراره هم از حرکت وایساد و در حالی که کیر سعید رو تو کون بزرگش غیب کرده بود کونشو رو کیر سعید میگردوند و باعث میشد که سعید آخ و اوخ بیشتری کنه شهره دختر عموم گفت شراره جون میشه کونتو بلند کنی تا هم کیر سعید رو یه ساک بزنم که لذتش کامل بشه هم اینکه آب تو کونتو بریزی تو دهنم شراره با بی حالی گفت باشه شهره جون فقط بذار یه چند لحظه دیگه این کیر تو کونم باشه دلم نمیاد ولش کنم خیلی داره حال میده کونم داغ شده از بس آب سعید جون داغه و مثل آتیش میمونه اون طرف شهریار زن عمو روی دست بلند کرده بود و داشت تو کسش تلمبه میزد زن عمو لیلا هم سرشو رو شونه شهریار گذاشته بود و با ناخوناش رو کمر شهریار میکشید و معلوم بود که خیلی داره از کس دادنش لذت میبره این وسط صدای آه و ناله مامان به گوش میرسید شاهرخ پاهای مامان رو از هم باز کرده بود و داشت تو کس مامان تلمبه میزد و گاهی هم کیرشو بیرون میکشید و میداد مامان خودش براش ساک بزنه و دوباره کیرشو تو کس مامانم فرو میبرد چهره مامان قرمز شده بود و داشت حسابی با کیر شاهرخ حال میکرد اونطرف شوهر عمه ام شهره دختر عموم رو صدا کرد و گفت شهره جون بیا اینجا پیش مامانت استایل سگی بگیرین تا کسو کونتون رو صفا بدم شهره و مامانش هم انگار از خدا خواسته زود جلوی سیاوش استایل گرفتن و کسو کونشو رو آماده پذیرایی از کیر کلفت شوهرعمه شهریار کردن واقعا منظره جالبی بود 2تا کون تپل و سفید کنار یکدیگر که باهم نسبت مادر و دختر داشتن و میخواستن در حضور هم سکس کنن باز هم برای چندمین بار یه حس سپاسگذاری اومد سراغم به خاطر خانواده و فامیلی که داشتم که اینقدر راحت و ریلکس با مسائل کنار میومدن بگذریم سیاوش با کون شهره دختر عموم شروع کرد و کیرشو تو سوراخ کون شهره جا داد صدای شهره رفت بالا:واااااااااای مامانی چقدر کلفته دارم پاره میشم کیر بابا خیلی قلمی و باریک تراز اینه وای دردم میاد و بعد به سیاوش گفت:عمو سیاوش کسمو بکن از کون نمیتونم.سیاوش در جواب شهره گفت:اتفاقا من همین ضجه زدن و التماس کردنت رو دوست دارم اگه فکر کردی کونتو ول میکنم کور خوندی بعد چند وقت یه سوراخ تنگ و داغ پیدا کردم و بعد رو به بابای شهره یعنی عمو بهرام که شاهد این صحنه بود کرد و گفت آقا بهرام با این اوصاف شما باشی از همچین کونی میگذری؟؟؟عمو گفت:نه شهریار جون بکن حالشو ببر این دختر من عادتشه که زیر کیر قر بزنه شما کارتو بکن شهریار هم با این حرف عمو به کارش ادامه داد و با فشار هرچه تمام تر سوراخ کون دختر عمو رو میگایید روم رو برگردوندم طرف بابا و ریحانه دیدم ریحانه رو به شکم روی زمین خوابیده و پاهاشو هم جفت کرده و بابا داره تو کونش تلمبه میزنه این استایلی بود که ریحانه بارها بهم گفته بود عاشقشه و خیلی اینجوری حال میکنه حالا فرض کنید یه دختر18 ساله زیر یه مرد 45ساله خوابیده داره با لذت بهش کون میده
ریحانه خیلی حشری شده بود و داشت به بابام حرفای سکسی میزد:جووووووووووون عمو بکن کونمو
بریز داخل کونم تا داغ بشم
کونمو از آب منی پر کن
من جندتم عمو بکن منو و از اینجور حرفا که باعث شد بابام حشری تر بشه و و ریحانه که زیر دستو پای بابا مثل یه جوجه بود رو فشار بده و با سرعت زیادتری تلمبه بزنه و در نهایت با گفتن چند تا آخ بلند همه کمرشو تو سوراخ کون ریحانه خالی کنه
بابا که ارضا شد همون جا روی ریحانه چند دقیقه ای خوابید چون ریحانه رمق بابا رو کشیده بود در تمام این مدت عمو جوری پشت سر من قرار گرفته بود که صحنه کسو کون دادن زنو دختراش جلوی چشمش باشه و در واقع داشت با صحنه سکس واقعی خانواده اش حال میکرد و در عین حال تو کون من تلمبه میزد دیگه عمو داشت ارضا میشد که منو بلندم کرد و گفت:ساناز جون پاشو سرپا وایسا میخوام سرپایی بکنمت منم از جام بلند شدم کفشای پاشنه بلندم باعث میشد سوراخ کونم درست روبروی کیرعمو بهرام قرار بگیره و عمو راحت بتونه تو کونم تلمبه بزنه عمو دستاشو از زیر کتف های من رد کرد و رسوند پشت گردنم و پنجه هاشو تو هم قفل کرد که اینکارش باعث شد سر من مقداری بره جلو و به همون نسبت کونم بره عقب حالا تصور کنید یه دختری که کون بزرگ و خوشگلی داره با کفش پاشنه بلند و اون استایل به خصوصی که من گرفته بودم چقدر میتونست برای بقیه آقایون مجلس که داشتن سکس منو عمو رو میدیدن حشری کننده باشه عمو به شدت داشت تو کونم تلمبه میزد بشکلی که خودم متوجه موجهایی که کونم با ضربه های عمو برمیداشت میشدم در واقع این استایلی بود که مورد علاقه من بود و بارها از بابام و داداشم خواسته بودم که منو اینجوری بکنن یواش یواش صدای عمو رفت بالا و دیگه میخواست کمرشو تو بدن من خالی کنه چند لحظه ای که گذشت احساس کردم که آب عمو به شدت داره میریزه تو سوراخم واااااااای خدای من چقدر داغ بود و این لحظه برام چه لذتی داشت عمو دلش نمیومد کیرشو از کونم بکشه بیرون یه لحظه دیدم مامانم خودشو از زیر کیر شاهرخ در آورد و رسوند به من و گفت ساناز قولت که یادت نرفته آب تو کونت مال منه و عمو رو هل داد عقب و دهنشو گذاشت دم سوراخ کونم و گفت زود باش هرچی توش داری بریز بیرون منم با یه فشار تمام آب کمر عمو رو ریختم تو دهن مامانم و اونم بدون فوت وقت همه رو قورت داد...
ادامه دارد...

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#23 | Posted: 15 Mar 2015 19:38
با درود به لوتی باز عزیز .. تا این جای داستانو خوندم ... یکی از خوانند گان محترم فرموده بود که از اون جایی که داستان واقعی به نظر نمی رسه نمی چسبه .. این که این داستان مثل داستانهای سکسی دیگه واقعی نیست شکی درش نیست . ما از داستانهای سکسی نباید انتظار واقعی بودن را داشته باشیم .. واقعیت آن چیزیست که ما می پنداریم ..ما دوست می داریم و یا قبلا اتفاق افتاده و مشابه آن را می خواهیم . البته منظور ما از واقعی بودن به گونه ای طبیعی بودن می باشد .. مثلا مقدمه ای که ما را به فضای سکس و حال و هوای آن بکشاند .. اما از این گونه داستانها بسیار نوشته شده .. مقدمه چینی ... رفتن به صحنه های خاص .. و سر انجام بازم رسیدن به دنیای فانتزیها ..به همین خانه اول ... هرچند که حاشیه پردازیها نیز لطف خاص خود را دارد ... اما قدرت و مهارت و شگرد نویسنده این داستان در شرح ماجراهای سکسی و تشریح عملیات سکس به گونه ایست که من خواننده را به مطالعه ادامه داستان می کشاند و این مسئله را که ماجرا با حالتی فانتزی و رویایی وارد فضای سکس شده پوشش می دهد . ناگفته نماند که اکثریت به ویژه مردان از صحنه ها و پردازش های سکس طالب هیجان و تنوعند و داستان در شرح بیان مطالب تاکنون این هیجان و تنوع را به خوبی نشان داده یا ایجاد نموده است که البته خانمها هم می توانند از نکات ظریف و پردازشهای سکس زمینه ای برای ایجاد هیجان بسازند . فضایی که در این فضای رویایی خواننده احساس خستگی نمی کند .. داستانهای سکس خانوادگی کاملا فانتزی را به این گونه آغاز کردن بهترین شیوه می باشد البته می توان در آینده اگر قرار است شخصیت جدیدی وارد شود که این فضا و حالت برایش بیگانه و غریب باشد حاشیه پردازی هایی هم کرد که بازهم تنوع دیگری به داستان داد و مقدمه چینی برای یکی دو شخصیت وقت چندانی را نمی گیرد و شاید به این سبک نظر مشکل پسندان هم تا حدودی تامین گردد . یعنی چهره جدیدی را با شاخ و برگ دادن وارد داستانش کنیم که آن هم بسته به نظر نویسنده ..سوژه داستان و شخصیت سازی او که با خانواده فامیلی هماهنگ باشد دارد .. استاد لوتی باز عزیز دست گلت درد نکنه ..مثل همیشه پر انرژی نوشتی .. موفق باشی ..دوست و برادرت :ایرانی
     
#24 | Posted: 15 Mar 2015 19:44
shahrzadc:
با درود به لوتی باز عزیز .. تا این جای داستانو خوندم ... یکی از خوانند گان محترم فرموده بود که از اون جایی که داستان واقعی به نظر نمی رسه نمی چسبه .. این که این داستان مثل داستانهای سکسی دیگه واقعی نیست شکی درش نیست . ما از داستانهای سکسی نباید انتظار واقعی بودن را داشته باشیم .. واقعیت آن چیزیست که ما می پنداریم ..ما دوست می داریم و یا قبلا اتفاق افتاده و مشابه آن را می خواهیم . البته منظور ما از واقعی بودن به گونه ای طبیعی بودن می باشد .. مثلا مقدمه ای که ما را به فضای سکس و حال و هوای آن بکشاند .. اما از این گونه داستانها بسیار نوشته شده .. مقدمه چینی ... رفتن به صحنه های خاص .. و سر انجام بازم رسیدن به دنیای فانتزیها ..به همین خانه اول ... هرچند که حاشیه پردازیها نیز لطف خاص خود را دارد ... اما قدرت و مهارت و شگرد نویسنده این داستان در شرح ماجراهای سکسی و تشریح عملیات سکس به گونه ایست که من خواننده را به مطالعه ادامه داستان می کشاند و این مسئله را که ماجرا با حالتی فانتزی و رویایی وارد فضای سکس شده پوشش می دهد . ناگفته نماند که اکثریت به ویژه مردان از صحنه ها و پردازش های سکس طالب هیجان و تنوعند و داستان در شرح بیان مطالب تاکنون این هیجان و تنوع را به خوبی نشان داده یا ایجاد نموده است که البته خانمها هم می توانند از نکات ظریف و پردازشهای سکس زمینه ای برای ایجاد هیجان بسازند . فضایی که در این فضای رویایی خواننده احساس خستگی نمی کند .. داستانهای سکس خانوادگی کاملا فانتزی را به این گونه آغاز کردن بهترین شیوه می باشد البته می توان در آینده اگر قرار است شخصیت جدیدی وارد شود که این فضا و حالت برایش بیگانه و غریب باشد حاشیه پردازی هایی هم کرد که بازهم تنوع دیگری به داستان داد و مقدمه چینی برای یکی دو شخصیت وقت چندانی را نمی گیرد و شاید به این سبک نظر مشکل پسندان هم تا حدودی تامین گردد . یعنی چهره جدیدی را با شاخ و برگ دادن وارد داستانش کنیم که آن هم بسته به نظر نویسنده ..سوژه داستان و شخصیت سازی او که با خانواده فامیلی هماهنگ باشد دارد .. استاد لوتی باز عزیز دست گلت درد نکنه ..مثل همیشه پر انرژی نوشتی .. موفق باشی ..دوست و برادرت :ایرانی

ممنون از راهنماییتون استاد عزیز
حتما نکاتی که فرمودید رو رعایت میکنم

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#25 | Posted: 15 Mar 2015 21:00
lootibaz74:
در آینده اگر قرار است شخصیت جدیدی وارد شود که این فضا و حالت برایش بیگانه و غریب باشد حاشیه پردازی هایی هم کرد که بازهم تنوع دیگری به داستان داد و مقدمه چینی برای یکی دو شخصیت وقت چندانی را نمی گیرد

شاید بعد از مهمونی عمه یکی ۲تا خواستگار برا دخترای فامیل بیان که شور و حال جدیدی به داستان میدن
و همچنین شخصیت سعید و شاهرخ هم زن بگیرن که رو جنبه ضربدری داستان خیلی میشه کار کرد
شاید حتی بحث گی رو وارد داستان کنم البته زمانی که بچه های ساناز و شراره بزرگ بشن البته چیزی که منو در این راه یاری میکنه صبر و توجه دوستان هستش
لوتی باز

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#26 | Posted: 15 Mar 2015 21:34
lootibaz74:
ممنون از راهنماییتون استاد عزیز
حتما نکاتی که فرمودید رو رعایت میکنم

lootibaz74:
شاید بعد از مهمونی عمه یکی ۲تا خواستگار برا دخترای فامیل بیان که شور و حال جدیدی به داستان میدن
و همچنین شخصیت سعید و شاهرخ هم زن بگیرن که رو جنبه ضربدری داستان خیلی میشه کار کرد
شاید حتی بحث گی رو وارد داستان کنم البته زمانی که بچه های ساناز و شراره بزرگ بشن البته چیزی که منو در این راه یاری میکنه صبر و توجه دوستان هستش
لوتی باز

البته من به همین سبکش هم می پسندم چون داستان طوری نوشته شده که نه تنها خسته کننده نبوده بلکه آدم احساس تکرار و یکنواختی مختصر هم نمی کنه ..و طرح و پیشنهاداین ماجرا برای جذب علاقه مندان دیگر با سلیقه های دیگر بوده ..البته به هر شکل هم که باشه مثلا تعجب و شگفتی اعضای جدید در سکس ..بالاخره بعد از دو سه قسمت بازم خودشونو با سایر اعضای فامیل هماهنگ می کنند ..و سکس همون سکس خانوادگی میشه ..البته در این فاصله میشه از یک سکس جدای از این فضا نیز استفاده کرد .. بین دو نفر ..حالا می تونه مجاز باشه و یا برای هیجان بخشی بیشتر بین محرم و نامحرم که یکی شون مثلا از تازه وارد ها باشه .(به دور از چشم و اطلاع بقیه فامیل ).دوستان کاملا با شما همراهند .. حتی اگه در قسمتهایی هم نیاز باشه که برای پیشبرد داستان از سکس هم استفاده نکنی ایرادی نداره حتما این کار رو بکن که برای جا افتادن داستان و کیفیت بهتر اون موردی نداره ..هرچند در این شرایط اگه نویسنده فرصت کنه و با نوشتن حجم و قسمت بیشتری از فضای غیرسکسی به فضای سکسی برسه عالی میشه ..که البته این روز ها با توجه به فرا رسیدن عید نوروز ممکنه خونه نشینی یا کنار نت نشینی ما کم باشه ..یا مهمون داشته باشیم یا باشیم مهمونی ..رو این حساب از دوستان شکیبای خودم ممنون میشم که همراهی بیشتری با تو استاد گلم نموده و اگه در آپدیت داستانها تاخیری پیش اومد همچنان صبور باشند و بدونن که اگه من و شما و سایر نویسندگان فرصت کنیم خیلی بیشتر از اینها و بیشتر از اونی که خوانند گان گل بخوان در خد متشان خواهیم بود . ارادتمند .. دوست و برادر لوتیان گل : ایرانی
     
#27 | Posted: 15 Mar 2015 22:49
shahrzadc:
البته من به همین سبکش هم می پسندم چون داستان طوری نوشته شده که نه تنها خسته کننده نبوده بلکه آدم احساس تکرار و یکنواختی مختصر هم نمی کنه ..و طرح و پیشنهاداین ماجرا برای جذب علاقه مندان دیگر با سلیقه های دیگر بوده ..البته به هر شکل هم که باشه مثلا تعجب و شگفتی اعضای جدید در سکس ..بالاخره بعد از دو سه قسمت بازم خودشونو با سایر اعضای فامیل هماهنگ می کنند ..و سکس همون سکس خانوادگی میشه ..البته در این فاصله میشه از یک سکس جدای از این فضا نیز استفاده کرد .. بین دو نفر ..حالا می تونه مجاز باشه و یا برای هیجان بخشی بیشتر بین محرم و نامحرم که یکی شون مثلا از تازه وارد ها باشه .(به دور از چشم و اطلاع بقیه فامیل ).دوستان کاملا با شما همراهند .. حتی اگه در قسمتهایی هم نیاز باشه که برای پیشبرد داستان از سکس هم استفاده نکنی ایرادی نداره حتما این کار رو بکن که برای جا افتادن داستان و کیفیت بهتر اون موردی نداره ..هرچند در این شرایط اگه نویسنده فرصت کنه و با نوشتن حجم و قسمت بیشتری از فضای غیرسکسی به فضای سکسی برسه عالی میشه ..که البته این روز ها با توجه به فرا رسیدن عید نوروز ممکنه خونه نشینی یا کنار نت نشینی ما کم باشه ..یا مهمون داشته باشیم یا باشیم مهمونی ..رو این حساب از دوستان شکیبای خودم ممنون میشم که همراهی بیشتری با تو استاد گلم نموده و اگه در آپدیت داستانها تاخیری پیش اومد همچنان صبور باشند و بدونن که اگه من و شما و سایر نویسندگان فرصت کنیم خیلی بیشتر از اینها و بیشتر از اونی که خوانند گان گل بخوان در خد متشان خواهیم بود . ارادتمند .. دوست و برادر لوتیان گل : ایرانی

ممنون استاد از راهنمایی هاتون
و اینکه منو تو این مسیر هدایت میکنید
به نظر من میبایست داستان پیش بره تا خود ب خود داستان شکل بگیره
بعد از این مهمونی برنامه های جالبی برا این داستان دارم

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#28 | Posted: 21 Mar 2015 12:02
این داستان منو خیلی تحریک میکنه چرا انقدر دیر به دیر ادامه ش رو میزارید
     
#29 | Posted: 21 Mar 2015 23:45
Eblis11:
این داستان منو خیلی تحریک میکنه چرا انقدر دیر به دیر ادامه ش رو میزارید

با درود به شما دوست عزیز
نام کاربری شما منو یاد دوست عزیزم حسین ابلیس میندازه
ممنون از توجهی که با داستان این حقیر دارید
باور بفرمایید تعطیلات عید در این مسئله دخیله ولی حتما بعد از تعطیلات عید در هفته ۲قسمت منتشر میکنم
ولی در طول تعطیلات عید همون هفته ای یکی قسمت منتشر میشه امشب قسمت جدید منتشر میشه
باز هم بابت این تاخیر از شما عذرخواهی میکنم
دوستدار شما
لوتی باز

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#30 | Posted: 22 Mar 2015 02:09
خانواده رویایی
مهمونی عمه شهره قسمت ششم

شاهرخ مامانشو به حالت سگی در آورده بود و داشت تو کس مامانش تلمبه میزد صدای آه و ناله عمه خونه رو برداشته بود و قربون صدقه پسرش میرفت:مامان به قربون کیرت بره شاهرخ جونم-واااااااای داری با کیرت کسمو شخم میزنی دارم حال میکنم ولم نکن پسرم آب کسمو بیار تا اونی دلت میخوای رو در اختیارت بذارم میدونی که چیو میگم؟؟ها پسر گلم میدونی؟؟شاهرخ همینجوری که داشت تو کس مامانش تلمبه میزد گفت:آره مامانی کون تپل و ژله ای و نازتو میگی که من میمیرم برا این که آب کمرمو توش خالی کنم بعد رو به مامانم کرد و گفت: زندایی مریم بیا اینجا آماده شو آب مامانم رو بیارم میخوام از اون ساکهای معروفت برام بزنی تا برم سروقت کون مامانم.
مامان من که تازه آب منی های برگشتی از کون منو قورت داده بود با عشوه رفت طرف شاهرخ و عمه شهره کون مامانم لرزش دیوونه کننده و زیبایی داشت سعید داداشم که تازه آبشو تو کون دختر عمه ام خالی کرده بود رو به مامانم گفت:مامانی راند بعد که شروع بشه من با تو میخوام سکس کنم کونت دیوونم کرده مامان مریم
مامان برگشت طرف سعید و با عشوه و ناز گفت چشم پسر گلم کون که قابلت رو نداره تو جون بخواه.صدای آه ناله عمه به هوا رفته بود حالت سکسش رو با پسرش شاهرخ عوض کرده بود داشت رو کیر شاهرخ بشین پاشو میرفت واقعا صحنه وسوسه انگیزی بود کون عمه در برخورد با پاهای شاهرخ پسرش لرزشای زیبایی پیدا میکرد همینجوری که داشت رو کیر شاهرخ بالا و پایین میرفت گفت:واااااااااااااااای کسی نیست بیاد تو کونم تلمبه بزنه واااااااااااااااااای 2کیره دلم میخواد دارم دیوووونه میشم خدااااااااا یکی بیاد کونم بذاره دوستدارم 2تا کیر تو وجودم حس کنم عمه با گفتن این حرفا به اوج شهوت رسیده بود و با لرزشی که وجودشو فراگرفته بود رو پسرش شاهرخ ولو شد و شروع کرد لبای شاهرخ رو خوردن که این نشان از این داشت که عمه ارضا شده شاهرخ تا دید آب کس مامانش اومده سریع خودشو از زیر عمه کشید بیرون و کیرشو تا دسته کرد تو حلق مامانم تا
کیرش خوب برا گاییدن کون مامانش آماده و لیز بشه در همین حین هم عمه استایل سگی گرفته بود و آماده شد برا اینکه کونشو در اختیار پسرش بذاره تا هرجور میخواد با کون عمه حال کنه شاهرخ رفت پشت سر عمه و با یه حرکت کیرشو تا دسته تو کون عمه جا داد عمه جیغ کوتاهی زد و گفت آهای وحشی آروم چیکار میکنی شاهرخ گوشش بدهکار این حرفا نبود و فقط با شدت تو سوراخ کون مامانش تلمبه میزد واقعا صحنه فوق العاده ای بود پسری داشت مامانشو از کون میگایید عمه از لحاظ اندام هیچی کم نداشت سینه های بزرگو زیبا کون بزرگو سفید و ژله ای که هر مردی رو هوسی میکرد و چهره ای جذاب و گیرا و به طور کلی میشه گفت یه کیس تمام عیار برای سکس.داشتم میگفتم شاهرخ بدون توجه به اعتراض مامانش در گاییدن سوراخ کون عمه بود شاهرخ هم داشت به اوج میرسید و یواش یواش داشت صداش میرفت بالا که سریع رو کرد به مامانم و گفت زندایی بخواب و پاهاتو از هم باز کن میخوام آبمو با سوراخ کون تو بیارم مامانم هم بلافاصله آماده شد تا کونشو زیر کیر پسرعمه ام قراربده قوطی روغن رو برداشت و سوراخ کون خودش و کیر شاهرخ که تازه از کون عمه در اومده بود و مثل لبو سرخ شده بود رو چرب کرد و سر کیر شاهرخ رو در سوراخ کونش گذاشت و اونو به سمت داخل کونش هدایت کرد با ورود کیرشاهرخ به کون مامان شاهرخ بی طاقت شد و شاید10تا تلمبه نزد که صدای نعره اش سالن رو برداشت و کمرشو تو کون مامانم خالی کرد
ادامه دارد...

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
صفحه  صفحه 3 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / خانواده رویایی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites