تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

مریض جنسی

صفحه  صفحه 1 از 5:  1  2  3  4  5  پسین »  
#1 | Posted: 30 Aug 2015 03:09
مدیر جان درخواست یه تاپیک در قسمت داستان های سکسی دارم
به نام : مریض جنسی قسمت هاش بیشتر از 10 قسمت
و نویسندشم خودمم این داستانم کلا واقعیته و حال و روز خودمه ممنون .
     
#2 | Posted: 3 Sep 2015 01:11
قسمت اول




سلام دوستان اسم من الهام 26 سالمه قدم 1 متر و هفتاد لاغرم ولی پرم و به گفته ی دوستان صورت با نمکی دارم ^_^ از خودمم تعریف نمیکنم سایز سینه هامم 75 اینارو گفتم که درجریان باشین.
دختریم که عاشق هیجانم دنبال چیزای بچه گونه مثه هر دختر دیگه ای منم دلم پاستیلو لاک لواشک و اینجور چیزا میخواد ^_^
از خانوادم بگم 2 تا داداش دارم یکیش ازدواج کرده 32 سالشه با یه دختر از خانواده ی متوسط دختره خوشگله ولی مثه خودم نیس (حسودی نمیکنما ) اسمشم حمید اون یکی داداشم اسمش حامد 20 سالشه قیافشم دختر کشه خدایی
یکی از خاطرات نوجوونیم که یادم میاد این بود حامد یه سری حموم بود سنم حدود 18 اینا بود بعد تو هال بودم از مدرسه تازه رسیده بودم که حامد از حموم لخت اومد بیرون یه لحظه که دیدمش جیغ زدم اونم حول کرد سریع دویید تو حموم یادم که میاد تو اون سن کیره بزرگی داشت نسبت به سنش
من وقتی وارد 18 سالگی شدم احساس نیاز کردم
یه روز تو دبیرستان پیش پریسا دوستم نشسته بودم زنگ ریاضی داشتیم همیشه ام ته کلاس میشستیم جزو شرای کلاسم بودیم
اونروز خیلی داغ بودم نمیدونم چرا
پریسا قد بلندی داشت پاهای کشیده موهای بلند تا کمرش سینه های سفتیم داشت سایزشم 70 اینا بود زنگ آخر بود من ته نشسته بودم اون سر میز دیدم پای راستشو نزدیک پام کرد چن لحضه ثابت وایساد من هواسم بود ولی عکس العملی نشون ندادم بعد 5 دیقه پاشو آروم چسبوند به پام یه جوری شدم داغ کردم
بعد وقتی فهمید قیافم عوض شده شروع کرد بام حرف زدن ولی پاش چسبیده بود به پام بعضی اوقات پاشو تکون میداد به چپو راست بازیش میداد هی میخورد به پام یه جورایی انگار داشت میمالید
گفت الهام عجب درس مسخره ایه هیچی نمیفهمم منم ج دادم منم نمیفهمم از ریاضی متنفر بودم
چند لحظه بعدش پاشو برد پایین تر زانوشو گذاشت زیر رونم ببینید اینارو خیلی با احتیاط انجام میداد انگار بلد بود بام چجوری بازی کنه
بعد آروم با زانوش یه فشار به پام آورد منم که مسخ شده یودم جفتمون روبه رو نگاه میکردیمو چیزی نمیگفتیم
با زانوش هی میمالید به زیره رونم خیلی حال میکردم کسم داغ کرده بود بعد آروم دستشو گذاشت روی رونم انگار یه آب سرد ریختن روم گفت الهااام تو با کسی دوس نیسی؟
منم گفتم نه چطور ؟ گفت آخه بهت میخوره 10 تا دوس پسر داشته باشی راستی پاهاتم خیلی خوشگلو خوبن
بعد دست کشید رو رونم گفت خوش به حال دوس پسرته خندیدمو گفتم چطور پاهای خودت که بلندترو قشنگ تره
حالا اونم دیگه داشت آروم رونمو میمالید منم خوشم اومده بود گفت نه رونتو سفته خیلی خوبه آدم دوس داره دس بزنه بهش بعد دستش که ساکن شد میلیمتر به میلیمتر دستشو آورد داخل رونم با ناخوناش باورتون نمیشه کسم خیس شد تو همین حین دیگه دست خودم نبود آروم ناز میکرد منم شده بودم تنها دختر کلاسی که دوس نداشت کلاسش تموم شه سرمو گذاشتم رو میز الکی یعنی سرم درد میکنه نمیدونم چه حسی بود دوس داشتمش نیاز داشتم به این دستای پریسا
اونم که کارشو بلد بود ولی 3 نمیکرد یواش یواش پیش میرفت بعد دستشو برداشت با پاش آروم میمالید به ساق پام شل شده بودم
بعد 5 دیقه اجازه گرفتم برم دسشویی رفتم جیش کنم شرتمو کشیدم پایین دیدم وایییی که چقد خیس کردم تمام شرتم خیس بود سریع برگشتم بالا این اولین خاطره ی من بود که فهمیدم به یه چیزایی واقعی احتیاج دارم.
الهام.
     
#3 | Posted: 3 Sep 2015 03:52
آفرین...خوبه ادامه بده...
     
#4 | Posted: 3 Sep 2015 07:28
باریکـــ
من کلا داستان نمیخونم .. چون ۹۹.۹۹٪ خالی بندیه ...
ولی داستانت حسه خوبی بهم داد ...
با قـــدرت ادامه بده دخترم
     
#5 | Posted: 3 Sep 2015 14:28
خوب بود ادامه بده

     
#6 | Posted: 3 Sep 2015 15:18
قسمت دوم
هر روز که میگذشت من احساس بیشتری میکردم تو اون زمان تو کوچمون یه پسره بود هر وقت میدید منو با چشاش میخورد منو یه روز از راه مدرسه داشتم برمیگشتم به سمت خونه پشت خونمون یه تیکه خرابه مانند داشت ازونجا باید رد میشدم که دیدم اونم رو به من داره میاد سرمو انداختم پایین وقتی داشتم رد میشدم دیدم دستش رو کیرشه داره میماله از بغلم که رد شد یه جوووونی گفت که ترسیدم قدمامو تند کردم سریع رفتم خونه اولین بار بود همچین اتفاقی میفتاد رفتم خونه. مامان بابا شاغل بودن
فقط حامد خونه بود رفتم ناهار درس کنم همش فکرم پیش اون قضیه بود اینکه کیرشو جلوم میمالید
حامد اومد آشپز خونه گفت ناهار چی داریم گفتم دارم یه چی حاضری درس میکنم گفت چرا رنگت پریده چیزی شده؟ گفتم نه یکم بی حوصله ام ناهارشو دادم راهیش کردم مدرسه
خونه تنها بودم همش فک میکردم الان پسره میپره میاد تو خونمون میکشه منو )
یه سی دی پریسا بهم داده بود گفته بود تنهایی ببینم تو دلم میدونستم چیه رفتم گذاشتم درم قفل کردم صداشم کم کردم یه سیدی سوپر ایرانی بود که کیفیتشم کم بود همینطوری ماتم زده بود تا حالا ندیده بودم دهنم خشک شده بود محو دیدن شده بودم بدنم داغ شده بود اون لحظه دوس داشتم جا اون زنه باشم زنه سفید بود یارو ام یه کیر معمولی داشت باهم عشقبازی میکردن نا خود آگاه دستم رفت سمت سینم و فشارش دادم اون یکی دستمم بردم سمت کسم آروم باش بازی میکردم یه کم صداشو زیاد کردم شلوارو شرتمو درآوردم تازه پشمای کسمو زده بودم سفید سفید بود
آروم شروع کردم به مالیدن چه حالی میداد قبلا تصور میکردم میمالیدم اما الان با فیلم داشتم کسمو میمالیدم بدنمو پیچو تاب میدادم رو فرش دلم میخواس جا اون زنه باشم نفس نفس میزدم کسم باد کرده بود نوک سینه هام زده بود بیرون سرعت دستمو بیشتر کردم تا یه دفه احساس کردم از داخل دارم میریزم بیرون یه احساس عجیبی بود خودمو عقب جلو میکردم داشتم میمردم با صدای بلند نفس میکشیدم ارضا شده بودم ولی چه ارضایی کلی آب ازم رفته بود ارضا شدنم 1 دیقه طول کشید همین باعث شد بیشتر لذت ببرم
بعدش سریع پاشدم سی دی و درآوردم گذاشتم زیر کشوم تو اتاقم
رفتم تو حموم جلو آیینه یکم خودمو برنداز کردم خوب بودم سینه های خوش فرمو باسن گردم تو چشم بود باسنم صاف نبود خداروشکر دوش گرفتمو اومدم بیرون.
فرداش تو مدرسه سر کلاس بودیم که پریسا پرسید ازم دیدی؟ گفتم چیو؟ گفت اسکل و ببینا سی دی و میگم دیگه گفتم آها آره خیلی باحال بود
برق شیطتنت تو چشم این دختر موج میزد زنگ آخر که شد قشنگ یادمه دویاره یواش یواش پاشو چسبوند بهم
من اون موقع با هر دختری تو کلاس حال نمیکردم ؛ پریسا چون مثه خودم بود و خوشگلم بود دوس داشتم باهاش باشم
این بار پاشو بلند کرد اروم گذاشت رو رونم جوری که کف پاش به نشیمن گاه جلویی تکیه داده بود
گفت انقد پام درد میکنه
گفتم میخوای بمالم؟
گفت زحمت میشه آجی واست
منن آروم دستمو گذاشتم رو شلوارش ساق پاشو شروع به مالیدن کردم میمالیدم میومدم تا مچ پاش دوباره تا ساقش زنگ خوردو از کلاس اومدیم ییرون که بریم خونه دم در مدرسه مون یه پسر بود خیلی از پریسا خوشش میومد چند وقتی یود دنبالش بود تا این که با هم دوس شدنو میومد دنبالش یکم با هم راه میرفتیم تا جایی ک من ازشون جدا میشدم میرفتم خونه بازم باید از اون خرابه رد میشدم دوباره ترس افتاد به جونم وقتی رسیدم دیدم اونجاس سعی کردم عادی جلوه بدم مغنعه امو صاف کردم
با زیر چشم حرکاتشو از دور میدیدم لب دیوار وایساده بود زیپ شلوارشو کشید پایین واییییی چی میدیدم کیرشو درآورد انداخت بیرون سر ظهر بود ولی کسی اونجا نبود قشنگ کیرشو دیدم نصفه سیخ بود و خیلی گنده
راستشو بگم واقعا ترسیدم شروع کردم به دوییدن سمت خونه تا رسیدم خونه زدم زیر گریه حامد گفت چی شده؟ به من بگو چرا گریه میکنی
گفتم هیچی رفتم تو اتاقم درو بستم ترسیده بودم واسه من که یه دختر بودم این حرکت واقعا چندش و ترسناک بود قلبم تند تند میزد گرفتم خوابیدم ساعتای 7 بود حامد اومد بیدارم کرد گفت آجی پاشو میخوایم بریم خونه عمه اینا...
الهام.
     
#7 | Posted: 4 Sep 2015 23:55
داستان خوبیه ولی واقعی نیست

احترام و ادب و اخلاق
     
#8 | Posted: 5 Sep 2015 05:42
خوفه......ادامه بده دلاور..منتظریم...
     
#9 | Posted: 5 Sep 2015 22:02
خدمت دوس عزیز
کاملا واقعیتو میگم ذره ایم خالی بندی توش نیس اتفاقایی که واس من افتاده چیز معمولی تعریف کردم فعلا ولی در کل خاطرات گذشتمه که شاید بعضیا بفهمن چه تاثیری میتونن رو بقیه بذارن.
     
     
#10 | Posted: 6 Sep 2015 01:01
ادامه بده

برگ زرد
     
صفحه  صفحه 1 از 5:  1  2  3  4  5  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / مریض جنسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites