تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

حس خاص

صفحه  صفحه 3 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین »  
#21 | Posted: 27 Mar 2016 11:21
سلام دوستان عزیزم
ممنون از نظراتتون و به طور خاص ممنون از خانم مهسا که کامنت مفصل تری دادند.
فقط چند نکته. راستش من خیلی دنبال راضی نگه داشتن سلیقه های مختلف نیستم. داستان من در مورد کاک اولدینگ هست و البته دوست داشتم و دارم که که کاراکترهای مهدی و نسرین مجددا وارد داستان بشند. نمیگم چه جوری اما سکس گروهی صرف نخواهد بود. در حال حاضر خیلی خسته هستم و نوشتن داستان سکسی هم روحم رو خسته تر میکنه و نمیدونم واقعا چه عاقبتی داره...
روز اول داستان رو نوشتم چون جای خالی یک داستان کاک اولدینگ بلند رو حس میکردم. همونطور که گفتم من دو سه تا داستان بیشتر در این زمینه پیدا نکردم. میخواستم داستانم باورپذیرتر باشه و حس واقعی یک کاک اولد و مشکلاتش رو از نظر اجتماعی نشون بده. و صد البته خودم میدونم که موفق نبودم و اواخر داستان خیلی خیلی تندتر از واقعیت پیش رفت.
آزاد گذاشتن همسر برای من هم شدنی ترین و جذاب ترین کار ممکن هست. شاید خیلی از آدمهایی که کاک اولد نیستند هم این کار رو انجام بدند.
به هر حال به هموت دلایلی که گفتم شاید قسمت بیستم که امروز منتشر میشه آخرین قسمت این داستان باشه با اینکه ایده هایی برای ادامه ش داشته ام. امیدوارم منو درک کنید و بدونید در طول این پروسه بارها دوست داشتم نوشتن رو تموم کنم اما به خاطر وقتی که شما توی خوندن اون گذاشتید و احترام به شما این کار رو نکردم. خواستم داستان به جایی برسه و احتمالا نتیجه ای داشته باشه. دوست داشتم شما با یک پدیده واقعی آشنا بشید و بدونید در ایران هم کاک اولد هست. خواستم اگر کاک اولد هستید بدونید که دیگرانی هم این طور هستند و مشکلات شما رو دارند. ضمن اینکه این کار رو تایید یا رد نمیکنم (خود من توی این ورطه گیج میزنم)
کاک اولدینگ قدمتی به پهنای تاریخ داره. در تمام فرهنگ‌ها وجود داشته و داره. تصاویز و تابلوهای زیادی از این پدیده وجود داره. و به طور کلی انقدر معمول بوده که حتی در شبه جزیره عربستان در دوران جاهلیت این پدیده رو میشناختند و دین اسلام حتی برای تکفیر اون حدیث و دستورالعمل داره. دیاثت (که واژه دیوث از همون ریشه هست) جز گناهان کبیره به زعم شیعه است.
امیدوارم از خوندن داستان من لذت برده باشید و داستانم داستان استاندارد و محرکی بوده باشه که در کنار تحریک جنسی شما، شما رو به فکر فرو ببره. استفاده از تصویرها در یک داستان سکسی هم برای اولین بار در کل دنیا (صد البته تا جایی که من دیده ام. شاید اشتباه کنم. البته من داستان های سکسی انگلیسی هم زیاده خونده ام. از طریق کیندل و گوگل پلی بوکز) از ذهن مریض من ساطع شد. امیدوارم که توی تجربه خواننده ها از یک داستان سکسی موثر باشه
و در پایان؛ از خواننده‌های خوب لوتی متشکرم که تقریبا هیچ وقت به جای خوندن داستان و نظر دادن در موردش به فحاشی در مورد احساسات افرادی که هم حس خودشون نیستند نپرداختند و من کامنت های مسخره نداشتم. با اینکه لوتی حتی حقوق من نویسنده رو هم رعایت نمیکنه نمیگذاره بعد از چند روز داستان خودم رو ویرایش کنم!
دوستتون دارم
موفق باشید
آرش
     
#22 | Posted: 27 Mar 2016 15:56
قسمت بیستم
با اینکه سارا به شدت حشری شده بود دوست نداشت به آرش هم بد بگذرد. دوست نداشت او را نادیده بگیرد. مگر در مواقع خاص و کوتاهی که تنها حس تحقیر را به او منتقل کند. سارا میدانست علاقه آرش به تحقیر تنها در لحظاتی که حشری است رخ میدهد و ممکن است بعد از سکس فکر کردن به آن برایش دردآور و سخت باشد یا حتی باعث شود زندگیشان را تحت‌الشعاع قرار دهد. بنابراین دوست داشت آرش را در سکسشان شرکت دهد. آرش روی مبل نشست و سارا و بهراد ایستاده بودند. سارا با لباسی که شرح داده شد جلوی بهراد ایستاده بود
https://cdn.shopify.com/s/files/1/0145/1162/articles/IMG_3915_2_1_1024x1024.jpg?v=1446429803
و همسرش میخواست رابطه جنسی او و عشق جدیدش را ببیند. بهراد به سارا نزدیک شد. سرش را به سینه سارا نزدیک کرد و بعد با زبانش ناحیه میان سینه‌ها را لیسید. لباس سارا طوری بود که این امکان را به بهراد میداد که بدون دست زدن به لباس بین سینه‌ها را بلیسد. بهراد وقتی این کار را میکرد به تمام مهمانی‌هایی فکر کرد که زن‌ها چاک سینه‌های خود را باز میگذاشتند و او دلش میخواست این ناحیه از بدن آن‌ها را بمکد. سارا آهی از سر شهوت سر داد. بهراد هر دو دستش را به پشت لباس سارا رساند و کمرش را مالش داد. بعد آرام دستش را پایین تر برد و آرام دو قسمت باسن سارا را از آن باز کرد. این کار را زیاد طولانی انجام نداد. یکی از دست‌هایش را از چاک روی ران راست سارا وارد کرد و دستش را به شرت او رساند که حالا خیس خیس شده بود. بهراد لبهایش را به لبهاس سارا نزدیک کرد و شروع به خوردن آن کرد. آرش فقط نشسته بود و از این صحنه‌ها لذت میبرد. بهراد انگشت وسطش رو دقیقا وسط کس سارا گذاشت و از روی شرت آن را فشار داد. انگشت بهراد خیس شده بود. برای لحظه ای بهراد دست خود را از لباس سارا بیرون کشید و به آرش اشاره کرد که بایستد و به آن‌ها نزدیک شود. آرش اطاعت کرد. بهراد انگشتش را که با آب کس سارا خیس شده بود به دهان آرش نزدیک کرد. آرش به شدت تحریک شده بود و شروع کرد به خوردن و لیسیدن انگشت بهراد.
بهراد: بخورش. آب کس زنته. دستتو بیار
بهراد دست آرش را گرفت و از میان لباس دست آرش را روی کس سارا گذاشت. وای چه حسی بود. آرش هرگز در عمرش ندیده بود کس سارا این قدر آب ترشح کند.
آرش: سارا چقدر خیس شدی. تا حالا هیچ وقت انقدر خیس نشده بود کست.
وقتی این حرف را زد لبهایش را به لبهای سارا نزدیک کرد و شروع به خوردن لبهای او کرد. زیر لب گفت:
آرش: دهنت بوی یه مرد دیگه رو میده...
و آه کشید. در همین حین بهراد دستش را روی باسن آرش گذاشت و در گوشش گفت:
بهراد: مواظب باش زیاده روی نکنی. سارا امشب مال منه. مطمئن نباش که بازم باهات بخوابه
آرش وقتی این جمله را شنید در چشم‌های سابقا معصوم سارا نگاه کرد. چشم‌هایی که امروز زیاد معصوم نبودند. سارا با چشماهایش میخندید. آرامش خاصی داشت و با همین حس آرش فهمید که سارا تا ابد همسر او خواهد بود.
بهراد آرش را کنار زد و دقیقا روبروی سارا ایستاد. سارا بدنش را به جلو راند و کسش را از روی شلوار به کیر بهراد چسباند. بعد دستهایش را حلقه کرد و دو گردن او انداخت. لباهایش را به لبهای بهراد چسباند
سارا: بهرادم. نمیخوای لختم کنی؟
بهراد: جووووون. حتما
سارا: یه خواهش ازت دارم
بهراد: جان دلم. بگو.
سارا: بذار آرش لباسمو برات در بیاره.
بهراد به آرش نگاه کرد. آرش به پشت سارا رفت و زیپ پیراهنش را آرام پایین کشید.
آرش: دارم زنمو برات لخت میکنم. ببین چه سینه هایی داره. چه هیکلی داره. باسنشو ببین. این همون بدنیه که همه تو کفش هستن
او بخش بالایی لباس را از تن سارا خارج کرد. حالا سینه‌های سارا لخت بودند. بهراد لبانش را روی پستان راست سارا گذاشت و شروع به مکیدن کرد.
سارا: وای آرش زود باش. لختم کن.میخوام کیرشو بکنه تو کسم. میخوام جنده‌ش بشم.
آرش بخش پایین تنه را هم با کمک خود سارا در آورد. لباس انقدر تنگ بود که به سختی توانست آن را از کمرسارا خارج کند. حالا سارا تنها با یک شورت جلوی بهراد بود. بهراد کمربندش را باز کرد و شلوارش را در آورد. سپس پیراهن و زیرپوشش را هم از تنش خارج کرد. کیر بهراد نسبتا بزرگ و کلفت بود و کاملا سیخ شده بود. بهراد کیر ۱۸ سانتی‌متری اش را از روی شرت به کس سارا چسباند. سارا خودش را روی کیر بهراد تاب میداد. با حشری ترین صدای ممکن گفت:
سارا: میخوام بخورمش.
سارا قبلا هرگز کیر آرش را نخورده بود. آرش هم هرگز از زن با کلاسی مثل او نخواسته بود تا برایش ساک بزند تا از پشت به او بدهد.
سارا: آرش میشه کیرشو آماده کنی؟ قشنگ تمیزش کن برام.
آرش جلوی بهراد زانو زد و شروع کرد به لیس زدن کیر او. او تا بحال برای کسی ساک نزده بود برای همین دندان هایش گاهی به قسمت های کناری کیر بهراد میخورد. آرش سعی کرد با آب دهانش تمام کیر بهراد را تمیز کند. بعد از یکی دو دقیقه سارا او را کنار کشید و خودش جلوی بهراد زانو زد و شروع به خوردن کیرش کرد
بهراد: خوبه. زنت خیلی خوب ساک میزنه. معلومه خوب یادش دادی کیرتو بخوره
آرش سرش را پایین انداخت
آرش: سارا تا حالا کیر منو نخورده
بهراد خندید
بهراد: پس چرا انقدر حرفه ای ساک میزنی؟
سارا به صورت بهراد نگاه کرد. بهراد بالا بود و سارا جلویش زانو زده بود و برای گفتن جواب تردید داشت...
راستش من قبل از آرش توی دانشگاه با یه پسری دوست بودم. آرش اینو نمیدونست. نمیخواستم بدونه
آرش از این حرف بیشتر حشری شد تا عصبانی. لعنت به این حس خاص..
بهراد کیرش را کاملا داخل دهان سارا کرد طوری که سارا اوق زد. بهراد این کار را بارها تکرار کرد و هر بار نزدیک بود سارا خفه شود.
بعد از آن بهراد سارا را در دستهایش بغل گرفت و سمت اتاقی که حدس میزد اتاق خواب باشد برد. وقتی آرش زنش را در دستهای یک مرد غریبه دید، در حالی که موهایش آویزان شده و پاهای سکسی اش هر بیننده ای را جذب میکرد، با کوچکترین مالشی ارضا شد.
بهراد سارا را روی تخت انداخت. آرش با دستمالی منی خود را پاک کرده بود و پشت سرشان به اتاق وارد شد.
بهراد: آرش زانو بزن روی زمین و کرده شدن زنتو نگاه کن.
آرش به حالت وحشیانه ای شورت سارا را پاره کرد. سارا از این کارش واقعا خوشش آمد. آرش مایع لوبریکانت را به او داد. بهراد دوست نداشت در اولین رابطه جنسی با سارا او را آزار دهد بنابراین پذیرفت و به آرش اجازه داد کیرش را چرب کند.
کیر بهراد به سختی داخل کس سارا میرفت و سارا دیوانه وار جیغ میکشید
بهراد: تو که عین دخترای باکره ای. معلوم نیست شوهرت دول داره یا کیر
سارا: اونو ولش کن. کیرت جرم داد. بهراد من زن توام. تورو خدا هر شب بیا. میخوام هر شب بهت کس بدم
وقتی کیر بهراد کاملا داخل رفت سارا تنها با دو حرکت ورود و خروج ارضا شد. بهراد تازه شروع به تلمبه زدن کرد. بدن سکسی سارا واقعا او را تحریک کرده بود اما به زور جلوی ارضا شدن خود را گرفت تا سارا برای بار دوم هم ارضا شد. بهراد کیرش را از کس سارا بیرون کشید. کیر آرش در سیخترین حالت خود بود. بهراد به او اشاره کرد
بهراد: نمیخوای زنتو بکنی؟
کس سارا کاملا از هم باز شده بود. آرش روی تخت رفت و سر کیرش را روی کس سارا گذاشت. وقتی کیرش را فشار داد به آسانی وارد کس سارا شد. سارا خنده اش گرفت.
سارا: قربون دولت بشم شوهر قشنگم. تلمبه بزن.
کیر آرش اصطکاک کمی با کس سارا داشت همین باعث شد نتواند ارضا شود و حدود سی ثانیه بعد نیز از شدت شرمندگی مقداری از حس جنسی اش کم شد. بنابراین بلند شد.
سارا: بهراد. دوست دارم آبتو بریزی توم. ازت بچه بیارم. یه حرومزاده خوشگل
بهراد: بیخیال سارا. بزرگ کردن بچه خیلی سخته. من دوست ندارم درگیرش باشم
سارا: نه. من و آرش بزرگش میکنیم. میخوام هر وقت به بچه م نگاه کنم یاد کس دادنم به تو بیفتم... اما میدونم. الان زوده. میشه بعد از عروسیمون باشه
بهراد: برگرد. میخوام کونتو امتحان کنم
سارا خیلی میترسید. آرش و سارا خیلی از بهراد خواهش کردند که هنوز برای سکس ازپشت زود است زیرا سارا یکبار هم از پشت با آرش سکس نکرده است. پس آرش از سارا خواست که با ساک زدن بهراد را ارضا کند.
بهراد خیلی زود با ساک زدنهای سارا ارضا شد و منی اش را روی سینه های او ریخت. آرش هم با اشتیاق منی بهراد را لیسید و با اینکه برایش خیلی سخت بود آن را خورد. هر دو کیر بهراد را بوسیدند. بهراد نگاهی به آنها کرد و گفت:
بهراد: دفعه بعد. هر دوتون رو کونی میکنم.
رعشه به تن آرش افتاد. بهراد ادامه داد
بهراد: چطوره شب عروسی شوهر سارا جونمم بکنم؟

پایان فصل دوم
     
#23 | Posted: 7 Jun 2016 22:44
سلام. ممنون از همه دوستانی که به من لطف داشتند. ادامه داستان رو میتونید توی این صفحه گوگل پلاس دنبال کنید. اینجا رو اصلا دوست ندارم.. چون اختیار نظرات و پستهای خودت رو هم ندری!
لینک مجموعه داستان حس خاص در گوگل پلاس:
https://plus.google.com/collection/YxSDcB
صفحه عمومی است ولی خوشحال میشم نظر بدید...
     
#24 | Posted: 1 Dec 2016 17:07
خيلي عالي بود

لذت بي غيرتي
     
#25 | Posted: 4 Dec 2016 19:56
رفیق این ادرسی که دادی اصلا وجود خارجی ندارد
arash_nashenas2:
https://plus.google.com/collection/YxSDcB


(دهقان خلافکار)
     
#26 | Posted: 17 Dec 2016 21:27
عمویی داستانت سرکاریه فکر کنم چون خودتم توش موندی. اون ادرسی هم که دادی تقلبیه.

(دهقان خلافکار)
     
#27 | Posted: 11 Jan 2017 18:49
سلام لطفا لینک جدید داستانت رو بزار خیلی داستانت جالب بود باهاش خیلی حال کردم خواهش میکنم یا ادامشو بنویس یا لینک جدیدش رو بزار تا بنونبم استفاده کنیم ممنون
     
#28 | Posted: 13 Jan 2017 20:33
کسی دیگه از این داستانها نمینویسه؟
     
#29 | Posted: 20 Jan 2017 01:55
سلام برای دریافت داستان به صورت کامل من رو در گوگل پلاس فالو کنید (عبارت نویسنده فانتزیست رو در پلاس جستجو کنید). وقتی فالو کنید دسترسی مجموعه داستان رو بهتون میدم.

داستان «سارای من» هم داستان جدید هست که با همون سبک شروع شده و میتونید بخونیدش.
     
#30 | Posted: 20 Jan 2017 12:01
توی گوگل پلاس، اول شما باید من رو به حلقه هاتون اضافه کنید. چند دقیقه بعد از اینکه من هم شما رو به دوستانم اضافه کردم، به صفحه پروفایلم برید. مجموعه ها رو خواهید دید. در صورتی که مجموعه ای نبود، صفحه رو (با دکمه اف پنج صفحه کلید) رفرش کنید. اگر مشکلی داشتید همین جا (نه توی خصوصی) مطرح کنید که همه جوابش رو بدونند.
     
صفحه  صفحه 3 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / حس خاص بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites