تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

یک تابستان رویایی

صفحه  صفحه 112 از 114:  « پیشین  1  ...  111  112  113  114  پسین »  
#1,111 | Posted: 21 Aug 2018 19:32
سلام آریا جان
بالاخره بعد از دوسال داستان زیبات به پایان رسید دیر و زود داشت ولی بالاخره باید تموم میشد
مرسی از نوشتن زیبات مرسی از پایان خوبت مرسی که به خواننده هات بها میدادی
و..... مرسی مرسی مرسی های بی پایان مثل داستانی که باهاش زندگی کردیم
و بالاخره اینکه حداقل به اندازه دوسال خسته نباشی
     
#1,112 | Posted: 22 Aug 2018 00:06
با‌ درود و سپاس فراوان خدمت آریا جان عزیز
طی ۲سالی که شما این داستان‌ رو نوشتید من
و خیلی های دیگه با این داستان زندگی کردیم
از‌ همون اول که داستان شمارو خوندم فهمیدم
که یک داستان زیباست و همین طور هم شد و
به خوبی کاراکتر های جدید رو اضافه داستان
زیبات میکردی و شخصیت ها چون بطور حرفه
ای اضافه شده بودند و طی ماجراهای خاصی به
این داستان افزوده شدند هرگز برای خواننده تکراری
نبودند در کل من در این ۲ سال خیلی از داستان شما
لذت بردم شما نویسنده ی قابلی هستی و امیدوارم
همیشه سربلند باشی دوست عزیز...
     
#1,113 | Posted: 23 Aug 2018 00:40
سلام آریا نمیدونم اگه هر چی بیشتر بنویسم خوشت میاد و انرژی میگیری یا نه واسه همین سعی می کنم خلاصه بگم من تقریبا یه ساله که با داستانت اشنا شدم و واقعا با داستانت زندگی کردم و این حس و حال که رو چون خودمم پشت کنکوریم بهتر درک کردم و با یه سری جاهای داستانت واقعا درس گرفتم تو واقعا استعدادشو داری که داستان های خیلی عالی بنویسی ولی نمیدونم که الان شرایط و زمانش رو داری و میتونی این لطف و بکنی که بازم بنویسی یا نه اما خیلیا مثل من هستن که تا الان نظر نزاشته بودن ولی با جون و دل داستانتو میخونن و واقعا خوشحال میشن که تو ادامه بدی داستانت اوایلش شبیه داستان سکسیای معمولی بود ولی از چند قسمت اول یه جذابیت فوق العاده ای توی داستانت بود که همه بخاطر اون داستانت رو دنبال می کردیم که در کنارش حالا داستان های سکسی هم بود امیدوارم ادامه بدی و خوشحالمون کنی خسته نباشی رفیق

Alirezagholizadeh
     
#1,114 | Posted: 23 Aug 2018 01:41
سلام آریا. این دو سال که داستانت رو دنبال میکردم این که پنجشنبه ها بیام اینجا و داستانت رو بخونم شده بود بخشی از زندگیم.ممنون بابت خلق این شاهکار .لطفا اگه قراره pdf داستان رو بزاری اون قسمت های زمان حالت رو حذف نکن .اون ها هم درست به اندازه بقیه داستان قشنگن و ویژگی بود که تو داستانهای اینجا فقط توی این داستان پیدا میشدن و یه پیشنهاد دیگه اگه قراره دیگه این داستان رو ادامه ندی لطفا یه موخره براش بنویس حتی در حد چند خط .در مورد اتفاقات کلی بعد از پایان داستان و کلا سرنوشت حمید از نظر نویسنده.
     
#1,115 | Posted: 26 Aug 2018 20:42
درودآریای عزیز واقعا محشری و عالی امیداورم همیشه موفق باشی ایام و لحظات خوشی رو برامون بوجود آوردی
     
#1,116 | Posted: 27 Aug 2018 09:33
همه درودها و شادیها برای خود شما دوستان خوب که بعد از اینهمه وقت هنوز هم از کامنتهای شما انرژی میگیرم ، فدای همتون

AriaT
     
#1,117 | Posted: 18 Sep 2018 22:08
سلام دوستان
من یه مدت زیادی نبودم سررشته داستان از دستم در رفته قسمتهای زیادی نوشته شده وقت نکردم بخونم من به عشق اینکه حمید بالاخره مامان ناز و خوشگلشو جر میده یا نه پیگیر داستان شدم تا اونجایی که من خوندم خبری نشده بود اگه کسی کامل خونده بهم بگه بالخره مامان حمید گاییده شد یانه کامبیز یا حمید تونستن از اون کس طلایی کام بگیرن ؟؟؟؟؟ اگه این اتفاق افتاده بهم بگید تو صفحه چنده برم بخونمش حالا اگه کامبیز یا هر کسی دیگه هم کرده باشدش بهم بگید این زن سهل الوصول نبود صدها قسمت خوندم اما دریغ از اینکه این زن به یه کیر غیر شوهرش اجازه بده لذت اون کس و کونشو بچشه بدبختی اینه من عاشق این زنهاییم که ساده پا نمیدن یه سال به عشق گاییده شدن این زن داستانو دنبال کردم کرده نشد که نشد !!!
اگه گاییده شده بهم صفحاتشو بگید
ممنون
     
#1,118 | Posted: 15 Jan 2019 20:48
سلام داداش آريا
ماشااااءالله به اينهمه استعدادت.
به نظر من "يك تابستان رويايي" يك داستان نيست بلكه يه فيلمنامه ست كه بسيار دقيق وظريف و باحوصله نوشته شده,واقعا دمت گرم داداش خيلي خوب نوشتي و حسابي خسته نباشي.
من علاقه زيادي به خوندن رمان و داستان ندارم بخصوص داستاناي سكسي كه بيشترشون تخيلي و چرت وپرتن,ولي داستان شما انقد باظرافت و بادقت نوشته شده كه آدم احساس ميكنه جاي شخص اصلي داستان (حميد)قرار گرفته و تمام احساسات حميد به خواننده منتقل ميشه,مثلا وقتي داستان به جاي حساسش ميرسيد و سكسي ميشد,بلافاصله مثل فنر كيرم راست ميشد و يا وقتي دست تو دست ناتاشا داشت لب ميگرفت و احساس ميكرد ناتاشا تمام انرژيشو گرفته همچين حالت سستي و بي حالي بهم دست ميداد,يا وقتي عاطفه موقع سكس فوش ميداد احساس ميكردم مخاطب اون فوشا منم.
از شخصيتاي زن داستان فقط از دونفر خيلي خوشم اومد يكيش ناتاشا و يكيشم سولماز همون زن دايي خوشگله حميد بود.ولي از همه بيشتر از ماندانا وشادي بدم اومد نميدونم چرا از اين دوشخصيت انرژي منفي گرفتم...
از شخصيتاي مرد داستان هم از آقا فريدون باباي حميد خوشم اومد چون بسيار زيرك و متشخص و كاربلد بود و مرد واقعي بود.
در كل بهترين داستان سريالي سكسي خانوادگي بود كه از اول تاآخرش خوندم.اميدوارم هر جاهستي دلت خوش و كار و كاسبيت سكه باشه و بازارت داغ داغ.
اميدوارم كه بازم داستاناي متنوع ديگه از شما ببينم.البته اميدوارم قبل از اينكه داستان و آپ كني قبلش تمام قسمتاشو نوشته باشي كه اينجوري تو فشار نيوفتي.
دوستت دارم داداش(نميدونم يه حسي بهم ميگه نويسنده داستان يك زن هستش و با اسم آريا داستان نوشته) به هرحال شما چه زن باشيد چه مرد,باعث افتخارمون هستيد كه با قلم تواناتون داستان شيرين و دلچسبي رو ارائه بدين وخيليا رو سرگرم كنين.
موفق و پيروز باشي
     
#1,119 | Posted: 31 Jan 2019 12:12
فدای همه دوستای گل
اول مرسی از همتون بابت کامنتها و انرژیهای مثبتی که هنوز هم برام میفرستین
دوم اینکه هنوز میام و سر میزنم و کامنتهاتون رو میخونم و پی وی هام رو جواب میدم و کلی حال میکنم
سوم اینکه یکی به من بگه کی وقت کردم اینهمه بنویسم که هر چی میخونم و تصحیح میکنم تموم نمیشه !!
چهارم اینکه اگه هنوز به این صفحه میاید و گاهی سر میزنید لطفا اشکالات داستان رو اگه یادتونه بگید که مرتفع کنم یا اگه نکته ای به ذهنتون میرسه بهم بگید که وقتی نسخه پی دی اف داستان در اومد اشکالات کمتری داشته باشه
ممنون از همتون و ممنون از اینهمه انرژی

urmiaplayboy:
سلام داداش آريا

راستی من دختر نیستم !!!!

AriaT
     
#1,120 | Posted: 2 Feb 2019 17:14
داداش آريا خييييييييييلي دوستت داريم ,كارت حرف نداره,
اگه برا صفحه اول نسخه پي دي اف بتوني يه نقاشي از شخصيتاي اصلي داستان بذاري كه خيلي عالي ميشه.

AriaT:
من دختر نيستم...!!!!!

ميدوني چيه داداش؟
معمولا خانما خيلي به نكات ريز دقت ميكنن و وقتي يه جايي ميرن همه وسايل و رنگا رو تو حافظه شون سيو ميكنن كه اگه دفعه بعد اونجا برن بلافاصله متوجه تغييراتش ميشن,و شمام توي داستان انقد دقيق و با حوصله به نكات ريزش پرداختي كه به آدم اين حس تداعي ميشه كه احتمالن نويسنده داستان يه زنه كه اينقد با حوصله به همه نقاط ريز محيط پيرامون شخصيتاي داستان توجه داره,(البته اينكه همه چيو با شرح كاملش نوشتي خودش فن نويسندگي و داستان نويسيه و قبولش دارم).
به هر حال خييييلي دوستت داريم و بازم دمت گرم و خسته نباشي داداش.
خيلي دوس دارم بازم از شما داستاناي جذاب بخونم.
من از شخصيت ناتاشا و زن دايي سولماز خيلي خوشم اومد اگه داستاناي جديدت روي همچين شخصيتايي نوشته بشه عالي ميشه...
     
صفحه  صفحه 112 از 114:  « پیشین  1  ...  111  112  113  114  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / یک تابستان رویایی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites