تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

یک تابستان رویایی

صفحه  صفحه 116 از 137:  « پیشین  1  ...  115  116  117  ...  136  137  پسین »  
#1,151 | Posted: 15 May 2018 16:57
AriaT
دمت گرم آریای عزیز !دستت طلا ! رفیق ، هزچی خودت تصمیم بگیری ما هم طابعیم ! داستان خیلی زیباست و دلتنگی بچه ها نشونه خوبی و پرطرفدار بودن داستانته !ما که ازت سیر نمیشیم . برقرار و سربلند باشی .
     
#1,152 | Posted: 15 May 2018 16:58
ببخشید منظورم : تابعیم : بود
     
#1,153 | Posted: 15 May 2018 17:40
AriaT
داداش دمت گرم تنها داستان بلندی که تا حالا دنبال کردم داستان تو بوده
داستان جدیدت هم مطمئنا فوق العاده میشه

هميشه يادمان باشد
که نگفته ها را ميتوان گفت،
ولی گفته ها را نميتوان پس گرفت
چه سنگ را به کوزه بزنی
چه کوزه را به سنگ،
شکست با کوزه است
دلها خیلی زود از حرفها می شکنند...
     
#1,154 | Posted: 15 May 2018 17:58
عالی عالی
     
#1,155 | Posted: 15 May 2018 19:58
سلام خسته نباشی
هرچند داستانت جذاب و خواندنیه ولی منم باهات همفکرم که داستان در اوج تموم بشه. چون به ورطه تکرار می‌افته
     
#1,156 | Posted: 15 May 2018 22:45
عالیه .هیچوقع نشده اتفاقات بعدی رو در داستانت پیش بینی کرد.این نشون میده قدرت تحلیل خوبی داری و بخوبی داستان رو مینویسی.دستت درد نکنه
در اوج رسیدن به اهدافت با این اتفاق واقعا شوکه شدم.غیر قابل پیش بینی بو
     
#1,157 | Posted: 15 May 2018 23:39
لعنت به هر چی آخوند و بسیجی و سپاهی و ارتشی و .... نو این مملکت وجود داره.
از همه مخصوصا آریا طلب بخشش می کنم یه ذره این تیکه آخرش اعصابمو بهم ریخت .
آریا یک جوری بنویس که حمید آزاد بشه از زندان و نره جبههٔ
     
#1,158 | Posted: 15 May 2018 23:46
تو یک قسمت ناتاشا به پدرش اشاره کرده بود که اگر تو خدمت مشکل داشت به پدره بگه می تونی از طریق ماندانا با پدر ناتاشا ارتباط برقرار کنه یا به طور تصادفی حمید با پدر ناتاشا برخورد داشته باشه البته هر چی بنویسی خوبه من فقط نظرم را گفتم
     
#1,159 | Posted: 16 May 2018 10:26
AriaT
آریا جان سلام
این چند قسمت آخر خیلی محشر بود نسبت به حوادث و حکایتهایی که اتفاق میفته !پرخش داستان از مرز سکس به رخدادهای اجتماعی خیلی عالی بود و بازم یک چالش دیگه برای حمید قصه شما . من که این تیکه آخر رو خیلی خیلی لذت بردم !چون واقعا فکرش رو هم نمی شد کرد که ناگهان اینطوری داستان عوض بشه !لایک داری عزیز!
     
#1,160 | Posted: 19 May 2018 00:57
دادا ارضای روحی شدم با این قسمت ... داستانو یهو یه جوری کردی که من اصلا حال نکردم...ولی همین غیر قابل پیشبینی بودن که جذابه ...ادامه بده همینجوری
     
صفحه  صفحه 116 از 137:  « پیشین  1  ...  115  116  117  ...  136  137  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / یک تابستان رویایی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites