تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

یک تابستان رویایی

صفحه  صفحه 128 از 129:  « پیشین  1  ...  126  127  128  129  پسین »  
#1,271 | Posted: 14 Jun 2018 01:29
AriaT:
یعنی اینقد از خوندن این کامنتها حظ کردم که نگو .. ، اینکه شما دوستای قدیمی از خودم روی داستان حساس تر هستید ، وگرنه شخصا حتی از اون دوستمون که وقت گذاشته بود و واسه داستان یه قسمت جدید نوشته بود اصلا بدل نگرفتم و وقتی که معاون انجمن هم بخاطر بهم نخوردن نظم تاپیک پستش رو پاک کرد بخاطرش ناراحت شدم چون بخاطر وقتی که گذاشته بود اینهمه قسمت طولانی رو نوشته بود براش احترام قائل بودم و گذاشتم به حساب علاقه اش به داستان

ما اهل کوفه نیستیم آریا تنها بماند!!
     
#1,272 | Posted: 14 Jun 2018 01:51
آریای عزیز دستت الماااااااااس...

این داستان برای من که حداقل 30سال ازت کوچیکترم و وقایع و اتفاقات اون موقع رو میگی مثل این میمونه که انگار اون زمان یه دنیای دیگه بود و الان یه دنیای دیگه! اینکه خودمونی باهات حرف میزنم معذرت میخوام، چون انقدر احساس صمیمی بودن باهات دارم که فکر میکنم الان خودت همسن حمید داستانی!! خاطراتت از اون دوران برام خیلی جذاب تره، جوری که دلم میخواد فقط بشینی و خاطراتت رو از اون زمان برام تعریف کنی که ببینم چقدر دروغ و اراجیف توو مدارس و کتابهای تاریخ به خورد من و امثال من دادن و میدن!

واقعا یدونه ای، بهترین هارو برات آرزو میکنم عزیز...
     
#1,273 | Posted: 14 Jun 2018 18:48
آریاااااا جون یدونه ای ....ترکوندی ...ایندفم خیلی حال کردم ...در حین داستان خوندن هی اون یکی میومد جلو چشمم...و اونجا ها میفهمیدم که واقعا قلمت فوق العاده زیباس...اصلا یه سبک خاصی داری برای خودت...بازم دمت گرم
     
#1,274 | Posted: 15 Jun 2018 01:00
آریا دمت گرم عاشقتم یعنی
این داستان يه روز تموم باید بشه ولی
هرچی دیر تر بهتر
يه هفته نذاری میرم از اول داستان دوباره میخونم
داستانت حرف نداره
خسته نباشی
     
#1,275 | Posted: 15 Jun 2018 01:15
آریاجان بخودت افتخار کن
چون مایه افتخاری
دوست دارم بی نظیری این بارم گل کاشتی و عالی نوشتی
موفق باشی
     
#1,276 | Posted: 15 Jun 2018 16:59
عالییییییییییییییییی بود
سولماز و رویا رو دوباره بیار
     
#1,277 | Posted: 15 Jun 2018 17:08
سلام
باید ازت بابت داستان زیبا و بی نقصت از ته دل ازت تشکر کنم
اریا جان واقعا داستان به اوج خودش رسوندی
حالا داستان مثل بازیهای نیمه های جام جهانی شده حساس و پر از استرس وهیجان
ادم یه جوری شده هر لحظه منتظر یه اتفاق جدید و پر از احساس هستش
اریا جان باید به خودت به طرز فکرت به نوشته هات بیست داد
ممنون بازم ممنون منتظرقسمتهای جدید هستیم لطف کنزودتر بنویس
     
#1,278 | Posted: 15 Jun 2018 18:47
سلام عالیه عالیه ، مشتاقانه منتظر مهمونیه گروهیه عاطفه در خونه سرهنگ و بعدشم عملی شدن قول پروانه (یک شب خوابیدن ۴تاییشون شهین و پروانه و کامبیز ) هستیم لطفا اگه میشه یک قسمت و هم برای لز ماندانا با شهین در نظر بگیر. ممنون
     
#1,279 | Posted: 16 Jun 2018 06:54
AriaT:
، چه خوب که آریا هستم و حمید نیستم

خیلی متن جالبی بود
متاسفانه بعضیا رویاهاشون رو تو واقعیت هم میخوان اجرا کنن ، زمانی میفهمن رویا و واقعیت فاصله زیادی دارند و تفاوت زیادی ، که دیگه زندگی تو واقعیت ندارند ، و تا اخر عمر تو همون رویاهاشون زندگی میکنن

هميشه يادمان باشد
که نگفته ها را ميتوان گفت،
ولی گفته ها را نميتوان پس گرفت
چه سنگ را به کوزه بزنی
چه کوزه را به سنگ،
شکست با کوزه است
دلها خیلی زود از حرفها می شکنند...
     
#1,280 | Posted: 18 Jun 2018 15:29
ارياخان دستت دردنكنه
     
صفحه  صفحه 128 از 129:  « پیشین  1  ...  126  127  128  129  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / یک تابستان رویایی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites