تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

لز با ناهید

صفحه  صفحه 1 از 3:  1  2  3  پسین »  
#1 | Posted: 31 Oct 2016 23:14
تقاضای یک تاپیک در صفحه
خاطرات و داستانهای سکسی رو دارم
برای یک داستان به نام لز با ناهید
حدودا بالای ۱۰ قسمت هست
درباره شروع روابط لز با ناهید دوست دوران نوجوانیم
     
#2 | Posted: 1 Nov 2016 00:54
لز با ناهید قسمت اول


مثل همیشه بعد از کار شرکت توی خیابونا با ماشین واسه خودم چرخ می زدم.بعد از طلاق از نادر و اون همه بلاهایی که سرم آورد از هر مردی بدم میومد. دو سالی بود که طلاق گرفته بودم. انگار راحت تر شده بودم.افکارم راحت تر بود. وعض مالیم خوب بود. با پولی که از نادر گرفته بودم و سهامی که توی شرکت داشتم بایدم وعضم خوب می بود. با پولی که از نادر رسیده بود یه خونه نسبتا خوب و یه ماشین خریده بودم. سهام شرکت و حقوق ماهیانم هم اونقدری بود که هر چه قدرم خرج کنی کم نیاد اونم برای یه نفر. بعد از نادر دیگه سراغ هیچ مردی نرفتم.
فریبا مدتی رفته بود خارج.عاشق خارج رفتن بود. دوست همیشگیم. خیلی دلم براش تنگ شده بود.توی این مدت با هم زندگی می کردیم.توی خونه اون.خوب خونه من کوچیک بودو اون هم عادت نداشت به اینجور خونه ها. من هم قبول کرده بودم.خوب چه بهتر. فریبا عاشق لز بود. من هم شده بودم پارتنرش. بهش خیلی عادت کرده بودم. هم به فریبا هم به لز. رابطه خاصیه.باید تجربش کرد تا فهمید. البته من فقط با فریبا رابطه داشتم و اون با خیلیا.یه تعدادی از دوستاش هم لز بودن.هیچ وقت قاطی روابطشون نمی شدم. نمی دونم چرا. دلم براش تنگ شده بود. از ماشین پیاده شدم تا یه قدمی توی بازار بزنم .تجریش بودم با اون ترافیک عجیبش. به سختی جای پارک پیدا می شه. از هر چی قدم زدن تو بازار پشیمون میشی. باید وقتمو میگذروندم. تو فکر خیلی چیزا بودم. زنگ زدم به فریبا. فک کنم الان باید خواب باشه. ولی خواب نبود.صداشو که شنیدم انگار پر درآوردم. همیشه شاد بود. ۲ سالی ازم بزرگتر بود ولی خیلی خوب و جوون بود. همیشه شوخ بود. گوشیو که قطع کردم انگار یدفه یه صدای آشنا به گوشم رسید.خیلی آشنا بود. برگشتمو نگاه کردم. زل زده بودم بهش.حواسش بهم نبود. آشنا بود انگار نمی دونم. برگشت و بهم نگاه کرد. نگامو برگردوندم. که یدفه اسممو صدا کرد
_آزی خودتی
اسمم رو صدا می کرد . برگشتمو نگاهش کردم . سلام کرد .جواب دادمو حال احوال پرسیدن.ولی اصلا نمی دونستم کیه.فهمیده بود انگاری .
_حتما نشناختی
خوب نشناخته بودم .یه لبخند زدم.
_ناهیدم
ناهید. کدوم ناهید.یعنی خودشه. چقدر تغییر کرده بود. بهش گفتم چقدر تغییر کردی.بدنش پر تر شده بود. خیلی از دیدنش خوشحال بودم. هنوز چادر سر می کرد. مثل اون وقتا.درس خون بود. یادمه مامانم همیشه درسشو می کوبوند تو سرم. حتما کاره ای شده بود واسه خودش. توی یه محله متوسط زندگی می کردیم. بعدا که از اون محل رفتیم دیگه ندیدمش.دوستای خوبی بودیم.خیلی وقتا خونه ما بود.
قدمی تو بازار زدیم.از خودش گفت.طلاق گرفته بود..با یه بچه. نادر دوباره اومد جلوی چشمم.ناهید عین قبل نبود.شاد نبود.با هم رفتیم به خونم.هنوز تو خونه فریبا زندگی می کردم.خونه رو که دید واسش عجیب بود.انگاری وعض مالیش جالب نبود.حرفی نمی زد. هوا داشت تاریک می شد.باید می رسوندمش تا خونش. سمت نازی آباد .گفت شب میشه تا برگردی.گفتم تازه دوستمو پیدا کردم.جاش خوب نبود.تا نزدیکای خونش رفتم.حتما باید بچشو می دیدم.
_سپردمش دست همسایم. ۲ سالشه.
دیر وقت بود.گفتم یه روز بیارتش به خونم.
برگشتم خونه.پیدا کردن ناهید برام خیلی خوشایند بود.فرداش باهاش قرار گذاشتم وقت نداشت.چند باریم زنگ زدم.اما وقت نداشت.گفتم شاید باهام راحت نیست.بالخره قرار گذاشتیم.با کوچولوش. متوجه شدم تو یه شرکت خدماتی کار می کنه.اون آدم شاد درسخون مغرور حالا شده بود این.
یه ماهی گذشت.یدفه انگار گم گور شده بود.گوشیش خاموش بود.نگرانش شدم.رفتم خونش . نبود. بازداشت شده بود.یعنی چی .رفتم دنبالش.به اقای یاوری وکیل شرکت هم گفتم تا بیاد.۲۰ میلیون سفته داشت.سفته هایی که به خاطر شوهر معتادش داده بود.نمی دونم باید چه کار می کردم.یه سند گذاشتمو اومد بیرون.به صورت موقت.
داغون بود.باید یه کاری میکردم.بافریبا صحبت کردم.
_بگو از بدنش پول دربیاره. من اگه بودم یه تیکه لز دوست داشتنیش می کردم.
همیشه دوست داره سر مسایل مختلف شوخی کنه. ولی خیلی هم بد نمی گفت. این چرت و پرتا چیه تو سرم. خودم پول داشتم ولی اصلا چرا باید این همه پول می دادم. دوست قدیمم بود.الان تازه یه ماهه میشناسمش.حرف فریبام بدجوری افتاده بود تو ذهنم.
یه نقشه ریختم.خودم این پولو باید بهش می دادم و از اونور پیشنهاد رابطه.اما چجوری.یه نقشه ریختم. باید بهش می گفتم دوستم این پولو میده.گفته باهاش صحبت کن.خودش توضیحاشو میده.خیلی خوشحال شد.یه شماره خریدم. و منتظر پیام دادنش.
بهم پیام داد نفسم بند اومده بود.اگه همه چی لو بره.
_سلام . آزی جان شمارتون رو دادن.
+می دونم دربارتون بهم گفته.
از مشکلاتش گفت. دیگه باید هر طور که می تونستم می گفتم.
+مشکلی توی پرداختش نیست. ولی واسه بازپرداختش باید صحبت کنیم.
_کار می کنم و خرد خرد پس می دم
+کارت رو برات خودم جور می کنم.
خیلی خوشحال شد.
+اما یه شرطم دارم.
_هر چی باشه قبوله
+باید پارتنرم بشی
اصلا نشنیده بود. براش توضیح دادم. بلاکم کرد. و رفت. حتما فردا میاد به خودم میگه این دوست بود معرفی کردی. فرداش بهش زنگ زدم تا از نتیجه بپرسم.گفت بهت نگفت.گفتم نه. گفتش که توافقمون نشد. چیزی نگفت.فردا شب بود که از بلاک خارج کردو پیام داد.
_قبوله
     
#3 | Posted: 5 Nov 2016 17:34
سوژه خیلی خوبه، لطفا ادامه بده
     
#4 | Posted: 6 Nov 2016 14:31
لز با ناهید قسمت دوم


باور نمی کردم که گفته قبول. براش از نوع رابطه گفتم. چندتا کلیپم براش فرستادم. خودش هم از قبل دیده بود .همه چی آماده بود. حالا تنها چیزی که مونده بود این بودش که خودمو معرفی کنم.خود واقعیم. قرار گذاشتیم تا با هم قرار بذاریم تا همدیگر رو ببینیم. توی پارک نزدیک خونه قرار گذاشتیم. صبح سر ساعت 9
اصلا نمی تونستم صبر کنم تا فردا. نمی دونم چطوری صبح شد. رفتم سر قرار سعی کردم تا دیر تر برسم. اول اون رسیده بود.نمی دونستم با دیدنم چکار می خواد کنه. با همون چادر مشکیش نشسته بود. منتظر موندم. دیگه از جاش بلند شد که بره. رفتمو جلوش وایسادم. شکه شده بود.گفتش خودش نیومد. گفتم من خودشم. چیزی نمی گفت. بهش توضیح دادم. بدجوری جا خورده بود. رفتیم به یه کافه .
-خوب حالا باید چیکار کنم؟پول رو آوردی؟
+اره عزیز دلم. واسه کار هم با دوستم صحبت کردم.آرایشگاه داره.همون جا مشغول کار میشی. از حقوقتم خورد خورد پولمو بر می گردونی.
پول رو تهیه کرده بودم و حالا مونده بود چند تا سفته که امضا کنه. می ترسیدم بزنه زیرش. اینجوری دیگه راهی نمی موند. امضا کرد. تا شب دنبال کارش رو گرفتم. تا پول طلب کارا رو بدیم.
+امشب یه رابطه داشته باشیم عالی میشه
-رابطه؟
+معلومه از همین الان زدی زیرش.
-نه نزدم زیرش .امشب نه .
+درست همین امشب. نه نداریم که.
خیلی داشتم تند می رفتم انگاری. برای اخر هفته وقت گذاشتیم.چند تا فیلم هم دادم ببینه. درست پنج شنبه صبح. قرار شد برم پیشش . انگار می ترسید توی خونم دوربین باشه یا اتفاقی بیفته یا هر چی. واسه من فرقی نمی کرد.
نفهمیدم چجوری زمان گذشت. پنج شنبه بود.درست سر ساعت 6 از خونه زدم بیرون تا به ترافیکم نخورم. کله سحر اونجا بودم.خودمم خندم می گرفت. در زدم.درو باز کردم . با ناهید خانوم کار دارم .تا حالا داخل خونش نرفته بودم.یه حیاط قدیمی با چند تا اتاق داخلش . 5 تا خونواده توش زندگی می کردم. درست انتهای حیاط اتاق ناهید بود. اتاقشو بهم نشون دادن. در زدم انگاری خواب بود.درو که وا کرد. با دیدنم جا خورد.
+تعارف نمی کنی بیام تو خانومی
-خوبی عزیزم
یه شلوار گل داره و تاپ تنش بود.
+آرایشگاه چطوره ؟کارا خوبه
-مرسی عزیزم. خوبه
خیلی بی حال بود.داشت چایی می ریخت.
+ساعت 8 شروع می کنیما.
یه نیگاه به ساعت کرد.مونده بود تا 8.
براش یه لباس بادی خریده بودم. دادم بهش . یه نیگا بش کرد. انگار رمق نداشت.
+اینو بپوش با یه آرایش غلیظ
-تا صبحونه بخوریم منم آروم آروم آماده میشم.
+کاندوم داری؟
-برای چی؟
+برا چیشو می فهمی.میرم بگیرم پس
رفتن واسه خریدو یه خوردم طول دادم تا آماده شه. وارد حیاط شدم و در اتاقشو زدم. آروم درو وا کرد. وای چی میدیدم. قدش کوتاه بود. با سینه های بزرگ. باسن خوش فرمش دیدنی بود. سرشو انداخت پایین. آرایشش دیوونه کننده بود.
+بچه چی؟
-اون با وسیله هاش بازی می کنه
+اون صندلیو بذار وسط برو روش دستاتم بذار رو تکیه گاهش.حالا نوبت برهنه کردن پایین تنش بود.
اروم آروم پایین تنشو برهنه کردم.محو تماشاش بودم.و شروع کردم به آماده کردنش .
یه کمی از ژل رو ریختم روی انگشتمو واژنش رو آماده کردم.حالا نوبت مقعدش بود.
-چیکار داری می کنی
+خوب باشه شل کن یه کم
بدجور خجالت می کشید.
خودم یه شلوار جین تنم بود با یه تیشرت.دیلدو استرپ رو درآوردمو بستم رو شلوارم .ازش خواستم تا کاندوم رو بکشه روش. دستمو انداختم دور شکمش.با دستاش پشتی صندلی رو گرفته بود.آروم أروم فرو کردم تو کس قشنگش. آروم آروم آ خ و اوخ می کرد. سرعت عقب جلو کردنم کم بود. ولی نهایت لذت و داشت. سینه هاش توی لباس سنگینی میکرد آروم بادیش رو درآوردم. بعد از چند دیقه آروم دیلدو رو درآوردم.
-پاشد از رو صندلی
+کجا خانومی
-تمومه دیگه
+تازه اولشه
-بیا دراز بکش رو زمین
به یه طرف خوابوندمش و از بغل دوباره شروع کردم.انگار این بار راحت تر بود.
+دوست داری یا نه
-اوهوم
+اوهوم نشد جواب
سرعت رو بیشتر کردم. صداش بلند تر شده بود.
+آروم تر .الان همه جلوی در جمع میشن. زیر خوابیدمو خواستم بیاد روی دیلدو . حالا صورتش رو بروم بود. سینه هاش رو توی دستام گرفته بودم. یه جیغ بلند زد انگار ارضا شده بود.نا نداشت بلند شه.
آروم پرده رو زدم کنار بیرونو نگاه کردم. کسی تو حیاط نبود.
-قرار نیس تو لخت شی؟
+فعلا من از بدنت لذت می برم نه تو
یه نگاه به باسنش کردم.امروز نوبتش نبود.
+حالا حالاها با هم کار داریما.ولی از این به بعد خونه من.
کارم که باهاش تموم شد مانتوم رو تنم کردم. بی حال دراز کشیده بود.نمی دونم لذت برد یا نه. دیدن بدنش برام لذت بخش بود. نمیشه وصفش کرد. کلی برنامه داشتم براش.حالا حالاها مونده بود
     
#5 | Posted: 7 Nov 2016 09:47
درود
سپاس که داستانی زیبا خلق میکنید
داستان زیبایی خواهد بود
در پناه ایزد
     
#6 | Posted: 23 Nov 2016 19:53
عالیه
یکی از آرزوهام کردن دو تا زن وقتی با هم لز می کنن هست
حتما ادامه اش رو بگو عزیزم
     
#7 | Posted: 11 Dec 2016 21:14
منتظر ادمه اش هستیم!!!!!!
     
#8 | Posted: 11 Dec 2016 22:17
خوشم اومد

+++ دنیای بی سکس یعنی هیچ +++

Signature
     
#9 | Posted: 15 Feb 2017 02:00
ببخشید که چند مدتی نبودم.امکان دسترسی به اکانتم رو نداشتم و اکانتم رو عوض کردم امیدوارم مدیر محترم بپذیره.اینم ادامه داستان
     
#10 | Posted: 15 Feb 2017 02:04
لز با ناهید قسمت سوم

هنوز باورم نمیشد همه چیز یدفه اتفاق افتاد .ولی خوشحال بودم. یه تفریح بود برام. توی رابطم با فریبا اکثرا من مفعول بودم . اما الان فرق کرده بود. البته توی رابطه با فریبا دوست داشتم این طور باشه.لذت میبردم.شاید ناهیدم لذت ببره .نمی دونم. نمی خواستم تند تند رابطه برقرار کنم. دوست داشتم اروم اروم باشه. حدودای 6عصر بود که بهش پیام دادم.
بی رمق بود .دوست نداشتم اصلا این طور باشه.
+دوشنبه هم داشته باشیم
-چی؟
+چی یعنی چی؟
-متوجه نشدم
+خوب رابطه دیگه نکنه فراموش کردی
-قرار نیست همیشه باشه
+یعنی چی؟
-یعنی اینکه قرار نیست کار کنم کل پولتم بدم از اونورم اینطورباشه
+واضح تر بگو یعنی دیگه اجازه نمی دی.
خودش می دونست که باهاش چه شرطی کردم.
-یعنی...
+پول می خوای؟ببین من تمام پولتو دادم و بهمم اروم اروم بر می گردونیکارتم کع ردیف کردم. از اونورم خرج ماهیانه زندگیتو کمک می کنم.از اونورم میای خونه خودم.دیگه چی می خوای
-خجالت میکشم ببینمت
+خجالت چیه فقط مونده چشم گفتنت
-چشم .
+اینجا نه به موقعش
باهاش این هفته قرار رابطه نذاشتم بیشتر رفتیم بیرون. یه هفته ای گذشت.
باهم قدم می زدیم که خودش حرفشو پیش کشید .
-دیگه نخواستی
+نمی خوام اذیت شی. خواستم خودت بخوای
-اوهوم
خندیدیم دو تایی . خجالتی بود.
فرداش رفتم ارایشگاه هم به دوستم سر بزنم هم به ناهید.
+نه نمیاری همین امشب.
-باشه
+موهاتم کوتاه کن همین الان
-چرا
+چون من دوست دارم
از یکی از همکاراش خواست موهاشو براش بزنه . کوتاه کوتاه دوست داشتم. با اصرار من کامل کوتاه کرد.موهاشو همونجا شست و مرتب کرد . قرار شد باهم که تعطیل شد بریم حدود ساعت 9 . چقدر هم دیر میگذشت .راه افتادیم باهم .بیشتر من حرف می زدم.رسیدیم خونه.حدود ساعت 10:30تو همون اتاق کوچیک . یه اتاق و یه اشپزخونه. ولی از اینکه بچش پیش خودش بود راضی بود. ساعت 11بود که بهش گفتم اماده شه. بچه رو توی اشپز خونه خوابوند حالا من بودمو اون.با یه شلوار معمولی و یه تاپ نشسته بود. شلوارو شرتمو در اوردم .یه دیلدو بستم رو کمرم .
+نگاه می کنی بیا بخورش
+خوب دیگه بسته شلوارتو درار . شرتتم درار
با دستم کمرشو گرفتمو خم کردم . شروع کردم به انگشت کردن مقعدش.
+داشتی دیگه؟
-اروم تر باشه
+برو از تو کیفم یه بات پلاگه بیار
اوردشو دوباره کمرشو گرفتمو خم شد. کونشو با ژل اماده کردم.با بات پلاگ شروع کردم به کردنش. خیلی اروم اخ و اوخ میکرد. چند باری بات پلاگو در اوردمو کردم توش . کمی سوراخش گشاد تر شده بود. چند تا ضربه با کف دست به کونش زدم. این بار با سرعت بیشتری عقب جلو می کردم. ازش خواستم داگی بخوابه. دیلدویی که بسته بودم برای مقعد بزرگ بود و زود. یکی روی مقعدش عقب جلو کردم.نمی خواستم زده شه.از جلو باهاش ادامه دادم. ازش خواستم به حالت ایستاده دستهاشو خم کنه روی دیوار. حالا نوبت ارضا شدنش بود دیلدو رو دزاوردم و خواستم خودش خودش رو ارضا کنه. تا اینکه ارضا شد. تاپش رو دراوزدم از تنش .خیس عرق بود.اونم خونه بدون حموم. بدنشو با دستمال خشک کردم. تا صبح پیشش خوابیدم و چند باری لب هاشو بوسیدم . حالا خودش بیشتر دوست داشت انگار....
     
صفحه  صفحه 1 از 3:  1  2  3  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / لز با ناهید بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites