تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش

صفحه  صفحه 20 از 21:  « پیشین  1  ...  18  19  20  21  پسین »  
#191 | Posted: 23 Oct 2017 09:16
سلام خسته نباشی خیلی ممنون از داستان لذت بخشت من مشتاقانه منتظر ادامش هستم اگه محبت کنی زودتر بزاری، دستت درست

i love sex
     
#192 | Posted: 30 Oct 2017 09:40
بقیش لطفا
     
#193 | Posted: 30 Oct 2017 11:37
زوج خوب و باحال از تهران و کرج بیان پی وی
     
#194 | Posted: 31 Oct 2017 23:03
saman13711
شما متاهل هستین
     
#195 | Posted: 5 Nov 2017 00:03
بنویس دیگه اه جونت دربیاد

manam leilaye eshgh
     
#196 | Posted: 7 Nov 2017 23:36
بنویس سپاس
     
#197 | Posted: 15 Nov 2017 16:05
داستانت خوب بود
     
#198 | Posted: 24 Nov 2017 13:07
ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش قسمت ۳۳


تو چند روزی که اونجا بودیم هر روز با زنامون سکس میکردیم و خوش میگذروندیم بعدش هم که برگشتیم خونمون زنم الناز و زن سعید تو دوره پریودیشون بودن و دو هفته از سفرمون گذشته بود .سعید و زنش مجبور شدن واسه دیدن مادر بزرگ پیر سعید که تو یکی از شهر های اطراف بود برن و یه چند روز رو اونجا باید میبودن که تو این چند روز ماجرای جدیدی واسه من و زنم الناز شکل گرفت . یه روز از شرکت بر گشتم خونه واسه نهار که سمیه دوست الناز خونمون بود سمیه قبلا چندین بار اومده بود خونمون ولی این بار نهار رو با همدیگه خورددیم ‌سمیه چون تازه از شوهرش جدا شده بود افسردگی گرفته بود و این بار الناز اونو دعوت کرده بود خونمون و ازش خواست که چند روزی پیشمون بمونه و تا حال و هواش عوض بشه اونم قبول کرده بود و خلاصه تا شب گفتیم و خندیدیم . سمیه یه تاپ نیمه استین تنش بود که یقش تا بالای خط سینش باز بود ولی خط سینش دیده نمیشدو با یه ساپورت مشکی که یه مقدار از ساق پاش لخت بود و انگشت های لاک زده پاش خودنمایی میکرد پوست سفیدی داشت اندام درست و ورزشی و قده بلند و پاهای کشیده و بدون اینکه یه ذره شکم داشته باشه حسابی ورزش میکرد و الناز و فریبا هم با سمیه داخل باشگاه اشنا شده بودن و دوست صمیمی بودن من که یه سره به اندام خوشگل سمیه نگاه میکردم الناز هم که دیگه دوره پریودیش تموم شده بود و میخواست امشب با من سکس کنه چون اونطوری که از لباس پوشیدنش معلوم بود حوس کیر کرده و میخواد دل منو ببره از غروب به بعد دیگه با یه شورت هفتی قرمز و یه تاپ استین حلقه کوتاه که نصف شکمش بیرون بود تو خونه میگشت و حسابی دلبری میکرد وواسه من خلاصه شام رو هم خوردیم و داخل اتاق دیگه که کناراتاقمون بود یه تشک خوشگل و نرم پهن کردیم واسه سمیه . الناز قبل از اینکه بیاد روی تخت رفت توالت و ده دقیقه بعدش اومد فهمیدم که رفته کونشو خالی کنه و حسابی داخل سوراخ کونشو بشوره واسم طبق عادت همیشگی وقتی وارد اتاق شد من روی تخت با شورت دراز کشیده بودم و داخل گوشیم بودم و الناز در رو نیمه بست و جچراغ هم روشن گذاشت و پرید بغل من و شروع کرد به بوسیدن من و بهم میگفت عزیزم امشب یه حال اساسی به من بده خیلی تشنه سکسم عشقم و یه سره لب و صورت منو میبوسید منم باهاش همکاری کردم و شروع کردم به خوردن صورتش و لب هاش و گردنش و بهش گفتم :چشم عزیزم تووجون بخواه کیه که نده امشب میخوام جرت بدم و شروع کردیم به سکس و حسابی همه جاش رو میخوردم و لیس میزدم و حسابی از کوس و کون میکردمش در حین سکس هم واسه اینکه یه مقدار طولانی تر بشه با هم حرف میزدیم از الناز پرسیدم : سمیه واسه چی غز شوهرش جدا شده
الناز :سمیه بچه دار نمیشه شوهرش طلاقش داده واسه همینه افسردگی گرفته خیلی دوست دارم کمکش کنم از این حال دربیاد
منم که دیدم داره الناز از بحث اصلی سکسمون میاد بیرون دوباره سکسو از سر گرفتم و اینبار تند تند میکردمش که حسابی صدای الناز در اومده بود و وقتی از کون میکردمش که دیگه داشت بلند بلند اه و اه میکرد بهش میگفتم عزیزم ارووم تر سمیه میشنوه
الناز : خوب بشنوه چی میشه اونم حال کنه
منم محکم تر میکردمش وقتی حس میکردم که سمیه داره به صدای ما گوش میده
من الناز رو به پشت روی تخت دراز کردم و خودم هم روش دراز کشیدم و خیلی ارووم ارووم میکردم تو کوسش و از الناز لب میگرفتم که الناز به من گفت : عزیزم عشقم نظرت چیه حال و هوای سمیه رو هم حسابی عوض کنیم
من :چجوری
الناز ارووم تو گوشم گفت : سمیه رو هم شبا بیاریم رو تخت خودمون با هم بخوابیم و به اونم حال بده تا از این اوضاع در بیاد
من: هااا چییی و تند تند شروع کردم به کردنش با شنیدن اسم سمیه که زنم از من میخواست دوستشو بکنم حشری تر شدم و الناز رو میخواستم جر بدم که الناز گفت :هااا چی شد عزیزم اسم سمیه رو اوردم دیوونه شدی جوووون بکن منو عزیزم جرم بده فک کن سمیه خوابیده زیرت
منم تند تند از کون میکردمش و الناز هم دیگه داشت فریاد میزد و ارضا شد منم بعد از چند بار تلمب تو کونش ابم رو ریختم تو کونش و در گوش الناز گفتم فردا ذهن سمیه رو اماده کن و یه جوری بیار تو بازی
بعدش بوسش کردم و کنارش همون حالت لخت خوابیدم صبح که بیدار شدم رفتم صورتمو شستم با خودم گفتم یه نگاهی تو اتاق سمیه رو هم بندازم در اتاق سمیه کامل بسته نبود اروووم در اتاقشو هل دادم باز شد و یه مقدار سرم بردم داخل دیدم جووون چه هلووی خوابیده ملحفه از روی بدنش یه مقدار رفته بود کنار و رون های خوش تراشش از زیر ملحفه زده بود بیرون جووون چه پاهای ساخته شده ای داشت یکم نگاه کردم و رفتم بیرون و رفتم اداره
باقی ماجرا تا برگشتن من از اداره از زبون الناز :
ساعت های ۹ بود از خواب بیدار شدم و رفتم صورتمو شستم و یه شورت و سوتین تنم کردم و رفتم اتاق سمیه و رفتم روی تشکش و کناررش نشستم و صورت سمیه رو بوسیدم و بهش گفتم عزیزم دوست جونی من بیدار نمیشی و از لب هاش بوسیدم و اونم چشماشو باز کرد و گفت باشه عزیزم بیدار میشم یکم دیگه بزار بخوابم
دوباره از لب هاشو بوسیدم و گفتم عزیزم چقدر میخوابی
سمیه : دیشب نتونستم بخوابم از بس که تو سرو صدا کردی
من: هههه ببخشید عزیزم دست خودم نبود
سمیه :چکار میکردی دیشب این همه بلند بلند سرو صدا میکردی
من : خوب چکار کنم بعد از یه هفته پریودی شب اوله که داشتم میدادم
سمیه : چرا بعضی موقع ها جیغ میزدی
من : سامان داشت کونمو پاره میکرد هههه
وقتی گفتم سامان انکار سمیه خجالت کشید و چیزی نگفت من فهمیدم که خجالت کشید بهش گفتم : سامان خیلی خوب از کون منو میکنه و بهم حال میده ولی بعضی موقع ها تند تند میکرد صدام بلند تر میشد خیلی حال میداد
سمیه : عه از کون هم میدی مگه
من :اره مگه تو قبلا به شوهرت نمیدادی
سمیه : نه عزیزم دردم میاد نزاشتم از کون منو بکنه
من :اره اولش دردت میاد ولی بعد از یکم بازی کردن و انگشت کرذن با سوراخ کونت که باز شد دیگه درد نمیکنه حسابی حال میکنی
سمیه :نمیدونم چی بگم
من :فعلا هیچی بیا بریم صبحونه بخوریم بعدش بهت میگم
با هم رفتیم صبحونه رو خوردیم سمیه هم با سورت و سوتین خوابیده بود و با همونا اومد صبحونه و تو خونه میگشت بعد از صبحونه به سمیه گفتم بریم تو اتاقمون و با هم رفتیم روی تخت دراز کشیدیم و من سریع رفتم سراغ لب هاش و شروع کردم بوسیدن لب هاش و اونم منو همراهی کرد و لب های همدیگه رو داشتیم میخوردیم و من رفتم گردنش و لیس میزدم و سوتینش رو دراوردم و سینه هاش رو خوردم و رفتم پایین تر شورتش رو دراوردم سمیه هم چیزی نمیگفت معلوم بود که اونم حسابی حشریه بعد از مدت ها بعد از طلاقش میخواد حال کنه حسابی حشری شده
شورتش رو دراوردم و پاهاش رو باز کردم و کوسش رو حسابی میخوردم ومیک میزدم و با چوچولش بازی میکردم و انگشتم رو میکردم تو کوسش و اینقدر باهاش ور رفتم تا اب کوسش اومد و ارضا شد بعدش بهش گفتم عزیزم بیا بریم دستشویی بهت یه چیزی یاد بدم
اونم که حسابی حشری شده بود دنبالم اومد و رفتیم داخل دستشویی و من نشستم و بعد از اینکه داخل کونم رو خالی کردم شلینگ اب رو میگذاشتم دم سوراخ کونم و یه مقدار اب که میرفت داخل و میچرخید و بعدش با فشار هل میدادم بییرون و کونم حسابی تمیز شد داخلش سمیه هم با چشم های خمارش نگاه میکرد و میگفت چه جالب منم میخوام تمیز کنم . ده دقیقه من مشغول اب گرفتن کونم بودم که حسابی انگشت هم که میکردم تمیز تمیز بود سمیه هم نشست و همین کار رو انجام داد و منم نگاه میکردم و واسه اونم یه ربع درگیر اب گرفتن بودیم و حسابی تمیز شد و بذ هم رفتیم بیرون وسمیه به پشت روی دخت دراز کشید و منم رفتم لای پاش روی تخت نشستم و با کوس و کونش بازی میکرذم و حسابی لیسشون زذم و انگشتم رو کرذم داخل کونش اول اه اه معمولی مرد بععدش انگشت دومم رو کردم تو کونش و یه مقدار صداش بلند تر شد و انگشت سوم رو که کرذم داهل صداش بلند و میگفت اخخخ . گفتم یکم اولش درد داره وقتی خوب باهاش ور بری باز میشه و درد نمیکنه خلاصه حسابی تف میزدم و یه مقدار هم کرم زدم و چرب کردم دم سوراخ کونش رو و انکشت چهارم رو هم به اروومی میکردم داخل کونش و سمیه هم بعد از نیم ساعت انگشت کردن کونش دیگه کونش یه مقدا شل شده بود و اه اه میکرد منم انگشت هام که از داخل کونش درمی اوردم رو میبردم سمت دهنش و دهن خودم و حسابی لیسشون میزدیم چون حسابی داخل کونش تمیز بود بعد از داخل کشو کنار تخت دیلدویی که از خارج گرفته بودیم رو دراورذم و سمیه هم متعجب شده بود و یه وووییی کشید و بهش گفتم سوغات فرنگه . همکاره سامانه دوتایی با این منو میکنه
سمیه :ووووو پاره نمیشی دوتایی
من : نه بابا خیلی حال میده یه بار امتخان کن دوتایی اینقدر زیاد حال میده
سمیه :ججوووون
منم دیلدو رو بردم سمت دهنش و حسابی خیسش کرد و بعدش گذاشدم جلو سورذخ کونش و اروو م ارووم فرو کردم داخل و جلو وعقب کردم و خوب کونش باز شد و سمیه فقط اوووم اووم میکرد و بعدش با دیلدو کوسش رو هم کردم .. بعدش روی سمیه حالت ۶۹ دراز کشیدم و اونم از پایین کوس و کونه منو انگشت میکرذ و ابش رو میخورد و حسابی داغ داغ بوذیم و چند بار هم ارضا شدیم و خلاصه ظهر شد و سامان هم اومد و نهار رو با هم خوردیم به سمیه گفتم که جلو سامان راحت تر لباس بپوش سخت نگیر به خودت به سمیه یه دامن کوتاه تا بالای زانو دادم و یه تاپ استین حلقه که یقش باز بود و خط سینه هاش دیده میشد و یه مقدار از شکمش لخت بود سمیه هم که دیگه حسابی حالش جا اومده بود قبول کرد این لباسا رو
بقیه از زبون سامان:
وقتی اومدم نهار و با هم بخوریم دیدم جووون چه لباسای احتی پوشیده سمیه فهمیدم که الناز از صبحه رفته رو مخش نهار رو خوردیم و استراحت و بعدش رفتیم بیرون بچیه دوری بزنیم و ساعت های ۹ بود برگشتیم خونه که سمیه میخواست بره یه دوش بگیره که اول رفت داخل بعدش الناز رفت پشت در و سمیه رو صدا زد و اونم در رو باز کرد و الناز هم رفت داخل
ماجرای داخل حمام از زبون زنم الناز : وارد حمام شدم سریع خودمو لخت لخت کردم و رفتم کنار سمیه زیر دوش اب و شروع کردم به مالیدن بدنش و کوسشو میمالوندم و نشستم زیر دوش و لای پاش شروع کردم به خوردن کوسش و سمیه هم حالش عوض شده بود بعدش بهش گفتم من میرم تو کونمو خالی کنم بشورم بعدش تو برو . رفتم داخل دستشویی که با حمام یه در مشترک داشت رفتم و کارم رو کردم و برگشتم پیش سمیه . اونم رفت داخل کونشو شست و برگشت و اومد پیشم که من سریع اونو نشوندم روی زمین و پاهاش رو از هم باز کردم و نشستم لای پاش و کمس و کونش رو حسابی خوردم و انگشت کردم و سمیه حسابی حشری شده بود و داشت میمرد منم انگشتمو میکرذم تو کونش و میگفتم دوست داری الان یه کیر کلفت میرفت تو کوس و کونت و حسابی حال میکردی
سمیه هم که تو اوج حالش بود میگفت اررههه هارههه خیلی میخوام کیر میخوام اهههه
منم سریع رفتم دم در حمام و سامان رو صدا زدم و اونم اومد دم در و بهش گفتم بیا که سمیه حوس کیر کرده
باقی از زبون خودم سامان:
منم سریع لباسامو در اوردم و با یه شورت رفتم داخل حمام و دیدم که سمیه به پشت دراز کشیده و الناز لای پاش نشسته و داره کوس و کونش رو میخوره منم رفتم پشت الناز که حالت داگی نشسته بود شروع کردم به خوردن کون الناز و اونم صداش در اومد که سمیه سرش رو اورد بالا و منو که دید یه ووووییی کشید و پاهاشو جمع کرذ و دستاش رو گذاشت روی سینه هاش و گفت تو اینجا چکار میکنی سامان
الناز: عزیزم سمیه جووون سامان جوونم اومده بهمون حال بده نگران نباش راحت باش
بعدش الناز اومد شورت منو از پام کشید پایین و کیرم پرید بیرون و کرد تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن و میگفت ببین سمیه جقدر بزرگه کیرش من که همیشه حال میکنم با این تو هم حال کن باهاش بعدش رفت جلوی پاهای سمیه نشست که پاهاش رو بسته بود الناز دستشو روی پاهای سمیه میکشید و از زیر پاهاش روی کوسش برد و میگفت عشقم باز کن پاهاتو بزار اون بهشتتو بخورم واست سمیه هم که با دیدن کیر من حسابی حشری شده بود به ارروومی پاهاش رو از هم باز کرد و الناز سرش رو برد تو کوس سمیه و داشت میخورد و انگشت میکرد منم از پشت الناز کوس و کونش رو میخوردم و کیرم رو کردم تو کوس زنم و عقب و جلو میکردم بعد از پنج دقبقه الناز دست منو گرفت و منو اورد کنار خودش نشوند و بهم گفت عزیزم کوس سمیه رو هم بخور خوب بهش حال بده بخور این کوس خوشمزه رو جووون
بعدش من شروع کردم به خوردمچن کوس خوشمزه سمیه . وااای چه کوسی بود صورتی و خوشمزه چه سوراخ کون تمیزی داشت ووویی حال میکردم میخوردمش بعدشیه ممقدا خودمو روی سمیه دراز کردم و باهاش لب میگرفتم و صورتشو میخوردم و از زیر هم کیرم رو کردم تو کوسش و ارووم ارووم عقب جلو کردم و صدای سمیه در اومده بود بعد از پنج دقیقه همون حالت که کیرم داخل کوس سمیه بود سمیه رو بغل کردم و گفتم بریم بیرون روی تخت اینجا خشکه کمرت درد میکنه همه رفتیم بیرون و من سمیه رو روی تخت دراز کرذم و شروع کردم به تلمب زدن الناز هم اومده بود نزدیک کیرم و هی کیرم رو در می اورد خیسش میکرد و میخورد دوباره میکرد تو کوس سمیه بعدش من دراز کشیدم که الناز بیاد روی من بشینه و الناز اومد سوراخ کونشو با کیرم تنظیم مرد و فرستاد داخل و حسابی رفت داخل بعد از چند بار بعدش بلند شد و اومد کیرم رو ساک زد و به سمیه گفت سمیه جوون میبینی چقد کونم تمیزه بیا بخور خوشمزست و ذوباره نشست روی کیرم و حسابی خودشو بالا و پایین کرد و خودشو روی من دراز کرد و کیرم رو از تو کونش در اورد و اینبار سمیه که داشت از داغی میمرد کیرم رو گرفت و شروع کرد به ساک زدن و حسابی میخورد کیرم رو و تا ته میکرد تو حلقش و سوراخ کون الناز رو هم لیس میزد ...
     
#199 | Posted: 25 Nov 2017 10:00
مرسی بهترین بود
     
     
#200 | Posted: 26 Nov 2017 20:38
قسمت جدیدبزاری اینجوری دوستان متوجه ادامه داستان خیلی وقته اپدیت نمیشدممنون میشم.
     
صفحه  صفحه 20 از 21:  « پیشین  1  ...  18  19  20  21  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites