تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش

صفحه  صفحه 20 از 25:  « پیشین  1  ...  19  20  21  ...  25  پسین »  
#191 | Posted: 30 Oct 2017 10:40
بقیش لطفا
     
#192 | Posted: 30 Oct 2017 12:37
زوج خوب و باحال از تهران و کرج بیان پی وی
     
#193 | Posted: 1 Nov 2017 00:03
saman13711
شما متاهل هستین
     
#194 | Posted: 5 Nov 2017 01:03
بنویس دیگه اه جونت دربیاد

manam leilaye eshgh
     
#195 | Posted: 8 Nov 2017 00:36
بنویس سپاس
     
#196 | Posted: 15 Nov 2017 17:05
داستانت خوب بود
     
#197 | Posted: 24 Nov 2017 14:07
ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش قسمت ۳۳


تو چند روزی که اونجا بودیم هر روز با زنامون سکس میکردیم و خوش میگذروندیم بعدش هم که برگشتیم خونمون زنم الناز و زن سعید تو دوره پریودیشون بودن و دو هفته از سفرمون گذشته بود .سعید و زنش مجبور شدن واسه دیدن مادر بزرگ پیر سعید که تو یکی از شهر های اطراف بود برن و یه چند روز رو اونجا باید میبودن که تو این چند روز ماجرای جدیدی واسه من و زنم الناز شکل گرفت . یه روز از شرکت بر گشتم خونه واسه نهار که سمیه دوست الناز خونمون بود سمیه قبلا چندین بار اومده بود خونمون ولی این بار نهار رو با همدیگه خورددیم ‌سمیه چون تازه از شوهرش جدا شده بود افسردگی گرفته بود و این بار الناز اونو دعوت کرده بود خونمون و ازش خواست که چند روزی پیشمون بمونه و تا حال و هواش عوض بشه اونم قبول کرده بود و خلاصه تا شب گفتیم و خندیدیم . سمیه یه تاپ نیمه استین تنش بود که یقش تا بالای خط سینش باز بود ولی خط سینش دیده نمیشدو با یه ساپورت مشکی که یه مقدار از ساق پاش لخت بود و انگشت های لاک زده پاش خودنمایی میکرد پوست سفیدی داشت اندام درست و ورزشی و قده بلند و پاهای کشیده و بدون اینکه یه ذره شکم داشته باشه حسابی ورزش میکرد و الناز و فریبا هم با سمیه داخل باشگاه اشنا شده بودن و دوست صمیمی بودن من که یه سره به اندام خوشگل سمیه نگاه میکردم الناز هم که دیگه دوره پریودیش تموم شده بود و میخواست امشب با من سکس کنه چون اونطوری که از لباس پوشیدنش معلوم بود حوس کیر کرده و میخواد دل منو ببره از غروب به بعد دیگه با یه شورت هفتی قرمز و یه تاپ استین حلقه کوتاه که نصف شکمش بیرون بود تو خونه میگشت و حسابی دلبری میکرد وواسه من خلاصه شام رو هم خوردیم و داخل اتاق دیگه که کناراتاقمون بود یه تشک خوشگل و نرم پهن کردیم واسه سمیه . الناز قبل از اینکه بیاد روی تخت رفت توالت و ده دقیقه بعدش اومد فهمیدم که رفته کونشو خالی کنه و حسابی داخل سوراخ کونشو بشوره واسم طبق عادت همیشگی وقتی وارد اتاق شد من روی تخت با شورت دراز کشیده بودم و داخل گوشیم بودم و الناز در رو نیمه بست و جچراغ هم روشن گذاشت و پرید بغل من و شروع کرد به بوسیدن من و بهم میگفت عزیزم امشب یه حال اساسی به من بده خیلی تشنه سکسم عشقم و یه سره لب و صورت منو میبوسید منم باهاش همکاری کردم و شروع کردم به خوردن صورتش و لب هاش و گردنش و بهش گفتم :چشم عزیزم تووجون بخواه کیه که نده امشب میخوام جرت بدم و شروع کردیم به سکس و حسابی همه جاش رو میخوردم و لیس میزدم و حسابی از کوس و کون میکردمش در حین سکس هم واسه اینکه یه مقدار طولانی تر بشه با هم حرف میزدیم از الناز پرسیدم : سمیه واسه چی غز شوهرش جدا شده
الناز :سمیه بچه دار نمیشه شوهرش طلاقش داده واسه همینه افسردگی گرفته خیلی دوست دارم کمکش کنم از این حال دربیاد
منم که دیدم داره الناز از بحث اصلی سکسمون میاد بیرون دوباره سکسو از سر گرفتم و اینبار تند تند میکردمش که حسابی صدای الناز در اومده بود و وقتی از کون میکردمش که دیگه داشت بلند بلند اه و اه میکرد بهش میگفتم عزیزم ارووم تر سمیه میشنوه
الناز : خوب بشنوه چی میشه اونم حال کنه
منم محکم تر میکردمش وقتی حس میکردم که سمیه داره به صدای ما گوش میده
من الناز رو به پشت روی تخت دراز کردم و خودم هم روش دراز کشیدم و خیلی ارووم ارووم میکردم تو کوسش و از الناز لب میگرفتم که الناز به من گفت : عزیزم عشقم نظرت چیه حال و هوای سمیه رو هم حسابی عوض کنیم
من :چجوری
الناز ارووم تو گوشم گفت : سمیه رو هم شبا بیاریم رو تخت خودمون با هم بخوابیم و به اونم حال بده تا از این اوضاع در بیاد
من: هااا چییی و تند تند شروع کردم به کردنش با شنیدن اسم سمیه که زنم از من میخواست دوستشو بکنم حشری تر شدم و الناز رو میخواستم جر بدم که الناز گفت :هااا چی شد عزیزم اسم سمیه رو اوردم دیوونه شدی جوووون بکن منو عزیزم جرم بده فک کن سمیه خوابیده زیرت
منم تند تند از کون میکردمش و الناز هم دیگه داشت فریاد میزد و ارضا شد منم بعد از چند بار تلمب تو کونش ابم رو ریختم تو کونش و در گوش الناز گفتم فردا ذهن سمیه رو اماده کن و یه جوری بیار تو بازی
بعدش بوسش کردم و کنارش همون حالت لخت خوابیدم صبح که بیدار شدم رفتم صورتمو شستم با خودم گفتم یه نگاهی تو اتاق سمیه رو هم بندازم در اتاق سمیه کامل بسته نبود اروووم در اتاقشو هل دادم باز شد و یه مقدار سرم بردم داخل دیدم جووون چه هلووی خوابیده ملحفه از روی بدنش یه مقدار رفته بود کنار و رون های خوش تراشش از زیر ملحفه زده بود بیرون جووون چه پاهای ساخته شده ای داشت یکم نگاه کردم و رفتم بیرون و رفتم اداره
باقی ماجرا تا برگشتن من از اداره از زبون الناز :
ساعت های ۹ بود از خواب بیدار شدم و رفتم صورتمو شستم و یه شورت و سوتین تنم کردم و رفتم اتاق سمیه و رفتم روی تشکش و کناررش نشستم و صورت سمیه رو بوسیدم و بهش گفتم عزیزم دوست جونی من بیدار نمیشی و از لب هاش بوسیدم و اونم چشماشو باز کرد و گفت باشه عزیزم بیدار میشم یکم دیگه بزار بخوابم
دوباره از لب هاشو بوسیدم و گفتم عزیزم چقدر میخوابی
سمیه : دیشب نتونستم بخوابم از بس که تو سرو صدا کردی
من: هههه ببخشید عزیزم دست خودم نبود
سمیه :چکار میکردی دیشب این همه بلند بلند سرو صدا میکردی
من : خوب چکار کنم بعد از یه هفته پریودی شب اوله که داشتم میدادم
سمیه : چرا بعضی موقع ها جیغ میزدی
من : سامان داشت کونمو پاره میکرد هههه
وقتی گفتم سامان انکار سمیه خجالت کشید و چیزی نگفت من فهمیدم که خجالت کشید بهش گفتم : سامان خیلی خوب از کون منو میکنه و بهم حال میده ولی بعضی موقع ها تند تند میکرد صدام بلند تر میشد خیلی حال میداد
سمیه : عه از کون هم میدی مگه
من :اره مگه تو قبلا به شوهرت نمیدادی
سمیه : نه عزیزم دردم میاد نزاشتم از کون منو بکنه
من :اره اولش دردت میاد ولی بعد از یکم بازی کردن و انگشت کرذن با سوراخ کونت که باز شد دیگه درد نمیکنه حسابی حال میکنی
سمیه :نمیدونم چی بگم
من :فعلا هیچی بیا بریم صبحونه بخوریم بعدش بهت میگم
با هم رفتیم صبحونه رو خوردیم سمیه هم با سورت و سوتین خوابیده بود و با همونا اومد صبحونه و تو خونه میگشت بعد از صبحونه به سمیه گفتم بریم تو اتاقمون و با هم رفتیم روی تخت دراز کشیدیم و من سریع رفتم سراغ لب هاش و شروع کردم بوسیدن لب هاش و اونم منو همراهی کرد و لب های همدیگه رو داشتیم میخوردیم و من رفتم گردنش و لیس میزدم و سوتینش رو دراوردم و سینه هاش رو خوردم و رفتم پایین تر شورتش رو دراوردم سمیه هم چیزی نمیگفت معلوم بود که اونم حسابی حشریه بعد از مدت ها بعد از طلاقش میخواد حال کنه حسابی حشری شده
شورتش رو دراوردم و پاهاش رو باز کردم و کوسش رو حسابی میخوردم ومیک میزدم و با چوچولش بازی میکردم و انگشتم رو میکردم تو کوسش و اینقدر باهاش ور رفتم تا اب کوسش اومد و ارضا شد بعدش بهش گفتم عزیزم بیا بریم دستشویی بهت یه چیزی یاد بدم
اونم که حسابی حشری شده بود دنبالم اومد و رفتیم داخل دستشویی و من نشستم و بعد از اینکه داخل کونم رو خالی کردم شلینگ اب رو میگذاشتم دم سوراخ کونم و یه مقدار اب که میرفت داخل و میچرخید و بعدش با فشار هل میدادم بییرون و کونم حسابی تمیز شد داخلش سمیه هم با چشم های خمارش نگاه میکرد و میگفت چه جالب منم میخوام تمیز کنم . ده دقیقه من مشغول اب گرفتن کونم بودم که حسابی انگشت هم که میکردم تمیز تمیز بود سمیه هم نشست و همین کار رو انجام داد و منم نگاه میکردم و واسه اونم یه ربع درگیر اب گرفتن بودیم و حسابی تمیز شد و بذ هم رفتیم بیرون وسمیه به پشت روی دخت دراز کشید و منم رفتم لای پاش روی تخت نشستم و با کوس و کونش بازی میکرذم و حسابی لیسشون زذم و انگشتم رو کرذم داخل کونش اول اه اه معمولی مرد بععدش انگشت دومم رو کردم تو کونش و یه مقدار صداش بلند تر شد و انگشت سوم رو که کرذم داهل صداش بلند و میگفت اخخخ . گفتم یکم اولش درد داره وقتی خوب باهاش ور بری باز میشه و درد نمیکنه خلاصه حسابی تف میزدم و یه مقدار هم کرم زدم و چرب کردم دم سوراخ کونش رو و انکشت چهارم رو هم به اروومی میکردم داخل کونش و سمیه هم بعد از نیم ساعت انگشت کردن کونش دیگه کونش یه مقدا شل شده بود و اه اه میکرد منم انگشت هام که از داخل کونش درمی اوردم رو میبردم سمت دهنش و دهن خودم و حسابی لیسشون میزدیم چون حسابی داخل کونش تمیز بود بعد از داخل کشو کنار تخت دیلدویی که از خارج گرفته بودیم رو دراورذم و سمیه هم متعجب شده بود و یه وووییی کشید و بهش گفتم سوغات فرنگه . همکاره سامانه دوتایی با این منو میکنه
سمیه :ووووو پاره نمیشی دوتایی
من : نه بابا خیلی حال میده یه بار امتخان کن دوتایی اینقدر زیاد حال میده
سمیه :ججوووون
منم دیلدو رو بردم سمت دهنش و حسابی خیسش کرد و بعدش گذاشدم جلو سورذخ کونش و اروو م ارووم فرو کردم داخل و جلو وعقب کردم و خوب کونش باز شد و سمیه فقط اوووم اووم میکرد و بعدش با دیلدو کوسش رو هم کردم .. بعدش روی سمیه حالت ۶۹ دراز کشیدم و اونم از پایین کوس و کونه منو انگشت میکرذ و ابش رو میخورد و حسابی داغ داغ بوذیم و چند بار هم ارضا شدیم و خلاصه ظهر شد و سامان هم اومد و نهار رو با هم خوردیم به سمیه گفتم که جلو سامان راحت تر لباس بپوش سخت نگیر به خودت به سمیه یه دامن کوتاه تا بالای زانو دادم و یه تاپ استین حلقه که یقش باز بود و خط سینه هاش دیده میشد و یه مقدار از شکمش لخت بود سمیه هم که دیگه حسابی حالش جا اومده بود قبول کرد این لباسا رو
بقیه از زبون سامان:
وقتی اومدم نهار و با هم بخوریم دیدم جووون چه لباسای احتی پوشیده سمیه فهمیدم که الناز از صبحه رفته رو مخش نهار رو خوردیم و استراحت و بعدش رفتیم بیرون بچیه دوری بزنیم و ساعت های ۹ بود برگشتیم خونه که سمیه میخواست بره یه دوش بگیره که اول رفت داخل بعدش الناز رفت پشت در و سمیه رو صدا زد و اونم در رو باز کرد و الناز هم رفت داخل
ماجرای داخل حمام از زبون زنم الناز : وارد حمام شدم سریع خودمو لخت لخت کردم و رفتم کنار سمیه زیر دوش اب و شروع کردم به مالیدن بدنش و کوسشو میمالوندم و نشستم زیر دوش و لای پاش شروع کردم به خوردن کوسش و سمیه هم حالش عوض شده بود بعدش بهش گفتم من میرم تو کونمو خالی کنم بشورم بعدش تو برو . رفتم داخل دستشویی که با حمام یه در مشترک داشت رفتم و کارم رو کردم و برگشتم پیش سمیه . اونم رفت داخل کونشو شست و برگشت و اومد پیشم که من سریع اونو نشوندم روی زمین و پاهاش رو از هم باز کردم و نشستم لای پاش و کمس و کونش رو حسابی خوردم و انگشت کردم و سمیه حسابی حشری شده بود و داشت میمرد منم انگشتمو میکرذم تو کونش و میگفتم دوست داری الان یه کیر کلفت میرفت تو کوس و کونت و حسابی حال میکردی
سمیه هم که تو اوج حالش بود میگفت اررههه هارههه خیلی میخوام کیر میخوام اهههه
منم سریع رفتم دم در حمام و سامان رو صدا زدم و اونم اومد دم در و بهش گفتم بیا که سمیه حوس کیر کرده
باقی از زبون خودم سامان:
منم سریع لباسامو در اوردم و با یه شورت رفتم داخل حمام و دیدم که سمیه به پشت دراز کشیده و الناز لای پاش نشسته و داره کوس و کونش رو میخوره منم رفتم پشت الناز که حالت داگی نشسته بود شروع کردم به خوردن کون الناز و اونم صداش در اومد که سمیه سرش رو اورد بالا و منو که دید یه ووووییی کشید و پاهاشو جمع کرذ و دستاش رو گذاشت روی سینه هاش و گفت تو اینجا چکار میکنی سامان
الناز: عزیزم سمیه جووون سامان جوونم اومده بهمون حال بده نگران نباش راحت باش
بعدش الناز اومد شورت منو از پام کشید پایین و کیرم پرید بیرون و کرد تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن و میگفت ببین سمیه جقدر بزرگه کیرش من که همیشه حال میکنم با این تو هم حال کن باهاش بعدش رفت جلوی پاهای سمیه نشست که پاهاش رو بسته بود الناز دستشو روی پاهای سمیه میکشید و از زیر پاهاش روی کوسش برد و میگفت عشقم باز کن پاهاتو بزار اون بهشتتو بخورم واست سمیه هم که با دیدن کیر من حسابی حشری شده بود به ارروومی پاهاش رو از هم باز کرد و الناز سرش رو برد تو کوس سمیه و داشت میخورد و انگشت میکرد منم از پشت الناز کوس و کونش رو میخوردم و کیرم رو کردم تو کوس زنم و عقب و جلو میکردم بعد از پنج دقبقه الناز دست منو گرفت و منو اورد کنار خودش نشوند و بهم گفت عزیزم کوس سمیه رو هم بخور خوب بهش حال بده بخور این کوس خوشمزه رو جووون
بعدش من شروع کردم به خوردمچن کوس خوشمزه سمیه . وااای چه کوسی بود صورتی و خوشمزه چه سوراخ کون تمیزی داشت ووویی حال میکردم میخوردمش بعدشیه ممقدا خودمو روی سمیه دراز کردم و باهاش لب میگرفتم و صورتشو میخوردم و از زیر هم کیرم رو کردم تو کوسش و ارووم ارووم عقب جلو کردم و صدای سمیه در اومده بود بعد از پنج دقیقه همون حالت که کیرم داخل کوس سمیه بود سمیه رو بغل کردم و گفتم بریم بیرون روی تخت اینجا خشکه کمرت درد میکنه همه رفتیم بیرون و من سمیه رو روی تخت دراز کرذم و شروع کردم به تلمب زدن الناز هم اومده بود نزدیک کیرم و هی کیرم رو در می اورد خیسش میکرد و میخورد دوباره میکرد تو کوس سمیه بعدش من دراز کشیدم که الناز بیاد روی من بشینه و الناز اومد سوراخ کونشو با کیرم تنظیم مرد و فرستاد داخل و حسابی رفت داخل بعد از چند بار بعدش بلند شد و اومد کیرم رو ساک زد و به سمیه گفت سمیه جوون میبینی چقد کونم تمیزه بیا بخور خوشمزست و ذوباره نشست روی کیرم و حسابی خودشو بالا و پایین کرد و خودشو روی من دراز کرد و کیرم رو از تو کونش در اورد و اینبار سمیه که داشت از داغی میمرد کیرم رو گرفت و شروع کرد به ساک زدن و حسابی میخورد کیرم رو و تا ته میکرد تو حلقش و سوراخ کون الناز رو هم لیس میزد ...
     
#198 | Posted: 25 Nov 2017 11:00
مرسی بهترین بود
     
#199 | Posted: 26 Nov 2017 21:38
قسمت جدیدبزاری اینجوری دوستان متوجه ادامه داستان خیلی وقته اپدیت نمیشدممنون میشم.
     
#200 | Posted: 14 Dec 2017 13:02
ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش قسمت ۳۴

همزمان که سمیه داشت واسه من ساک میزد الناز هم بلند شد و رفت پشت سمیه که حالت داگی نشسته بود از پشت شروع به خوردن کون و کوسش شد و باانگشت کون سمیه رو خوب باز کرده بود و سمیه رو بلند کرد و کنار من روی تخت دراز کرد به پشت و پاهاشو داد بالا و خوب باز کرد و خوب کونشو لیس زد و به من گفت بیا که واست خوب بازش کردم بیا بکن این کون خوشگلو
منم رفتم و کیرم رو گذاشتم دم سوراخ کون سمیه و خیلی ارووم ارووم داشتم فرو میکردم تو که خیلی سخت میرفت داخل الناز حسابی کیرم و کون اونو خیس کرد تا تونستم ارووم ارووم بکنم تو کونش صداس سمیه حسابی بلند شده بود و اهه اهه از ته دلش میکرد و بعد از ده دقیقه تونستم بالاخره کامل کیرخ رو بکنم تو کونش و کونش حسابی یاز شده بوذ و سمیه داشت حسابی حال میکرد و الناز هم کیرم رو از تو کونش در می اورد و میخورد و یه چند بار هم از کوس کردم سمیه رو که سمیه ارضا شد و منم داشت ابم میومد که سریع الناز روی شکم سمیه دراز کشید و منم کیرم رو فرستادم تو کونش و بعد از چند بار جلو و عقب کردن ابم ریخت تو سوراخ کونش . حسابی هممون حال کرده بودیم مخصوصا سمیه که بعد از مدت ها یه حال درست و حسابی کرده بود تو این دو سه روزی که سمیه خونمون بود حسابی بهش حال دادیم و صبح و شب میکردمش و حسابی حال و هواش عوض شد و اصن به گذشته فک نمیکرد و اعصابش راحت شده بود .سمیه رفت خونش ولی هر چند وقت یه بار کع میومد خونمون حتما با هم حال میکردیم
یه هفته گذشت و باید واسه چند تا قرارداد جدید میرفتم شیراز و باید به همراه یکی از بچه های شرکت میرفتم و تصمیم گرفتم که به الناز هم بگم و اونم با من بیاد شیراز و الناز هم قبول کرد و واسه تنوع میخواستیم با قطار بریم شیراز واسه همین بلیط قطار رفت و برگشت گرفتیم و چون از طرف شرکت بلیط رو میگرفتم یه کوپه دربست گرفتم و حرکتمون شب بود که صبح برسیم شیراز شب رفتیم ایستگاه راه اهن و منتظر همکارم شدم که بیاد که دیدم از دور میاد و به الناز نشون دادم همکارمو و النازم گفت تیپش بد نیست مجرده یا متاهل؟
من: متاهله . کوپمون دربسته کامل راحت باش تو کوپه میخوام اذیتش کنیم هههه
الناز :ای نامرد
من:خوشم میاد اخه
بعدش اومد پیشمون و منم باهاش دست دادم و سلام و احوال پرسی و به طرف الناز گفتم الناز خانمم و به طرف الناز نگاه کرذم و گفتم ایشون هم اقا مجید از دوستا و همکارای عزیز شرکت و الناز هم دستشو اورد جلو واسه دست دادن و مجید هم باهاش دست داد و گفت :خوشبختم الناز خانم
الناز :منم همینطور اقا مجید
بعدش هر سه تایی رفتیم بلیط هارو چک کردن و سوار قطار شدیم و رفتیم داخل کوپمون لباس الناز همون شلوار ساپورت تنگ سفیدش و مانتو جلو باز و یه تاپ هم زیر مانتوش با یقه بازش که تا بالای خط سینه هاش لخت بود و یه شال هم روی سرش که بیشتر اوقات باز بود و فقط روی سرش بود و قتی وارد کوپه شدیم چمدون ها و وسایلمون رو جابجا کردیم و قطار هم حرکت کرد و تصمیم گرفتیم بریم رستوران قطار شاممون رو هم بخوریم بعدش برگشتیم کوپه و نشستیم و کم کم میخواستیم اماده بشیم واسه خواب که اومدن بلیط هارو چک کردن و دیگه کسی دیگه مزاحممون نمیشد الناز دیگه شالش رو انداخته بود دور گردنش و کامل سرلخت بود روی صندلی ها نشسته بودیم و با مجید صحبت میکردم در مورد کارهای فردا و الناز هم سرش تو گوشیش بود و یهو گفت خیلی گرمه هوا کولر روشنه منم گفتم اره خوب گرمه لباستو عوض کن بعدش الناز هم سریع مانتوشو در اورد زیرش یه تاپ استین حلقه که تا بالای خط سینش لخت بود تنش بود و کامل بزرگ بودن سینه هاش از روی تاپ مشخص بود طو ری نشسته بودیم که من و مجید این سمت روی صندلی های کنار هم بودیم و الناز روبروی من نشسته بود . الناز همون حالت که نشسته بود خم شد تا از چمدونش که زیر پاش بود دامن برداره که وقتی خم شد دیدم که سینه هاش از یقعه تاپش داره دیده میشه یواشکی مجید رو دیدم که داره دید میزنه خودم هم مشغول خوندن متن قرارداد های فردا بودم و یواشکی دید میزدم مجید و زنم رو ببینم زنم چکار میکنه و مجید هم چجوری دید میزنه زنمو مجید هم مثلا سرش تو گوشیش بود ولی بیشتر داشت زنه منو میدید. الناز بلند شد و دامن رو از روی ساپورت پاش کرد و دامن رو یه ذره داد بالا و با دستش از زیر داامن کمر ساپورت رو کشید پایین تا روی زانوهاش وبعدش نشست پاهاش رو دراز کرد روی صندلی کناریش و دامنش رو تا زانوش داد بالا و ساپورتش رو ارووم در اورد و سا قهای پاش لخت شد و دامنش هم همون حالت تا زانوش بالا بود
چقدر سکسی شده بود تو اون حالت من داشتم کیف میکردم وای به حال مجید هنوز پاهاش روی تخت دراز بود و داشت به اروومی ساپورتش رو تا میکرد و بعدش دیگه درست نشست روی صندلی خودش و گذاشت تو چمدون و یه تاپ دیگه برداشت از تو چمدون که مجید گفت :من میرم بیرون مزاحمم میخواین لباس عوض کنین
من:نه بابا کجا میری راحت باش بشین الناز برو تخت بالا عوض کن
الناز بلند شد و از نردبون گرفت بره بالا نردبون جلوی صندلی مجید بود وقتی الناز پاشو میزاشت بالا روی نردبون دامنش میرفت بالا و پاهاش تا زانو لخخت میشد واییی چه صحنه ای بود هر پله ای که الناز میرفت بالاتر دامنش هی میرفت بالا و پاهای خوشگل و سکسیش جلوی دید مجید لخت میشد و مجید هم یه سره چشمش تو پای زنم بود و الناز به بالای نردبون رسید و میخواست بره روی تخت که یک پاشو گذاشت روی تخت و
هنوز پای دیگش وی پله نردبون بود که کامل دامنش رفت کنار و رونش لخت شد و لای پاش دیده میشد از پایین و یه لحظه من شورت سفیدشو دیدم از زیردامن که مجید چون قشنگ زیر نردبون بود دیدش بهتر بود و راحت تر و کامل تر میدید . الناز خیلی اروم و اهسته از پله ها میرفت بالا که فرصت دید زدن رو به مجید بده و مدت بیشتری رو دید بزنه و طو ی مرفت که انگار سختشه بالا رفتن و اون بالا لباسشو عوض میکرد و گفت : سامان جوون خیلی بالااومدن از اینجا سخته من میترسم بیوفتم اینجابخوابم
من: عزیزم اگه سخته واست پایین بخواب
الناز : اره پایین میخوابم میترسم بیوفتم از این بالا و بعدش همون حالت که رفت بالا اومد پایین و باز لای پاش رو نشونمون داد و اومد نشست یه تاپ گشاد تر پوشیده بود و استین حلقه که تا نصف خط سینه اش دیده میشد و وووویی باز سین هتی بز گش داشت خودنمایی میکرد . مانتوشو پوشید و شالش رو گذاشت روی سرش و مسواک برداشت و گفت میرم مسواک بزنم بعد از ده دقیقه منم پشت سرش رفتم بیرون و دیدم که الناز از ته راهرو داره میاد که دیدم شالش بازه و یقه تاپش و خط سینه هاش دیده میشه که داشتم نزدیکش میشدم یه مرده از تو کوپ دیگه ه اومد بیرون و افتاد جلو من و دیدم که قشنگ داره سین های زن منو دید میزنه و موقع رد شدن از کنارش عمدا خودشو به الناز مالید و رد شد بعدش منم به الناز با لبام بوسش کردم و اشاره کردم و رد شدم رفتم دستشویی و کارم رو انجام دادم و برگشتم دیدم که مجید رفته رو تخته بالا داره ملحفه میکشه رو تخت و اماده میشه بخوابه منم شلوارمو عوض کردم و با الناز تخت های پایین رو اماده کردیم . مجید وسایلش رو گذاشت رو تخت مقابلش و روی این تخت بالا سر من هم دراز کشید که بخوابه منم به الناز اشاره کرده روی همون تخت که نشسته وبخوابه چون راحت از بالا میشه روی تخت مقابل پایین رو دید زد
الناز دراز کشید که بخوابه ملخفه رو هم کشید رو خودش
من گفتم: بچه ها من یه چندتا بند اینو بخونم و اصلاح کنم بعدش برق رو خاموش میکنم شما بخوابین
مجید :راحت باش سامان جوون
من مشغول خودن بودم و بعد از یه ربع دیدم که الناز که مثلا خوابه تو خواب چرخید و ملحفش از روش رفت کنار و چون به پهلو رو به من خواب بود و یه پاش رو جمع کرده بود تو شکمش دامنش اومده بود بالا و رون هاش کامل لخت بود و یه دستش رو هم برده بود بالا و کامل زیربغلش و یه مقدار از سینش که از زیر تاپ جابجا شده بود دیده میشد مجید هم اون بالا مثلا خوابه ولی مشخص بود چون صدای حرکتش تو ملحفه رو میشنیدم بعد از ده دقیقه دوباره الناز جابجا شد اینبار به پشت دراز کشید و نصف سینه هاش اومده بود بالاتر و از لای یقش دیده میشد و یه پاش رو هم تکیه داده بود به دیوار کوپه و پای دیگش نیمه جمع بود و دامنش کامل رفته بود بالا و یه مقدار از جام بلند شدم روی تخت از پایین نگاه کردم دیدم به به شورت سفیدش مشخصه خلاصه یه ساعت برق روشن بود و من بیدار بودم و الناز هم المی جابجا میشد تا مجید رو اذیت کنه . بعدش برق رو خاموش کردم و خوابیدم ....
توی قطار نمیتونم درست بخوابم همش بیدار میشم خلاصه هر جور بود به صبح رسوندم و هوا که روشن شده بود داخل کوپه روشن بود الناز خواب بود چلی رون هاش کامل لخت شده بود و شورتش از پایین که نگاه میکردی مشخص بود و تاپش هم فته بود بالا و تا بالای نافش لخت بود من یه مقدار تو جام دراز کش بودم که بلند شدم برم دستشویی دیدم که مجید برعکس ما خوابیده اون بالا و راحت میتونسته لای پای زن منو دید بزنه خوتستم یه جوری بیدارش کنم تا بازم دید بزنه قفل در رو باز کردم و یه جوری سرو صدا شد و مجید بیدار شد و من رفتم بیرون و بعد از ده دقیقه برگشتم و دیدم هنوز خوابن مسئول کوپه اومد ملحفه ها رو جمع کنه ولی الناز هنوز خوابش میومد من الناز یه ذره بلند شد و ملحفه رو به من داد و همون حالت روی تخت دراز کشید در کوپه رو که باز کردم یارو پشت در بود و کامل زن منو دید که پاهاش لخته و شورتش از زیر دیده میشه چشاش چهارتا شده بود و منم مثلا داشتم ملحفه ها رو از روی تخت جمع میکرذم بهش بدم خوب دید زد زن منو بعدش رفت
     
صفحه  صفحه 20 از 25:  « پیشین  1  ...  19  20  21  ...  25  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites