تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش

صفحه  صفحه 3 از 21:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  17  18  19  20  21  پسین »  
#21 | Posted: 5 Feb 2017 03:15
ماجرای زندگی منو زنم الناز و سعید و زنش (قسمت هفتم)

صبح روز بعد ساعت های ۷و نیم بود از خواب بیدار شدم دیدم که الناز هم مثل من لخت لخت روی تخت خوابه به پهلو راست خوابیده پای چپش رو هم جمع کرده بود به سمت شکمش که قشنگ کوس و سوراخ کونش زده بود بیرون یه لحظه بذ خودم فک کردم که ساید اگه بیدار شده باشه رفته باشه حمام یا دستشویی حتما الناز رو لخت روی تخت دیده چون حمام و دستشویی کنار هم بین اتاق ها بود و در اتاق ها هم روبروی هم بود و هر کی میخواست بره دستشویی میتونست داخل اتاق و نصف تخت رو ببینه . با این افکار خیلی حال میکردم . نشستم قسمت پایین تخت که رو به در بود و از داخل راهرو دید داشت و همینطوری لخت لخت بودم و داشتم به زاویه خواب الناز نگاه میکردم و یکم کیرم راست شده بود چون صبح بود با خودم گفتم که اونا خوابیدن و واسه همین همونجا نشستم و داشتم فک میکردم که یهویی دیدم فریبا از اتاق خودشون اومد بیرون و داشت میومد سمت دستشویی شورت و سوتین هم نداشت منم خوب میتونستم کوس و سینه هاشو ببینم . خودش گیج خواب بود . مثل اینکه وسط خواب دستشویی لازم شده . همینطوری گیج از پایین تختشون اومد نزدیک در دستشویی که رسید چشمش به داخل اتاق ما و من افتاد که داشتم بهش نگاه میکردم که جا خورد و ایستاد و یه دستش رو گذاشت روی سینه هاش و یه دست دیگش رو روی کوسش که من نبینم بعدش هم ارروم گفتش بیداری تووو و در دستشویی رو باز کرد و فت داخل موقع رفتن داخل زاویه دیدش روی کیر من بود منم از بس جا خورده بودم اصن حواسم نبود که شورت پام نیست کیر من هم که نیمه راست شده بود .فریبا هم قشنگ دیده بودتش .فریبا رفت تو دستشویی منم دوباره سر جام وی تخت دراز کشیدم تا فریبا بیاد بیرون بعد من برم و همونطوری لخت کنار الناز خوابیدم صدای در دستشویی رو شنیدم که فریبا اومد بیرون منم بلند شدم و شلوارک پوشیدم و رفتم دستشویی داخل اتاق فریباشون رو که دیدم اونم رفته بود دراز کشیده بود قسمت پایین پاهاشون تا زیر باسنش دیده میشد از بیرون اتاق منم دیگه فضولی نکردم که یکم برم جلوتر و بیشتر ببینم ضایع بود ولی پاهای خوشگلشو دیدم که به پشت خوابیده بود و پاش رو روی هم اورده بود و اون انگشت های کشیده با ناخن های بلندش مثل الناز که من عاشق اینجور پاها هستم رو دیدم خیلی دوست داشتم میرفتم انگشت های پاشو میخوردم ولی نمیشد . رفتم دستشویی و بعدش هم اومدم بیرون رفتم یه دوش بگیرم وقتی دوش گرفتم اومدم بیرون سعید و تو حال دیدم روی مبل ها نشسته بود رفتم تو اتاق خودمون دیدم الناز طاق باز خوابیدم و یکی از پاهاش رو هم یکم اورده بود بالا که کامل کوس و کون و سینه هاش مشخص بود باز دوباره با افکار اینکه سعید تو این وضعیت خوب تونسته کوس و کون الناز رو ببینه دوباره کیرم راست شد .خلاصه رفتم تو حال پیش سعید
من: صبح بخیر سعید جان
سعید :صبح بخیر عزیزم عافیت باشه
من:ممنون . چه خبرا چه میکنی
سعید: هههه خبرا که دست شماست
من: چه خبرایی؟
سعید: دیشب حسابی سرت شلوغ بود .بابا آرووم تر کار کن ملت خوابیدن
من: عه مثل اینکه فقط من سر و صدا کردم شما نکردین دیشب هم اصن خواب نبود حسابی بیدار بودش(اشاره کردم به کیرش منظورم کیرش بود)
سعید:این که اره ولی به بیداری مال تو نمیرسید با اون سر و صدایی که راه انداختین من : دهنت سرویس .مقصر النازه اون خیلی سر و صدا میکرد
دیگه خیلی راحت شده بودم با سعید خیلی هم دوست داشتم چنین بحث هایی رو با سعید بکنیم اونم خوشش میومد و هی ادامه میداد دیگه اصن خجالت هم نمیکشیدیم از هم خیلی با هم راحت بودیم
سعید : اره صدای الناز بود ولی تو باعثش بودی که اینقدر بلند اخ و اووخ کنه
من:عه پس تو هم مقصری که صدای اه اه فریبا میومد
سعید : اره منم مقصرم ولی تو بیشتر
من:ههه دهنت سرویس . ولی راستش سعید یه چیز میگم ناراحت نشی فک میکنم تو هم مثل منی .وقتی صدای دو نفر دیگه رو که میشنیدم اون اتاق دارن سکس میکنن بیشتر حال میکردم و محکم تر تو کون الناز فشار میدادم
سعید:عه ما اونجا سکس میکردیم شما اینجا حال میکردی
من: سعید نگو که تو با صدای اینطرف حال نمیکردی
سعید : مممممم راستش چرا منم حال میکردم
من :سعید میدونی چیه من خیلی خوشحالم که اینقدر با هم راحتیم
سعید:منم . فک میکنم زنامون بیشتر خوششون میاد که اینقدر راحتیم
من :اره اونا هم اگه خیلی بسته باشن دیگه مسافرت و دور هم بودنمون اینقدر بهشون خوش نمیگذره من که الناز رو ازاد گذاشتم هر جور دوست داره راه بره و لباس بپوشه و لذت ببره از ازادی
سعید :اره منم کاری ندارم به فریبا خیلی هم دوست دارم اینطوری باشه. حالا بگو چکار میکردی بعضی موقع ها صدای الناز بلند تر میشد
دیدم که سعید هم خیلی دوست داره وارد جزییات بشیم منم ادامه دادم
من: یعنی تو نمیدونی
سعید:نه
من:کون الناز یکم تنگه تازه کاره واسه همین دردش میاد مممم ببخشید ها مثل فریبا نیست
دیدم سعید ناراحت نشد که در مورد زنش گفتم خیلی با اشتیاق ادامه داد
سعید:اره حدس زدم که داری از کون میکنیش .فریبا رو هم زیاد از کون میکنم خیلی وقته عادت داره راست میگی . حالا از کجا میدونی که فریبا بیشتر از الناز از کون داده
من:از زبون الناز شنیدم .موقعی که با فریبا تنهان خیلی کارا با هم میکنن .کون دادن رو هم از فریبا یاد گرفته
سعید:اها .اره یه بارم فریبا موقع سکس بهم گفت که تو هم همه بدن منو مثل سامان که واسه الناز می خوره و لیس میزنه واسه منم لیس بزن و بخور . بعد هم ازش پرسیدم فهمیدم که الناز بهش گفته
من :اره اینا خیلی با هم راحتن واسه همین تو جمع خودمون خیلی راحتن مگه تو بدن فریبا رو نمیخوری و لیش نمیزنی
سعید :نه من فقط کوس و کونش رو لیس میزنم
من :عه ولی وقتی تمام بدن یه زن رو بخوری و نوازش کنی و لیس بزنی بیشتر بهش حال میده من که از نوک انگشت پای الناز و میخورم تا کوسش از لباش هم تا روی سینه هاشو بعدش هم شکم و کوسش خیلی حال میده اینقدر کوس و کونش رو لیس می زنم و با انگشتم بازی میکنم باهاش تا ارضا بشه بعد میکنمش توهم امتحان کن خیلی حال میده
تو این صحبت هامون دیگه هیچ شرم و حیایی بینمون نبود خیلی داشتم حال میکردم وقتی اینجوری با سعید از کوس و کون زنامون حرف میزدیم کیر من که توی شورتم یکم بلند شده بود مال سعید هم باد کرده بود
سعید:عه چقدر باحال باید امتحان کنم ببینم چجوری ولی پاها رو دوست ندارم بخورم.
من:باشه هر کدوم رو که دوست داری بخور ولی من عاشق پا هستم
گرم صحبت بودیم که صدای فریبا اومد که داشت میرفت اشپزخونه و به هردوتامون صبح بخیر گفت یه نگاه کش دار هم به من کردش شورت و سوتین قرمز رنگ هم تنش بود که اون رون های تو پرش رو بهتر نمایش میداد پشت سر اون هم الناز از اتاق اومد بیرون با شورت و سوتین سفید که وقتی راه میرفت یکم سینه هاش این ور اون ور میرفت یه چشمم به سعید افتاد دیدم داره به الناز نگاه میکنه و حتما به سینه هاش نکاه میکنه .الناز هم صبح بخیر گفت و رفت پیش فریبا و صبحانه رو اوردم خوردیم و تصمیم گرفتیم که بریم ساحل و افتاب بگیریم بعدش زنامون رفتن تو اتاق که لباسشون رو عوض کنن وبریم . الناز همون تاپ دامن دیروز رو پوشیده بود که خط سینه ها و بغل سین هاش دیده می شد و بند سوتینش هم دیده میشد و دامنش هم تا زیر باسنش بود بیکینی رو هم زیرش پوشیده بود . فریبا هم یه تاپ دامن نازک و گشاد پوشیده بود قشنگ شورت و سوتینش به خاطر نازکی لباسش دیده میشد دامنش هم کوتاه تر از الناز بود من و سعید هم که با شلوارک بودیم رفتیم یه رکابی پوشیدیم و زیر انداز و روغن و اب برداشتیم با الناز و فریبا رفتیم بیرون سمت ساحل ...
     
#22 | Posted: 5 Feb 2017 04:35 | Edited By: masoodjoon
.
ماجرای زندگی منو زنم الناز و سعید و زنش(قسمت هشتم)



.رفتیم همون ساحل ولی به بچه ها گفتم بیاین بریم یکم جلوتر و ببینیم اونطرف تر چی شکلی هستش شاید قشنگ تر باشه.اونا هم قبول کردن و همینطوری راهمون رو لب ساحل ادامه دادیم یه مقدار درخت جلومون بودن و اونا رو هم رد کردیم که دیدیم یه ساحل تمیز تر و خلوت تر هستش که چند تا زوج مثل ما جلوتر دراز کشیدن . نزدیک تر که شدیم دیدیم جووووننن هیچ کی شورت و سوتین نپوشیده و زن ها همه لختن مرد ها هم شورت نداشتن و لخت لخت بودن و همه رو به افتاب داشتن افتاب میگرفتن . من که همون اول کیرم راست راست شده بود از داخل شورت معلوم بود که باد کرده .. الناز و فریبا هم داشتن با تعجب به بقیه نگاه میکردن .. رفتیم یکم جلوتر و با فاصله از اونا زیر انداز رو انداختیم و نشستیم ..
الناز :میبینین چقدر راحتن انگار نه انگار که کسی غریبه کنارشون دراز کشیده کسی به کسی کاری نداره چقدر خوبن
فریبا:اره خیلی ازادن خیلی راحتن
من:اره خوش به حالشون
زنامون لباسشون رو در اوردم و با بیکینی و ما هم با شلوارک همون جا دراز کشیدیم کنار همدیگه و چسبیده به هم دراز کشیدیم الناز و فریبا وسط منو سعید هم طرفین و کنار زنامون و مشغول روغن زدن بدن زنامون شدیم . الناز و فریبا به پشت خوابیده بودن که دیدم یه زن و مرد لخت لخت دارن از جلومون رد میشن میرن اون سمت که سینه های زنه بزرگ و اویزون اینطرو اونطرف میرفت و پوست سینه هاش سفید تر از بقیه اندامش بود معلوم بود که لخت کرده تا همه اندامش یه رنگ برنزه بشه بعدش همونطوری که داشتم روغن رو روی شکم الناز میمالوندم اروم سوتین الناز رو داشتم از قسمت بندش در میاوردم که الناز گفت نه زشته
من:چرا
الناز : خجالت میکشم
من:از چی از کی؟
الناز :از سعید
من: نه بابا این ها رو نگاه کن چقدر راحت لخت شدن دارن نهایت استفاده رو از ازادی میکنن تازه مگه چند بار میایم خارج که ازاد باشیم .اشکال نداره ر احت باش و حال کن سعید هم از خودمونه نگران نباش
سعید و فریبا هم داشتن به ما نکاه میکردن و گوش میدادن به حرفامون الناز هم در حالی که داشت به سعید نگاه میکرد منم کورستشو ارووم بند های کنارشو باز کردم و از روی سین هاش برداشتم سینه های الناز هم چون به پشت دراز کشیده بود به کنار ها افتاد و از هم باز شدن من که با دیدن این حالت سینه های الناز کیرم راست شد چه برسه به سعید بعدش من یکم روغن ریختم کف دستام و با دستام مشغول روغن زدن و مالوندن سینه های الناز شدم سینهاشو با دستام میگرفتم و خوب تا نوک سینهاش تو دستم کامل میگرفتم و نوک سینهاشو با دو تا انگشتم به بالا میکشیدم . سعید و فریبا هم داشتن به سینه های الناز نگاه میکردن الناز هم به چشمای سعید نگاه میکرد که دیدش روی سینه هاش بود . سعید هم که دید من سوتین الناز رو دراوردم سوتین فریبا رو دراورد و فریبا هم اولش دستش رو گذاشته بود روی سینه هاش که من نبینمشون ولی سعید گفت عزیزم راحت باش مثل الناز اینجا اومدیم که ازاد باشیم اونم با این حرف ها دستشو برداشت و داشت به جشم های من نگاه میکرد که داشتم به سینه هاش نگاه میکردم و یه لبخند ملیح هم به من کرد
دیدم سعید همون طوری که داشت روغن رو وی سین هاش میمالوند دست روغنیش رو کشوند روی شکمش بعد میخواست شورت زنشو هم در بیاره که واسش روغن بزنه .منم انگشتم رو بردم زیر کش شورت الناز و داشتم میکشیدم پایین تر که دستمو گرفت گفتش شورتم نه . گفتم چرا در همین حین دو تا زن دیگه از جلومون رد شدن و رفتن که من به الناز گفتم ببین این زن هارو چقدر راحتن دارن همینطوری کون لخت راه میرن
کون لخت رو که گفتم فریبا یه خنده از ته دل کرد و به من نگاه میکرد الناز هم دستشو برداشت و گذاشت شورتشو در بیارم سعید هم که زودتر شورت فرییا رو در اورده بود داشت کوسش رو با روغن میمالوند من هم کوس الناز رو میمالوندم و دستم رو میبردم لای پاش و روی سوراخ کونشم روغن میزدم یه چشمم هم به کوس فریبا بود که که دیگه الان راحت میتونستم بدون هیچ گونه نگاه مخفی راحت ببینم و حتی شوهرش هم مشکلی نداشته باشه کوس الناز و با روغن که میمالوندم الناز هم ااووم اووم میکرد روغن زدنم تموم شد که دیدم یه زوج دیگه بالا سر ما دراز کشیدن طوری که پاهاشون به سمت ما بود و قشنگ میتونستم لای پای زنه رو ببینم زنه به پشت دراز کشیده بود پاهش رو از هم باز کرده و زانوهاش رو اورده بالا و کف پاش روی زمین . دست مرده رو دیدم که اومد روی کوس زنش و واسش میمالوند و با این که میدونست ما پایین پاهاشون دراز کشیدیم و خوب دید داریم ولی باز هم انگشتی رو میکرد تو کوس زنش و باهاش بازی میکرد و واسش میمالوند منم با دیدن این صحنه یه حالی شدم و به شکم دراز کشیدم واسه اینکه کیرم بد جور راست کرده بود همینطوری که به شکم دراز کشیده بودم و الناز به پشت دستم رو بردم سمت پاهای الناز و از زیر روناش گرفتم و یکم اونارو دادم بالا خودش پای دیگش رو هم اورد بالا البته کف پاش روی زمین بود زانوهاش رو اورد بالا . منم دستم رو بردم روی کوسش و انگشتم رو میکردم تو کوسش که الناز سرش رو بلند کرد و پایین پامون رو نکاه کرد و گفت: سامان نکن پایین پاهامون کسی دراز کشیده منم گفتم خوب دراز کشیده باشن بالا سر ما هم کسی هستش اینا رو نگاه کن مرده چجوری داره مال زنه رو میماله الناز به شکم دراز کشید که اونا رو ببینه فریبا هم به پشت دراز کشید داشتن اونا رو نگاه میکردن منم بلند شدم نشستم و روغن رو برداشتم و ریختم روی باسن الناز و شروع کردم به مالیدن با این که میدیدم یه مرده که با فاصله دومتری از پاهامون دراز کشیده داره ما رو نگاه میکنه ولی باز هم مالوندم و دستم رو خوب میبردم لای پاش و روی کوسش و انگشتم رو میکردم داخل کوسش و چند باری هم کردم تو کونش . فریبا رو دیدم که پاهاشو کامل از هم باز کرده و کف پاهاشو داده بود بالا که قشنگ کوس و کونش دیده میشد منم که دیدم پای الناز رو خوب باز کردم و محکم تر مالوندم سعید دراز کشیده بود و چشماشو بسته بود و داشت افتاب میگرفت . فریبا که کف پاهاشو داده بود بالا از هم بازشون میکرد و میبستشون که یه لحظه خیلی باز کرد و پای چپشو اورد جلوی صورت من که نشسته بودم و داشتم کون الناز رو روغن میزدم . فریبا یه نگاهی هم از پهلو به من کرد و یه لبخند شیطونی به من کرد و پاشو همون حالت نگه داشت . منم پاشو گرفتم و از روغن برداشتم و مالیدم کف پاش و انگشتا و ناخن های قشنگشو مالوندم و تا نزدیک زانوش روغن رو مالوندم بعد یه خنده ای کرد و به سعید گفت سعید جوون تو هم بیا پشت منو روغن بزن سعید هم گفتش چشم عزیزم تو جون بخواه .. بعدش سعید بلند شد مثل من نشست و روغن رو برداشت و با کف دستش روی رون و باسن و سوراخ کون ف یبا رو میمالوند و نگاهش بیشتر به سمت کون الناز بود که من داشتم میمالوندم نگاه منم روی کون فریبا بود من که پاهای الناز رو از هم کامل باز کردم به طوری که فریبا هم که پاهاشو باز کرده بود پای چپش رو گذاشته بود روی پای راست الناز ضربدری شده بود پاهاشون سعید هم کون و رون های فریبا رو که روغن مالوند رسید به پایین تر دید ساق پای چپش روغنیه یه نگاه به من کرد و خندید و به فریبا گفت که ساق پاتم که روغنی هستش سامان دستت درد نکنه بعدش پای دیگه فریبا رو روغن زد بعدش دیدم دوباره روغن برداشت و مالوند به ساق پای راست زنم الناز که رفته بود بین پاهای فریبا و نزدیک دستش بود .من با دیدن این صحنه که یکی داشت پای زن منو ماساژ میده یه جوری شدم و کیرم ب
یهویی بزرگتر شد .الناز هم سرش رو اورد بالاتر و به پهلو نگاه کرد به سعید که داشت واسش پاشو با روغن ماساژ میداد و بیشتر پاشو باز کرد تا پاش به دست سعید نزدیک تر بشه منم تو همون حالت دوباره ساق پای فریبا زن سعید رو با روغن مالوندم و تا نوک انگشتاشو روغن زدم .
مشغول بودم که یهو فریبا گفت شما که مارو لخت کردین چرا خودتون لخت نمیشین کامل
الناز :ارخ فریبا راست میگه شما چرا شورتاتون رو در نمیارین
من: اخه نمیشه الان ضایعه خیلی
الناز : چرا ضایعه چی شده
من : ضایعه دیگه الان بزرگ شده
الناز یه خنده ای کرد و گفت :خوب معلومه دیگه یه کارایی میکنی که بایدم اینطوری بشه من کاری ندارم باید دربیاری
فریبا هم رو به سعید :سعید چرا در نمیاری
منو سعید به هم نگاه کردیم و بعدش دور و برمون رو هم نگاه کردیم کسی نبینه کیر راست شده مارو . الناز و فریبا هم برگشتن به پشت دراز کشیدن و ارنج هاشون رو تکیه گاه قرار دادن که سرشون بالا باشه تا ما و ببینن
من و سعید هم به هم نگاه کردیم و همونطوری که نشسته بودیم رفتیم روی دوتا زانو تا شوورت رو در بیاریم من که هم به محض اینکه کشیدم پایین کیرم مثل یه فنر پرید بیرون سعید هم کشید پایین و کیرش زد بیرون که الناز و فریبا با هم گفتن :ووااای . واقعا هم ضایع هستش
خوشبختانه اون مرده که زیر پای ما دراز کشیده بود رفته بود . خلاصه ما هم که کامل لخت شدیم فریبا یه سره داشت به کیر من نکاه میکرد و الناز هم به کیر سعید بعدش فریبا گفت که بریم داخل اب یکم.. الناز هم گفت اره بریم
من:اره شما برین منم یکم دیگه میام یکم بخوابه
سعید : پاشو بریم بابا ولش کن اینجا همه کیراشون بلنده
کلمه کیر رو که جلوی زنامون گفت من خندم گرفت الناز هم خندش گرفته بود .خلاصه بلند شدیم و رفتیم داخل اب ......
     
#23 | Posted: 6 Feb 2017 20:32
به به ادامه دارد دیگه ایشالاه خسته نباشی
     
#24 | Posted: 8 Feb 2017 22:37
خیلی دیر به دیر میذاری

manam leilaye eshgh
     
#25 | Posted: 8 Feb 2017 23:28
ماجرای زندگی منو زنم الناز و سعید و زنش(قسمت نهم)


از قسمتی که ما دراز کشیده بودیم تا لب اب هفت هشت متری بیستر فاصله نبود .زنامون بلند شدن و زودتر رفتن به سمت اب دویدن و رفتن سمت اب در حین دویدن من و سعید از پشت داشتیم بهشون نگاه میکردیم مثل اینکه خجالت میکشیدن که بقیه اونا رو لخت لخت ببینن واسه همین سریع خودشون رو رسوندن به اب در حین دویدن از پشت کون فریبا رو دیدم که بالا و پایین میرفت از کون الناز بزرگتر بود منم دور و برم رو نگاه کردم دیدم به جز اون زوجی که بالا سر ما دراز کشیده بودن تو فاصله نزدیک ما کسی نبود فاصله داشتن من و سعید هم با خیال راحت و با همون کیر های راست شدمون رفتیم سمت اب رفتیم کنار زنامون . اب تا کمرمون بود تا رسیدیم به اونا شروع کردن به اب پاشیدن روی ما من و سعید هم یکم روی اونا اب پاشیدیم و دویدیم سمتشون تا بگیرمشون اونا هم میخواستن که فرار کنن من الناز رو گفتم و پشت الناز رو چسبوندم به شکمم کیرم که راست راست شده بود قشنگ رفت لای پای الناز و چون از کمر به پایین تو اب بودیم دیده نمیشد الناز که کیر منو لای پاش حس کرد یه وووییی کرد که توجه سعید و فریبا به ما جلب شد و مثل اینکه فهمیدن قضیه چیه من سینه های الناز رو از پشت تو دستام گرفتم و داشتم به سینه های فریبا که تو فاصله کمتر از یه متری ما بود و تا حالا اینقدر از نزدیک سینه های لخت فریبا رو ندیده بودم با دیدن این صحنه ها سینه های الناز رو محکم تر میمالوندم مه صدای الناز در اومد و یه آااهه بلند کشید که سعید گفتش ارووم تر بابا
فریبا: تو چکار داری دوست دارن اینکارو
سعید:باشه بابا نزن
من هم به فریبا نگاه میکردم که دیدم دستش رو برده زیر اب و داره با کیر سعید بازی میکنه که سعید گفتش نکن فریبا زشته اینجا فریبا هم دستش رو برداشت از روی کیر سعید من هم الناز رو ول کردم و الناز به سمت من چرخید و منو بغل کرد و در گوشم گفت که ممنونم که اینقدر تو خوبی و گذاشتی اینجا مزه ازادی رو بچشم بعدش هم داشت لب های منو میبوسید که یهو فریبا گفت شما خسته نشدین از عشق بازیتون .سعید هم به تلافی اون حرف فریبا به فریبا گفت تو چکار داری شاید دوست دارن این کارو مزاحمشون نشو
بعدش هم همگی با هم خندیدیم و یکم رفتیم جلوتر که اب تا روی سینه هامون اومد و تمام بدنمون خیس شد بعدش هم من گفتم بچه ها برگردیم سرجامون؟
الناز :شما برین ما هم میایم
من و سعید رفتیم روی زیر انداز نشستیم و زنامون رو نگاه میکردیم الناز و فریبا هم اومدن سمت ساحل تا جایی که اب زیر زانوشون بود و داشتن با هم حرف میزدن و میخندیدن از ته دل من فریبا رو که نگاه میکردم و اون سینه هاشو کیرم راست تر میشد با الناز که حرف میزد و میخندید من وقتی خنده هاشو میدیدم انگار یه حسی دیگه بهش داشتم و انگار خیلی دوستش دارم من و سعید فقط داشتیم به زنامون نکاه میکردیم که من که دیگه روم با سعید باز شده بود و دیگه از هم خجالت نمیکشید و خیلی احساس راحتی میکردیم بین همدیگه گفتم:سعید قبول داری دو تا از بهترین زن های دنیا نسیب ما دو تا شده
سعید:از چه نظر بهترین
من: خوب از همه نظر هم اخلاق هم رفتارشون و بقیه چیزها
سعید :بقیه چیزها یعنی چی منظورت اندامشون هم هست دیگه اره
من :خوب اره دیگه این که مشخصه
سعید :اره خیلی سکسین
من :سعید به نظرت کدوم یکیشون سکسی تره
سعید:چی بگم خوب هردوتاشون خوبن
من: نه دیگه یه فرق هایی بینشون هست
سعید :چه فرق هایی
من یکم صب کردم و فک کردم با خودم که این حرفو بزنم یا نه که دلو زدم به دریا گفتم با سعید دیگه راحتیم ناراحت نمیشه بعدش گفتم:خوب یه چیز میگم ناراحت نشی ولی به نظرم باسن فریبا بزرگتر از باسن النازه
سعید هم اصن ناراحت نشد و برعکس من خیلی راحت تر حرفشو گفت :اره کون فریبا بزر گتر از کون النازه چون بیشتر از کون کردمش ولی در عوض سینه های زن تو بزرگتر از زن منه
من :اره چون من خیلی سینه هاشو میخورم و میمالم واسش سینه رو هم هر چی بیشتر بمالی به مرور بزرگتر میشه
سعید :اره
.خلاصه زنامون هم حرف هاشون تموم شد و اومدن سمت ما وقتی به ما نزدیک شدن چشمم به رون ها و لای پای فریبا که افتاد و اون چاک کوسش که معلوم بود تازه شیو کرده بود چون خیس که شده بود برق میزد زنامون هم اومدن کنارمون نشستن و بدنمون که خشک شد تصمیم گرفتیم برگردیم هتل. زنامون شورت و سوتین هاشون رو تنشون کردن و لباسشون رو هم پوشیدن و ما هم شلوارک و رکابی مون رو پوشیدیم و رفتیم هتل قبلش رفتیم یه مقدار وسیله و خوراکی از بازار گرفتیم و رفتیم هتل. وارد اتاق که شدیم زنامون سریع خودشون رو رسوندن به حمام و با همدیگه رفتن داخل من و سعید هم به هم نگاه کردیم و خندیدیم و من گفتم چقدر خوشحالن اینا.. سعید:اره
من: خیلی دوست دارم الناز رو اینجوری شاد و خوشحال ببینم از وقتی شما خونتون رو اوردین پیش ما و یه سره با هم هستیم الناز شادتر از قبل هستش .
سعید:اها اره فریبا هم قبلا تنها بود الان دیگه یه دوست خوب مثل الناز که پیدا کرده از تنهایی دراومده و همیشه شاده . الان هم که اومدیم اینجا و اینقدر ازاد و راحتن خوشحال تر هم هستش
مشغول صحبت بودیم که صدای جیغ و داد و خندیدن زنامون از داخل حمام اومد
من به سعید گفتم:اوه اوه معلوم نیست دارن چکارا میکنن اونجا
سعید:بزار خوش باشن .بزار هر کار دلشون میخواد بکنن
من زنگ زدم و نهار رو سفارش دادم که بیارن بالا تا اون موقع هم زنامون از داخل حمام اومدن بیرون و با شورت و سوتین اومدن پیش ما و من و سعید به اونا خسته نباشید گفتیم و سعید گفت چه خبر بود با همدیگه دعوا میکردین چکار میکردی؟
فریبا : چکار دارین شما ها داشتیم با هم بازی میکردی
که الناز اینو شنید یه خنده از ته دل کرد و گفتش اره راست میگه بازی میکردیم
من :چه بازی؟
الناز :نه دیگه وارد جزییات نشین
همگی با هم خندیدیم و نهار رو خوردیم و بعدش رفتیم یه دوری تو شهر زدیم و یه چندجا از جاهای دیدنی شهر رو دیدیم و برگشتیم هتل ....
     
#26 | Posted: 8 Feb 2017 23:31
ماجرای زندگی منو زنم الناز و سعید و زنش(قسمت دهم)


وقتی اومدیم سوییتمون دیگه دیر وقت بود و موقع خواب بود دوباره زنامون باهم رفتن یه دوش رفتن سعید که زودتر رفته بود تو اتاقشون دراز کشیده بود منم قبل از اینکه زنا بیان رفته بودم اتاق سعیدشون کنارش دراز کشیده بودم و با هم حرف میزدیم و منتظر بودیم که زنامون بیان و با هم بخوابیم صدای در حمام رو که شنیدم از جام بلند شدم و اومدم بیرون از اتاق که دیدم فریبا از حمام اومد بیرون و حوله رو هم کامل دور خودش نپیچیده بود جلوش باز بود و کامل سینه ها و کوسش رو دیدم که خیس بودن فریبا هم وقتی منو دید حولشو درست نکرد و چون قبلا لخت همدیگه رو قبلا دیده بودیم همون حالتی سلام کرد و منم بهش گفتم عافیت باشه و اونم تشکر کرد و رفت تو اتاقشون موقعی که داشتم میرفتم تو اتاقمون یه لحظه برگشتم و فریبا رو دیدم که حوله رو کامل برداشته بود داشت میرفت روی تخت چون اتاقا روبروی هم بود از اتاق ها پایین تخت ها دیده میشد . الناز هم که زودتر اومده بود بیرون از حمام لخت لخت روی تخت دراز کشیده بود و منتظرم بود و داشت با کوسش ور میرفت منم چون دوباره فریبا رو لخت لخت دیده بودم حشرم رفته بود بالا و سریع رفتم سراغ الناز وشروع کردم به خوردن کوسش با چنان شدتی میخوردم که صدای الناز خیلی بلند شد و آه و اووه شدید میکرد صدای فریبا هم از اون اتاق میومد دیگه از همدیگه خجالت نمیکشیدیم که صدای کرذن همدیگه رو بشنویم خیلی راحت شده بودیم .این حالت رپ خیلی دوست داشتم که در کنار صدای الناز صدای یه نفر دیگه رو هم بشنوم که اونم اه اه میکنه خلاصه کوس الناز رو خوب خوردم و اونم کیر منو خوب ساک زد و بعدش شروع کردم به گاییدن کوس الناز بعد از پنج دقیقه که گاییدمش به من گفت:صب کن یه چیز از کشو بردارم
من :چی
الناز :صب کن خودت میبینی
الناز داخل کشو رو نگاه کرد چیزی رو که میخواست پیدا نکرد بعدش بلند داد زد فریبا اسباب بازیمون دست تو
فریبا هم از اون اتاق در حالی که داشت اه اه میکرد گفتش اره عزیزم تو کشو بیا خودت بردار
الناز :الان بیام
فریبا :اره بیا مشکلی نیست
الناز رو به من کرد و از من پرسید که برم
من:اره برو خودش میگه بیا دیگه
الناز میخواست شورتش رو پاش کنه و بره که گفتم نمیخواد شورت بپوشی همینجوری برو دیگه ما که همدیگه رو لخت دیدیم دیگه فرقی نمیکنه
الناز هم شورت رو انداخت روی تخت و سریع رفت داخل اتاق فریباشون من هم از داخل اتاق داشتم الناز رو نگاه میکردم که رفت داخل اتاقشون . فریبا هم همون حالت داشت اه اه میکرد و الناز هم داشت داخل کشو لباس های فریبا رو نگاه میکرد اون چیزی که میخواست پیدا کرد و برگشت سمت فریبا و به اونا داشت نکاه میکرد و مثل اینکه داشت گاییده شدن فریبا رو نگاه میکرد که منم از داخل اتاق گفتم الناز جوون بیا دیگه
الناز هم اومدم اتاق ما و دیدم که دستش یه دیلدو هستش از پرسیدم این چیه؟
الناز :این اسباب بازی که امروز گرفتیم
سریع بغلش کردم و انداختمش روی تخت و روش دراز کشیدم وکیرم و فرستادم داخل کوسش و در گوشش گفتم با کی رفتین گرفتین؟
الناز هم در حال که داشت نفس های عمیق میزد گفت :با فریبا
من :ظهرم با همین اسباب بازی تو حمام بازی میکردین که جیغ و داد میکردین
الناز:اره
الناز که دیگه حسابی اه اووه میکرد و صداش بلند شده بود صدای فریبا هم بلند تر شده بود فک کنم اونا هم از اینکه صدای اه اه الناز رو میشنیدن حشری تر شده بودن
همینطوری که داشتم ارووم ارووم الناز رو از کوس میکردم الناز بهم کوگفت که سوراخ کونم رو هم با انگشتت باز کن .کیرم رو از کوسش در اوردم و نشستم لای پاش و پاهاش رو کامل باز کردم و زانپهاشو دادم بالا و انگشتم رو کردم داخل کونش جلو عقب کردم و بعدش انگشت دوم و بعد از اون هم انگشت سوم الناز انگشتامو کرد تو دهنشو تمیزشون کرد بعدش دیلدو رو داد بهم و گفت اینو بکن تو کونم منم اونو کردم داخل کونش و جلو عقب کردم و حسابی رفته بود داخل بعد هم دراوردمش و خوب لیسش زدم و دوباره کردم داخل اینبار حسابی رفته بود داخل در همون حالت دیگه از کونش در نیاوردم و کیرم رو خیس کردم و فرستادم داخل کوسش الناز هم حسابی داشت حال میکرد و میگفت چه حالی میده دوتایی منم چند تا تلمب زدم و دیلدو رو از تو کونش در اوردم و دادم به الناز بعد کیرم رو کردم تو کونش دیگه چون کونش گشاد شده بود خیلی راحت تا ته رفت داخل و همون جا شروع کردم به جلو عقب کردن و بعدش کیرم رو در اوردم و بردم سمت دهن الناز و خوب واسم خوردش دوباره اومدم لای پاش و کیرم رو کردم تو کوسش و جلو عقب کردم و دیدم که الناز لرزید و معلوم شد ارضا شده و بعدش بردم تو کونش و چند بار تلمب زدم و ابم رو با فشار ریختم داخل کونش . همون جا کنار الناز دراز کشیدم و خوابم برد الناز هم همونطوری لخت برق ها رو خاموش کرد و خوابیدیم . فریبا و سعید هم یکم زودتر از ما کارشون تموم شده بود و خوابیده بودن. خلاصه خوابیدیم و صبح از خواب پاشدیم و صبحانه خوردیم الناز و فریبا با شورت و سوتین بودن .صبحانه رو خوردیم این روز ها تا جایی که میتونستم خوردنی های گرم میخوردم مثل موز و.. که کمرم حسابی پر بشه و بتونم هر شب حال کنم
بعد از صبحانه هم با بچه ها رفتیم سمت ساحل همون ساحل لختی ها
چون یکم دیرتر رفته بودیم اون ساحل لختی ها شلوغ تر شده بود همه نزدیک به اب دراز کشیده بودن پاهاشون هم رو به دریا ما هم که دیدیم دیگه نزدیک دریا جا نیست رفتیم بالا سر همه با فاصله بیشتر از دریا دراز کشیدیم یعنی تعداد افرار بیشتری ایندفعه پایین پاهامون دراز کشیده بودن رفتیم با فاصله یه متری از یه زن و مرد کنارمون زیرانداز رو پهن کردیم و پایین پامون هم با فاصله کمتر از دومتر یه زوج دیگه و یه مرد تنها هم دراز کشیده بود زنامون که سریع تاپ دامنشون رو در اوردن و با شورت و سوتینشون دراز کشیدن وسط منم کنار الناز سمتی بودم که اون زوج با فاصله یه متری ما و زنش نزدیک من بود که کامل لخت بود و به پشت دراز کشیده بود و سینه هاشم که حسابی بزرگ بود از هم باز شده بود و افتاده بود بغل و با دیدن این سینه ها که تازگی داشت برام کیرم یه تکونی خورد بعدش به الناز گفتم تو هم لخت کن دیگه راحت باش
الناز هم همون حالت دراز کش پاهاشو اورد بالا و شورتش رو در اورد . منم که نشسته بودم هنوز پایین پامون رو دیدم که اون زن و مرده به شکم دراز کشیده بودن و داشتم ماها رو نگاه میکردن فریبا هم شورتش رو دراورد و بعدش هم سوتینشون رو دراوردن الناز پایین پاهاشو نکاه کرد که ببینه پایین چه خبره دید که اون زن و مرده دارن نگاه میکنن که من بهش اشاره کردم اشکال نداره الناز هم یه زانوشو خم کرد و پای دیگش هم همون حالت دراز کش بود منم همون حالت نشسته شورتم رو دراوردم و دیدم سعید هم زودتر شورتش رو در اورده بود و دراز کشیده بود یه نکاهم به سینه های فریبا بود و لای پاش و اونم همون لبخند همیشگی رو لباش بود وقتی تو چشم های من نگاه میگرد منم دراز کشیدم و پاهامو از هم باز کردم بعد از ده دقیقه به سعید گفتم سعید بیا یه سر بریم داخل اب بیایم سعید هم قبول کرد و من و سعید ببند شدیم رفتیم سمت اب .داخل اب بودم و داشتم از دور الناز و فریبا رو نگاه میمرذم که جکار میکنن دیدم الناز پاهاشو کامل از هم باز کرد و زانوها شو اورد بالا کف پاهاش روی زمین بود فریبا هم مثل الناز کرد . پایین پاهاشون هم دو تا مرد به شکم دراز کشیده بودن و داشتن نگاه میکردن . این صحنه رو به سعید نشون دادم و سعید هم گفت بزار راحت باشن و هر کار دلشون میخواد بکنن .بعد ازده دقیقه من و سعید برگشتیم پیش زنامون نزدیک الناز و فریبا که شدیم دیدم الناز و فریبا دارن بوهمون حالتی که دراز کشیدن دستشون رو اوردن لای پاشون و دارن با کوسشون ور میرن اون مرد ها رو دیدم که یه دستشون روی کیرشون بود و کیرشون رو میمالوندن منم این صحنه رو که دیدم کیرم گنده تر شد حسابی حال میکردم یکی زنمو دید بزنه . من و سعید هم رفتیم پایین پای زنامون الناز و فریبا که مادوتا رو دیدن پاهاشون رو بستن که من به الناز گفتم راحت باش عزیزم باز کن پاهاتو یکم نگاه کنم دارم حال میکنم سعید هم پای فریبا رو باز کرد . من و سعید همپن جا پایین پای زنامون نشستیم و داشتیم به کوسشون نکاه میکردیم من به کوس فریبا نکاه میکردم و سعید هم به کوس الناز . کیر منم بزرگ تر شده بود فریبا هم داشت با کوسش ور میرفت حسابی حال میکردم بعدش الناز و فریبا برگشتن به شکم دراز کشیدن و پاهاشون رو باز کردن من و سعید هم دراز کشیدیم کنارشون و بعد از یه ربع بلند شدیم و رفتیم داخل اب یکم اب بازی کردیم و اومدیم نشستیم خشک که شدیم لباسامون رو پوشیدیم . ولی ایندفعه الناز و فریبا دیگه شورت و سوتینشون رو زیر تاپ دامنشون نپوشیدن دامنشون هم تا زیر باسنشون بود که اگه یه ذره خم میشدن کامل کوس و کونشون میزد بیرون ولی با همون حالت به سمت هتل رفتیم نهار رو هم تو رستوران خوردیم و بعد نهار هم رفتیم یه دوری لب ساحل پیاده روی کردیم و یه مقدار حرف زدیم غروب برگشتیم سوییتمون . وارد سوییت که شدیم الناز گفتش اول من میرم دوش بگیرم .فریبا هم گفت نه من اول میرم منم گفتم نه بابا من زودتر میخواستم برم .سعید هم گفتش بابا دعوا نکنین اصن بیاین همه با هم بریم حمامش هم که بزرگه ما هم که مشکلی نداریم با هم . خلاصه همه قبول کردیم و رفتیم داخل حمام من که همون اول شورتمو در اوردم و سعید هم لخت کرد خودشو بعد از ما هم زنامون لخت شدن و من زودتر رفتم زیر دوش الناز هم اومد چسبید به من با هم دیگه خودمونو خیس کردیم و شامپو زدیم سرمونو دیدم اونطرف فریبا و سعید هم دارن با صابون و لیف همدیکه رو میمالن و فریبا لیف رو روی کیر سعید میکشه و عقب جلو میکنه منم صابون رو برداشتم و با لیف افتادم به جون الناز و تمام بدنش رو لیف زدم و سینه هاشو با لیف میمالوندم و الناز هم منو صابونی کرد و رفتیم زیر دوش خودمونو شستیم مه زیر دوش الناز کیر منو گرفته بود و باهاش بازی میکرد منم دستم یه سره روی کوس الناز بود و یه چشمم هم به سینه ها و کوس فریبا بود که توسط سعید مالیده میشد خوب که شستیم همدیگه رو .به الناز گفتم بیاد روی لبه وان بشینه فریبا و سعید هم رفتن زیر دوش خودشون رو شستن من رفتم سراغ الناز و بهش گفتم پاهاتو باز کن بیار بالا میخوام کوستو بخورم که الناز گفت نه جلو اینا زشته . منم گفتم نه کجاش زشته ما که همدیگه رو لخت دیدیم دیگه حالا من کوستو بخورم یا نخورم که دیگه فرقی نداره همه جای همدیگه رو لخت دیدیم دیگه
الناز هم میگفت نه سامان خجالت میکشم
من هم دستم رو بردم زیر زانوهاشو اوردم بالا که کوسش خوب باز بشه و به الناز گفتم نه عزیزم خجالت نکش من اینجام ما که دیگه با سعیدشون راحتیم دیگه خجالت واسه چیه
بعدش شروع کردم به خوردن کوس الناز و چوچولش رو میکردم تو دهنم و موک میزدمش مشغول شده بودم که دیدم فریبا هم اومدم بغلش
الناز نشست و تو همون حالت مثل الناز پاشو داد بالا و سعید هم شروع کرد به خوردن کوس فریبا سعید حسابی سرش رفته بود لای پای فریبا و مشغول خوردن بود . پای فریبا رو دیدم که اورده بود بالا و خم کرده بود اومده بود نزدیک صورت من خیس بود و ازش اب میچکید اون انگشت های کشیده و ناخن های بلند و سفید و بلوریش اومده بود نزدیک صورت من خوب میتونستم نگاهشون کنم و لذت ببرم پاهای فریبا رو که دیدم شروع کردم به خوردن پاهای خوشکله الناز جوونم از کف پاهاش و انگشتاش ش وع کرذم تا رفتم روی رون هاشو و بعدش هم دوباره کوسش بعدش رفتم سراغ سینه هاش صدای ملچ ملوچ خوردن من و سعید تو حمام پیچیده بود که مشغول خوردن بودیم که فریبا گفتش بچه ها بریم بیرون روی تخت همه بلند شدیم و چون اب بدنمون یه مقدار خشک شده بود همون طوری لخت رفتیم بیرون و رفتیم روی تخت فریباشون الناز منو انداخت روی تخت و من پشت دراز کشیدم و الناز رفت لای پاهام نشست و شروع کرد به خوردن کیر من سعید هم فریبا رو به پشت دراز کرد بغل من وشروع کرد به خودن کوسش من و فریبا خیلی به هم نزدیک بودیم بعدش الناز بلند شد و اومد روی صورت من نشست و خودش برشگت به سمت کیر من و حالت ۶۹ شدیم و از پایین کیرم رو میخورد منم کوسش و چوچو لش رو حسابی میکردم تو دهنم که یهویی دیدم فریبا تو همون حالت که دراز کشیده بود دستش رو رسوند به سمت کوس الناز و انگشتش رو کرد تو کوس الناز و چند بار جلو عقب کرد و بعدش برد سمت دهنش و خورد ودوباره انگشتش رو کرد تو کوس الناز و ایندفعه اورد تو دهن من و من واسش انگشتش رو خوردم و بعدش انگشتش رو برد تو دهن خودش من که حسابی با این صحنه حال کردم و الناز رو به پشت کنار فریبا دراز کردم و رفتم سراغ کوسش یکم واسش خوردم و با انگشتم تو کوسش میکردم و سقف کوسش رو حسابی با انکشت تحریک کردم که دیدم لرزید و ارضا شد و اب کوسش سرازیر شد و منم تمام ابش رو خوردم سعید که کنار من نشسته بود صحنه ارضا شدن الناز رو دید و ابی که از کوسش سرازیر شده بود رو دید گفتش جووونن عجب اب زلالی نوش جونت سامان و بعدش من ابی که از کوس الناز خورده بودم رو بردم تو دهن الناز و بعدش باهاش لب گرفتم و لب رو ریختم تو دهنش که از اونطرف فریبا گفت اوووف چقدر سکس شما با حاله ادم حال میکنه سعید جوون یاد بگیر من هم روبه فریبا خندیدم و بعد ش کیرم رو کردم داخل کوس الناز و جلو عقب کردم سعید هم شروع کرده بود تلمب زدن یه چشمم به کوس فریبا بود که کیر سعید میرفت داخلش و خوب جا میگرفت یکم دیگه تلمب زدم و دیدم که ابم داره میاد چون ااناز کونش رو نشسته بود دیگه نکردم تو کونش اوردم بیرون کیرمو و ابم رو ریختم روی سینه های الناز و از بس خسته شده بودم چون چهل پنج دقیقه مشغول بودیم اونم تو این حالت جدید و کنار یه زوج دیگه البته به کمک اسپری تاخیری تونستم این همه تحمل کنم حسابی انرژیم رفته بود و همونجا کنار الناز ولو شدم .الناز هم با دستمال کاغذی سینهاشو تمیز کرد و اونم چون ارضا شده بود بیحال بود از جاش تکون نخورد نمیدونم دیکه کی کار سعیدشون تموم شده بود .صبح که از خواب بیدار شدم هر چهار نفرمون روی تخت کنار هم خوابمون برده بود زنامون وسط من و سعید هم کنار تخت کامل چسبیده بودیم به هم چون تخت جا نداشت دیکه . پاهای فریبا اومده بود روی پاهای الناز منم وسوسه شدم و دستم رو کشیدم روی پاهای فریبا و کف پا و انگشتاشو لمس کردم واسه اینکه یه وقت ضایع نشه دستمو کشیدم و رفتم صورتمو بشورمو یه دوش هم گرفتم و شورت رو پوشیدم و اومدم بیرون دیدم سعید هم بیدار شده و صبح بخیر و خسته نباشید گفتیم و یه خنده ای هم به هم کردیم و سعید هم رفت دوش بگیره . منم دوباره رفتم تو اتاق و نشستم پایین پاهای الناز و پاهاشو نوازش میدادم و میگفتم بیدار شو عزیزم . پاشو ظهر شده دیگه . یه دستی هم به پاهای فریبا کشیدم و گفتم پاشو فریبا ظهر شده دیدم که هر دوتاشون تکون خوردن و صبح بخیر گفتن و منم بلند شدم رفتم توی اشپزخونه و یه مقدار صبحونه اماده کردم روی میز گذاشتم و کم کم بچه ها اومدن و صبحانه رو خوردیم...
     
#27 | Posted: 9 Feb 2017 01:17
داستانتو دوس دارم بیشتر از دید زدنها بگو و جملات سکسی بین زوجها مرسی
     
#28 | Posted: 9 Feb 2017 17:53
عالیه. از تیپ سکسی بیشترشون توی جمع و خیابون و دستمالی شدنشون توسط بقیه هم بگو

manam leilaye eshgh
     
#29 | Posted: 10 Feb 2017 00:38
خیلی عالیه لطفا زود تمومش نکن
     
     
#30 | Posted: 12 Feb 2017 00:02
ماجرای زندگی منو زنم الناز و سعید و زنش (قسمت یازدهم)


بعد از صبحونه رفتیم بیرون از هتل و تا غروب برگشتیم . وقتی برگشتیم زنامون سریع رفتن داخل حمام و من و سعید هم تصمیم گرفتیم بریم پیششون ما هم لخت کردیم و رفتیم داخل . وقتی وارد شدیم دیدیم که فریبا روی لبه وان نشسته و پاهاش اورده بالا که خوب کوسش زده بود بیرون و الناز با دسته تیغ مشغول زدن موهای روی کوس فریبا بود روی کوسش رو کفی کرده بود و داشت با تیغ میکشید روی پوستش . فریبا وقتی مارو دید گفت عه شما هم اومدین . من و سعید هم بهشون خسته نباشید گفتیم و رفتیم اون طرف زیر دوش که دوش بگیریم من یه سره چشمم به کوس فریبا بود که جلو الناز باز کرده بود . بعد از اینکه الناز کارش تموم شد خودش رفت لبه وان نشست و این دفعه فریبا رفت جلوی پای الناز نشست و موهای کوسش رو شروع کرد به زدن مشغول بودن که فریبا روبه ما کرد و گفت که زودتر خودتونو بشورین برین بیرون که ما کار داریم اینجا هنوز . فریبا همه موهای کوس الناز رو زد الناز پاهاش رو کامل جمع کرد تو شکمش که سوراخ کونش کامل زد بیرون که موهای دور سوراخ کونش رو هم بزنه چون الناز جوونم یه مقدار دور سوراخ کونش هم مو در میاورد خلاصه اونا رو هم زد . تا اون موقع من و سعید هم خودمونو شستیم و میخواستیم بریم بیرون که الناز داشت میومد سمت دوش منو بغل کرد و با یه دستش کیرم رو گرفت و تو دستش بازی میداد و در گوشم گفت که دارم خودمو واست اماده میکنم امشب یه حال اساسی بهت بدم
منم گفتم ای جووون زود بیا منتظرم
الناز هم منو بوسید و گفتش باشه خودمو خوب بشورم و داخل کونم هم بشورم میام عزیزم
منم دوباره یه لب ازش گرفتم و میخواستم برم که فریبا گفتش بابا بسه دیگه عشق بازیتون برین دیگه
من و سعید هم رفتیم بیرون و روی مبل ها نشستیم و مشغول حرف زدن و تلویزیون نکاه کردن شدیم بعد از نیم ساعت زنامون هم با یه حوله که دور خودشون پیچیده بودن اومدن بیرون و رفتن تو اتاق من و سعید هم بعد از چند دقیقه رفتیم تو اتاق دیدیم که فریبا و الناز به پهلو حالت ۶۹ دراز کشیدن و دارن کوس و کون همدیگه رو میخورن من رفتم سمت کوس الناز که جلوی دهن فریبا بود و داشت واسش میخوره . سعید هم رفت سمت کوس زنش من هم خودمو دراز کردم روی تخت تا بتونم خوردن کوس الناز رو خوب ببینم دیدم که فریبا انگشتش رو میکنه تو کوس الناز و میکنه تو دهن خودش دوباره میکنه تو سوراخ کونش و جلو عقب میکنه و دوباره میکنه تو دهنش بعدش هم حسابی کوس الناز رو میکنه تو دهنش و کامل میکش میزنه بعد از چند بار انگشتش رو کرد تو کون الناز و بعدش اورد سمت دهن من و منم کامل انگشت فریبا رو کردم تو دهنم و لیسش زدم و فریبا هم به من گفت که حسابی تمیزه داخلش . بعدش هم انگشتش رو که کرده بود تو دهن من از دهن من دراورد و کرد تو دهن خودش وبا احساس انگشتش رو میک میزد منم این صحنه ها رو که دیدم کیرم حسابی راست شده بود بعدش الناز رو رو تو همون حالتی که نسبت به فریبا قرار گرفته بود چرخوندمش و به پشت درازش کردم و خودم هم روش دراز کشیدم البته وزنم رو روش ننداختم و مشغول لب گرفتن از الناز شدم حسابی لب و صورتشو خوردم و بوسیدم فریبا هم مثل الناز دراز کشیده بود و سعید داشت کوسش رو واسش میخورد پاها و کوس فریبا نزدیک صورت من و الناز بود من یه مقدار سرم رو به کنار برمیگردوندم و کوس ناز و سفید فریبا و میدیدم که سعید داشت واسش میخورد حسابی چوچولش رو میخورد و لب هاس کوسش رو میک میزد چقدر دوست داشتم من به جای سعید بودم ولی حیف که نمیشد منم با دیدن کوس فریبا از نزدیک حشرم بیشتر شد و سینه های الناز رو محکم میمالوندم و میخوردمشون کامل سعید هم یه نگاهش به سینه های الناز و خوردن من بود سینه هاشو خوب خوردم از روی الناز یه مقدار رفتم عقب تر پاهای الناز رو جمع کردم و از زانو خمشون کردم به طوری دقیقا جلوی صورت و دید فریبا بود بعدش شروع کردم به خوردن انگشت های پاش و ناخن های بلند و خوشگلش تمام پاشو و کف پاشو لیس زدم پای چپشو خوردم بعد روپای راستش رو جمع کردم اوردم جلوی دهنم بخورمشون دیدم که فریبا پای چپ الناز که نزدیک صورتش بود و من تازه خپرده بودمشون و هنوز خیس بود رو گرفت و اونم شروع کرد به خوردن انگشتاش و کف پاهاش الناز داشت دیونه میشد منم کیرم حسابی راست شده بود با این کارهای فریبا .خوردن پاهاش تا نزدیک کوسش رو ادامه دادم رسیدم به کوسش یکم انگشتم رو کردم داخلش و بعد در اوردم کرذم داخل کونش و بعد انگشتم رو خوردم .چوچولش رو میکردم تو دهنم و میک میزدم سعید هم اومذه بود بالاتر و داشت سینه ها و لب های فریبا رو میخورد و قشنگ خورده شدن کوس زن منو داشت میدید . فریبا گفت:سامان فک کنم با این کارات الناز بدجور اراضا میشه فک کنم الان نزدیکه میخوام ببینم چجوری ابش میاد سعید تو هم بیا نگاه کن یاد بگیر .فریبا و سعید همون حالتی که دراز کشیده بودن خودشون رو اوردذن جلوتر تا به کوس الناز نزدیک تر بشن منم الناز رو یه مقدار به پهلو چپ چرخوندم تا اونا بتونن راحت تر ببینن بعدش با انگشت شروع کردم به تحریک سقف داخل کوسش .الناز داشت دیونه میشد چون سه نفری داشتیم به کوسش نگاه میکردیم مخصوصا سعید که داشت دقیقا از نزدیک به کوسش نگاه میکرد . الناز زودتر داشت ارضا میشد پاهاش شروع به لرزش کرد و آهش بلند تر شد و تند تر نفس میزد که اب کوسش خیلی هم بیشتر از قبل اومد بیرون و سرازیر شد به سمت سوراخ کونش که دیدم فریبا سریع اب کوس الناز که اومد بیرون رو با دهنش خورد و داشت واسش لای پاشو لیس میزد ابشو هنوز کامل قورت نداده بود که سرشو به سمت سعید برگردوند و با سعید لب گرفت و اب کوس زن منو با شوهرش تو دهنشون جابجا کردن . من اصن یه حالی شدم میخواستم همونجا ارضا بشم با این صحنه سعید داشت اب کوس زن منو غیر مستقیم میخورد . منم سریع رفتم کوس و کون الناز رو دوباره لیس زدم و رفتم با الناز لب گرفتم و زبونمو میکردم داخل دهنش اونم میکرد داخل دهن من مشغول لب گرفتن با الناز بودم که دیدم سعید اومد لای پای فریبا و کیرش رو کرد داخل کوس فریبا و شورع کرد به جلو و عقب کردن که منم به الناز گفتم بیا بریم ببینیم سعید داره چکار میکنه الناز به پهلو شد و خودش رو به سمت کوس فریبا نزدیک تر کرد منم پشت الناز دراز کشیدم و از کنار گردن الناز مشغول نگاه کردن گاییده شدن کوس فریبا شدم کیر سعید کامل میرفت داخل کوس زنش و میاورد بیرون وقتی میاورد بیرون لب های کوس زنش روی کیرش کشیده میشد و وقتی میکرد داخل کوسش کامل میرفت روی کیر سعید عجب صحنه ای بود یه دستم روی کوس و سورذخ کون الناز بود و از پشت داشتم میمالوندم و بعدش کیرم رو با سوراخ کوسش میزون کردم و فرستادم داخل کوس الناز پای راست الناز رو هم با دستم گرفته بودم بالا و جمعش کرده بودم و همون بالا نکه داشته بودمش تا تو این حالت پهلو که دراز کشیده بود خوب کوسش باز بشه و فریبا هم اون پایین بتونه خوب ببینه لای پای النازو الناز هم صداش بلند تر شده بود . منو سعید داشتیم تو کوس زنامون تلمب میزدیم و خیلی حال میکردیم یه چشمم به کوس فریبا بود که شوهرش داشت میکردش که دیدم الناز دستشو برد بالای کوس فریبا و اونو میمالوند و در همون حالتی که کوس فریبا رو میمالوند دستش به کیر سعید که داشت توی کوس زنش جلو عقب میکرد میخورد انگار کیر سعید از لای انگشت های الناز رد میشد و به انگگشت های زن من کشیده میشد و میرفت داخل کوس فریبا .سعید داشت حال میکرد و سرعتش رو بیشتر کرده بود .منم مشغول کردن الناز بودم که احساس کردم یکی داره با کوس الناز ور میره و میماله و کنارش کیر منم به دستاش میخوره و با انگشتاش زیر کیر من قسمتی که میرفت داخل کوس الناز رو میمالوند . دست فریبا بود اون پایین داشت کوس الناز رو میمالوند من کیرم رو دراوردم و همون حالتی که به پهلو پشت الناز دراز کشیدده بودم با انگشت دستم کردم داخل کون الناز و یه مقدار با کونش بازی کردم و اونو کشاد م
کردم بعدش کیرم رو با سوراخ کونش میزون کردم و فرستادم داخل کونش. فریبا هم اون پایین داشت کوس النازرو میمالوند بعدش دستش رو میکشید نزدیک سوراخ کون الناز و در کنارش کیر منم مالش میداد منم جلو عقب میکردم کیرم رو داخل سوراخ کون الناز که یه بار کیرم از کونش در اومد دیدم فریبا کیر منو گرفت و همون لای پای الناز یه مقدار باهاش بازی کرد و داخل دستش جلو عقب کرد بعدش دوباره گذاشت جلو سوراخ کون الناز و من فشار دادم داخل کون الناز بعدش هم دستش رو لیس زد و تمام کف دستش که کیرم رو باهاش مالیده بود و خیسی کیرم روی دستاش بود رو خورد.. واااای عجب حالی داد وقتی کیرم یه لحظه تو دست فریبا بود .حشری تر شده بودم تند تند داشتم تو کون الناز جلو عقب میکردم که صدای الناز دیگه خیلی بلند شده بود فریبا به الناز گفت :الناز جوون عشقم دردت گرفته
الناز :اه اه اه اره اره . ه.. اه اه سامان ارووم تر اه اه
فریبا یه ضربه زد به پام و گفتش:خوب راست میگه ارووم تر دیگه دردش گرفته .
منم سرعتم رو ارووم تر کردم که دیدم الناز کیرم رو از تو کونش در اورد بلند شد نشست و منو به پشت دراز کرد و کیرم رو مرد تو دهنش و خوب لیسش میزد و تو دستش بالا پایین میکرد . احساس میکردم کیرم از روز های قبل بلند تر و گنده تر شده بود .فریبا بلند شد و سعید رو جای خودش دراز کرد همون حالت قبلی الناز و فریبا . یعنی منو سعید کنار همدیگه بودیم ولی برعکس . پاهاس سعید سمت من بود پاهای من سمت صورت سعید فریبا نشست روی سعید و یه مقدار واسش ساک زد و بعدش همون حالتی که روی سعید نشسته بود پشتش به سمت صورت سعید و پاها و کوسش به سمت پایین پاهای سعید بود و قشنگ جلوی دید من بود و نزدیک هم که بودیم خوب میتونستم ببینم . فریبا سوراخ کونش رو با کیر عمود شده سعید میزون کرد و نشست روی کیرش پاهاش رو گذاشته بود روی رون های سعید که قشنگ جلوی چشم های من بود بواون ناخن ها و انگشت های قشنگ پاش منو دیوونه میکرد . پاهش روس پاهای سعید بود و دستاش رو هم از پشت گذاشته بود روی سینه سعید و داشت بالا و پایین میکیرد. حسابی کیر سعید میرفت داخل کون زنش منم کامل و از نزدیک داشتم نکاه میکردم .الناز هم مثل فریبا و همون حالتی اومد روی من نشست و کیرم رو کرد داخل سوراخ کونش و بالا و پایین کرد خودشو. سعید هم چشمش روی کون زن من بود که داشتم میکردمش . منو سعید داشتیم دیونه میشدیم من که خیلی دوست داشتم به جای سعید بودم و زنش رو میکردم مطمین بودم سعید هم همین فکر رو داشت ولی هیچ کدوممون به فکر این کارها نبودیم و داشتیم با زن های خودمون در حضور یه زوج دیگه حال میکردیم . ده دقیقه تو همین حالت زنامون بالا و پایین کردن و چندبار کیر ماهارو خوردن و چند بار داخل کوسشون بالا و پایین کردن و دفعه اخر الناز اومد روی کیرم نشست و تمام ابم با فشار داخل کونش خالی شد فک کنم بیشتر از روز قبل ابم خالی شده بود به خاطر این تحریکات جدید که داشتم خیلی خسته شده بودم و بی حال شدم الناز هم که بدتر از من بود خیلی بی حال شده بود تو همون حالت دراز کشیده که نسبت به فریبا و سعید بودیم و برعکس اونا دراز کشیده بودیم الناز به پشت خودش رو روی من دراز کرد و تو بغل من البته سمت راست من دراز کشید منم همون حالت به پشت دراز کش از جام تکون نخوردم و همون جا خوابم برد دیگه نفهمیدم سعیدشون کی تموم کردن
صبح ساعت های ۹ بود که به پهلوی چپ دراز کشیده بودم چشمام رو باز کردم که دیدم یه پای سفید و خوشگل با انکشت های کشیده و ناخن های بلند جلوی صورتمه اینقدر که گیج بودم حواسم نبود فک کردم که پای النازه با دستم پا رو کرفتم و اوردم نزدیک تر به خودم که یه لحظه حواسم اومد سر جاش برگشتم پشتم رو دیدم که الناز پشتم خوابیده این پای فریباست که جلوی منه . معلوم بود سعید و فریبا هم که دیشب کارشون تموم شده بوده اونا هم مثل ما خسته بودن و تو همون حالت دراز کش برعکس ما خوابشون برده ولی فریبا وسط خوابیده . بین من و سعید . فریبا به شکم خوابیده بود و پای راستش رو تو شکمش جمع کرده بود و امده بود بالاتر و قشنگ نوک انگشتاش جلوی من بود کوس و کونش رو هم قشنگ میتونستم از نزدیک ببینم دور سوراخ کونش رنگ پوستش تیره تر بود این پوزیشن قرار گیری رو که دیدم کیرم یه تکپنی خورد با اینکه این همه دیشب کمرم خالی شده بود ولی باز هم این کیر ما تکون خورد و داشت بزرگ میشد پای فریبا رو که با دستم گرفته بودم کنجکاو شدم که یه مقدارلیسش بزنم .واسه همین صورتمو بردم نزدیک پاش و یا زبونم شروع کردم به لیس زدن انگشتاش با دستم یکم پاشو دادم بالاتر و انگشت شصت پاشو کامل کردم تو دهنم بعدش هم انگشت های دیگشو با اون ناخن های خوشگلش . من از جام تکون نمیخوردم همون حالت دراز کش بودم به پهلو فقط خودمو یه مقدار کشیدم جلوتر تا به پاش نزدیک تر بشم. کف پاشو هم لیس زدم . که یهو دیدم فریبا داره تکون میخوره و میخواد بلند شه میخواست برگرده و پشت دراز بکشه که چشماشو باز کرد و پایین رو نکاه کرد دید من پاشو کرفتم تو دستم و نوک انگشتای پاشم خیسه که خودش هم خوشش اومده بود و یه لبخنده شیطونی به من کرد و تو همون حالت دراز کش به شکم موند و پاشو به سمت دهن من نزدیک تر کرد که من واسش بخورم منم دوباره پاشو خوردم و انگشتای پاشو کامل میکردم تو دهنم فریبا هم دستش رو از زیر شکمش اورده بود رولای پاش و با کوسش بازی میکرد و انگشتش رو میکرد داخل کوسش .منم دستم رو روی ساق پاش و رون هاش میکشیدم و تا نزدیک لای پاش میبردم و یه بار دستم رو رسوندم به کوسش و با لب های کوسش بازی کردم بعدش هم انگشتم رو کردم تو دهنم الناز هم که به شکم دراز کشیده بود و داشت حال میکرد که صدای ناله خفیفی کرد من احساس کردم تو این حالت که دارم به پاهای فریبا دست میکشم دور از چشمای سعید یه جور دارم به رفیقم خیانت میکنم چون تا قبل ازاین هر چی بوده در حد دید زدن بوده که همیشه من و سعید کنار هم بودیم و با هم زنامون رو دید میزدیم و یا لمس میکردیم هیچ حس ناخوشایندی هم بینمون نبود ولی این دفعه فک میکردم که نباید این کارو بکنم و هر کار میخوام بکنم باید سعید هم بدونه واسه همین دیگه دست کشیدم و از جام بلند شدم و رفتم داخل حمام و یه دوش گرفتم و شورتمو پوشیدم و اومدم بیرون
     
صفحه  صفحه 3 از 21:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  17  18  19  20  21  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites