تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش

صفحه  صفحه 6 از 25:  « پیشین  1  ...  5  6  7  ...  24  25  پسین »  
#51 | Posted: 27 Feb 2017 13:56
داستانتون خیلی قشنگ بودش ولی حیف که خیلی دیر به دیر آپدیتش میکنید

yes
     
#52 | Posted: 28 Feb 2017 03:31
ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش (قسمت چهارده)


یه مقدار دیگه بین جنگل راه رفتیم تا رسیدیم به یه دریاچه خیلی زیبا که اطرافش رو کامل درخت ها گرفته بود و یه قسمتی یه مقدار فضا باز بود و سنگ ریزه و چمن بود . خیلی رطوبت هم زیاد بود به طوری که تمام بدنمون از رطوبت خیس خیس بود . الناز و فریبا که سوتین نبسته بودن تاپشون چسبیده بود به سینه هاشون . همونجا چادر ها رو برپا کردیم چادر ها رو قبل حرکت به ما داده بودن هر زوج یه چادر دادن ولی چادر بزرگ بودسه نفر خیلی راحت میتونستن بخوابن چهار نفر هم یه مقدار نزدیک به هم میتونستن بخوابن من و سعید هم چادرهای خودمون رو رو به دریاچه برپا کردیم دیگه هوا داشت تاریک میشد . مسیول گروه گفت که دیگه هوا تاریکه تو جنگل نرین ممکنه گم بشین دیگه همه چون خسته بودن رفتن داخل چادر هاشون و شامشون رو بخورن و استراحت بکنن ما هم کوله ها رو گذاشتیم تو یه چادر تا اگه بارون اومد خیس نشن . خودمون هم همگی رفتیم تو یه چادر دیگه الناز و فریبا داخل چادر که شدن تاپ و دامنشون رو در اوردن و لخت لخت نشستن کنارمون و مشغول حرف زدن شدیم .یه چراغ سقفی هم واسه چادر وصل کرده بودیم و دو تا چراغ قوه هم داشتیم شام رو هم با هم خوردیم بعدش میخواستیم بخوابیم هوا اینقدر گرم بود که دیگه در چادر رو نبستیم فقط توری چادر رو بستیم که حشره داخل نیاد هوا مهتابی بود و یه نور کمی داخل چادر افتاده بود زنامون وسط خوابیدن و من و سعید هم کنار چادر . زنامون که کلا لخت بودن پاهامون هم به سمت در چادر بود و اگه کسی از بیرون دقت میکرد داخل چادر راحت میتونست مارو ببینه که داخل چادر کنار هم لخت خوابیدیم .چون چادر یه مقدار واسه چهار نفر تنک بود الناز و فریبا کامل به هم چسبیده بودن الناز به پشت خوابید منم به پهلو کنارش خوابیدم و با سینه هاش شروع کردم به بازی کردن سینه سمت راستشو که میمالوندم چون نزدیک فریبا بود دستم به بدن و سینه های فریبا کشیده میشد چه حالی میکردم عمدا دستم رو بیشتر اون سمت میبردم تا بیشتر دستم به سینه های فریبا بخوره دستم رو بردم روی کوس الناز و با کوسش بازی میکردم که دیدم فریبا به پهلو به سمت الناز دراز کشید که سعید از پشت با کوسش بازی کنه خودش هم یه پاشو که بالا بود از روی شکم و کوس الناز رد کرد اورد سمت شکم من و روی کیرم گذاشت الناز هم دستش رو برده بود سمت کوس فریبا و با کوس فریبا بازی میکرد سعید هم داشت از پشت با کوس فریبا بازی میکرد و فک کنم کم کم شروع کرده بود به کردن فریبا که دست الناز همچنان روی کوس فریبا بود و فک کنم دستش با کیر سعید برخورد میکرد . الناز رو به پهلو خوابوندم به سمت فریبا و منم شروع کردم به کردن کوس الناز از پشت الناز هم یه پاشو از بالا برده بود روی کمر فریبا و سعید گذاشته بود تا کوسش خوب باز بشه واسه من . صدای زنامون بلند شده بود و خیلی اهسته اه اه میکردن من که قبل از اینکه ابم بیاد دست کشیدم چون انرژی واسه فردا واسم نمیموند به الناز هم گفتم عزیزم صب کن فردا شب میریم هتل حسابی حال میکنیم فعلا انرژی رو نگه داریم واسه فردا که زود خسته نشیم
الناز جون من هم قبول کرد و همدیگه رو بوسیدیم از اونطرف سعید هم حرف منو تایید کرد و به فریبا گفت ما هم فعلا متوقف کنیم فردا سب جبران میکنم واست فریبا هم قبول کرد و همون حالت لخت و تو بغل همدیگه خوابمون برد. صبح با صدای بقیه افراد تور که بیرون چادر ها داشتن حرف میزدن بیدار شدم دیدم که بقیه دارن بیرون چادر و نزدیک چادر ما صحبت میکنن و دو تا از مردها قشنگ روبروی در چادر ما ایستاده بودن که قشنگ دومیتونستن داخل جادر رو ببینن چون فقط توری چادر رو زده بودیم و داخل خپب دیده می شد . نمیدونم دیگه چقدر قبل از اینکه من بیدار بشم داشتن داخل چادر ما و لای پای الناز و فریبا رو دید میزدن ولی احساس بدی نداشتم از اینکه یکی دید بزنه مارو تو اون وضعیت خلاصه از جام بلند شدم و شلوارک رو پوشیدم و رکابی رو تنم کردم رفتم بیرون و بعد از ده دقیقه هم سعید اومد بیرون و منم تا اون موقع صبحانه ها رو از کوله ها اوردم و زنامون هم بیدار شده بودن و الناز منو صدا زد که واسش شورت و کورستش یا همون بیکینی هاشو از داخل کولش واسش بیارم منم رفتم واسش پیدا کردم و اوردم و اونم پوشید و اومد بیرون و فریبا هم مثل الناز با شورت و سوتین اومد بیرون و رفتن لب دریاچه دست و صورتشون رو شستن و اومدن داخل چادر و صبحانه رو خوردیم بعدش رفتیم لب دریاچه و با همدیگه رفتیم داخل اب دریاچه و حسابی اب بازی کردیم و خیس خیس شدیم
و اومدیم روی سنگ ریزه های لب ساحل دریاچه دراز کشیدیم . دریاچه کفش سنگ ریزه بود و لب دریاچه کامل چمن بود و با یه فاصله کم جنگل شروع میشد . زوج های دیگه هم یه عده رفته بودن داخل جنگل و یه عده مثل ما کنار دریاچه بودن و زناشون هم با شورت و سوتین بودن ولی هیچ کدوم از اون زن ها به خوشگلی الناز و فریبا نبودن اندامشون هم به اندام این دوتا هلو ما نمیرسیدن .الناز و فریبا رفتن داخل دریاچه و اونجا دیدم که سوتین هاشونو باز کردن و میخندیدن . من و سعید هم این کنار با همدیگه حرف میزدیم به سعید گفتم :سعید میبینی معلومه که حسابی حشرین چون دیشب ارضا نکردیمشون سعید هم تایید کرد حرفمو بعدش زنامون همون حالت با سینه های لخت اومدن سمتمون و با همدیگه رفتیم سمت جنگل از کنار بقیه اعضای گروه که با زناشون دراز کشیده بودن و افتاب میگرفتن رد میشدیم مرداشون یه سره چشمشون به سینه های لخت زنامون بودن مخصوصا زن من الناز که سینه هاش از فریبا هم بزرگتر بود . خلاصه رفتیم داخل جنگل و یه مقدار چرخیدیم و عکس های خوشگلی هم گرفتیم تو حالت های مختلف و بعدش اومدیم نهار رو خوردیم و همه با ون برگشتیم به سمت شهر و دیگه غروب شده بود شام رو هم داخل رستوران هتل خوردیم و رفتیم داخل سوییتمون .....
     
#53 | Posted: 28 Feb 2017 07:56
كارت عاليه واقعا حشري كننده هست
     
#54 | Posted: 28 Feb 2017 10:48
عالی بی صبرانه منتظر ادامش هستیم لطفا وقت بزار زودتر قسمت بعدی رو اپ کن . ممنون
     
#55 | Posted: 3 Mar 2017 02:56
ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش قسمت پانزدهم





وارد سوییت که شدیم الناز و فریبا سریع لخت کردن خودشون رو و باهمدیکه رفتن داخل حمام . من به سعید گفتم که بیا ما هم باهاشون بریم داخل حمام قرص های تاخیری رو از داخل کشوی اتاق اوردم و یکی رو دادم به سعید و با همدیگه خوردیم و رفتیم داخل حمام . من و الناز همدیگه رو حسابی شستیم و فریبا و سعید هم همدیگه رو شستن . فریبا به سعید گفت سعید جوون عزیزم یکم پشتم رو ماساژ میدی خیلی پاهام گرفته از بس که پیاده روی کردیم سعید هم گفت ای به چشم تو جوون بخواه بعدش فریبا یه حوله روی سکوی کنار وان پهن کرد و روی اون به شکم دراز کشید سعید هم روغن ماساژ رو اورد و تمام پشتش رو روغن ریخت و شروع کرد به ماساژ دادن .الناز به من کفت که بیا بریم ببینیم سعید چجوری ماساژ میده من و الناز رفتیم کنار سکو نشتیم و نگاه میکردیم. سعید دهن سرویس خوب بلد بود ماساژ بده تمام پشت کمر و گردن فریبا و خیلی ماهرانه ماساژ میداد پاها و رون ها و ساق های فریبا رو هم ماساژ میداد و چون دید که ما داریم نگاهشون میکنیم از نزدیک انگشتش رو از پشت میکرد داخل کوس فریبا . فریبا هم اه و نالش بلند شده بود و حسابی حال میکرد بعد از ده دقیقه که پشتشو مالید . فریبا به پشت خوابید و سعید از جلو شروع به ماساژ کرد سینه های فریبا رو جلوی چشم ما خیلی میمالید بعدش هم انگشت رو میکرد داخل کوس فریبا . فریبا حسابی خستگیش از بدنش اومده بود بیرون .الناز به من گفت میبینی سعید چقدر بلده زود باش تو هم منو ماساژ بده بدنم کوفته شده. من:من که بلد نیستم اخه مثل سعید
الناز :من کاری ندارم منو ماساژ بده مثل سعید
من هم که هم بلد نبودم و هم یه حسی به من میگفت بزار یکم شیطونی کنیم و بعدش به الناز گفتم :خوب سعید هم پشت تو رو ماساژ بده بلده خوب .. خیلی دلم میخواست سعید زن منو بماله منم اینطرف حال بکنم
الناز:عه نمیشه که زشته
فریبا:راست میگه الناز جونن بیا سعید تو رو هم ماساژ بده جاهای ممنوعه رو هم من به سعید کمک میکنم سعید خیلی خوب بلده خستگیه ادمو بگیره
الناز :آخه....
فریبا :اخه نداره که بیا دراز بکش
من:اره برو دراز بکش. سعید جان زحمت الناز هم با شما دمت گرم
سعید :چشم اقا سامان گل تو جوون بخواه
بعدش همگی یه خندیدم و الناز با یه مقدار خجالت رفت به شکم دراز کشید و سعید روغن رو روی پشتش کامل ریخت و شروع کرد به ماساژ دادن از پشت گردن شروع کرد و اومد تا قسمت کمرش و بعدش چون دید که من هم دارم نکاه میکنم روی باسنش دست نکشید رفت از پایین باسنش شروع کنه به ماساژ دادن و تا پایین انگشتای پتش ماساژ داد. کیر منم که حسابی راست شده بود از این که یه نفر دیگه داره زن منو میماله حسابی حال میکردم دیدم که فریبا هم اومد باسن الناز و ماساژ داد و انگشتش رو از پشت کرد داخل کوس الناز و الناز یه جیغ کوچیک کشید بعدش هم فریبا الناز رو برگردوند به پشت و شروع کرد به لب گرفتن از الناز و به سعید گفت سعید جان پاهای الناز رو ماساژ بده . سعید هم از قسمت نزدیک کوس الناز شروع کرد به ماساژ و تا پایین پاهاشو ماساژ داد حسابی کیرم راست شده بود بعدش فریبا به ما گفت که شما برین بیرون ما هم الان میایم . من و سعید هم رفتیم بیرون . زنامون هم بعد از یه ربع اومدن بیرون و رفتن داخل اتاق . من و سعید هم فتیم پیششون . فریبا روی الناز به حالت ۶۹ دراز کشیده بود و داشتن کوس همدیگه رو میخوردن . من رفتم سمت کوس الناز که فریبا داشت از بالا کوسش رو میخورد . فریبا حسابی کوس الناز رو خیس خیس کرده بود سوراخ کون الناز رو هم حسابی خورد و بعدش من سر فریبا رو دادم بالا که من کوس الناز رو بخورم هنوز اب دهن فریبا روی کوس و کون الناز بود که من تمام اب دهنش رو لیس زدم و خوردم . فریبا هم گفت جووون و بعدش اب دهنش رو داخل دهنش جمع کرد و با فاصله ریخت روی کوس الناز و منم سریع اب دهنش که داشت از روی کوسش میومد سمت کومش رو لیس زدم و خوب مالوندم به کوس الناز و شروع کردم به خوردن کوس الناز حسابی کوسشو و سوراخ کونش رو لیس میزدم فرببا هم انگشتش رو میکرد تو کوس الناز و باهاش بازی میکرد و خودش اه اه میکرد معلوم بود که اومطرف سامان هم داره حسابی کوسش رو میخوره و حتما الناز هم داره با کوس فریبا بازی میکنه .من انگشتم رو کردم داخل کوس الناز و حسابی کوسش رو انگشت کردم که دیدم پاهای الناز داره میلرزه و معلوم بود که داره ارضا میشه و ابش از کوسش سرازیر شد و فریبا هم سریع اب الناز رو خورد و یه مقدارش رو تو دهنش جمع کرد و دوباره روی کوس الناز ریخت که من دوباره کوس الناز رو لیس بزنم . فریبا هم خیلی خوشش اومده بود که من داشتم اب دهن اونو میخوردم . منم همین کار رو کردم و کوس الناز رو که با اب دهن فریبا حسابی خیس شده بود خوردم انگشتم رو کردم داخل کون الناز و چند بار جلو و عقب کردم تا باز بشه بعدش دیدم که فریبا دستم رو گرفت و انگشتام رو از تو کون الناز در اورد و برد جلو دهنش و حسابی لیسشون زد . من که داشتم دیوونه میشدم با این کارهای فریبا . معلوم بود حسابی زنامون حشری شده بودن چون دو روز بود ارضا نکرده بودیمشون . فریبا از روی الناز رفت کنار و همون حالت برعکس الناز به پشت کنارش خوابید که سعید خوب بتونه کوسش رو بخوره . من هم کیرم رو گذاشتم روی کوس الناز و یه مقدار روی کوسش رو با کیرم مالوندم و بعدش ارووم ارووم کرذم داخل کوسش چند بار جلو و عقب کردم و بعدش اررروم اررووم کیرم رو کردم داخل کونش . چند بار هم تو این حالت تو کون الناز جلو و عقب کردم . فریبا هم حسابی صداش دراومده بود معلوم بود که سعید داره حسابی میکنتش . الناز رو به پهلو خوابوندم به سمت فریبا و خودم هم رفتم پشت الناز دراز کشیدم و کیرم رو از پشت کردم تو کوس الناز پای الناز که بالا بود رو دادم بالا تا خوب کوسش باز بشه و فریبا هم خوب بتونه ببینه . فریبا هم به سعید گفت :سعید تو هم مثل سامان بیا از پشت منو بکن . سعید هم مثل من رفت پشت فریبا و از پشت کیرش رو گذاشت تو کوس فریبا . تو این وضعیت من و الناز به پهلو برعکس فریبا و سعید که اونا هم به پهلو دراز کشیده بودن قرار گرفته بودیم فریبا سرش رو گذاشته بود روی رون الناز پایین بود و خوب سرش رو نزدیک کرده بود به کوس الناز . از این سمت هم الناز و من سرمون رو گذاشته بودیم روی پای فریبا و پای دیگه فریبا هم روی هوا بود و یه جوری لای پای فرببا قرار گرفته بودیم و خوب داشتیم کوس فریبا رو نکاه میکردیم که سعید داشت با کیرش حسابی بازش میکرد . من هم مشغول کردن کوس الناز بودم که فریبا و سعید هم از اون پایین داشتن نگاه میکردن . الناز پای فریبا رو که روی هوا بود رو گرفت و نوک انگشتای پای فریبا رو کرد داخل دهنش و حسابی لیسش زد . فریبا هم اون پایین پای الناز رو لیس میزد . الناز پای فریبا رو لیس میزد بعدش پای فریبا رو اورد سمت من و گفت که بخور پاهاشو خیلی پا دوست داری بخور عزیزم من هم مثل دیوونه ها انگشت های پای فریبا رو با اون ناخن های خوشگلش کردم تو دهنمو حسابی لیسش میزدم فریبا و سعید هم داشتن منو نکاه میکردن که داشتم پای فریبا رو میخوردم سعید هم خوشش اومده بود و داشت پای زن منو میمالوند . منم پای فریبا رو جلوی دید زنم دست میکشیدم و میخوردم الناز سرش رو به کوس فریبا نزدیک کرد و سعید که یه مقدار خسته شده بود کیرش رو از تو کوس فریبا در اورد و الناز سرش رو برد نزدیک تر و کوس فریبا که حسابی خیس خیس شده بود رو شروع کرد به لیس زدن از اون پایین هم دیدم که فریبا سرش رو اورد روی کوس الناز و همون طوری که من داشتم توی کوس الناز جلو و عقب میکردم فریبا هم داشت بالای کوس الناز رو لیس میزد به طوری که وقتی جلو و عقب میکردم کیرم و خایه هام به صورت فریبا کشیده میشد . سعید هم که داشت میدید کیر من به صورت زنش میخوره اون هم کیرش رو این سمت لای پای فریبا یه مقدار جلو و عقب میکرد که میخورد به صورت الناز . فریبا به الناز گفت :الناز جووم سوراخ کونمو باز میکنی که سعید بزاره تو کونم . الناز :باشه عزیزم جووون عجب سوراخی داره این کونت بعدش هم انگشتش رو کرد تو دهنش و خیس کرد و برد داخل کون فریبا و یکم جلو عقب کرد و بعدش انگشت دومش رو کرد توش و این دفعه دوتا انگشتش رو از تو کون فریبا دراورد و اورد سمت دهن من که واسش خیس کنم . منم حسابی انگشت الناز رو خوردم و دوباره انگشتش رو کرد تو کون فریبا چند بار جرو و عقب کرد و بعدش سعید میخواست کیرش رو بزاره تو کون فریبا که یه مقدار واسش سخت بود چون نمیدید این پایین رو . در عوض الناز با دستش کیر سعید رو گرفت و گذاشت جلوی سوراخ کون فریبا و سعید هم با یه فشار اهسته کرد داخل کون فریبا و ارروم ارروم شروع کرد به جلو و عقب کردن . واااای من که داشتم دیوونه میشدم . حسابی هممون حشری شده بودیم و داشتیم در کنار همدیگه از وجود هم حال میکردیم . دیکه واسمون مهم نبود که میخوایم چکار کنیم . فقط میخواستیم که حال کنیم . چشمم به پایین افتاد که دیدم فریبا کیر منو گ فته بود تو دستش و یه مقدار جلو و عقب کرد تو دستش جلوی چشم شوهرش بعدش اورد جلوی سوراخ کون الناز گذاشت و من هم با به فشار کردم تو کون الناز . فریبا دستش رو میکشید روی کوس الناز و می اورد روی کیر من هم که داشتم تو کون الناز جلو و عقب میکردم میکشید . الناز هم این سمت داشت با کوس فریبا بازی میکرد و دستش رو میکشید روی خایه ها و کیر سعید . سعید کیرش رو در اورد از تو کون فریبا . کون فریبا حسابی باز شده بود . کیر سعید از کیر من یه مقدار کلفت تر بود الناز سریع رفت روی سوراخ کون فریبا که هنوز باز بود و زبونش رو کرد داخل کونش و حسابی لیس زد و دوباره کیر سعید رو گرفت و کرد داخل کون فریبا و سعید جلو و عقب کرد . من که حسابی داشتم حال میکردم تو یه شرایط برابر داشتیم حال میکردیم دیگه کم کم میخواست ابم بیاد که عمدا کیرم رو از کون الناز کشیدم بیرون که وقتی آبم میاد بیرون فریبا ببینه .لحظه ای مه ابم اومد بیرون کیرم رو کشیدم بیرون و یه مقدار ابم ریخت روی رون ها و لای پای الناز که فریبا با تعجب گفت :ووایی چه ابی چقدر زیاده . اونقدر زیاد بود ابم که یه مقدار از ابم پریده بود روی صورت فریبا واسه همین خیلی شگفت زده شده بود . سعید هم ابش رو داخل کون فریبا خالی کرد و حسابی بیحال شده بودیم زنامون بلند شدن و رفتن تو حمام که خودشون رو بشورن من و سعید هم تو همون حالت دراز کشیده بودیم که من خوابم برد......
     
#56 | Posted: 3 Mar 2017 16:32
masoodjoon
خسته نباشی قسمت آخر واقعا جالب بود
     
#57 | Posted: 4 Mar 2017 23:52
عالیه داداش ادامه بده
     
#58 | Posted: 6 Mar 2017 01:25 | Edited By: hamid111
قشنگ و سکسی بود امیدوارم زودتر قسمت بعدی رو منتشر کنی
     
#59 | Posted: 9 Mar 2017 02:22
تموم شد؟؟؟ مگه چند روز باید طول بکشه
     
#60 | Posted: 10 Mar 2017 09:11
اونقدر دیر آپلودش می کنی که مزه داستان از بین میره اگه وبتشو نداری زود سر و ته کن تموم شه
     
صفحه  صفحه 6 از 25:  « پیشین  1  ...  5  6  7  ...  24  25  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / ماجرای زندگی من و زنم الناز و سعید و زنش بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites