تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

سرگذشت

صفحه  صفحه 2 از 2:  « پیشین  1  2  
#11 | Posted: 28 Aug 2017 19:54
چیشد پس چرا ادامه نمیدین خیلی وقته منتظرم ادامسو بخونم لطفا زود تر اپ کن عالیه داستانت
     
#12 | Posted: 31 Aug 2017 09:51
عالیه ولی ۱۰۰ قسمت با این سرعت واقعا خسته کننده میشه
     
#13 | Posted: 11 Sep 2017 18:45
ای بابا بقیش کو
همچین نوشته ۱۰۰ قسمت کفتم ی جا میزاری همرو
     
#14 | Posted: 23 Nov 2017 00:23
ریدن تو اون تخیلاتت معلومه خیلی عقده دکتر شودن و سکس و داری این همه خیال بافی کردی کس کش عقده ای خیالاتی
     
#15 | Posted: 23 Nov 2017 10:46
بالاخره رسیدیم ویلای دکتر شرافت..

ویلائی بزرگ با استخری دلواز وسط ویلا...

میزو صندلیها را به سبک اروپائی چیده بودند..چند تا گارسون زن که همگی زیبا و خوش اندام بودن،مشغول پذیرائی از مهمانها بودن.

فرشید (شرافت) با دکتر شاکری تا من و نگار را دیدن جلو آمدند..
سلام دکتر جون..
سلام فرشید جان.راضی به زحمت نبودم...
این چه حرفیه....
من و دکتر شاکری حتما میخواستیم برای آمدنت به اینجا جشن بگیریم..
امیدوارم سوپرایز شده باشی...

خیلی ارواح عمه ات...

بعد این همه سال ..
چشم انداختم که لیلا را ببینم ولی نبود...

هوای خنک جنگل چه حسی به آدم دست میده.....
ولی این بیشرف سعید حالمونو گرفت...

از دور صدا میومد...

یکی داد میزد سعید....سعید...

سعید یک دفعه گفت صدای برادم بهزاده....

لیلا: مگه اون هم اومده؟؟؟

سعید: من بهش گفتم داریم میرم گردش ،اونم گفت که با دوستش میاد...

لیلا: بیجا کردی احمق.اگه به کسی بگه که همگی به فنا میریم....
سعید: نترس .دهنش قرصه..

تا حالا برادر سعید را ندیده بودیم...
یک جوانی که تازه ریشاش بصورت کرک دراومده بود با دوستش بنام اصغر که یک پسری هم اندازه سنش بود اومده بود...

وسایل را گذاشتیم زمین و بساط چائی را راه انداختیم..

چوب از کجا بیاریم...
باید از چوبهای افتاده شده تو جنگل بیارید...درختها را نشکنید...

من و اصغر میریم میاریم..

دور نشین...مواظب باشین گم نشین...زود بیاین...

دکتر تشریف بیارید تا بقیه مهمانها را معرفی کنم...

بفرمائید .خواهش میکنم..

نگار از جلو راه افتاد و من و فرشید و دکتر شاکری از عقب...

وای ی ی چه کونی....

لامصب چه چیزی داره....

دوباره این کیرم بلند شد..

با دستم طوری که کسی متوجه نشه جابجاش کردم...
ولی مگه میشد..

دکتر ص... را که میشناسید؟؟

بله ..در همایش دیدمشان...

سلام م م م..

سلام خانم دکتر..
من که گفتم به من بگید یاسمن...

جنده خانم چه لفظ قلم هم صحبت میکنه..

اوه ببخشید.خوبید یاسمن خانم؟؟؟

ممنون..

خوشتیپ شدید دکتر؟؟؟

چشماتون قشنگ میبینه..
ا ا ا ا راستی اینقدر چشمام مشخصه؟؟؟

اینو باید همون لحظه میکردیش تا از چشمش یزنه بیرون...
تو که میخوای کس بدی راحت بگو میدم...

شما همه جاتون مشخصه که قشنگه...

دکتر شیطون شدینا....

تا چشمت دربیاد...

بچه ها دیر کردن...رفتن چوب بیارن...

لیلا: رضا با نادر برین دنبالشون...

من چکارم؟؟
چرا سعید که داداششه نره؟؟؟

سعید داره اینجا کمک میکنه تا چادرها را بزنیم...

کس خوار سعید با اون داداش حرومزاده اش....به من چه که برم دنبالش..

نادر: رضا بیخیال بیا بریم . زود هم میایم..اقلا قیافه این جاکش سعید و نمیبینیم...

بهزاد ... اصغر..... بهزاد..... اصغر.....

بابا اینا کجا هستن؟؟؟

نمیدونم...بریم لب رودخونه شاید اونجا باشن؟؟

ا ا ا ا ا.رضا ببین ..چی شده؟؟؟

پسر ببین چه خبره...کجا را میگی؟؟؟؟

دولا شو نبیننت....ببین.جلو را میگم...
دقت کردم دیدم به به...اصغر طوری تو کون بهزاد گذاشته و عقب و جلو میکنه که متوجه صدای ما نشده..

معلوم شد که این بهزاد کونیه...

نادر برگردیم و بعد سرو صدا کنیم و دوباره برگردیم که متوجه بشن..

بهزاد....اصغر...

بله ه ه ه ..ما اینجائیم...

کس ننه اتون که شما اینجائین..

چوب پیدا کردین؟

آره آره...الان میاریم...

دیر کردین.نگران شدیم...

آره ارواح عمه جنده اتون...

اومدیم.....

بچه ها کجا بودین ؟؟؟ نگران شده بودیم؟؟؟

چوب نبود رفتیم کنار رودخانه تا چوب پیدا کنیم...

نادر زیر چشمی به من نگاه کرد و من هم پوز خندی زدم که آره ....

ا ا ا ا رضا جون لیلا اومد...

گفتی من اومدم؟؟؟

نه بهش نگفتم....چرا؟؟؟؟؟

این فرشید هم کس خله ...آخه این زنت نمیگه این مهمونی واسه چیه؟؟؟
لیلا جان بیا اینجا تا مهمانم را بهت معرفی کنم..
مهمانی که میگفتم ایشان هستن..

سلام .....

سلام.....

رضا بیا کارت دارم...

چی شده لیلا؟؟؟

بیا....

بگو...
ببین ما اومدیم حال کنیم اگر بخوای با سعید این رفتار را داشته باشین؟؟؟

داشته باشین؟؟؟یعنی کی؟؟

تو و نادر...

کار با اون حرامزاده و داداش کونیش نداریم....

اینجوری حرف نزن...

اصلا چرا طرفداری سعید را میکنی؟؟؟

ببین رضا تو بعض چیزها را نمیدونی...
مثلا چی؟؟؟

شما را جائی ندیدم؟؟؟؟
لیلا جان یک مقداری به گذشته رجوع کنی متوجه میشی که کی هستن...

شما شبیه..شبیه...

شبیه کی؟؟؟

هیچی .فکرکنم اشتباه گرفتم...

نه اشتباه نگرفتی عوضی....

یادت میاد که چه کوسی به من دادی؟؟/

یادت میاد با ...

نکنه شما رضا....

بله.خودمم..

وای ی ی ی ......

فرشید چرا به من نگفتی....

لیلا یک دفعه برگشت و به حال گریه دوید...

شاید خاطرات گذشته یک جوری اذیتش میکرد.....
     
#16 | Posted: 23 Nov 2017 19:03
عالی داستانت دمت گرم
     
#17 | Posted: 29 Nov 2017 13:25
قسنت جدیدو کی میزاری
     
#18 | Posted: 30 Nov 2017 12:21
سلام خسته نباشید داستانت میشه گفن جالبه ولی یه اشکال کوچیک داره و اون هم اینه که این داستانه فیلمنامه نیست و بازگیر نداره که یهو بدون اینکه اشاره کنی فلش بک میزنی به خاطراتت و اصلا معلوم نمیشه چی به چیه اول بگو که مثلا یاد فلان خاطره افتادم و بعد بگو اصلا نمیشه فهمید کی داستان مربوط به زمان حاله و کی مربوط به گذشته است
     
#19 | Posted: 4 Dec 2017 11:18
ziama:
سلام خسته نباشید داستانت میشه گفن جالبه ولی یه اشکال کوچیک داره و اون هم اینه که این داستانه فیلمنامه نیست و بازگیر نداره که یهو بدون اینکه اشاره کنی فلش بک میزنی به خاطراتت و اصلا معلوم نمیشه چی به چیه اول بگو که مثلا یاد فلان خاطره افتادم و بعد بگو اصلا نمیشه فهمید کی داستان مربوط به زمان حاله و کی مربوط به گذشته است

ممنون که گفتی.

ولی توی این داستان باید خودت را بذاری جای دکتر که داره روایت میکنه.......
     
     
#20 | Posted: 13 Dec 2017 13:44
دیگه نمیخوای بنویسی
     
صفحه  صفحه 2 از 2:  « پیشین  1  2 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / سرگذشت بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites