تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

دختری از جنس نگین

صفحه  صفحه 1 از 7:  1  2  3  4  5  6  7  پسین »  
#1 | Posted: 22 Jun 2017 23:27
با سلام و خسته نباشید خدمت مدیرای محترم.
درخواست ایجاد تاپیکی در تالار سکسی در قسمت داستان های سکسی با عنوان دختری از جنس نگین رو دارم.
داستان دربیش از ۳۰ قسمت نوشته خواهد شد
داستان سرگذشت زندگی سکسی زن جوانی به نام نگین رو روایت میکنه که یک ازدواج ناموفق داشته و پس از جداییش ماجراجویی های سکسیش آغاز میشه.داستان به نوعی رمان سکسی و درعین حال درام و اجتماعی میتونه باشه و در اون فقط به یک پوزیشن ومدل سکسی پرداخته نمیشه.داستان بسیار متنوعیه که توش هم صحنه های سکس ، لز ، گروپ سکس ، فوت فتیش و بردگی ، شیمیل و ..... وجود داره و امیدوارم که مورد پسند و رضایت دوستان واقع بشه.درصورت تایید تاپیک دوستان میتونن با ماجراجویی های سکسی نگین داستان ما همراه بشن و لذت ببرن
با تشکر از شما
نویسنده داستان:مانی
     
#2 | Posted: 24 Jun 2017 20:55
قسمت اول

ازلحظه ای که فهمیده بودم دوست دختر ایمان یه دوجنسه است به طرز عجیبی فکرم بهش مشغول شده بود.یه حس کنجکاوی و شیطنت خاصی دروجودم شکل گرفته بود که باعث میشد فکر کردن بهش برام خیلی خوشایند باشه.تصور برقراری رابطه با یک شخص دوجنسه میتونست بسیار جذاب و لذت بخش باشه و پس از خوندن در داستان ها و دیدن در فیلم ها حالا یک نمونه زنده و واقعی از یک شیمیل در نزدیکیم ظهور پیدا کرده بود.احسان همون طور که با موهام بازی میکرد و آروم لای سینه هام دست میکشید گفت:چی شده نگین؟تو فکری.
-:خودتم این دختره رو دیدی؟
احسان:نه.هنوز که ندیدمش.تازه چند روزیه که ایمان مخش رو زده و باهاش دوست شده.
-:یعنی میکنتش؟احسان لبخندی زد و گفت:معلومه که میکنتش.
-:اگه کیرداره این دختره پس چرا خودش نمیکنه؟میگم نکنه اونم ایمانو میکنه؟خنده احسان شدت گرفت و گفت:نه بابا ایمان که کونی نیس.اگه بود توی این تموم سالهای رفاقتم باهاش خب می فهمیدم و منم میکردمش دیگه.باز دوباره به فکر فرو رفتم.این دختره چون طرف حسابش یه پسر بود بهش میده ولی اگه بر فرض طرف حسابش بخواد یه دختری مثل من باشه چی؟اون موقع شرایط تغییر میکنه و میتونه از کیرش برای گاییدن دختره استفاده کنه.البته اگه اصلا دلش بخواد که با دخترا رابطه داشته باشه.معلومه که دلش میخواد.مگه میشه که آدمی لای پاش کیر داشته باشه و نخواد یه دخترو بکنه؟هنوز هیچی نشده بود داشتم برای خودم خیالبافی می کردم وفانتزی های ذهنیمو دوره میکردم.به راستی دلم میخواست که وارد یک رابطه با یه شیمیل بشم؟خب این چیزیه که هرکسی دلش میخواد.غرق در افکار خودم بودم که احسان دستشو گذاشت لای پاهام و آروم روی کسم حرکتش داد و گفت:حالشو داری یه دور دیگه بریم عزیزم؟خیلی خسته و بیحال بودم و دلم میخواست فقط بیفتم بخوابم.با چشمای خمارم نگاش کردم و گفتم خیلی خوابم میاد احسان.
احسان:باشه عزیزم اصراری نمیکنم.هرچی تو بخوای.
-:احسان؟
احسان:جونم؟
-:میشه فقط یه خرده برام بخوری؟
احسان:چرا که نشه؟خیلی خوبم میشه.فقط بگو ببینم شیطون بلا کجاتو بخووورم؟
-:فرقی نمیکنه.فقط بخوووورش.اینو که گفتم احسان یه جووون گفت و خودشو انداخت روم.لبشو گذاشت روی لبم و با انگشتاش لای کسم دست میکشید و باهاش ور میرفت.آههههههه میکشیدم ودر امر لب گیری با احسان مشارکت میکردم.منم لباشو میخوردم و اونم دیگه کاملا انگشتاشو لای کسم میکشید و آروم آروم با چوچولم بازی میکرد.یه لحظه جای احسان اون دختره شیمیل رو درذهنم تصور کردم که داره این جوری ازم لب میگیره و کسمو برام میماله.دیوانه و تشنه لز بودم ولی اون دختر شیمیل شاید یه لزبین نبود ولی همین خاص بودن و متفاوت بودنش کار رو جذاب تر میکرد.به عنوان یک دختری که کیر داشت هم میشد به عنوان یک شریک در لز و هم یه بکن خیلی خوب روش حساب کرد.به طرز بسیار عجیبی هنوز ندیده و نشناخته بهش علاقمند شده بودم و حالا حتی توی سکس با دوست پسرم هم اونو به جای احسان تصور میکردم.احسان دیگه لبامو ول کرده بود و حالا سرش لای پاهام قرار داشت و زبون داغش داشت لا به لای جداره های کسم بازی میکرد.ترشحات کسم راه افتاده بود واحسان هم بدون توجه به این موضوع داشت برام کس لیسی میکرد.پاهامو کامل از هم باز کرده بود و زبونش رو با مهارت خاصی لای کسم میکشید و برام میلیسید.همزمان با لیسیدن سطح داخلی کسم با انگشتاش با چوچولم بازی می کرد و این درست زمانی بود که من دیگه از شدت خوشی و لذت در حال جیغ کشیدن بودم.یکسره آهههههه میکشیدم واحسان هم با جوووووون گفتن ها و البته با خوردن کسم منو بیشتر و بیشتر از خود بی خود میکرد.ترشحات کسم بی وقفه جاری بود ولی احسان دست بردار نبود.کم کم انگشتای دستش به سراغ سوراخ کونم رفتن ولی زبونش همچنان با ولع داخل کسم گردش میکرد.با انگشتاش آروم سوراخمو میمالید وباهاش بازی میکرد.من دیگه تموم تنم خیس عرق شده بود و احسان هم میخواست منو بیش از پیش داغ و داغ تر کنه.اگه همین جوری به خوردن کسم ادامه میدم به زودی ارگاسم میشدم ولی انگار خیال نداشت که بذاره به این زودیا ارضا بشم.زبونشو از کسم در آورد و آروم چسبوند به سوراخ کونم وشروع به لیسیدن سوراخ کونم کرد.مجددا آههههههه عمیقی کشیدم واحسان جووووون گفت.با حرارت شروع به لیسیدن سوراخ کونم کرد و در کنارش هم همزمان انگشتاشو آروم توی کسم فرو کرد و مشغول انگشت کردن کس داغ و خیسم شد.با انگشتاش توی کسم تلمبه میزد و منم از سر خوشی جیغ میکشیدم.از طرف دیگه زبونش رو هم کامل تو سوراخ کونم کرده بود و داشت حسابی مقعدمو میلیسید.دیگه توی اوج آسمونا بودم.حسابی از خودم بی خود شده بودم.با اینکه خودم ازش خواسته بودم که فقط برام بخوره ولی الان احساس می کردم که ازش چیزای دیگه هم میخوام.
-:احسانی؟
احسان:جونم عزیزم؟
-:کیرمیخوام.
احسان:کیر میخوای چیکار؟
-:میخوام منو بکنی.میخوام باهاش جررررم بدی.
احسان:جنده خوشگل خودمی دیگه...

ادامه دارد......
     
#3 | Posted: 24 Jun 2017 23:37
سلام
تا اینجا که بد نبود
فقط اگه ادامه داشته باشه و سریع آپ کنی نه اینکه ماهی یه قسمت
منتظر ادامه داستان هستیم

غریبه ترین آشنا در میان دوستان
     
#4 | Posted: 25 Jun 2017 02:37
gharibe_ashena:
سلام.مرسی بابت نظرت.جوری برنامه ریزی شده که هفته ای ۲ قسمت قرار بگیره.امیدوارم که مورد پسند و رضایتتون واقع بشه.

     
#5 | Posted: 26 Jun 2017 16:36
ali136506:
متشکرم

     
#6 | Posted: 27 Jun 2017 17:05 | Edited By: mani_gay_1992
قسمت دوم



حسابی با زبون داغش سوراخ کونمو سرحال آورده بود و با انگشت کردناش توی کسم منو برای گاییده شدن لحظه به لحظه تشنه تر میکرد.تا به خودم اومدم پاهامو روی شونه هاش گذاشته بود و برای گاییدنم آماده میشد.توی چشمای خمارم نگاه کرد وگفت زوده که از حال بری جنده خانوم.طبق خواسته خودت قراره که اساسی جررررر بخووووری.پس بیدار بمون که امشب حالاحالاها خیال صبح شدن نداره.با همون چشمای خمارم نگاهش کردم وگفتم:من تشنه جررررر خوردنم احسان.یه فشارآروم کافی بود تا سر کیرش خیلی نرم وارد کس خیس و داغم بشه.به قدری ترشحات کسم زیاد بود که سرکیرش بی هیچ زحمتی وارد کسم شد.یه آههههههه کشیدم و چشمام برای لحظه ای کامل بسته شد.دیگه بهم امون نداد و فشار بعدی رو محکم تر واردکرد و این بار کیرشو تا دسته توی کس نرمم فرو کرد.آههههههه.یه درد خفیف و لذت وصف نشدنی در تموم وجودم پیچید.پشت سر هم آهههههه میکشیدم و احسان هم با هر بار آهههههه کشیدن من جوووووون میگفت و قربون صدقه کسم میرفت.رفته رفته سرعت تلمبه زدن های احسان توی کسم بیشتر و بیشتر میشد و من هم بیش از پیش آهههه می کشیدم.ترشحات مثل چشمه ای جوشان از کسم جاری بود وبا هر تلمبه ای که احسان میزد این ترشحات هم بیشتر میشد.توصیف حالی که داشتم و لذتی که می بردم هم بسیار سخته.همزمان با گاییدن کسم یکی از سینه هام رو توی مشتش گرفته بود و اونو میمالید.چشمای خمارم گاه بسته و گاه باز میشد و با دیدن مردانگیش و تسلطی که روم داشت غرق لذت میشدم.با دست دیگرش دو سه تا از انگشتاشو توی دهنم کرد و منم شروع به میک زدنشون کردم.انگشتاشو میک میزدم وازگاییده شدن کسم لذت میبردم.احسان همون طور که کسم رو میگایید سینه ام رو محکم فشار می داد و می مالید.انگشتاشو از دهنم در اورد و با اون دستش هم سینه دیگرم رو گرفت و حالا هر دو تا سینموبه طور همزمان می مالید.
احسان:درچه حالی عزیزم؟درحالی که براثرمستی و شهوت زیاد به سختی قادر به صحبت کردن بودم گفتم:راضیم ازت احسان.تو حرفه ای ترین وبهترین دوس پسری هستی که در تموم عمرم داشتم.
احسان:نظر لطفته عزیزم.تو هم داغ ترین و خیس ترین دوس دختری هستی که من داشتم.
-:خیس ترین؟
احسان:اوهوم.دخترای زیادی رو گاییدم ولی هیچ کدومشون حشری شدنشون ، ترشحات کسشون ، آب بهشتشون به اندازه تو زیاد نبوده و نیست.با همون حال خمارم لبخندی زدم و گفتم:پس میدونی چقدرتشنه گاییده شدنم؟
احسان:معلومه که میدونم.تعجب میکنم با این شدت حشربالایی که داری چرا جنده نشدی.کاملا پتانسیلشو داریا.
-:وقتی بکن به خوبی تو دارم چرا باید برم با این و اون؟البته باید بدونی که برای جنده شدن هیچ وقت دیر نیست.شاید یه روزی بشم.
احسان:پس بدت نمیاد که به دیگران هم بدی؟این سوالی بود که همیشه از خودم هم می پرسیدم و حالا با ظهور این شیمیل این سوال در ذهنم جدی تر هم مطرح شد.اگر منظور از دیگران این دوست دختر شیمیل ایمان بود بله با کمال میل حاضر بودم که انجامش بدم.تلمبه های احسان توی کسم شدت می گرفت و من هنوز جواب سوالش رو نداده بودم.
کس خیس و داغم انگار که کیر احسان رو می بلعید و با تموم وجود ازش پذیرایی می کرد.گاییدن های احسان و مالیده شدن سینه هام دیگه داشت منو به نقطه ای می رسوند که در یک حالت خلسه و معلق بودن قرار بگیرم.یکسره آههههه می کشیدم و حجم آب زیادی که از کسم خارج میشد حکایت از به ارگاسم رسیدنم داشت.چقدر این حس و حال فوق العاده بود و چقدر بی حال شده بودم.احسان هم که میدونست دیگه بعد ارگاسمم خیلی حس و حال گاییده شدن ندارم اومد روی سینم نشست و کیرشو گذاشت لای سینه هام.با دستاش محکم سینه هامو به هم جفت کرده بود و تند تند لای سینه هام کیرشو عقب و جلو می کرد.اون قدری این کارو تکرار کرد که کم کم از حالات چهره اش و ناله کردناش فهمیدم که نزدیک ارضا شدنشه.کیرشو از لای سینه هام در اورد و سمت صورتم گرفت و منم دهنمو براش باز کردم.همیشه نشانه گیری دقیقی داشت و این بار هم مثل همیشه با حداکثر دقت و مهارت و با حداقل میزان هدر رفت دهنمو از آب کیرش پر کرد ومنم مثل همیشه با اشتیاق آب کیرشو خوردم و با زبونم دور لبم رو هم تمیزکردم.هر دو بی حال کنار هم ولو شدیم ومنم رفتم و سرم رو روی آرنجش گذاشتم وخودمو در آغوشش جا دادم.جفتمون خیس عرق بودیم.ولی این هم آغوشی در همین حالت هم لذت بخش بود.به ساعت دیواری اتاق که نگاه کردم گفتم:من گشنمه احسان.

ادامه دارد......
     
#7 | Posted: 29 Jun 2017 22:00
قسمت سوم


-:به ساعت دیواری اتاق نگاه کردم و گفتم:من گشنمه احسان.
احسان:الان این همه پروتویین خالص ریختم تو حلقت که.
-:لوس نشوبابا من شام میخوام.ساعت یازده شبه.از غروب تاحالا داری میکنی بعد شام نمیدی بهم؟جنده نیاوردی که فقط بکنیش بعدش بفرستیش بره
احسان:خودت گفتی که شاید در آینده جنده بشی.
-:هنوز که نشدم.
احسان:دوس داری بشی؟دوس داری به دیگران هم بدی؟باز هم بحثش را پیش کشیده بود و همان سوال قبلش رو تکرار کرده بود.باید چه جوابی بهش می دادم؟
-:نمیدونم.شاید.خودت گفتی که من چقدر داغ و حشری هستم.البته تا زمانی که با تو هستم به جنده شدن فکر هم نمیکنم.میخوام بهت وفادار بمونم.اصلا چرا داری در این مورد می پرسی؟ما الان یک ساله با همیم و الان بعد یک سال چرا به این موضوع فکر میکنی؟به جای جواب دادن به سوالم گفت:مرسی که میخوای بهم وفادار بمونی ولی برفرض مثال اگر من موافق بودم و مشکلی با این قضیه نداشتم چی؟وای یک لحظه احساس کردم مغزم سوت کشید.انتظار شنیدن چنین چیزی رو نداشتم.
-:یعنی تو موافق جنده شدنم هستی؟یعنی از نظر تو ایرادی نداره دوس دخترت جنده باشه و همه بکننش؟
احسان:من همچین چیزی نگفتم که.گفتم اگه مثلا من موافق باشم.فقط خواستم نظرتو بدونم.من زن احسان نبودم و حتی عاشقش هم نبودم ولی خب به عنوان کسی که یک ساله دوست پسرمه و باهاش سکسای زیادی داشتم بهش علاقه داشتم و به احترامش در مدت دوستیم باهاش با کس دیگری هم نبودم ولی حالا اگه خودش این طور میخواد و مشکلی با این قضیه نداره من چرا باید مخالف باشم؟پس بدون معطلی گفتم:ببین احسان تو دوس پسرمی و تا زمانی که با هم هستیم تموم بدنم متعلق به خودته و خودتم اینو میدونی ولی اگه خودت مشکلی نداری و موافقی که این بدن منو با دیگران تقسیم کنی من با این قضیه مشکلی ندارم.تو اگه بخوای من حتی جنده هم میشم.
احسان:ممنونم ازت که صادقانه جوابمو دادی.
-:حالا میشه بپرسم هدفت از طرح این سوال چی بود؟
احسان:میخواستم فقط بدونی که اگر اگر اگر هم خواستی یه روزی جنده بشی و به دیگران هم بدی به هر کسی و درهرجایی نده.اون موقع من میتونم افراد خوب و محترم و مورد اعتمادی رو بهت پیشنهاد کنم.
-:پس خیال داری واس دوس دخترت بکن جور کنی؟
احسان:اوهوم ولی نه هرکسی رو.فقط بکن های حرفه ای و مورد اعتماد.
-:برای این کار شخص خاصی رو هم در نظر داری؟
احسان:نه هنوز که نه.شاید اگه خودت بتونی انتخاب کنی بهتر باشه.
-:کیو باید پیدا کنم؟ازکجا؟
احسان:خب تو کم و بیش دوستای منو میشناسی و با بعضیاشون خیلی راحتی و با بعضیام خب کمتر.اگه از هر کدومشون خوشت میاد بهم بگو.از لا به لای حرفاش میتونستم این طور برداشت کنم که احسان از قبل نقشه این کار رو کشیده و حتی یه جورایی مطمئن بودم که فرد مورد نظرش رو هم انتخاب کرده ولی نمیتونستم حدس بزنم که نقشه اش چیه یا احیانا اون فرد احتمالی کی میتونه باشه.
-:حالا چرا دوستات؟ببینم احسان یکی از دوستات منو میخواد و ازتو هم خواسته که منو براش جور کنی درسته؟
احسان:نه عزیزم.دوستام خیلی غلط میکنن بخوان همچین کاری کنن.من فقط گفتم اگه طرف آشنا باشه من خودم خیالم راحت تره.با اینکه حرفش رو باور نکرده بودم ولی ترجیح دادم که بحث رو ادامه ندم.
-:خب من نظر خاصی در مورد هیچ کدوم از دوستات ندارم.برام هم فرقی نمیکنه.هرکدومو بخوای بیاری من مشکلی ندارم.تاجایی که من میدونم بیشتر دوستات آدم حسابین دیگه.
احسان:آدم حسابی تریناشو برات پیدا میکنم عزیزم.
-:تو نظر منو در مورد جنده شدن پرسیدی حالا من میخوام بپرسم.تو دوس داری دوس دخترت جنده بشه و جندگی کنه؟دوس داری دیگران بکننش؟ازش لذت می بری؟
احسان:خب این چیزیه که به عنوان یه فانتزی سکسی برام جذابه.تماشای سکس کردنت با یه نفر دیگه میتونه برام لذت بخش باشه.
-:تماشا؟یعنی میخوای وقتی من دارم با یه نفر دیگه سکس میکنم تو هم اونجا باشی و تماشا کنی؟
احسان:نه تنها تماشا بلکه میخوام توی سکس هم باهاش شریک بشم.خلاصه کلام اینکه میخوام گروهی بکنیمت و سکس گروهی انجام بدیم.این فانتزی منه.
-:پس آقا دلشون گروپ سکس میخواست.این همه جنده شدن من و اینا رو وسط کشیدی که به این برسی؟خب همون اولش می گفتی دلم سکس گروهی میخواد دیگه.
احسان:اگه اول میگفتم چی میشد؟تو جوابت چی بود؟
-:خب وقتی تو مشکلی نداری معلومه که منم مشکلی ندارم.تازه همیشه دلم میخواسته که سکس گروهی هم تجربه کنم و حالا به لطف تو این اتفاق میخواد بیفته.
احسان:خوبه.خوشحالم که تو هم موافق این قضیه هستی.پس اگه از نظر تو ایرادی نداره بگردم برات یه بکن خوب پیدا کنم.از همین فردا شروع میکنم ببینم کیو میتونم پیدا کنم.
-:مرسی عزیزم..راستی در خصوص اون دختره.... همون دوس دختر شیمیل ایمان.... اون رو چطوری پیداش کرد؟
احسان:خیلی اتفاقی توی یه داروخانه پیداش کرد.دختره تو داروخانه کار میکنه.
-:آها که این طور.ببینم اسمش چیه؟
احسان:میترا.میترا.... میترا.... یکی دو بار اسمش رو زیر لب زمزمه کردم.بی نهایت کنجکاو و مشتاق دیدن این میترا خانوم بودم.


ادامه دارد......
     
#8 | Posted: 1 Jul 2017 16:52
قسمت چهارم



درحالی که مانتومو از تنم خارج میکردم گفتم:خودت چه خبرا الهام؟فرشاد چطوره؟
الهام:خبرخاصی نیس.فرشاد هم خوبه.امشب شیفت شبه و.... به سمتش رفتم و لبم رو روی لبش گذاشتم و یه بوسه کوتاهی ازش گرفتم و گفتم:امشب شیفت شبه وزنش قراره مال من باشه.مال خوده خودم.الهام در حالی که با لذت چاک سینه ام رو برانداز می کرد گفت:دیشب تلفنی با خاله صحبت می کردم.
-:مامانم؟حالشون خوب بود؟
الهام:اوهوم خوب بودن.خیلی وقت بود باهاش صحبت نکرده بودم زنگ زدم حالشو بپرسم.تو آخرین بار کی با مادرت صحبت کردی؟
-:سه روز پیش بود فکر میکنم.خونه احسان بودم که بهش زنگ زدم.اونم این قدر این پسره شیطونی کرد که اصلا نذاشت دو کلام با مامانم راحت صحبت کنم.
الهام:راستی احسان چطوره؟اوضاعتون رو به راهه؟
-:اوهوم همه چی خوبه.فقط اینکه فکرم یه خرده درگیره.
الهام:درگیرچی عزیزم؟اتفاقی افتاده؟
-:هنوز نه ولی قراره به زودی وارد روابط گروهی بشم.سکسای گروهی.با تعجب نگاهم کرد و گفت:سکسای گروهی؟چی داری میگی نگین؟موضوع چیه؟
-:خودمم نمیدونم پشت پرده چه اتفاقاتی داره میفته فقط میدونم که آقا دنبال تنوع و فانتزیه در سکس و میخواد یه نفر سومی رو وارد رابطمون کنه.بهم پیشنهاد انجام سکس گروهی رو داد.
الهام:خب تو چی جواب دادی؟
-:چی میخواستی بگم؟قبول کردم دیگه.الهام با چشمانی که از حدقه داشت بیرون میومد گفت:قبول کردی؟
-:اوهوم وقتی خودش راضیه و مشکلی با این قضیه نداره من چرا مشکل داشته باشم؟من چرا مخالف باشم؟
الهام:یعنی تو هم راضی هستی که با افراد دیگه هم سکس داشته باشی؟
-:اوهوم.منم دلم یه تجربه خاص و متفاوت میخواد.
الهام:این کار آخر و عاقبت خوبی نداره ها نگین.احسان امروز رفیقشو برات جور میکنه فردا فامیلشو میاره پس فردا پدرشو میاره و تا تو به خودت بیای میبینی شده یه جنده تمام عیار که نصف مردای شهر گاییدنش.این چیزیه که دلت میخواد؟سرمو انداختم پایین و به آرامی گفتم:اگه این چیزی باشه که من میخوام دعوام میکنی؟
الهام:یعنی واقعا تو دلت میخواد جنده بشی؟به همین راحتی؟
-:اسمش رو نمیدونم ولی میخوام این کارو تجربه کنم.حالا که دوس پسرم همچین چیزی میخواد منم میخوام که انجامش بدم.
الهام:دوس پسرت خیر و صلاح تو رو نمیخواد.اون حتی بهت علاقه نداره.تنها چیزی که براش مهمه ارضای نیازهای خودش و برآورده کردن تنوعات و فانتزیای سکسی خودشه
-:میدونم الهام ولی خودت میدونی که از هرچی مرده متنفرم.دیگه هر گونه عشق و احساس و محبت در وجودم نسبت به جنس مخالفم مرده.یه مرد برام تا زمانی جذابه که بتونه نیازای جنسیمو برطرف کنه.من و تموم مردای کثیف این شهر یه وجه مشترک داریم الان اونم اینه که جفتمون همدیگرو فقط و فقط برای یه هوس زودگذر میخوایم و برای یک ارگاسم.
الهام:تو نمیتونی یه جنده باشی نگین.تو هنوز یه خانواده نجیب و اصیل داری.درسته که اون مرتیکه چلغوز تو رو از هرچی مرده بیزار کرده ولی تو یه خانواده داری.میتونی دوباره ازدواج کنی دوباره تشکیل خانواده بدی.این وضعیت که نمیتونه همیشه ادامه داشته باشه.
-:من دیگه برنمی گردم شمال.واس خانوادم خوشبختی و سلامتی آرزو میکنم و خودشون هم میدونن که چقدر دوستشون دارم ولی میخوام بقیه زندگیمو همین جا بگذرونم.اون طور که دلم میخواد.با جندگی با هرزگی با هر چیزی که باعث لذت بردنم از این زندگی میشه.و در حال حاضر این حسه که برام خوشاینده.
الهام:بسیارخب.حالا که این تصمیمیه که گرفتی من بهش احترام میذارم.فقط میخوام بدونم که این جنده شدنت قراره توی رابطه ما هم تاثیر بذاره؟اصلا وقت میکنی که به من هم برسی؟
-:هر اتفاقی که بیفته هیچ چیزی نمیتونه رابطه بین ما رو تحت الشعاع قرار بده.تو قدیمی ترین شریک سکسی منی.قبل از هر دوس پسری قبل از اون ازدواج لعنتی این تو بودی که رابطمو باهاش شروع کردم.لبخندی روی لبش نقش بست و با لذت نگاهم کرد.برای لحظه ای نگاه هامون توی هم قفل شد و طولی نکشید که لبهامون روی هم رفتن.من لب های اونو میخوردم و اونم لبهای منو.غرق در حال خوشمون بودیم که صدای زنگ گوشیم بلند شد.به صفحه اش نگاه کردم و متوجه نام احسان شدم.
-:دلم نمیخواد از لبات دل بکنم.
الهام:ما امشبو تا صبح با همیم و به اندازه کافی وقت داریم.جوابشو بده.برخلاف میل باطنیم جواب تماسش رو دادم:
-:سلام احسان.
احسان:سلام عزیزم.خوبی؟
-:مرسی خوبم.تو چطوری؟
احسان:منم خوبم.کجایی نگین جونم؟
-:اومدم پیش دخترخالم الهام.شوهرش سر کاره امشب اومدم پیشش تنها نمونه.کاری داشتی حالا؟
احسان:کار که داشتم ولی حالا که اونجایی دیگه باشه واس بعد.
-:خب حداقلش اینه که میتونی بگی چیکار داشتی که.
احسان:میخواستم بیام دنبالت بریم پیش من.یه سورپرایز هم داشتم برات.
-:سورپرایز؟چی هست حالا این سورپرایزت؟
احسان:واست یه بکن خوب پیدا کردم.اگه آماده باشی به زودی جنده شدنت شروع میشه.پوزخندی زدم و گفتم حالا کی هست اون طرف؟
احسان:عجله نکن عزیزم.به زودی می فهمی.
-:خب الان میخوام بدونم اون کیه؟
احسان:نه برنامه این طوریه که تا لحظه آخر نفهمی که اون شخص کیه.دیگه هم اصرار نکن که بدونی چون تا لحظه آخر بهت نمیگم.فقط این قدر بهت بگم که تو اونو خیلی خوب میشناسی.خب دیگه مزاحمت نمیشم.واس دخترخالت سلام برسون.فعلا.تماسش که به پایان رسید منو با دنیایی از فکر و خیال به جا گذاشت.یعنی اون شخص کی میتونست باشه؟خیلی دلم میخواست بدونم که پروژه جنده شدنم قراره با چه شخصی شروع بشه و کلید بخوره...



ادامه دارد......
     
#9 | Posted: 1 Jul 2017 19:42
عالیادامه بده
     
#10 | Posted: 1 Jul 2017 21:35
backtele:
مرسی نظر لطفته

     
صفحه  صفحه 1 از 7:  1  2  3  4  5  6  7  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / دختری از جنس نگین بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites