تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

دختری از جنس نگین

صفحه  صفحه 14 از 15:  « پیشین  1  ...  12  13  14  15  پسین »  
#131 | Posted: 19 Jan 2018 00:33
قسمت چهلم



سهیل پاهای مادرش رو از هم باز کرده بود و کیرش رو محکم وباقدرت تا ته توی کس سیمین فرو می کرد.سیمین یک سره ناله می کرد و به نظر درد و لذت در وجودش قاطی شده بودتازه داشتم باور می کردم که واقعا سهیل و مادرش با هم سکس می کنن.پری هم که حسابی کسم رو لیسیده بود دیگه لباساش رو کامل از تنش درآورد و اومد بالای سرم وبا کس روی صورتم و دهنم نشست.نیازی به هیچ توضیحی نبود و من میدونستم که باید چیکار کنم.زبونمو به سطح کسش رسوندم و شروع به لیسیدن کسش کردم و اونم آااااههههه و ناله هاش شروع شد.مزه کسش رو دوس داشتم و بوی خوبی هم می داد.زبونم رو لای کسش می چرخوندم و براش می لیسیدم.از طرف دیگه سهیل هم محکم تو کس مادرش تلمبه میزد و همزمان با دست سینه های درشت سیمین رو توی دستاش گرفته بود ومحکم می مالید.صدای آااااههههه کشیدنای سیمین درفضا طنین انداز شده بود و سهیل هم با ولع خاصی مشغول گاییدن مادرش بود.منم یکسره زبونم رو داخل کس پری می چرخوندم و کسش رو می لیسیدم و چوچولش رو می مکیدم.آااااههههه کشیدنای پری لحظه به لحظه بیشتر میشد.ترشحات زیادی هم از کسش جاری شده بود و همش توی دهنم می ریخت و منم همزمان با لیسیدن آب کسش رو هم میخوردم.بعد از چند لحظه پری خودش رو روی دهنم جابه جا کرد و این بار کونش رو مقابل دهنم قرار داد و من بی هیچ حرفی سراغ سوراخ کونش رفتم.زبونم رو به سوراخ کونش رسوندم و شروع به لیسیدن سوراخ کونش کردم.طعم سوراخ کونش برام خیلی خوشایند بود و برای همین با ولع خاصی می لیسیدمش.اونم یکسره ناله می کرد وآاااههههه می کشید.ولی این وضعیت خیلی طول نکشید که سهیل دست از گاییدن مادرش برداشت واومد سمت ما و رو به پری کرد و گفت:خاله تو برو سراغ مامانم بذار من این جنده رو جرررررش بدم.
پری:پس من چی سهیل جون؟از اون کیرت چیزی به ما هم میرسه؟
سهیل:معلومه که می رسه.آماده باش که بعد از این جنده نوبت گاییده شدن توئه.پری از روی دهنم بلند شد و به سمت سیمین رفت وسهیل هم اومد و روی سینم نشست و گفت:وا کن دهن کثیفتو جنده.منم دهنمو باز کردم و اونم بی هیچ حرفی کیرشو تا ته تو حلقم فرو کرد.داشتم خفه می شدم و کیرش تموم فضای دهنم رو کرده بود.درطرف دیگه سیمین و پری با هم مشغول معاشقه بودن.لب همدیگرو می خوردن و با دست سینه های هم رو می مالیدن.خیلی برام دیدن صحنه های لز دو تا جنده سن بالا جذاب و مهیج بود.همون جا روی مبل به حالت 69 روی هم قرار گرفتن و مشغول لیسیدن کس هم شدن.منم با تموم وجود داشتم کیر دراز سهیل رو میخوردم واونم که غرق لذت بود یکسره آاااااههههه می کشید.سرم رو با دستاش گرفته بود وکیرشو محکم تا دسته توی دهنم عقب و جلو می کرد.دهنم به معنای واقعی کلمه درحال گاییده شدن بود.حسابی که دهنم رو گایید کیرشو از دهنم بیرون کشید و اومد بین پاهام قرار گرفت و کیرشو با کسم تنظیم کرد و با یک فشار محکم تموم کیرش رو یک ضرب تا دسته وارد کسم کرد.یه آااااخخخ بلند گفتم و برای لحظه ای کوتاه درد در تموم وجودم پیچید.سیمین و پری هردو با هم جوووووون گفتن و سهیل هم دیگه بهم امون نداد و با قدرت شروع به گاییدن کسم کرد.با هر تلمبه ای که میزد درد و لذت زاید الوصفی با هم به وجودم تزریق میشد وحالا صدای آاااههههه و ناله های من بیشتر از ناله های اون دو جنده سن بالا به گوش می رسید.در طرف دیگه سیمین زیر خوابیده بود وپری هم برعکس روش به روش 69 خوابیده بود و داشتن برای هم کس لیسی می کردن و صدای ناله ریز هردوشون میومد.سهیل هم در حین تلمبه زدن تو کس من خطاب به مادرش گفت:مامان یه خرده سوراخ کون اون جنده رو بلیس که قراره از کون جررررش بدم.سیمین یه جووووون گفت وبا خوشحالی گفت:چشم پسرم حتما.ولی پری که به نظر استرس گرفته بود گفته نه سهیل جون کونم نه کسم رو هرچی میخوای بکن ولی....... سهیل حرفش رو قطع کرد وگفت:همینی که گفتم خاله جون.امشب باید از کون بکنمت.
پری:خب چرا مامان جونتو یا اون جنده کوچولوتو از کون نکردی؟
سهیل:برای اینکه همین دیشب مامانم رو از کون گاییدم و توی آخرین سکسم با نگین هم از کون جرررررش دادم ولی تو توی آخرین سکسمون کون ندادی و قسر دررفتی دیگه امشب میخوام وحشیانه جررررش بدم.حرفایی که بینشون رد و بدل میشد همه رو حشری تر می کرد.سهیل تموم تمرکزش رو روی گاییدن کس من گذاشته بود.پاهامو کامل بالا داده بود و محکم تو کسم تلمبه میزد و منم یکسره ناله می کردم.سهیل هم حین گاییدنم ازم خواست تا دهنم رو باز کنم و منم طبق خواسته اش عمل کردم و اونم سرش رو بهم نزدیک تر کرد و یه تف گنده تو دهنم انداخت ومنم تفش رو مزه مزه کردم و خوردم.به فاصله هرچند ثانیه توی دهنم تف می کرد و منم تفش رو میخوردم و همزمان با کیر درازش گاییده می شدم واونم غرق در لذت میشد.سیمین هم دیگه افتاده بود به جون سوراخ کون پری وداشت براش کون لیسی می کرد.پری یکسره آااااههههه می کشید و سیمین هم یکسره سوراخ کونش رو می لیسید تا کون گنده پری رو برای گاییده شدن آماده کنه و در اختیار پسرش بذاره.چند دقیقه ای به همین منوال گذشت و سهیل هم حسابی کسم رو گایید وبالاخره کیرش رو از کسم بیرون کشید و درحالی که به سمت اونا می رفت رو به مادرش کرد و گفت:مامان تو برو اون طرف پیش نگین بذار من این جنده رو جررررررش بدم.سیمین هم خندید و گفت:چشم پسرم.کون این جنده رو برات آمادش کردم که بگیری جررررررش بدی.این حرف رو زد واومد کنار من و روی مبل نشست در حالی که من روی تخت دراز کشیده بودم.خودشو روم انداخت و لبش رو روی لبم گذاشت ومشغول خوردن لبام شد و منم باهاش همراه شدم وباهم لب می گرفتیم.همزمان با دستام سینه هاش رو می مالیدم واونم گاهی با دستاش سینه های من رو می مالوند.در طرف دیگه سهیل هم کیر درازش رو تا ته تو حلق پری فرو کرده بود و داشت دهنش رو خیلی وحشیانه می گایید و پری هم جنده وار ساک میزد و گاهی که کیر سهیل ته حلقش می رفت عوقش می گرفت.سیمین هم بعد از اینکه حسابی لبهام رو خورد یکی از سینه هام رو به دهن گرفت و با ولع مشغول خوردن سینم شد.منم داشتم لذت می بردم و آاااااهههه می کشیدم.از اون طرف هم سهیل با دستاش سر پری رو گرفته بود و محکم کیرش رو توی دهن پری عقب و جلو می کرد.دهن پری به معنای واقعی کلمه در حال گاییده شدن بود وسهیل هم که غرق لذت بود یکسره آااااهههههه می کشید.سیمین هم بعد از اینکه خوب سینه هام رو خورددستشو باز کرد وزیربغلش رو جلوی صورتم گرفت وگفت:دوس دارم یکی دو تا چشمه از توانایی هات رو نشونم بدی.منم که از خداخواسته زبونم رو درآوردم و شروع به لیسیدن زیربغل صاف و تراشیده اش کردم.بر اثر تحرک زیادش حسابی عرق کرده بود و این باعث میشد لیسیدن زیربغلش برام خوشایندتر هم بشه.با ولع زیربغلش رو می لیسیدم و اونم یکسره آااااههههه می کشید و داشت حال می کرد.درحال خودمون بودیم که صدای آااااخخخخخ بلند پری توجه جفتمون رو به خودش جلب کرد.بهشون نگاه کردم و دیدم که پری قمبل کرده و سهیل هم پشت سرش قرار گرفته و کیر درازش رو تا دسته تو کون گنده پری فرو کرده و داره توی کونش تلمبه میزنه.پری یکسره ناله می کرد ومعلوم بود که داره درد می کشه و سهیل هم داشت لذت می برد وحین گاییدنش با دستاش به کون گنده پری سیلی میزد.منم همچنان داشتم زیربغل سیمین رو می لیسیدم وهمه عرق زیربغلش رو با زبونم پاک کرده بودم.اونم یکسره ازم تعریف می کرد و قربون صدقم می رفت.بعد ازاینکه حسابی زیربغلش رو لیسیدم سیمین بلند شد و اومد روی دهنم نشست و ازم خواست تا براش کسش رو بخورم.منم بی هیچ حرفی زبونمو درآوردم و شروع به لیسیدن کسش کردم که صدای آااااههههه کشیدنش بلند شد.با ولع خاصی کسش رو میخوردم و چوچولش رو می مکیدم و اونم یکسره آاااااههههه می کشید و لذت می برد.درطرف دیگه سهیل هم همچنان تو کون پری تلمبه میزد و داشت با قدرت کونش رو جررررررر می داد و به نظر پری هم دیگه دردی نداشت و از گاییده شدن کونش در حال لذت بردن بود.چند دقیقه ای به همین منوال گذشت و من یکسره داشتم کس سیمین رو می خوردم و از ناله ها وآاااااهههههه کشیدن هاش این طور به نظر می رسید که در آستانه ارضا شدنه.انتظارم خیلی طولانی نشد که سیمین به ارگاسم رسید و همه آب کسش تو دهنم خالی شد و منم با ولع همش رو خوردم.در طرف دیگه سهیل هم به نظر درحال ارضا شدن بود.با قدرت تو کون پری تلمبه میزد و نوع ناله کردنش رنگ و بوی ارضا شدن به خودش گرفته بود.چند تا تلمبه محکم دیگه زد و کیرشو همون توی کون پری نگاه داشت وبا ناله های زیاد همه آبش رو توی کون پری خالی کردهمگی بی حال وخسته از یک سکس گروهی لذت بخش یه گوشه ولو شدیم تا بعد از یه استراحت کوتاهی برای صرف شام آماده بشیم.



ادامه دارد......
     
#132 | Posted: 19 Jan 2018 14:42
عالی
     
#133 | Posted: 20 Jan 2018 00:50
ممنونم

marchobe
     
#134 | Posted: 23 Jan 2018 20:00
قسمت چهل و یکم



چرا این قدر سرسختی میکنی دختر؟چرا قبول نمیکنی که صیغه من بشی؟در حالی که داشتم شورتم رو می پوشیدم رو بهش کردم و گفتم:بنا به دلایل شخصی.من نمیتونم مال کسی باشم.تو میتونی با من باشی ولی نمیتونی منو داشته باشی.دوباره مستاصل بهم نگاه کرد وگفت:تو نگران چی هستی نگین؟تو نگرانی که زنم ازاین رابطه پنهانی ما مطلع بشه؟
-:بهت برنخوره ها ولی من اصلا زنت رو نمی شناسم و بهش اهمیت هم نمیدم.با کلافگی سری تکون داد و گفت:پس مشکلت با سن و سال منه؟
-:نه محمودخان.اگه با سنت مشکل داشتم که تمام دیشب رو زیر دست و پات جرررررر نمی خوردم.
محمود:پس دلیل مخالفتت چیه؟من که گفتم برات یه خونه مجزا می گیرم صیغت میکنم واز مال دنیا بی نیازت میکنم.جواهری مثل تو رو هرجایی نمیشه پیدا کرد.درحالی که داشتم دکمه های مانتوم رو می بستم گفتم:من نیاز مالی ندارم ودنبال یه شوهر و سرپناه هم نمی گردم.من این کار رو برای لذت و تنوعش انجام میدم.یه روزی ممکنه با یه مردی مثل تو که سن و سال پدرم رو داری بخوابم یا یه پسر 15 ساله که تازه بالغ شده.من از این تنوع لذت می برم و این تنوع چیزیه که تو نمیتونی بهم بدی.هر زمان که هوس گاییدنم رو داشتی شماره پری رو که داری باهاش تماس بگیر تا اون هماهنگی ها رو انجام بده.به قدری قاطعانه جوابش رو دادم که به نظر قانع شد و دیگه چیزی نگفت.منم شالم رو سر کردم و از خونش زدم بیرون.توی خیابون بودم که گوشیم زنگ خورد و متوجه یه شماره ناشناس شدم.با کمی تردید جواب دادم که صدای یه مردی از اون طرف به گوشم رسید.
سلام نگین خانوم.با تردید جواب سلامش رو دادم و گفتم بفرمایین.قدری مکث کرد و سپس گفت:من فرشاد هستم شوهر الهام.حالتون خوبه؟
-:ممنونم آقا فرشاد.شما خوبین؟
فرشاد:ممنونم.ببخشید مزاحمتون شدم نگین خانوم امکانش هست من بتونم باهاتون صحبت کنم؟
-:بله البته.بفرمایین.
فرشاد:اگراجازه بدین حضوری ببینمتون.با کنجکاوی و نگرانی پرسیدم:چیزی شده آقا فرشاد؟میشه بپرسم در چه موردی میخواین باهام صحبت کنین؟
فرشاد:در مورد الهامه.حالا وقتی دیدمتون بیشترتوضیح میدم.کجا می تونم ببینمتون؟
-:من نمیدونم.میخواین توی پارکی یا کافه ای قرار بذاریم؟
فرشاد:بله پارک خوبه.سپس آدرس پارکی رو داد وگفت که اونجا منتظرم میمونه.خیلی ذهنم درگیر بود و نمیتونستم بفهمم چه موضوعی مربوط به الهام وجود داره که شوهرش میخواد در موردش با من صحبت کنه.فقط باید صبر می کردم تا خودش بهم بگه.وقتی به پارک رسیدم دیدمش که منتظرم نشسته بود.نزدیکش رفتم و سلام کردم و باهاش دست دادم.اونم جواب سلامم رو داد و گفت:خیلی ممنونم که وقتتون رو به من دادین نگین خانوم و ببخشید که مزاحمتون شدم.
-:خواهش میکنم.راستش خیلی کنجکاو بودم بدونم درچه موردی میخواین باهام صحبت کنین.وقتی گفتین در مورد الهامه سوالام بیشتر هم شد.
فرشاد:شما چیزی در مورد الهام میدونین؟با شما حرفی نمیزنه؟از مشکلاتش بگه یا از چیزی ناراحت باشه؟
-:نه الهام چیزی بهم نگفته.میشه بپرسم موضوع چیه؟قدری مکث کرد و سپس گفت:راستش یه مدتیه که اخلاقش عوض شده.زود عصبی میشه ، گیرای الکی میده ، هرچیزی رو بهونه میکنه تا باهام دعوا کنه.حتی یکی دو بار این اواخر تهدید کرده که ازم طلاق می گیره.چیزایی که می شنیدم رو باور نمی کردم.این دقیقا همون چیزی بود که ازش می ترسیدم.جندگی بهش مزه داده بود و حالا داشت زندگی خوب و سالمش با فرشاد رو خراب می کرد.شاید این وسط من هم مقصر بودم.اولین بار این من بودم که ازش خواستم بیاد و با احسان سکس گروهی کنیم.من راه رو برای جنده شدنش باز کردم و اونم حالا داشت با علاقه این راه رو دنبال می کرد.
فرشاد:نمیدونین چرا اخلاقش این طوری شده؟
-:والله چه عرض کنم آقا فرشاد.منم نمیدونم چرا این طوری شده.تا جایی که من میدونم اون خیلی به شما و زندگیش علاقه داشت.همیشه ازتون تعریف می کرد.نمیدونم این رفتارها از کجا نشات می گیره.
فرشاد:میشه ازتون خواهشی کنم نگین خانوم؟
-:بله البته.هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم.
فرشاد:اگر ممکنه باهاش صحبت کنین و سعی کنین بفهمین که مشکلش چیه و از چی ناراحته و چرا اخلاقش عوض شده.قدری مکث کردم و به فکر فرو رفتم.من با الهام دیگه صحبت نمی کردم و رابطمون هم شکرآب شده بود و حالا اون برای نجات زندگیش از من می خواست که با زن جندش صحبت کنم.باید چیکار می کردم؟دلم براش می سوخت.اون گناهی مرتکب نشده بود.این من بودم که اولین بار زنش رو وارد این مسیر کردم.شاید بهتر بود که حداقل این کار رو براش انجام بدم.
-:بسیارخب آقا فرشاد.من باهاش صحبت میکنم و سعی میکنم بفهمم که مشکلش چیه و چرا اخلاقش این جوری شده.
فرشاد:خیلی از لطفتون ممنونم.
-:خواهش میکنم.باهاش صحبت میکنم و نتیجه رو بهتون خبر میدم.از فرشاد خداحافظی کردم و بی هوا در خیابان های شهر قدم میزدم.تمام فکرم مشغول بود وهمش به این فکر می کردم که چطوری با الهام صحبت کنم و بهش چی بگم.به خودم که اومدم پشت در خنه میترا بودم وزنگ خونش رو فشار می دادم.زمان زیادی طول کشید وتقریبا داشتم ناامید میشدم که در باز ومیترا در حالی که چادری رو سرش کرده بود و به نظر زیرش لباس چندانی تنش نبود در رو باز کرد وبا دیدن من حسابی کنجکاو شد.
-:سلام میترا.با کنجکاوی سر تا پام رو برانداز کرد وگفت:سلام.تو اینجا چیکار میکنی نگین؟بی حوصله در حالی که وارد خونه می شدم گفتم:حال و حوصله درست و حسابی نداشتم گفتم یه سر بیام پیشت.این حرف رو زدم و وارد خونه شدم ولی انگار میترا از حضورم ناراضی بود وبا بی میلی از سر راهم کنار رفت واجازه داد وارد بشم.رفتارش کمی عجیب و غریب بود و انگار داشت از چیزی فرار می کرد.با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم:چیزی شده میترا؟تو خوبی؟اما قبل از اینکه جوابم رو بده یه صدای آااااخخخخ گفتن بلند از داخل اتاق به گوشم رسید.بهش نگاه کردم و قبل از اینکه چیزی بگم خودش گفت:الآن زمان مناسبی برای اومدنت به اینجا نبود.با کنجکاوی بهش نگاه کردم وگفتم:توی اون اتاق چه خبره؟یکی دو گام به طرف اتاق برداشتم که خودش رو بهم رسوند و گفت:مطمئن نیستم از چیزی که داخل اتاق می بینی خوشت میاد یا نه واسه همین پیشنهاد میکنم اون تو نری.دوباره صدای آاااخخخخ گفتن شنیده شد و بعدش هم ناله های شهوتی یک زن.خب مشخص بود که داره دراون اتاق سکسی اتفاق میفته.بدون توجه به گفته های میترا و از روی کنجکاوی با گام های بلند خودم رو به اتاق رسوندم و در اتاق رو باز کردم و وارد اتاق شدم.یک صحنه فوق سکسی و حشری کننده زنده در مقابل چشمام در حال اجرا بود و بازیگران این صحنه زیبا چهره های آشنایی بودند که خیلی وقت بود از اونها خبری نداشتم.از طرفی حشری شده بودم واز طرفی هم شوکه و بهت زده.چیزی که می دیدم رو باور نمی کردم.دخترخالم الهام رو می دیدم که وسط دو مرد قرار داره و به سختی در حال گاییده شدنه.احسان دوست پسر سابق من زیر خوابیده بود و کیرش توی کس الهام بود وایمان هم پشت سر الهام حاضر بود و کیرش تا دسته تو کون ارباب سابق من فرو رفته بود وداشتن دو کیره به طرز خشونت بار و البته شهوتناکی جررررررش می دادن.با اینکه از دیدن همشون عصبی و ناراحت بودم ولی اعتراف میکنم بسیار حشری شده بودم و صحنه هایی که می دیدم برام بسیار تحریک آمیز بود.داشتم داغ میشدم واونام ظاهرا اصلا متوجه حضور من نشده بودن.مشغول تماشای سکس زنده اونها بودم که در اتاق پشت سرم بسته شد.برگشتم و دیدم که میترا پشت سرم حضور داره وچادری هم سرش نیست وکاملا لخت در مقابلم قرار داره.با دست شانه هام رو گرفت و منو روی زمین نشوند و منم مثل مسخ شده ها مقابلش زانو زدم در حالی که کیر درازش رو به روی صورتم بود.برای لحظاتی صدای آه و ناله های الهام متوقف شد.برگشتم و دیدم که ایمان و احسان گاییدنش رو متوقف کردن و هر سه نفر دارن با تعجب به من نگاه می کنن.منم داشتم بهشون نگاه می کردم در حالی که کاملا مسخ شده بودم و نمیدونستم باید چی بگم و چیکارکنم.همون لحظه میترا یه چنگی تو موهام زد و سرم رو به طرف خودش برگردوند.یه سیلی محکم تو گوشم زد و گفت:وا کن دهن کثیفتو جنده.از سیلی که خورده بودم دردم اومد وبی هیچ حرفی دهنم رو باز کردم.قدرت اختیار ازم سلب شده بود وکاری نمی تونستم انجام بدم و درهمین لحظه بود که میترا کیر درازش رو با خشونت تا ته تو حلقم فرو کرد وگفت:زود باش کیرمو بخور پتیاره.



ادامه دارد......
     
#135 | Posted: 23 Jan 2018 20:06
عالی عالی
     
#136 | Posted: 24 Jan 2018 00:40
متشکرم دوست عزیز

marchobe
     
#137 | Posted: 27 Jan 2018 18:19
     
#138 | Posted: 28 Jan 2018 09:34
قسمت چهل و دوم



بی هیچ حرفی شروع به ساک زدن کیر میترا کردم.تازه توی نقشم فرو رفتم و شروع کرده بودم به انجام کارایی که توش مهارت داشتم.با ولع کیر میترا رو میخوردم و اونم سرم رو توی دستاش گرفته بود و محکم توی دهنم تلمبه میزد و آاااااهههههه می کشید.در حین ساک زدنم بود که از پشت سر یه دستی اومد و شالم رو از سرم برداشت و شروع به باز کردن دکمه های مانتوم کرد.نمی دونستم کی بود ولی هر کی بود در زمان خیلی کوتاهی منو کاملا لخت کرده بود.از اون طرف دوباره صدای آاااهههه و ناله های الهام و شالاپ و شلوپ ناشی از گاییده شدنش به گوش میرسید و کسی هم که پشت سر من بود با دست سینه هام رو گرفته بود و داشت محکم اونا رو می مالید.همزمان با خوردن کیر میترا سینه هام داشت مالیده میشد و این برام بسیار خوشایند بود.یکی دو دقیقه بعد میترا کیرشو از دهنم بیرون کشید و به کسی که پشت سرم بود نگاه کرد و گفت:بگیرش این جنده رو که در اختیارته.من برم سراغ اون زنیکه جنده.میترا به طرف تخت خوابی که توش الهام داشت گاییده میشد رفت و لحظاتی بعد احسان دوس پسر سابقم کیر به دست مقابلم ظاهر شد.پس اون بود که داشت سینه هام رو می مالوند.کیرش مقابل صورتم بود و داشت با لبخندی بر لب نگاهم می کرد.به قدری داغ و حشری شده بودم که اصلا فراموش کرده بودم که حسابی ازش بیزار و ناراحتم برای همین یه نگاه بهش انداختم و دهنم رو باز کردم واونم بدون معطلی کیرشو یک ضرب تا ته تو حلقم فرو کرد و به این ترتیب بعد از مدت ها من دوباره کیر احسان رو خوردم.افتادم به جون کیرش و با ولع شروع به خوردنش کردم و همزمان با دستم هم تخماش رو براش می مالیدم و احسان هم داشت لذت می برد و یکسره آاااااهههههه می کشید.از اون طرف هم همچنان صدای شالاپ و شلوپ میومد و به نظر میترا و ایمان دست بردار نبودن و یکسره داشتن الهام رو می گاییدن.ایمان زیر خوابیده بود و الهام با کس روی کیرش نشسته بود و بالا و پایین می رفت و میترا هم کیرشو تو حلق الهام کرده بود و داشت دهنش رو می گایید.احسان هم سرم رو با دستاش گرفته بود و محکم توی دهنم تلمبه میزد و منم کم نمی آوردم وداشتم با ولع براش ساک میزدم.بعد از چند دقیقه احسان کیرشو از دهنم درآورد و منو برد روی تخت دو نفره کنار بقیه و خوابوند وپاهام رو باز کرد.کیر کلفتش رو با کسم تنظیم کرد و با یه فشار کیرشو تا نصفه وارد کسم کرد که من یه آااااخخخخ بلند گفتم و چشمام رو بستم.همشون با همدیگه جووووون گفتن.احسان هم یه فشار دیگه داد و این بار کیرش کسم رو شکافت و تا دسته وارد کسم شد.لبم رو گاز گرفتم و سعی کردم صدایی ازم خارج نشه ولی نتونستم و دوباره آااااخخخخ گفتم.بعد از مدت ها داشتم به وسیله احسان گاییده میشدم و این در حالی بود که مطمئن بودم دیگه هیچ وقت باهاش سکس نمیکنم ولی بعد از گذشت چند وقت حالا زیرش خوابیده بودم و داشتم گاییده میشدم.در همون حین که مشغول کس دادن به احسان بودم ایمان اومد و روی سینه هام نشست و کیرش رو مقابل صورتم گرفت.از دست اونم ناراحت بودم ولی دیگه کار از کار گذشته بود و من بینشون بودم و داشتم باهاشون سکس می کردم.هیچ حرفی بین من و اونا رد و بدل نشده بود و فقط نگاه می کردیم به هم وبا هم سکس داشتیم.دهنم رو باز کردم و اونم بی هیچ حرفی کیرش رو تا ته تو حلقم فرو کرد.از یه طرف داشتم به احسان کس می دادم و از طرفی هم کیر ایمان تا ته تو حلقم رفته بود و داشت دهنم رو می گایید.به فاصله چند سانتی من الهام لنگاشو بالا داده بود و میترا بین پاهاش قرار داشت و در حال تلمبه زدن تو کس دخترخاله من بود.الهام و میترا جفتشون ناله های شهوتی می کردن و منم که دیگه در حال لذت بردن بودم از اونجایی که دهنم با کیر دراز ایمان پر شده بود نمی تونستم صدایی از خودم خارج کنم و فقط به آرومی اووووم اووووم می کردم.با هر تلمبه ای که احسان توی کسم میزد لذتی وصف نشدنی در تموم وجودم پخش میشد.کسم حسابی آب انداخته و خیس شده بود.ایمان هم با دستاش سرم رو گرفته بود ومحکم تو دهنم تلمبه میزد.توی چشمام نگاه می کرد و دهنم رو می گایید و منم با ولع براش ساک میزدم.بعد از گذشت چند دقیقه احسان کیرش رو از کسم درآورد ودست میترا رو گرفت و اونو به پشت خوابوند.میترا پاهاشو بالا داد واحسان هم کیرشو با سوراخ کون میترا تنظیم کرد وبا یه فشار کیرشو تا تصف تو کون میترا فرو کرد.میترا از عمق وجودش یه آااااخخخخخ گفت و چشماش رو بست و احسان هم دیگه بهش امون نداد و یه فشار محکم دیگه داد و کیرشو تا دسته تو کون تنگ میترا فرو کرد.میترا به وضوح داشت ضجه میزد و ناله می کرد.همون موقع الهام هم برعکس و به صورت 69 روی میترا دراز کشید و کیرشو توی دهنش گرفت و شروع به ساک زدن کرد و میترا هم مشغول لیسیدن کس الهام شد که ناله الهام رو درآورد.ایمان هم که همچنان توی دهنم تلمبه میزد بالاخره رضایت داد تا کیرشو از دهنم بیرون بیاره و اومد بین پاهام نشست و برای گاییدن کسم آماده شد.کسی که تا چند لحظه پیش داشت به وسیله احسان گاییده میشد.ایمان کیرش رو با کسم تنظیم کرد و با یه فشار محکم تمام کیرش رو تا ته تو کسم فرو کرد.دردی نداشتم چون کیر احسان قبلش راه کسم رو باز کرده بود و تقریبا به راحتی کیر ایمان وارد کسم شد.لذت توی تموم جونم پیچید و من بی اختیار چشمام رو بستم.ایمان حرکات رفت و برگشتی کیرش رو توی کسم شروع کرد وبا هر تلمبه ای که توی کسم میزد من از سر لذت آااااهههههه می کشیدم.اون طرف هم احسان مشغول گاییدن کون میترا بود وبا قدرت توی کونش تلمبه میزد و میترا هم که دیگه به نظر دردی حس نمی کرد داشت از گاییده شدن کونش لذت می برد.همزمان لای کس الهام و چوچولش رو میک میزد و الهام هم کیر دراز میترا رو براش ساک میزد.میترا از همون زیر سر الهام رو می گرفت و محکم به کیرش فشار می داد و این طوری کیر درازش تا ته حلق دخترخاله جنده من می رفت و باعث میشد الهام عوق بزنه.احسان هم لابه لای گاییدن کون میترا گاهی اوقات کیرش رو از کون میترا بیرون می آورد وتو دهن الهام می کرد تا براش ساک بزنه و بعد از چند لحظه دوباره تو کون میترا می کرد و می گاییدش و این حرکت چند باری تکرار شد.الهام هم هر لحظه یا کیر میترا توی دهنش بود یا کیر احسان و درواقع برای جفتشون ساک تو حلقی میزد.منم همچنان در حال کس دادن به ایمان بودم و اونم همزمان با گاییدنم با دستاش سینه هام رو گرفته بود توی مشتش و اونا رو محکم می مالید.منم حسابی در حال لذت بردن بودم و حالا هم براثر مالیده شدن سینه هام چشمام حسابی خمار شده بودن.احسان بعد از اینکه حسابی کون میترا رو گایید کیرش از کون میترا بیرون کشید و اومد روی سینه من نشست و یه چنگی تو موهام زد و گفت:وا کن دهنتو جنده.این اولین حرف و جمله ای بود که بعد از مدت ها داشت بهم می گفت.لحنش دستوری و خشن بود.طبق عادت توی نقش بردگیم فرو رفته بودم و آماده انجام کارهام بودم.مطیعانه دهنم رو باز کردم و اونم برخلاف انتظارم که فکر می کردم میخواد کیرشو تو حلقم فرو کنه یه تف گنده توی دهنم انداخت وگفت:بخورش جنده.دیگه راستی راستی براش تبدیل به یه جنده شده بودم.چیزی که اون ازم می خواست و من بهش رسیده بودم.تفش رو مزه مزه کردم و خوردم و اونم دوباره توی دهنم تف کرد و من بازم تفش رو خوردم.دو طرف صورتم رو با دستاش گرفت و توی چشمام نگاه کرد وگفت:تو همیشه دوست دختر جنده من بودی ، دوست دختر جنده من هستی و دوست دختر جنده من خواهی موند.متوجه شدی نگین؟؟؟؟؟



ادامه دارد......
     
#139 | Posted: 28 Jan 2018 17:03
عالی مرسی
     
#140 | Posted: 29 Jan 2018 15:56
کارت حرف نداره داداش
     
صفحه  صفحه 14 از 15:  « پیشین  1  ...  12  13  14  15  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / دختری از جنس نگین بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites