تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

دختری از جنس نگین

صفحه  صفحه 6 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین »  
#51 | Posted: 17 Aug 2017 01:50
سلام
داشتانت تا اینجا خیلی خوب بود
فقط این دوتا بچه چه ربطی به داستان داشتن

غریبه ترین آشنا در میان دوستان
     
#52 | Posted: 17 Aug 2017 22:17
سعی شده تنوع در انجام فتیش ها توی داستان وجود داشته باشه همون طور که در پوزیشن های سکسی تنوع وجود داره.در پاسخ به سوالت دوست عزیز باید بگم که نه باز بهش پرداخته میشه.

mahdiiiiiiiiiii
     
#53 | Posted: 17 Aug 2017 22:21
بابت نظر لطفت ممنونم.
فقط داشتن صبر و حوصله است که میتونه جواب سوالت رو بده.قراره اتفاقاتی بیفته که مسیر زندگی نگین رو به سمت این تازه واردها عوض کنه.البته نه جفتشون یکیشون.برنامه ویژه و هیجان انگیزی برای این پسر تازه وارد داستان دارم.

gharibe_ashena
     
#54 | Posted: 25 Aug 2017 19:48
قسمت هجدهم



تلمبه های شهاب توی کسم رفته رفته محکم تر میشد و از اون طرف هم سهیل داشت با خشونت بیشتری توی دهنم تلمبه میزد.کیرش درازتر از شهاب بود و وقتی تا ته حلقم فرو می کرد گاهی اوقات عوقم می گرفت ولی به سختی خودموکنترل می کردم.با دستاش سرمو گرفته بود و درحالی که مجبورم کرده بود توی چشماش نگاه کنم محکم دهنمو می گایید.گویی با این کارش احساس قدرت می کرد.از رفتاراش و کاراش خوشم میومد.به نظر از اون دسته افرادی میومد که میشد روی سکس خشن و سخت روش حساب کرد برخلاف شهاب که کمی ساده و شاید ناشیانه سکس می کرد.بعد از چند دقیقه خواستن حالت رو عوض کنن واین بار شهاب روی تخت دراز کشید وپاهاش رو از هم باز کرد.سهیل هم دستمو گرفت و منو برد لای پاهای شهاب و ازم خواست درحالی که قمبل کردم و کونمو به عقب دادم کیر شهاب روبخورم.منم طبق گفته اش عمل کردم.رفتم لای پای شهاب و کیرشو به دهن گرفتم و شروع به خوردن کردم.خود سهیل هم پشت سرم حاضر شد وخودشو بهم چسبوند و کیرشو کنار کسم گذاشت و با یه فشار محکم تموم کیر درازش رو تا ته تو عمق کسم فرو کرد.لذت فوق العاده زیادی تو تموم وجودم پخش شد.یه آااااههههههه از ته دل کشیدم که جفتشون جوووووون گفتن.سهیل دیگه بهم امون نداد و با قدرت شروع به تلمبه زدن توی کسم کرد.برخلاف شهاب از همون لحظه اول با قدرت توی کسم تلمبه میزد.اون واقعا طرفدار سکس سفت و سخت و خشن بود.همزمان با کس دادن به سهیل داشتم کیر شهاب رو ساک میزدم.با ولع کیرشو تو دهن گرفته بودم و براش می خوردم اونم چشماشو بسته بود و آاااااهههههه می کشید.پسر بی حال و خسته کننده ای بود واصلا سکس دلچسبی انجام نمی داد برخلاف سهیل که به نظر خیلی داغ ، مقتدر وخشن بود.با دستام تخمای شهاب رو می مالیدم و کیرشو تا ته حلقم فرو می کردم و براش ساک میزدم.اون حتی به خودش زحمت گاییدن دهنم رو نمی داد.ولی از طرف دیگه سهیل داشت کولاک می کرد.محکم و با صلابت تو کسم تلمبه میزد و منو سفت با دستاش گرفته بود تا از دستش در نرم.لا به لای گاییدن هاش سیلی های آرومی به باسنم میزد که من با اینکه دردم میومد ولی از طرفی خوشم هم میومد.سهیل بدون اینکه بخواد ومتوجه باشه همونی بود که من می خواستم.یه بکن خشن ، حشری و قدرتمند که کاملا قابلیت های ارباب شدن رو در وجودش داشت.یه چند دقیقه ای به همین منوال گذشت که سهیل کیرشو از کسم بیرون کشید.اولش فکر کردم که ارضا شده ولی درمیان تعجب و حیرت من اون رفت و روی سینه شهاب نشست.تعجب من زمانی به اوج خودش رسید که شهاب دهنش رو باز کرد و سهیل هم کیرشو تا ته تو حلق شهاب فرو کرد.چیزی که می دیدم رو باور نمی کردم.پسرایی که من زیرشون خوابیده بودم گی بودن؟ احساس بدی نسبت به گی ها نداشتم چون خودم هم یه لزبین بودم و دیدن اونا نه اینکه قابل درک نباشه برام نه بلکه تعجب برانگیز بود.شهاب شروع به لیسیدن کیر سهیل کرده بود و سهیل هم با همون خشونتی که ازش درمورد من استفاده کرده بود داشت تو دهن شهاب تلمبه میزد.تو موهاش چنگ زده بود و وحشیانه کیرشو تو حلقش فرو می کرد.و در میان تعجب من شهاب هم خیلی حرفه ای داشت کیر دوستش رو میخورد و ساک میزد.توی خوردن کیر دست کمی از من نداشت و به نظر در این زمینه خبره بود.سهیل بعد از دو سه دقیقه که دهن شهاب رو گایید کیرشو از دهنش بیرون آورد.به نظر می رسید که برای تغییر پوزیشن آماده می شدند.این بار شهاب روی تخت به پشت دراز کشید و سهیل هم از من خواست تا با کس روی دهن شهاب بشینم تا اون کسم رو برام بخوره.من عاشق این حرکت بودم و می دونستم که این طوری میتونم به خوبی ارضا بشم.بدون هیچ حرفی با کس روی دهن شهاب نشستم و اونم زبونشو لای کسم انداخت و شروع به لیسیدن کسم کرد.یه آاااااههههههه کشیدم و چشمام رو بستم و اجازه دادم تا لذت در تموم وجودم پخش بشه.چند لحظه ای گذشت که با صدای آااااخخخ گفتن شهاب چشمام رو باز کردم.شهاب پاهاشو بالا داده بود و کیر دراز سهیل بود که تا ته تو کون شهاب فرو رفته بود.نمیدونم چرا داشت از دیدن سکس دو تا پسر با هم خوشم میومد.سهیل شروع به تلمبه زدن توی کون رفیقش کرد وشهاب هم با ولع داشت کس منو میلیسید.یکسره آااااهههههه می کشیدم ولی با اینکه بسیار خمار شهوت بودم ولی تموم سعیم رو کردم تا چشمام رو باز نگه دارم تا صحنه گاییده شدن شهاب رو زنده و مستقیم تماشا کنم.تازه داشتم می فهمیدم که چرا شهاب این قدر بی حال و خسته کننده بود.اون یه کونی بود که به نظر تجربه چندانی در فاعل بودن و گاییدن کسی نداشت ولی برعکس سهیل که یه فاعل و بکن مقتدروحرفه ای به نظر می رسید.شهاب همزمان با کون دادن به سهیل با دستش کیرشو می مالوند و برای خودش جلق میزد ومنم که حسابی از لیسیده شدن کسم غرق در لذت بودم.وقتی که شهاب با زبونش چوچولم رو قلقلک می داد و کسم رو می مکید احساس می کردم که روی ابرها هستم.لذت زایدالوصفی در تموم وجودم پیچیده بود.این قدری که احساس کردم دیگه نمی تونم خودمو نگه دارم.اون قدری کسم رو لیسید که در نهایت با کلی جیغ و ناله به ارگاسم رسیدم و ترشحات زیادی از کسم توی دهن شهاب خالی شد و اونم همشو برام لیسید و خورد.از روی دهن شهاب بلند شدم و کنارشون دراز کشیدم و این بار با دقت بیشتری مشغول تماشای سکسشون شدم.سهیل محکم و پرقدرت تو کون دوستش تلمبه میزد و شهاب هم به نظر حسابی لذت می برد و همزمان با کون دادن برای خودش جلق میزد.طولی نکشید که درحالی که جلق میزد با آااااهههههه و ناله زیاد ارضا شد و آب کیرش روی شکمش خالی شد.سهیل یه نگاه بهم کرد و ازم خواست تا آب کیر شهاب رو از روی بدنش پاک کنم.منم مشتاقانه خیز برداشتم به سمتشون وهمه آب کیر شهاب رو که روی شکمش ریخته بود لیسیدم و خوردم.سرعت و قدرت تلمبه های سهیل تو کون شهاب بیشتر و بیشتر شده بود.بعد از گذشت چند لحظه سهیل کیرشو از تو کون شهاب در آورد و اومد روی سینه من نشست و منم دهنمو براش باز کردم و اونم کیرشو که تا الان تو کون شهاب بود یک ضرب و تا دسته تو حلقم فرو کرد.چند باری محکم کیرشو تو حلقم عقب و جلو کرد و ناگهان ناله ای کرد و دهنم از آب داغ و پرفشار کیرش پر شد.همه آب کیرشو خوردم واونم کیرشو از دهنم بیرون آورد ویه گوشه ولو شد.بی حال و خسته از سکس جذاب و جالبی که با این پسرای گی داشتم روی تخت دراز کشیدم.سکس زیبایی که به دلم نشسته بود و مخصوصا سهیل که بسیاری از معیارهایی که من دنبالشون بودم رو در وجودش داشت.آفتاب در حال غروب کردن بود که سهیل منوکنار خونم پیاده کرد و قبل از رفتن شماره ام رو ازم گرفت وگفت که از من خوشش اومده و میخواد با من باشه و منم با کمال میل شمارمو در اختیارش گذاشتم.حتی به تراول هایی که قبل پیاده شدن داخل جیب مانتوم گذاشت نگاه هم نکردم.من نیازی به پول نداشتم ولی همین که اون منو یه جنده پولی می دونست و احیانا ارزشم رو اندازه یه جنده پولی ، برام راضی کننده بود چرا که می دونستم اصولا به یک جنده پولی احترامی گذاشته نمیشه و منم می خواستم که در سکس یا سکس های بعدیم با سهیل اون بهم احترامی نذاره.می خواستم تحقیرم کنه و زیر سلطه خودش دربیاره درحالی که اگه سعی می کردم ادای یه جنتلمن رو دربیارم که پولی برای هرزگیم نگیرم و صرفا به خاطر مرام و معرفتم کارمو انجام بدم اون موقع اون به ناچار بهم احترام میذاره و من نمی خواستم این اتفاق بیفته.



ادامه دارد......
     
#55 | Posted: 31 Aug 2017 20:20
قسمت نوزدهم



وارد خونه خودم که شدم مستقیم رفتم حموم و یه دوش حسابی گرفتم واومدم بیرون.برای شام ماکاونی که از قبل توی یخچال داشتم رو گرم کردم و خوردم.خیلی خسته بودم ودلم میخواست که بگیرم بخوابم ولی این خستگی بیشتر بدنی بود و آثار خستگی توی پلک هام مشاهده نمیشد.بعد از شام و شستن ظرف ها گوشیم رو گرفتم و مشغول چک کردن تلگرامم شدم.چند دقیقه ای بیشتر از آنلاین شدنم نگپذشته بود که یه پیغام از طرف سهیل دریافت کردم ومشغول چت کردن باهاش شدم
سهیل:سلام نگین.خوبی؟
-:سلام.مرسی.تو خوبی؟
سهیل:ممنون منم خوبم.راستش قبل از هرچیز باید بگم که امروز واقعا روز خوبی بود.خیلی هم ازت خوشم اومد.دخترآتیشی و داغی هستی.
-:مرسی.تو هم عالی بودی.فقط اینکه خیلی تعجب کردم که شما دو نفر گی بودین.
سهیل:من گی نیستم.دوجنس گرام.بیشتر با دخترا هستم ولی شهاب گی و کونی خودمه.دو ساله که کونی منه و البته با بقیه هم هست.
-:میشد از نحوه سکس کردنش فهمید که اصلا این کاره نیست.برعکس تو که خیلی کارت درست و حرفه ای بود.
سهیل:بابت تعریفت ممنونم.
-:اگه همون طور که میگی شهاب یه کونیه پس چرا اومد منو گایید؟
سهیل:دلش میخواست تجربه کنه.میخواست ببینه بعد این همه کون دادن لذت گاییدن یه نفر دیگه چطوریه.منم خواستم که این خواسته اش رو برآورده کنم.وگرنه اگه به این خاطر نبود خودم تنهایی سوارت می کردم و می بردمت خونه.نه که بخوام گروهی بکنمت.
-:ولی من از سکس گروهی خوشم میاد.
سهیل:واقعا؟یعنی از سکس امروزمون لذت بردی؟
-:اوهوم
سهیل:اصولا اونایی که سکس گروهی رو دوست دارن سکس خشن رو هم دوست دارن.درواقع همین گروهی بودن خود به خود یه خشونتی رو در سکس ایجاد میکنه.تو هم همین طوری هستی؟
-:خب اعتراف میکنم که منم از سکس خشن خوشم میاد.خشن ، گروهی.البته خب چیزی که برام مهمه خشونتشه وگرنه گروهی بودن در اولویت اول نیست.
سهیل:پس اگه این طوره از نظرت مشکلی نداره که بخوایم دفعه بعد یه سکس خشن با هم داشته باشیم؟
-:البته که اشکال نداره.این چیزیه که من دلم میخواد.
سهیل:خب دلت میخواد میزان خشونت چقدرباشه؟کم کم داشت وارد سوالات تخصصی میشدومن هم باید محتاطانه جواب می دادم.
-:هرچقدر سخت تر بهتر.من معمولا این میزان خشونت روبه طرف مقابلم واگذار میکنم.
سهیل:خب این که خیلی خوبه ولی تو احتمالا نمیدونی که این دفعه طرف مقابلت توی سکس چقدر میتونه وحشی و خشن باشه.شاید اگه بدونی با این اطمینان حرف نزنی.
-:من نسبت به توانایی هام ایمان دارم.اون قدری هم سکس خشن و سخت رو تجربه کردم که بدونم میتونم از پس کار بربیام یا نه.
سهیل:تا کجاها پیش رفتی توی این سکس های خشنت؟سخت ترین کارایی که انجام دادی چیا بوده؟به جای جواب دادن به سوالش گفتم:خودت اول به این سوال جواب بده.اوج سکس های خشنت چقدر بوده؟
سهیل:خب بخوام صادقانه بگم باید بگم که درحد کتک و فحش و تحقیربوده.پاشیدن آبم ته حلق طرف و مجبور کردن طرف واس لیسیدن سوراخ کونم و از این جورکارا.شکلک لبخندی توی چت براش گذاشتم و گفتم:فقط همین قدر بدون که این کارا درمقابل کارایی که من انجام دادم پیش پا افتاده است.اون برام یه شکلک تعجب فرستاد و گفت:یعنی چی؟دیگه از این سخت ترچه کارایی ممکنه انجام داده باشی؟
-:مهم نیست.مهم اینه که اون کارایی رو که تو قبلا انجام دادی رو از پسشون برمیام.
سهیل:خب خیلی خوبه.بی صبرانه منتظر قرار بعدیمون هستم.
-:منم همین طور.ولی فکرمیکنم یه چند روزی باید صبرکنی.خیلیای دیگه هستن که منتظر یه قرار با من هستن.نمیخوام اونا رو هم از دست بدم.
سهیل:اگه بخوام فقط با من و مال من باشی چی؟اگه از پول بی نیازت کنم؟
-:اشتباه نکن من اصلا پول برام مهم نیست.اونای دیگه ای که تو به چشم رقیب بهشون نگاه میکنی برام ارزش معنوی زیادی دارن.پس نمیخوام از دستشون بدم.
سهیل:بسیارخب.پس منتظر میمونم تا نوبت بهم برسه.
-:به زودی نوبتت میشه نگران نباش.



ادامه دارد......
     
#56 | Posted: 8 Sep 2017 12:06
قسمت بیستم



آخرای کلاسم بود که یه اس از طرف احسان دریافت کردم که نوشته بود کلاست تموم شد بیا پیشم.کارت دارم.منم براش نوشتم که باشه میرم.دو روزی میشد که رسما برده اش شده بودم ولی هنوز سکسی در قالب جدید باهاش انجام نداده بودم و احتمالا اونم شدیدا مشتاق و هیجان زده بود درست مثل من.کلاسم که به پایان رسید مستقیم به خونشون رفتم ووقتی وارد خونه شدم احسان به گرمی ازم استقبال کرد.همون کنار در یه لب ازم گرفت و منم اومدم وداخل هال نشستم.مانتومو از تنم درآوردم و مقنعه ام رو هم برداشتم.هوا شدیدا گرم بود و منم با یه تاب وجین مشکی نشسته بودم.خودش هم فقط یه شلوارک پاش بود.رفت و برام یه لیوان شربت آورد وکنارم نشست.
احسان:خسته نباشی عزیزم.درحالی که مشغول نوشیدن شربتم بودم گفتم:مرسی سلامت باشی.دلم برات تنگ شده بود.
احسان:منم همین طور.بدجوری هوس خوردن اون کس نازتو کرده بودم.پاهامو روی پاهام انداختم و با دلبری گفتم:فقط خوردنش؟
احسان:نه فقط خوردنش.برنامه های زیادی براش دارم فقط اینکه...... راستی..... بایستی در مورد موضوعی باهات صحبت می کردم.
-:باشه حتما.گوش میکنم.
احسان:من خیلی پیش خودم فکر کردم و با خودم کلنجار رفتم و به این نتیجه رسیدم که من نمیتونم نگین.این کاری نیست که از عهده من بربیاد.با حالت کنجکاوی نگاهش کردم و گفتم:داری در مورد چی صحبت میکنی؟چه کاری رو نمیتونی انجام بدی؟قدری مکث کرد و سپس به آرومی گفت:من نمی تونم اربابت باشم و به تو به چشم یه برده نگاه کنم.اون کارای خشن ، اون کثیف کاریا اون تحقیرها رو نمی تونم انجام بدم.واقعا به عنوان یه فانتزی جذابه ولی من نمیتونم در عمل انجامش بدم.اصلا با روحیات من سازگار نیست.سکس خشن یه چیزه ولی بردگی یه چیز دیگه.من میتونم ازت بخوام که برام ساک خفن و توحلقی بزنی.میتونم کس و کونتو خیلی محکم و خشن بکنم ولی فحش و کتک و تحقیر و خوردن تف و شاش و از این کثیف کاریا رو نمی تونم انجام بدم.آه از نهادم بلند شد.کلی برنامه ریزی کرده بودم تا احسان رو هم وارد این بازی کنم و حالا اون می گفت که نمیخواد این بازی رو انجام بده.اگرچه توی ذوقم خورده بود ولی سعی کرم حالت بی تفاوتی به خودم بگیرم به خاطر همین یه لبخند مصنوعی تحویلش دادم و گفتم:خب اشکالی نداره.تو میتونی هر مدلی که دوس داری باهام سکس کنی.
احسان:ممنونم.این لطف تو رو نشون میده.
-:حالا که صادقانه این موضوع رو باهام مطرح کردی منم میخوام که صادقانه مطلبی رو بهت بگم.با کنجکاوی نگاهم کرد و گفت:چه مطلبی؟می شنوم.برای لحظاتی مکث کردم و سپس با کمی تردید گفتم:راستش من دو روز پیش با یه غریبه سکس کردم.درواقع با دوتا غریبه سکس گروهی کردم.اینو که گفتم به وضوح دیدم که اخم هاش در هم رفت.
احسان:فکرمیکنم بهت گفته بودم که واسه جندگی کردنات سراغ هرکسی نری و با هرکسی سکس نکنی.
-:ناراحت شدی؟
احسان:معلومه که ناراحت شدم.
-:ولی به نظر من دلیلی برای ناراحتی وجود نداره.خودت بودی که دوست داشتی من جنده بشم.جندگی کنم.
احسان:دوست داشتم جندگی کنی نه به هر طریقی نه با انجام سکس با هر کسی.
-:اینا همش توجیهه.خودت هم میدونی در اصل قضیه هیچ تغییری ایجاد نمیکنه.الان منی که شاید با 10 تا مرد مختلف سکس کردم با الهامی که به غیر از شوهرش فقط با تو سکس کرده فرقی نداریم جفتمون جندگی کردیم.اینکه آدم با یه بار خلاف کردن واینا جنده نمیشه فاسد نمیشه هم حرف مفته.کلاه گذاشتن سر خودمونه.
احسان:من که نمیگم جندگی نکن میگم با هر کسی انجامش نده.
-:میخوای با دوستات انجامش بدم؟در حضور تو؟با صدای بلند فریاد زد آره در حضور من.تودوس دختر منی و من تصمیم می گیرم که چیکارکنی یا نکنی.منم مثل خودش صدامو بالا بردم و گفتم:عه این جوریاست؟الان دوست دخترت برات مهم شده؟اون موقع که داشتی منو زیر دوست و رفیقات می خوابوندی و از گاییده شدنم لذت می بردی که برات مهم نبود.اون موقع که داشتی کسکشی می کردی وبه بهانه سکس گروهی می خواستی منو بسپری دست این و اون که برات مهم نبود الان واس من غیرتی شدی آقا؟ بی غیرت فکر کردی کس دادن من به غریبه ها حرامه ، جرمه ، گناهه ولی خوابیدن زیردوست و آشناهات کاملا حلالا طیبا؟
احسان:لازم نکرده به من درس اخلاق بدی.خودت هم کس و کونت می خارید.خودت هم یه جنده فاحشه بودی که دلت میخواست واسه همه هرزگی کنی و تا من بهت پیشنهاد دادم قبول کردی.الان داری منو متهم میکنی به بی غیرتی؟داشتم از شدت عصبانیت برافروخته می شدم.بغض راه گلومو سد کرده بود ولی به سختی خودمو کنترل کردم تا اشکم سرازیر نشه.
-:آره شاید من این فانتزی رو دوست داشتم.از فکر کردن بهش لذت می بردم ولی توی تمام این یک سال و خرده ای که دوس دخترت بودم یک بار هم شنیدی که حرفشو بزنم؟اشاره ای بکنم؟توی این مدتی که دوس دخترت بودم هیچ وقت دیدی که سر وگوشم بجنبه؟بخوام زیرآبی برم؟احسان من تمام این مدت که دوس دخترت بودم با خودت بودم و بس.من به فاحشگی فکر می کردم ولی با بودن تو هرگز نمی خواستم انجامش بدم.خودمو نسبت بهت متعهد می دیدم ولی آیا تو هم این تعهدو داشتی؟واقعا برات متاسفم.برای خودم هم متاسفم.حالم از جفتمون به هم میخوره.درحالی که مشغول پوشیدن مانتو و سر کردن شالم بودم گفتم:من از اینجا میرم و درست از لحظه ای که پامو از این خونه گذاشتم بیرون دیگه دوس دخترت نیستم.تموم کادوهایی که برام گرفتی ، هرچیزی که از تو پیش من باقی مونده رو میدم به ایمان تا برسونه به دستت.پس از گفتن این جملات با عصبانیت از خونشون بیرون اومدم و این درحالی بود که احسان کوچکترین تلاشی برای متوقف کردن من انجام نداد.به نظر می رسید که خودش هم موافق به پایان رسیدن این رابطه و جدایی ماست.کاملا احساس می کردم که دیگه براش جذابیتی ندارم و همه این بازی هایی که توش می گفت دنبال سکس گروهیه و میخواد جندگی منو ببینه هم به این خاطر بود که دنبال راهی می گشت که رابطه تکراری و خسته کنندمون رو با افکار واهی و انجام یک سری فانتزیایی به قول خودش هیجان انگیز رونق ببخشه ولی الان احساس می کردم که تصمیم درستی گرفتم.درسته که رابطه ما شرعی نبود ولی اگر اندک ذره ای اخلاق مداری در وجودمون حاکم بود نباید اجازه می دادیم کار به اینجاها بکشه.حداقل خوشحال بودم که من همیشه نسبت به احسان متعهد بودم و اگر هم این اواخر اشتباهاتی مرتکب شدم فقط بنا به خواسته خودش بوده و بس.حالا ازش جدا می شدم در حالی که کاملا خیالم راحت بود و عذاب وجدانی نداشتم.



ادامه دارد......
     
#57 | Posted: 16 Sep 2017 20:47
قسمت بیست ویکم



با ناراحتی و بغضی درگلو وبی هدف درخیابان به پیش می رفتم.تا حدود زیادی احساس سبکی می کردم.به سادگی هرچه تمام تر از هم جدا شده بودیم ولی من معتقد بودم که از همون لحظه ای که احسان به من پیشنهاد سکس گروهی و متعاقبش پیشنهاد جنده شدنم رو داده بود رابطه ما رو به سردی رفت.اون شوهرم نبود ولی در یک سال وخرده ای که دوس پسرم بود نسبت بهش وفادار بودم و خودم رو مسئول می دونستم ولی بعد از اون پیشنهاد زشتش فهمیدم که اشتباه می کردم.فهمیدم که دیگه نمیتونم بهش اعتماد کنم.برای همین هم بود که کوچکترین پشیمانی یا عذاب وجدانی نداشتم.گوشیم رو از تو کیفم درآوردم و شماره ایمان رو گرفتم.بعد از خوردن چند بوق تلفنش رو جواب داد.
ایمان:به به.سلام نگین خانوم.
-:سلام ایمان.خوبی؟
ایمان:مرسی خوبم.تو چطوری؟چه خبرا خوشگله؟
-:حالم خوب نیست ایمان.لحن صداش کمی نگران شد و گفت:چرا عزیزم؟چیزی شده؟
-:میخواستم باهات صحبت کنم.
ایمان:باشه حتما.اتفاقی افتاده؟کجایی؟
-:تو خیابون سرگردونم.بی هدف دارم قدم میزنم.
ایمان:کجایی؟آدرس بده بیام دنبالت بریم خونه من.
-:تنهایی؟
ایمان:اوهوم.بگو کجایی تابیام دنبالت.
-:نه لازم نیست تو بیای.خودم یه ماشین می گیرم میام پیشت.قبلا یکی دوباری خونش رفته بودم و می دونستم خونشون کجاست.
ایمان:باشه عزیزم.پس منتظرتم.مراقب خودت باش.تماسم که به پایان رسید یه دربست گرفتم و بهش آدرس دادم و خودم هم چشمام رو بستم و سعی کردم یه خرده دراز بکشم.وقتی وارد خونه اش شدم باهاش دست دادم و اونم بعد از اینکه درو پشت سرم بست دستش رو پشت کمرم گذاشت و منو داخل هال برد و به نشستن دعوت کرد.
ایمان:نبینم ناراحت باشی دختر.چیزی شده؟اتفاقی افتاده؟
-:آره.با احسان به هم زدم.همه چیز رو با هم تموم کردیم.با بهت و حیرت نگاهم کرد وگفت:چی داری میگی؟یعنی چی به هم زدین؟
-:یعنی اینکه با هم کات کردیم.دیگه نمیخوایم و نمی تونیم که با هم باشیم.
ایمان:خب چرا؟مگه چی شده؟
-:بحثمون شد و دعوامون بالاگرفت و هرچی از دهنمون دراومد بار هم کردیم و آخرشم خیلی راحت همه چیز تموم شد.
ایمان:اما شما که خیلی باهم خوب بودین.
-:خوب بودیم تازمانی که رگ بی غیرتی آقا گل کرد و خواست جنده شدنم رو ببینه.خواست تا واسه فانتزیای ذهنیش وفاداریمو از بین ببره و منو به اندازه یه جنده پست و بی ارزش کوچیک کنه.تو درست می گفتی ایمان.احسان اگه اندک ذره ای بهم اهمیت می داد هرگز حاضر نمیشد منو بسپره دست این و اون.من دلش رو زده بودم و دیگه براش جذابیتی نداشتم.
ایمان:پس یعنی پشیمونی که میخواستی جنده بشی؟
-:نمیدونم ایمان.باورکن نمیدونم چی میخوام ، نمیدونم میخوام چیکارکنم.فقط تنها چیزی که ازش مطمئنم اینه که دیگه نمیخوام با احسان باشم.نمیدونم چرا دلم میخوادگریه کنم.ایمان سرم رو دربغل گرفت و بادستاش شروع به نوازش موهام کرد و منم بی صدا شروع به اشک ریختن درآغوشش کردم.نمیدونم چقدرگذشته بود که از فرط خستگی چشمام بسته شد و به خواب رفتم.چشم که باز کردم تو اتاق ایمان بودم ونیمه برهنه روی تختش دراز کشیده بودم.اتاق تاریک بود و فقط نور خفیف چراغ خواب روشنایی اندکی به اتاق بخشیده بود.به سختی چشمامو کامل باز کردم و ساعت بالای سرم رو که نزدیک 10 شب بود رو نگاه کردم.وای نه.یعنی من این همه مدت خوابیده بودم؟احساس کسالت می کردم و حال و حوصله پایین اومدن از تخت رو نداشتم.درهمون بین دراتاق باز و ایمان وارد شد و منم سریع چشمام رو بستم تا فکرکنه هنوز خوابیدم.آروم اومد و روی تخت کنارم درازکشید.دوباره شروع به نوازش موهام کرد و آروم آروم انگشتاشو روی پوست صورتم می کشید.چقدر توی این شرایط به این ناز و نوازش احتیاج داشتم.کمی بعد آروم اسمم رو صدا کرد ولی من جواب ندادم.دوباره وچندباره صدام زد که بالاخره با کلی مکث چشمامو بازکردم تا وانمود کنم به سختی از خواب بیدارشدم.صورتش به فاصله کمی از صورتم قرار داشت.توچشماش نگاه کردم و گفتم:چقدرخوابیدم؟ لبخندی زد وگفت:یه 4-5 ساعتی خوابیدی.جیغ آرومی کشیدم و گفتم:وای چقدر زیاد.دوباره صورتم رو نوازش کرد و گفت:اشکال نداره.حالا که حسابی استراحت کردی پاشو بریم شام بخوریم.خودمو بهش نزدیک تر کردم و تقریبا بهش چسبیدم و گفتم:من شام نمیخوام. بغل میخوام.اونم یه لبخندی زد و گفت:کوچولوی شیطون.



ادامه دارد......
     
#58 | Posted: 17 Sep 2017 21:48
قسمت بیست و دوم



دستاشو دورم حلقه کرد ومنو تو بغلش کشید و منم مثل بچه های کوچولو خودمو تو آغوشش مچاله کردم.چقدر محتاج این آغوش و نوازش پر مهر بودم.خیلی برام مهم نبود که طرفم کیه چیزی که من بهش احتیاج داشتم یه آغوش گرم بود و دستانی نوازشگر. خودم لبم رو روی لبش گذاشتم و شروع به بوسیدنش کردم.اونم باهام همراه شد و شروع به بوسیدنم کرد.لبم رو می بوسید وبا دستش آروم آروم تنم رو نوازش می کرد.پاهامو گذاشتم لای پاهاش و اونم پاهامو لای پاهاش قفل کرد تا کاملا دراختیارش باشم.زبونمو توی دهنش می کردم و اونم همزمان لب و زبونمو میخورد.خیلی وقت بود که به این صورت معاشقه ای نداشتم وتنها به عنوان ابزاری برای لذت جنسی دیگران مورد استفاده قرار می گرفتم.چقدر دلم برای این حال و هوا برای این معاشقه برای این لحظات زیبا وپراحساس تنگ شده بود.طرف مقابلم فرد مورد علاقه ام نبود ولی همین که مثل آدم باهام رفتار می کرد و این معاشقه شاید در حد معمولی رو برام رقم زده بود خوشحال بودم.روزهای گذشته به این فکر می کردم که بردگی جنسی ، جنده شدن وتنوع داشتن در روابطم منتهای آرزوی خودم خواهد بود وحالا داشتم خلاف این مطلب رومشاهده می کردم.شاید هم به خاطرنزدیک شدن به دوره پریودم بود که این گونه اخلاقم برگشته بود وشایدهم به خاطر بحث کردن بااحسان وپایان دادن به ارتباطم باهاش.ولی چیزی که ازش مطمئن بودم این بود که من هرگز آدم دمدمی مزاجی نبودم که بخوام امروز برده جنسی باشم وسکس های خشن و سخت انجام بدم و روز بعد دنبال معاشقه و روابط احساسی و عاطفی باشم.به خوبی می دونستم که ذاتا نمیخوام و نمیتونم بردگی رو انجام بدم و حتی تحملش کنم.در کوتاه مدت می تونست جذاب باشه ولی اینکه در بلند مدت بخوام بهش فکر کنم خب غیرقابل تصور بود.از طرفی می دونستم که هر دو احساس رو با هم و در کنار هم میخوام.که البته همین هم به اندازه کافی سخت و غیرممکن به نظر می رسید.چون اصل بردگی و سکس های خشن با روابط احساسی و عاطفی در تضاد بود پس چگونه میشد هر دو آنها رو با هم داشت؟شاید فقط به یک صورت.آن هم اینکه با یکی از شرکای جنسیم روابط سکسی با چاشنی خشونت وبردگی داشته باشم وبا شریک دیگرم آرام تر وهمراه با معاشقه سکس انجام بدم.همچنان که مشغول بوسیدن و نوازش هم بودیم بلند شدن کیرش رو که به شکمم مالیده میشد حس می کردم.خوب می دونستم که چقدر تحت فشاره و به خاطر اینکه حالم امروز زیاد خوب نبوده به خودش اجازه نمیده که خیلی جلو بره.همزمان که لبشو می بوسیدم دستمو بردم و از روی شلوارکش کیرشو گرفتم.توی چشمام نگاه کرد و گفت:نه نگین.الان نه.میتونیم بذاریم واس یه وقت دیگه که حالت بهتر باشه.
-:هیچ وقت حالم بهتر از الان نبوده.درضمن اگه الان انجامش ندیم ممکنه حالاحالاها بمونی تو خماری.با کنجکاوی نگاهم کرد و گفت:خماری؟برای چی؟
-:پریودم نزدیکه.امشب یا فردا تا پس فردا خلاصه توی همین یکی دو روزی احتمالا پریود میشم.اگه الان نخوای منو بکنی اون وقت باید یه هفته ای رو واسه گاییدنم انتظار بکشی.میتونی منتظر بمونی تا یه هفته دیگه؟شیطنت از چشمای جفتمون می بارید و میل به خواستن همدیگه هم همین طور.
ایمان:پس احتمالا باید شاممونو دوباره گرم کنیم.این حرف رو زد و شروع به درآوردن لباسای من کرد.درچشم برهم زدنی منو کامل لخت کرد و منم لباسای اونو از تنش درآوردم.حالا هردو کاملا لخت درآغوش هم بودیم.دوباره رفتیم تو بغل هم و مشغول معاشقه شدیم.لب و زبونمون در هم قفل شده بود و ایمان هم با دستاش تموم بدنم رو نوازش می کرد.لبام رو میخورد و با دستاش سینه هام رو می مالوند.منم همزمان با دستم کیرشو می مالیدم.کیر کلفتش توی دستم جون گرفته بود و حسابی بزرگ شده بود.اون همچنان داشت به معاشقه ادامه می داد با وجود اینکه چشماای خمارش بر اثر مالیدن کیرش خمارتر میشد.اون نمی تونست و نمیخواست که توی یه سکس یه مرد خشن و ارباب گونه باشه و منم حالا که بیشتر می شناختمش میدونستم که دلم نمیخواد به چشم یک ارباب بهش نگاه کنم.این قدر لبامو خورده و سینه هام رو مالونده بود که چشمای منم مثل خودش حسابی خمار شده بود.بعد از گذشت چند لحظه روی تخت به پشت دراز کشید و منم روی خودش کشید و ازم خواست به صورت 69 روش دراز بکشم.خیلی وقت بود توی سکسام این پوزیشن رو انجام نداده بودم.طبق خواسته اش عمل کردم.وقتی درحالت مورد نظر قرار گرفتیم کیرش رو که دقیقا جلوی صورتم قرار داشت وتوی دست گرفتم ویه بوسه از سرش گرفتم وبدون معطلی اونو تو دهنم گذاشتم و شروع به خوردنش کردم.ایمان یه آااااههههه از عمق وجودش کشید ومنم با ولع مشغول خوردن کیرش شدم.ایمان هم زبونش رو لای کسم کشید و شروع به لیسیدن کسم کرد.منم حین ساک زدن آاااااهههههههه کشیدم.همزمان با هم شروع به خوردن آلت های هم کرده بودیم ومن با عشق و علاقه کیرکلفت ایمان رو میخوردم و اونم با ولع خاصی کسم رو می لیسید و چوچولم رو می مکید.ترشحات کسم راه افتاده بود و به نظر سر و صورت ایمان رو کاملا خیس کرده بود.از طرفی آب اولیه کیر ایمان هم از سر کیرش خارج میشد و ذره ذره توی دهنم می ریخت و منم بی توجه به این موضوع با اشتیاق زیادی کیرش رو می خوردم.چند دقیقه ای به همین منوال گذشت ومنی که دیگه حسابی خمار و تشنه کیر شده بودم بدون هیچ حرفی از روش بلند شدم و این باربرعکس روی ایمان دراز کشیدم.کسم رو روی کیرش تنظیم کردم و به آرامی روش نشستم.کیرش آرام ونرم ذره ذره وارد کسم شد ومن وایمان همزمان با هم آااااهههههه کشیدیم.وقتی کیرش کامل تو عمق کسم جا گرفت منم دیگه خودمو روش ول کردم و کامل روش دراز کشیدم درحالی که سینه هامون به هم چسبیده بود.شروع به تکان دادن خودم روی کیرایمان کردم.با هرتکانی که میخوردم کیرش تا ته توی کسم عقب و جلو میشد و هر بار من آااااااهههههه می کشیدم و ایمان هم جوووون می گفت.خودش هم از زیرکمک می کرد و کیرش رو توی کسم عقب و جلو می کرد.سینه هامون به هم چسبیده بود وسرهامون هم روبه روی هم بود.لبم رو روی لب ایمان قرار دادم و اونم خیلی زود لبام رو به دهن گرفت و شروع به خوردنش کرد.همزمان با کس دادن مشغول معاشقه ولب گیری از ایمان بودم.چقدر سکس ملایم و لذت بخشی رو داشتم پشت سر میذاشتم و چقدر دلم برای این مدل سکس تنگ شده بود.ایمان تلمبه های آرومی توی کسم میزد ومنم بیشتر تمرکزم رو روی خوردن لب و زبونش گذاشته بودم.لباش به نظرم اون لحظه خوشمزه ترین خوراکی دنیا شده بود.داخل کسم مثل کوره داغ بود وترشحاتش مثل آبشار ازش خارج میشد.با هر بار خوردن زبون همدیگه کلی بزاق هم رو می خوردیم.من که کاملا مطمئن بودم اثری از رد رژی که زده بودم باقی نمونده.کم کم داشتم به نقطه ای می رسیدم که احساس معلق بودن کنم.نزدیک به یک ارگاسم شیرین ودلپذیری که پس از مدت ها داشت از یک سکس ملایم ورمانتیک حاصل میشد.سعی کردم اسمش رو صدا بزنم ولی نتونستم و بریده بریده خطابش کردم و پس از یه آااااااههههههه عمیقی که کشیدم به ارگاسم رسیدم.ایمان همچنان که تو کسم تلمبه میزد قربون صدقم می رفت واز ارضا کردنم کاملا راضی بود.نمیتونستم دیگه به خودم حرکتی بدم و روی کیرش جا به جا بشم و از این رو خودش از همون زیر زحمت گاییدنم رو می کشید.بعد از گذشت چند لحظه بغلم کرد و منو کاملا روی تخت برگردوند به طوری که این بار من زیر بودم و خودش رو بود.فکر کردم که میخواد دوباره کسمو بکنه ولی برخلاف تصورم اومد نشست روی سینم وکیرشو یه ضرب تا ته تو دهنم کرد.یه چند تا تلمبه که تو دهنم زد کیرشو از دهنم بیرون آورد.حالت چهره اش مشخص بود که به نقطه ارضا رسیده.دهنمو باز کردم و اونم لحظاتی بعد یه آاااههههه عمیق کشید ودهنمو ازآب داغ و پرحجمش پر کرد وبی حال کنارم روی تخت ولو شد.منم همه آبشو خوردم وبا زبونم دور لبم رو پاک کردم.سرمو برگردوندم و بهش نگاه کردم.چشماش بسته بود و بی حال به نظر می رسید.چقدر ازش ممنون بودم بابت این سکس زیبا وچقدراز همه چیز راضی به نظر می رسیدم.



ادامه دارد......
     
#59 | Posted: 3 Oct 2017 15:47
روند داستان خیلی خوبه باریکلا اما لطفا توی انتخاب کلمات بیشتر دقت کن کلمات و اصطلاحات معیار و کتابی ریتم و زبان داستانت رو بهم میریزه.
لطفا زود به زود هم آپ کن داستان رو ممنون

اگه بدی بکنیم چی میییشهههه
     
     
#60 | Posted: 4 Oct 2017 00:38
ممنون و متشکر بابت نظر لطفی که داری

alirezakhande
     
صفحه  صفحه 6 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / دختری از جنس نگین بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites