تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

دختری از جنس نگین

صفحه  صفحه 7 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  
#61 | Posted: 27 Jul 2018 20:20
سلام داستانت تا اینجا فوق العاده بود لطفا ادامش رو بزار

غریبه ترین آشنا در میان دوستان
     
#62 | Posted: 28 Jul 2018 00:25
سلام.ممنونم از لطفت.
بله حتما.به زودی قسمت بعدی رو قرار میدم.

gharibe_ashena
     
#63 | Posted: 28 Jul 2018 10:50
لطفا ادامه داستانت و بزار
     
#64 | Posted: 2 Aug 2018 12:33
قسمت شصتم



تقریبا یک ماه گذشته بود و در این مدت من و میترا سکس های زیادی رو با هم انجام دادیم.بیشتر اوقات با هم بودیم وبه جز شبایی که اون پیش ایمان می رفت وباهاش سکس می کرد بقیه شب ها رو با هم بودیم.میترا کاملا تبدیل به تنها شریک جنسیم شده بود و تموم سکس هام با اون انجام میشد و این برای منی که خیلی تنوع طلب بودم در سکس خیلی متعارف نبود.درحالی که خودش در کنار سکس با من با ایمان و حتی گاهی اوقات با احسان سکس می کرد.آخرین امتحانم رو که دادم تصمیم گرفتم که برای تغییر روحیه و یه رفع خستگی چند روزی رو به شمال برم و میترا هم خیلی دلش می خواست تا همراهم بیاد ولی به خاطر کارش نمی تونست.به خاطر همین منم تنهایی حرکت کردم و رفتم شمال پیش خانوادم.آخ چقدر دلم براشون تنگ شده بود.خیلی وقت بود که بهشون سر نزده بودم.مادرم حسابی ازم پذیرایی می کرد وچقدر از دیدنم خوشحال بود.روز سوم حضورم در شمال بود که یهویی تصمیم گرفتم از خونه بزنم بیرون.توی این دو سه روز همش درحال مهمونی رفتن خونه این و اون بودیم و به فک و فامیلی که خیلی وقت بود ازشون خبری نداشتم سر زدیم.روز سوم از خونه بیرون زدم و به مامان هم گفتم که به دیدن یکی از دوستام میرم و معلوم هم نیست که کی برگردم.نمیدونم چرا دلم می خواست به ویلایی که قبلا توش مهمان بودم و اونجا گاییده شده بودم برم.آدرسش رو بلد بودم و برای پیدا کردنش خیلی به دردسر نیفتادم.تقریبا نزدیک غروب آفتاب بود که به اون ویلا رسیدم.نمی دونستم الان کی توی ویلا هست ، آیا سهیل یا مادرش سیمین یا شاید هم پدرش اون جا هستند یا نه.اما اینو می دونستم که قطعا وقتی زنگ اون خونه رو به صدا در بیارم سیروس سرایدار ویلا همون مردی که هم سن پدرم بود و من قبلا باهاش سکس کرده بودم درب ویلا رو برام باز میکنه.میخواستم زنگ ویلا رو به صدا در بیارم که از داخل حیاط صدای سیروس رو شنیدم که مشغول آواز خواندن با صدای بلند بود پس اگر هم زنگ می زدم توی ویلا نبود که جواب بده واسه همین چند ضربه ای به درویلا زدم.به محض شنیده شدن صدای درآواز خواندنش رو متوقف کرد وپرسید:کیه؟جوابش رو ندادم و چند ثانیه بعد اومد ودروازه رو باز کرد.به محض دیدنم حسابی تعجب کرد و با بهت بهم نگاه کرد.منم بهش نگاه کردم و لبخند زنان سلام کردم.همون طور که مات و مبهوت بهم نگاه می کرد جواب سلامم رو داد.دوباره بهش لبخند زدم و گفتم:منو می شناسی آقا سیروس؟سری به نشان تایید تکون داد وگفت:مگه میشه فراموشت کنم؟تو یکی از جنده هایی بودی که آقا سهیل با خودش به این ویلا آورد.فقط اینکه اسمتو فراموش کردم.دستمو جلو بردم و گفتم:نگین هستم.اونم دستمو گرفت و باهام دست داد وگفت:درسته.نگین خانوم.بهم حق بده که حسابی از دیدنت اینجا تعجب کنم.تو این جا چیکار میکنی؟منم به جای جواب دادن به سوالش پرسیدم:سهیل این جاست؟سری به نشان نفی تکان داد و گفت:نه.یه چند وقتی میشه که سهیل نیومده اینجا.
-:سیمین خانوم چی؟یا پدر سهیل؟باز هم سری به نشان نفی تکان داد و گفت:نه هیچ کسی نیست.اونام یه مدتیه که نیومدن اینجا.در حال حاضر من تنهام.لبخندی زدم و با شیطنت گفتم:اشکالی نداره بیام تو؟متعجب و بهت زده نگاهم کرد وبا لبخندی گفت:خواهش میکنم.بفرما داخل.سپس سرشو از در بیرون آورد و محتاطاتانه دو طرف رو نگاه کرد و سپس داخل رفت ومنم پشت سرش وارد شدم و اونم دروازه رو بست.با هم داخل حیاط بودیم و قدم می زدیم که سیروس رو به من کرد و گفت:آقا سهیل خبر نداره که تو اومدی اینجا درسته؟سرمو به نشان تایید تکون دادم و گفتم:بله درسته.
سیروس:میخوای بهش زنگ بزنم بگم اومدی اینجا؟بشنوه اومدی اینجا حتما خیلی خوشحال میشه و با کله خودشو می رسونه اینجا.
-:نه.نمیخوام اون یا سیمین خانوم هیچ کدومشون بفهمن که من اومدم اینجا.
سیروس:پس اگه به خاطر سهیل اینجا نیومدی..... حرفش رو قطع کردم و گفتم:من به خاطر تو اینجام.با شنیدن این حرف گل از گلش شکفت.لبخندی زد و گفت:دیگه اگه خودتم بخوای مثل ملکه باهات رفتار کنم و ببرمت تو ویلا بکنمت باید بگم که از این خبرا نیست.می برمت تو خونه سرایداری خودم و مثل یه کنیز می کنمت.منم یه لبخند سکسی بهش زدم و گفتم:منم توقعی غیر از این ازت ندارم.سیروس با دست به خانه سرایداریش اشاره کرد و گفت:از این طرف جنده خانوم.به محض اینکه وارد خونه شدم درو پشت سرم بست و قفل کرد.به سمتش برگشتم و با لبخندی گفتم:من نیومدم اینجا که فرار کنم.نیازی نبود درو قفل کنی.اونم یه پوزخندی زد وگفت:اگه بدونی چه چیزایی در انتظارته احتمالا خودت پا به فرار میذاری.این حرف رو زد و با دستش گلومو گرفت و به طرف همون رختخواب کهنه و بوگندوی خودش هدایت کرد وتوی رختخوابش پرتم کرد.با اینکه ته دلم ازش می ترسیدم ولی حالا که اون می خواست گربه رو دم حجله بکشه نباید ضعف نشون می دادم یا جوری وانمود می کردم که ترسیدم.یه لبخندی بهش زدم و با انگشتای دستم اونو به سمت خودم دعوت کردم وازش خواستم که مثل یک گرگ بهم حمله کنه.طنازی ها و عشوه گریام انگار کار دستم داد چرا که واقعا مثل یه گرگ بهم حمله کرد و من نفهمیدم چطوری در کسری از زمان کاملا به وسیله دستهای قدرتمندش لخت شدم.همون طور که روم افتاده بود توی چشمای خمارم نگاه کرد وگفت:هرگز فکرشم نمی کردم که همچین پتیاره ای باشی که با پای خودت وقت غروب بخوای بیای اینجا واساسی گاییده بشی.تو دیگه چه جنده ای هستی؟یه پوزخند زدم و گفتم:از اون جنده هایی که نمونه مشابه ندارن.هرجا رو بگردی هرچقدر بگردی نمیتونی یکی مثل من پیدا کنی.وحشیانه به سینه هام حمله کرد و یکی از اونا رو به دهن گرفت ونوکشو گاز گرفت.خیلی دردم اومد و یه داد بلند زدم که همون لحظه سیروس یه کشیده آبدار تو صورتم خوابوند و گفت:هرچقدر میخوای داد بزن پتیاره.احتمالا صبح که از خواب بیدار بشی بر اثر جیییغ و دادهای زیاد دیگه صدایی ازت در نیاد.البته اگه بتونی صبح از خواب بیدار بشی و بتونی امشب رو به سلامت رد کنی.با شنیدن این جملات چند تا سکته ناقص رو رد کردم ولی با این حال خودمو نباختم و گفتم:من برای همه چیز آمادم آقا.برای همه چیز.دوباره سینمو توی دهنش گرفت و این بار مشغول خوردنش شد.مستقیم گاز نمی گرفت ولی اون قدر محکم و با ولع می خورد که یه جورایی دردم میومد ولی تحمل می کردم.با دست دیگرش هم اون یکی سینم رو گرفته بود و محکم می مالیدش.اون قدر قدرتمند و پرتوان بود که احساس می کردم سینه هامو داره له میکنه.همه کاراش دردناک و درعین حال لذت بخش بود.واس همین هم برای بار دوم و این بار با پای خودم اومده بودم تا زیرش بخوابم و گاییده بشم.منم درحال لذت بردن بودم و آاااااهههههه می کشیدم.همزمان با انگشتام کسم و چوچولم رو می مالیدم.اونم بعد از اینکه چند دقیقه ای سینه هامو خورد دیگه بیخیال شد واومد سراغ لبام.لبشو روی لبم گذاشت و آروم لبم رو بوسید.دو سه بار دیگر هم بوسید و این حرکت رو تکرار کرد.انگشتاشو روی لبم گذاشت و آروم آروم لبم رو نوازش می داد.نمیدونم چرا احساس می کردم این نرمش و ملایمت به نوعی آرامش قبل از طوفانه.خیلی زود حسم به واقعیت تبدیل شد و سیروس با دست قدرتمندش دو طرف صورتم رو گرفت و فشار داد و بر اثر فشار زیاد دهنم باز شد ووقتی کاملا دهنم باز شد یه تف گنده رو تو دهنم پرت کرد و گفت:بخووووورش جنده.تفش رو مزه مزه کردم و خوردم.دوباره یه سیلی تو گوشم زد و گفت:وا کن دوباره دهنتو جنده.دهنمو باز کردم و دوباره توی دهنم تف کرد ومنم تفش رو خوردم.یه سیلی نسبتا محکم روی سینم زد و گفت:هر بار که تفمو خوردی خودت خودکار دهنتو باز میکنی تا تف کنم دهنت.بذار همش نگم بهت.منم یه چشم گفتم و دهنم رو دوباره باز کردم.سیروس چند باری توی دهنم تف کرد و آخر سر یه سیلی محکم به سینم زد و گفت:کافیه.خیلی سریع اومد لای پام و سراغ کسم.انگشتاشو برد سمت کسم و به آرامی شروع به مالیدن کس و چوچولم کرد.یه آاااااهههههه کشیدم و چشمام رو بستم ولی به خوبی می دونستم هر چیزی که با آرامش شروع بشه در ادامه میتونه چقدر برام سخت و دردناک دنبال بشه.سیروس با انگشتاش با چوچولم ور می رفت و تحریکش می کرد و منم خیلی زود ترشحاتم راه افتاده بود.کسم اون قدری آب داده بود که به نظر برای انجام فاز بعدی عملیاتش آماده باشه.



ادامه دارد......
     
#65 | Posted: 3 Aug 2018 23:19
مثل همیشه فوق العاده و بینظیر بودش
منتظر ادامه داستان هستیم

غریبه ترین آشنا در میان دوستان
     
#66 | Posted: 4 Aug 2018 00:15
ممنون و سپاس گزارم

gharibe_ashena
     
صفحه  صفحه 7 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / دختری از جنس نگین بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites