تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

همسر فاحشه من شهره

صفحه  صفحه 9 از 12:  « پیشین  1  ...  8  9  10  11  12  پسین »  
#81 | Posted: 24 Sep 2017 23:51
عالی هستین میخوامتون

Coldsilenc
     
#82 | Posted: 25 Sep 2017 01:26
شهره هستم۷
ساعت سه عصر قرار بود الناز دختر داداشم بیاد تا باهاش فیزیک کار کنم شانزده سالشه ، چند مدتی میشه میاد فیزیک یادش بدم، الناز دختر خیلی زیبایی هستش سفید پوست طوری که رگ هایه بدنش بعضی جاها دیده میشه پاهایه بلوری داره پاهاش از اون پفکی هاست که دوست داری بخوریش چشاش آبیه خیلی زیباس به مادرش رفته ، زن داداشم دو رگه کانادایی ایرانیه تو کانادا با داداشم آشنا شد، کونش رو هم از من که عمش باشم گرفته ، خلاصه الناز خیلی زیباست ، اون روز زیبا تر شده بود انگار چند وقتی بود به نظر میرسید متفاوت شده ، اینو زن ها میفهمند دخترا تو ی حد زمانی تبدیل به زن میشن یعنی به بلوغ میرسند تو دلشون التهاب حس میکنند داخل سینه هاشون ی حس و ی چیزی بوجود میاد رفتارشون عوض میشه دوست دارن دیده بشن زود دل میدن و زود عاشق میشن با کمترین تحریکی شهوتی میشن و خودشونو ول میکنند، خلاصه الناز تو همچین بحرانی به سر میبرد اینو من که عمش بودم میفهمیدم، اون روز هم وقتی اومد خونمون حیجان داشت گفتم جی شده الناز ؛ گفت عمه ی پسره تو مجتمع شما دنبالم افتاده بود کلی بهم گیر داده بود هنش میگفت خانوم خشگله عشقم میشی، و آخرش هم جلو آسانسور این کاغذو داد بهم توش شماره نوشته، خندهم گرفت گفتم برو مانتوت رو در آر حالا بیا پیشم ببینم چی میگی ، ی دامن پف دار کوتاه تنش بود با تاپش سوتینش هم که از زیر تاپ دیده میشود از این خرگوشی های صورتی بود نشست کنارم گفتم الناز تا حالا دوس پسر نداشتی گفت عمه راستشو بگم گفتم بگو عمه جان گفت راستش یکی داشتم ولی برا پارسال بود ، بهم زدم باهاش؛ صبح که میرفتم مدرسه تو پارکینگ مجتمع یکم ب میگرفت ازم و سینه هامو میمالید بعد میرفتیم مدرسه ، پسر تو مجتمع ما میشستن. گفتم الناز کار دیگه ای نکردی باهاش راستشو بگو گفت نه عمه این آخریا یکم جلو تر رفتیم یکی دو بار شلوار و شرتم رو کشیدم پایین به اونجام دست زد تو پارکینگ پشت ماشین ها ، اینا رو که میگفت مثل لبو سرخ میشد هم خجالت داشت هم شهوتی میشد، من رو هم شهوتی کرد یاد عشق بازی های دوران دبیرستان خودم با دوست پسرام افتادم، گفتم الناز همین بود دیگه کار دیگه ای اگه کردی بگو، گفت نه عمه همین بود گفتم از پشت ی وقت کاری باهات نکرد ، گر گرفت لپاش سرشو انداخت پایین گفت عمه راستش برا همین باهاش بهم زدم ، گفتم بگو عمه هر چی بوده بگو، گفت همین آخری ها ی بار گفت خونشون کسی نیست من هم ساعت شیمی رو جیم شدم رفتم خونشون اولش فقط شلوارمو دادم پایین با اونجام بازی میکرد نمیدونی عمه چقدر حال میداد گفتم میدونم عمه جان گفت دلم میخواست شوهرم میبود هر کار دوست داشت باهام میکرد، راستی عمه تو با أقا آریا هر کار دوست داری میکنی گفتم آره الناز جون زن و شوهر یعنی همین دیگه گفت عمه شوهرا زناشونو از پشت هم چیز میکنن گفتم بعضی هاشون آره گفت عمه دردت نمیاد تو گفتم الناز اون پسره از پشت کاری باهات کرد!؟ گفت عمه باور کن نمیخواستم ولی یکم با اونجام بازی کرد بعدش گفت همه دوستاش با دوس دختراشون این کارو میکنن و اگه من نکنم میره با یکی دیگه دوست میشه من هم شیطون گولم زد شلوارمو در آورد و خابوندم رو زمین یکم کرم مالید به اونجام از پشت بعد احساس کردم ی چیزی سفت میماله به باسنم عمه اولش خیلی باحال بود دلم میخواست تموم نشه این چیز پسرا چرا اینقدر مزه داره؛ گفتم میدونم الناز جون مزه داره گفت بعدش ی هویی فرو کرد تو باسنم عمه داد زدم ها داد زدم ، مرگو جلو چشام دیدم خودمو کشیدم بیرون چشام پر اشک گریه کنان شلوار پوشیدم و اومدم خونمون و دیگه باهاش بهم زدم، گفتم عمه اشکال نداره اون پسره هم ناوارد بوده ، عمه جان باید چهار دست و پا شی اول بعد که رفت تو بعد آروم بخوابی اون پسره بلد نبوده ، گفت عمه شهره دوستام میگن خیلی حال میده ولی من دیگه نمیخوام کسی این کارو با من بکنه، گفتم الناز جان ی خری وقتی برا بار اول بلد نباشه و از پشت این کارو با ی زن بکنه اون زن تا آخر از این کار میترسه. ( راست میگفت بچه، خوانوما میدونن من جی میگم آقایون نمیفهمن هرچی هم که بگی باز نمیتونن درک کنن درد بار اول کون دادن تازه اگه طرفت بلد هم نباشه چقدر بده) الناز گفت عمه شهره تو دوست داری از پشت آقا آریا چیزت کنه گفتم الناز جان من بجز آریا با مرد هایه دیگه هم از پشت این کارو کردم الناز دستشو کرد تو دهنش و گاز گرفت گفت هااااااااا عمه واقعاً گفتم آره الناز جان گفت عمه فیلم سوپر هم دیدی گفتم دوس داری ببینی گفت وای میشه گفتم اون کنترل رو بده من ، ماهواره ما کارتی بود اون موقع پلی بوی با ایکس ایکسل و فک کنم ی هشت تا کانال بود به نام مولتی ویژن که کارتی بود و پورن بودن (پورن که میدونید به هنر پیشه های سوپر سکسی میگن) یکی رو باز کردم دو تا زن داشتن لز میکردن رفتم تو آشپز خونه و چند دقیقه طول کشید تا قهوه ریختم اومدم بیام تو نشیمن ی لحظه دیدم دستش رو برده تو شرتش زیر دامنش داره به کسش حال میده تا ننو دید دستشو کشید بیرون قهوه رو گزاشتم گفتم من میرم بالا عمه یکی از پروژه هام مونده تموم کنم ، خونه ما پنت هوسه و دوبلکسه از بالا یواشی دید میزدمش دستشو برد تو و با کسش حال میکرد انگشتشو میکرد تو دهنش انگار تو فیلمه یاد گرفته بود. من هم شهوتی شدم با خودم گفتم شهره دختر داداشته باز تو دلم گفتم خو باشه من نه یک پسر کیر کلفت دیگه بلعخره چی بعدشم من با باباش هم که داداشم باشه زمان مجردیم که اون هم مجرد بود خوابیدم این که دیگه دختر داداشمه ( اگه دوست داشتید بگید خاطره سکسم با داداشم رو هم بگم. البته اگه ده تا رای به بالا موافق بودن میگمش) رفتم پایین منو دید دستشو در أورد خودشو جمع و جور کرد گفتم عمه جان راحت باش اگه العان خودتو ارگاسم نکنی ممکنه بری تو خیابون کار دست خودت بدی شهوت شوخی بردار نیست عمه ، هروقت فیلم پورن دیدی خودتو ی جوری ارگاسم کن عمه، گفت عمه از این چوچول مصنویی ها از کجا میشه خرید دوستام میگن دارن ولی من میدونم دروغ میگن، گفتم اون اسمش چوچول نیست و کیره تا اینو گفتم نا خداگاه دستش از رو دامن رفت رو کسش گفتم آره دارم گفت میدی بهم عمه گفتم آره عمه جون حالا دامنت رو بده بالا ببینم سایز کست چنده بعدشم تو با کیر مصنویی پردتو میزنی این خطر داره من خودم برات انجام میدم که پردهت پاره نشه دامنشو سری داد بالا تا اومدم جلو نشستم وسط پاهاش سری شرتشم کشید پایین گفت عمه اون کیر مصنویی رو برا کسم نمیخوام (انگار داشت با به زبون آوردن کیر و کس به من میفهموند که من هم بزرگ شدم) برا کونم میخوام أخه باید یواش یواش أماده بشه برا کیر هایه کلفت کلفت دیگه مگه نه عمه گفتم آره عمه جان نگران نباش خودم برات یکی دو بار یکیو میارم جلو من بکنتت که خیالم راحت باشه بعد که وارد شدی خودت به هر کی خواستی بده بکنتت گفت وای ی ی ی ی ی جووووونم چه عمه نازی دارم
و دامنش رو کشیدم پایین حالا فقط با شرتی که تا زانو پایین بود جلوم نشسته بود کسش مثل برف سفید بود گفتم از کی موهای کستو میزنی گفت عمه چند ساله ، با انگشت یکم رو کسش مالیدم معلوم بود کس کیر نخوردست با دو تا انگشتم کسشو باز کردم توش سرخِ سرخ بود کسش مثل پنیر سفید بود و مثل اسفنج نرم و تُپل دستاشو به پشتش رو مبل سطون کرده بود و تا کسش خوب بیاد جلو و منتظر بود ببینه من چیکار میکنم اون کس رو که دیدم تبم شد هزار نتونستم جلو خودمو بگیرم با نک زبونم چند بار کشیدم رو کسش ی اهی کشید و گفت عمه میشه برام بخوریش خیلی دوست دارم گفتم آره عمه جون عمت نخوره کی بخوره دهنمو گزاشتم رو کسش تا جایی که میشود کسشو فرو کردم تو دهنم تمام حجم دهنم از کسش پر شد ولی اینقدر کسش تپل بود که همش جا نشود تو دهنم و از اونجایی که خودم زن بودم و میدونستم کدوم قسمت کس حال میده به طرف وقتی میخوریش دقیقاً دو طرف کوسش قسمت حلالیش رو که جدا کننده بیرون از توی کس هستش رو با دندون و لبام طوری که فشار نیاد به کسش مک زدم و کشیدم بالا (اینو میگم تا آقایون بدونن چطور باید کس یک زن رو بخورن) ی هو گفت واووووووووو دلم عمه داره از دهنم در میاد انگار ی جایه دلم داره با عسل حل میشه گفتم میدونم عمه جون و دوباره سمت دیگه حلال کسش رو با لبام مکیدم و ی کوچولو دندون هم به کار میبردم طوری که فقط حسش کنه و دردش نیاد (دارم با ریزش میگم که آقایون بدونن زن ها چی دوست دارن از کس لیسی ) الناز نمیتونست دیگه خودشو کنترل کنه آروم میگفت وووووووی وووووووی عمه میخوامت عاشقتم بمیرم من برا عمم بخور کسمو بخور عمه جون عاااااااااشقتم همکلاسی هام بدونن عمم کسمو میخوره میمیرن از حسودی با دو تا انگشتم کسشو باز کردم و زبونک کسشو با نک زبون زربه میزدم میگفت واییییی عمه دلم داره آب میشه چرا اینجوری میشم قلبم داره قش میره انگار ی چیزی زیر شکمم مثل آب قند حل میشه واووووو واییییی وایییییی نمیتونم دیگه و من هم با زبونم هر هنری که بلد بودم رو کس دختر شانزده ساله داداشم انجام میدادم خودم این قدر شهوتی شدم که لباسامو کندم ولخت شدم جلوش اون هم تاپشو در آورد و من براش سوتینشو در آوردم اون سوتین صورتی شو که شکل خرگوش بود و دو تا گوش خرگوشی داشت سینه هاش هنوز کوچیک بود و تو دستام جا میشدن سینه هاشو با زبون توک میزدم و نوکشو با دندون یواشی میکشیدم عمه دلم آب شد واییی واییی دلم قش میره چرا و یکم سینه هاشو مالیدم و رفتم ی کیر مصنویی اون کوچیکترینشو آوردم از اونها بود که وصل ی شرت بود گفتم الناز عمه جون از اون کشو روغن سکس منو بیار ، آورد و گفت عمه آریا با این میکنت گفتم آره عمه جون گفت عمه تو واقعاً با مرد های دیگه هم سکس کردی
آره الناز جون
عمه میشه برا من هم یکی رو بیاری ، من دوست دارم با ی مرد تجربه داشته باشم
آره عزیزم دوختر خوشگل عمه، میارم برات ولی یکی از اون باحالاشو میارم که خودمم باشم و مواظبت باشم تا ی وقت پرده تو بر نداره گفت
عمه مگه چی مشه خو ، پردمو برداره ، دوست دارم زیاد سکس کنم خیلی باحاله اگه خواستم شوهر کنم هم بهش میگم من پرده ندارم اگه نخواست بره گم شه
گفتم عشق عمه ، الناز شهوتی من ، پرده تو هم بر میدارم برات ولی نه حالا ، به موقش این کارو هم عمه برات میکنه ولی باید یکیو اول پیدا کنم که ارزش تورو داشته باشه تا پردتو برداره
عمه زود دیگه دلم داره میریزه زود اون کیرو بکن تو کونم
باشه النازم بخواب رو مبل
طوری رو مبل خوابوندمش که شکمش رو مبل بود و با زانو هاش رو زمین و پشتش به من بود
روغن رو ریختم رو کون تپل و سفیدش و با انگشت کونشو ماساژ دادم آروم انگشتمو کردم تو سوراخ کونش ی اهی کشید از ته دل
وایییییییییی جووووووووونم عمه ووووووووووویییی چه حالی میده درد نداره عمه
میدونم الناز جون
یواشی ی انگشت دیگه هم کردم تو کونش و دو تا انگشتی شد
واااااااااا عمه چیکار میکنی یکم فشار بده ، میشه بخوری با زبونت تو کونمو
نه عمه العان دارم راه کونتو باز میکنم برا این کیر
و سه انگشتی کردم یکم دردش اومد ولی دوست داشت دردشم
دوباره روغن ریختم رو کونش و کیر مصنویی رو با شرتش پوشیدم. نگاه کرد و گفت
واییی عمه این که واقعیه انگار ، زود بکن منو عمه بکن النازو ، بکن منو عمه بکنم
آروم کیر رو فشار دادم به سوراخ کونش ولی نمیرفت تو و نخواستم یهو فشار بدم که دردش بیاد
با دستم کیر رو گرفتم و یواش فشار دادم آروم رفت تو کونش
وااااااااااوه وَه ه ه ه ی ییی عمه جون بکن النازو دلم داره میلرزه چرا اینطوری میشم عمه
یواش براش تلمبه میزدم داشت میمرد از خوشی جلو عقب جلو عقب ولی به آرومی و قتی کیر رو در آوردم سوراخ کونش سریع برگشت به حالت اولش معلوم بود که تنگه ، باز کردم تو کونش
جوووووون عمم عشقه عاشقتم عمه
و تکون دادم جلو عقب یواش یواش دستمو گزاشتم زیر کسش و با انگشت تا جایی که پردش پاره نشه کسشو جلا دادم و با انگشت دیگم زبونک کوسشو میمالیدم و کامل رو پشتش خوابیده بودم کیر هم تو کونش بود و با دسته دیگه سینه هاشو میمالیدم کامل زیرم بود کسشو میمالیدم و کیر رو تلم میزدم تو کونش
داشت ارگاسم میشد خیلی تبش بالا شده بود
واااااااا واااااایییییی. واییییییییییی عمه ه ه ه ه
داد میزد دیگه
واوووووووو واییییییی عمه جونم عمه ه ه ه ه عمممممممممممه بکن النازو بکن منو عمه جونم عاشقتم بکن النازو
داشتم دختر شانزده ساله داداشمو ارگاسم میکردم، کی دیده عمه با برادر زادهش لز کنه
جیغ میزد دیگه
وایییییی واییییییی داییییییی وایییییی ....
و ناگهان بدنش لرزید.و فهمیدم ارگاسم شد سریع برگردوندمش و کسشو لیسیدم و سینه هاشو مالیدم تا ارگاسمش کامل بشه از آخرش هم ی انگشتمو تا ته فرو کردم تو کونش که تیر آخر بود
افک کنم ارگاسم کامل شد، بی حال افتاده بود رو مبل و فقط به من نگاه میکرد ، چند دقیقه در سکوت موندیم و الناز بی حال به من نگاه میکرد
گفتم الناز عمه حالت خوبه
یهو پاشد و منو بغل کرد وبوسید و یکم لب گرفت ولبامو مک زد ، صورتمو غرق بوسه کرد و باز هم لب گرفت و لبامو مکید گفتم چیکا میکنی اِلن
گفت عمه جونم عمه جونم تو بهترین عمه دنیا هستی خیلی دوست دارم عاشقتم عمه عاشقتم
گفتم حالا نوبته تویه عمرو ارگاسم کنی عزیزم
گفت میمیرم برات چی کا کنم عمه بخواب کستو بخورم
نشستم رو کاناپه و الناز کسمو کرد تو دهنش با ی ولعی میلیسید کس عمشو که نگو بلند شدم و پشتمو کردم بهش گفتم الناز بدت نمیاد کون عمه رو بخوری
ه عمه هر کاری بگی میکنم تو استاد منی هر چی بگه عمم انجام میدم و زبونشو زد تو سوراخ کونم و میلیسید
من هم کیر رو برداشتم از زیر شکمم میکردم تو کسم و تند تند کیر رو میکردم تو کسم الناز هم میلیسید کونمو الناز کیر رو از دستم گرفت و شرت کیر رو پوشید گفت حالا الناز عمشو میکنه ، بخواب عمه شهره
من هم خوابیدم به پشت و روم به طرف الن بود پاهامو باز کردم ته بتونه بکنه منو کیر رو کرد تو کسم و روم خوابید سینه هامون به هم چسبیده بود رو کرد به کردن عمش انگشتمو خودم کردم تو کونم الناز با کیرمصنوییش میکرد و میگفت
عمه شهرمو میکنم جوووون جووووون ؛ عمه شهره برام از اون مرد کیر خوشکلاش بیار دفعه بعد عمه من کیر میخوام کیر واقعی
من داشتم ارگاسم میشدم لبامو گذاشتم رو لباش و زبونشو کرد تو دهنم زبون همو میموکیدیم تا ارگاسم شدم منم
الناز گفت عمه ممنونم ممنونم تو بهترین عمه دنیا هستی
خیلی سریع نوشتم اگه غلط غلوطه ببخشید ، حس ویرایش ندارم دیگه
ادامه میدم....
     
#83 | Posted: 25 Sep 2017 01:33
عالی شهره جون
     
#84 | Posted: 25 Sep 2017 02:20
marchobe:
عالی شهره جون

ه اسم با نمکی
مارچوبه
هه هه
     
#85 | Posted: 25 Sep 2017 02:21
Ariyajoon:
ه اسم با نمکی
مارچوبه
هه هه

مرسی شهره جون
     
#86 | Posted: 25 Sep 2017 09:22
marchobe:
عالی شهره جون

شما هم عالی هستی عزیزم
ممنونم
     
#87 | Posted: 25 Sep 2017 13:43
شهره جان و ارياي عزيز ممنون كه مارو هم تو خاطراتتون شريك كردين اميدوارم هميشه شاد باشين و مارو هم شريك شاديهاتون بدونين
     
#88 | Posted: 25 Sep 2017 13:44
شهره جان و ارياي عزيز ممنون كه مارو هم تو خاطراتتون شريك كردين اميدوارم هميشه شاد باشين و مارو هم شريك شاديهاتون بدونين
     
#89 | Posted: 25 Sep 2017 15:12
Ariyajoon:
شهره هستم۷

مثل همیشه عالی و هیجان انگیز با سوژه‌ای فوق‌العاده
و یک شبِ دیگه بی‌خوابیِ لذتبخش به من هدیه دادی.
مرسی که هستی و مرسی که مینویسی

اون به انسان ها غریزه میده ...
اون این هدیه فوق‌العاده رو به تو میده و بعد چیکار میکنه؟؟
قسم میخورم که اینکار رو برای سرگرمی خودش میکنه ...
درست مثل یه فیلم کمدی ...
اون قوانین رو برخلاف غرایز تنظیم میکنه.
اینکار در واقع یه وقت گذرانی دائمی هست ...
     
#90 | Posted: 25 Sep 2017 16:44 | Edited By: Reza_uk_r
خیلیم خوب هرچیم میگذره از داستان بهترم میشه همینجوری ادامه بده، سپاس

جــورے زنــدگــے ڪــن ڪــه بــهش افــتــخــار ڪــنــیــ!
     
صفحه  صفحه 9 از 12:  « پیشین  1  ...  8  9  10  11  12  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / همسر فاحشه من شهره بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites