تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

داستان سکسی عبور ممنوع

صفحه  صفحه 6 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  پسین »  
#51 | Posted: 21 Oct 2017 23:53
عالیه داستان فقط قرار بود چند قسمت رو با هم بزاری
     
#52 | Posted: 22 Oct 2017 01:56
دوست عزیزی ک داری فحش خواهر و مادر میدی اینو بدون فحش مثل توپی هستش ک بزنی ب دیوار برمیگرده ب طرف خودت الانم همینطوری شده بعدشم نویسنده گی کارهرکسی نیست این بنده خداهم حتما کاروزندگی داره نمیشه ک بنشینه و یکسره داستان بنویسه منم قبول دارم کم آپدیت میکنه اما این دلیل نمیشه ک ب ناموسش فحش بدم خدا همه ماهارو هدایت کنه

ققنوس آرام
     
#53 | Posted: 22 Oct 2017 08:03
سلام داستان قشنگه فقط ممنون میشم زودتر ادامش ا بزارید تا هم پیوستگی داستان حفظ بشه هم مزه اش از بین نره
     
#54 | Posted: 22 Oct 2017 15:35
داداش داستان شما خوبه ولی چند نکته بگم
اول اینکه نظرات دیگران باعث نشه از موضوع ذهنی خودت خارج بشی چون هرکی میاد اون چیزی که دوست داره بیان میکنه که باعث میشه داستان از موضوش خارج بشه.

دوم اینکه واقعا سعی کن زیاد اغراق نکنی چون سکس این مدلی بنظرم خیلی محتاطانه باید باشه و لذتش به همینه که زیاد اطرافیانی وارد این موضوع نشن

و از دوستان خواهش میشه فحش ندن کسی مجبورشون نکرده بخونن..به حد کافی مشکلات هست که وقت نمیکنیم.
     
#55 | Posted: 25 Oct 2017 11:04
نمیدونم‌این‌نویسنده ها چدااینقدتادونفرداستانشونومیخونن نازمیکنن ادامه نمیدن خوب ازاول شروع نکنین این‌همه منتظرنباشیم دیگه آخرشم بسته شده
     
#56 | Posted: 28 Oct 2017 03:25
متلک 8
دوروز بعد.. از امتحان اومده بودم که زنگ زدم به سپهر که باهاش قرار چک کنم که گفت نمیاد وقراره بعد امتحان یاسی برن خونه سپهر اینا چون کسی خونشون نیست و یه بار دیگه با یاسی حال کنه...
گفتم خوشبحالت..سریع فکری اومد تو ذهنم گفت داداش راه داره منم با دوست دخترم بیام..اونم نه گذاشت نه بر داشت گفت نه تابلو میشه یاسی به هزار زحمت میخوام ببرم اگه شلوغ بشه تابلو میشه..
خلاصه ما رو پیچوند..
من بعد امتحان ساحل اینا واستادم دم پارک همیشگی اما خبری از سپهر نبود.. وقتی ساحل با یاسی اومد زود خداحافظی کرد رفت..
دست خواهرمو گرفتم شروع کردیم به قدم زدن گفتم راستی یاسی چقدر عجله داشت کجا رفت..
ساحل یه دفعه گفت یعنی تو نمیدونی کجا رفت..
سرخ شدم نکنه سپهر به یاسی گفته باشه من بهش گفتم که ما هم بیایم مکان..
ادامه داد مگه سپهر بهت نگفته ...
وای از دست این پسره دهن لق..
با نیشخند گفتم اهان یادم رفته بود..بعد حرف عوض کردم ..
رسیدیم خونه و مدام داشتم به این فکر میکردم حتما یاسی به ساحل گفته که داره برای چی میره اونجا و ساحل فهمیده منم میخواستم با اون اونجا باشم..و دیگه فهمیده این دوست دختر و دوست پسر بودن ما از نظر من فرمالیته نیست و قصدم چییه!!؟
باید یه کاری میکردم بفهم نظر خود ساحل چیه..هر راهی به نظر میرسید میترسیدم تا حالا هر چی کاشتم خراب بشه و دیگه نتونم دوباره درستش کنم و گند قضیه در بیاد ساحل ازم دوری کنه..
فرداش بعد امتحان به خاطر خرید هایی که مادرم بهم سپرده بود نتونستم برم دنبال ساحل ..
رسیدم خونه ساحل رسیده بود.. اومد جلو خرید ها رو از دستم بگیره یواش گفت عشقم امروز نیومدی دنبالم..سرمو بردم جلو گفتم کار پیش اومدم وگرنه من از هیچ فرصتی برای با تو تنها بودن غافل نمیشم..
اون شب کل خانواده دور هم مهمون خونه ما بودند فرداش هم پنجشنبه بود ساحل با خواهر بزرگم رفتن بیرون تا برای ساحل کاپشن بخرن یه کم خرید ..اونروز یه کم درس خوندیم چون شنبه اش امتحان مهمی داشتیم ..فرداش روز جمعه همه رفتن خونه داییم اینا نهار دعوت بودند ولی من و ساحل به خاطر امتحان موندیم خونه ..
و فرصتی که من دنبالش بودم پیش اومده بود ..ساعت نزدیک یازده بود که میخواستم مقدمه چینی کنم که چطور برم تو اتاق خواهرم که ساحل یه دفعه با پوشیدن خرید های دیروز وارد اتاق من شد ...اوووف چی میدیم همون کاپشن خز دار مشکی پشت ویترین با یه ساپورت مشکی چسب پاش با یه چکمه بلند پاشنه دار گفت سهراب خوبه..گفتم ماه شدی عشقم اینجوری که تو خیابون می دزدنت..
سریع بهش گفتم یه چرخ بزن وقتی چرخ زد دیدن پاهاش از فاصله چکمه تا رون پاش بی نظیر صحنه سکسی رو درست کرده بود ..دوست داشتم یه جوری به یه بهانه کاپشنشو در می اورد تا قشنگ بتونم کونشو تو اون ساپورت ببینم..
گفت چطور...
گفتم که عالیه خیلی خوبه.. حسابی خوردنی شدی..
رفتم سمتش اینبار یه بوس از لپش کردم..اومد رو تختم پیشم نشست گفت سهراب یه سوال بپرسم راستشو میگی ..گفتم بپرس..گفت دوست دختر نداری...
با خنده گفتم چرا دیگه پس تو چی هستی..
با مشت زد به بازوم گفت لوس..جدی گفتم.
گفتم خوب منم جدی گفتم..
گفت به جز من..گفتم نه..گفت یعنی تو تا حالا دوست دختر نداشتی..
گفتم چراداشتم الان ندارم..گفت با چند نفر دوست بودی..
گفتم سه تا گفت اشنا توشون بوده...
دیدم بحث داغ شده ..بهش گفتم تو گرمت نیست با کاپشنی..
گفت عه چرا بلند شد کاپشنشو در بیاره وقتی در اورد برگشت که دوباره بشینه اوووف بالاخره اون کونشو تو اون ساپورت دیدم قشنگ ساپورت قالب کونش شده بود اگه لختم بود انقدر قشنگ نمیشد کونش که تو اون ساپورت بود دوست داشتی سرتو بزار روش با دندون فقط یه سوراخ روش باز کنی کیرتو بکنی اون تو تا اون تو غوغا بکنه..
دوباره سوالشو پرسید گفتم با سمیرا ..دختر سوپری داخل شهرک..
گفت واقعا ایش با اون ایکبیری دوست بودی اون که از تو بزرگتره..
گفتم خوب باشه بعدش اون با من دوست شد ولی من با اون قهر کردم..
پرسید اخه اون قیافه نداره به چی اون دلخوش کردی..
از دهنم در رفت گفتم اما بدن خوبی داره..
گفت یعنی پسرا واسه هیکل با یه دختر دوست میشن..گفتم بله اتفاقا بیشتر پسرا...واسه هیکله که با دختر دوست میشن..
حرف های منو ساحل باعث شده بود کیرم راست بشه فقط با گذاشتن بالشت روش اونو از دید چشمای ساحل قایم کرده بودم..
دوباره ساحل یه چند تا دیگه ازم راجب زیدام پرسید ..تمام این مدت من کمتر نگاش میکردم و همه حواسم به رون های چاقش بود..دوست داشتم به یه بهانه دستامو بزار رو پاش..
منم دیدم بحث داره اینجوری پیش میره
گفتم حالا من سوال بکنم تو راستشو میگی
ساحل سکوت کرد فهمیده بود میخوام چی بپرسم..
دستام بالاخره با بهانه بیشگون گرفتن از پاش گذاشتم دقیقا روی رونش یه اخی گفت ..گفتم تو چی ساحل تا حالا یه کم مکث کردم گفتم دوست پسر داشتی...
با من من گفت نه: من باور کردم چون اون استرس اونروزشو دیده بودم فکر میکردم بار اولش باشه..همینطوری یه یه دستی بهش زدم..
گفتم من امارتو دارم قرار نشد دروغ بگیم بهم ..
گفت روم نمیشه..
حالا دیگه دستامو قشنگ از رو ساپورتش رو رونش میمالوندم ..
گفتم روم نمیشه جیه ما دیگه هیج جیز پنهانی از هم نداریم من همشو گفتم خو تو هم بگو دیگه..
گفت راستش پارسال راهنمایی بودم سه ماه با یه پسره دوست بودم..
فکرشو هم نمیکردم که ساحل دوست پسر داشته باشه یه حسی اومد سراغم با شنیدن این جمله از ساحل کیرم انقدر سفت شده بود احساس میکردم بالشت دیگه پاهام نگه نداشته بلکه این کیر شق شده مه که نگهش داشته...
اروم پرسیدم اشناست..
گفت شاهین..همون پسره که اونروز با یاسی بودم تو دیدیمون!
اوه حالا فهمیدم چرا شاهین انقدر با خواهرم گرم صحبت میکردم پس معلوم بود اینا از قبل همو میشناختن ..
گفتم یعنی از راهنمایی با هم دوست بودید تا الان..گفت نه قهر کرده بودم باهاش .یه چند باری اومد سراغم اونروزم که تو دیدیش..
گفتم الانم باهاش دوستی...
گفت نه به جون ابجی..
گفتم باشه من باور میکنم فقط قسم نخور...
حالا برای چی با هاش قهر کرده بودی گفت با یکی از همکلاسی هام دوست شده بود من فهمیدم بهم زدم..
گفتم اونروزم میخواستی باهاش دوست بشی منو دیدی بهم زدی..
گفت راستش از دیروزش باهاش دوست شدم قرار شد فرداش بیاد که اونروزم تو ما رو دیدی..گفتم اون فهمید که من تو رو دیدم تو بهم زدی باهاش گفت نه اون فکر کرد من دوباره اونو با کسی دیدم چون یاسی هم ازم پرسید چرا یه دفعه رفتی به اونم الکی گفتم شاهین دوست دختر داره ..
پرسیدم ازش خوشت میاد ..گفت نه دیگه چون بعد از اونروز با چند تا از دخترای مدرسمون دوست شده امارشو دارم...
دیگه خیلی راحت راحت خواهر و برادر داشتیم با هم حرف میزدیم..
دستامو به قسمت بالاتر رونش رسوندم در حین مالوندن پاهاش بودم احساس کردم ساحلم قشنگ هی خودشو بهم میجسبونه..پس اونم داشت از این بحثمون لذت میبرد..باید سوال های با حاشیه تری ازش میپرسیدم
که موبایلش زنگ زد جواب داد یاسی بود تو همون اتاق من جوابشو داد.
بعد خداحافظی رو کرد به من گفت اینا دیگه شورشو در اوردنا گفتم چطور گفت یاسی دیروزم رفته بود پیش سپهر و نشست کنارم اینبار من خودم چسبوندم بهش و دستام دوباره گذاشتم رو پاش و گفتم ساحل با شاهین بیرونم میرفتید گفت اره پارسال اون دوستم نیره می اومد دنبالم بریم خونشون درس بخونیم به بهانه اون یه چند باری با شاهین رفتیم بیرون..گفتم ای شیطون پس همش خالی بندی بود میرم خونه دوستم ؟ میرفتی پیش دوست پسرت..دیگه امپر خواهرم زده بود بالا و دستاشو گذاشته بود رو دستای من که داشتم پاهاش میمالوندم..
گفتم با هم شیطونیم کرده بودید..گفت از اونا که تو خیلی دوست داری .
گفتم من..چرا من خیلی دوست دارم !..گفت یاسی بهم گفته که به سپهر گفته بودی من تو هم باهاشون بریم خونه سپهر اینا شیطونی..
وای چه بدون مقدمه ساحل زد تو خال رفت سر اصل موضوع..
منم دوباره با خنده گفتم این سپهره خیلی دهن لقه...
ساحلم خندید اینبار با خنده اش دلم غش رفت و دستامو از پهلوش گرفتم و به طرف خودم بیشتر فشار دادم ..گفتم یعنی شما شیطونی نکردید ..گفت نه اونی که تو فکر میکنی..گفتم یعنی بوسم نکردید همو ..
گفت حالا..گفتم لابد این لبای خوشگلتو حسابی برات خورده؟
خندید گفت تو چی سهراب تا حالا با دوست دخترات شیطونی نکردی گفتم نه من جاشو نداشتم ولی با سمیرا بمال بمال زیاد داشتم .لب خوری.دیگه جفتمون میدونستیم ادامه بحث به چه چیزی ختم میشه و با نزدیکترین سوال ها به این قضیه خودمون نزدیک نزدیکتر میکردیم که زودتر این اتفاق بینمون بیفته..
پس من دوباره شروع کردم گفتم فقط همین پسره بوده یا با کسی دیگه هم دوست بودی..گفت نه فقط همون بوده..گفتم ساحل یه سوال میپرسم راستشو میگی..گفت بپرس..گفتم میدونی که برای من مهم نیست تو هر کاری که میکنی...پس راحت بهم جواب بده..
از کیا خوشت میاد منظورم پسرای اشناست ..
خواهرم یه کم خودشو به سمت من شل کرد گفت اول تو بگو..
من اینبار دستامو از تو پهلوش محکم گرفتم بیشتر کشوندم طرف خودم .که خودش از چسبیدن زیاد بهم یکی از پاهشو بلند کرد قشنگ گذاشت رو پام..جووون نرمی پاشو قشنگ دیگه حس میکرد..چه بینظیر بود این لحظات از خود سکسم بیشتر برام لذت داشت منم با دست اون پاشو که هنوز رو تخت بود مالش میدادم..
یکی چند تایی از فامیل گفتم ..
بعد گفتم حالا تو بگو؟
ساحل گفت تو فامیل که نه! بعد از پرهام پسر همسایه بالایمون و یکی دونفر بیرون شهرک بعد گفت یکی هم هست بدم نمیاد گفتم کی
گفت سعید ..گفت کدوم سعید گفت داداش همین سمیرا که تو باهاش دوست بودی..
اره سعید همسن من بود ولی قدش از من بلندتر همش تیریپ سنگین با کلاس میزد ..
گفتم تا حالا کسی از اینا که گفتی دنبالتم بودند . بهت چیزی گفتن یا اصلا نمیدون تو از اونا خوشت میاد..گفت هیچکدوم که نمیدون !فقط سعید دنبالمه. که تا حالا که چیزی بهم نگفته یعنی فکر کنم اونم میترسه اما بعضی موقع ها که رودرو شدیم یه چشمکی بهم زده..
گفت تو از کیا خوشت میاد خندیدم گفتم پسرا از هیچکی بدشون نمیاد ..من با خنده گفتم من عاشق خانم کاتبی هستم
خندید گفت عه لوس جدی پرسیدم..گفتم منم جدی گفتم که پسرا عاشق هیکل خانما هستن درسته خانم کاتبی نزدیک پنجاه سالشه اما تمام مجتمع با چشم خریدار نگاش میکنن لامذهب بد جور هیکل خوب و قیافه خشگلی داره ..
بعد بالشت از رو پام ورداشتم خواهرم بغل کردم کلا نشوندم رو پام اونم که دیگه میدونست قرار چه اتافقی بین خودشو داداشش بیافته کونشو جابجا کرد قشنگ گذاشت رو کیرم گفت واقعا سهراب از خانم کاتبی خوشت میاد گفتم اره.گفت اون که سه تا بچه داره گفتم داشته باشه با اینحال همزمان دستمامو گذاشتم رو سینه های خواهرم گفتم سینه هاش ادم دیونه میکنه..بعد بهش گفتم یعنی دخترا از سن بالا های مرد خوششون نمیاد گفت اتفاقا یه مرده که نزدیک مدرسشون لوازم تحریری داره بیشتر دخترای مدرسه عاشقن یارو چهل سالشه ..گفتم تو چی از اون خوشت نمیاد..
حالا که شهوت تو چشمای ساحل موج میزد سرشو به سمت پایین تکون داد گفت اوهوم یه جوون بهش گفتم و رفتم سمت لبهای خواهرم و شروع به خوردن لب هم کردیم وبا دستام داشتم تند تند سینه هاشو که اندازه یه لیمو درشت بودند فشار میدادم ..خواهرم تو لب خوری واردتر از من بود انگار هر روز با شاهین لب بازی میکردند چون بعد هر پایین بالای لبو خوردن زبونشو تا ته میکر تو حلقم ..اوووف باورش برام سخت بود ما چه زود به این از مرحله رسیده بودیم..
شروع کردم گردنشو خوردن اومدم تیشرتشو از تنش در بیارم نزاشت..
گفت سهراب میترسم یه دفعه بابا اینا بیان الان نمیشه لخت شد..
راست میگفت موقعیتی نبود که بتونیم باهم سکس کنیم..
گفت من برم که الانه مامان اینا بیان..اومد بلند شد که بره از پشت بغلش کردم قشنگ کیرم از رو شلوار مالوندم به کون داخل ساپورتش یه جوون گفتم براش ..
اونم با حال حشری از اتاق رفت ...
بالاخره ازمنطقه عبور ممنوع عبور کرده بودیم همونقدر که من دوست داشتم این خط بشکنم ساحلم هم اینو میخواست ..چون با اومدن پدر مادرم ساحل برام پیام داد سهراب خیلی دوستت دارم ...

و من منتظر فرصت بعدی تا کار نیمه تموم خودمونو تموم کنم

خلایق هرچه لایق
     
#57 | Posted: 28 Oct 2017 14:38
سلام.خسته نباشی داستانت عالیه ادامه بده اگه تونستی زودتر ادامه ش بزار.هر قسمت شم اگه شد طولانی تر کن.ممنونم بابت وقتی که گذاشتی برای این داستان.موفق باشی

Arash262015
     
#58 | Posted: 28 Oct 2017 18:36
یعنی من عااااشششقه داستانتم دیگه ایول بازم بنویس فقط توروخدا سریعتروبیشتر بنویس کشتی مارو باو
     
#59 | Posted: 29 Oct 2017 03:23
اولین باره دارم داستانو میخونم عالیه ادامشو بزار که حسمون نپره
     
#60 | Posted: 30 Oct 2017 15:44
دمت گرم؛داستانت عالیه
فقط قربونت سریعترادامشوبزار
     
صفحه  صفحه 6 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / داستان سکسی عبور ممنوع بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites