تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

وادی تاریکی

#1 | Posted: 28 Jun 2018 11:13
سلام با عرض ادب به دست اندر کاران سایت. درخواست یک تاپیک دارم


در تالار: داستان ها و خاطرات سکسی

تحت عنوان: وادی تاریکی

فصل بندی: ۳ فصل هرکدام ۱۰قسمت



خلاصه ی داستان: این داستان اولین داستان بنده هست و در مورد یک مرد هست که برای نجات عشق دوران دبیرستانش که وارد یک باند قاچاقچی انسان میشود که در سه فصل تقدیم دوستان خواهد شد.

  • ۱. دبیرستان
  • ۲. در خدمت عمو سم
  • ۳. تاریک ترین وادی


!!!!! The future is black
     
#2 | Posted: 29 Jun 2018 00:10
اسم من دیوید رامیرز هست.بچه ها منو دیو صدا می زنن. من تو شمال غرب آتلانتا به دنیا اومدم. پدرم جیسون رامیرز سرهنگ نیروی هوایی هست و مادرم ربکا استون (رامیرز) پزشک ارتش بوده و تو یه پایگاه هوایی تو نبراسکا باهم آشنا شدن.................روی صندلی به بدنم یه کش قوسی دادم.به ساعتم نگاه کردم،ساعت یک و نیم نصف شبه.لپ تاپمو خاموش کردم.اونقدر به صفحه زل زده بودم و سرم حرکت نکرده بود که گردنم خشکیده بود. رفتم سمت تی وی روم دیدم که جسیکا همونجوری روی کاناپه خوابش برده روش پتو کشیدم و طرف بالکن رفتم.یه جای دنجی برام تسکین دادن افکارم بود.رفتم روی صندلی نشستم به منظره ی روبروم خیره شدم. قسمت بالایی برج کرایسلر همیشه برای من جالب بوده.تو طراحی قسمت بالایی از قالپاق ماشین کرایسلر استفاده شده.از جام پا میشم و به طرف جسیکا میرمو اونو اروم از روی کاناپه برمیدارم.مثل پر سبکه.موهای طلاییش صورتش رو پوشونده بود.تنش جز یه پیراهن که تا آخر دکمه هاش باز بود چیزی نبود.آروم روی تخت میذارمشو روش ملافه می کشمو لبشو آروم طوریکه بیدار نشه بوسیدم.خودمم بعد در آوردن روبردشامبرم کنارش دراز می کشمو کم کم پلک هام سنگین میشه به خواب فرو می رم.......... با پرتو های نوری که زیرکانه از بین. پرده اتاق عبور می کردند و نشون از صبح شدن رو میدادن بیدار شدم.به ساعت دیجیتالی کنار تختمون نکاه کردم دیدم ساعت ۹ صبح جمعه اس.به جسیکا نگاه کردم که هنوز خواب بودم.به اون چهره ی نازش خوب نگاه کردم.نگاهم از روی موهای لخت و براقش طلاییش که اطرافش روی بالش ریخته بود سر خورد به چشم های آبیش نگاه کردم.این آقیانوس بی انتهای آبی منو غرق خودش میکرد و ابروهای خرمایی رنگش عین اشعه های اولیه خورشید طلایی موهاش که حین طلوع روی اقیانوس آبی چشماش می افته و مژه های بلندش مثل امواج موزون دریا حین لبخند زیباش به رقص می افتن.

اما اون اقیانوس آبی من خیلی آرومه و خبری از جوش خروش همیشگیش نیست. نرم نرم از دماغ کوچولوش نفس می کشه و لب های سرخ رنگ گوشتالوش رو جمع کرده بود.آروم لب هاشو می بوسم.چشماش رو باز می کنه:سلام،دیوید.-سلام آبی کوچولوی من. جسیکا یه اخم ساختگی به چهره میاره:-خیلی ببخشید شما که کریتوسو ناک اوت کردی و واسه خودت هرکولی هستی من که خودم با این قد و قامتم دست مردهارو از پشت بستم واست ریزه میزه به حساب میام.هرکول من،عزیزم وقتی روم می خوابی نفسم قطع میشه حسابی خورد خاکشیرم می کنی با اون هیکل دختر کشت.شروع می کنه به خندیدن.وقتی می خنده رو لپاش چاله می افته که من حسابی دیوونش میشم.آروم لبمو میذارم رو لباشو ازش لب می گیرم اونم همراهیم می کنه.لب بالاییش رو می گیرم و می مکمس.-اوم......اوم......آهه....(خنده). بعد زبون بازی می کنیم.زبون شو می کنه تو دهنم و براش میمکم و یه لب فرانسوی حسابی از هم می گیریم. لبم رو از لباش بر میدارم و صاف زل می زنم تو چشمای آبیش.نگاه هر دومون پر از تمنا و نیاز بود.جسیکا چشمای خمارشو به من دوخته بود و در حالیکه چونه اش از لذت می لرزید به من گفت:دیوید عاشقتم. -جسیکا من دیوونتم.تو نباشی دیگه این قلب وامونده نمیکنه پمپاژ.به جای خون تویی که تو‎ ‎رگهام جاری هستی.یه لحظه هم بی تو آروم قرار ندارم.گوشهاشو می بوسم و آروم به پایین میرم.

گردنشو با ولع لیس می زدمو می بوسیدم.جسی-آهههه.....من(با صدایی که خودم به زور می شنیدم)-جونم عزیز دلم.آروم سر شونه هاشو بوسیدم.سینه های خوش فرمشو تو دستام گرفته بودمو میمالوندمشون.چشای خوشگلشو بسته بودو لب پایینی شو به دندون گرفته بود.نوک صورتی کمرنگ سینه ی چپشو آروم با انگشتام لمس کردمو گذاشتم تو دهنم و شروع کردم به میک زدن.جسیکا یه آه بلندی سر می ده. چاک سینشو لیس می زنمو همونطور بوسه زنان پایین میرمو نافشو می بوسم.دستمو می زارم لای پاهاش و کس صورتی تپلشو میمالم و در همین از لباش بوسه می گیرم.با هر حرکت دستام شکمشو بالا و پایین میاره و لبمو با شدت هر چه تمام تر میک می زنه. -اوم.....اووم.....آه.....دیو.......دیوید..... با چشمایی که از شهوت بزور باز می شد بهم زل میزنه و ادامه میده:کسسم....بعد با یه حرکت غیر منتظره دست خیسمو می گیره شروع میکنه به لیسیدن آب کسش و خوردن دستم.با دست دیگش کیرمو میمالید.می افتم به جون کسش.کسش هنوز تنگ و دخترونه بود انگار نه انگار که ۲۸ سالشه.خودش بهم گفت بود که از ۱۵سالگیم که با تو اولین سکسشو تجربه کرده به هیشکی تو این ۱۳ سال نزدیک هم نشده.مزه ی اولین سکسمون هنوزم که هنوزه زیر دندونامه;شروع می کنم به میک زدن کس شیرینش.زبونمو تا ته می کنم تو کس صورتیشو توش میگردونم.و همزمان چوچولشو(کلیتوریس) می مالیدم.آب کسش مثل چشمه از بغل کسش می جوشید.از رو تخت بلند شد و کیرمو تو دستاش گرفت و شروع کرد به آروم مالیدن.دهن خوشگلشو باز کرد و آروم کیرمو تو دهنش گذاشت و آروم و نرم نرم شروع کردن به ساک زدن.وقتی که ساک می زد چشای آبی خوشگلشو بهم دوخته بود.کیرمو از دهنش در آورد و نوکشو بوسید و با زبونش شروع کرد به لیس زدن کیرم و بعد کیرمو تو دهنش گذاشت و با حرکات دستش رو باسنم بهم فهموند که می خواد تو دهنش تلمبه بزنم.در خواستشو عملی کردم و روش خم شدم و لپ کونشو تو دستم گرفتم و تو دستم چلوندمش. بعد دستمو به طرف لای چاک کونش بردم و کسشو مالیدم.سرشو به کیرم فشار دادم و کیرمو تا ته تو حلقش فرو کردم.چند بار عوق زد بعد یک ضرب کیرمو از دهنش بیرون کشیدم.نفس هاش به شماره افتاده بود و نفس هاشو صدا دار بیرون می داد.از کار یهوییم خندش گرفت وداشت ریسه می رفت. به شوخیبا یه عصبانیت ساختگی بهش گفتم:می خندی؟؟؟؟؟ یه کاری می کنم یه به غلط کردم بیوفتی. جسی-اووم(زبونشو با یه حالت خاصی رو لباش کشید که من از قبل هم وحشی تر کرد).........حالا شدی دوست پسر کله خر خودم. بعد بالاش تنشو تکون داد که سینه هاش لمبر می زدن و یه لبخند خوشگل و صد البته شیطانی که منو دیوونه می کرد رو لباش بود.همه ی این واسم به کیرم سیگنال می فرستادن.جسیکا پیراهن دیشبش رو از تنش در آورد وبه صورتم پرت کرد _هوووی به چی زل زدی؟ به اینا؟؟؟ بعد سینه های خوش فرمشو که سفت سر بالا و آب دار بود و برق نوک صورتیش چشام رو خیره کرده بود رو تکون داد بعد دستاشو زیر سینه های مامانیش قلاب کرد.یه کمبه عقب خم شد و پاهاشو کرد و آروم چند بار به کسش زد و با دوتا انگشتشو سوراخ کسشو باز کرد_اینا همش مال تو عزیز کله خرم فقط تو جون بخواه!!!!!! باز یه لبخند پر از شیطنت رو لباش بود._چی شده کله خر کم آوردی؟ با یه حرکت غافلگیرانه به سمتش خیز برداشتم و اونم یه جیغ بلند کشید.تو بغلم کشیدمش و از زمین بلندش کردم.و به حالت معلق در هوا گرفتمش.جسیکا لباشو گذاشت رو لبام و وحشیانه لبمو ممکید. زبونمو تو دهنش کردم اون میمکیدش.دستاش دور گردنم قلاب کرده بود.دستمو تکیه گاه باسنش کردم و با اون یکی دستم کیر ۱۷ سانتیمو رو کسش می کشیدم.

!!!!! The future is black
     
#3 | Posted: 30 Jun 2018 16:15




CLAMP
تموم پستهات یکی شد
میخای داستان بنویسی باید هر پستت به انداز پست اول داستانت باشه اگه میخای فقط خاطره کوتاه بگی تاپیک ادغام میشه پ دقت کن

.What's life? Life is love
.What's love? A kissing
.What's kissing? Come here and I'll show you

Sexy
     
#4 | Posted: 1 Jul 2018 01:33
SexyBoy
خیلی ممنون.سعی می کنم پست هام کمتر از سی خط نباشه.از امروز شروع کردم تو لپ تاپم نوشتن.اخه تو گوشی می نوشتم و این مشکلاتو داشتم.

!!!!! The future is black
     
#5 | Posted: 3 Jul 2018 13:23
کیرمو رو کسش کشیدم یه تکونی خورد:آهههه......... من(با صدای خفیف)-جووووون.......کیرمو که باآب کسش با هدایت دستم آروم تو سوراخ کسش جلو می بردم.یه آهههی از نهاد جسیکا برخواست.کسش خیلی تنگ بود طوریکه کیرم می خواست بشکنه.بعد از اینکه کیرم از نصفه هم بیشتر تو رفت دستمو زیر باسنش گذاشتم.دو دستی زیر باسنش تو هوا معلق آروم تو کسش کیرمو جلو عقب می کرد.به این نتیجه رسیدم که این پوزیشن برای سکس آروم به درد نمی خوره.همونطوریکه کیرم تو کسش بود گذاشتمش رو تخت و آروم کیرمو دوکس خیس جلو عقب می کردم.جسیکا با صدا ی جیغ مانندش منو به وجد آورد بود.کسش خیلی تنگ بود انگار از سوراخ کونش می کردم.لامصب برای کیر کلفتم جا باز نکرده بودو و نمی خواستم با سکس خشن موتور جسیکا رو بیارم پایین!!!!!!شکمم از آب کسش خیس شده بود.دوسش داشتم.میخواستم اون هم از من لذت ببر نه چیزی جزعذاب واسش باشم.آروم سرعتمو زیاد کردم. اون از لذت چشماش خمار شده بود و لب پایینیشو به دندون گرفته بود. خودم بهش چسبوندم.نرم سینه هاشو زیرم حس می کردم.از اوج لذت آروم و قرار نداشت و زیر هی وول می خورد. لبمو لباش چسبوندم.حتی نای حرکت دادن لباش رو لبام رو نداشت.کس کوچولو ی دخترونش بهم حس غیر قابل وصفی بهم القا می کرد.زنگ نفس هاش منو دیوونه می کرد. مثل سمفونی می موند.-دیوید....اووووم......آههه.......جون من....... محکم تر.به سرعتم اضافه کردم.بعد یه مدت صدای ناله هاش بلند شده بود. جسیکا_دوید.........آه...دیو.....آه....دارم(چهره شو تو هم کرده بود)......میام(با جیغ) شکمشو بالا آورد و با فشار یه آبی از کسش ریخت بیرون.به نفس نفس زدن افتاده بود.تو چشمای خمارش خمارش نگاه کردمو چونه ی لرزونشو تو دستم گرفتمو لبامو گذاشتم رو لباش آروم بوسیدمش.اونم همراهیم می کرد.زبونشو تو دهنم کردمو میکش می زدم.لبم از لباش جدا شد و جسیکا دستاشو دو طرف صورتم گذاشت:عزیزم......حالا نوبت توئه.کونمو......جرررش بده!!! من-آخه خیلی وقته.... جسی(با حالت بچگونه ای گفت)-من دوس دارم کونمو واسم بخوریشو بعد بکنیش.دیگه آخه ماخه نداره من دوس دارم به عشقم کون بدم.از کشوی بغل تخت بطری لوبریکانت رو برداشتم.جسیکا با دادن بطری گفت: ای شیطون انگار تو این سیزده سال بهت بد نگذشته!!!! من_سکس بدون عشق بدون عشق مثل پرنده ی بی بال میمومنه.تو چی میدونی من تو این سیزده سال چی کشیدم.(شماره ی 13 برام شماره نحس میشه در ادامه خواهیم دید.)با رفتن تو روشنی زندیگ به تاریکی بدل شد وبا توهم با تو بودن زندکی می کردم.نگران نباش تو رختخوابی که متعل به دیگری باشه هم نخوابیدی!!!! جسیکا میاد جلوو آروم لبامو می بوسه:قربونت برم.... همه ی روح و جون مال تو.دیگه نمیذارم حسرت چیزی رو بخوری. تو منو پیدا نکردی.من توروپیدا کردم.....من از خودت هم به دیدن دوبارت حریص بودم...........بهصورت دمرو رو تخت خوابیده بودو منم از پشت بغلش کرده بودم ولباشو حریصانه می خوردم.هیچ دختری لبی به شیرینی جسیکا نداشت و وقتی دختر دیگه ای رو می بوسیدم لبهای قرمز کوچولوش به ذهنم میومد و با توهم اینکه جسیکا رو می بوسم به افکار خسته ام تسلی می بخشیدم.بوسه زنان به کمرش نرم نرم بهپایین می رفتم و لپ راست کونشو گاز گرفتم و جسیکا کونشو تکون داد وبا خنده ای مستونه گفت:تند تند نخورش همش مال توئه.یه وقتی دل درد می گیری.سوراخ کونش با ولع لیس می زدم.سوراخ کونش عرق کرده بود وطمع بوی خاصی بهش میداد.صدای ناله مانندش بلند شده بود.مثل اینکه موتورش دوباره استارت خورده بود!!!! انگشت اشارمو با آب کسش کردمو آروم فروکردم تو کونش.یه آه خفیفی کرد.بعد انگشت شصتمو خیسش کردم و سوراخ کونشو باهاش مالیدم که یهو فرو کردم تو کونش.یه تکون سختی خورد. –های(جیخ) و شروع کرد به ریز خندیدن.زبونمو تو سوراخ کونش کردمو توش می چرخوندم.دو تا از انگشتامو کردم تو کونش و کیرمو گذاشتم دم کسش و آروم تا ته فرو کردم توش.-اوووم......همینطوری.بعد سرعت تلنبه زدن تو کسش زیاد کردم وصدای آه و ناله هاش بلند شد.با این کارم می خواستم هم کونش باز تر بشه و هم برای آخرین بار کسشو بکنم.کیرمو از کسش بیرون کشیدمو جسی رو چرخوندم و کیرمو چپوندم تو دهنش.تند برام ساک می زد.بعد شروع کرد سر صورتی کیرمو با زبونو لباش ماساژ دادن.دیووونم کرده بود با این کارش و یه آه کشداری از عمق وجودم گفتم.جسیکا در حین خوردن سر کیرم با دستای نازش تخمامو میمالید و بعد از نوک کیرم شروع کردن به خوردن تخمام.بعد آروم میاد بالا ونوک کیرمو می بوسه.با خنده ی مستونه ای میگه:کونم بد جوری می خواررررره.....واسم بخوارررونش.چرخوندمشو و کونشو طرفم قنبل کرد.زبونمو تو سوراخ کونش کردم و تا ته فشار دادم.لبشو از لذت گاز می گرفت و قطره قطره آب از کسش روی ملافه می چکید.مایع لوبریکانت رو لپای کونش ریختم و روی کونش رو حسابی چرب کردم و کونش حسابی مالیدم.جسیکا هی کونشو چپ و راست می برد.بعد شروع کرد به تکون دادن کونش که لپای کونش لمبر می زد و چاک کونش باز و بسته می شد.کون بزرگش خوشگلترین کون دنیا بود.همه جای بدنش واسم خوشگل و لذت بخش بود.یه زیبایی طبیعی خدادادی.....کونش با اون منظره ی روغنی خیلی هوس انگیز شده بود.کیرمو حسابی چرب کردمو گذاشتمش دم کون جسیکا.آروم به داخل فشارش دادم.-هاهیی.....نفس هاشوبه سنگینی بیرون میداد.کیرماز نصفه بیشتر تو رفته بود.کیرم در حال شکستن بود.کیرمو آروم بیرون کشیدم و بلافاصله دستامو گذاشتم دو طرف سوراخ کونش تا جلوی بسته شدن سوراخ کونش بگیرم.زبونمو توش کردم یه لرزش خفیفی بدنش کرد.-آههه......دیویدخوب جرررم بده.مایع لوبریکانت رو تو سوراخ کونش خالی کردم.کیرمو فرو کردم تو کونش.مقداری از مایع به از کناره ی کیرم بیرون ریخت بیرون.یه آههه بلندی کشید.-جونم عزیز دلم درد...درد داری؟می خوای تمومش کنیم؟ در حالیکه لبشو به دندون گرفت بود گفت:اوووم....نهههه.....تا ارضات نکنم دست از سرت بر نمی دارم.بعدش از حالت قنبل به حالت دمرو در حالیکه کیرم تو کونش بود،رو تخت خوابید من هم به صورت ورزش شنای سوئدی با این تفاوت که شکممو جلو عقب می کردمو دستهام دو طرف جسیکا ستون بدنم شده بودند تو کونش تلنبه میزدم.جسیکا تند تند نفس می کشید و پلک هاشو روی هم فشار میداد و لب پایینیشو به دندون گرفته بود.وقتی شکممو به کونش می کوبید لبریز از لذت می شدم.آروم از پشت سرش بهش نزدیک شدم و گوششو آروم
گاز گرففتم.سرشو چرخوند طرفمو من هم لبمو گذاشتم رو لبای سرخش و همچنان تو کون تنگ تلنبه می زدم.کیرمو از تو کونش در آوردم و دوباره توی سوراخ کونش لوبریکانت ریختم.طاقباز رو تخت خوابیدم و جسیکا رو سوار خودم کردم.آروم سر کیرمو رو سوراخ کونش کشید و بعد به داخل فشارش داد.کمی مایع شیری رنگ لزج از داخل کونش بیرون میومد.خودشو روی کیرم تکون میداد و کسشو می مالید.آه و ناله هاش تا آسمون بالا می رفت.بعد یه مدتی صورتش در هم شده بود وچوچولشو تند تند میمالید و بریده بریده بهم می گفت:دیوید......هه هه..........(صورتش در هم تر شد).......کسسسسم!!!!!!(با جیغ بلند).کسش یه دفعه با فشار آب پر حجمشو بیرون ریخت و شکممو کل خیس کرد.من هم در آستانه ارضا شدن تو کونش بودم.تند جسیکا رو تو بغل کشیدم و لبمو رو لباش فشار دادم واز پایین تند تند تو کونش تلنبه می زدم.چند بار تا ته کیرمو تو کونش کردم که تو کونش همه ی آبم خالی شد.فشار لبمو رولباش کم کردم ونرم نرم شروع کردم به خوردن لباش.جسیکا سرشو مثل یه بچه ی کوچیک رو سینم گذاشت ومن هم رومونو با ملافه کشوندم و از فرط خستگی چشمام بسته شد و روح کالبدم جدا شد......................

!!!!! The future is black
     
#6 | Posted: 14 Jul 2018 16:59
سلام احتمالا تا سه چهار روز آینده چیزی نتونم آپ کنم.به خاطر یه سری مشکلات فنی.

!!!!! The future is black
     
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / وادی تاریکی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites