تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

سکس با ماشین زمان

صفحه  صفحه 11 از 17:  « پیشین  1  ...  10  11  12  ...  16  17  پسین »  
#101 | Posted: 29 Apr 2019 02:20

Jo007
     
#102 | Posted: 29 Apr 2019 16:01
حدسی که من میزنم اینه که ۲ تا دختره عضو یه باند هستن و زنگ میزنن غذایی که میارن تو غذا از قبل دارو خواب اور ریخته شده کل اثاث منزل و ماشین و ساعت رو با کمک همدستاشون میدزدن.
     
#103 | Posted: 29 Apr 2019 17:03
زود تر دادا بنویس ممنون

Jo007
     
#104 | Posted: 29 Apr 2019 20:44
Saraqw:
حدسی که من میزنم اینه که ۲ تا دختره عضو یه باند هستن و زنگ میزنن غذایی که میارن تو غذا از قبل دارو خواب اور ریخته شده کل اثاث منزل و ماشین و ساعت رو با کمک همدستاشون میدزدن.

داستان تموم میشه اینجوری که باو

حال همه ما خوب است ولی تو باور نکن...
     
#105 | Posted: 30 Apr 2019 09:22
Maxmodel:

شرمنده

Saraqw:
حدسی که من میزنم

چقدر جنایی

Maxmodel:
زود تر دادا

چشششششششم

LOVEBOY:
داستان تموم میشه

آره والا، دیگه چی بنویسم اون موقع
     
#106 | Posted: 30 Apr 2019 09:25
قسمت چهارم از فصل دوم

... چشام رو بستم و یه خورده به سمت عاطفه خم شدم و از هم لب گرفتیم.

عاطفه: راستی راستی، پول چی شد، گفتی قبلش بهم انتقال میدی!
پویا: باشه عزیزم، من بهت اعتماد دارم و می خوام تو هم بهم اعتماد کنی!

شماره کارت رو ازش گرفتم و بهش یک میلیون انتقال دادم. خیلی خوشحال شد و باز متعجب شد که من به همین راحتی بهش اعتماد کردم چون اغلب افراد نه تنها بهشون اعتمادی ندارن و پولشون رو نمیدن و حتی اذیتشون هم می کنن.

یهو سریع اومد رو پاهام نشست و دستاش رو گذاشت روی شونه هام و خم شد سمتم و شروع کرد لب گرفتن ازم. دستم رو بردم پشت کمرش روی تاپ مشکی تنش که چاک سینه های خوشگل و سفیدش زده بود بیرون ازشون.
دست می کشیدم روی کمرش از بالا تا گودی کمرش روی بدن نرمش. کمرش رو خم کرده بود و کونش رو داده بود عقب و یه خورده شلوارش از پشت باز شده بود و میشد بیشتر کمرش رو دست زد و بالای چاک کونش رو میشد دست زد.
لباساش از جنس نرمی بود و از روی لباس انگار داشتی خود پوستش رو لمس می کردی. دستام رو کامل روی تنش می چرخوندم و بردم پایین تر روی کونش و گوشتای کونش رو فشار می دادم و بالا پایین می کردم.

عاطفه: پونه؟ چرا وایسادی! آقا پویا، خاص هستن، پس یه شب خاص باید براش بسازیم.

پونه بدون این که چیزی بگه رفت پشت عاطفه و من دیگه ندیدمش و باط عاطفه شروع کرد به لب گرفتن از من و دستاش رو روی صورتم و تنم و سینه هام می کشید و لبامو محکم می خورد. زبونشو داد داخل دهنم و شروع کردم خوردن لبش.

پوینه از اون پشت شلوارم رو کشید پایین (یه ست گرم کن پوشیده بودم). شورتم رو در نیاورد و دستاش رو روی پاهام که تقریبا مو داشت حس می کرد (کلا آدم پر مویی نبودم). عاطفه زبونش رو از دهنم درآورد و مجبورم کرد زبونم رو در بیارم و شروع کرد خوردن. زبونم رو جوری می خورد که انگار یه بچه کوچیک داشت یه آبنبات رو لیس می زد. لباش رو کامل کرده بود دهنم و کل زبونمو کرده بود دهنش و مک می زد.

عاطفه از اون پشت دستاش رو روی پاهام می کشید و تا کنار کیرم می آورد و بهش دست نمی زد. عاطفه بهم اجازه نمی داد که به پونه نگاه کنم و ببینمش. فقط صورت عاطفه جلوم بود با تنش که تو اون لباسای مشکیش، انگار کل شهوت های دنیا توش جمع شده بود. دستام رو کامل روی بدنش می کشیدم. کمر نسبتا باریکش با کون نرم و خوش فرمش و سینه ها و چاکش که کلا رو تنم بود.

تن عاطفه به کیرم می خورد و کیرم سفت شده بود و زیر شورتم. عاطفه یه خورده خودشو کشید بالا و دست پونه یواش رفت روی کیرم و از روی شورتم یواش با کیرم ور می رفت. خیلی با طمانینه این کار رو انجام می داد و مثل یه بچه کوچیک که تازه یه چیز جدید رو دیده و می خواد وندازش کنه، باهاش ور می رفت.

عاطفه هم در حال خوردن زبون و لب من بود و منو اصلا ول نمی کرد. دست پونه یواش رفت بغل شورتم و یواش از پاهام کشیدش بیرون و عازفه هم نشست روی کیرم و گرم کنم رو از تنم در آورد کامل و منو لخت کردن زیر خودشون. در حالی که خودشون اصلا هیچ کدوم از لباساشون رو در نیاورده بودن.

عاطفه رو تنم صاف نشسته بود و دست چپ روی سینه هام بود و دست راستش رو برد عقب و یه خورده خم شد به عقب و کیرم رو دست کشید. کیرم رو یواش تو حلقه دستش بالا پایین می کرد و دستش رو برد تا روی تخمم و باز یواش می آورد بالا. دوباره خم شد و لب گرفت ازم.

احساس داغی و خیسی روی کیرم حس کردم. پونه داشت کیرم رو ساک می زد و من نمی تونستم ببینم اون داره چطوری کیرم رو ساک می زنه و عاطفه بهم اجازه نمی داد و مدام مشغول خوردن لبام بود و تنم رو نوازش می کرد و سینه ها و تنش رو روی تن من میمالید.

گاهی پونه کیرم رو می گرفت تا تو دهنش بزارتش و بعد دستاش رو دو طرف کیرم روی رونم می ذاشت و کیرم رو ساک می زد. نوک کیرم رو کرده بود دهنش و همون طور مثل یه آبنبات چوبی مکش می زد. می تونستم تصور کنم چطور داره کیرم رو می خوره.

عاطفه از روی من پاشد و رفت پیش پونه نشست و به هم نگاه کردن و لبخند زدن و باز به من نگاه کردن و لبخند شهوتی زدن. پونه کیرم رو با دست راستش گرفت و با دست چپ هم سر پونه رو گرفت و کرد دهنش و پونه هم شروع کرد ساک زدن کیرم و یواش تا نصفه های کیرم می خورد و در می آورد. دستای پونه هم روی رونام بود و زیر کیرم رو نوازش می کرد و با تخمام یواش ور می رفت توی دستاش.

یه خورده که کیرم رو ساک زد، از دهنش درآورد. دهن پونه با این که تپلی تر از عاطفه بود ولی کوچولوتر بود و به زور کیر من می رفت دهنش و یه خورده واسش سخت بود ولی انجام می داد.

عاطفه اومد جلوتر و دستاش رو گذاشت رو سینه هام و کیرم رو کرد دهنش و یه خورده به کیرم نگاه کرد و موهاش رو زد کنار که توی دست و پاش نباشه و شروع کرد ساک زدن. گاهی به بالا نگاه می کرد و چشمای خوشگلش رو می دیدم و دهنش که با کیر من پر شده.

سرش رو مثل یه حرفه ای جلو و عقب و بالا پایین می کرد و کیر من رو تو دهنش می چرخوند و تا نصفه می خورد و گاهی میومد تا سر کیرم و با لباش محکم شروع می کرد به مک زدن کیرم و من رو دیونه می کرد.

پونه هم همون طور که سمت چپ عاطفه نشسته بود دست راستش رو کرده بود تو موهای عاطفه و کمکش می کرد که کیرم رو بکنه بهنش. دست چپشم روی رونم بود.

اون بدنارو پایین پاهای خودم می دیدم که هنوز لباس تنش بود و داشتن با کیرم من بالا می رفتن. عاطفه خم شده بود و چاک کونش رو می تونستم به خاطر خم شدن کمرش به پایین و دادن کونش به بالا ببینم و یه خورده از چاک سینه هاش رو میشد دید.

پونه هم تقریبه نشسته بود و یهخورده به جلو خم شده بود و چاک سینه های گندش از تو تاپ یه خورده بیشتر مشخص شده بود و سوتینایی که بسته بودن تو اون حالت مشخص بود.

هر دوتاشون پاشدن و جلو من ایستادن. نمی دونستم می خوان چیکار کنن. منم نشستم تا بهشون نزدیک بشم. جلو هم ایستادن و دستاشون رو زدن به کمر هم و شروع کردن به لب گرفتن. مثل دو تا عاشق که دارن از هم لب می گیرن.

هم دیگرو نوازش می کردن و از هم لب می گرفتن. و دست می زدن تو موهای هم و سرشون رو به دو طرف تکون می دادن تا لب خوردنش رو جابجا کنن.

صحنه جالبی بود دیدن لز دو تا دختر. یه خورده پونه کوتاه تر بود ولی سینه های گنده ای داشت و از بغل راحت می شد اندامشون رو مقایسه کرد. سینه های پونه بزرگ تر از عاطفه بود و به هم برخورد کرده بودن.

کون عاطفه برجسته تر از پونه بود و کمر باریک تری نسبت به پونه داشت ولی پاهای پونه تپلی تر از عاطفه بود و هر دو تاشون یه خورده شکم داشتن که تو تاپ مشخص بود و قوص کمر عاطفه بیشتر از پونه بود و برجستگی کونش رو بیشتر مشخص کرده بود. موهای رنگی پونه بلندتر از عاطفه بود و تا زیر کونش بود ولی موهای مشکی عاطفه تا وسط کمرش بود.

پاهای خوشگلشون و برامدگی اندامشون که تو شلوار از بغل میدیدم تا مچ پاهاشون که به واسطه شلوار کوتاهشون با کفش پاشنه بلندشون، کلا آدم رو خورد می کرد. بازوهای سفید و تپلیشون که لخت بود و مدام از بالا تا پایین اونا رو دید می زدم.

رو مبل یه خورده رفتم جلوتر و دست راستم رو کردم پشت کون پونه و دست چپم رو پشت کون عاطفه. برگشتن و با لبخند بهم نگاه کردن. بیشتر عاطفه لبخند می زد و دلبری می کرد و پونه زیاد اون شب حالی نداشت به خاطر مسئله پریودش ولی باز سعی خودش رو می کرد که خوب باشه و خودش رو با عاطفه همراه می کرد.

دستام رو کردم تو چاک کونشون از روی شلوار مشکی با جنس کشی که پوشیده بودن و کشیدم طرف خودم.اومدن جلوتر و باز به لب گرفتن و ور رفتن با هم ادامه دادن. منم دستم رو تو چاک کونشون فشار می دادم و با کونشون ور می رفتم و فشارشون می دادم و نرمی کونشون رو حس می کردم.

دستام رو روی پاهای تراشیده و قشنگشون می کشیدم از بالای رونشون تا مچ پاهاشون که لخت بود و کفشای پاشنه بلند خوشگلشون که بیشتر نما میداد به اون پاها. دو تا دستام رو آوردم روی پاهای عاطفه و از بالای رونش کامل حلقه کردم و تا مچ پاهاش آوردم و حس حال خوبی داشت.

من کامل لخت بودم و کیرم شق و آویزون افتاده بود جلو و عاطفه و پونه کماکان لباساشون جز روسروی و مانتوشون، تنشون بود و در حال لب گرفتن و ور رفتن با هم بودن. عاطفه سمت چپم بود و دستام دور پاهای پر و سفتش حلقه کرده بودم و میمالیدم. دستام رو آوردم تا بالای رونش و انگشتام رو بردم داخل. انگشتای دست راستم رو از سمت راستش کردم داخل و رسوندم به زیر کوسش و انگشتای دست چپم رو از پشت بردم زیر کوسش. کوسش از توی شلوار و شورتش مقداری برجستگی داشت و به واسطه نرم بودن جنس شلوارش می شد مقداری حسش کرد و باهاش ور رفت.

دستام رو بردم رو رونای پونه و همون کارها رو روی پاهای نرم و گوشتی پونه هم انجام دادم. رون و پاهای پونه خیلی نرم تر از بدن عاطفه بود. کلی با رون و پایین پاهاش ور رفتم و مالوندم و بعد دستام رو بالای رونش روی رون گوشتیش گذاشتم و انگشتام رو از جلو و عقب گذاشتم زیر کوسش و شروع کردم با ور رفتن با کوسش. کوسش بیشتر از عاطفه گوشتی و برجسته بود و از زیر شلوارم هم می شد حسش کرد. منم تا تونستم با کوسش ور رفتم و از جلو و عقب تمام انگشتام رو گذاشته بودم رو کوسش و میمالیدم و اونا هم گاهی برمیگشتن و به من نگاه می کردن.

حالا وقتش بود که لختشون کنم کم کم. شلوار عاطفه رو کشیدم پایین و تا ساق پاهاش کشوندمش و چون کفش پاش بود نمی شد از پاهاش درش آورد. رونای نازش با شورت مشکی تنگی که پوشیده بود با توپه های قرمزی که توش بود به پاهای تراشیدش، حالت سکسی عالی می داد. شروع کردم نوازش کردن روناش و خم شدم و کونش رو از بغل یه بوس کردم و اون هم برگشت من رو نگاه کرد و لبخند زد و باز شروع کرد با پونه لب گرفتم و ور رفتن.

پونه نشست جلو عاطفه و کمک کرد کفشش رو در بیاره و شلوارش رو کامل از پاهاش درآورد و بدون این که عاطفه خم بشه، کفشاش رو پاش کرد. وقتی عاطفه داشت پاهاش رو بالا می کرد تا شلوارش رو در بیاره به اون پاهاش نگاه می کردم و اندام ناز و خوشگلش رو که جذاب بود رو با چشمام می خوردم.

پونه ایستاد و شلوار پونه رو هم کشیدم تا روی ساق پاهاش و جمعش کردم و رونای تپل پونه که از عاطفه سفیدتر بود رو نوازش کردم و بوس کردم و کونش رو از بغل بوسیدم.کونش پر چربی تر از عاطفه بود و برجستگی کمتری داشت ولی پهن تر از عاطفه بود و مشخص بود تو داگ استایل بیشتر تو چش بیاد.

حالا عاطفه نشست جلو پونه و کونش و رونش رو که جمع شده بود و تاپش که تا شکمش رو پوشنده بود رو می دیدم. کفشای پونه رو درآورد و شلوار رو از تنش کشید بیرون و باز کفشاش رو کمکش کرد که تنش کنه. شورت پونه هم دقیقه شبیه شورت عاطفه بود، مشکی بود با توپه های قرمز. جالبی شورتاشون این بود که از بغل بند می خورد و بسته می شد و می شد از بغل بندشون رو باز کرد، بدون این که بخوای از پاهاشون درش بیاری.

من داشتم به کوناشون ور می رفتم و نوازش می کردم و گاهی هم گاز و بوس می گرفتم و اونا هم آه ریزی می کشیدن و می خندیدن و هم دیگه رو بغل کرده بود و یکی از دستاشون هم رو سر من بود گاهی. همون طور که در حال ور رفتن با کون اینا بودم و گاهی دستم رو می کردم زیرشون تا از رو شورت، لبه های کوسشون رو بمالم که یه خورده خیس شده بود، عاطفه و پونه شروع کردن تاپشون رو درآوردن.

من که خودم دلم نمیومد اینا رو لخت کنم از بس که سکسی بودن. پونه، دست کرد زیر تاپ عاطفه و کشید بالا و عاطفه دستاش رو برد بالا و از تنش درآورد. سوتینش هم ست بود با شورتش و از بغل بند می خورد و می شد بازش کرد و فقط یه حالت مثلثلی روی نوک سینه هاش بود که نوک سینه هاش و حلقش رو می پوشوند.

عاطفه هم تاپ پونه رو درآورد و اون هم یه همون شکل، سوتین بسته بود و با هم ست کرده بودن و خیلی جذاب و خوشگل بود. چاک سینه های پونه بیشتر مشخص بود و بهم چسبیده بود و از بغل و پایین می شد تو اون سوتین که فقط به زود نوک و حلقه سینشون رو پوشونده بود دید. سینه های پونه یه خورده آویزون تر از عاطفه بود و گنده تر.

پویا: سایز سینه هاتون چنده؟
عاطفه: مال من 75 و مال پونه 80.
پویا: میگم، سینه های پونه گنده تر به نظر میاد ولی هر جفتتون سینه های خوشگل و نازی دارین. فک کنم خوردنی باشن.
عاطفه: چشات خوشگل می بینه آقا، فقط خوردنی؟
پویا: نه، خیلی خوردنی. اصلا کلا بدنتون پرستیدنیه! واقعا حیفه!
عاطفه: حیف چی؟ که باهاش جندگی می کنیم؟!
پویا: نه منظورم این نبود یه وقت ناراحت نشی!
عاطفه: نه ناراحت نشدم، من خودم به شخصه دوست دارم سکس رو البته گاهی مجبوریم به هر کسی بدیم ولی باز عاشق دادن هستم! (چشمک زد)
پونه: آره، منم دوست دارم بدم خصوصا به کسی که واقعا ارزش دادن داشته باشه!

شروع کردن باز لب گرفتن و یه خورده سینه های هم رو نوازش می کردن و میمالیدن. سینه های پونه با سایز 80 یه خورده آویزون شده بود و خط زیر سینه هاش با تنش معلوم بود و از همه طرف سوتینش زده بود بیرون و سینه های عاطفه یه خورده بالاتر بود و با اون سایز 75، خوشگلی خاصی به تنش داده بود.

دوست داشتم کلا تو همون حالت لختشون کنم و از بغل، دل سیر اندام لختشون رو برانداز کنم و با هم مقایسشون کنم. بندای سوتین جفتشون رو هم زمان باز کردم و از سوتینشون از یه طرف از سینه هاشون فاصله گرفت ولی باز روی سینه هاشون افتاده بود و بیشتر میشد قوص سینه هاشون رو دید.

پویا: برعکس بشید تا بند اون طرفیشم باز کنم!
عاطفه: چشششششم!
پونه: چششششم هرچی شما بفرمایید!

پونه یه خورده حالش بهتر شده بود. و داشت همراهیش رو بیشتر می کرد و شروع کرده بود به حرف زدن. خودشون رو چرخوندن و کونشون رو به سمت هم کردن و چسبوندن به هم. کون عاطفه بالاتر از کون پونه بود برجستگی بیشتری داشت و روی کون پونه انگار سوار شده بود و تو اون شورت که فقط از بغل با یه بند بسته شده بود، قوص کونشون چشمارو نوازش می کرد.

بند سوتینشون رو از اون سمت هم باز کردم و برگشتن سمت من و هر دو رو به رو من ایستاده بودن و بهم نگاه می کردن و لبخند می زدن. بند سوتینشون رو از پشت دست زدن و از توی سرشون درآوردن و قبل از این که کامل در بیارن، دستاشون رو گذاشتم رو سوتینشون روی سینه هاشون و می خندیدن.

پویا: زود زود در بیارید!
عاطفه: نه نه، نمیشه! (با خنده)
پونه: نه نمیشه، مال خودمونه! (با خنده)

پاشدم تا سوتینشون رو از تنشون بکشم بیرون که هر دوشون شروع کردن عقب رفتن و با خنده شروع کردن به دویدن تو خونه و منم افتادم دنبالشون و اونا می خندیدن و منم دنبالشون بودم. عاطفه رو گرفتم و اون با دستاش رو محکم رو سوتینش گرفته بود. خودم رو از بغل چسبونده بودم به عاطفه و کیرم شق روی رونش بود و به زور سوتینش رو کشیدم از تنش بیرون. منتظر نموندم و رفتم دنبال پونه.

عاطفه: پونه فرار کن نذار بگیرتت! (با خنده)
پویا: فک کرده، الان لختش می کنم!

پونه جیغ می زد و و عاطفه هم می خندید. پونه رو گرفتم از عقب و کیرم لای کونش بود و هر کاری می کردم دستاش رو روی سوتینش جدا نمی کرد. خم شده بود به جلو و منم روش خودم رو انداخته بودم و بدن لختش زیر بدن من بود و تو حالت ایستاده کیرم لای کونش رفته بود که شق و شق به خاطر این بازی سکسی، داشت بدتر می شد. شروع کردم قلقلک دادنش و دستاش آزاد شد و تونستم سوتینش رو از تنش بکشم بیرون.
جفتشون دستاشون رو ضربدری روی سینه هاشون گذاشته بودن و می خندیدن. رفتم روی مبل نشستم و خیلی خسته شده بودم و همه داشتیم نفس نفس می زدیم.

پویا: دیدین نمی تونین از دست من در برین؟! بیاین اینجا!

اومدن سمت من و جلو من ایستاده بودن و دستاشون ضربدری رو سینه هاشون بود و با همون شرتشون جلو من لخت با اون بدنای گوشتی و کمرای باریک و باسن پهنشون ایستاده بودن. ناف و شکمشون، رونای گوشتیشون که بهم چسبیده بود و پف بودن کوسشون زیر شرت رو مدام دید می زدم.

رو به روی هم شدن و یواش دستاشون و روی سینه هاشون ورداشتن و بهم چسبیدن و لب گرفتن از هم بدون این که من بتونم سینه هاشون رو ببینم. بلند شدم و رفتم سمتشون. قدم از هر دوشون بلندتر بود و برگشتن بهم نگاه کردن و دستم رو دور هر دوشون کردم و نوبتی ازشون لب گرفتم و بعد عاطفه من رو هدایت کرد سمت پونه و سه نفری لب گرفتیم. خیلی این کارا برام جالب بود و برام تازگی داشت.

باز تک تک برشون گردوندم و از هر دوشون نوبتی لب گرفتم و سینه هاشون رو دست می زدم. از عاطفه لب می گرفتم و سینه هاش رو میمالیدم، سینه های نرم و قرصی داشت. رفتم سمت پونه و ازش لب گرفتم و با سینه های نرمش ور رفتم. از سینه های عاطفه بزرگ تر بود و نرم تر.

سرم رو آوردم پایین تر و با دست راستم زیر یکی از سینه هاش رو گرفتم و شروع کردم مک زدن. سینه های پونه نوک گرد و با گردی روشنی داشت و به صورتی می زد و نوکش رو به جلو بود. آه ریز می کشید و منم سینه راستش رو میمالیدم و سینه چپش تو دهنم بود و مک می زدم. تنش مزه خاصی داشت و سینه هاش خوشبو خوشمزه بود.
همون موقع عاطفه نشست و کیرم رو کرد دهنش و یواش ساک می زد. با دست راستش تهش رو گرفته بود و دست چپش هم زیر تخمم بود و سرش رو محکم مک می زد؛ بعد چند دقیقه که سینه های پونه رو مک زدم و کیر منم حسابی توسط عاطفه خورده شد، عاطفه از پایین گفت:

عاطفه: پس من چی؟! (با خنده)

پونه رو ول کردم و رفتم سمت عاطفه. سینه های سربالاتر و تیره تری داشت و نوکش به سمت بالا رفته بود و سربالاتر از سینه های پونه بود. شروع کردم یکی از سینه هاش رو مالیدن و اون یکی رو مک زدن. سینه هاش رو نوبتی مک می زدم و می مالیدم و تند تند می خوردم و اون هم آه می کشید و می خندید. پونه هم نشست و با دست راستش اون کیرم رو مک می زد و دست چپش روی رونم بود. دستش رو دور کیرم حلقه کرده بود و سرش رو مک می زد و گاهی تا نصفه می خورد.

عاطفه رو ول کردم و نشستم رو مبل جلوشون. از جلو سینه هاشون هر کدوم زیبایی خودش رو داشت. سینه های پونه گنده بود و چاک دار بود به هم چسبیده بود و گرد و قلمبه و و صورتی و سینه های عاطفه کوچیک تر و سربالا و خوش فرم تر. موهاشون رو تنشون ریخته بود حس خوبی بهم می داد.

کیر من هم شق بود و سفت شده بود و همون طوری که لم داده بودم روی مبل، کیرم هم رو به بالا بود و به پونه و عاطفه نگاه می کرد. جفتشون نشستن جلوم و عاطفه پاهام رو کامل باز کرد و اومدن وسط پاهام کنار هم نشستن. سینه هاشون که آویزون شده بود رو می تونستم تو اون حالت ببینم که خم شده بودن به جلو و داشتن من رو نگاه می کردن.

عاطفه سمت چپم بود و پونه سمت راستم. به پاهام و به هم چسبیده بودن. عاطفه دو تا دستش رو محکم دور کیرم، انتهای اون روی شکمم حلقه کرد و محکم فشارش داده بود و یهو کیرم رو کرد دهنش و شروع کرد مک زدن. یه خورده که مک زد، پونه هم با دست راستش ته کیرم حلقه کرد و دست چپش رو گذاشته بود روی رونم و شروع کرد مک زدن. عاطفه خیلی خوشگل تر از اون مک می زد و بیشتر می کرد دهنش، به خاطر همین عاطفه دستش رو می کرد توی موهای خرمایی پونه و سرش رو فشار می داد تا کیرم بیشتر بره تو دهنش و گاهی یه اوق کوچیک می زد و در می آورد ولی عاطفه خودش راحت تا نصفه کیرم رو می کرد دهنش بدون این که اوق بزنه.

جفتشون شروع کردن لب گرفتن از من و با کیر و تخم و رونای من ور می رفتن. کم کم اومدن پایین تر تا لباشون به سر کیرم رسید. سینه های نازشون آویزون بود و تکون می خورد. لباشون رو از دو طرف کیرم روش گذاشتن و از دو طرف لباشون رو روی کیرم سر می دادن تا تهش و دوباره میاوردن بالا. لباشون رو از دو طرف رو سر کیرم گذاشتن به طوری که کل سر کیرم تو لباشون بود و لباشون به هم چسبیده بود و مک می زدن.

عاطفه ته کیرم رو محکم گرفته بود با دست راستش و دست چپ پونه هم زیر تخمم بود و با اون دستشون داشتن با سینه های هم ور می رفتن و سر کیر من رو با لباشون از دو طرف مک می زدن و می لیسیدن. عاطفه برگشت و به من نگاه کرد.

عاطفه: خوب آقایی، حالا وقت چیه؟!
پویا: وقت چی؟!
عاطفه: نگاه با کی رفتین سیزده به در! (با خنده)

پاشدن جفتشون و روبروی هم ایستادن و باز شروع کردن لب گرفتن و با هم ور رفتن و ناز کردن هم دیگه!

عاطفه: خوب شروع کن دیگه پویا!
پویا: چیو!
عاطفه: ای بابا، پس اینا چیه پامونه، نمی خوای ببینیشون این ناز نازیارو؟ مگه دوس نداری عسل بخوری؟! هر کاری که دوست نداری رو بهمون بگو که انجام ندیم، چون ما در اختیارتیم، نه تو!

اداره دارد ...

لطفا با نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود من رو در ادامه داستان یاری کنید

     
#107 | Posted: 30 Apr 2019 14:10

حال همه ما خوب است ولی تو باور نکن...
     
#108 | Posted: 30 Apr 2019 14:31
خیلی جالب بود ولی دیگه واقعا داره خسته کننده میشه, مخصوصا که بین هر قسمت چند روز فاصله میفته, لطفا این قسمت هایی که با جزییات مینویسی رو تو دو نوبت پست کن که نهایتا دو تا پست باشه وگرنه حوصله سر بر میشه, راستی اون وسط پونه و عاطفه رو چند بار جابجا نوشتی فکر کنم. منتظر قسمت بعدی هستیم
     
#109 | Posted: 30 Apr 2019 17:54
جوووووووووون عالیه
     
#110 | Posted: 1 May 2019 06:32
سلام و خسته نباشید، عالیه داستانت فقط این قسمت از نظر من هیچ جذابیتی نداشت چون با ۲ تا فاحشه سکس داشت و کامل این قسمت رو بهش اختصاص دادی، راستش من چند خط اولش رو خوندم دیگه بقیه ش رو نگاه سطحی انداختم ببینم موضوع عوض میشه یا نه، امیدوارم قسمت بعدی اینطور نباشه
     
صفحه  صفحه 11 از 17:  « پیشین  1  ...  10  11  12  ...  16  17  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / سکس با ماشین زمان بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites