خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی /

حس خاص


صفحه  صفحه 4 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین »
arash_nashenas2 مرد #31 | Posted: 11 Aug 2019 00:07
کاربر
 
ممنون بچه‌ها که انقدر پیگیر دو تا داستانای من بودید. بیشتر از اینکه حس نوشتن نداشته باشم، وقتشو ندارم. زندگیمم به هم نریخته. همه چیز اکی هست ولی درگیرای شغلی و علمی من زیاد شده متاسفانه. شاید یه روز نوشتم. شاید.
      
Mohammad6488 #32 | Posted: 12 Aug 2019 13:05
کاربر
 
والله من که پیگیرم نمیدونم چرا اینطوری میکنی بفرست داستانتو
      
Mohammad6488 #33 | Posted: 12 Aug 2019 13:05
کاربر
 
دیگه چرا آدمو تو خماری میزاری
      
Mohammad6488 #34 | Posted: 12 Aug 2019 13:05
کاربر
 
تو بزار همه آخر داستان نقد بررسی میکنن
      
Mohammad6488 #35 | Posted: 12 Aug 2019 13:11
کاربر
 
موضوع داستان عالیه و ادامه بده
      
arash_nashenas2 مرد #36 | Posted: 12 Aug 2019 18:07
کاربر
 
وا چطوری میکنم. داستانو که این دوستمون داره منتشر میکنه. سارای نازنین من رو هم فک کنم تو اصلا نخوندی که حالا داری گیر میدی
      
Mohammad6488 #37 | Posted: 12 Aug 2019 20:18
کاربر
 
arash_nashenas2
arash_nashenas2
سلام داداش موضوع داستانت چیه میگی سارای نازنین من؟
      
Mohammad6488 #38 | Posted: 12 Aug 2019 20:19
کاربر
 
arash_nashenas2
arash_nashenas2
سلام داداش موضوع داستانت چیه میگی سارای نازنین من؟
      
arash_nashenas2 مرد #39 | Posted: 12 Aug 2019 20:50
کاربر
 
سارای نازنین من یه داستان دیگه بود با همون ژانر. حس خاص هم که همین جا داره منتشر میشه. پس غر نزن خب
      
Pesarirani #40 | Posted: 12 Aug 2019 23:34
کاربر
 
بخش چهاردهم - فروشنده
فروشنده سر تا پای سارا را نگاه کرد و با لحنی حاکی از تردید گفت
بهراد: واال یه کمی تنگ هست ولی خیلی بهتو میاد. گفتم که به بدنتون نشسته
سارا: نه میترسم یه کم چاق بشم دکمه هاش باز بشه از هم
و به سمت بهراد برگشت.
بهراد: خوب جلوباز امتحان کنید یا تک دکمه. یه بافت خیلی شیک دارم. بیارمش؟
سارا: بیار ببینم سلیقه ت چطوره
بهراد: چشم حتما
فروشنده خیلی سریع یک بافت ترک تک دکمه را برای سارا آورد که خیلی کوتاه و تنگ به نظر
میرسید.
خانم هر مشتر ی ای این بافت رو تن نمیکنه. واقعا یونیکه. تن بزنید لطفا
سارا لباس را پوشید و وقتی خودش را در آینه دید مجذوب زیبایی خودش شد. یک بافت سرمه
ای که دو باریکه ی صورتی روی آستین ها و دو باریکه صورتی تقریبا باال و پایین باسنش داشت
و تا یک وجب باالی زانوها بود. باال و پایین محل تالقی دو طرف مانتو در جلو باز بود و به طور
کامل بخش جلوی ساپورت را معلوم.کرده بود. برای پاهای سکسی و کشیده سارا بی نظیر بود
بهراد: خیلی بهت میاد. انگار برای تو ساخته شده.
سارا: مرسی. آره. فقط جلوش خیلی بازه. کامل ساپورتم معلومه
بهراد: آره. شما گفتید همسرتون مشکلی نداره با چنین لباسی؟
سارا: آرش؟ نه اتفاقا دوست داره
بهراد: آقا آرش. واال منم زن به این خوشگلی و خوش اندامی داشتم دوست داشتم به همه
نشونش بدم
سارا با شیطنت پرسید
سارا: شما اندام منو از کجا دیدی؟
بهراد: ساپورتتون خیلی تنگه سرکار خانم
سارا: سارا هستم
بهراد: بله سارا خانم
سارا: سارا. خوب تنگ باشه؟
بهراد: سارا جان پاهای خوش تراشت تو این ساپورت قشنگ معلومه
فروشنده کامال حشر ی شده بود. با اینکه خیلی پسر مودب و با شخصیتی بود، صحبتش با سارا
او را به این سمت کشانده بود. سارا با خنده گفت
سارا: شما لطف دار ی. ولی کار خوبی نیست آدم پاهای خوش تراش زن مردم رو دید بزنه
بهراد: آخه زن مردم و خود مردم راضیه انگار
سارا: حاال فقط پاهاشو دید زدی؟
بهراد: چه عرض کنم. همه جا رو
سارا: به به. چقدرم پر رو تشریف دار ی بهراد جان.
بعد پشتش را به بهراد کرد و پرسید
سارا: به نظرت یه کم باسن رو عقب نشون نمیده؟
بهراد یک قدم جلو آمد و دلش را به دریا زد. دستش را تا حد ممکن به پشت سارا نزدیک کر د
و پرسید
بهراد: این قسمتش؟
سارا خیلی حشر ی بود. با اینکه میترسید هر لحظه شیرین سر برسد باسنش را کمی عقب داد
تا دست بهراد با آن تماس پیدا کند.
سارا: آره باسنم که دستت روشه.
بهراد جر ی تر شد. سرش را به سر سارا نزدیک کرد و با حالتی حشر ی گفت
بهراد: جووووون. کونتو عقب نشون نمیده. کونت ماشاال خوش فرمه. مث سینه هات
سارا یک آه آرام کشید و و رویش را به بهراد کرد و با چشمانی که از آن شهوت میبارید گفت
سارا: سینه هامو بمال
بهراد دستش را به سمت سینه های سارا برد اما سارا دستش را پس زد. کمی خودش را جمع
و جور کرد و گفت:
سارا: ولی االن نه. این وسط که نمیشه. االن شیرین میاد. من باهاش رودروایستی دارم. آقای
بهراد محترم. من نمیدونم چرا این حسو بهت دارم. به خدا من از اون زنای خراب نیستم
بهراد با آرامش خاصی گفت
بهراد: میدونم. حاال اون یکی مانتو رو امتحان کن. من میرم دم در. بعدا میتونیم حرف بزنیم؟
سارا: مرسی که درک میکنی. آره. یه روز دیگه میام. شاید با آرش
بهراد: یعنی نمیشه شماره ت رو داشته باشم؟
سارا: البته که نه. شیرینم االن میاد
      
صفحه  صفحه 4 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین » 
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی / حس خاص

جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا