انجمن لوتی
صفحه  صفحه 2 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین »
داستان سکسی ایرانی

بچه ای که مرد خونمون شد

 مرد
#11   Posted: 7 Mar 2021 23:20


 1 Star

ارسالها: 210
قسمت اول رو که خوندم تصمیم گرفتم داستان رو ادامه بدم چون به داستان سکسی علاقه دارم یه زن و شوهر جوون و سکسی و مرد اهل علف بازی کلا دائم چت میکرد و زنش هم مطیع و ساقی هم وقت سر خاروندن نداشت
از وسط قسمت دوم فاز قصه عوض شد و آخر قسمت سه مرده شده یه برده و توله و بی غیرت و زنه شده یه جنده تموم عیار و خیانتکار ساقی هم که کلا تو خونه اینا پلاسه دیگه خبری از کار و بارش نیست
خواستم بی خیالش بشم ولی گفتم تا اینجای قصه رو خوندم بزار ادامه بدم ولی تا آخر قسمت چهارم رو که خوندم یه ...... گفتم و دیگه ادامش رو نخوندم

اولا قصه مینویسی یه اسمی بزار مرتبط با مضمونش یا اگه اسم فضایی میخوای بزاری تو یه پرانتزی جایی موضوع قصه رو بنویس که مخاطب خودش بیاد سراغش ثانیا به نظرم کلا تو قصه ننویسی بهتره
زنای ایرونی عشقن، تپلیاشون که عالی
 
     
  
 مرد
#12   Posted: 7 Mar 2021 23:24


 1 Star

ارسالها: 210
دوستان من نظرم رو گفتم و تا جاییکه میشد داستان قصه رو لو ندادم و فقط یه اشاره به موضوع کردم کاری که نویسنده باید میکرد تا اوناییکه مخاطبش هستن بیان بخونن اوناییکه مثل من اصلا با موضوع برده و مستر و ... حال نمیکنن نیان بخونن و وقتشون تلف بشه
زنای ایرونی عشقن، تپلیاشون که عالی
 
     
  
 مرد
#13   Posted: 8 Mar 2021 05:25

 0 Star

ارسالها: 21
BahadorSaeed:
دوستان من نظرم رو گفتم و تا جاییکه میشد داستان قصه رو لو ندادم و فقط یه اشاره به موضوع کردم کاری که نویسنده باید میکرد تا اوناییکه مخاطبش هستن بیان بخونن اوناییکه مثل من اصلا با موضوع برده و مستر و ... حال نمیکنن نیان بخونن و وقتشون تلف بشه

عزیز به نظر خودم اسم کاملا مرتبطه و توی پست اول خیلی واضح نوشته شده بیغیرتی، به هر حال من بابت وقت باارزش شما عذرخواهی میکنم!!!
 
     
  
 مرد
#14   Posted: 8 Mar 2021 18:27

 0 Star

ارسالها: 1
داستان بد نبود ولی من تحقیراشو دوست نداشتم
سعی کن تحقیراشو حذف یا کم کنی داستان قشنگ تر بشه
ادامه بده دمت گرم...
 
     
  
 مرد
#15   Posted: 8 Mar 2021 20:10


 1 Star

ارسالها: 99
دوستان من به شخصه تحقیر هارو دوست ندارم اما داستان براب همهی سلیقه هاست .....
 
     
  
 مرد
#16   Posted: 8 Mar 2021 21:47


 1 Star

ارسالها: 109
این داستان همزمان با این تاپیک در سایت شهوانی هم منتشر شده. فقط متوجه نشدم اول اینجا پُست شده بعدا تو سایت شهوانی کپی شده یا برعکس. شاید هم نویسنده این داستان را همزمان به هر دو سایت فرستاده.
ببین چــه آسون زدی قلبمو شکستی
 
     
  
 مرد
#17   Posted: 9 Mar 2021 14:42

 0 Star

ارسالها: 1
اعصاب خردکنه ولی عالیه
 
     
  
 مرد
#18   Posted: 13 Mar 2021 01:52

 0 Star

ارسالها: 21
اون شب رو خونه مادرم اینا خوابیدم. بهشون گفتم با آیدا دعوام شده و حالم خوب نیست از خونه زدم بیرون، اونا هم دیگه چیزی نپرسیدن. صبح که پاشدم سریع برگشتم خونه خودمون، حوصله نداشتم توضیح بدم، نمیدونستم هم چی باید بگم. درو که باز کردم دیدم سارا لخت رو مبل خوابیده یه پتو نازک هم کشیده روش. رو میز یه جعبه مشروب خالی بود و کلی خوراکی نیمه کاره، یه مشت گل هم ریخته بود رو یه تراول پنجاهی. رفتم تو اتاق آیدا لخت خوابیده بود رو تخت، اما خبری از آرمین نبود. حتما صبح زود پاشده بود از خونه زده بود بیرون. منتظر موندم تا بیدار شدن، سارا گفت دیرش شده و صبحونه نخورده رفت. آیدا هم که بیدار شد صبحونه خورد و نشست رو مبل با گوشیش کار کردن، بدون این که حتی یه کلمه هم با من حرف بزنه.

من بهش گفتم "باید باهم صحبت کنیم" که آیدا چشاشو چرخوند و با بی حوصلگی گفت "راجب چی باز؟" من بهش گفتم که میرم شکایت میکنم و همه چیو میگم و میتونم کاری کنم حتی اعدامشون کنن و تنها شرطش اینه که آرمین دیگه نیاد تو این خونه و همه چی دوباره مثل قبل بشه. آیدا خندید و گفت "برو کونتو بده کونی... آره شکایت کن تا خانوادت و فامیلات بفهمن چطور زنتو جلوت میکردن و تو هم جق میزدی. دوست داری شکایت کنی و همون لحظه فیلمت تو گوشی همه باشه؟" من فقط نگاهش کردم. واقعا دیگه نمیشناختمش اصلا. داشت منو تهدید میکرد فیلم کس دادنشو واسه دوستا و فامیلامون بفرسته. با عصبانیت ادامه داد "بعدم چی دوباره مثل قبل بشه؟ انتظار داری من یهو از امروز به آدمی که زنشو جلوش میکردن و جق میزده مثل قهرمان نگاه کنم؟ من از تو بدم اومده اصلا. به نظرم تو لیاقت نگاه کردن به منم نداری حتی، اگه هنوزم باهاتم به خاطر اینه که از تحقیر کردنت خوشم میاد و میدونم آرمین هم خیلی خوشش میاد. اگه من همچین شوهر بی عرضه ای نداشتم آرمین اینقد طولانی باهام نمیموند. آره، آرمین با من میخوابه چون تحقیر کردن تو براش از کردن کس من هم جذابتره، منم میدونم و میخوام هرجور شده آرمینو نگه دارم. من عاشق آرمینم، نمیتونم فکر کنم که یه لحظه هم ازش دور باشم. هرکاری بخواد میکنم، هرچی باشه انجام میدم تا نگهش دارم. میدونی دیشب چقدر بهش التماس کردم بچه دارم کنه؟ من آرزومه که آرمین واسم یه بچه قوی و خوشگل مثل خو‌دش درست کنه، اگه شرطش این باشه که از امروز تو باید تو سطل آشغال زندگی کنی هم قبول میکنم. تو یه کونی بی خاصیتی که من نمیتونم تصور کنم حتی دیگه دستش به پوست بدنمم بخوره، اون یه پسر ۱۸ سالست که همین الانش ده برابر چیزی که تو تا آخر زندگیت تلاش کنی مرده. حالا اگه نمیخوای دیگه اینطوری زندگی کنیم میتونیم طلاق بگیریم، ولی حتی فکرشم نکن که بتونیم دیگه یه زندگی عادی باهم داشته باشیم"

واقعا خورد شدم. اصلا احساس میکردم نمیتونم درست نفس بکشم. جنس این تحقیر با همه تحقیرای دیگه فرق داشت. اونا همه حالت بازی داشت واسم، ولی این دیگه واقعا خیلی سنگین بود. زنم تو چشام نگاه کرده بود و بهم گفته بود دیگه منو نمیخواد و عاشق بکن ۱۸ سالشه و آرزوشه ازش حامله شه. نمیدونستم باید چیکار کنم. خوب که فکر میکردم میدیدم چندان مدرکی ندارم و اگه بخوام شکایت بازی رو شروع کنم آبروم پیش همه دوستام و خونوادم کاملا میره، الان که دیگه قشنگ تهدیدم هم کرده بود با اون فیلم. از طرفی این زندگی هم دیگه فایده ای نداشت و نمیتونستم اینقدر تحقیر شدن دایمو تحمل کنم. تو همین فکرا بودم که آیدا خیلی بیخیال ماهواره رو روشن کرد و زد شبکه پورن. یه مرد سیاهپوست داشت یه زنه که دقیقا هیکلش مثل آیدا بود رو میکرد. آیدا یه آهی کشید و دستشو برد تو شرتش و شروع کرد کسشو مالیدن، منم کیرم با این که اونقدر ناراحت بودم کم کم شروع کرد راست شدن. آیدا یه خیار از رو میز برداشت و شروع کرد تو کسش عقب و جلو کردن و انگشتشو مک زدن. فیلمه واقعا حشری کننده بود، مرده هیکل خیلی بزرگ و خوشگلی داشت و با صلابت دختره رو میکرد. حس میکردم واقعا دلم میخواد آرمین الان اینجا بود و زنمو همینطور جلوم میکرد. واقعا خیلی عجیب بود، همین الان اینطور خورد شده بودم ولی از همیشه حشری تر بودم. یه لحظه انگار بدون این که فکر کنم تلفن خونمونو برداشتم و زنگ زدم به آرمین، آیدا خیارو از کسش دراورد و با تعجب و ترس به من که تلفن در گوشم بود نگاه میکرد، حتما فکر کرد میخوام زنگ بزنم پلیس.

از اون طرف خط صدا اومد "چیه کسمغز؟" آب دهنمو قورت دادم و گفتم "سلام ارباب، خوبید؟" چشای آیدا گرد شده بود از تعجب. "خوبم کسمغز کار دارم حرفتو بزن" "امشب میایید خونه ما زنمو بکنید؟" خندید و گفت "نه امشب باید زن یکی دیگه رو بکنم، شما کسکشا وظیفتونو درست انجام نمیدید که، میفته گردن ما" با تمنا گفتم "آقا آرمین خواهش میکنم امشب بیایید زنمو بکنید. هرکاری شما بگید انجام میدیم براتون دوتایی" واقعا خیلی پست شده بودم دیگه، حال خودمم داشت به هم میخورد. "مثلا چه کاری؟" سریع گفتم "نمیدونم هرکاری شما بگید" آرمین یکم فکر کرد و گفت "این کسه که جدید مخ کردم سینه هاشو عمل کرده و سینه های خیلی بزرگ و خوش فرمی داره، شاید اگه آیدا هم سینه هاشو اینطوری کنه من بیشتر بیام بکنمش" باورم نمیشد. آرمین واسه این که بیاد زنمو تو خونم بکنه و مثل پادشاها جلوش خم و راست بشیم و پولامونو بگیره داشت شرط میذاشت که آیدا باید سینه هاشو عمل کنه. گفتم "ولی آقا آرمین هزینه عمل سینه زیاده، ما اونقدر پول نداریم در حال حاضر، شما که خودتون میدونید" آرمین خندید و گفت "اون دیگه مشکل توئه، تو میخوای زنت کیر منو داشته باشه باید پولشم جور کنی" و تلفنو قطع کرد.

آرمین پرروترین آدمی بود که تا حالا دیده بودم. هر مردی آرزوش بود حتی برای یه بار آیدا رو بکنه. درسته آرمین کیر و هیکل خیلی خوبی داشت، ولی واقعا دیگه داشت زیاده روی میکرد. خیلی پشیمون بودم از این که بهش زنگ زده بودم. آیدا هیچی بهم نگفت، بعد یکم سکوت فقط گفت "من میتونم از بابام بگیرم" من هیچوقت دوست نداشتم از باباش پول بگیره، حتی سر اون پولی که ماهیانه باباش به حسابش میریخت هم دعوا کرده بودیم چندبار، حالا داشت بهم میگفت میخواد بره پول بزرگ کردن سینه هاشو از باباش بگیره تا بکنش راضی شه باهاش بخوابه. آبروریزی این زندگی داشت به خونواده هامونم کشیده میشد، ولی چاره ای نبود. من مثل معتادی شده بودم که نمیتونست در برابر وسوسه کشیدن مقاومت کنه. یکم صحبت کردیم باهم و هماهنگ کردیم چی بگه به خونوادش و گفت حضوری باهاشون صحبت کنه بهتره و لباساشو پوشید و رفت خونه مادرش اینا.

نزدیکای غروب بود که برگشت و با خوشحالی گفت بهشون گفتم دعوامون شده و تو حاضر نیستی پول عملمو بدی و بابامم از لج تو قبول کرد پولشو بده. بابای آیدا از همون اول با ازدواج ما مخالف بود و عقیده داشت من به اندازه کافی مرد نیستم. ما دوتا هیچوقت باهم رابطه خوبی نداشتیم و سعی داشتیم تا جایی که میشه باهم رفت و آمد نکنیم، حالا اونم دیگه داشت اینطوری منو تحقیر میکرد. با فکر لذتی که امشب قراره ببریم خودمو دلداری دادم و گوشی رو برداشتم و دوباره زنگ زدم به آرمین. وقتی بهش گفتم قرار شده آیدا سینه هاشو عمل کنه کلی خوشحال شد و گفت شام بپزم و زنمو خوشگل کنم که امشب میاد خونه. آیدا که لباساشو عوض کرده بود و فقط یه تاپ بلند با شرت پوشیده بود، اومد نشست رو کاناپه کنار من و دوباره ماهواره رو روشن کرد. این بار پورن یه مرد لاتین کیر گنده بود که دختره دهنش واسه کیرش کوچیک بود. آیدا پای چپشو انداخت رو هیکل من و همینطور که من یه پاشو نگه داشته بودم و پورن میدید شروع کرد دوباره کسشو مالیدن. میگفت "جون کیرشو ببین، کاش من جای اون دختره بودم. نمیدونم چرا با توی بی عرضه ازدواج کردم" و چشاشو بست و با نهایت لذت کسشو میمالید. چند دقیقه همینطور کسشو مالید و پورن دید و بعد گوشیشو برداشت زنگ زد به آرمین و گفت "عشقم کجایی پس؟ من کیرتو میخوام... دارم کسمو میمالم و بهش فکر میکنم... باشه عزیزم پس من منتظرم" و گوشیو پرت کرد اون طرف و به مالیدن کسش ادامه داد. منم اومدم کناره های رونشو بمالم که بدون این که حتی نگاهم کنه دستمو پرت کرد اون ور.

آرمین که کلیدو انداخت اومد تو، آیدا اونقد حشری بود که پاشد رفت وسط هال، تاپشو دراورد پرت کرد رو سر من و بعد زانو زد شلوارشو کشید پایین و شروع کرد کیر آرمین رو با ولع خوردن، همزمان هم کسشو میمالید. بعد رو به آرمین گفت "عشقم امشب یه هدیه ویژه دیگه هم واست دارم" و به من اشاره کرد برم جلو و رو به آرمین ادامه داد "امشب شوهر کسکشم برای این که بهت نشون بده چقدر ازت ممنونه، قبل از این که کسمو بکنی کیرتو واست ساک میزنه و با دستای خودش کیرتو میذاره تو کسم، تو مرد این خونه ای و هرکی به جز تو میخواد تو این خونه زندگی کنه باید به کیرت خدمت کنه" آرمین خندید و کیرشو گرفت جلوم. عجیب بود، چون معمولا میگفت از گی خوشش نمیاد ولی فک کنم حرف آیدا خوب تحریکش کرده بود. منم یه نگاه بهش کردم و یه نگاه هم به آیدا کردم و وقتی دیدم هردو مشکلی ندارن از خدا خواسته سر قارچی و بزرگ کیرشو بوس کردم و گذاشتم تو دهنم و تا جایی که میشد کردم تو، ولی فک کنم بازم نصفشم نرفت تو. یهو دیدم سرمو محکم گرفت و کیرشو تا ته فشار داد تو حلقم. بی اختیار داشتم زور میزدم کیرشو بیارم بیرون، حس میکردم الان بالا میارم. بالاخره سرمو ول کرد و منم شروع کردم نفس نفس زدن و جفتشون زدن زیر خنده. چشام پر از اشک شده بود. دوباره کیرشو کردم تو دهنم، لپام داشتن منفجر میشدن از بس که کیرش بزرگ بود. زنم دست کشید رو موهام و رو به آرمین گفت "شوهرم خوب ساک میزنه عشقم؟" آرمین در حالی که جفت دستاشو زده بود به کمرش با بی حوصلگی گفت "نه بابا اصلا به پای خودت نمیرسه عزیزم" زنم کیرشو از دهنم کشید بیرون بوسش کرد و کونشو کرد سمت من. بهم دستور داد شرتشو دربیارم، منم شرتشو کشیدم پایین و کسشو بوسیدم، اومدم کس آیدا رو بمالم که آرمین زد تو سرم و بهم فهموند حق ندارم . کیرشو گرفت جلوم، کیر اون رو هم یه بوس دیگه کردم و از پایین تا بالاشو لیس زدم و بعد با دستای خودم کردمش تو کس زنم. آرمین خیلی حال کرده بود و محکم تو کس آیدا تلمبه میزد، طوری که کاناپه زیر کون‌ زنم تکون میخورد. آیدا انگار هنوز راضی نبود دستشو برد پایین و همونطور که آرمین تلمبه میزد شروع کرد خایه هاشو با دست مالوندن. همینطور که خایه های آرمینو میمالید با عشوه بهش گفت "عشقم واسم یه بچه درست میکنی؟ ارشیا قول داده بزرگش کنه، خواهش میکنم دیگه، من میمیرم واسه این که تو بابای بچم باشی" آرمین هیچی نمیگفت و فقط محکمتر تلمبه میزد.

یکم بعد آیدا قمبل کرد رو زمین و به من گفت بیا زیر کسم دراز بکش. آرمین کیرشو از پشت کرد تو کسش، منم با یه ویو عالی داشتم جلو عقب رفتن کیرش تو کس زنم و برخورد محکم روناش و لرزش کون زنمو میدیدم که زنم داد زد سرم "بیکار اون پایین چه غلطی میکنی؟ کسمو بلیس کسکش" و منم شروع کردم لیسیدن. خایه های آرمین میخورد تو سرم، منم هم کس زنم هم کیر اونو میلیسیدم. خیلی لحظه لذتبخشی بود، حس میکردم واسه اینکار ساخته شدم اصلا. آرمین کیرشو کشید بیرون و آیدا رو نشوند رو زانوهاش و کیرشو کرد تو دهنش. سر منو آورد گذاشت کنار لپ آیدا و گفت "کیرمو از رو لپ زنت لیس بزن. زبونتو بزن به کیرم که داره میخوره به لپای زنت" کیرش واقعا اونقدر بززگ بود که از رو لپ زنم هم قشنگ قابل احساس بود. همونطور که آرمین سرمو نگه داشته بود تظاهر میکردم انگار منم دارم همراه زنم کیرشو میخورم، که آرمین و زنم وقتی دیدن روده بر شده بودن از خنده. آرمین نشست رو کاناپه و آیدا هم نشست کنارش و شروع کرد واسش ساک زدن. منم رفتم جلوشون. آرمین پای راستشو گذاشت رو زانوم. منم پاشو بغل کردم و بهش یه بوسه زدم و تو بغلم نگهش داشتم.

گوشی آیدا که کنارش بود زنگ خورد، گفت مادرته. من فکر کردم خب جواب نمیده و میذاره بعد سکس بهش زنگ بزنیم، ولی با کمال تعجب دیدم همونجا جواب داد. "بله؟ سلام. احوال شما؟ خوبید؟... نه چیزی نشده که خوبیم... دیشب یه بحث کوچیک داشتیم ارشیا مثل بچه ها قهر کرد... نه به خدا چیزی نشده" همینطور که مادرم اونور خط داشت حرف میز و فک کنم نصیحتش میکرد، آیدا شروع کرد کیر آرمین رو خوردن. من واقعا نگران بودم مادرم بشنوه چون خیلی با صدا و آبدار میخورد. هرچند وقت یه بار فقط میگفت "چشم... بله یا حق با شماست" و کیر آرمینو زبون میزد و میمکید. وقتی مادرم پرسید ارشیا کجاست آیدا همونطور که کیر آرمین تو دهنش بود گفت "رفته بیرون، برمیگرده" من هم همینطور پای آرمین رو تو بغلم نگه داشته بودم و فقط منتظر بودم قطع کنه. آخر که خداحافظی کرد هنوز گوشی قطع نشده کیر آرمینو کرد تو دهنش. آرمین پاشو زد تو قفسه سینم که باعث شد بیفتم زمین. با لحن تحقیرامیزی بهم گفت "خاک بر سر وقتی زنت از خونه بیرونت میکنه و به یکی دیگه کس میده میری پیش مامان جونت گریه میکنی؟" گفتم "خب کس دیگه ای نبود شب برم خونش آقا" آرمین ابروشو داد بالا و گفت "یعنی تو یه دونه دوست و رفیقم نداری؟ پس تو به چه دردی میخوری احمق؟" که آیدا گفت "ولش کن عشقم کس ننش" و کیرشو کرد تو دهنش. فحش مادر خوردن از زنت وقتی داره کیر بکنشو ساک میکنه دیگه خیلی تحقیرامیزه، ولی من دیگه بی رگ شده بودم کاملا، یه جورایی حال هم کردم راستش.

آیدا طوری کیرشو با ولع میخورد و میزدش رو لباش و سرش و رگای زیرشو زبون میزد و از جون و دل برای حال دادن بهش مایه میذاشت که منم دلم خواست و گفتم "منم میتونم بیام بخورم؟" که زنم با اخم و عصبانیت گفت "نه، تو فقط وقتی من یا آرمین میگیم میتونی به کیرش نزدیک شی" و خایه های آرمین رو با دست مالید. بعد بهم گفت "برو علف رول کن واسمون بیار" و بعد به آرمین گفت "عشقم دوست داری این بار چت سکس کنیم؟" که آرمینم بوسیدش و کیرشو کرد تو دهنش بازم. رول رو پیچیدم اوردم واسش. همونطور که با دست کیر آرمینو میمالید گفت "روشنش کن واسمون" حالا از شانس من فندک نمیگرفت. آرمین زد تو سرم و گفت "خاک بر سر یه فندکم نمیتونه بزنه" و خودش گرفت و روشن کرد. آیدا رول رو گرفت گذاشت رو لبش و گفت "تا من و آرمین اینو میکشیم تو کیرشو بخور واسش قشنگ" منم خوشحال شدم و کیر آرمینو کردم تو دهنم. آیدا سه کامای خفنی میگرفت، معلوم بود میخواد حسابی چت کنه و از کیر آرمین لذت ببره. یکم که خوردم آیدا زد تو سرم و گفت "اه این دیگه چه ساک زدنیه، کیر به این خوبی رو ببین چجوری میخوره. پاشو نخواستیم" و خودش اومد و شروع کرد کیر آرمینو خوردن. آرمین همینطور که آخر رول رو میکشید به زنم که کیرشو میخورد نگاه میکرد و با لبخند چتی سر تکون میداد.

آرمین زنمو نشوند رو کیرش. من از آیدا پرسیدم "میشه من پاتو بخورم؟" که آیدا گفت "هر غلطی میخوای بکن فقط با من حرف نزن" یکم که گذشت آرمین همونطور که کیرش تو کس زنم بود بهم گفت "من تشنمه کسکش، برو آب بیار واسم ببینم" منم سریع رفتم یه لیوان آب خنک واسش آوردم. بدون این که کیرشو از کس زنم دربیاره آبو از دستم گرفت و خورد و لیوانشو دوباره داد دستم و گفت "یکی دیگه، کویر شدم" و به تلمبه زدن ادامه داد. بازم واسش اوردم خورد و وایسادم لیوانشو ازش گرفتم. همونطور که تو کس آیدا تلمبه میزد منم سرمو بردم لای کون زنم و شروع کردم کسشو خوردن، زبونمو به کیر و خایه آرمین هم میکشیدم که خیلی حال میداد. آرمین کون آیدا رو محکم اسپنک میکرد که نزدیکی صداش خیلی ترسناک بود ولی لرزشش و برخورد کونش با صورتم خیلی خوب بود. یهو آرمین کیرشو از کس زنم کشید بیرون و پشت کون زنم قرار داد و بهم گفت "بخورش" منم شروع کردم ساک زدن کیرش. آرمین لپای کون آیدا رو گرفته بود و منم کیرشو با تمام توان ساک میزدم. یکم که گذشت آیدا جیغ زد "کیرمو پس بده... بذارش تو کسم دوباره" که آرمین گفت "نه بذار ساک بزنه" و بعد چندتا تلمبه زنمو انداخت پایین از کاناپه و سرمو محکم گرفت و با صداهای بلند و مردونه کل آبشو تو دهنم خالی کرد. اونقدر داغ بود که دهنم داشت منفجر میشد.

باورم نمیشد بکن زنم آبشو ته حلقم خالی کرده. با دهن پر از آب کیر زل زدم تو چشمای آرمین. آرمین داد زد "قورتش بده کونی" و من هم یکم مقاومت کردم و با چشام ازش خواهش کردم که مجبورم نکنه ولی وقتی چک زد تو صورتم سریع با هر سختی ای بود قورتش دادم. آرمین که پا شد آیدا محکم زد تو گوشم و گفت "حالا دیگه کیر منو صاحب میشی؟" من گفتم "عزیزم خود آقا آرمین گفت" که دیدم آیدا کمربند شلوار آرمینو دراورد و شروع کرد با عصبانیت و نفرت تمام با کمربند بهم زدن. آرمین از خنده روده‌بر شده بود و منم خودمو مچاله کرده بودم که کمتر دردم بیاد. آیدا اونقدر بهم زد تا خالی شد. دلش که خنک شد، رفت کنار آرمین رو مبل نشست و خودشو پرت کرد بغلش و شروع کرد گریه کردن. با لحن بچگونه با مشت آروم میزد روی سینه آرمین و میگفت "خیلی بدی آرمین، کیرمو دادی به این. اینو بیشتر از من دوست داری؟" که آرمین بوسش کرد و گفت "معلومه که نه کس تپلی. فقط از فکر این که چقد تحقیرش میکنم اگه تو دهنش ارضا شم حال کردم دیگه یهو آبم اومد" آیدا گفت "دیگه نباید بذاری این دیوث کیرتو بخوره" که آرمینم با خنده بوسیدش و به من گفت "میبینی که زنت خیلی از رقیب خوشش نمیاد، حسودی میکنه. از این به بعد به کیرم نباید دست بزنی همین یه دفعه بود" من در حالی که کل بدنم از تنبیه آیدا درد گرفته بود گفتم چشم. مزه آبش هنوز تو دهنم بود و واقعا خوشم میومد. نمیدونم فقط به خاطر تحقیرش خوشم اومد یا گی بودم همیشه و نمیدونسم، ولی چیزی که معلوم بود این بود که من با نقشه قتل و اعدام زنم و بکنش اومده بودم خونه و الان با آب بکنش تو دهنم نشسته بودم اینجا. عمل زنم باعث میشد یه مدت سکس نداشته باشن و حداقل من یکم نفس راحت بکشم و استراحت کنم بین این اتفاقای عجیب. واقعا حس میکردم خیلی زیادی پیش رفته بودیم و به استراحت احتیاج داشتم.
 
     
  
 مرد
#19   Posted: 15 Mar 2021 15:04

 0 Star

ارسالها: 21
تا عمل زنم دو هفته مونده بود. بعد از ماجرای اون روز وقتی دوباره به آرمین گفتم بیاد خونمون زنمو بکنه عصبانی شد و گفت "شما منو سر کار گذاشتید که بیام بکنمتون فقط... دفعه بعد تا با چشمای خودم نبینم آیدا سینه هاشو هندونه ای کرده از کیر خبری نیست" و قطع کرد. دیگه از اون شب زنم هرچی بهش زنگ میزد جوابشو نمیداد. واقعا بچه پررو بود و با زنم عین جنده های دوزاری برخورد میکرد، هرچند انگار اونم اینو دوست داشت و اصلا بیشتر تحریکش میکرد. چند روز که گذشت یه روز سارا اومد خونمون، قرار بود با آیدا برن بیرون. درو که باز کردم دیدم یه مانتوی جلو باز پوشیده و یه تاپ سفید تنگ هم زیرش پوشیده که سینه های گندش میخواستن جرش بدن و بیان بیرون. آیدا تا شنید سارا اومده همونطور که هنوز دکمه های مانتوشو کامل نبسته بود دوید اومد بیرون با ذوق سلام کرد بهش. سارا هم جیغ ز‌د "وای چه کسی شدی آیدااا" و سینه هاشو از تو تاپش گرفت فشار داد و دوتایی خندیدن. زنم مانتوش اینقد تنگ بود که دکمه هاش بسته نمیشد. سینه هاشو گرفت طرف من و با لحن دستوری گفت "واسم ببندش" منم به زور دوطرف مانتوشو به هم نزدیک کردم و آخر موفق شدم ببندمش. با خودم گفتم دیگه ببین سینه هاشو عمل کنه چی میشه. سارا بهش گفت "عزیزم غصه نخوری اصلنااا، اگه آرمین دیگه کلن نیومد هم نیومده، تقصیر این ارشیاست اینقد پرروش کرده. من خودم به این پسره آزراییه که تازه باهاش دوست شدم میگم یکی از دوستای بدنساز و پولدارشو بیاره واست" که آیدا آروم زد به سینش و گفت "چی میگی من آرمینو میخوام فقط"

بعد نشستن رو مبل من واسشون قهوه اوردم که سارا وقتی قهوشو گذاشتم جلوش آروم زد رو سرم گفت "آفرین پسر خوب" و با آیدا خندیدن. بعد شروع کردن با سارا تعریف کردن. همونطور مشغول صحبت بودن که آیدا به من گفت "ما الان میخواهیم بریم بیرون،بدو اون لاک صورتی منو بیار پاهای من و سارا رو لاک بزن" منم فقط سر تکون دادم و رفتم اوردم. اول پای زنم رو گرفتم و بوسیدم و شروع کردم دونه دونه واسش لاک زدم. بعد سارا پاشو گذاشت رو میز. وقتی پاشو دیدم اونقدر تحریک شدم که بدون اختیار پاشو بوسیدم و با کف پاش زدم رو لپم. پاشو گذاشتم رو صورتم و شروع کردم خوردن پاش. آروم شروع کردم واسش لاک زدن و بینش پاهاشو بوسه بارون میکردم. انگشتای ظریف و خوشگلشو میکردم تو دهنم و مک میزدم. سارا با تعجب میخندید فقط، زنم ولی انگار عصبانی بود از دستم که دارم به دوستش بیشتر توجه میکنم، ولی من دیگه واسم مهم نبود. من فقط مشغول خوردن ساق پای کلفت و گوشتی سارا بودم که حتی از زنمم بهتر بود، مثل همه چیزای دیگش. اگه میشد میرفتم برده سارا میشدم واقعا، از حرفاش و هیکلش معلوم بود بکنای مختلفی هم داره، همه هم پولدار و هیکلی. فقط حیف که خیلی از تحقیر کردن خوشش نمیومد. بهش گفتم "سارا میشه بذاری کستو بخورم؟ خواهش میکنم" که زنم زد تو سرم و گفت "پاشو پررو نشو دیگه پدرسگ" و پاشد. سارا هم خندید و قبل از این که از روی مبل پاشه کون منو اسپنک کرد و گفت آفرین و بعد به آیدا گفت "عزیزم ارشیا رو قرض میدی به من بعضی وقتا بیاد پدیکور انجام بده واسم؟" و بعد رو به من گفت "شاید اگه پسر خوبی باشی آخرش بشینم رو صورتت تا کس و کونمم بخوری" و چشمک زد. آیدا گفت "معلومه که آره عزیزم، اصلا اگه خواستی کلا برش دار ببرش از شرش راحت شیم" و خندیدن.

وقتی داشتن کفشاشونو میپوشیدن من با حالت مظلوم گفتم "میشه من هم بیام؟" که زنم گفت "معلومه که نه، تو بیای چه غلطی کنی؟" منم که مطمئن بودم قراره کلی جنده بازی دربیارن و کیر مردا رو راست کنن و واقعا دوست داشتم باشم و ببینم ناراحت شدم و دیگه هیچی نگفتم. آیدا یکم فکر کرد و گفت "به جاش باید بری خونه آرمین" که من با تعجب گفتم "خونه آرمین چرا؟ مگه گوشیتو جواب داد؟" اون که انگار بدش اومده بود که من جلوی سارا همچین حرفی زدم بهم چشم غره رفت و گفت "نه باید بری پیشش مثل قدیم کاراشو بکنی و هرکاری خواست واسش بکنی تا تو این مدت که من نیستم احساس کمبود نکنه و به زن دیگه ای وابسته نشه" منم که واقعن اعصابم خورد بود که زنم اینقد به این پسر باج میده ولی از طرفی حشری شده بودم از تصورش گفتم "باشه هرچی شما بگی" موقع بیرون رفتن سارا گفت "ارشیا اگه دیلدو پیدا کردیم واست میخرم" و دوتایی خندیدن و رفتن. رفتم تو بالکن و دیدم که دارن میرن. وسط کوچه که رسیدن دوتا جوون که سوار موتور بودن اومدن از کنارشون با سرعت آروم رد شدن، یکیشون دستشو کشید به کون سارا که کنار آیدا بود و در حالی که دور میشدن داد زد "جووون چه کونی داری عزیزم، بیام کیرمو تا خایه توش جا بدم؟" و خندید و سریع محو شدن.

یکم دیگه منم لباسامو پوشیدم و راه افتادم به سمت خونه آرمین. بهش دوبار زنگ زدم جواب نداد. زنگ خونه رو هم چندبار زدم جواب نداد، گفتم لابد نیست دیگه. همونجا نشستم و شروع کردم با گوشیم کار کردن. بعد نیم ساعت دیدم آرمین سوار ماشینش اومد و در پارکینگو زد، یه زن تقریبا میانسال با سر و وضع خراب هم بغل دستش بود. منو که دید تعجب کرد و شیشه رو داد پایین و گفت "اینجا چه غلطی میکنی کسمغز؟" که من یکم فکر کردم و گفتم "خانومم گفته بیام ببینم شما چیزی نیاز ندارید؟" که اونم پوزخند زد و شیشه رو داد بالا و اشاره کرد دنبالش برم. منم دویدم دنبالشون رفتم تو پارکینگ خونش. وقتی از ماشین پیاده شدن دستشو انداخت دور کمر زنه و گفت "این مهساست، از اونجایی که زنت امروز میخواسته دکت کنه و منم نمیدونم به چه دردم میخوری امروز مهسا صاحبته، هرچی بگه انجام میدی. مهسا این ارشیاست، من زنشو میکنم" که مهسا خندید و گفت "جون تو کجا بودی به جای این شوهر عوضی غیرتیم بیای منو بگیری؟" و کیفشو داد دستم واسش بیارم. وقتی رسیدیم در آپارتمان مهسا وایساد و به کفشاش اشاره کرد تا واسش دربیارم. زانو زدم جلوش کفشای پاشنه بلندشو دراوردم و روی پاشو بوسیدم. بعد گرفت سرمو چسبوند رو کسش و گفت بخور.یکم کسشو از رو شلوار خوردم تا ولم کرد.

وقتی رفتیم مهسا لخت شد با سوتین و شرت و اومد پرید بغل آرمین که لم داده بود رو مبل سیگار میکشید. مهسا داد زد سرم و گفت بیا اینجا. وقتی رفتم گفت "دولا شو میخوام پامو بذارم رو کمرت" منم جلوشون قمبل کردم تا پاشونو بذارن رو کمرم. تو همون حالت انگشتشو کرد تو کونم که من یه آخ گفتم. محکمتر فشار داد و گفت "ادای تنگا رو درنیار کونی، راستشو بگو چقدر کیر خورده این کونت؟" که من در حالی که سوراخ کونم از درد داشت آتیش میگرفت ولی سعی میکردم هرطور شده پاهاشونو رو کمرم نگه دارم گفتم "هیچی... به خدا هیچی" که مهسا به آرمین گفت "شنیدی آرمین جونم؟ میگه تا حالا کون نداده" که آرمین گفت "اگه دوست داری خودت امروز بکنش جنده خانوم" مهسا هم خندید و گفت "آره فکر خوبیه، من همیشه فانتزیم بود با کیر مصنوعی شوهرمو بکنم و حسابشو برسم" آرمین پاشو اورد بالا زد رو کمر من و دست انداخت سینه هاشو دراورد و شروع کرد خوردن. مهسا هم آهش رفته بود بالا و هنوز هیچی نشده داشت جنده بازی درمیاورد. تی شرت تنگ آرمینو دراورد و شلوارشم با کمک خودش دراورد. من بی اختیار سرمو بردم نزدیک شرت آرمین و کیرشو بو کشیدم. مهسا گفت جون و منو زد کنار و شرت آرمینو دراورد.

بعد منو انداخت پایین پاشون و همونطور که دستشو میکشید رو بازوها و شونه های آرمین و کف دستشو که حتی نصف سینه ستبر آرمین رو هم نمیپوشوند گذاشت رو سینش بهم گفت "ببین چه عضله هایی داره حسین، کیرشو ببین. من نمیتونم بهش ندم، کی میتونه این کیرو ببینه و عاشقش نشه؟ تو بعد کلی زور زدن ارضام میکنی هربار، هروقتم از سر کار میای خسته ای. وقتی تو نیستی آرمین جون زحمت ارضا کردن زنتو میکشه" و شروع کرد کیر آرمینو که گرفته بود به سمت من مالیدن و ازش لب گرفتن. انگار داشت تصور میکرد من شوهرشم و حرصشو خالی میکرد. بعد همونطور که کیر آرمینو میمالید دوباره به من که پایین پاشون خوابیده بودم گفت "نگاش کن، کیرشو ببین، ببین چه عضله هایی داره، این یه مرد واقعیه. تو با اون شکمت که کیرتو نمیتونی ببینی به درد کردن کس معرکه نمیخوری" و دستشو محکم زد روی کسش و باز لبای آرمین رو با احساس خورد. "من که میدونم همیشه تو کامپیوترت کیر مردای دیگه رو میبینی و آرزو میکنی کاش کیرت اینقد بزرگ بود، خودم فیلم سوپراتو دیدم. فقط بلدی واسه من مردبازی دربیاری کسکش.... ببین چطور کیر هیولاشو میخورم حسین، نمیخوام تموم شه هیچوقت واسه همین اینقد آروم میخورم" و همزمان با خوردن کیرش دستشو میکشید رو خایه های بزرگ آرمین و میمالیدشون. "چیه بغض کردی؟ میخوای باز غیرتی بازی دربیاری و منو بزنی؟ ولی نمیشه چون آرمین میکشتت. آرمین جونم بهش نشون بده" که آرمین محکم پاشو گذاشت رو گلوم و شروع کرد فشار دادن. با عصبانیت داد زد "زنت جنده منه بیناموس، فهمیدی؟ یه بار دیگه دستت بهش میخوره کاسه کونتو میشکنم حروم لقمه" من چسبیدم به پاش و با چشمام حالت التماس گرفتم تا ول کرد. مهسا خندید و بعد از این که با احساس از آرمین لب گرفت و کیرش تو دستاش بود بهش گفت "خیلی دوست داری وقتی زنای مردای دیگه رو میکنی نه عشقم؟ دوست داری اینطوری خوردشون کنی جلوی زنشون؟ کی باشه واقعن بیای جلوی شوهر کسکشم منو بکنی" که آرمین سینه هاشو محکم نیشگون گرفت و گفت "یه کاری میکنم از دفعه بعد خودش بیارتت خونم کس و کونتو بذاره جلوم بگه آقا آرمین خواهش میکنم زنمو بکن" که مهسا هم گفت جون و پاشد نشست رو کیرش.

من نمیتونستم درست ببینم چون هنوز خوابیده بودم رو زمین. آرمین پاشو گذاشت رو شکمم و بدون توجه به این که منم آدمم هرچقدر میخواست فشار میداد و مهسا رو میکرد. مهسا روی هیکل بزرگ و تنومند آرمین مثل یه بچه بود. بعدش پاشد دوباره منو قمبل کرد و مهسا رو خوابوند رو کمر من و کیرشو کرد تو کسش و شروع کرد تلمبه زدن. بهم گفت "ببینم عرضه داری نقش میزو درست بازی کنی یا نه؟" منم با همه زورم تلاش میکردم تحمل کنم و ثابت بمونم، ولی با تلمبه های شدید آرمین که روناشو میزد به کونم خیلی سخت بود. من فقط ضربه های محکم کیر آرمین رو حس میکردم و صدای ملچ ملچشون از خورده شدن بدن مهسا توسط آرمین و لب گرفتنشون. دیگه نمیتونستم تحمل کنم و یهو خوابیدم رو زمین. آرمین بدون این که اهمیتی بده مهسا رو خوابوند رو بدن درازشده من و به کردن کسش ادامه داد. آرمین نعره میزد "حسین کیرم تو وجودت بی شرف، زنت داره بهم کس میده حسین" مهسا هم در گوش من قربون صدقش میرفت و کونشو محکمتر میکوبید به من که نقش زمینو داشتم دیگه حالا. بعد منو نشوند و نشست رو گردنم و کسشو گذاشت جلوی دهنم و داد زد "منو محکم بگیر دیوس" و شروع کرد کیر آرمینو خوردن. قشنگ وقتی خایه های آرمین میخوردن به سرم حسشون میکردم. مهسا کسشو فشار داد رو دهن و دماغم و گفت "کس زنتو ببین. ببین چطوری آرمین داغونش کرده با کیر بزرگش. من وقتی تو کیرتو میکنی توش اصلن نمیفهمم"‌ و بعد پاشد وایساد و منو برگردوند و همونطور که دوتایی وایساده بودن بالای سرم شروع کرد واسه آرمین زدن تا آبش اومد و آبشو پاشید تو صورتم. آرمین با کل زورش شونه هاشو گرفته بود و ارضا شد. مهسا دستشو که پر از آب آرمین بود گرفت جلوم و گفت "جون همشو بلیس" منم فقط اطاعت کردم و قشنگ دستشو لیس زدم. آخرش سرمو ناز کرد و گفت "کاش تو شوهرم بودی دیگه من هیچ غمی نداشتم تو دنیا" نمیدونستم از این حرفش باید خوشحال شم یا ناراحت.

یکم که گذشت آرمین بهم گفت پاشو مهسا رو برسون و برو خونتون، منم گفتم چشم. مهسا تو مسیر شمارشو بهم داد و گفت "من امروز خیلی حال کردم اگه خواستی بازم نقش شوهرمو بازی کنی بهم بگو حاضرم بهت پول هم بدم. وقتی رسوندمش و برگشتم خونه آیدا هنوز نیومده بود. نیم ساعتی بعد طرفای ساعت یازده بود که اومد و وقتی پرسیدم چرا اینقد دیر اومدی فقط گفت "زر نزن" و رفت تو اتاق درم بست. فهمیدم امشب خیلی اونطور که میخواسته نبوده و اعصابش خورده و امشب باید روی همین کاناپه بخوابم. زدم شبکه پورن و با تصور این که این فیلم زنمه که امشب داشته به یه غریبه تو خیابون میداده. حس میکردم بدن سفید زنم باید زیر یه سیاهپوست کیرکلفت مثل این مرده بخوابه، خیلی دلم میخواست پای آرمین از خونمون بریده شه. تا زنم عمل میکرد و خوب میشد وقت داشتم خوب فکر کنم و یه کاری بکنم.
 
     
  
 مرد
#20   Posted: 17 Mar 2021 14:19

 0 Star

ارسالها: 21
زنم که سینه هاشو عمل کرد، تو مدتی که خوب شه آرمین یه بار بیشتر بهمون سر نزد، همش میگفت کار داره ولی ما جفتمون میدونستیم دروغ میگه و چون آیدا نمیتونه بهش بده نمیاد. آیدا ولی خودشو گول میزد و میگفت "وقتی سینه هام خوب بشه آرمین دیگه هرروز میاد اینجا کیرشو میذاره وسط سینه های بادکنکیم" و خودارضایی میکرد. هر آدم عادی ای بعد یه عمل سخت میل جنسیش از بین میرفت ولی آیدا اینطوری نبود. مشکل همیشه همین بود که آیدا یه زن فوق حشری بود و من نه زیاد کیرم راست میشد و سکس میخواستم نه میتونستم خوب بکنم. حالا هم که آرمین واسمون طاقچه بالا میذاشت و اعصابمو خورد کرده بود. هربار بهش میگفتم بیا از این فرصت استفاده کنیم زیر یه مرد دیگه بخواب شاید خوشت اومد بهش برمیخورد و میگفت به آرمین خیانت نمیکنه. واقعا انگار آرمین شوهر زنم بود و منم یکی از دوستای دخترش.بعضی وقتا که هوس میکرد منو صدا میزد برم لای پاهاش در حالی که اون از این که آرمین اگه بود الان چطوری میکردش حرف میزد کسشو بخورم.

بالاخره وقتی آیدا کامل خوب شد آرمین یه روز سر زده اومد. البته انگار برای من فقط سر زده بود چون آیدا انگار خبر داشت و حسابی خوشگل کرده بود و یه لباس بلند خیلی خوشگل که سینه های جدیدش خیلی هم توش افتاده بود بیرون پوشیده بود. آرمین که از در اومد تو و سینه هاشو دید گفت "جووووون، چه سینه هایی ساختی دختر" و بی مقدمه اومد جلو و سینه هاشو از تو لباسش دراورد و شروع کرد خوردن. یکم که گذشت آیدا رو بلند کرد و برد خوابوند رو مبل و لباسشو با یه حرکت دراورد و شروع کرد سینه هاشو مثل وحشیا خوردن. من و آرمین حتی یه کلمه حرف و سلام علیک هم بینمون رد و بدل نشده بود، که یهو برگشت با عصبانیت بهم گفت "برو شیشه ویسکی رو بیار واسم ببینم" منم گفتم چشم و سریع رفتم اوردم واسش. شیشه ویسکی رو گرفت ریخت رو سینه های بزرگ آیدا و شروع کرد خوردن. میریخت بین سینه هاش و سرشو فرو میکرد بینشون، شلپ شلپ میزد به لپاش و حال میکرد و همشو میلیسید. شروع کرد گردن آیدا رو خوردن و همینطور که وحشیانه گردنشو میخورد بهش گفت "جون جنده من، میفرستمت کونتم عمل کنی، حتی یه بار دیگه سینه هاتو عمل کنی از اینم گنده تر شه، میخوام وقتی میکنمت همینطور گوشت باشه که تکون میخوره" آیدا هم ازش با احساس لب گرفت و تو چشاش زل زد و گفت "باشه عشقم هرچی تو بگی، من واسه این که تو خوشت بیاد هرکاری میکنم. این بار کل پس اندازامونو برمیدارم کونمو واست بزرگتر میکنم، اگه شده شوهر کسکشمو میفرستم دو شیفت کار کنه" که آرمین خندید و بهم اشاره کرد برم جلو کیرشو دربیارم. وقتی شلوارشو کشیدم پایین و کیرشو بعد اون همه وقت دیدم انگار آروم شدم، واقعا دلم خواست بخورمش. بهش گفتم "آقا اجازه هست کیرتونو بخورم" که هلم داد عقب و گفت "دستت به کیرم بخوره من میدونم و تو. مگه ندیدی زنت از رقیب خوشش نمیاد؟ پاشو برو ماشینمو تمیز کن تا من و آیدا جون مشغولیم" گفتم "اگه میشه ببینم بعد برم، قول میدم حسابی تمیزش کنم" که گفت "یه بار بهت اجازه دادم بمونی پررو شدیا. نه همین الان میری، بدو" منم که خیلی ضدحال خورده بودم پاشدم با ناراحتی رفت.

ماشین آرمین توش خیلی کثیف بود، کفش پر از پوسته های شکلات پروتئینه و هایپ و یکی دوتا کاندوم مصرف شده بود. کلی طول کشید تا با دست همشو تمیز کردم و بیرونشم شستم. وقتی برگشتم بالا دوتایی رو مبل نشسته بودن و آرمین داشت با سینه های آیدا بازی میکرد، معلوم بود سکسشون تموم شده. چند روز گذشت، آیدا هرشب از سینه هاش واسه آرمین عکس میفرستاد یا فیلم میگرفت و باهاشون بازی میکرد. یه شب جمعه که خوابیده بودیم یهو با افتادن از تخت از خواب بیدار شدم. در حالی که از خواب و ضربه گیج بودم و خیلی هم ترسیده بودم نگاه کردم دیدم آرمین اومده بعد این که منو از تخت پرت کرده پایین، افتاده رو زنم و داره سینه هاشو میخوره. آیدا انگار بیدار بود از قبل و داشت حال میکرد. آرمین بوی الکل خیلی زیادی میداد، معلوم بود خیلی مسته. جرات نکردم از روی زمین پاشم، از همون پایین فقط نگاهشون میکردم. زنم بهش گفت "آرمین خیلی وقته دارم به این فکر میکنم و بالاخره مطمین شدم. میخوام امشب از کون بهت بدم. کل زندگیم تا حالا به هیچکس کون ندادم، ولی دلم میخواد تو اون کسی باشی که کونمو افتتاح میکنی" آرمینم گفت جون و سریع لختش کرد و خودشم لخت شد و کیرشو داد بخوره. چشماش از مستی و خواب نیمه بسته بود و اصلا انگار تو حال و هوش نبود. زنم کیرشو میذاشت بین سینه های گندش و قربون صدقه کیرش میرفت. آرمین کیرش بین سینه های زنم بود که چشمش که به من افتاد که پایین تخت خوابیده بودم و نگاه میکردم. داد زد "گمشو بیرون ببینم عوضی" که من واقعا خایه کردم و سریع رفتم بیرون و درو بستم. خیلی بد بود، حاضر بودم هرکاری میگه بکنم تا اولین کون دادن زنمو ببینم ولی واقعا مست بود و نمیشد خیلی حرفی زد. جون، بکن زنم شب اومده عین یه تیکه آشغال پرتم کرده بود از تخت پایین ولی بازم زنم کونشو دودستی تقدیمش میکرد و نمیذاشت من حتی ببینم و جق بزنم. حق هم داشت دیگه، با اون هیکل و کیرش نبایدم یکی مثل منو آدم حساب میکرد. همینطور که به خودم میگفتم "احمق کسمغز دیگه درو چرا بستی؟ نمیبستی که دزدکی وایسی نگاه کنی" رفتم رو کاناپه دراز کشیدم و به صدای جیغ کشیدنا و آه کشیدنای زنم و قربون صدقه هاش گوش دادم تا خوابم برد.

صبحش که پاشدم در اتاق باز بود. رفتم دیدم جفتشون خوابن. نزدیک ظهر بود که انگار بیدار شدن و آرمین داد زد صدام کرد. رفتم دیدن آیدا بین پاهاش خودشو مچاله کرده و داره کیرشو میخوره. سوراخ کونش قرمز قرمز بود. آرمین گفت "همینطور که آیدا جون اول صبح یه ساک سریع میزنه تو هم میری صبحونه مفصل درست میکنی واسمون میاری تو تخت. از اون سوسیسا که خودم خریدم اوردم درست میکنیا، از اون کسشرایی که خودت دوست داری درست نکنی" که منم گفتم چشم و رفتم مشغول شدم. بعد یه ربع وقتی اوردم آیدا هنوز داشت کیرشو میخورد، آرمین هم لم داده بود و بالش رو تکیه داده بود به تخت و ساک زدن زنمو نگاه میکرد. اشاره کرد ببرم بذارم کنار دستش و همونطور که زنم داشت واسش میخورد و میدید از کنار دستش بر میداشت میخورد. چونه آیدا رو گرفت و آورد بالا و یه دونه بیکن گذاشت رو سینش و شروع کرد خوردن. زنمم میگفت جون و سرشو فشار میداد به سینش. صبحونه رو با همین کارا تموم کرد و دوباره لم داد تا آیدا کیرشو بخوره. سرشو نگه داشته بود و خودش رو کیرش عقب جلوش میکرد، آیدا هم همزمان خایه هاشو میمالید و کیرشو تا ته میکرد تو دهنش. یهو سرشو محکم نگه داشت و یه نعره مردونه کشید و آبشو تا ته خالی کرد تو حلق زنم. آیدا وقتی کیرشو دراورد گفت جون و چون خسته شده بود سرشو گذاشت کنار خایه هاش و رو پاش خوابید. آرمین هم همونطور که داشت از ارضا شدنش حال میکرد با دستش بهم لایک نشون داد و خندید.

بعدش پاشد کون لخت اومد رو مبل نشست و شروع کرد تلویزیون دیدن. منم که دیگه قشنگ تربیت شده بودم واسش نوشابه بردم و بهش گفتم خسته نباشید. آیدا هم که لباساشو پوشیده بود در حالی که گشاد گشاد راه میرفت اومد نشست کنارش. دستشو گذاشت رو سینه لخت آرمین و به کیرش اشاره کرد و گفت "نمیگی اینطوری لخت میای میشینی من دوباره هوس میکنم عشقم؟" که آرمین کیرشو با دست گرفت تکون داد و گفت "خب میدمش بهت، تو که میدونی من هرچقد بخوای میکنمت" که آیدا سینه شو بوسید و با عشوه گفت "بعضیا باید یاد بگیرن" آرمین زد رو لپش و گفت "بعضیا غلط میکنن یاد بگیرن، دستشون به زن من بخوره مادرشونو میگام. بهش گفتی بهم کون دادی حال کردی؟" که آیدا گفت "کجا حال کردم عشقم کونمو پاره کردی با اون کیر کلفتت" که آرمین خندید و گفت "حالا کم کم حال میکنی" و پاشد رفت دستشویی. آیدا رو مبل جابجا شد و از درد کونش یه آخ گفت و بهم گفت "یکی از دوستای آرمین ما رو مهمونی دعوت کرده، فقط زوجا میتونن برن و تو نمیتونی بیای، ولی آرمین میخواد تو ما رو برسونی. پسر خوبی باش و عصبانیش نکن، بشین تو ماشین و هرچی میگه گوش کن" منم گفتم چشم. آرمین از دستشویی اومد نشست رو کاناپه و پاشو گذاشت رو میز و به آیدا گفت گل رول کنه بکشن. تموم که شد رول رو گرفت و به آیدا گفت "میخوام تا من چند تا کام خفن میگیرم خایه هامو بخوری که حسابی حال کنم" زنمم گفت چشم و رفت پایین. به منم گفت "برو کفشامو تمیز کن الان باید بریم" همینطور که هردو بهش یه جور سرویس میدادیم آرمین علفشو کشید و بعد با چشای سرخ و لپای گل انداخته گفت بریم.

من زودتر رفتم پایین ماشین روشن کردم. آرمین و آیدا که اومدن آرمین یکی زد در کونش و هلش داد جلو، آیدا در عقبو باز کرد اومد نشست تو ماشین، آرمین هم بغل دستش نشست. من یه نگاه بهشون کردم که آرمین فهمیدم منظورم چیه و گفت "امروز برنامه ویژه واست تدارک دیدیم دودولی" و کمربندشو باز کرد و به من گفت حرکت کنم. از کوچه که میومدیم بیرون نگاه کردم دیدم آرمین شلوارشو تا زانو کشیده پایین و آیدا افتاده رو کیرش داره واسش میخوره. آرمین همونطور که لم داده بود و دست چپشو کرده بود تو شرت آیدا و کونشو میمالید با بیخیالی بهم گفت "آروم رانندگی کن تا زنت وقت کنه آبمو بیاره" سر آیدا رو با دست راستش عقب جلو میکرد و موهاشو از تو صورتش میزد کنار. با این که شیشه های ماشین دودی بود ولی حس میکردم هرکی تو خیابونا از کنارمون رد میشه میتونه ببینه که زنم داره واسه بکنش ساک میزنه و منم شوفریشونو میکنم. یکم که آیدا کیرشو خورد آرمین گوشیشو دراورد و شروع کرد از ساک زدن آیدا فیلم گرفتن. تو فیلم میگفت "اینم از جنده اختصاصیم که تو راه نمیذاره حوصلم سر بره، اینم از شوهر کسکشش که راننده لیموزینمه. هاها، سلام کن و دست تکون بده ارشیا. جات خالی داش صادق" من دیگه بیخیال بیخیال شده بودم و اصلا دیگه فکر نمیکردم که ممکنه چی بشه با این فیلما، سعی میکردم فقط لذت ببرم. آرمین آبشو باز ریخت تو دهن آیدا و بهش گفت "جون، کمرمو خشکوندی امروز دختر" و آیدا هم با دهن پر از آب بهش خندید.

نزدیک آدرس مهمونی بودیم که آرمین گفت "بیا بگرد این داروخونه رو پیدا کن نزدیکه، من باید یه سری مکمل بدنسازی بخرم" بعد یکم گشتن پیدا کردم و وایسادم جلوش. آرمین گفت "پسر یه فکری دارم" و کیف زنمو باز کرد و ادکلنشو دراورد و هرچی میشد زد به گردن و صورت من. بعد به من که داشتم با تعجب نگاهش میکردم گفت "من میرم تو داروخونه، تو میای با کونی ترین رفتارت میگی کوچیکترین کاندومی که دارید رو بدید لطفا، میخوام ببینم چجوری باهات رفتار میکنن" و خندید. آیدا با یه حالت بین شوخی و جدی بهش گفت "آرمین تو انگار واقعا یه چیزیت هستا" که آرمین لبشو و بوسید و گفت "تو که میدونی من عشق تحقیر کردن بی خایه هایی مثل شوهرتم" و پیاده شد و زد به شیشه که یعنی منم سریع برم. از آینه به آیدا نگاه کردم، با یه حالت بی حوصله گفت "برو کاری که میگه رو انجام بده دیگه چیکارش کنم" من گفتم "آیدا نمیخوای یه کاری کنیم؟ آرمین از حدش نگذرونده به نظرت؟" که گفت "میدونم ولی چیکارش کنم؟ اونم یه مرده دوست داره یکم اذیتت کنه و قدرتشو ثابت کنه. پسر خوبی باش و برو همون کاری که گفتو بکن" و بعد لپمو بوس کرد تا خرم کنه. من از ماشین پیاده شدم و رفتم تو داروخونه و دقیقا کاری که گفت رو انجام دادم. آقایی که باهام صحبت میکرد با یه حالت تحقیرآمیزی بهم نگاه کرد و رفت یه بسته کاندوم آورد گذاشت جلوم و گفت "اینا اندازه میشه سایز هرچقدر باشه، همینو بردار" که آرمین بلند بلند خندید و گفت "داداش اگه کمک خواستی بگو" که فروشنده و دو تا مرد دیگه هم که تو داروخونه بودن پوزخند زدن.

وقتی رفتیم تو ماشین آرمین نشست جلو و سرمو مث توله سگ ناز کرد و گفت "آفرین خوب آبروی خودتو بردی حال کردم" و واسه آیدا همه چیزو تعریف کرد. آیدا هم خیلی مصنوعی به حرفاش میخندید و همراهی میکرد. وقتی رسیدیم به مقصد آرمین و آیدا پیاده شدن رفتن و آرمین به من گفت همینجا پارک کن تو ماشین بشین تا برگردیم. چند ساعتی منتظرشون بودم و هرجور میشد خودمو سرگرم کردم. دیگه شب بود که آرمین و آیدا اومدن. آرمین که بوی گند الکل میداد اشاره کرد بیام پایین، منم سریع پیاده شدم و رفتم جلو. گفت "سوییچو بده من" که من گفتم بفرمایید و وقتی گرفتش گفت "آیدا لیستو بهش بده. اینا رو امشب دوستامون بهمون معرفی کردن سکسو بهتر میکنن، برو اینا رو بخر من و آیدا میریم خونه" که من گفتم "آخه آقا چجوری بدون ماشین برم دنبال جنس؟ اگه میشه باهم بریم" که اخم کرد و گفت "میدونی چقد طول میکشه؟ بدو برو ببینم" و سوار شدن و رفتن. منم یه مسیریو پیاده رفتم و آخر بعد کلی چونه زدن یه تاکسی گرفتم و رفتم دنبال خرید. با کلی بدبختی و گشتن همه رو خریدم و برگشتم خونه. وقتی رسیدم دیدم زنم با سوتین نشسته رو مبل و داره با گوشیش کار میکنه. گفتم "آرمین کجاست؟" که آیدا با خنده غرورامیزی گفت "گفت دیگه کمر نذاشتی واسم برم خونه" و پاشد رفت تو آشپزخونه. من جنسا رو گذاشتم رو اپن و رفتم تو اتاق.
 
     
  
صفحه  صفحه 2 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

بچه ای که مرد خونمون شد

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA