تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Sexology - سکسولوژی

Youthful Deadlock | بن بست های جوانان

صفحه  صفحه 2 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین »  
#11 | Posted: 6 Sep 2012 10:15
عوارض خودارضایی در زنان

قبل از بیان عوارض یک نکته را باید توجه کرد سیستم فکری و ساختار فکری زنان و مردان متفاوت است، مردها با حس دیدن و دیداری بیشتر تحریک می شوندو زن ها با نوازش یک قسمت ازبدن خود خود ارضایی می کند. تمرکز می کند، حال با فیلم، عکس، خواندن مطالبی که آن را تحریک کند و به یکجا خیره شده و سپس با تحریک بدن خود به اوج لذت می رسد اما خانم ها که بیشتر تمرکز خود را در نوازش می گذارند و وقتی به شکلی که مردها به اوج می رسند فکر می کنند {تجسم}که به اوج می رسند درحالی که در دراز مدت دچار دیر ارضایی شده و احساس خلاء و نیز از نظر رفتاری در طولانی مدت دچار اختلالات روحی می شوند.

توجه: فکر کنید 2 ماشین در 2 جاده در کنار هم در حال حرکت هستند. یکی از جاده ها قدرت فکر و تمرکزی که برای رسیدن به اوج لذت است فعال می شود و جاده دیگر قدرت سنسورهای عصبی که دربدن است فعال می شود، حال یک خانم از یک طرف در حال تجسم کردن و در جاده ای دیگرکه توسط شریک جنسی در حال نوازش تن خود و دستور دادن به سنسورهای حسی خود است. در یک زمان در حال رسیدن به اوج لذت است.

مانند این است که این دو جاده به یک جاده منتهی می شود.که همان مغز است که به هورمون ها فرمان می دهد که ترشح داشته باشند که همان انزال است یعنی دو ماشین در یک جاده کم عرض در حال حرکت هستند . در این زمان مغز انسان نمی داند، از تفکری که شما میکنید دستور بگیرد و هورمون ها را ترشح کند و یا از سنسورهای حسی که در حال نوازش است. در این زمان خانمهایی که خود ارضایی می کنند به قولی به اوج لذت می رسند ، در اصل به اوج لذت واقعی نمی رسند یعنی شاید انزال داشته باشند اما به ارگاسم واقعی نمی رسند یا شاید زمانی سپری شود و بعد در یک لحظه به اوج می رسند. در این زمان مغز نمی داند از کدام حس باید فرمان بگیرد{از تجسمی که در تخیلات فکری است و یا از نوازشی که صورت می گیرد} هورمون ها را ترشح کند و وقتی بعد از مدتی هم به اوج می رسد. تمام سیستم بدن لخت شده و فقط می خواهد برای لحظه ای بی حرکت بماند تا بدن به حالت عادی برگردد.اما یادتان باشد در یک معاشقه ی واقعی شما شاداب تر می شوید. خانم لذت می برد اما تا کجا این فعالیت را انجام می دهد و چه اتفاقی می افتد، فکر کنید!

شما از بچگی راه رفتن را می آموزید و وقتی راه رفتن را یاد گرفتید دیگر هر وقت بخواهید قدم بزنید، ناخود آگاه و به صورت اتوماتیک پاها می دانند که چگونه قدم بعدی را باید بردارند.حال خانمی که از کودگی این کار را انجام می دهد این عمل به مرور زمان ملکه ذهن او می شود. حال سال ها گذشته است و شرایطی پیش آمده که به هر طریقی می خواهد با کسی همبستر شود فکر می کنید چه اتفاقی رخ دهد؟

وقتی با کسی همبستر می شوید باید به اینکه توجه کرد، که ؛
در بعضی از مواقع به علت جذاب بودن این رابطه با فرد مورد نظرشاید بسیار هیجان داشته باشید. اما آیا در رابطه های اولیه حتی می تواند لذت را بیشتر تجربه کند و جذابیتی را نصیبش کند؟

خیر، این لذت می تواند در چند رابطه اولیه به لحاظ جذابیت این عمل حتی لذت بخش باشد اما یادمان باشد که این عمل از سال های دور در سیکل فکری فرد نقش گرفته است و این روش خود ارضایی از قدیم همراه او بوده است.{خود ارضایی}
اما حالاکه در همبستر شدن با یک فرد باز خود ارضایی می کند چگونه است؟ ازنوازش لذت می برد!، اما زمانی که می خواهد به اوج لذت برسد، از چیزهایی خوشش نمی آید. مثلاً می گوید:با من صحبت نکن، تمرکز من بهم می خورد، چشم ها به یکجا خیره می شود، در بعضی مواقع از دادن بوسه خودداری می کنند زیرا در تمرکز آنها تأثیر می گذارد و سعی بر این دارد که به هر قیمتی شده اوج لذت را کسب کنند. اما از لحاظ روحی چه حالی بعدا به آن دست می دهد؟

این افراد به اوج اذت هم خواهند رسید اما فشاری معادل 5 برابر روند عادی به مغز آنها می آید و در بعضی مواقع دچار سردرد هم می شوند و اما در طولانی مدت وقتی خود ارضایی صورت می گیرد، چه عوارضی دارد؟

همه زن و شوهرها می دانند که بعداز 6 ماه اول زندگی دیگر این هیجان بسیار کمتر می شود و به قول معروف باید عشق را ساخت، و یا تنوع را در عشق بازی شروع کرد . دخترها برای دلبستن به کسی از نظر فکری باید خود را راضی نگه دارند اما آیا زمانی که در زمان همبستری، فکر خانم از یک طرف در حال تمرکز و از طرف دیگر درحال حس کردن و لمس کردند هایی که به تنش می خورد تا بتواند او را به اوج لذت برساند.

چقدر در طولانی مدت می تواند این نوع لذت را دنبال کند. این افراد در طولانی مدت دچار اختلالات روانی می شوند، مانند اینکه در طولانی مدت زمان رسیدن به اوج لذت زیاد می شود، مثلاً اگر در رابطه اول با فرد در مدت 15 دقیقه به اوج لذت می رسد، بعد از مدتی بعد از 45 دقیقه به این احساس دست می یابد به قولی هم او احساسش به اوج لذت رسیدن و می رود و در طولانی مدت دچار خستگی از این نوع رابطه شده، و دیگر آن لذت را با آن حال و هوا حس نمی کند. بطوری که بعد از مدتی از لحاظ روحی اختلالات روحی به سراغشان می آید و در بعضی افراد می شود،رفتاری را دید.

عوارض :

  • زده شدن از همبستر شدن
  • عصبی شدن در زمان به اوج رسیدن
  • رها کردن رابطه در حین معاشقه کردن و به قولی بی خیال شدن ادامه ی رابطه.
  • احساس بیگانگی با فرد و یا سرد مزاجی
  • احساس خستگی و بی احساسی به طرف مقابل
  • احساس گریه و ناراحتی های روحی وروانی
  • بی حسی اعضاء بدن و طولانی شدن رسیدن به اوج لذت
  • اختلالات هورمونی
  • یائسگی زود رس
  • نا باروری
  • احساس پوچی و رعایت نکردن اخلاق رابطه
  • خستگی از نوع رابطه
  • ضعیف شدن ماهیچه های چشم
  • سر دردهای مکرر و نیز بی حوصلگی زیاد
  • پیدا نکردن عشق واقعی و احساس تردید به انتخاب یک نفر به عنوان یک همدم
  • احساس دوگانگی رفتاری و یا دم دمی مزاجی
  • احساس تنهایی و یا یک خلاء عاطفی که بیانی برایش نیست یک احساس خاص که به گریه و عصبانیت منجر می شود
  • تداخل هورمونی و نیز تداخل در رشد اندام
  • در زمان معاشقه نمی توانند بعدها همبستر بودن را با احساس خود ادغام کنند
  • اعتیاد به این عمل و حتی اگر با کسی همبستر شود در خلوت و تنهایی به این کار دست می زند
  • سمت و سویی در رفتار خود پیدا کند به تنهایی و رفتن به سراغ خوشحالی های کاذب
  • صبوری کم و عصبی شدن سریع

یادتان باشد که اگر یک رابطه جنسی به طور طبیعی باشد می تواند عشق را نیز افزایش دهد.


توجه :

اگر خانم هایی که این عمل را انجام می دهند در زمانی که با کسی همبستر می شوند چون در همان ابتدا می خواند لذت آخر را از همان اول حس کنند و انگار نمی دانند معاشقه چیست و در زمانی که در کنار کسی هستند جسمشان هست اما فکرشان در جایی دیگر است و در بعضی مواقع چنانچه فردبا کسی دیگر یعنی نفر دیگری هم هم زمان در ارتباط باشد چون نمی تواند از نظر فکری آن 2 نفر که به طور جدا گانه با آن ها در ارتباط هست یا همان ارتباط مخفیانه و در حال تمرکز کردن است از این رو مرتبا به آخر کار فکر می کند و به اوج لذت رسیدن بطور ناخود آگاه فکر می کنند واین بسیار بد است! یادتان باشد که درزمانی که معاشقه می کنید باید در لحظه بوده و به نتیجه کاری نداشت، که چرا به اوج نمی رسد و همین فکر کردن دچار اختلال می شود.

تمرکزی لازم است. یادتان باشد خود ارضایی چه کم و چه زیاد آن چون برای سیکل فکری اینگونه تعریف نشده است تا زمانی که این عمل چه کم و چه زیاد انجام می شود. تمام عوارض گفته شده در بالا را در بر خواهد داشت، خود را گول نزنید. با این عمل روح را خسته کرده و در بعضی مواقع تصمیماتی که در لحظه به شما دستور می دهد که چگونه و از چه کسی خوشتان می آید را اشتباه به ذهن شما میرساند. وانسان ها را از درون تخیلات خود ارزیابی می کنید. لذت برای چند لحظه است اما آرامش زندگی برای یک عمر زندگی است. خانم ها بایداین نکات را در رابطه ی خود داشته باشید، تا بطور طبیعی با یک همبستر به اوج لذت برسد:

  • احساس امنیت
  • احساس آرامش
  • کمی دوست داشتن

خود ارضایی کم و زیادش روح را می کشد. انسان زمانی به اوج لذت می رسد که شهوتش در اختیار عقلش باشد نه اینکه عقلش دراختیار شهوتش ، تن آدمی عزیز است و روح انسان با بازدم پروردگار آمیخته شده است و روح انسان تمام هستی انسان است و جاودان، پس با اینگونه لذت اینگونه خود را نابود نکنید. اگر هم خود ارضایی می کنید، ترکش کنید. همبستر داشتن و طبیعی لذت بردن بسیار. لذتی زیباتر و قوی تر به شما می دهد. همه چیز از افکار شماست، بهانه تراشی راکنار بگذارید. بیاد داشته باشید که حتماً نباید شما یک رابطه کامل با همبستر خود داشته باشید. حتی اگر رابطه همبستری شما کامل نباشد اما می توانید فکر خود را درست کنید و خودارضایی را ترک کنید، و در آن زمان هست که همان لذت یک رابطه کامل را خواهید داشت.یاد داشته باشید در رابطه داشتن معاشقه کردن 90 درصد از یک رابطه است.

خود ارضایی مرگ خاموش روح است، چه کم و چه زیاد:

ترک آن و بعد معاشقه می تواند در هر شرایطی شما را در حین رابطه سریع تر سالم تر و زیباتر به اوج برساند. این لذت نصیب همه می شود به شرطی که ادبیاتش را یاد داشته باشند. حال خود انتخا ب کنید، باز می گویم خود ارضایی چه کم و چه زیاد فرقی نمی کند مهم این است که فکر و سیکل های ذهنی شمارا بیمار می کند. خود ارضایی چه کم وچه زیاد مرگ تدریجی روح بزرگ شما وخاموشی عشق بازی است تا عشق خود رابرای روح و معاشقه طرف خود بزرگ کنیدو نه بر احساس شهوانی، معاشقه و همبستری سالم، آرامش و شادی را به شما باز می گرداند. یادتان باشد، روح شما مقدس است، تصمیم با شماست. زندگی زیباست، رابطه جنسی طبیعتش با طبیعی بودنش سرشت دارد.

andishmand

Signature
     
#12 | Posted: 6 Sep 2012 11:07
عوارض خود ارضایی در مردان

بزرگترين عارضه آن افسردگي، بد بيني و گوشه گيري و احساس پوچي ست. زيرا بزرگترين مزيت سكس احساس پذيرفته شدن مي باشد كه فرد را ارضا مي كند كه در خود ارضايي ايجاد نمي شود. افراد خودارضا افرادي بي اراده، تنبل، كمرو، تندخو، خودخواه، بدبين، عبوس و قدرت سازش با مردم را ندارند.اما در پسران عوارض آن به صورت افراطي عبارتند از:

  • ضعف بينايي
  • قوس كمر
  • سياهي افتادن دور چشمها
  • ضعف عمومي
  • در سکس باعث انزال زودرس در آينده مي گردد.
  • دفع بي اختيار مني (اسپرماطوره)
  • احتلام مكرر (خروج مني هنگام خواب به طور غير ارداي بيش از حد معمول)

معضلات :

سیکل طبیعی حرکتی و‌تکامل جنسی انسان از خودارضایی در اولین مرحله آغاز شده و‌به دیگر ارضایی ختم می‌گردد.
هرگز جمله فوق از یادم نمی‌رود:"خودارضایی، بهترین خود‌پردازی و‌بدترین خود‌نابودی"

خودارضایی می‌تواند یک تمرین برای مبارزه با مشکلات خود‌متهم‌بینی و‌خجالت تلقی گردد. در حقیقت به‌این صورت که افراد توسط ارتکاب به این عمل جلوی فشار می‌ایستند و‌می‌گویند که این‌کار‌را انجام می‌دهم، چراکه ناچار هستم. به همین سادگی کم کم در می‌یابند که مسئولیت همه‌ی چیزها با آنان نیست و‌اتفاقات زیادی خواهد افتاد. دیگر خود‌را نگران برخورد دیگران یا قضاوت آن‌ها نمی‌یابند؛ چرا که حس می‌کنند چیزی ندارند که از دست بدهند.

مزایا :

1- می‌تواند به وضعیت پایداری در سکس کمک کند. چیز ناجوری در تجربه نیست و‌ به‌ راحتی افراد می‌توانند حس کنند به‌چه‌چیزی احتیاج‌دارند.

2- باعث می‌شود که آن‌ها بتوانند کشف کنند که چه چیزهایی می‌تواند تحریک‌شان کند. کدام‌ یک از حالت‌ها آن‌ها رو به اوج می‌رساند و‌باعث ارگاسم بهتری برای‌شان می‌شود. هم‌چنین می‌توانند حس‌کنند که چه مقدار پایداری در وضعیت‌های مختلف دارند.

3- آن‌ها می‌توانند که در طول خودارضایی خودشان‌را بشناسند و‌از نوع سکسی که لذت می‌برند اطلاع پیدا‌کنند. بدون مرز بودن این‌مورد آن‌ها‌را آزاد می‌گذارد تا بتوانند شیوه و‌نوع جنسیت و‌ارضای جنسی خود‌را بشناسند و‌پس از شناخت آن نیز دیگر در سکس سردر‌گم نخواهند‌بود که برای رسیدن به لحظات ارگاسم روحی باید به‌دنبال چه بگردند.

4- آن‌ها می‌توانند به‌راحتی در مورد خودشان قضاوت‌کنند که‌چه‌چیزی از سکس می‌خواهند وازهمه‌مهم‌تر این‌که تا چه حد در سکس میانه رو یا تندرو و‌یا کندرو هستند. به‌راحتی با شناخت این مساله می‌توانند درک‌کنند که آیا شریک جنسی آن‌ها توان پاسخ‌گویی به آن‌ها‌را دارد یا خیر.

5- به‌راحتی می‌توانند میزان و‌شدت ارگاسم خود‌را چه از نظر روحی و‌چه از نظر جسمی‌کنترل کنند. در واقع این چیزی‌ست که یک شریک جنسی ایده‌آل می‌تواند به فرد تقدیم کند. ولی برای افراد بدون پارتنر خودارضایی امکان می‌دهد که بدون محدودیت به تمامی‌کارهای اخلاقی و‌حتی غیراخلاقی که فرد از داشتن آن‌ها می‌تواند بدون پاسخ‌گوبودن لذت‌ببرد، در نهایت آسودگی خاطر نصیب خود کند.

6- به‌راحتی می‌تواند شناخت حاصل کند که میزان و‌برنامه جنسی وی به‌چه‌صورت‌است و‌در لحظه به چه مقدار فشار و‌تخلیه فیزیک روانی احتیاج دارد. در نتیجه در آینده می‌تواند برنامه‌ریزی‌کند که از میزان متعادل آیا به شریک خود فشار می‌آورد یا خیر. خود‌را در وضعیت خارج از خط تعادل با شریک قرار می‌دهد یا خیر.

7- لازم نیست که به‌خاطر آن برای کسی جوابی پس بدهند واگر تربیت‌های بی‌مورد و‌تحت فشار گذشته آن‌ها‌را بی‌دلیل دچار عذاب‌وجدان نکند، به‌راحتی آن‌ها‌را آزاد می‌گذارد تا بتوانند از حریم شخصی خود لذت ببرند.

8- بهترین وسیله برای آموزش و‌در مسیر قراردادن تخیلات جنسی، می‌تواند تلقی گردد تا زمانی‌که آن‌ها هیچ‌گونه مزاحمت ویا ممانعتی از سوی پارتنر وشریک خود حس نمی‌کنند. به‌راحتی وبدون مرز می‌توانند روی چیزی که خواهان آن هستند وبه‌شدت تحریک‌شان می‌کند، خارج از همه‌ی مرزهای اخلاقی تمرکز کنند وارتباط برقرارکنند. از طرفدیگر چیزهایی که در طول تخیلات جنسی می‌آموزند‌ را به‌راحتی می‌توانند به شرایط واقعی منتقل کنند وبه‌سادگی حرکات و‌رفتارهای جدیدی بسازند. چرا که همواره خارج کردن سکس از حالت روزمره به‌سادگی ممکن نیست.

9- اگر هرگونه فشار ویا مشکل، یا هرگونه مساله غیرارادی‌را در طول‌این زمان مشاهده کنند، می‌توانند برای پیشگیری از آن اقدام کنند. اگرچه فضای بسته‌ی اخلاقی به آن‌ها اجازه‌ی بیان را، فعلاً نخواهدداد امادرهرصورت به‌راحتی مانند هشداری برای آن‌ها عمل می‌کند. حتی به‌سادگی اگر در تخیلات وارضای شخصی روحی خود، متوجه حرکات نامربوطی گردند می‌توانند پیشگیرانه اقدام نمایند.

10- با تمرکز و‌حساسیتی که در طول زمان خودارضایی نشان‌ می‌دهند،می‌توانند به‌راحتی مورد زودارضایی خود‌را مرتفع نمایند. اگرچه‌‌به‌راحتی می‌تواند برعکس این مورد هم صادق گردد که‌آن‌را درقسمت معایب توضیح داده‌ام.

11- به‌راحتی درمی‌یابند که ارگاسم چیست. از بالای 90درصد زنانی که می‌پرسم آیا مشکل عدم ارگاسم دارید درمی‌یابم که درطول زمان مجردی از خودارضایی متنفربوده ویا آن‌را انجام نمی‌دادند. زنانی که این کار‌را نکرده‌اند اصلاً ارگاسم‌را نمی‌شناسند وبه‌راحتی آن‌را برگردن همسر بی‌چاره‌ی خود انداخته‌اند. آن‌ها اصلاً فانتزی سکسی ندارند وبه‌راحتی به‌خاطر این مساله، زیر 50 درصد از لذتی‌را که می‌توانند کسب‌کنند به‌دست می‌آورند. میزان ابتلا به مشکلات عصبی و‌یا پوستی و‌تهاجمی در زنان نسبت مستقیم با خودارضایی آنان دارد. سکس در آن‌ها بعداز ازدواج به‌راحتی به امری ساده و‌بی‌مصرف در‌می‌آید و‌این به‌سرعت شروع به خوردن پایه‌های آرامش خانواده آن‌ها می‌کند.

12- در میان زنان، طراوت و‌تازگی عضو جنسی، تاثیر اساسی در سلامت آن‌ها خواهد داشت. خصوصاً درمیان زنان مطلقه و‌کسانی که همسر ندارند این مساله به‌شدت حیاتی است.

13- میزان شدت سلامت و‌روشنایی پوست،جوش‌های پوستی، سرعت در یائسگی، درگیری‌های عصبی، خشکی واژن، زایمان راحت‌تر، راضی بودن از زندگی روزمره، میزا ن خودخوری. و‌سایر موارد این‌چنین، به خودارضایی مربوط می‌گردد و‌می‌تواند در رفع آن بسیار سود مند باشد.

14- در شناخت بهتر فتیش ( fetish ) به‌افراد کمک می‌کند و‌تقریباً نقش حیاتی‌را بازی می‌نماید.

15- به‌راحتی می‌توانند زمان سکس‌را در اختیار بگیرند و‌میزان، شدت، وضعیت، حالت ارگاسم خود‌را طراحی نمایند تا به‌سادگی بهترین آن‌را دریافته و‌در روابط مشترک برای شکل دهی به آن اقدام نمایند.

16-به‌راحتی می‌توانند نگرانی و‌مشکلاتی‌را که در طول یک رابطه جسمی‌ برای آنان احتمال دارد، به‌وجود بیاید‌را بازسازی نمایند.

17- به‌راحتی تشخیص می‌دهند که چه فردی با چه خصوصیاتی از نظر فتیش ( fetish ) در زندگی آنان نقش بنیادین دارد. معنای زنانه‌گی و‌مردانه‌گی، برده و‌آقا، مازوخیست و‌سادیسم، هم‌جنس‌گرایی و‌بسیاری از واکنش‌ها و‌رفتارهای پنهان که در حالت عادی در پشت کلمات بی‌مزه عامیانه قایم شده اند را، بروز می‌دهد و‌معنای واقعی آنان‌را برای خود در می‌یابد.

18- در ادامه‌ی مورد قبل، باید ذکر کرد که در طول زمان انجام این مساله،فرد شریکی‌را برای خود تصور می‌کند که این فرد برای وی شخصیت خاصی‌را دارا می‌باشد و‌به‌راحتی می‌تواند بیاموزد که در برابر افراد مختلف چگونه شخصیتی‌را دارد و‌چه رفتاری‌را در برابر آنان از نظر آقایی و ‌بردگی دارا می‌باشد. تا بتواند دریابد که چه میزان، و‌تحت تاثیر چه جور شخصیتی، و‌به چه صورت قرار می‌گیرد.

19- به‌راحتی در می‌یابند که بدون گرم شدن و‌تخلیه فوری چگونه می‌تواند آن‌ها‌را دچار ناراحتی نماید. نتیجه این می‌شود که خود‌را ملزم به برنامه ریزی برای زندگی جنسی خود می‌نمایند، که این یکی ازمهم‌ترین حرکات فردی می‌باشد.

20- به‌خاطر این‌که افراد خودارضایی‌را راحت، در دسترس، بدون جواب‌گویی می‌یابند به‌راحتی می‌توانند میزان درخواست جنسی خود‌را بالا برند. بالابردن میزان درخواست جنسی، درصورت پاسخ‌گویی برای بدن ممانعتی ایجاد نمی‌کند.

21- تنها مکان و‌محلی که می‌توانند به‌طورکلی خجالت و‌عدم آسودگی خود‌را در مقابل جنس مخالف نابود سازند، آن‌هم بدون تمرین حضوری دیگران، همین خودارضایی می‌باشد.

22- بدون نگرانی از بیماری‌ها یا مرزهای موجود در روابط جنسی، می‌توانند به‌راحتی توسط خودارضایی. خود‌را به مرز تخلیه برسانند.

23- زمانی که به‌خاطر شرایط یا دوره‌های زندگی، تحت فشار قرار‌می‌گیرند که تنها بمانند، و‌این مساله با خواسته و‌نیاز آن‌ها مغایرت دارد، از طریق این راه برای خود می‌توانند سوپاپ اطمینانی فراهم‌سازند. در زمانی که شرایط لذت‌را از فرد می‌گیرد این امکان وجود دارد که فرد لذت‌را برای خود بسازد.

24- در زمانی که افراد تحت فشارهای جنسی قرار‌دارند وراهی برای پاسخ‌گویی ندارند، به‌سادگی به‌سویدنیای پورن کشیده می‌شوند. عدم‌پاسخ‌گویی در این وضعیت آن‌ها‌را تشنه‌تر خواهد‌کرد. به‌راحتی می‌توانند دچار موارد احساسی خود نابودی، فرو ریزی شخصیتی، توهم، خودمریض یا دیوانه‌بینی، دوگانه‌گی شخصیتی و‌بحران‌های دیگر شوند.

خودارضایی این موارد‌را نمی‌تواند حل کند. اما می‌تواند به‌راحتی مانند ترمزی باشد که برای لحظاتی به افراد فرصتی برای نفس‌کشیدن بدهد. البته متاسفانه به‌دلیل همواره محکوم قلمداد کردن این مهم، اکنون ارتکاب به این عمل توام با احساس ترس، ‌گناه و‌بیماری همراه می‌گردد.

andishmand

Signature
     
#13 | Posted: 6 Sep 2012 20:40
بررسی خود ارضایی از نقطه نظر علمی :

فروید، "پدر" علم روانکاوی، بر این باور است که برقراری رابطه جنـسی در انسان از دو خـواستگاه متفاوت نشات می گیرد. رویـکرد اولـیه غـریزی یـا فیزیـولوژیـک اسـت و دیـگری پـی آمد مـاهیـت نفسانی-عـاطفی انسـان ـاست. بادر نظر گرفتن دیـدگاه فیـزیولوژیک، رابطه ی جنسی در نتیجه رشـد ویژگی هایابتدایی جنسی در افراد ایجاد می شود. به عبارت دیگر انسان ها زمانی که از نظر جسمی به رشد کافی میرسند، آمـادگی بـرقرای ارتبـاط جنسی را پیدا می کنند. (این دوران که بلوغ نام دارد، در خانم ها در سن 18 سالگی و در آقایون در سن 21 سالگی به آخرین مرحله ی خود می رسد.)

در طول 7 سـال ابتـدایی زنـدگی، نیروی جنسی در یک پسربچه در تمام قسمت های بدن او توزیع می شود. از 7 تا 14 سالگی، نیروی جنسی به اعضای جنسی منتقل می گردد ( در آقایون بیضه ها و در خانم ها تخمدان) در این زمان تفاوت های ظاهری میان جنس مذکر و مونث پدید می آید.

در مردان استخوان ها قدری درشت تر شده و بدن عضلانی تر می شود، و به تدریج تن صدای آنها تغییر پیدا می کند. البته باید توجه داشت که این تغییرات با گذر زمان تکمیل می شوند. شروع این تغییرات حاکی از ابتدای سن بلوغ است. پس از آن منی و به مثابه آن اسپرم تولید می شود، ولی اسپرم ها در این زمان به بلوغ کامل نرسیده اند. بر اساس پژوهش های پزشکی، محققین بر این باورند که اسپرم ها در سن 18 سالگی شروع به بالغ شدن می کنند و درسن 21 سالگی مرحله ی بلوغ آنها تکامل پیدا می کند. در این زمان رشد بیضه ها و غدد مترشحه داخلی بدن نیز به آخرین حد خود می رسد.

ارتباط میان غدد جنسی و غدد درون ریز :

در ارگانیسم بدن انسان 7 غده مترشحه داخلی وجود دارد. هر یک از این غدد هورمون های متفاوتی را ترشح می کنند که پیام های مختلفی را به اعضای دیگر منتقل میسازند. این غدد مسئول تنظیم و تعدیل عملکردهای مختلف بدن از جمله رشد، فشار خون، دمای بدن، میزان کلسیم، شکر، فسفر، و از همه مهمتر عملکرد جنسی افراد هستند. زمانی که هر یک از این غدد به نحوی قادر به نشان دادن واکنش درست از خود نباشند، بدن ممکن است با انواع و اقسام مختلف اختلالات مواجه شود. به همین دلیل است که برخی از افرادی که در غدد خود با اختلال روبرو می شوند، باید با استفاده از هورمون هایمصنوعی نیازهای بدن خود را مرتفع سازند.

مهمترین غده درون ریز، غده هیپوفیز نام دارد. این غده توانایی آن را دارد که به کل غدد درون ریز شدت و یا کسرت عمل وارد کند. غده ی هیپوفیز همچنین از جمله مهمترین غده های جنسی نیز محسوب می شود.

غده معروف هیپوفیز که محور اصلی کنترل فعالیت های بیضه ای/تخمدانی است، کنترل کلیه ی تنظیمات جنسی در بدن خانم ها و آقایون را به عهده دارد.

در مردان این غده فعالیت های جنسی خود را از زمان بلوغ -یعنی درست وقتیکه هورمونهایی را به منظور تحریک اعضای جنسی به خون می فرستد- کار خود را شروع می کند.

در خانم ها هم غده ی هیپوفیز در دوران بلوغ با ایجاد هورمون هایی که سبب تخمک گذاری در تخمدان ها می شوند، کار خود را شروع می کند. هر یک از تخمک ها حاوی هورمون های جنسی زنانه هستند که سبب ایجاد و گسترش خصوصیات زنانه در بانوان می شوند.

همه ی انسان ها در تمام طول زندگی خود دائماً در حال انتقال و تغییر شکل انرژی هستند. همه چیز در زندگی انسان ها شروع و پایانی دارد و رابطه جنسی نیز از این امر مستثنی نخواهد بود.

اندام های جنسی انرژی را تولید می کنند که باعث ایجاد تمایلات و گرایش های جنسی در افراد می شود؛ اما به منظور تولید یک چنین انرژیی، اندام های جنسی باید از منبع ذهنی تغذیه شوند. افکار و تصورات جنسی به عنوان مواد اولیه ی تولید اسپرم و انرژی جنسی محسوب می شوند.

زندگی یک انسان از تلفیق یک اسپرم با تخمک شکل می گیرد. تنها یک اسپرماتوزوئید (نطفه) این توانایی را دارد که یک انسان جدید خلق نماید. گفته می شود که در هر بار انزال، مردها چیزی در حدود میلیون ها اسپرماز دست می دهند.

در یک زمین کشاورزی زمانی که کشاورز تصمیم می گیرد دانه بکارد، بهترین انواع دانه ها را انتخاب می کند، زمین را به خوبی شخم می زند، و دو تا سه دانه می کارد –و نه میلیونها- و زمانیکه این دانه ها بزرگ شده و رشد کردند، از آنها استفاده کرده میوه هایشان را میخورد و زندگی می کند.

به عنوان مثال یک درخت لیمو را در نظر بگیرید. این درخت زمانی به مرحله تکامل خود می رسد که بتواند میوه های رسیده ی لیمو پرورش دهد. اما اگر کسی به این امر توجه نداشته باشد و میوه ها را پیش از رسیده شدن کامل از درخت بچیند، با این کار خود به رشد درخت صدمه وارد کرده و اجازه نمی دهد که درخت به رشد و تکامل نهایی خود برسد. این امر در مورد ارتباط جنسی نیز صدق می کند. اگر فرد پیش از رسیدن به بلوغ کامل بخواهد از انرژی جنسی خود استفاده کند، به بدن خود صدمات جبران ناپذیری وارد می کند که در زیر نگاه کوتاهی به این مشکلات خواهیم داشت.

ارتباط جنسی و ورزش :

اخیراً محققان از وجود نیروی جنسی باخبر شده اند و سعی می کنند تا از ایننیرو بـهره گـرفته و آن را بــرای موارد دیگری ذخیـره کرده و به کار گیرند. در ورزش مشت زنـی، هـر مـربی کارآمدی در حیـن دوره ی آمـادگی، بـوکسور خـود را برای 90 روز از بـرقـراری ارتـباط جنسـی منـع مـی کند تاهم انرژی او بیشتر شود و هم بتواند مشتهای محکمـتری بـه حـریف وارد کند.در تیمهای فوتبال نیز بازیکنان از 3 روز قبل از انجام بازی به حومه شهر انتقال داده میشوند تا انرژی آنها بر اثر بـرقـرای رابـطه جنـسی تحـلیل نـرود. در مسابقات قهرمانی جهان در سال 1986م. تیم ملی کشـور آرژانتـین از هـمه تیم ها مدت زمـان بیشتـری را در اردوی آمـــادگی به سر برد و نتـیجـه چه شد: بدون شـکست از مسـابقات بـیرون آمـدند. یـک گـزارش علمی اثبات می کند که: "تستـوسترون نقـش مهـمی را در شـکل دهـی رفتار افراد بازی می کند. این هورمن به عنـوان نوعی محرک شناخته میشود که در کلیه حالات فردی، از جمله عصبانیت و پرخاشگری نیز تاثیر گذار است."

بنابر گزارش فوق در یک بازی فوتبال به راحتی می توان تشخیص داد که کدام یک از تیمها برنده خواهند شد:"تیمی که در رگ های خونی بازیکنانش میزان تستوسترون بیشتری موجود باشد."

در "ناسا" که معتبرترین مرکز پژوهش های علمی جهان به شمار می رود، فعالیت های جنسی کلیه ی دانشمندانی که در آنجا مشغول به فعالیت هستند، تحت کنترل است تا پژوهشگران همیشه بتوانند در بهترین وضعیت مممکن ذهنی و جسمی قرار داشته باشند.

در گذشته مردهای یونان باستان تا سن 140 سالگی عمر می کردند. تا همین چند وقت قبل هم مردم به راحتی تا سن 90 سال عمر می کردند، اما اینروزها به دلیل بروز پاره ای از مشکلات نظیر خودارضایی، آزار و اذیت های جنسی، غذاهای صنعتی، استفاده از هورمون های مصنوعی (که مصارف مختلفی دارند، نظیر: چاق کردن و بزرگ کردن زودرس جوجه ها و احشام) فرایند سالخوردگی از سنین پایینی (تقریباً 35 سالگی) شروع می شود. در کل دنیا افراد انگشت شماری هستند که از نظر اقتصادی کنترل همه افراد را به دست گرفته اند. این افراد از قدرت رابطه جنسی نیز به خوبی اطلاع دارند؛ به همین دلیل کلیه ی امکانات موجود را فراهم می آورند تا ذهن انسان های دیگر را تنها به این امر متمرکز کرده، عقل را از سر آنها بپرانند و کاری کنند تا آنها مطابق میلشان عمل کنند. آنها به خوبی می دانند که انسان های کم عقل، سرشار ازشهوت هستند، بر روی امیال جنسی خود هیچ گونه کنترلی نداشته و به راحتی میتوان آنها را مطیع خود ساخت.

تئوری های پوچ مدرن در رابطه با ارتباط جنسی :

نوگرایانی که بر روی ارتباط جنسی تحقیق و بررسی می کنند، به سادگی به خود اجازه می دهند که قدرت و حق انتخاب جوانان را از بین ببرند. برخی از آنها مواردی نظیر "خود ارضایی" را به جوانان پیشنهاد می کنند. کینسی، مستر و جانسون که به عنوان پایه گذاران مطالعات جنسی نوین شناخته می شوند بر این عقیده اند که یک جوان می تواند چندین مرتبه در طول روز خود ارضایی کند چراکه علم پزشکی هیچ گونه تاثیر جانبی خطرناکی را پیدا نکرده که مربوط به خودارضایی باشد. آنها بر این باورند که اهمیت خود ارضایی به ویژه در زمان بلوغ که خصوصیات های زنانه و مردانه در افرادبروز می کند از اهمیت بیشتری برخوردار می شود و به همان اندازه که در مردها اهمیت دارد برای خانم ها نیز مهم است.

این افراد حتی معتقدند که زن و مرد می توانند در طول زمان قاعدگی ، با هم ارتباط جنسی داشته باشند؛ اما پژوهش های علمی اثبات کرده اند که برقراری رابطه جنسی در زمان قاعدگی خطرناک و در عین حال زیان آور است چراکه دراین زمان مواد مرده و فاسد از بدن زن خارج می شود که اگر آلت تناسلی مرد با این مواد تماس پیدا کند آنها را جذب کرده، خواص آن از طریق خون به سلول های عصبی مغز انتقال پیدا می کند و بر روی قدرت جنسی مرد تاثیر نامطلوبی می گذارد. تعداد دیگری از این محققان معتقدند که برقراری ارتباط جنسی از راه مقعد بلامانع بوده و می تواند بر طبق توافق طرفین انجام پذیرد. در مقابل این ادعا باید اظهار داشت که هر یک از ارگان های بدن برای انجام دادن کار خاصی ایحاد شده اند و عملکرد مقعد نیز تخلیه مدفوع است. افرادی که این کار را انجام می دهند به عضلات همکش و تنگ کننده ی باسن (Sphincters) خود آسیب وارد کرده و سبب بروز بواسیر و سایر عفونت های شدید روده و اثنی عشر می شوند. شایان ذکر است که برقراری یک چنین روابطی به عنوان عمده ترین عامل انتقال بیماری های جنسی از جمله ایدز در میان مردهای هم جنس باز تلقی می شود.

andishmand

Signature
     
#14 | Posted: 6 Sep 2012 21:39
عواقب خودارضایی :

با توجه به رویکرد نفسـانی-عـاطـفی رابـطه جنـسی، فـرویـد معتـقد است که رابطه جنسی محصول گردهمایی یک زن و یک مرد است کـه یـکدیـگر را دوسـت بـدارند و مکمل یکدیگر باشند.

به همین دلیل هم هست که فروید خود ارضایی را یک نقص فردی نـامگـذاری مـی کند (بـه این دلیل که طرف دوم در این ارتباط وجود ندارد مگر در خیال).در حین خود ارضایی فرد اگر مرد بـاشــد، یک زن را در ذهن خود مجسم می کند و اگر زن بـاشد یک مرد را در ذهن خود مجسم کرده و با او وارد رابـطـه جنسی می شود. در این حال خستگی چند برابر می شود، چرا که فرد هم از نظر جنسی از خود کار می کشد و هم از نظر ذهنی. تصویر شریک جنسی خیالی، مانند یک لوح در ضمیر ناخودآگاه فرد حک می شود و سبب بروز انزال های شبانه ناخواسته می شود. به این ترتیب که فرد هر چقدر بیشتر خود ارضایی کند، میزان این انزال های شبانه افزایش می یابد.

دمای خارجی بدن انسان 98 درجه فارنهایت است و دمای درونی آن 100 درجه فارنهایت. این دما در زمان خود ارضایی افزایش پیدا می کند. زمانیکه انزال به واسطه خود ارضایی پدید می آید، حرکات کرم وار جذب در کیسه ی منی ایجاد می شوند، اما به دلیل خود ارضایی، کیسه ی حاوی منی خیلی زودتر از زمان مقرر تخلیه گردیده است. فرایند طبیعی بدین گونه است که کیسه های منی سعی می کنند تا خود را پر کنند، اما از آنجایی که منی خیلی زودتر از بدن خارج شده، چیزی جز هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مردجذب نخواهد شد. این هوا بعداً از طریق کیسه منی به سیستم لنفاوی انتقال داده می شود، سپس به مغز انتقال پیدا کرده و باعث ایجاد شک دمایی شده و فضای سردی را میان ماده ی مغزی و سلول ها ایجاد می کند و این امر واکنش نرمال ماده مغزی، سیستم عصبی وجسمانی را مختل می سازد.

کیسه منی می بایست به جای جذب هوا، اسپرم جذب کند، اما این امر مقدور نخواهد بود چراکه اسپرم ها قبلاً آزاد شده اند. علاوه بر این جذب هوا از جذب مایع خیلی ساده تر است.

ساموئل اون ویر، فیلسوف، انسان شناس، و محقق امور جنسی و روانشناس بخش مطالعات جنسی، در کتاب خود با عنوان"یادگیری علوم فردی" در مورد این هوای سرد جذب شده تصریح می دارد که: " در خصوص افرادی که به شخصه استمناء می کنند، به راحتی می توان گفت که چه ایرادی می تواند بوجود آید. زمانی که آنها خود ارضایی می کنند، در حال ارتکاب به جرم در برابرطبیعت هستند. وقتی انزال به واسطه خود ارضایی پدید می آید، حرکات کرم وار جذب ایجاد می شوند که این حرکات برای هر مردی کاملاً قابل درک و تشخیص است و به واسطه ی تاثیر خالی بودن کیسه های منی، این کیسه ها سعی می کنند تا خود را پر کنند و به همین دلیل هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مرد با همان حرکات کرمی شکل، جذب می شود. این سیگنال ها به مغز فرستاده می شوند، به همین دلیل مایع مغزی زیادی در این میان از بین می رود، و در نتیجه فرد از نظر ذهنی خسته می شود. بد نیست بدانید که تعدادبیشماری از مردها به دلیل عمل منفور خودارضایی دیوانه شده اند. مغزی که پر از هوا شود دیگر توانایی تفکر ندارد و قابلیت های ذهنی خود را به طور 100% از دست خواهد داد. به همین دلیل ما هم این عمل نادرست را100% محکوم می کنیم.

اسپرم ها حاوی رمز ژنتیکی DNA (اسید دی اکسی ریبونوکلئیکDeoxyribonucleic Acid)، RNA یا اسید ریبونوکلویک (RibonucleicAcid)، آنزیم ها، کلسیم، فسفر، نمک های بیولوژیک، و تستوسترون می باشند. زمانیکه استمناء صورت می پذیرد، کلیه ی این اجزای حیاتی از بدن فرد بیرون کشیده می شوند و اگر فرد در دوران بلوغ قرار داشته باشد، امکان رشد کافی را پیدا نمی کند و نیرویی که در این مواد وجود دارد، جذب نشده و از بدن او خارج می شوند.

از آنجایی که میزان زیادی کلسیم به همراه منی از بدن خارج می شود، فرد احساس خستگی شدید در استخوان ها می کند و ممکن است دچار کوفتگی پا شود. لازم به ذکر است که استخوان های تنومند نشان دهنده ی میزان قدرت فرد هستند. همانطور که می دانید گلبول های قرمز خونی و پلاکت ها در مغز استخوان تولید می شوند. فرد جوانی که خودارضایی می کند، اجازه نمی دهد که مایع مغز استخوان به خوبی شکل بگیرد و باید تا آخر عمر خود شاهد عواقب آن باشد. زمانیکه فسفر بیش از حد طبیعی به واسطه خودارضایی از بدن خارج می شود، مشکلات عصبی از قبیل رعشه برای فرد ایجاد می شود. در زمان خود ارضایی لسیتین نیز از بدن خارج می شود که اینامر سبب فرسودگی سیستم عصبی می شود وبه مرور زمان موجبات بیحالی، ضعف اعصاب و نهایتاٌ مرگ تدریجی سلول های عصبی را فراهم خواهد آورد.

ارتباط خودارضایی با ضعف جنسی و انزال زودرس :

مثالی که پیشتر در مورد زمین کشاورزی، درخت لیمو، و رسیدن دانه های لیمو برایتان بازگو کردیم را یک بار دیگر در ذهن مجسم کنید. ما در آن قسمت عنوان کردیم که اگر اولین برداشت پیش از رسیدن کامل میوه ها باشد، و کشاورز میوه های نارس را از درخت بچیند، عمر درخت کم شده، و توانایی باروری آن نیز به شدت کاهش پیدا میکند. این امر در مورد حیوانات نیز صدق میکند به همین دلیل هم هست که دامپزشکان اهمیت بسیار زیادی برای این امر قائل هستند. باید بدانید که مطلب فوق در مورد انسان ها نیز صحت پیدا می کند.

اگر آقایون شروع کنند به برقرای روابط زیاد جنسی با افرا مختلف،و یا پیش از رسیدن به سن 21 سالگی، خود ارضایی را تجربه کرده باشند -یعنی زمانی که اسپرم ها به بلوغ کامل نرسیده اند- این امر خلل جبران ناپذیری را به قوای جنسی شان وارد می کند و بعدها عواقبی را در زندگی جنسی شان به وجود خواهد آورد. زمانی که مرکز فعالیت های جنسی به دلیل وجود مزاحمت هایی نظیر خود ارضایی و یا آزار و اذیت های جنسی نتواند به درستی رشد پیدا کند، اندوخته قوای جنسی از سن 35 سالگی به بعد روبه تحلیل می رود و این مورد نه تنها تاثیر نامطلوبی بر روی دستگاه تناسلی می گذارد بلکه عملکرد کلیه سیستم های بدن را نیز تحت الشعاع قرار می دهد: دستگاه هاظمه، گردش خون، عملکرد غدد مترشحه، سیستم عصبی و ...

این افراد به سرعت از سن 35 سالگی به بعد شاهد فرایند سالخورده شدن خواهند بود. خیلی زودتر از حالت طبیعیتوانایی هایشان را از دست می دهند و متاسفانه خیلی سریع روانه گورستان خواهند شد. در چنین شرایطی ارگان های جنسیشان نیز دچار اختلالات مختلفی شده و انواع بیماری های گوناگون جنسی به همراه بیماری هایی نظیر اختلال سیستم عصبی و دگرگونی سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک و غدد درون ریز می شوند.

خودارضایی که از جمله نقص های فردی به شمار می رود، سبب ایجاد تصورات شهوانی در ذهن فرد می شود. در دراز مدت فرد عدم تمایل جنسی نسبت به جنس مخالف خود را پیدا می کند، از نظر ذهنی خسته می شود، و دچار ناتوانی های جنسی خواهد شد.

ساموئل اون ویر در بخش 9 کتاب خود با عنوان "ازدواج موفق" اینطور می نویسد که: "تصورات جنسی و تخیلات شهوانی سبب ایجاد ضعف جنسی و ذهنی می شوند. شاید در نگاه اول اینگونه افراد نرمال به نظر برسند و مانند افراد عادی تحریک پذیر باشند، اما زمانی که می خواهند با طرف مقابل ارتباط برقرا کنند و خواسته های او رابراورده سازند، به سرعت ارضا می شوند، آلت تناسلی به حالت اولیه باز می گردد، در بدترین حالت ممکن قرار می گیرند، و دچار ناامیدی و افسردگی می شوند. آنها در توهمات جنسی خودشان را غرق کرده اند که این توهمات هیچ ارتباط و یا شباهتی به دنیای واقعی ندارند. به همین دلیل هنگامیکه در شرایط طبیعی قرار می گیرند، نمی توانند از خود واکنش مناسب نشان داده و شکست می خورند."ضعف جنسی-ذهنی ترسناک ترین تراژدی است که می تواند برای هر زن و یا مرد با احساس و با منطقی اتفاق بیفتد."

زمانیکه یک فرد جوان دست به خود ارضایی می زند، بازه زمانی، برای اوهیچ اهمیتی ندارد و ترجیح می دهد که هر چه سریعتر خود را تخلیه کند. در علم روانشناسی این امر نهایتاً منجر به بروز عارضه ی انزال زودرس در فرد می شود. علاوه بر این، استمناء سبب انبساط عضلات اسفنکتر می شود که اینعامل به نوبه ی خود موجبات انزال زودرس را بیش از پیش فراهم خواهد آورد.

از سوی دیگر نباید از این امر غافل شد که "ملاتونین" هورمون بی چون و چرای جوانی است. فرایند سالخوردگی مستقیماً به ترشح این هورمون در بدن بستگی دارد. این هورمون در زمان جوانی به وفور در بدن ترشح می شود واز سن 25 سالگی به بعد ترشح آن در بدن کاهش پیدا می کند. خود ارضایی، به ویژه در زمان جوانی، باعث از دست رفتن میزان بسیار زیادی ملاتونین در بدن می شود. این امر غده ی کاجی شکلی که در بدن ملاتونین ترشح می کند را ضعیف کرده، خاصیت مغناطیسی موجود در این غده را کاهش می دهد و بطور کلی سبب کاهش طول عمر آن می گردد.

روابط جنسی نامشروع با افراد متعدد نه تنها از نظر فیزیکی مضرات بیشماری را در بردارد، بلکه می تواند از نظر روحی و ذهنی نیز بر روی افرادی که این کار ار انجام میدهند، تاثیرات نامطلوبی بگذارد. افرادی که در مکالمات محرک جنسی شرکت میکنند، کسانی که به خواندن مجلات محرک جنسی معتاد هستند، و کسانی که به تماشای فیلم های ضد اخلاقی جنسی گرایش دارند، مبحث ظریف و مطبوع رابطه جنسی را به صورت وحشیانه، به دور از انسانیت، و تنها با رضایت ذهنی با نکبت و بدبختی همراه می سازند. انسان ها باید یاد بگیرند که چگونه می توانند هوشمندانه زندگی کنند.

andishmand

Signature
     
#15 | Posted: 6 Sep 2012 21:56
نظریات محققان جنسی نوگرا :

دکتر اسـپایـتک متخصص برجسته کالبد شناسیامریکایی و رئـیس جامعه عصب شناختی نیـویورک در کـتـاب خـود بـا عنوان"انرژی خالق" اظهار میدارد کـه جنـون هـای متفاوتی بـه واسـطه ی خـود ارضایی و آزار و اذیت های جنسی پدید خـواهد آمـد، چراکه مایـع مـغزی ابتـدا سـرشـار از لسیـتـین است و سپس بـواسطه انـزال غیـرمترقبه، از لسیتین خالی می شود. به همین دلیل ارگان ها بـه جـای آن باید از سایر بافت ها و اعصاب موجود در مغز استفاده کنند.

در هـر بار انـزال مـردها چیـزی در حـدود 300 تا 400 میـلیون اسپرم به همراه مقادیر زیادی انرژی از دست می دهند. واقعاً چه می شد اگر انسانها می دانستند که چگونه می توانند این انرژی را به جای خارج کردن از بدن، در بدن خود ذخیره نمایند؟! نتیجه حتماً انسانی شبیه به سوپرمن می شد!

پروستات غده ای است که دقیقاً در زیر گردنه ی مثانه قرار گرفته است؛ مایعی به رنگ سفید کدر و لزج ترشح می کند کهبه عنوان وسیله ای برای انتقال اسپرم ها به شمار می رود. این غده تقریباً در سن 21 سالگی به مرحله ی رشد کامل خود می رسد. زمانیکه فرد پیش از رسیدن به بلوغ کامل (در مردانسن 21 سالگی) دست به خود ارضایی می زند، پروستات دچار ضعف و نقصان می شود و این امر سبب بروز اختلالات مربوط به پروستات در سنین چهل سالگی به بعد می شود. این اختلال بدین شرح است که غده ی پروستات بزرگ شده، راه خروج ادرار را مسدود می کند و فرد برای تخلیه ی ادرار باید بالاجبار از سند پزشکی استفاده کند. این عارضه درست مانند وازکتومی، سبب ایجاد ناتوانی جنسی می شود.

بد نیست بدانید بچه هایی که پدر آنها خودارضایی می کرده، نمی توانند در سلامت کامل روحی و روانی به سر برند. آنها دارای بیماری های گوناگونی هستند چراکه از یک تخم نه چندان سالم بوجود آمده اند.
خود ارضایی همچنین در خانم ها هم دیده می شود و امری زجر آور و دردناک قلمداد می شود.
خود ارضایی سبب ایجاد ناتوانی جسمی وانزال زوردس می شود. این امر به وفور در میان مردهای سنین زیر 40 سال قابل مشاهده است.

ساموئل اون ویر در کتاب دیگر خود باعنوان " آموزش های بنیادین" در بخش"نوجوانی" اینطور نوشته است که: "جرمهای خاموشی وجود دارند و پی آمدهای منفوری در پی آن گریبانگیر افراد می شود. اگر فرد مشکلات جنسی اش را مخفی نگه دارد، مرتکب گناه می شود. اگر در مورد مشکلات خود اطلاعات غلط بدهد نیز مرتکب جرم دیگری شده است."

"فسادی که به واسطه خود ارضایی ایجاد می شود، قابلیت ها و توانایی های مغزی را به طور کامل از بین می برد. افراد باید توجه داشته باشندکه ارتباط تنگاتنگی میان منی و مغز وجود دارد. مغز برای منی از اهمیت ویژه ای برخودار است و منی هم برای مغز مهم است. مغز برای منی انرژی ایجاد کرده و سبب انتقال آنها می شود، منی هم ذهن را تصفیه کرده و اگردر جهت درست هدایت شود، توانایی های آن را ارتقا میبخشد."

"مطالعات فیلسوفانه ای که عمیقاً بر روی عملکرد غده های درون ریز متمرکز شده اند، بر این باروند که بدن طی فرایند خودانزالی انرژی بی شائبه ای را از دست می دهد. چه بسیارافرادی زیادی با چهره های زیبا بوده اند که در اثر انجام این کار زیبایی خود را از دست داده اند! چه بسیار مغزهایی که منحط و فاسد شده اند! و ... همه و همه ی این وقایع به دلیل آن است که انزال در شرایط و موقیعت و زمان مناسب انجام نپذیرفته."

"آمار و ارقام گویای این مطلب هستند که این روزها خود ارضایی در خانم ها و آقایون جوان بیش از پیش باب شده است. بیمارستان های روانی مملو از زنان و مردانی هستند که مغزشان به دلیل خودارضایی بیمار گشته. تیمارستان، مقصد نهایی فردی است که به خودارضایی اعتیاد پیدا می کند."

خودارضایی در خانم ها :

خودارضایی در خانم ها نیز به چشم میخورد و این امر، هم دردناک است و هم زجر آور. برخی از مضرات در خانم ها و آقایون مشابه است: اختلال در رشد سیستم عصبی، مغز، خستگی، از دست دادن انرژی و سر زندگی، کاهش قدرت حافظه و عدم تمایل به جنس مخالف. در خانم ها شاهد ناباروری نیز خواهیم بود. بدترین پی آمدی که در خانم ها می توان مشاهده کرد رفتارهای متعارض روانی-اجتماعی است. خانم هاییکه مرتکب این امر می شوند به مروز زمان نمی توانند با هیچ مردی ارتباط جنسی برقرار کنند چرا که به تدریج توانایی های اولیه جنسی خود را از دست میدهند. خانمی که خود ارضایی نمی کند، همچنان سرزندگی، زیبایی، برق چشمان، و توانایی جذب بالای خود را حفظ خواهد نمود. خانم ها باید از مشاهده ی تصاویر محرک جنسی خودداری کنند، در مکالمات مبتذل شرکت نکنند، و فقط با افراد شایسته ارتباط دوستی برقرار کنند.

andishmand

Signature
     
#16 | Posted: 7 Sep 2012 08:46
ترک خودارضایی و راه های آن

سه نكته‌ي مهم مشترك براي تخفيف و درمان ميان همه‌ي امراض و عاداتوجود دارد :

  • در درمان هر بيماري يا ترك هر عادت، مهم‌ترين قسمت عزم و اراده‌ي فرد براي درمان و ترك عادت است.
  • عدم يأس و نااميدي براي ترك و ايمان به علاج آن.
  • در نظر گرفتن زمان براي ترك و درمان.

چهل نکته ی مهم برای ترک خودارضایی :

1. نخستين گام براي درمان استمناء، اعتقاد و ايمان به درمان‏پذيري آن و دوري از يأس و نااميدي است. اما رسيدن به نتيجه و ايجاد هرگونه تغيير و دگرگوني نيازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحيح و به كارگيري دقيق دستورها است. از همه اينها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش كليدي و محوري را ايفا مي‏كند. درمان و چاره جويي بايد منطبق با خواست فرد باشد؛ زيرا تا وقتي كه اونخواهد، مي‏توان با قاطعيت گفت كه درمان نخواهد شد.

بنابر اين بيمار اگر بخواهد، مي‏تواند بر بيماري اش غلبه كند و جمله معروف – خواستن توانستن است- عين حقيقت است.

2. تلاش براي تقويت اراده از گام‏هاي مهم در امر بهبود است. نگوييد اراده از ما سلب شده است! ممكن است اراده انسان ضعيف شود؛ ولي هيچ گاه از بين نمي‏رود. نشانه اينكه هنوز اراده باقي است، اين است كه شخص اين عمل را در حضور ديگران و در هر شرايطي انجام نمي‏دهد. براي تقويت اراده، راه‏هاي زيادي پيشنهاد شده كه از جمله آنها تلقين به خود است. اراده همچون نهالي است كه بايد آن را پرورش داد تا به مرحله خودشكوفايي و ثمردهي برسد.
ويكتور پوشه – روان شناسِ فرانسوي – مي‏گويد: افراد مبتلا به استمناء، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگويند: «من به خوبي قادرم اين اعتیاد را از خود دور كنم، من قادرم». تكرار اين عبارت ساده، اثر عجيبي در تقويت اراده و روحيه دارد.
پل ژاگو بر آن است كه: تلقين، قبل از خواب نيز مؤثر است.

3. سعي شود شكم به هنگام خواب، بيش از حد معمول پر نباشد.

4. از پوشيدن لباس‏هاي تنگ و چسبان اجتناب گردد.

5. از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده، خودداري شود.

6. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسي و حتي شوخي‏هاي تحريك‏كننده و فكر كردن در اين امور، دوري شود.
7. از خوردن مواد غذايي محرك، مانند خرما، پياز، مرچ، تخم‏مرغ، گوشت سرخی، و غذاهاي چرب – اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا شود.

8. قبل از خواب مثانه تخليه شود.

9. از نوشيدن افراط گونه آب و مايعات پرهيز شود.

10. از دست ‏ورزي با اندام جنسي، بايد اجتناب نمود و در هيچ شرايطي، نبايد دست‏ ورزي كرد.

11. هرگز نبايد به رو خوابيد.

12. به منظور تخليه انرژي – زايد بدن، به طور منظم و زياد بايد ورزش كرد.

13. براي اوقات فراغت خود، برنامهداشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، عبادت و ... پر كند.

14. سعی کنید کمتر در مكاني خلوت و تنها و دور از نظر ديگران باشید. هرگاه مورد هجوم افكار جنسي واقع شدید، بايد بلافاصله از مكان خلوت و دور از نظر ديگران خارج شود و خودرا به كاري سرگرم كند. در اين زمينه گفت و گو با دوستان، مشاركت در برنامه های جمعي بسيار مفيد است. تلقين به شخص كمك مي‌كند تا اراده‌ي خود را تقويت كند و به خودبگويد كه مي‌تواند استمنا را كنار بگذارد.

15. منحرف كردن فكر بسوی دیگری در صورتي كه تحريكي براي استمناء اتفاق افتاد.

16. دوري از خيال‌پردازي و سرگرم بودن به كارهاي مفيد مانند مطالعه، ورزش و ...

17. تنهايي، كليد اقدام به استمنا است. لزا تنها نمانید.

18. هر وقت به فکر این کار افتادید به خود بگوئید که آلان خدا من را می بیند.

19. هر وقت به فکر این کار افتادید به خود بگوئید که می خواهید در مقابل چه کسی گناه کنید.

20. هر کاری که شما را به فکر این کار بیندازد آن کار را سریع ترک کنید.

21. هر صحنه ای که شما را تحریک میکند آن صحنه را ترک کنید.

22. به خدا توکل کنيد.

23. قاطعانه براي ترک این عمل تصميم بگيريد. (اگر قبلاً نيز تصميم به ترک خودارضایی گرفته باشيد اما موفق نشده باشيد، اراده شما تا حدي ضعيف شده است. در اين صورت بايدبه خود تلقين کنيد که اراده قوي اي داريد. براي اين کار موفقيت هاي خود در زندگي را در ذهن مرور کنيد و مرتب به خود بگوييد که من بسيار پر اراده هستم و تصميم به هر کاري که بگيرم، آن کار را انجام خواهم داد).

24. از رفت و آمد با کساني که شما را مستقيم و غير مستقيم به خودارضایی دعوت مي کنند، دوري کنيد و رابطه خودرا با این گونه دوستان قطع کنيد.

25. از صحبت کردن در مورد مسايل شهوت انگيز دوري کنيد.

26. از بودن در مکان هاي تنها خودداري کنيد و وقتي به حمام و دستشويي مي رويد، در را قفل نکنيد. بعداز شستشو حمام را سريع ترک کنيد.

27. از نگاه کردن به بدن عريان خود نيز اجتناب کنيد.

28. سعی کنید تماس بدنی با دیگران ولو در شوخیهای دستی پرهیز کنید.

29. روزه گرفتن دو روز در هفته براي کم کردن حس شهوت جويي شما بسيار مفيد است. اگر قادر به روزه گرفتن نيستيد، غذاي خود را به حداقل برسانيدو وعده غذايي ظهر را نخوريد. سعي کنيد به هنگام خواب شکم شما بيش ازحد معمول پر نباشد.

30. شبها قبل از خواب مطالعه کنيد و با لباس کامل بخوابيد و بعد از بيدار شدن سريع رختخواب را ترک نماييد. همچنين هرگز به رو نخوابيد.

33. شبها تنها نخوابید و یا در جایی بخوابید که فرصت انجام این عملن باشد.

34. بیاد داشته باشید که تصمیم دارید این عمل را ترک کنید.

35. بعد از تصمیم حتی یک بار هم سراغ این عمل نروید زیرا اراده شما را سست خواهد کرد.

36. یاد مرگ انسان ساز است .

37. پشیمانی بعد از عمل را بیاد داشته باش.

39. مضرات این عمل را بیاد داشته باش.

andishmand

Signature
     
#17 | Posted: 7 Sep 2012 09:14
شيوه های درمان خودارضايی ۱

تصعید :


يکي از شيوه هاي درمان خودارضايي، تغييرجهت دادن انرژي رواني نوجوان از هدفهاي جنسي به هدفهاي فرهنگي،اخلاقي و هنري است.اين شيوه که در روانکاوي نيز بسيار شهرت دارد تحت عناوين:بهگرايي، والاگرايي، اعتلاجويي، تلطيف غريزه و والايش هم به کار رفته و بالاخره در مفهوم تبديل به احسن نهفته است.منتها بايد به تفاوتي که بين نظريه ي روانکاوي ونظريه ي انسان سالم درمکتب اسلام وجود دارد، عنايت کامل داشت.
در روانکاوي (به ويژه مکتب فرويد)اعتقاد برآن است که بين نيروي جنسي و فعاليتهاي هنري،عاطفي، نظير موسيقي، شعر و ادبيات رابطه اي موجود است و همچنين معتقد است که بسياري از پديده هاي انساني از فراگرفتن زبان و اکتشاف علمي تا ساختن شاهکارهاي موسيقي و انواع سمفونيها، همه ازتکاپوي مکانيسم والايش سرچشمه مي گيرند و به بيان «فرويد»:

سائقهاي جنسي،در راه تحصيل عاليترين موفقيتهاي فرهنگي، هنري و اجتماعي روح بشر سهيم بوده اند.
فرويد همچنين معتقد است:

با استفاده از مکانيسم والاگرايي مي توان نيروي جنسي را، در فضاي ديگري به کار انداخت و ظرفيت رواني قابل ملاحظه اي پديد آورد.

آنچه که فرويد بر آن تأکيد مي کند، اصالت بخشيدن به نيروي جنسي و نقش بنيادي براي آن قائل شدن است، به گونه اي که تمامي مظاهرحيات انسان از قبيل خلاقيت و ابتکار، ذوق ادبي و هنري و اکشتافات و اختراعات را نشأت گرفته از نيروي جنسي مي داند.

در وجود آدمي،غرايز و نيروهاي مختلفي،تنظيم فعاليتهاي گوناگون را برعهده دارند:غريزه ي مادري، غريزهي صيانت ذات، غريزه ي جنسي و ساير سائقها، درمنطقه ي خاصي از وجود انسان حضور و تأثير فعالانه دارند و منشأ آنها و همچنين ماهيت هريک، متفاوت از بقيه بوده و مستقل عمل مي کنند.

اين گونه نيست که تمامي اين فعاليتها صرفاً از (سائق)نيروي جنسي سرچشمه گرفته باشد و مثلاً علاقه ي مادر به فرزند که يک نوع رابطه ي پاک و عاطفي است، منشأ جنسي داشته باشد.درحالي که روانکاوي، تظاهرات عاطفي انسان را مرتبط با نيروي جنسي مي داند.

از سوي ديگر، گرايشهاي متعالي و مثبتي نظير گرايش به عشق و پرستش، گرايش به خلاقيت، گرايش به حقيقت (دانش)، گرايش به زيبايي و گرايش به فضيلتهاي اخلاقي فطري هستند و مبيّن تظاهرات عاطفي و اخلاقي مي باشند. با توجه به جنبه ي استقلال داشتن هرکدام از جنبه هاي فوق از يکديگر، چگونه مي توان توجيه نمود که تمايم تظاهرات متعالي روح انسان، نشأت گرفته از نيروي جنسي است؟

به هرحال، منظور از تصعيد (والايش)اين است که انرژيهاي رواني نوجوان را که در جهت ارضاي بدلي تمايلات جنسي اش به کار گرفته شده است، تغييرداده و تعالي بخشيده و آن را در مسير اهداف مثبت اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي و غيره به کار گيريم.لکن انتخاب اهداف فوق، بستگي تام به استعدادها و توانهاي نوجوان دارد و همان گونه که تفاوتهاي فردي، وجود قابليتهاي گوناگون را در افراد تأييد مي کند، لازم است اهداف والايش با استعدادهاي نوجوان، تطابق مناسب داشته باشد.

علي رغم واقعيت ياد شده درنهاد و عمق وجود همه ي نوجوانان، گرايش به معنويت از حضوري فوق العاده برخوردار است؛زمينه اي که اگر درستبه کار گرفته شود، والايش (تصعيد)به بهترين نحو صورت خواهد گرفت.

مثبت گرایی :

پيش چشمت داشتي شيشه ي کبود
ز آن سبب،عالم کبودت مي نمود


نوجوان به ميزاني که در راستاي يک زندگي سالم و فعال قرار گيرد، وجود مثبت و خلاق و پويا خواهد بود و برعکس چنانچه احساس پوچي و بي ارزش بودن کند، روند فعال زندگي ابتدا کُند مي شود و به تدريج سير قهقر مي پيمايد و به «منفي گرايي»دچار مي گردد.

براي درمان نوجوان خودارضا، با ارزش بخشيدن به وي، ابتدا به نفي احساس پوچي وي اقدام مي کنيم و سپس با تشخيص نقاط مثبت زندگي اش، او را در جهت پرورش اين بخش از شخصيت ياري مي نماييم.درحقيقت با اين عمل، به احياي جنبه هاي مثبت نوجوان پرداخته ايم.نوجوان مثبت گرا همچون موتوري پرقدرت جاده ي سربالايي زندگي را طي خواهد نمود.

علاوه برکشف نقاط درخشان و استعدادهاي مثبت نوجوان، گام بعدي،جستجوي موفقيتهاي فرد در گذشته است.هرنوع پيروزي و موفقيتي که در گذشته براي نوجوان حاصل شده است، اعم از کوچک يا بزرگ آن، بايد موردتوجه قرار گيرد و سپس به نوجوان يادآوري شود.دراين صورت نوجوان، بخشي از ارزشهاي از دست رفته ي خود را باز مي يابد و احساس مي کند که هنوزد قادر است زندگي نويني را بيافريند و دريچه هايي به جهان نور وروشنايي باز کند.دراين حالت، نوجوان به زنجيرهايي که دست و پاي او را بسته و او را در حصار آورده اند، تکاني مي دهد و آنها را مي گسلد و از زندان خود ساخته ي انزوا و خودارضايي که ملازم يکديگرند، رهايي مي يابد.در حقيقت، اين شيوه برتغييرنگرش فرد مبتني است؛ نگرش نامعقول و يأس آلود و منفي را به وادي حيات معقول و مثبت و حرکت آفرين کشانيدن و متحول نمودن، اساس و پايه ي اين شيوه را تشکيل مي دهد.

تشویق گام به گام :

انسان براي اقدام به کارهاي گوناگون، قضاوت ديگران را نيز در نظر مي گيرد و تأثير آنها را دراعمالش ملاحظه مي نمايد و هراندازه کارها مهمتر و عظيمتر باشد، حساسيتها و عکس العملها نيزگسترده تر و متنوع تر مي شود.
نوجوانان از اين حيث، اهميت زيادي براي اظهار نظر ديگران قايل هستند و تا حدودي نگرش ديگران است که چگونگي رفتار آنان را تعيين مي نمايد.

براي يک نوجوان که مبتلا به انحراف خودارضايي است، تشويق و ترغيب اطرافيان، او را در ترک و درمان اين ابتلا پايدارتر و راسختر مي سازد و سختي راه را بر او آسان مي کند.گفتني است که در برخورد با مسايل اخلاقي و به ويژه مسايل انحرافات جنسي، شؤون انساني و حرمت فرد بايد کاملاً منظور نظر بوده .محفوظ بماند.اين گونه حکم مي کند که دامنه ي اطلاع از انحراف فرد به ديگران گسترش نيابد؛ به عنوانمثال چنانچه يکي از مربيان به عنوان اولين فرد از انحراف دانش آموز نوجواني مطلع شود،به هيچ وجه لزومي ندارد که ديگر همکاران نيز در جريان قرار گيرند،بلکه بايد سعي نمود اين مسئله به ديگران منتقل نشوداگر ضرورت پيدا شد که از نظر مشورتي ديگر اعضاي ستاد تربيتي و يا همکاران استفاده شود، لازم است که مشخصات مشکل رفتاري بدون ذکر نام و مشخصات خانوادگي دانش آموز، بيان شود تا راه حل جامعتر و صحيحتري اتخاذ گردد.لذا والدين و يا مربياني که در صددند نوجوان مبتلا راموفق به ترک انحراف نمايند، او را با تشويق مؤثر، به سالم سازي زندگي سوق مي دهند و اهميت سلامت رواني و همچنين سلامت جسمي را يادآور ميشوند به هر ميزاني که فرد در جهت ترک رفتار نامطلوب موفق شود، مورد تشويق قرار مي گيرد و بي ترديد تلاش بزرگ نوجوان، نيازمند تشويق شايسته ونيکويي خواهد بود.اگر مرحله به مرحله با نيروي محرکه ي تشويق به پيش رويم، اميد آن وجود دارد که نوجوان موفق به ترک انحراف شود.

ذکراين نکته لازم است که ترک عادت نامطلوب به طورناگهاني و دفعي امکان پذير نيست،بلکه همانگونه که شکل گيري عادات نامطلوب به تدريج و به مرور زمان ميسر گرديده است، لذا ايجاد هرگونه تغيير و دگرگوني در آنها نيازمند فرصت بخشيدن و گذشت زمان خواهد بود.

بديهي است سخنان يأس آلود و منفي، نوجوان را در ادامه ي بازسازي خويش، دلسرد و نااميد مي سازد و او را از ادامه ي کار بازخواهد داشت و چه بسا يک ضربه ي روحي، مجدداً نوجوان را به قهقرا سوق دهد.از اين رو نوع برخوردها، گفتارها و حتي حالات چهره ي مربي و يا پدر و مادر در جهتگري آينده ي نوجوان؛ از نقش ويژه اي برخوردار است و تعيين کننده ي راهبردهاي نوجوان در آينده است.

چنانچه در ادامه ي درمان، با نوعي وقفه درحرکت اصلاحي نوجوان مواجه شويم، نبايد اين امر منجر به قطع تشويق گردد.زيرا در روند درمان و اصلاح رفتار،به طورطبيعي مواجه با اين گونه پديده ها خواهيم بود و شايسته است بدون اعتنا به وقفه ها، همچنان او را در طي مسير سالم سازي، ترغيب و اميدوار نماييم.

ادامه مطلب در پست بعدی

andishmand

Signature
     
#18 | Posted: 7 Sep 2012 09:23
شيوه های درمان خودارضايی ۲

ترمیم روابط خانوادگی :

با فرا رسيدن دوره ي نوجواني من، مصيبتهايم شروع شد.مادرم به محض اطلاع از نشانه هاي بلوغم، بناي خشونت و بدرفتاري را با من گذاشت و من روز به روز از او دورتر و متنفرترمي شدم و به تنهايي پناه مي بردم تا اين که در اثر تنهايي زياد مبتلا به خودارضايي شدم و هم اکنون چند سال است به اين بليّه گرفتارم.چه کنم؟

قبلاً اشاره کردم که نوجوان مبتلا،از حيث روابط اجتماعي با ديگران، معمولاً آسيب ديده است و روابط معيوب و نامطلوبي، جايگزين روابط سالم و رشيد گرديده است.لکن خانواده به عنوان شبکه اي از روابطعاطفي نزديک، جايگاه خاصي را در مجموعه ي روابط اجتماعي به خود اختصاص مي دهد.

بي مناسبت نيست دراينجا به تحليلي از شبکه ي خانوادگي بپردازيم.خانواده به عنوان اولين نظام نهادي و جهاني که پايه ي همه ي اجتماعات را تشکيل مي دهد، مجموعه اي از روابط را در درون خود ايجاد مي کند و به ميزان افزايش تعداد اعضاي خانواده، روابط درون آن نيز پيچيده تر و متنوعتر مي شود؛ به عنوان مثال دريک خانواده ي سه نفري متشکل از پدر، مادر و يک فرزند، شاهد شکل گيري شش نوع رابطه به شرح زير هستيم:

  • رابطه ي پدر با مادر، رابطه ي
  • رابطه ي مادر با پدر، رابطه ي
  • رابطه ي مادر با فرزند، رابطه ي
  • رابطه ي فرزند با مادر، رابطه ي
  • رابطه ي پدر با فرزند، رابطه ي
  • و بالاخره رابطه ي فرزند با پدر، رابطه ي

چند نکته درباره ي شبکه ي خانوادگي :

1-همانگونه که ملاحظه مي شود در خانواده ي سه نفري، شش نوع ارتباط در شبکه ي خانوادگي به وجود مي آيد.اگر تعداد اعضاي شبکه به چهار تن برسد، تعداد ارتباطها به 12 مورد بالغ مي گردد و به همين نسبت در مورد خانواده اي که تعداد شبکهي آن n باشد، تعداد(n(n-1 ارتباط بهوجود مي آيد.

2-رابطه هاي متقابل از قبيل «پدر و مادر»و «مادر و پدر»معمولاً با يکديگر متفاوتند.زيرا هر يک از آنان متکي بر نگرشها، پيشداوريها، حساسيتها و تيپ شخصيتي خويش، رابطه ايمتفاوت با ديگري برقرار مي کند؛ به عنوان مثال امکان دارد که رابطه ي پدر و مادر به شرح زير باشد:

رابطه ي پدر با مادر (رابطه ي 1)، رابطه اي براساس «سلطه گري» است.

رابطه ي مادر با پدر (رابطه ي 2)،رابطه اي براساس «سلطه پذيري» است.

و يا درمورد رابطه ي پدر و فرزند ممکن است اين معادلات رفتاري را داشته باشيم:

رابطه ي پدر و فرزند (رابطه ي 5)براساس «خشونت و سختگيري بيش از حد»مبتني باشد.درحالي که:

رابطه ي فرزند با پدر (رابطه ي 6)براساس «انقياد و تابعيت محض» شکلمي گيرد.

لذا، رابطه هاي متقابل معمولاً از ماهيت متفاوتي برخوردارند، لکن در برخي از موارد احتمال دارد که اين رابطه هاي مساوي و داراي ماهيتي يکسان باشند؛ به عنوان مثال دربرخي از شبکه هاي خانوادگي رابطه هايي از اين قبيل حاکم است:

رابطه ي پدربا مادر (رابطه ي 1)رابطه اي براساس محبت، احترام و همدلي است.

و نيز:

رابطه ي مادر با پدر (رابطه ي 2)آن هم رابطه اي است که براساس محبت، احترام و همدلي استوار است.

3-روابط درون شبکه ي خانوادگي، با حضور پدربزرگها، مادربزرگها به رابطه ي سه نسلي با يکديگر تبديل مي شود که به آن «زندگي سه نسل در کنار يکديگر»مي گويند.در اين صورت روابط پيچيده تر و حساستر مي شود.رعايت سلسله مراتب، احترام به بزرگترها، تصميم گيري، مشورت و ساير موارد بيش از پيش اهميت مي يابد.درپاره اي از موارد، عدم رعايت ويژگيهاي فوق، ممکن است به اخلال درشبکه ي خانوادگي بينجامد.

4-به موازات کثرت و تنوع در شبکه ي خانوادگي مديريت و سرپرستي آن نيز اهميت خاصي مي يابد و حضور پدر بهعنوان مدير، در اين شبکه در دو نقش متجلي مي شود:ابتدا به عنوان همسر در قبال شريک زندگي او و بعد به عنوان پدر در قبال فرزندان خويش، داراي مسئوليتهاي متعدد و متفاوتي خواهد بود.

در مرتبه ي ديگر مادر و فرزندان نيز،داري نقشهاي خاص خود هستند و به تناسب، مسئوليتهاي مشخصي را عهده دار خواهند بود.وظيفه ي مديرشبکه ي خانوادگي، تعيين مسئوليتها، ايجاد هماهنگي ميان اعضاي خانواده و حفظ و رعايت حقوق متقابل هريک از آنهاست.

5-کودکان به تدريج به مرحله ي نوجواني مي رسند و خواهان افزايش اختيارات، امکانات و آزادي عمل خود مي شوند.همزمان با اين امر، آنها خواستار تغيير موقعيت خويش از جايگاه يک کودک به موقعيت والاتر و بهتر «نوجوان»هستند و علاقه مندند که خانواده اين موضوع را درک و اين موقعيت را دگرگون کند و در برخوردهاي خود با نوجوان، ثابت کند که نگرش آنها نسبت به او دگرگون شده است.علاوه بر آن، نوجوان علاقه مند است که درامور زندگي با او مشورت شود و نظر او خواسته شود. لذا مي توان گفت که پيوندهاي عاطفي نوجوان با خانواده از يک سو و تغيير پايگاه او در شبکه ي خانوادگي از سوي ديگر با هم پيوند مي خورد و شرايط نسبتاً حساسي را در اين مرحله ايجاد مي کند.

متأسفانه بايد اذعان نمود که نوجوان دردوران بلوغ از همين بُعدضربه مي خورد و روابط او با خانواده دستخوش دگرگونيهاي نامطلوبي مي شود، به گونه اي که روابط متکي بر تزاحم و تنافر عاطفي، به جاي روابط مبتني بر تفاهم و تبادلعاطفي، مي نشيند و نوجوان را سرخورده و جريحه دار به خود مشغول مي نمايد.

از اين رو توصيه مي شود که در اتخاذتدابير درماني و مداوا، روابط خانواده را با نوجوان اصلاح کنيم و گسيختگي روابط را ترميم نماييم.

ادامه ی مطلب در پست بعدی

andishmand

Signature
     
#19 | Posted: 7 Sep 2012 09:56
شيوه های درمان خودارضايی ۳

تقویت اراده :

براساس تحقيقات به عمل آمده، اکثر افراد مبتلا به استمنا (16 نفر از 25 نفر)اظهار کرده اند که آنقدر اراده ندارند تا بتوانند دست از اين کار بردارند. (بخشي از تحقيق در خصوص نامه هاي نوجوانان ارسالي به برنامه ي آينده سازان راديو):

تا مدتها نمي دانستم که اين کار گناه است و آثار سويي بر جسم و روان انسان مي گذارد، ولي حالا هم که چندسال است اين مسايل را فهميده ام، نمي توانم ترک کنم.به خدا ديگر اراده اي برايم باقي نمانده است.شما بگوييد، چه کنم؟

از عمومي ترين حالاتي که نوجوانان مبتلا در خود مي يابند، اين است که اراده ندارند و يا اراده شان آنقدر ضعيف شده است که به مجرد تصميم گيري براي ترک انحراف، چندي نمي گذرد که مجدداً به آن دست مي يازند و آنچه که موجب نوميدي و يأس مي گردد، اين است که توبه ها شکسته مي شود و تصميمها، ناپايدارهستند؛ به عبارت ديگر، نوجوان خود را همچون، غريقي مي بيند که در ميان امواج خروشان دريا گرفتار است و تکيه گاهي نمي يابد تا خود را نجات دهد.دراينجا طرح سؤالهايي از اين قبيل، بي مناسبت نخواهد بود:

ـ ماهيت نيروي اراده چيست؟
ـ چگونه نيروي اراده را مي توان تقويت نمود؟
ـ و آيا اين سخن را که برخي از نوجوانان مي گويند:«ديگر اراده اي براي ترک اين عمل نداريم.»مي توان پذيرفت؟
حکما، اراده را يکي از مظاهرعقل مي دانند که در جهت دستورات عقل بهکار گرفته مي شود.دربرخي از تعبيرات،از آن به عنوان «عقل ارادي» نيز ياد شده است.

در طول زندگي، به موازات رشد و تحولات بدني و رواني، اراده نيز توسعه و تعميق مي يابد و انسان قادر به خويشتن داري تسلط بيشتري بر خواسته ها و تمايلات خود مي شود.درکودکي هرميلي بي درنگ بايد ارضا شود، لکن نوجوان، هرميلي را بلافاصله به ارضا فرا نمي خواند، البته تمايلات جنسي را بايد استثنا نمود.اگرتمايلات ديگر را نوجوان بتواند، تحت کنترل قرار دهد، در مورد تمايلات جنسي، کار دشوارتر است.به هر حال، طرح اينسؤال به جاست که چگونه نيروي اراده ي نوجوانان را مي توان تقويت نمود؟

يکي از اموري که در تقويت اراده مؤثر است، تمرکز بخشيدن به فعاليتهاي گوناگون و پراکنده ي زندگي است.معمولاً اوقات ما صرف مسايل و اموري مي شود که انتظام ندارد و نيروهاي ما را به هرز مي برد.بايد نوجوانان را از پراکنده کاريهايي که موجب تضعيف اراده و انديشه ي آنان مي شود، برحذر داشت.مشکل اصلي اين است که آنچنان غرق در امور متنوع هستيم که از لذت تمرکز فکر،بهره ي چنداني نمي بريم.

در اينجا بايد به «نماز»اشاره کرد که يکي از عاليترين مظاهر توجه به خداي سبحان، انقطاع از غير او و يکسره محو شدن در اوست که در پرتو آن «تمرکز فکر»به بهترين شيوه براي انسان حاصل مي شود و تقويت اراده نيز در پي آن، ميسر مي گردد.در اينجا مي توان پي برد که چرا امام خميني آن همه بر مناجات شعبانيه و اهميت آن تأکيد مي فرمود،دعايي که يکي از فقراتش اين است:

«الهي هَب لي کمال الاِنقطاع اليک و...»
(خدايا به من توفيق بريدن ازغير تو وپيوستن به خودت را عنايت کن و...)

مسئله ديگري که در تقويت اراده مؤثر است، به پايان رسانيدن کارهاي نيمه تمام است.دست به کاري نزدن به مراتب بهتر از شروع آن کار و رها کردن آن به صورت نيمه تمام است.اگر در چندين مورد کارهايمان نيمه تمام بماند، اعتماد به نفس ما را متزلزل خواهد کرد.

شيوه ي ديگري که در استحکام روحي نوجوانان و تقويت اراده ي آنان مؤثراست، تلقين به نفس است.اگر به آنها بياموزيم که به خود اين گونه تلقين نمايند که اراده ي انجام اين کار رادارند و براي آنان شکست مفهومي ندارد و آنها اين طريقه را عمل کند،بي شک در ترک عادت نامطلوب و غلبه برانحراف و خودارضايي، مؤثر است.

«پل ژاگو»يکي از صاحبنظران در زمينه ي «اراده»مي نويسد:

وقتي بخواهيم با عادت زشتي ستيزه کنيم، ابتدا بايد نتايج نامطلوب (وخيم)آن را در نظر مجسم سازيم و بعد منافعي را که در نتيجه ي ترک آن عايدمي شود، در روح خود تصور کنيم و سپسمواقع مختلفي را که قرباني آن عادت شده ايم به خاطر آوريم.در نتيجه ي اين عمل، هر بار که چنين نمايشي در روح خود مي دهيم بر آن تحريک يا وسوسه (عادت زشت)چيرگي يافته و لذت ترک آن را در خود احساس مي کنيم. اگر تلقين به نفس را بلافاصله قبل از خواب اجرا کنيم، مؤثرتر از مواقع ديگر خواهد بود.به طور کلي، متمرکز ساختن فکر در کاري که مي خواهيم براي اجراي آن فردا صبح در فلان ساعت بيدار شويم کافي است.براي آخرين بار تکرار مي کنيم که کوچکترين کوشش براي تلقين به نفس،اثر با دوامي در روح ما خواهد گذاشت و در عرصه ي روح ما هيچ چيز بلااثر نخواهد ماند و کوشش امروز، فتح و پيروزي فردا را در پي خواهد داشت.

بهره گيري از روش تلقين نسبت به غير نيز تأثيرات سودمندي دارد.همان گونه که جملات و يا عباراتي که به روح خود تلقين مي نماييم و در دگرگوني عادات و رفتار ما اثرغيرقابلانکاري دارد، به همان ميزان، تلقين ديگران نسبت به ما (تلقين به غير)نيز اثرات سازنده اي در بر خواهد داشت.

لذا اگر والدين و مربيان، به نوجوانان خود مفاهيم اخلاقي متعالي و ارزشمندي را از قبيل اين که آنها مثلاً شجاع هستند، استقامت و پشتکار دارند و قدرت اراده ي تزلزل ناپذيري دارند، تلقين نمايند بي شک اثرات سازنده ي آن به صورت ترک انحراف خودارضايي متجلي خواهد گرديد.ولي ميزان تلقين به غير بستگي به استحکام و يا تزلزل روحي نوجوانان دارد.مسلماً روحهاي ضعيفو متزلزل، نياز بيشتري به تلقين ديگران دارند، در صورتي که روحهاي نيرومند، بيشتر متکي به خود هستند و نياز چنداني به تلقين ديگران ندارند.

1-نوجوانان براي ترک و درمان «خودارضايي»نياز به اراده ي نيرومند و قوي دارند.

2-اراده همچون نهالي است که بايد آن را پرورش داد تا به مرحله ي شکوفايي و ثمردهي برسد.لذا اراده تقويت شدني و پرورش يافتني است.

3-اراده را علاوه بر تقويت بايد «تربيت»نمود.زيرا اراده ي نيرومند،با جهتگيري منفي، خلاف مقصود است.

4-اراده يکي از مظاهر و جنبه هاي عقل آدمي است.

5-برخي از شيوه هاي تقويت اراده عبارتند از:تمرکز، تکميل کارهاي نيمه تمام، تلقين به نفس، تلقين به غيرو...

6-کوچکترين اقدام براي تلقين به نفس،در روح ما اثر با دوامي خواهد گذاشت.

7-نيازنوجوانان به تلقين، بستگي به قدرت و استحکام روحي آنان دارد: هرچه روحها ضعيفتر باشند، نيازشان به تلقين بيشتر، خواهد بود.

8-تلقين براي تغييرعادات نامطلوب، از نوع «تلقين مثبت»محسوب مي گردد.

درنهايت براي تأکيد بر تقويت اراده ي نوجوانان، با قطعه ي ادبي زير، مي توان مطلب را به پايان برد:

در روي امواج تيره
خورشيد را به چنگي بياوريد، نناليد.
زندگي درياي پر توفاني است که در هرجايي ممکن است با امواج آن روبرو شد.
امواج را بشکافيد و عبور کنيد، نايستيد.
جزر و مد را پشت سر بگذاريد.
درساحل ديگر، آفتاب زيبايي خواهيد ديد.
از سعادتها بحث کنيد، دنيا به قدري پراندوه است که هيچ احتياجي به نگهداري غم خود نداريد.
هيچ راهي به کلي سخت و صعب العبور نيست.
به جنبه هاي درست و روشن نگاه کنيد.
روحتان بر اثر ناخشنودي و اندوه خسته است.
براي استراحت از دوستيها و روشنيها بحث کنيد.


نوجوانان را مي توان منبع انرژي متراکم ناميد که اگر در مسير مثبت کار و تلاش قرار گيرد، آنان را سعادتمند و مسرور مي نمايد و چنانچه به جريان فعاليتهاي زندگي سالم منجرنشود، نيروي ناکام و سرخورده نوجوانان را به وجود مي آورد.

در تاريخ ملتها نيز اين معادله صادقاست.ملل پرتلاش و زحمتکش به ساحل پيروزي مي رسند و اقوام خوشگذران و بي اراده و فاقد برنامه ي کار به سرخوردگي و سير قهقرايي دچار مي شوند. نوجوانان نيز به مثابه ي ملتها هستند و توسعه ي جسم و جانشان در گرو کار و تلاش صادقانه است.

يکي از روان شناسان معتقد است:

اگر سعي کنيم که جوانان را به زندگي سالم و فعال عادت دهيم و ايشان را از بيکاري و تنهايي دور داريم، با اين مرض مبارزه نموده ايم.

اوليا و مربيان با اتکا به اين نکته که دوره ي بلوغ، مرحله ي شکوفايي استعدادها و خلاقيتهاي نوجوانان است، بايد با شيوه هاي مختلف، نيروهاي آنان را متناسب با استعدادي که دارند، به کار گيرند و در جهت مثبت حرکت دهند. لکن بايد توجه داشت که کارهايي را به نوجوانان واگذار کنيم که از عهده ي آن برآيند.زيرا در اين صورت بر اثر ناکاميهاي مکرر، هسته اصلي اعتماد به نفس آنان ضربه مي بيند و جرأت و جسارت آنان تهديد مي شود.

در برخي از جوامع به ويژه کره ي شمالي و چين، دانش آموزان را با برنامه ي تلفيقي از «آموزش کار» در جهت زندگي سالم سوق مي دهند. ساده ترين امور اجتماعي از قبيل نظافت محيط شهري را با برنامه ريزيهاي مناسبي به نوجوانان واگذار مي کنندکه اين امر علاوه بر تأمين نياز اجتماعي، نيروي فعاله ي نوجوانان را به سهولت جذب مي نمايد و مانع فساد و انحرافات رفتاري آنان مي شود. به ويژه در کره ي شمالي، آمار جرايم و انحرافات اخلاقي و جنسي دانش آموز به حداقل ممکن رسيده است. لذا ارتباط مستقيم و کار و زندگي سالم با مصونيت از انحرافات اخلاقي و جنسي تأييد مي شود.‏

ادامه ی مطلب در پست بعدی

andishmand

Signature
     
#20 | Posted: 7 Sep 2012 09:59 | Edited By: mereng
شيوه های درمان خودارضايی ۴

تأمین احساس کفایت :

نوجوانان بيش از هرگروه سني ديگر، علاقمندند که به احساس مثبت و ارزشمند «کفايت» نايل شوند و شيريني آن را در ذائقه خود بيابند. احساس کفايت و احساس حقارت دو قطب مخالفند که اولي تفاهم و دومي تخاصم مي آفريند.
احساس کفايت، محصل تعامل نوجوانان با محيط است.اطرافيان نوجوان در برخوردها و ارتباطهاي عميقي که با او برقرار مي کنند، مي توانند با شخصيت دادن به او و تأييد کفايت وي، بر استحکام اخلاقي او بيفزايند و برعکس با تحقير وي، ساختمان اخلاقي او را متزلزل نموده و فرو ريزند.

نوجواني در بخشي از نامه اش چنين مي نويسد:

هر شب،با گناهي که مرتکب مي شوم، احساس مي کنم پايين و پايين تر مي روم آنقدر از نظر اخلاقي سقوط مي کنم که احساس مي کنم ديگر هيچ ارزشي ندارم.نه براي خودم نه براي ديگران.وقتي در اين عوامل غوطه ور مي شوم، از خودم بدم مي آيد و خود را موجودي حقير، بي ارزش و فرومايه مي پندارم.آنگاه اين سؤال برايم مطرح مي شود که هدف از آفرينش موجودي وامانده و آلوده اي چون من، چه بوده است؟

نامه ي فوق بيانگر درد جانکاه نوجواني است که رنج بي کفايتي او را تا سرحد سقوط کامل اخلاقي کشانيده است.بدون شک، بي کفايتي و لغزش اخلاقي در يکديگر تأثير و تأثر متقابل دارند و يکديگر را تشديد مي نمايند و در نتيجه، حلقه ي معيوبي را به وجود مي آورند.

آب سرد :

همانگونه که براي نوجوانان،محيط و يا اتاق خواب بسيار گرم در تحريک زايي او مؤثراست و منجر به تبعات ديگري مي شود، استفاده از آب سرد ازقبيل دوش آب سرد و يا شستشوي اعضا باآب سرد، مي تواند در درمان تحريکات نابهنگام و کاهش آنها، مؤثر واقع شود.

البته همه نوجوانان در موقعيتي نيستند که بتوانند از دوش آب سرد استفاده کنند، لکن برخي از صاحبنظران، براي جلوگيري از پيدايش چنين عادتي، استفاده از دوش آب سرد را در اين سنين مفيد دانسته و توصيه مي نمايند.

اگر به واسطه ي تخيل و يا سببي ديگر،خوني بسيار به اعضاي تناسلي گرايد، بدانسان که رگهاي آن را فراخ سازد و اين تهاجم دموي غيرطبيعي، انگيزش شهوت را سبب شود، نبايد از پي علاج چنين عارضه اي به پزشک رفت.راه درمان آن است که زندگي خويش را دگرگون کنيد و روشي برگزينيد که خون را از اعضا براند و آن را به عضلات و دماغ و اندامهاي ديگر پيکرببرد تا همه ي دستگاههاي بدن بتوانند تعادل طبيعي خويش را برقرار سازند.

براي تغييردادن اين حال بايد اعضاي تناسلي را بامدادان و شامگاهان با آب سرد شستشوي داد.اين شستشو، آرامش آن اعضا را سبب مي شود و قوه ي فکر و خيال جوان را از توجه به شهوت باز مي گرداند.

تغیر موقعیت :

ديديم که يکي از عوامل «خودارضايي»مجاورت و معاشرت با افراد آلوده بود؛ اعم از اين که درمحيط خانواده اين امر واقع شود يا اين که در محيط مدرسه، محله و غيره انجام گيرد.

در بررسي برخي از نامه هاي نوجوانان به برنامه ي «آينده سازان»راديو، مشخص شد که دختر و يا پسر نوجواني در اثر تحريکات برادر بزرگتر و يا يکي از بستگان به «خودارضايي»کشيده شده است.همين عامل در مدرسه به صورت تأثير همکلاس، همدرس و دوست همسال جلوه مي کند و نوجوان مستعد را مبتلا به آلودگي اخلاقي مي سازد.
به موازات به کار بستن شيوه هاي درمان که قبلاً بيان گرديد، ضروري است که نوجوان را از عامل آلودگي اش بلافاصله دور نمود و تحريکات رابه حداقل رسانيد؛ مثلاً اگر دانش آموز نوجواني به جهت مجاورت و نشستن با ديگري، روي يک نيمکت، آلودهشده است، بي درنگ محل نشستن او را تغيير دهيم و در صورت ضرورت، کلاس او را تعويض کنيم و در مواردي که دانش آموز مبتلا در مدرسه با اين صفت(انحراف اخلاقي به صورت استمنا و يامورد تجاوز ديگري قرار گرفتن)مشهور و معروف است، با تدابيرخاص تربيتي، مدرسه او را نيز تغيير دهيم.طبيعي است چنانچه تغيير محيط (موقعيت)انجام نگيرد،نوجوان مبتلا هرچند هم که در بازسازي و اصلاح خويش بکوشد، ثمره ي چنداني نخواهدداشت؛ زيرا نگاهها و برخوردهاي ديگران با او، حاکي از گناهکار بودن وي است و به اين ترتيب راه اصلاح رفتار بر روي نوجوان مسدود مي شود.

ضروري است تغييرموقعيت به مدرسه ي ديگر، به گونه اي صورت گيرد که:

ـ ابتدا مدير مدرسه ي جديد به نحو محرمانه اي مطلع شود که براي اين دانش آموز مشکلاتي پيش آمده است کهبودن وي در آن مدرسه (قبلي)، چندان به مصلحت نيست و اينجا با قرار گرفتن در محيط جديد و دوستان تازه امکان زندگي بهتر و تحصيل موفقتر، بيشتر خواهد بود.به هرحال اين اطلاع تا اندازه اي بايد منتقل شود که شرايط و موقعيت ايجاب مي نمايد.ضمناً بايدمدير مدرسه ي جديد آگاه شود که ايندانش آموز نياز بيشتري به ارتباط دوستانه و مراقبتهاي تربيتي دارد، تا امکان شکل گرفتن دوباره ي «حلقه ي معيوب»در اين مدرسه به حداقل برسد.

ـ پس از آن، بايد توجه داشت که مدرسه ي جديد به گونه اي انتخاب شود که فاصله مناسبي با مدرسه قبلي داشته باشد.زيرا درغير اين صورت هنگام رفت و آمد دانش آموز مذکوربه مدرسه ي جديد، امکان تلاقي و ديدار همکلاسهاي قبلي و بالنتيجه مزاحمتها و تحريکات آنان وجود خواهد داشت و احتمال انتقال اطلاعات رفتارهاي انحرافي و خطاهاي جنسي به دوستان جديد نيز، زياد خواهد بود.در خانواده نيز به محض حصول اطمينان از تأثير سوء برادر بزرگتر و يا يکي از بستگان بر رفتار انحرافي نوجوان، بايد حتي المقدور از تنها گذاشتن آنها با يکديگر خودداري شود و تحت هيچ شرايطي نوجوان در محيط منزل تنها نماند و به اتفاق فرد عامل (دو نفري)خلوت نکنند.ديگر اين که اتاق خواب دو براد و يا برادر و خواهري کجا نباشد، بلکه در صورت امکان، جدا شود و يا حضور فردي بزرگتر نيزدرکنار آن احساس و تعبيه شود.

اگر در خانواده اي، مسئله حادّي بين نوجوان و يکي از اعضاي خانواده و يا بستگان پيش آيد، تغييرموقعيت و محيط نوجوان، حداقل براي مدتي الزامي است.مدتي درمنزل يکي از بستگان بودن، به شهرستان نزديکي از فاميل رفتن، مسافرت و مسايلي از اين قبيل با رعايت همه جوانب اخلاقي، مي تواند در حل مسئله مؤثر واقع شود و تحريکات ناشي از محيط نامطلوب را به حداقل کاهش دهد.

درمان طبی :

برخي از نوجوانان در سنين بلوغ، دچار احتلامهاي پي در پي مي شوند و نگران آينده ي خود هستند.در برخورد با اين نوع احتلامها که آنها را «احتلامهاي پاتولوژيک»مي نامند ويا تحريکات و تمايلات جنسي شرطي فوق العاده زياد که بايد توجهما معطوف به دورنمودن نوجوانان از عوامل تحريکاتي شهواني از قبيل عکس، نقاشي، نوشته هاي تحريک آميز، سينما، ويدئو و ساير نکاتي که جنبه ي محرک دارند، باشد.ولي مواردي نيز پيش مي آيد که جواني از لحاظ قابليت تحريک و تأثيرپذيري عصبي، بيش از حد حساس است و جداً از نتايج نامساعد دوره ي بلوغ مي ترسد.دراين موارد، مراجعه به متخصص اعصاب و روان و راهنمايي گرفتن از وي ضروري است.

در باره ي ساير علل احتلامهاي مکرر،مي توان به تمام آنچه که سبب دلمه شدن خون در اعضاي لگن کوچک وتحريک مداوم جنسي به پي در پي شدن آن کمک خواهد کرد،اشاره نمود.

از نظر بهداشت، نبايد شبها مايعات زياد آشاميد و سرکه و فلفل و خردل و همچنين غذاهايي که مقدار زيادي کالري دارند، نبايد صرف نمود.

بايد رژيم روزانه را درنظر گرفت تا سالم و سرحال زندگي کرد و قبلاً پيش بيني کرد که وقت آزادي براي افکار بي ثمر و بي فايده ي جنسي باقي نماند. به جاي زندگي تيره و اندوهبار بي تنوع، بايد تمام نيرو را در راه خلاقيت و ورزش که عامل هماهنگي و رشد شخصيت است، به کار برد.

در موارد خاصي هم که تمايل نوجوان به جانب همجنس او بيش از حدبرانگيخته مي شود و نگراني اطرافيان را به موضوع جلب مي کند، مراجعه بهمتخصصين و پزشکان ذيربط، گامي در جهت تکميل درمان محسوب مي شود.دراين گونه موارد،تزريق نوعي هورمون، تمايلات همجنس گرا را کاهش مي دهد و موجب تعادل تمايلات او مي شود.

پایان مقاله

andishmand

Signature
     
صفحه  صفحه 2 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین » 
Sexology - سکسولوژی انجمن لوتی / Sexology - سکسولوژی / Youthful Deadlock | بن بست های جوانان بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites