انجمن لوتی
صفحه  صفحه 14 از 19:  « پیشین  1  ...  13  14  15  ...  19  پسین »
گفتگوی آزاد

برای بدست آوردن كسی كه دوسش داری حاضری چیكار كنی؟

 مرد
#131   Posted: 18 Jan 2014 13:39


 1 Star

ارسالها: 52
خيلی کارا حيف ک دست خودم نيست..
 
     
  
 مرد
#132   Posted: 26 Jan 2014 09:08


 1 Star

ارسالها: 276
حاضرم همه کار بکنم تا برگرده
تو میتونی به هر چیزی که میخوای برسی؛بشرطی که فکرتو روش بکار بندازی
__________________________
بی ثمرترین روز روزی است ک نخندیده باشی
 
     
  
 زن
#133   Posted: 9 Feb 2014 01:57


 1 Star

ارسالها: 130
جونمم براش میدم

shangoooli: سلام
دلم به نوشتن نیست ولی یه حسی مجبورم میکنه بنویسم .
یکم طولانیه اما مینویسم شاید برای خیلی از دوستان مایع همدردی شد و درس هایی هم برای باقی دوستان داشت .
طی یه اتفاق ساده اشنا شدیم . همون اول ماجرا فهمیدم یکسال ازم بزرگتره .. اون زمون من ۲۱ ساله بودم . دومین چیزی ک متوجه شدم این بود ک شهر ما هزار کیلومتر از هم فاصله داره . دروغ چرا اوایلش با خودم گفتم دیگه هیچوقت نمیبینمش و مدتی هم میگذره جدا میشم . خیلی خوب بود درست همون چیزی ک دوست داشتم . ایده الم بود . خلاصه میکنم و از اتفاقات بینمون نمیگم فقط همین حد ک یه روزایی من دنبالش بودم یه روزهایی هم اون طوری ک گوشی خاموش میکردم ۱۰۰ بار میزنگید با زبون بی زبونی التماس میکرد . اما من بیشتر دنبالش بودم شاید من یکسال و اون فقط یه دوره دو ماهه .. خلاصه اخرش مجبورم کرد جدا شیم منم توی شرایطی بودم ک واقعا زیر فشار بودم نفهمیدم چی شد دوستانه تن به جدایی دادم و بعدش پشیمون شدم . ۱۰ روز بعد برگشتم کسی ک میگفت من خودم میام سراغت گفت دیگه نمیخوامت بلند شدم از تهران رفتم شهر محل زندگیش ۱۲ ساعت راه رفتن با تموم سختی و مشکلاتی ک داشتم اما نیومد ببینمش . برگشتم اصرار پشت اصرار اما قبول نکرد . ادم خیلی مغروری بودم اونقدری ک همه بهم میگفتن . خلاصه این غرور بعد ۶ ماه شکست التماسش کردم گریه کردم نه یه بار ۱۰۰ بار .. غرورم رو شکستم بهش گفتم یه فرصت بهم بده گفت نمیخوام هر روز بدتر شد اینقدر بد ک اواخر همین دختر ک یه روزایی جلوم ک میشست توی چشمام نگاه نمیتونست بکنه با خنده بهم میگفت برو دنبال زندگیت نمیخوامت مگه زوره .. جواب نمیداد خاموش میکرد اذیت میکرد منم دیگه کارم شده بود گریه روزی قشنگ دو ساعت رکورد گریه داشتم . التماسش کردم ک باشه جدا شو ولی بزار یه بار دیگه ببینمت یادمه ۲۰ بار پشت سر هم با نفرت گفت نمیخوام نه ، نه ، نه ، نه .. ترمم خراب شد .. ورزش میکردم در سطح ملی بودم ک همه چیزو از دست دادم . کار هر روزم قربون صدقه رفتن بود و بعد دو روز جواب میداد اس نده اصلن من یه پسر دیگه توی زندگیمه .. مدتی گذشت با کسی اشنا شدم گفت بیا ببرمت پیش یه ادمی کمکت میکنه رفتم شهریار بین باغها رفتیم ته یه گاراژ یه نفر نشسته بود چند تا اسم بهم گفت و گفت میشناسی . میشناختم . اسم پسری رو اورد گفت دختره دوستش داره نمیزاره بهم برسین . اخر کار گل بود به سبزه هم اراسته شد گفت یه چیزی بهت میگم ک نباید بگم کار دست خودت ندی این ادم دختر نیست یعنی باکره نیست . گفت شایدبهش برسی ولی یک سال ۴ ماه دیگه جدا میشی . گفت برو فکراتو بکن اگر خواستی فراموشش کنی بیا کمکت میکنیم خیلی سخت نشه . رفتم باز باهاش تماس گرفتم غیر مستقیم حرف زدم دیدم بله حرفهای اقا درسته .. هر کاری کردم نتونستم بگم فراموشش میکنم رفتم پیش اون ادم گفتم میخوامش مسئولیتش با خودم یه کاری کن برگرده گفت نه نمیکنم این کارو .. کلی اصرار کردم و رفتم اومدم گفت پسر خودتو بدبخت میکنی من دلم نمیاد گفتم هرچی شد با خودم میخوام یکسال باهاش زندگی کنم بعد جدا شم .
خلاصه گفت یه سری حقایق دیگه بهت میگم . از رابطه هاش گفت و برام مثل پازل بود اومدم کنار هم ک میزاشتم میدیدم درست میگه و با شواهد هم خوانی داره . باز رفتم گفتم میخوامش اینبار گفت فقط اگر خواستی فراموش کنی بیا کمکت کنم غیر این دیگه نیا از اونم نا امید شدم . باز بهش زنگ زدم گفت ببین هر وقت خودم نظرم عوض شد خبرت میکنم و برمیگردم . گفتم اخه یعنی چی بری خیلی اتفاقات بیوفته بعد برگردی ؟ گفت همینی ک هست اصلن نمیخوام . بشدت مغرور شده بود .
بخودم اومدم دیدم نابود شدم سه سال گذشت ابرویی ک جلوی خیلی ها داشتم رفت خونواده هم تا حدودی خبر داره شده بودن .. ۱۰ کیلو وزن کم کردم مریض شدم .. هر ترم مشروط میشدم . از خدا پیغمبر هم هرچی بگین رفته بودم . نذر و نیاز .. نه این ادم از ذهنم میرفت و نه بهش میرسیدم . همین بین دختری هم تقریبا مدتی بعد جداییمون اومد توی زندگیم بصورت اتفاقی ، شده بود قوز بالا قوز من میگفتم نمیخوام نمیتونم اون میگفت دوستت دارم تقریبا یه مدل ساده تر از اتفاق عاشقی خودم بود . خلاصه با هر بدبختی ای بود یکم از ماجرا فاصله گرفتم یکسال ازش بی خبر شدم خودمم باورم نمیشد . فکرش بازم ازارم میداد هر بار ک میخواستم بزنگم خودمو تنبیه میکردم با هرچیزی شده بود جلوی خودم رو میگرفتم عید اومد ، بهار تابستون ، پاییز و .. برگشتم به درس و ورزش .. خوب واحد پاس میکردم و هنوز ماهی یکی دو شب سخت میومد به ذهنم و حسابی گریه میکردم تا اینکه یه روز یه شماره روی گوشیم افتاد بی تفاوت جواب دادم . خودش بود گفت خوبی ؟ مدتها منتظر این فرصت بودم ک بگم شما ؟ نمیشناسم اما نتونستم بگم احوال پرسیدیم . خیلی لحنش مهربون شده بود. شروع کرد با احساس از گذشته بگه همون دختری که یادم میاد بهش گفتم چرا اینجوری باهام حرف میزنی و بهم گفت من احساس ندارم بس کن نمیخوامت دیگه .. خدافظی کردیم فردا پیام داد ، پس فردا و .. کم کم بحث ارتباط رو پیش کشید . دلم رو صفت کردم مثل گذشته های خودش گفتم دیگه اس نده جوابتو نمیدم . با غرور گفت باشه دو هفته گذشت گفت بزار ببینمت کار دارم گفتم نه .. کلی اصرار کرد و چون ذات من با اون فرق داشت بهش گفتم باشه هنوزم دوستش داشتم گفتم خودم میام .. باز رفتم شهرش اما اینبار با دفعه های قبل فرق داشت برای تفریح بیشتر رفتم حسابی کوله جمع کردم و کلی برنامه ریختم . دیدمش گفت من دوستت دارم . دختری ک بهم میگفت حوصله ندارم کاری نداری؟ خدافظ .. اینبار متکلم شده بود هی حرف زد و من نگاهش کردم اخرش گفتم خیلی دوستت دارم چشماش برق زد گفتم هنوز حاضرم جونمو برات بده ولی دیگه کنار هم نخواهیم بود . گفت چرا گفتم چون یه روزهایی سوختم و گفتم من به جهنم دلم میسوزه ک تو فریب پسرهای دیگه رو میخوری ازت سواستفاده میشه ولی گفتی بزار بشه خودم خواستم دیگه تو برو دنبال زندگی خودت .. گفت یکی بهم قول ازدواج داده بود خواستم بهش متعهد باشم تو هم دست بردار نبودی چاره ای نبود . گفتم ببین یادته قسم دادم باگریه ک اگر کسی هست برام توضیح بده کی هست و چطوره تا بتونم بگذرم ولی قطع میکردی یک روز یه ماه نبود ماه ها و سالی ازارم دادی و انگار برات لذت بخش بود .. بلند شدم از روی نیمکت دستمو گرفت گفت همون موقع دوستت داشتم گفتم یادته گفتم با کارایی ک میکنی هیچوقت باورم نمیشه دوستم داشته باشی و تو جواب دادی نمیخوامت چقدر بگم و خاموش کردی گوشی رو .. رفت و منم عین خودش پیگیر اوضاعش نشدم . هنوز دوستش دارم هیچوقت دیگه هم عاشق نشدم ولی دیگه نمیخوام حتی ببینمش چون من عاشق اون دختر سه ماه اول ارتباطمون هستم نه این دختر .. زندگیم رو واقعا خراب کرد جوونیم رو تباه کرد .. میتونست با یه حرف منطقی یکم مدارا منی ک دلم پیشش بود رو بدون ازار بفرسته دنبال زندگیم اما لذت میبرد از التماس های من .. رفتارش رو به هر خانوم یا اقایی میگفتم تعجب میکرد .
بخدا عشق دروغه امکان نداره عشقی دو طرفه باشه همیشه یکطرفه هست یا یکی تظاهر میکنه ..
ببخشید زیاد شد .. مرسی ک خوندین .
خیلی ناراحت شدم
امیدوارم زندگی روی خوشش رو بهت نشون بده وموفق باشی
دل آدما،

شیشه نیست که روی آن ” هــــــا ” کنیم

بعد با انگـــشت قــــلب بکشیم و

وایسیم آب شـــدنش رو تماشــــا کنیم و کیـــــف کنیم !!!

رو شیشه نـــازک دل آدمـــا اگـــه قلبـــــــــی کشیدی

باید تا تهش پـــــــاش وایســــتی …
 
     
  
 مرد
#134   Posted: 3 May 2014 21:30



ارسالها: 12321
الان دنیا تو دوربرگردونه ارزش نداره ادم کاری کنه
 
     
  
 زن
#135   Posted: 3 May 2014 21:39
andishmand



ارسالها: 24486
مدتهاست به این نتیجه رسیدم که برای بدست آوردن اون باید تمام سعی خودم رو بکنم . چون عشق واقعی هم مثل پستچی می مونه و شاید فقط یه بار در بزنه
هزار قصه نوشتیم بر صحیفه دل
هنوز عشق تو عنوان سر مقاله ماست
 
     
  ویرایش شده توسط: andishmand  
 مرد
#136   Posted: 21 May 2014 13:13

 1 Star

ارسالها: 50
جوووونم واسش میدم
ابی
 
     
  
 مرد
#137   Posted: 22 May 2014 16:10


 1 Star

ارسالها: 245
هر کاری که لازم باشه انجام میدم
 Signature
 
     
  
 مرد
#138   Posted: 10 Oct 2014 21:11


 1 Star

ارسالها: 1139
هیچ کاری نمیکنم

خنده های زندگی را روزگار ازما گرفت
ای خوشا روزی که ماهم روزگاری داشتیم
 
     
  
 مرد
#139   Posted: 10 Oct 2014 21:15


 1 Star

ارسالها: 464
میدم قلبمو.. به چه آسونی.. میشم قربونی
ولی جدا از شوخی: اگه همون کسی باشه عمریه دنبالشم از هیچ کاری دریغ نمیکنم.
The Search for Freedom
درک کردن سخته، درک نشدن سخت تر
 
     
  
 مرد
#140   Posted: 10 Oct 2014 21:59

 1 Star

ارسالها: 860
وقتی کسی رو دوست داری از همه دنیا می گذری

تولد دوبارته اسم اونو که می بری

وقتی کسی رو دوست داری میخوای بهش تکیه کنی

بگی که محتاجشی و به خاطرش گریه کنی




وقتی کسی رو دوست داری حاضری دنیا بد باشه

فقط اونی که دوست داری عاشقی رو بلد باشه

حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس

وقتی کسی رو دوست داری معنی نداره دیگه ترس



وقتی کسی رو دوست داری به خاطرش می ری به جنگ

به خاطرش دروغ میگی، قلبت میشه یه تیکه سنگ

وقتی کسی رو دوست داری دنیا رو از یاد می بری

دار و ندارتو می دی تا اونو به دست بیاری



حاضری هرچی دوست نداشت به خاطرش رها کنی

حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی

حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی

غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی



وقتی کسی رو دوست داری از همه دنیا می گذری

تولد دوبارته اسم اونو که می بری

وقتی کسی رو دوست داری میخوای بهش تکیه کنی

بگی که محتاجشی و به خاطرش گریه کنی



وقتی کسی رو دوست داری از همه دنیا می گذری

تولد دوبارته اسم اونو که می بری

وقتی کسی رو دوست داری از همه دنیا می گذری

تولد دوبارته اسم اونو که می بری
 
     
  
صفحه  صفحه 14 از 19:  « پیشین  1  ...  13  14  15  ...  19  پسین » 
گفتگوی آزاد

برای بدست آوردن كسی كه دوسش داری حاضری چیكار كنی؟

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2022 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA