تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

Psychology Topics | مبحث روانشناسی

صفحه  صفحه 16 از 23:  « پیشین  1  ...  15  16  17  ...  22  23  پسین »  
#151 | Posted: 18 Jun 2012 07:27
آیا پدر و مادر خوبی هستیم-1

آیا پدر و مادر خوبی هستیم؟برای بچه ها مهم است که پدر و مادرشان عاشقانه زندگی کنند.
چرا نوجوانان دچار طغیان و سرکشی می شوند؟

آیا پدر و مادر خوبی هستیم-1

شما جزء کدام دسته از پدر و مادرها هستید؟ آنها که سختگیرند و معتقدند که فرزندشان باید بدون هیچ چون و چرایی از فرامین آنها اطاعت کند؟ یا آن گروه که می خواهند برعکس شیوه تربیتی والدین خود، به فرزندانشان آزادی عمل بدهند و او را محدود نسازند؟
موفق ترین والدین کسانی هستند که ضمن دوست داشتن فرزندانشان، از آنها توقع و انتظار هم دارند. آنان بدون هیچ قید و شرطی نسبت به فرزندانشان توجه نشان می دهند و ساعتی را در کنار آنها می گذرانند و از آن لذت می برند. پدر و مادر خوب، والدینی هستند که به علایق و خواسته ها و مشکلات فرزندانشان توجه می کنند و حد و مرزی نیز برای آنها قائلند.
در چنین خانواده هایی فرزند نوجوان به راحتی نظرات مخالف خود را نسبت به موضوع خاصی، بدون ترس و وحشت بیان می کند و مجبور به اطاعت بی چون و چرا و بدون هرگونه توضیح نیست. یک پدر و مادر خوب مطمئناً قوانین و محدودیت هایی منطقی و مبتنی بر عشق و دوستی نسبت به فرزند نوجوانشان در نظر می گیرند. البته همه پدر و مادرها می خواهند خوب باشند و تصورشان این است که با روش تربیتی خاصی که مدّ نظر دارند حتماً پدر و مادر خوبی هستند اما فرزندشان قدر آنها را نمی داند. اما واقعیت آن است که برخی از والدین گاه علیرغم میل باطنی خود، به دلیل تحمل فشارهای مختلف زندگی و یا خستگی و مشغله کاری زیاد، یا راه سلطه جویی و دیکتاتوری را در پیش می گیرند و یا برعکس، نوجوان را به حال خود رها می کنند. همه ما ممکن است دچار اشتباه شویم و در موقعیت خاصی چنین رفتاری را اعمال کنیم. اما منظور رفتارهایی هستند که دائماً تکرار می شوند و در حقیقت تبدیل به یک روش تربیتی درازمدت می گردند. توجه به این نکته بسیار مهم است زیرا رفتارهای دیکتاتور مآبانه ممکن است فرزند نوجوان شما را در آن لحظه وادار به اطاعت از شما کند، اما مطمئناً این روش در طول زمان اثری منفی بر روی او می گذارد و ممکن است دور از چشم شما دست به کارهای نابخردانه بزند.
با عشق و محبت و اعتماد شروع کنید
نوجوان ها حتی بیش از کودکان می خواهند مطمئن شوند که شما برای آنها زندگی می کنید و به آنها بها می دهید.
آگاهانه یا ناآگاهانه، بسیاری از نوجوان ها نگران آن هستند که شاید دیگر مانند زمان کودکی، مورد علاقه پدر و مادرشان نباشند. برخی از والدین با تعریف و تمجید از دوران کودکی آنها و این که در دوران خردسالی چقدر شیرین و با مزه بوده اند، به این نگرانی دامن می زنند. نوجوان به تضمین مجدد مهر و محبت پدر و مادرش نسبت به خود نیاز دارد و می خواهد مطمئن شود که رشد او، حتی بدرفتاری و بی ادبی اش نسبت به شما، از میزان تعهدی که نسبت به او دارید نمی کاهد. البته بین توجه به خواسته های نوجوان و برآورده ساختن هر آنچه که او می خواهد، تفاوت بسیاری وجود دارد.
اگر با فرزند نوجوانتان رابطه خوبی ندارید، توجه به موارد ذیل می تواند مشکل شما را حل کند.
زمانی را به او اختصاص دهید
گروهی از والدین تصور می کنند که اگر فرزند نوجوانشان توجه خاصی نسبت به دوستان هم سن و سالش دارد، به این معناست که او دیگر به خانواده اش اهمیتی نمی دهد. به همین دلیل برخی از آنها برای جلب توجه او به سوی خود، مدام از دوستان وی بدگویی می کنند؛ تحقیقات انجام شده نشان می دهد که اغلب نوجوانان نه تنها تمایل دارند بیشتر اوقات خود را در کنار والدینشان بگذرانند، بلکه از آن نیز لذت می برند. اگر می خواهید رابطه خوبی با او داشته باشید، باید او را بیشتر بشناسید و از علایق و خواسته ها و حتی مشکلاتی که او را از درون رنج می دهند، آگاه شوید. باید به او ثابت کنید که برایش ارزش قائلید و به آراء و نظراتش توجه دارید. در این صورت نوجوان شروع به درد دل خواهد کرد و خواسته ها و مسائل دیگرش را با شما در میان خواهد گذاشت. اما اگر قرار باشد صحبت های شما با او همیشه حول محور خاصی مانند مسائل روزمره زندگی و گله و شکایات شما از او دور بزند، هرگز نمی توانید توجه واقعی او را جلب کنید. متأسفانه اغلب گفت و گوهای بین والدین و نوجوانان، پیرامون موضوعات روزمره منزل و کارهای لازم الاجرا است: " این قدر سر به سر برادرت نذار" " برو موهاتو کوتاه کن" ، " این قدر با جوش های صورتت ورنرو" و ... اینها موضوعات مناسبی برای ایجاد یک ارتباط مثبت و خوب با او نیستند.
موضوعات مورد علاقه نوجوانان
موضوعات خانواده
نوجوان ها دوست دارند در تصمیم گیری هایی که بر روی همه افراد خانواده تأثیر می گذرد، دخالت داده شوند ؛ مانند مسافرت، عوض کردن خانه، بیماری، فشارهای اقتصادی و ... آنان غالباً سؤالات بی پاسخ فراوانی دارند که احتمالاً با شما در میان می گذارند. سؤالاتی مانند این که مواد مخدر چیست؟ نشئه شدن یعنی چه؟ نباید به آنها دروغ بگویید و یا با عباراتی مانند " بعداً خودت می فهمی" یا " نمی دونم چه جوری برات توضیح بدم"، " فراموش کن"، از پاسخ به آنها طفره بروید.
مشاهده ابراز علاقه پدر و مادر نسبت به هم برای او لذتبخش است
شنیدن عبارات و جملات محبت آمیزی همچون " دوستت دارم" ، " عشق من تو هستی " و امثال آن از زبان پدر و مادر نسبت به یکدیگر، نوجوان را سرشار از امید و شادی می کند. برای او بسیار مهم است که بداند پدر و مادرش یکدیگر را دوست دارند. زیرا نوجوان همیشه از این نگرانی که ممکن است روزی والدینشان از هم جدا شوند و او را تنها بگذارند، رنج می برد و شنیدن این جملات به معنای قوت قلبی برای او است.
او را به دنیای خود راه دهید
نوجوانان دوست دارند در مورد علایق و احساسات پدر و مادر خود و یا امیدها و رؤیاها و ناراحتی ها و نومیدی های آنان مطلع باشند. آگاهی نوجوانان از این حقیقت که شما نیز همیشه نسبت به خود اطمینان صد درصد ندارید رسیدن به دوران بلوغ را برای او ساده تر می کند، هر چند که نیازی به تعریف تمام جزئیات نیست.
به او اعتماد کنید
بسیاری از والدین به قدری در امور فرزند نوجوان خود دخالت می کنند که گفت و گوی بین آنها جز بگو مگو و بحث و جدل نیست. هرگز به او به خاطر یک بار دیر آمدن برچسب های ناروا نزنید، زیرا ممکن است او را به این نتیجه برساند که با خود بگوید:" به هر حال پدر و مادرم که به من اعتماد ندارند و هر جور دلشان بخواهد فکر می کنند، پس چرا به این اعمال دست نزنم؟ "
تحسین نکات مثبت، به نوجوانان حس اعتماد به نفس می بخشد و سرزنش و تحقیر و گوشزد مکرر نقطه ضعف هایش، حس خلاقیت را از او سلب می کند و به او احساس ضعیفی و بی ارزشی می دهد.
سختگیری های افراطی ، نوجوان را وادار به پنهان کاری خواهد کرد، پس سعی کنید بیش از حد او را محدود نسازید. اگر به آهنگ خاصی علاقه دارد، شما نیز در ظاهر امر چنین وانمود کنید که آن آهنگ را دوست دارید. زیرا عدم درک نیازهای روحی – عاطفی او، فرزند نوجوانتان را به جاذبه های خارج از منزل خواهد کشاند.
با او به احترام صحبت کنید
مطمئن باشید در مقابل رفتار محترمانه شما با فرزند نوجوانتان، او نیز در برخورد با شما همین شیوه را برمی گزیند، البته نه در طی یک روز و یک هفته. همیشه به او احترام بگذارید تا او نیز چنین کند. از سرکوفت زدن و سرزنش نوجوان به ویژه در حضور دوستان و آشنایان بپرهیزید و به جای آن، عشق و علاقه خود را نسبت به او بر زبان آورید.
اغلب پدرها با بزرگ شدن دخترانشان، از آنها فاصله می گیرند و قبول این مطلب که ممکن است دخترشان هنوز هم بخواهد مانند گذشته با آنها شوخی و بازی کند، دشوار است. مادرها هم در برابر فرزندان پسر بالغ خود همین شیوه را انتخاب می کنند. اما فراموش نکنید که دخترها هنوز هم فرزند پدرشان و پسرشان فرزند مادرشان هستند.
این شیوه رفتاری نوجوان را دچار نگرانی می کند و ممکن است نزد خود بیندیشید که دیگر مورد توجه پدر و مادر خود نیست.

تبیان
     
#152 | Posted: 18 Jun 2012 07:27
آیا با نوجوانتان مشکل دارید

آیا شما هم با نوجوانتان مشکل دارید؟پای حرف پدران و مادران که می نشینی اکثر آنها از مشکلات دختران و پسران جوان خود می گویند و به دنبال راه حلی هستند.

آیا با نوجوانتان مشکل دارید

با توجه به میزان بالای مشکلات نوجوانان و جوانان برای خانواده ها، بر آن شدیم شما پدران و مادران را با خصوصیات نوجوانان آشناتر سازیم تا براساس آن بتوانید میان خود و آنها رابطه ای سالم پایه ریزی کنید.
۱- پسران و دختران نوجوان که سن آنها تقریباً بین دوازده تا هجده سال است به طور طبیعی حالات و رفتار و خواسته ها و ارزش های کاملاً متفاوتی با بچه های کم سن و سالتر از خود دارند. این تفاوت ها را نباید نادیده گرفت و با نوجوانان مانند بچه های کوچکتر رفتارکرد، یا همان توقعات را از آنها داشت. نوجوانان معمولاً کمتر از کودکان از پدر و مادراطاعت می کنند.
آنان، تمایل به استقلال و نشان دادن خود دارند. آزادی بیشتری می خواهند؛ تحت تأثیر دوستان همسن خود هستند؛ فرمان پدر و مادر را با کمی تأمل و وقت گذرانی اجرا می کنند؛ می خواهند دیگران برای آنها ارزش و احترام قائل شوند و به حرفها و نظراتشان توجه کنند. آنها هنوز به محبت و مهربانی پدر و مادر نیاز دارند و درعین حال نمی خواهند این نیاز به رخشان کشیده شود. دوست دارند طرف اعتماد دیگران باشند و بزرگ و دانا محسوب شوند و با وجود این خصوصیات، در اعمال و رفتارشان اشتباه کاری و عدم تعادل و تردید و تزلزل مشاهده می شود. از سرزنش و تحقیر به خصوص در حضور دیگران و دوستان و بزرگترها بسیار ناراحت می شوند.
۲- نوجوانان به لباس و کتاب ها ، وسائل ، ابزار کار ، لوازم مخصوص خود حساس هستند و دوست ندارند بی اطلاع و برخلاف میلشان کسی به آنها دست بزند یا جا به جایشان کند.
ممکن است گاهی در خورد و خوراک و خواب و حرکات بدنی زیاده روی کنند و از حد اعتدال بیرون بروند. آنها در مورد تغییرات بدنی خود حساس هستند و در صورت بی اطلاعی از این تغییرات دچار نگرانی و اضطراب می شوند. آنان با مسائل و مشکلات دیگری نیز درگیرند که جنبه اختصاصی دارد و پدران و مادران با دقت و مراقبت درحالات و رفتار فرزندانشان می توانند از آنها آگاهی یابند.
۳- توجه به این خصوصیات و حالات که معمولاً در همه نوجوانان کم و بیش به صورت های مختلف وجود دارد، بسیار ضروری و مهم است. هدایت و رعایت این حالات و مدارا کردن با نوجوانان تا زمانی که آهسته آهسته به تعادل و آرامش لازم برسند، از وظایف مهم پدران و مادران است. اگر این خصوصیات نادیده گرفته شود و اولیا بخواهند با نوجوانان مانند بچه های کوچکی که کاملاً مطیع و فرمانبردار پدر و مادر هستند و حتی در مقابل تنبیه بدنی هم اعتراضی نمی کنند، رفتار کنند، برای آنها پذیرفتنی نیست و واکنش های شدیدی از خود نشان خواهند داد. ممکن است اعتراض خود را ظاهر نکنند ولی در درون آنان غوغایی بر پا خواهد شد که تحمل آن را ندارند و به ناراحتی روانی و پرخاشگری دچار می شوند و یا هوای فرار از خانه به سرشان می زند. تشویق و تأیید کارهای خوب و شایسته ، بیش از تذکر و انتقاد از کارهای ناشایست نوجوانان مؤثراست و به تحکیم رفتارهای خوب آنها می انجامد.
۴- پدران و مادران باید با نوجوانان مثل آدمهای بزرگ برخورد کنند و بکوشند به آنها کمک کنند. در مواردی هم که اختلاف نظر وجود دارد، نباید با خشونت و سرسختی با آنان مقابله کرد بلکه باید با احترام به شخصیت آنان و ذکر دلایل و شواهد، تا حدودی که خطر جدی تهدیدشان نمی کند، با عقاید و رفتارشان همراهی کرد و برای رفع خطر از آنان آماده کمک و هدایت بود.
۵- باید از برخورد تند با نوجوانان خودداری کرد. علاقه آنان به کارها و سرگرمی های سالم را نباید نادیده گرفت. بهتراست بگذاریم زندگی را تجربه کنند و با آن درگیر شوند تا از این راه خود را بهتر بشناسند. نمی توان توقع داشت که به همه ی حرف های بزرگترها توجه کنند و آنها را به کاربندند. آنان انسانهایی هستند با فهم و شعور و تمایلات و رغبت ها و توانایی های خاص خودشان.
نباید نوجوانان را به دنباله روی از خودمان یا دیگران عادت بدهیم و فرصت تفکر و حل مسائل را از آنها بگیریم. باید بگذاریم خودشان به انتخاب دست بزنند، کارشان را دنبال کنند و نتیجه بگیرند و در پایان، خوب و بد را تشخیص بدهند و قدرت تمیز آنها پرورش پیدا کند- البته با راهنمایی ها و مراقبت هایی که در این گونه تجربیات، پدر و مادر یا دیگر مربیان در اختیار آنها قرار می دهند.
۶- فرزندان شما در محیط خانواده به احساس امنیت و آرامش نیاز دارند. گرمی و محبت و صمیمیت و هماهنگی پدر و مادر در محیط خانواده موجب آرامش و تقویت غرور و اعتماد به نفس آنان خواهد شد. اما گفتگوهای پرخاشگرانه و اختلافات پدر و مادر به از بین رفتن آسایش و آرامش ذهنی نوجوانان می انجامد و آنان در محیطی خالی از محبت و امنیت احساس می کنند تکیه گاه های خود را از دست داده اند و در نتیجه از اعتماد به نفس و غرور و تحرکشان کاسته می شود و در فعالیت های روزانه احساس ضعف می کنند و نمی توانند به راحتی و با آرامش با مسائل برخورد کنند. قدرت حافظه و خلاقیت و ابتکار و یادآوری آنها محدود می شود و با همسن و سالهای خود با ضعف و ناتوانی و بی اعتمادی به خود رو به رو می شوند.
پدران و مادران گرامی بهتر است سختگیری های غیرمنطقی و غیر ضروری را کنار بگذارند و با نوجوانان با ملایمت و مهربانی برخورد کنند؛ دوستی و علاقه خود را صادقانه به آنها نشان دهند؛ اشتباهاتشان را خیلی بزرگ و بخشش ناپذیر تصور نکنند؛ برایشان آن قدر ارزش قائل باشند که مسائل و مشکلات زندگی خود را با آنها در میان بگذارند و نظر ایشان را در حل مسائل جویا شوند واز این طریق احساس مسئولیت نسبت به خانواده و مشکلات آن را در وجودشان تقویت کنند و مطمئن باشند که قدرت تشخیص و همکاری در آنها زیاد است و برخی رفتارهای منفی دوران نوجوانی به تدریج برطرف خواهد شد.

تبیان
     
#153 | Posted: 18 Jun 2012 07:28
آیا فرزندانتان می دانند آنها را دوست دارید

آیا فرزندانتان می دانند آنها را دوست دارید؟بی تردید شما فرزندان خود را دوست دارید.

آیا فرزندانتان می دانند آنها را دوست دارید

آیا آنها هم می دانند که دوستشان دارید؟ بیشتر مردم فکر می کنند که عشق پدر و مادر به فرزند امری ساده، روشن و واضح است. شما هر روز عشقتان را به هزاران شیوه به فرزندتان نشان می دهید. ولی گاهی کودک منظورتان را درک نمی کند، درست مانند این که به زبان دیگری سخن می گویید. حداقل سه زبان برای ابراز عشق وجود دارد: نشان دادن عشق، گفتن (بیان کردن) ، و نوازش کردن. در ادامه نکات سودمندی جهت درخشش عشق در زندگی فرزندانتان با توجه به سن آنها ارائه می گردد.
● تا دو سالگی، عشق کودکانه
دکتر اسمیت، روان شناس، توضیح می دهد که ابراز علاقه و توجه به بچه های کوچکتر آسان تر است. بچه ها درک مستقیمی از اطرافشان دارند. ابراز علاقه روشی برای مطمئن کردن کودکی است که به نوازش و اطمینان بین والدین و خودش نیاز دارد.
کودکان نوپا ممکن است همیشه درک نکنند که چه می گویید، ولی والدین می توانند با صدای آرام و مهربان با کودکان گفتگوی مثبت داشته باشند. اغلب لحن صدای شما منظورتان را از کلماتتان بیان می کند.
ارتباط چهره به چهره نیز مهم است. گاهی والدین نمی دانند که کودکان چه درکی از چهره آنها دارند. به آینه نگاه کنید. ظاهر معمولی شما چگونه است؟ آیا خوشحال به نظر می رسید یا عصبانی و یا ناراحت؟ بچه ها را در آغوش بگیرید، ببوسید، نوازش کنید، لبخند بزنید و با آنها بخندید.
گذراندن وقت با کودکان، در هر سن و شرایطی ، بسیار جالب است. این کار ، اعتماد به نفس و حس استقلال کودک را تقویت می کند.
● سه تا پنج سالگی ، به قلب خود رجوع کنید
روان شناسان کودک و خانواده معتقدند که پدر و مادر باید بیاموزند که چگونه پیام های عشق و علاقه خود را به کودکان برسانند. کودکی که دوست دارد مورد علاقه شما باشد، ممکن است بخواهد ظرف هایش را بشویید، برایش هدیه بخرید، اوقاتی را با او سپری کنید، برایش بستنی بخرید ، یا دوچرخه اش را تعمیر کنید. کودک در این سن دلش می خواهد جملاتی مانند : دوستت دارم، تو برایم مهم هستی، دوست دارم با تو باشم و ... را از پدر و مادر بشنود. می خواهد والدینش او را در آغوش بگیرند، دستهایش را بگیرند و او را نوازش کنند.
وقتی به فرزندتان می رسید، به چشمهایش نگاه کنید، دستهایش را بگیرید، نوازشش کنید، با او بازی کنید و با هم قدم بزنید. به او بگویید دوستش دارید و از داشتن او خوشحالید، کودک مشتاق شنیدن این جمله ها و کلمات است.
● شش تا هشت سالگی، به نام عشق
پروفسوراندی بیل، مشاور و استاد دانشگاه، در مورد گفت و گو و صحبت با فرزندان می گوید: همه ما حس می کنیم که وجود علاقه ضروری است و گاهی فکر می کنیم که عشق را می توان با زمان معنی کرد. توجه به این نکته مهم است که ما وقت داریم، ولی باید نحوه اختصاص و برنامه ریزی وقت خود را انتخاب کنیم. بنابراین والدین می پرسند که فرزندم چقدر زمان می ارزد؟
خوشا به حال والدینی که در دوران کودکی فرزندانشان اوقاتی را به آنها اختصاص می دهند، زیرا کودک باید در چند سال آینده با بسیاری از مشکلات نوجوانی مقابله کند.چگونه تشخیص می دهید که چه پیام هایی را بفرستید؟ یک روش مهم ، توجه به نوع ابراز علاقه کودک به شما و دیگران است. آیا او می گوید، «دوستت دارم»؟ یا کارهایی انجام می دهد که توجه شما را جلب کند؟ و یا برایتان یادادشت می نویسد؟ روش های زیادی برای ابراز علاقه وجود دارد. به روش ابراز علاقه فرزندتان توجه کنید. او را در آغوش بگیرید و ببوسید. با او به دوچرخه سواری بروید و به لطیفه هایش بخندید.
● نه تا دوازده سالگی، دوستت دارم
دکتر اسمیت توضیح می دهد: به تدریج که کودک شما بزرگ می شود، ابراز علاقه به صورت گفتاری و رفتاری در می آید. کلمات و رفتار مثبت شما نشان می دهد که به او احترام می گذارید و متوجه این نکته هستید که او بزرگ شده است.بیشتر ما زندگی پر مشغله ای داریم. بنابراین در حالی که به حرف های فرزندتان گوش می دهید، غذا بپزید، به اطوشویی بروید و کارهای معمول روزانه را انجام دهید. پروفسور اندی بیل تأکید می کند که : نه تنها باید به حرف های او «گوش کنید»، بلکه باید «توجه» نیز داشته باشید. نحوه گوش دادن به صحبت های فرزندتان، توجهتان را به او کامل می کند. خود شما گفت و گو را شروع کنید و نه تنها واقعاً گوش دهید بلکه احساس کنید.همانطور که بچه ها بزرگتر می شوند، این مراحل را پشت سر می گذارند و کمتر به ابراز علاقه به صورت در آغوش گرفتن و بوسیدن، تمایل نشان می دهند. ولی همچنان به یادآوری علاقه شما نیاز دارند، تنها نوع ابراز علاقه تغییر می کند.با رشد خانواده و کودک، بچه ها مایلند بدانند که آنها را دوست دارید و برایتان ارزشمند هستند. اگر زبانشان را بدانیم می توانیم پیام های عشق را به آنها برسانیم. به طور مرتب به آنها ابراز علاقه کنید، اوقاتی را جهت گذراندن با آنها در نظر بگیرید و عصبانی نشوید تا ارتباط تان قطع نشود.با هم غذا بخورید، کتاب بخوانید و علاقه خود را به آنها نشان دهید. همیشه در هر سنی به او بگویید: دوستت دارم.
گذراندن وقت با کودکان، در هر سن و شرایطی ، بسیار جالب است. این کار ، به ویژه اگر بدون حضور برادر یا خواهرش باشد ، اعتماد به نفس و حس استقلال کودک را تقویت می کند، زیرا در مدت حتی ۱۰ یا ۱۵ دقیقه، توجه ویژه شما به او فرصت صحبت کردن، مرکز توجه بودن و همچنین توجه شما به حرفهایش را فراهم می کند.
● چند روش برای نشان دادن علاقه
۱) احساسات خود را بیان کنید. وقتی فرزند خود را به مدرسه می فرستید، به او بگویید دوستش دارید. وقتی مشغول انجام تکالیفش است، باز هم علاقه خود را بیان کنید. حتی نوجوانان سرکش نیز علاقه و توجه قلبی شما را رد نمی کنند.
۲) در حال نوازش با او گفتگو کنید. این روش ابراز غیرکلامی علاقه است. ایجاد این رابطه با کودکان و فرزندان دوره ابتدایی آسان است. با بزرگتر شدن کودک ، ابراز علاقه به این روش سخت تر می شود. ولی کودکان مدرسه ای نیز هنوز گاهی به نوازش نیاز دارند و از در آغوش گرفتن استقبال می کنند. حتی نوجوانان که اغلب در آغوش گرفتن را رد می کنند، معمولاً خاراندن پشتشان توسط والدین را دوست دارند.
۳) در مورد فرزندتان با دیگران صحبت کنید طوری که خودش نیز بشنود. اگر کسی از پسر یا دختر شما تعریف کرد، به فرزند خود بگویید. کمی تعریف و بالیدن به آنها اشکالی ندارد و اعتماد به نفس را در آنها ایجاد می کند
۴) به او توجه کنید. وقتی با عروسک ، بازی می کند، بایستید و او را تماشا کنید؛ وقتی فرزند دیگرتان در حال پیانو زدن است، بنشینید و گوش دهید. این روش بسیار دقیقی برای گفتن «دوستت دارم» با چشم و گوش است.
۵) به او کمک کنید. وقتی که با عجله می خواهد به سرویس مدرسه برسد اگر در مورد غذا، لباس یا کیفش مشکلی دارد، به او کمک کنید. اگر می خواهد قلعه یا خانه بسازد و برای جمع آوری قطعات و نقشه آن با مشکل مواجه شده ، به وی کمک کنید و بی توجه نگذارید.
۶) به سرگرمی ها و علائق او توجه کنید. به مدرسه اش سر بزنید. اگر مسابقه ای دارد، حتماً به تماشا بروید. علائق فرزندتان مهم است؛ اگر به آنها توجه کنید، عشق و علاقه خود را ثابت کرده اید.ابراز علاقه و توجه به بچه های کوچکتر آسان تر است. بچه ها درک مستقیمی از اطرافشان دارند. ابراز علاقه روشی برای مطمئن کردن کودکی است که به نوازش و اطمینان بین والدین و خودش نیاز دارد.
۷) عشق و علاقه خود را همزمان با محدودیت ها ابراز کنید. وظیفه شما ایجاد محدودیت منطقی برای رفتارهای فرزندتان است. والدین دمدمی نشان می دهند که برای توجه به فرزندان خود انرژی کافی ندارند. گفتن «نه» و تغییر ندادن آن در مواردی، قوی ترین نوع بیان عشق است.
۸) به آنچه باید انجام دهد توجه کنید (کارهای درست را تشویق کنید). با توجه و تشویق رفتاری های مثبت، به روش دیگری به او می گویید دوستت دارم. مثلاً بگویید: در جمع کردن سفره کمک کردی، از تو ممنونم. یا «کار خیلی خوبی کردی که برای کلوچه ها از دوستت تشکر کردی».
۹) موضوعاتی برای گفتگو پیدا کنید (سر صحبت را باز کنید). روش کامل کردن چرخه گفتگو را یاد بگیرید. مثلاً وقتی می گوید: «دوستم می خواهد به شهر دیگری برود.» نگویید: «نگران نباش، دوست دیگری پیدا می کنی.» پاسخ دهید: «کی می رود؟» منظور شما از این سؤال این است که «شنیدم چه گفتی و به آن علاقه مند شدم و مایلم بیشتر بدانم». این جمله توجه، علاقه و عشق شما را ثابت می کند.
۱۰) تشویق کنید. به گام ها و مراحل پیشرفت او توجه کنید. اگر مطالعه می کند، بسکتبال بازی می کند یا در حال پرورش و رشد دانه ای است، او را تشویق کنید و اگر ناامیدی و شکست را تجربه کرد، برای پاک کردن اشکهایش پیش او باشید.
در انتها ۲۴ روش نشان دادن علاقه به فرزندان را به صورت خلاصه یادآوری می کنیم:
۱) به حرف های آنها گوش کنید، واقعاً گوش کنید.
۲) برای درک آنها و احساساتشان وقت صرف کنید.
۳) کودکان کامل نیستند، همان طور که ما پدر و مادرها کامل نیستیم. آنها را آن گونه که هستند، بپذیرید.
۴) اوقاتی را با آنها سپری کنید.
۵) به جای گفتن سخنان منفی، با آنها گفتگوی مثبت داشته باشید.
۶) به آنها افتخار کنید و بگویید که از داشتن آنها خوشحال هستید.
۷) با دوستانشان مهربان باشید.
۸) درباره مسائل خود با آنها صحبت کنید که بدانند به آنها اهمیت می دهید.
۹) آنها را با هم مقایسه نکنید.
۱۰) به مدرسه آنها سر بزنید و در مراسم مدرسه شرکت کنید.
۱۱) به چیزهایی که که مورد علاقه آنهاست احترام بگذارید.
۱۲) در مورد مسائل مختلف نظر آنها را بپرسید. وقتی به فرزندتان می رسید، به چشمهایش نگاه کنید، دستهایش را بگیرید، نوازشش کنید، با او بازی کنید و با هم قدم بزنید. به او بگویید دوستش دارید و از داشتن او خوشحالید، کودک مشتاق شنیدن این جمله ها و کلمات است.
۱۳) با آنها بخندید.
۱۴) کارهایی پیدا کنید که می توانید با هم انجام دهید.
۱۵) به کارها و تکالیف مدرسه شان علاقه نشان دهید.
۱۶) بدانید که به چه چیزهایی علاقه دارند و برای رسیدگی به این مسائل وقت صرف کنید.
۱۷) غذا را با هم بخورید و آنها را در خانه به حساب بیاورید.
۱۸) به آنها بگویید که برای شما استثنایی و فوق العاده هستند.
۱۹) برای توضیح مسائل و پاسخ به سؤالاتشان وقت بگذارید.
۲۰) به آنها بیاموزید که در شرایط گوناگون چگونه رفتار کنند.
۲۱) از خودتان به خاطر آنها، مراقبت کنید.
۲۲) به آنها بگویید از این که پدر و مادرشان هستید، خوشحالید.
۲۳) وقتی آنها را می بینید، لبخند بزنید.
۲۴) هر روز به آنها بگویید که دوستشان دارید.

وب سایت کودکانه
     
#154 | Posted: 18 Jun 2012 07:28
آیا می‌شود با بچه‌ها مشورت کرد

آیا می‌شود با بچه‌ها مشورت کرد؟وقتی صحبت از مشورت می‌شود، اولین چیزی که به نظرمی‌رسد این است که کسی مشکل‌ یا مساله‌ای دارد و درباره‌ی آن با کسی که بیشتر می‌داند صحبت می‌کند تا مشکلش حل شود.

آیا می‌شود با بچه‌ها مشورت کرد

مشورت را به معنی صلاح اندیشی و کنکاش درباره‌ی یک موضوع هم می‌دانند و مشاوره به معنی با هم مشورت کردن به کار می‌رود.
بطور کلی مشاوره یا Counselling = Conseling در فرهنگ‌های علوم رفتاری به این ترتیب تعریف شده‌است:
“بحث و بررسی عمیق مشکلاتی که فرد با آن‌ها مواجه می‌باشد. معمولاً فرد پس از گفتگو درباره‌ی مشکلاتش با مشاور، به کشف راه‌حلی برای مشکلاتش موفق می‌گردد.”
مشکل فرد نیز ممکن است در زمینه‌های مختلف باشد.
حالا برمی‌گردیم به سوال اول که آیا می‌شود با فرزند هم مشورت کرد.
نکته‌ای‌که‌ممکن‌است قبل از پاسخ به ذهن برسد این است که مگر فرزند می‌تواند در مقام مشاور قرارگیرد؟ یا مگر فرزند می‌تواند کمک کند تا مشکل ما حل شود؟
اصلاً ببینم‌مشکل‌یا مساله یعنی‌چه‌و بعددرباره‌ی این پرسش‌ها گفتگو کنیم.
“مشکل یا مساله Problem به هر وضع پیچیده‌ی حقیقی یا ساختگی میگویند که حل آن مستلزم فعالیت فکری است.”
بنابراین‌حالامیتوانیم به‌این‌پرسش‌که“آیا میشودبافرزندمشورت‌کرد؟” بهترپاسخ بگوییم.
ما به عنوان والدین معمولاً در برابر مشکلاتی قرار میگیریم که بطور حقیقی و واقعییا به‌صورت‌ساختگی و بنا به مصلحت میتواند با مشورت با فرزندحل‌شودواین‌مشورت‌ علاوه ‌برحل‌مشکل‌فایده‌هایدیگری نیز در بردارد.
والدین، مربیان و همه‌ی کسانی که به نوعی با کودک و نوجوان سروکار دارند، برای کار و زندگی و رابطه با کودک یا نوجوان به اموری برمیخورند که نیاز به تصمیم گیری دارد. طبیعی است که بزرگ‌ترهااگرنقش‌واهمیت ‌مشورت ‌باکوچک‌ترهاپی‌نبرده‌باشند،‌میتوانند به راحتی‌براحتی تصمیم بگیرند.اما آیاهمیشه ‌این تصمیم‌گیر‌یها بهترین و درست‌ترین تصمیم‌‌هاست؟
وحتی اگر چنین باشد، آیا این حرکت اعتماد به نفس و رشد شخصیت فرزند را دچار اختلال نمیکند.یعنی آیا فرزند به جایی نمیرسد که احساس کند هیچ نقشی در زندگی خود ندارد و دیگران برای او تصمیم میگیرند؟
پس به والدین و بزرگ‌ترها سفارش می‌کنیم مشورت با فرزند را جدی بگیرند و آن را عامل مهمی در رشد شخصیت فرزند بدانند.
فقط در مشورت به نکات زیر توجه کنید:
▪ مشورت باید با توجه به سن فرزند و میزان تجربه و اطلاعات او صورت گیرد. یعنی اموری که مربوط به او نیست و یا او اطلاعات لازم را برای اظهار نظر درباره‌اش ندارد، با او در میان نگذارید.
▪ دراصولی که به آن باور دارید و نمیتوانید تغییری در عقیده‌ی خود بدهید مشورت نکنید.
▪ خود را آماده‌ی پذیرش نظر فرزندتان بکنید. پس به جای نظرخواهی بطور مطلق، او را در برابر دو امر مساوی قرار دهید تا یکی را انتخاب کند.
مثلاً نپرسید “به نظر تو در تعطیلات چه کار کنیم؟” بلکه دو کار را که میتوانید در تعطیلات انجام دهید مطرح کنید و از او بخواهید یکی را انتخاب کند.
▪ در مشورت با فرزند به او کمک کنید تا یاد بگیرد جوانب مختلف یک موضوع را بسنجد بعد تصمیم بگیرد.
▪ به فرزند کمک کنید تا درک کند که نظر مشورتی دادن به منزله‌ی نظر نهایی نیست.

ویرایش و تلخیص:آکاایران
     
#155 | Posted: 4 Jul 2012 09:50
شخصيت شناسي


آیا می‌دانید که می‌توانید از روی میوه انتخاب شده شخصیت آدم‌ها را بشناسید و بر اساس میوه‌های مورد نظر بگویید که شرایط روحی روانی اشخاص مختلف چگونه است؟
پس میوه دلخواه خود را انتخاب کنید و به رازهای شخصیتی خود و دوستانتان پی ببرید!
چنانچه انواع میوه‌ها به شما تعارف شود کدام میوه را انتخاب می‌کنید؟
پرتقال؛ سیب؛ آناناس؛ موز؛ نارگیل؛ انبه؛ گیلاس؛ انگور سیاه؛ هلو یا گلابی؟

پرتقال
اگر پرتقال میوه محبوب شما است. شما آدمی پر قدرت و بسیار صبورید و دوست دارید کارها را به آرامی و با متانت اما در عین حال با درایت کامل و جسارت به انجام برسانید. سخت کوش و پر تلاش و کمی خجالتی هستید اما در دوستی می‌توان به شما اعتماد کرد. شما دوستان خود را به دقت انتخاب می‌کنید و با تمام وجود به آنها عشق می‌ورزید.

سیب
چنانچه سیب میوه محبوب شماست شما فردی اسراف کار و بسیار رک گو و صریح اللهجه هستید. اگر چه ممکن است بهترین سازمان‌دهنده و مدیر نباشید اما می‌توانید رهبر یک تیم کوچک باشید که با تلاش زیاد تیم را به موفقیت می‌رسانید. در بیشتر موقعیت‌ها می‌توانید به سرعت و به درستی تصمیم بگیرید. شما از سفر‌های کوتاه و غیر منتظره لذت می‌برید. زمانی که با شریک زندگی خود به سر می‌برید جذاب و خونگرم به نظر می‌آیید و به شدت عاشق "زندگی" به مفهوم واقعی آن هستید.

آناناس
اگر آناناس میوه محبوب شما است، بسیار سریع تصمیم می گیرید و سریع تر از آن عمل می‌کنید. در تغییر شغل و خطر کردن در زمینه‌های اجتماعی شجاع و بی‌باک هستید. شما دارای یک توانایی استثنایی در مدیریت بوده و نمی‌گذارید کار روی دستتان بماند.
دوست دارید مورد اعتماد دیگران باشید. معمولا خیلی سریع با دیگران ارتباط دوستانه بر قرار نمی‌کنید ولی به محض انجام آن، دوست‌تان را برای همیشه برای خودتان نگاه می‌دارید. به ندرت به دنبال زندگی رمانتیک می‌روید و شریک شما غالبا به واسط صفات ممتاز تحت تاثیرتان قرار می‌گیرد اما از توانایی شما در نشان دادن این احساسات ناامید است.

موز
عاشقان موز افرادی دوست داشتنی، آرام، گرم و طبیعتا با احساس هستند. شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتی بودن در رنج هستید. دیگران غالبا از طبع آرام و شیرین‌تان سؤ استفاده کرده و سعی می‌کنند به این وسیله برای خود موقعیت‌های جالب را رقم بزنند. عاشق شریک زندگی خود در تمام زمینه‌ها هستید و این عشق به خاطر زیبایی جسمی و روحی اوست. به خاطر روشی که دارید روابط شما با او همواره در یک هماهنگی کامل است.

نارگیل
شما دوست‌داران این میوه سنگین و کمیاب، افرادی جدی با فکر و شعور هستید. از روابط اجتماعی لذت می‌برید و به ویژه روی همراهان و دوستان خود حساسیت خاصی دارید. ممکن است کمی خود‌خواه به نظر بیایید اما لزوما چنین صفتی در شما بر‌جسته نمی‌شود. شما فردی سریع الانتقال آگاه و گوش به زنگ هستید و دیگران مطمئن هستند که در زمینه شغلی همیشه در بالاترین رده قرار داشته و به بهترین نحو کارها را انجام می‌دهید. شما نیاز به شریک عاقلی داشته و عقل و احساس را با هم در این مسئله دخالت می‌دهید.

انبه
اگر انبه را دوست دارید به راحتی می‌شود به شما اتکا کرد. شخصی هستید با ایده‌های روشن و غالبا درست و اثر گذار. از اینکه درگیر مسائلی بشوید که نیاز به تلاش ذهنی شدید دارد لذت می‌برید و با شریک خود به ملایمت و آرامی رفتار می‌کنید. سعی می‌کنید با زندگی خود بسازید و چنانچه نیاز به قوی بودن را احساسا می‌کنید آن را در جایی دیگر می‌جویید.

گیلاس
چنانچه گیلاس میوه محبوب شماست زندگی همیشه به شیرینی که در نظر دارید خود را به شما نشان نمی‌دهد. فراز و فرود در زندگیتان زیاد است. بویژه در موقعیت‌های حرفه‌ای و کاری. شما همیشه و در هر پروژه‌ای کمی پول به دست می‌آورید و نه به مقدار زیاد. ذهنی فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چیزهای نو هسید. شما شریکی صمیمی و وفادرا هستید اما اثر گذاشتن بر احساسات شما کار ساده ای نیست. خانه‌تان برای شما به منزله بهشت است و هیچ چیزی را بیشتر از این دوست ندارید که در منزل باشید و دوستان افراد خانواده و آشنایان شما را دوره کنند.

انگور سیاه
در صورتی‌که به انگور سیاه علاقمندید به طور کلی آدمی مودب و خوش رو هستید اما گاهی اوقات سریع و به شدت عصبانی می‌شوید هر چند به همان سرعت عصبانیت شما فرو‌کش می‌کند. از زیبایی‌ها به هر شکل که باشند لذت می‌برید. بسیار محبوب و مورد علاقه دیگران هستید و این محبوبیت به علت طبیعت گرم شماست. شور و شوق فراوانی به زندگی دارید و از هر کای که می‌کنید لذت می‌برید اعم از لباس پوشیدن خوردن و خوابیدن. شریک شما باید در تمام شور و علاقه شما سهیم باشد تا بتواند از همه آنچه که به او می‌دهید لذت ببرد.


هلو
درست مانند هلو شما از عصاره زندگی لذت می‌برید. فردی رک گو و صریح اللهجه بوده و روشی دوستانه دارید و این نکات به جذابیت روحتان می‌افزاید. در بخشش و فراموش کردن نظیر ندارید و برای دوستی‌ها ارزش زیادی قائل هستید. حس استقلال‌طلبی در شما بسیار قوی است و این امر از شما فردی راستگو ساخته است. عاشقی ایده‌آل، صبور، صمیمی و یک‌رنگ هستید. با این حال به هیچ وجه دوست ندارید احساسات خود را در ملاء عام بروز دهید.

گلابی
شما که دوستدار گلابی هستید، چنانچه فکر خود را معطوف به انجام کاری می کنید می توانید آن را با موفقیت به انجام برسانید. شما دوست دارید که نتیجه تلاش هایتان را به سرعت ببینید. از انگیزه های مفید ذهنی لذت برده و دنباله رو آن هستید کمی خجالتی به نظر می رسید و در بیان احساسات خود چندان راحت نیستید. زمانی که به دنبال شریک زندگی هستید به هوش سرشار دید وسیع و دل دریایی اش بیش از دیگر موارد اهمیت می دهید.

دوستان عزيز گول يوزر منو نخورين .اين يوزرو به عشق عشقم درست كردم. هميييييييييييييييين
     
#156 | Posted: 21 Jul 2012 06:36
یک عمر با آرامش زندگی کنید ....


1. هر کاری را ده دقیقه زودتر آغاز کنید، این کار به ویژه در سفر، شما را از استرس دیر رسیدن دور می کند. در این راه ده دقیقه آرام در اختیار شماست. ده دقیقه پیش از آن که دل مشغولی بعدی فرا رسد.

2. همیشه تمایل بر این است که در دگرگونی های زندگی ، بر رویدادی آزار دهنده متمرکز شویم. از استرس های خویش هراس مکنید و زمان تغییرات را بپذیرید.

3. زیباترین ظرف میوه خوری را پر از میوه کنید ، خوردن میوه استرس را کاهش می دهد. با خوردن میوه بیشتر، احساس آرامش می کنید.

4 بر سکوت متمرکز شوید، هنگامی که سکوت فرا رسید ، در آن زندگی کنید. بکوشید به هرجا که می روید ، پیک آرامش باشید. مردمان سخت کوش ، هرگز به کار بیهوده و آنچه سرگرمی است نمی پردازند. با این همه بدانید، زمانی که به کار سرگرم کننده روی می آورید ، زمانی است که تباه نمی شود

5. بدترین تشویش ها با آینده پیوند دارد ، تشویش به مشکلی که هنوز فرا نرسیده است. به اینک و حال بیندیشید و از استرس دوری جویید.

6. در برخورد با مردمان و رویدادها تمرین کنید تا بهترین ها را ببینید. با این کار از بدبینی ، دور و مثبت گرا می شوید. مثبت گرایی و خوش بینی به آرامش می انجامد.

7. در اتاق خود آیینه ای بزرگ و زیبا بیاویزید، به هنگام ملال روبروی آن بایستید، به خود نگاه کنید و لبخند بزنید. حاصل این کار آرامش است.

8. برتر بودن را برای دیگران بگذارید و از پیامد آن شگفت زده شوید. از آن چه هستید خشنود باشید. گاه این کار، تن آرامی شما را بیشتر می کند.

9. دریغ بردن بر گذشته نابخردانه است. گذشته فقط در خاطر شما است. توجه بدین واقعیت شما را آرام می کند.

10. آرامش را از کودکان بیاموزید. ببینید آنها چگونه از هر لحظه خویش لذت می برند. همچون کودکان باشید و به آرامش دست یابید.

11. به اندیشه های آرام بخش روی آورید؛ صحنه های آرام بخش را تصور کنید ، نوایی آرام بخش را به خاطر بیاورید و ببینید چگونه دگرگون می شوید.

12. بی نظمی های فیزیکی تنش آفرین است، آشفتگی زدایی راهی است به آرامش.

13. پرنده ای زیبا یا حیوانی کوچک را در خانه نگه دارید. بدو مهر بورزید و از این راه ، دست یاری برای راهیابی به آرامش بیابید.

14. احساس ناخوشایند به دیگران، شما را آزار می دهد نه دیگران را. به خاطر آرامش خویش بخشنده باشید.

15. گاهی با خویش خلوت کنید. در را ببندید و به نیازها و مسئولیت های خویش بیندیشید؛ هر روز دست کم زمانی را صرف این کار کنید.


" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#157 | Posted: 17 Dec 2012 13:26
پیشنهاد هائی برای درمان افسردگی...

به عقیده روانشناسان افرادی که به تنها ماندن در ساعات طولانی تمایل دارند یا در حال گذار از مرحله سلامت روان به افسردگی هستند و یا این‌که افسرده خویی را ترجیح می‌دهند.



به گزارش شبکه ایران، به هر حال از دیدگاه سلامت روانی، افسرده ماندن و زندگی در جوی افسرده مثل ابتلای فرد به یک اختلال روانی است.

بنابراین اگرچه ممکن است او به افسردگی مبتلا نباشد اما از سلامت روانی متعارف برخوردار نیست.

* یک توصیه مؤثر

توصیه اصلی بر این است از افرادی که تمایل به زندگی در این شرایط دارند خواسته شود تا ابتدا خود، رفتارها و نحوه گرایش به دیگران را از لحاظ معیارهای سلامت روان بررسی کرده و اگر دریافت که با آنها فاصله زیادی دارد با چند مشاور سلامت روان موضوع را در میان بگذارد تا از نظر احتمال ابتلا به برخی بیماری‌های خلقی بررسی شود.

* فعالیت‌های فیزیکی

در صورتی‌که فرد تمایل به رفتن نزد مشاور را نداشت با انجام فعالیت‌های فیزیکی ساده خلق خود را تغییر دهد.

فعالیت‌هایی مثل پیاده‌روی، یوگا و ورزش‌های رزمی و پرتحرک باعث بالا رفتن سطح آندروفین و آدرنالین مغز شده و خلق فرد را شاد می‌کند و در نتیجه احساس تنهایی در او کاهش پیدا می‌کند. انجام حرکات فیزیکی و بدنی برای طولانی‌مدت باعث افزایش نیاز افراد به شرکت در فعالیت‌های اجتماعی شده و در نتیجه خلق او را تعدیل می‌کند.

* موسیقی‌ درمانی

گوش دادن بـه موسیقی‌های شاد و کلاسیک نیز همین ویژگی‌ را دارد.
گوش دادن روزانه 15 دقیقه به موسیقی شاد به افراد کمک می‌کند تا از احساس تنهایی فاصله گرفته و بتوانند با نیروهای درونی خود به گفت‌وگو بنشینند.

* گفتارهای درونی

گفت‌وگوی درونی نیز راهکاری ساده برای رهایی از گرفتاری از چنگال تنهایی‌‌ها است. گاهی اوقات نیروهای درونی، گفتاری را با خود آغاز کرده که باعث تعدیل رفتار فرد حتی در شرایط تنهایی می‌شود.

از این رو نظر متخصصان روانشناسی بر این است تا فرد از هر موقعیتی بهره بگیرد و خود را از تنهایی برهاند زیرا تنها ماندن در نهایت فرد را به ورطه افسردگی می‌کشاند.

" تـــو " تکـرار نـمی شوی این
مــــنمـ ....
که وابســـته تر مـی شــوم....
     
#158 | Posted: 8 Jul 2013 14:04





اگر يک قورباغه تيزهوش وشاد را برداريد وداخل يک ظرف آب جوش بيندازيد قورباغه چه کار مي کند؟

بيرون مي پرد!درواقع قورباغه فورا به اين نتيجه مي رسد که لذتي در کار نيست وبايد برود!


حالا اگر همين قورباغه يا يکي از فاميلهايش را برداريد وداخل يک ظرف آب سرد بيندازيد وبعد ظرف را روي اجاق بگذاريد وبتدريج به آن حرارت بدهيد قورباغه چه کار مي کند؟
استراحت ميکند...چند دقيقه بعد به خودش مي گويد:ظاهرا آب گرم شده است وتا چشم به هم بزنيد يک قورباغه آب پز آماده است.
نتيجه اخلاقي داستان!
زندگي به تدريج اتفاق مي افتد.ماهم مي توانيم مثل قورباغه داستانمان ابلهي کنيم وبه گرمای تدریجی آب عادت کنیم و وقت را از دست بدهيم وناگهان ببينيم که کار از کار گذشته است .همه ما بايد نسبت به جريانات زندگي مان آگاه وبيدار باشيم.
سوال؟
اگر فردا صبح از خواب بيدار شويد وببينيد که بيست کيلو چاق شده ايد نگران نمي شويد؟
البته که مي شويد!سراسيمه به بيمارستان تلفن مي زنيد :الو ،اورژانس ،کمک،کمک ،من چاق شده ام !
اما اگر همين اتفاق به تدريج رخ بدهد، يک کيلو اين ماه،يک کيلو ماه آينده و...آيا بازهم همين عکس العمل را نشان مي دهيد؟نه!با بي خيالي از کنارش مي گذريد.
براي کساني که ورشکسته مي شوند ،اضافه وزن مي آورند يا طلاق ميگيرند يا آخر ترم مشروط مي شوند! اين حوادث دفعتا اتفاق نمي افتد يک ذره امروز،يک ذره فردا وسر انجام يک روز هم انفجار و سپس مي پرسيم :چرا اين اتفاق افتاد؟
زندگي ماهيت انبار شوندگي دارد.هر اتفاقي به اتفاق ديگر افزوده مي شود، مثل قطره هاي آب که صخره هاي سنگي را مي فرسايد.
اصل قورباغه اي به ما هشدار مي دهد که مراقب شرایطی که به آن عادت می کنید باشيد!
ما بايد هر روز اين پرسش را براي خود مطرح کنيم :به کجا دارم مي روم؟آيا من سالمتر، مناسبتر، شادتر وثروتمندتر از سال گذشته ام هستم؟ واگر پاسخ منفي است بي درنگ بايد در کارهاي خود تجديد نظر کنيم.
خلاصه کلام
شايد اين نکته رعب انگيز باشد اما واقعيت اين است که هيچ ثباتي در کار نيست يا بايد به جلو پيش برويد يا بلغزيد وپايين بيفتيد.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#159 | Posted: 15 Aug 2013 09:13 | Edited By: LorenzoLotto
کسب نتایج سحرانگیز با انتقاد!

"حالم گرفته! آخه این چه کاری بود کرد، چند وقته میخوام ازش انتقاد کنم، اما چه جوری بهش بگم که وضع از اینکه هست بدتر نشه؟" شاید شما هم تا به حال این جملات را در ذهن خود مرور کرده باشید، نسبت به همسر، دوست، همکار، ...




هر فرد در طول حیات خود ممکن است بارها توسط دیگران مورد ارزیابی قرار گیرد. برخی از این ارزشیابی ها دارای جنبه های تشویقی و برخی دیگر منتقدانه است. انتقاد وسیله ای است برای انگیزش، آموختن، توسعه، آموزش و ایجاد روابطی قوی، تبادل اطلاعات، تاثیر گذاشتن و برانگیختن. انتقاد از دیگران در صورتی که هوشمندانه انجام شود آثار بسیار مفیدی خواهد داشت، درغیر این صورت ممکن است با واکنش های منفی مختلف مواجه شود. این رفتار، هنری است که باید آموخت و بدون آگاهی از روش کاربرد آن زیانبار خواهد بود.

انتقاد درست آن است که ضمن تأکید بر نقاط قوت به نقاط ضعف فرد نیز اشاره کند و با ارایه راهکارهای مناسب برای رفع آن سخن به میان آورد. پذیرش انتقاد از دیگران بین طبقات مختلف متفاوت است. برای مثال در بیشتر مواقع انتقاد از سوی افراد یک خانواده قابلیت پذیرش بیشتری در مقایسه با سایرین دارد. به طور معمول ما در برابر قضاوت افراد بیگانه آسیب پذیری بیشتری داریم.

******


شاید حرفهای نزده ای داشته باشید که راه بیانش را نمی دانید. پس با ما همراه باشید
و چند دقیقه از وقت عزیزتر از گل تان را به ما بدهید:


در اینجا آگاهی از شیوه های انتقاد و ایراد گرفتن ضروری به نظر می آید زیرا در بسیاری از موارد ناآگاهی از این شیوه ها باعث سوء تفاهم ودر نهایت منجر به بحث وجدل بیهوده، نارضایتی و کینه ونفرت می شود.

برای بهره مندی از نتایج سحرانگیز «انتقاد»، شیوه عملی آن را در توصیه های زیر فرا بگیرید.

استقبال از انتقاد : کار شما به هر حال انتقاداتی در پی داشته و شما باید با روحیه ای مثبت از انتقاد استقبال کرده و از آن در جهت بهبود کار خود استفاده کنید.

در قدم اول برای انتقادپذیری، عبارتی مثبت درباره انتقاد روی کارت بنویسید و آن را در جایی قرار دهید که در دید شما باشد. هر بار که شما و دیگران آن را ببینید موجب می شود دیدگاه مثبت شما درباره انتقاد تقویت شود. جملاتی از قبیل «انتقاد اطلاعاتی است که موجب رشد من می شود » یا « انتقاد مهارت ها و دانش مورد نیاز را به من آموزش می دهد.» قدم دوم، کمی مشکل اما بسیار باارزش تر است. شما باید از دیگران بخواهید از شما انتقاد کنند. صادقانه از آنان بپرسید که به نظر آنان شما چگونه می توانید کارهایتان را بهتر انجام دهید.

به طور استراتژیک انتقاد کنید: پیش از اینکه انتقاد کنید، این سوالات را از خود بپرسید: « به طور دقیق چه چیز را می خواهم بیان کنم؟ چه چیز را می خواهم تغییر دهم؟ انگیزه ومحرک من برای بیان این انتقاد چیست؟ چه راه حل ها و اهداف خاصی را می توانم ارایه کنم؟ درباره موقعیت های غیرقابل پیش بینی که نیاز به عکس العمل های فوری دارد، چه باید کرد؟»

بهبودگرا باشید: دو روش برای انتقاد بهبودگرا : اول، شما نوک پیکان انتقاد را متوجه آینده کنید. به جای اینکه به کارآموز خود بگویید: « در ارایه داده ها عملکرد ضعیفی داشتی »، بگویید: « دفعه بعد برای نمایش اطلاعات از اورهد استفاده کن ». روش دوم: پیامی دهید که موجب تقویت اعتماد به نفس او شود، « اطمینان دارم که موفق می شوی ». با این ذهنیت، کارآموز به جای اینکه از عملکرد گذشته خود دفاع کند، با تمام انرژی برای بهبود عملکرد آتی خویش تلاش می کند و ماهیت انتقاد به جای سرکوب گرا، بهبود گرا می شود.

کلمات صحیح انتخاب کنید : در درجه اول اطمینان حاصل کنید آنچه را می گویید، همان چیزی است که در ذهن دارید. در بسیاری از مواقع، تغییر جزیی کلمات، موجب تفاوت های بزرگی می شود. اگر هنگام انتقاد بگویید: « کار شما زیر استانداردهای ماست »، به طور قطع موجب بیدار شدن حس دفاعی او می شود. در حالی که اگر بگویید: «کار شما فقط کمی با استانداردهای ما تفاوت دارد » این حالت را به وجود نمی آورد. به جای « هرگز یا همیشه»، پیشنهاد می شود « گاهی اوقات » استفاده شود. کلمه دیگری که نتایج مخرب در پی دارد، عبارت « باید » است. کلمه « می توانی » را آزمایش کنید.

انتقادات خود را نقد کنید : فقط به دلیل اینکه انتقاد، اطلاعات با ارزش را در اختیار شمار قرار می دهد و با استفاده از آنها می توانید خود و کار خویش را بهبود بخشید، نمی توانید هر انتقادی را که به شما وارد می شود به کار ببندید. از سوی دیگر، فقط چون یک انتقاد خاص، احساسات شما را خدشه دار ساخته است، دلیل نمی شود که شما به سرعت هر انتقادی را نادیده بگیرید. به هر حال اگر درباره انتقاد درست فکر کنید، انتقاد می تواند برای شمار بسیار مفید واقع شود. بنابراین برای دست یابی به نقدی سازنده درباره انتقاد، شایسته است.

مخاطب خود را در فرآیند انتقاد شرکت دهید : شرکت دادن مخاطب در فرآیند انتقاد با ارتباط متقابل و با روشی مثبت، یک هم افزایی به دنبال دارد. برای مثال، ممکن است شما به جای صدور دستوراتی مبنی بر انجام دادن یا ندادن کار، با دستیار خود در حل موقعیت مورد انتقاد، همکاری کنید. با استفاده از تکنیک پیش بینی و به کار بردن جملاتی مانند «این نظر من است. البته می دانم که ممکن است نظر شما متفاوت باشد، خوب مساله ای نیست و شاید هم موافق باشید»، او را در انجام تغییرات کمک کنید.

به آنها بگویید که چه چیز می خواهید
: با ارایه انتقادی روشن، می توانید مخاطب خود را در اصلاح رفتار و شیوه عملکرد کمک کنید. این توصیه می تواند برای مخاطب، پیام مشخص و روشنی داشته باشد: «اگر لغو جلساتت را به دقایقی قبل از شروع جلسه موکول نکنی و سهم خود را در کار به موقع انجام دهی و درباره تلاش دیگران مثبت تر قضاوت کنی، می توانی روابط خود را با همکارانت بهبود بخشی».



کسب نتایج سحرانگیز با انتقاد!



وقت شناس باشید : چه زمانی برای انتقاد مناسب تر است؟ آیا بهتر است در خلوت انتقاد کنیم یا در جمع؟ چه قدر باید منتظر بمانید تا زمان انتقاد فرا رسد؟

هیچ گاه با عصبانیت از کسی انتقاد نکنید زیرا ممکن است انتقاد شما تحت تاثیر احساسات تان قرار گیرد. وقتی احساس شود پشت انتقاد مطرح شده محرک های احساسی و عصبانیت شدید وجود دارد، از درجه اعتبار ساقط شده و تاثیر خود را از دست می دهد. هیچ گاه افرادی را که عصبانی هستند مورد انتقاد قرار ندهید. عصبانیت سبب تغییرات فیزیولوژیکی در مغز شده و در نتیجه از عقیده خود سرسختانه دفاع می کند.

از انتقادهای خود بهره ببرید: از انتقادات شتاب زده دوری کنید. از تجربیات گذشته به عنوان پایه و معیار استفاده کنید. اگر توقع دارید که فروشندگان شما میزان فروش را در سال آینده 30 درصد افزایش دهند، ولی تجربیات گذشته نشان می دهد که بهترین میزان افزایش فروش 20 درصد بوده است بنابراین شما انتقاد خود را بر اساس یک توقع غیر معقول بنا کرده اید.

به خودتان گوش دهید: در مورد آنچه به خود می گویید، نظارت کرده و ببیند آیا کمک کننده هستند یا آسیب زننده. هر روز به مدت پنج دقیقه با آرامش نشسته و به گفتگوی درونی که در آن لحظه در ذهن شما جاری است، گوش فرا دهید. این تمرین را به مدت یک هفته ادامه دهید. در موقعیت های بسیاری، هنگام ورزش و جلسات اداری، روی افکار درونی و شنیدن گفتگوی درونی خود تمرکز کنید.

اگر شنیدید که به خود می گویید: «او می خواهد مرا سرزنش کند»، اثر آن را با این جمله، خنثی کنید:
«واقعا از کجا می دانم؟ شاید او فقط می خواهد به من بگوید چگونه کارم را بهتر انجام دهم».


یک روش خوب برای تمرین: مسایل را برای خودت تشریح کن، به آنچه می گوید گوش کن، می توانم از این وضعیت چیزهایی یاد بگیریم، یک نفس عمیق بکش و به عقب تکیه بزن.


ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نه نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

حکیم عمر خیام


*******
     
#160 | Posted: 27 Sep 2013 10:58 | Edited By: andishmand




کی با کی ازدواج کند بهتر است

آدم‌ها با هم فرق دارند حتی دو برادر که در یک خانواده و با یک پدر و مادر بزرگ شده‌اند ممکن است دنیاهایی متفاوت داشته ‌باشند؛ این تفاوت‌ها با ورود به اجتماع بیشتر می‌شود، اما اولین جایی که آدم‌ها این تفاوت‌ها را احساس می‌کنند در محیط خانواده است، آنها وقتی کودک هستند می‌فهمند با خواهر و برادر‌های بزرگ‌تر یا کوچک‌ترشان فرق دارند و پدر و مادر با هر کدام به گونه‌ای خاص رفتار می‌کنند.
این تفاوت رفتار پدر و مادر چیزهای زیادی را درون فرد می‌سازند و حتی آینده او را شکل می‌دهند؛فرزندان اول همیشه شخصیتی متفاوت با فرزندان آخر یا وسطی‌ها دارند، در اینجا می‌خواهیم شما را با خصوصیات رفتاری هر آدم براساس ترتیب تولد آنها در خانواده آشنا کنیم و بررسی کنیم ازدواج هرکدام با هم چه خوبی‌ها و بدی‌هایی به همراه خواهد داشت.
فرزندان اول

می‌خواهند به همه فرمان دهند
آنها ذاتا فرمانده به دنیا آمده‌اند. فکر می‌کنند همیشه حق و اولویت در هر کاری با آنهاست،از کودکی یاد گرفته‌اند که بر خواهر و برادرهای کوچک‌تر‌شان ریاست کنند و همین حس در بزرگسالی نیز همراه آنها ست.
خصوصیات مثبت
با احساس ریاستی که دارند می‌توانند به زندگی و کار زیردستان خود جهت دهند یا حتی موجب تحول شوند.
معمولا ایرادگیر، مشکل‌پسند و دقیق هستند و عاشق توجه به جزئیات مسائلند. افرادی وقت شناس، منظم و با کفایتند که دوست دارند همه چیز به بهترین نحو انجام شود.
از مسائل غافلگیرکننده به هیچ وجه خوش‌شان نمی‌آید.
خصوصیات منفی
معمولا کمی بداخلاق، ترشرو و بی احساس به نظر می‌رسند.
گهگاه به دلیل زورگویی و فشاری که بر سایرین می‌آورند، تهدیدکننده و رعب‌آور هستند.
چون فکر می‌کنند که همیشه حق با آنهاست و فقط خودشان همه چیز را می‌دانند، به دیگران اطمینان کمی دارند.
آنها وظیفه‌شناس‌تر، جاه‌طلب‌تر و سلطه‌جوتر از خواهر و برادرهای کوچک‌تر از خود هستند.
شغل‌های مورد علاقه
ترجیح می‌دهند در رشته‌های مشکل‌تری مثل پزشکی، مهندسی و حقوق تحصیل کنند.
احتمالا رئیس‌جمهورها، فضانوردان و مدیران عامل همه فرزندان اول خانواده هستند؛ بیش از نیمی از برندگان جایزه نوبل فرزند اول بوده‌اند.

فرزندان وسط
روابط عمومی آنها بهترین است
این دسته از افراد بیشتر به همسالان خود می‌پیوندند و به راحتی می‌توانند از خانواده جدا شوند در نتیجه آنها می‌آموزند که چگونه با منابع حمایتی دیگر ارتباط برقرار کنند؛ بنابراین به داشتن مهارت‌های مردمی بسیار عالی گرایش دارند.
خصوصیات مثبت
افرادی خانواده‌دوست هستند که دیگران از بودن با آنها لذت می‌برند.
برای آنها مهم‌ترین چیز در زندگی آرامش است و حاضرند به هر قیمتی این آرامش را در زندگی به‌دست بیاورند.
افرادی بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به‌شمار می‌روند.
مهارت زیادی در حل مشکلات دارند چون همیشه هر دو جنبه یک مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند.
خصوصیات منفی
نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه‌گری کمتری دارند اما دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند یا حداقل با آنها احساس شادی و خوشبختی کنند.
از آنجا که سعی در راضی نگه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادی وابسته تبدیل شوند.
نمی‌توانند خوب تصمیم بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می شوند.
برای شکست و اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.

فرزندان آخر
همه جا سرخوشی می‌برند
ته تغاری‌ها بیش از همه می توانند خلاق و جذاب باشند ولی اغلب به عنوان توسری‌خور شناخته می‌شوند بیشتر از همه تمایل دارند در فعالیت‌های اجتماعی شرکت کنند.
خصوصیات مثبت
افرادی شاد و سرزنده‌اند که این شادی و سرخوشی را با خود همه جا می‌برند و دیگران را نیز از آن بهره‌مند می‌کنند.
چون همیشه مجبور بودند که با بچه‌های بزرگ‌تر سازش کنند مهارت‌های مردمی بسیار قوی پیدا کرده‌اند و عاشق این هستند که دیگران را با حرف‌ها و کارهای‌شان سرگرم کنند.
هیچ کس برای آنها غریبه نیست و به سرعت با همه صمیمی می‌شوند.
افرادی برونگرا هستند که از وجود دیگران انرژی می‌گیرند. از ریسک کردن واهمه‌ای ندارند.
خصوصیات منفی
خیلی زود خسته می‌شوند. از طرد شدن واهمه داشته و تحمل کمی دارند.
بیشتر خودشان را می‌بینند و معمولا به‌دلیل توقعات غیر واقعی‌شان از رابطه، رابطه‌های زیادی را از دست می‌دهند.
شغل‌های مورد علاقه
روزنامه نگاری، تبلیغات، فروش و هنرها از رشته‌هایی است که می‌توانند موفق باشند.
ته تغاری‌های مشهور: کامرون دایاز، جیم کری، رویز ادانل، ادی مورفی و بیلی کریستال.

تک فرزندان
به دنبال تغییر دنیا هستند
تــک فرزندهــا خصوصیاتی شبیه فرزندان اول دارند و همیشه زیر بار انتظارات سنگین والدین هستند. تحقیقات نشان می‌دهد که این فرزندان اعتماد به نفس بیشتری دارند.
خصوصیات مثبت
در بیشتر زندگی به دنبال تغییر دنیا هستند.
افرادی مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه‌شناس و بسیار قابل اطمینان هستند واز قبول مسئولیت‌های مختلف واهمه‌ای ندارند.
خوش‌بیان هستند و احتمالا بیش از بچه‌های دیگر از تخیل خود استفاده می‌کنند.
خصوصیات منفی
پرتوقع هستند و از انتقاد متنفرند و ممکن است غیرقابل انعطاف و کمال‌گرا باشند.
کمی کینه‌ای و پرتوقع هستند و معمولا از قبول اشتباهات‌شان سر باز می‌زنند.
در برابر دیگران افرادی بسیار حساس و نفوذپذیرند که احساسات‌شان خیلی زود جریحه‌دار می‌شود.


بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
صفحه  صفحه 16 از 23:  « پیشین  1  ...  15  16  17  ...  22  23  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / Psychology Topics | مبحث روانشناسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites