تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
علم و دانش

پزشکی سلامت (آرشیو شماره دو)

صفحه  صفحه 2 از 60:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  56  57  58  59  60  پسین »  
#11 | Posted: 10 Jul 2011 07:27
نقش فیزیک در پزشکی

پزشکان براى تشخیص بیمارى ها از انواع وسایل ساده مانند دماسنج و فشارسنج، گوشى طبى (استتوسکوپ) تا دستگاه هاى بسیار پیچیده مانند میکروسکوپ الکترونى، لیزر و هولوگراف که همه براساس قانون هاى فیزیک طراحى و ساخته شده استفاده مى کنند. در این قسمت به ساختمان و طرز کار برخى از آنها مى پردازیم.

رادیوگرافى و رادیوسکوپى
رادیوگرافى عکسبردارى از بدن با پرتوهاى ایکس و رادیوسکوپى مشاهده مستقیم بدن با آن پرتوها است. در عکاسى معمولى از نورى که از چیزها بازتابش مى شود و بر فیلم عکاسى اثر مى کند استفاده مى شوند در صورتى که در رادیوگرافى پرتوهایى را که از بدن مى گذرند به کار مى برند.
پرتوهاى ایکس را نخستین بار در سال ۱۸۹۵ میلادى، ویلهلم کنراد رنتیگن استاد فیزیک دانشگاه ورتسبورگ آلمان کشف کرد. این کشف بسیار شگفت انگیز بود و خبر آن با سرعت در روزنامه هاى جهان منتشر شد. جالب است که رنتیگن بر روى پرتوهاى کاتدى کار مى کرد و به طور اتفاقى متوجه شد که وقتى این پرتوها، که همان الکترون هاى سریع هستند به مواد سخت و فلزات سنگین برخورد مى کنند پرتوهاى ناشناخته اى تولید مى شود او این پرتوها را پرتو ایکس به معنى مجهول نامید.
پرتوهاى ایکس قدرت نفوذ و عبور بسیار زیاد دارند. به آسانى از کاغذ، مقوا، چوب، گوشت و حتى فلزهاى سبک مانند آلومینیوم مى گذرند، لیکن فلزهاى سنگین مانند سرب مانع عبور آنها مى شود. اشعه ایکس از استخوان هاى بدن که از مواد سنگین تشکیل شده اند عبور نمى کنند در صورتى که از گوشت بدن به آسانى مى گذرند. همین خاصیت سبب شده که آن را براى عکسبردارى از استخوان هاى بدن به کار برند و محل شکستگى استخوان ها را مشخص کنند. براى عکسبردارى از روده و معده هم از پرتوهاى ایکس استفاده مى شود لیکن براى این کار ابتدا به شخص مایعاتى مانند سولفات باریم مى خورانند تا پوشش کدرى اطراف روده و معده را بپوشاند و سپس رادیوگرافى صورت مى دهند.
کشف پرتوهاى ایکس که به وسیله رنتیگن عملى شد سرآغاز فعالیت هاى دانشمندانى مانند تامسون، بور، رادرفورد، مارى کورى، پیرکورى، بارکلا و بسیارى دیگر شد به طورى که نه فقط چگونگى تولید، تابش و اثرهاى پرتو ایکس و گاما و نور شناخته شد بلکه خود اشعه ایکس یکى از ابزارهاى شناخت درون ماده شد و انسان را با جهان بى نهایت کوچک ها آشنا کرد و انرژى عظیم اتمى را در اختیار بشر قرار داد.
پرتوهاى ایکس در پزشکى و بهداشت براى پیشگیرى، تشخیص و درمان به کار مى رود به طورى که در فناورى هاى مربوطه یکى از ابزارهاى اساسى است.

وسایل الکتروپزشکى
بخشى از وسایل تشخیص بیمارى ها، دستگاه هایى هستند که براساس قانون هاى مربوط به الکتریسیته و الکترونیک ساخته و به کار گرفته مى شوند. نمونه اى از این دستگاه ها عبارتند از الکتروکاردیوگراف، الکتروبیوگراف و الکترو آنسفالوگراف. این دستگاه ها مى توانند با رسم نمودارهایى وضع سلامت یا بیمارى را براى پزشک مشخص کنند. ممکن است این دستگاه ها مجهز به نوسان نگار باشند و در نتیجه نمودارها مستقیماً بر روى یک صفحه تلویزیون مشاهده شود. نمونه این دستگاه ها کاردیوسکوپ است که معمولاً در اتاق بیمار قرار مى گیرد و بر آن منحنى ضربان قلب بیمار مشاهده مى شود. در الکتروکاردیوگراف به جاى آنکه منحنى ها مستقیماً دیده شود آن منحنى ها (نمودارها) بر روى نوارى از کاغذ ثبت و ضبط مى شود و پزشک از روى آنها مى تواند وضعیت قلب و نوع بیمارى را تشخیص دهد.

الکتروآنسفالوگرافى دستگاهى است که با آن بیمارى هایى چون صرع، تومورهاى مغزى، ضربه، اعتیاد به دارو و الکل تشخیص داده مى شود و کار این دستگاه با استفاده از فعالیت هاى الکتریکى که در سطح بدن ظاهر مى شود، صورت مى گیرد. اندازه گیرى ها نشان مى دهد که در قشر مغز تغییرات پتانسیل الکتریکى منظمى انجام مى شود. �این پتانسیل هاى الکتریکى به استثناى حالت بیهوشى عمیق یا قطع جریان خون به مغز همیشه وجود دارند. هنگامى که قشر مغز خراب شود، این نقش تغییر مى کند. با قرار دادن الکترودهاى پهن یا الکترودهاى سوزنى شکل بر روى پوست سر مى توان امواج را از پوست سر به سمت دستگاه ثبات هدایت کرد... این امواج نتیجه پتانسیل هاى کار نورون هاى عصبى قشر مغزند که در سطح مغز ظاهر مى شوند ... خاصیت مهم این امواج بسامد آنها است. گستره معمولى این بسامد از یک تا ۶۰ هرتز تغییر مى کند... این امواج برحسب بسامد، ولتاژ، محل هاى تلاقى، شکل امواج و نقش هایى که دارند، ارزیابى مى شوند.�۵
تهیه طرح هاى سه بعدى از بدن
در سال هاى ۷۰-۱۹۶۰ براى تشخیص بیمارى ها چهار روش جدید ابداع شد:
الف _ گرمانگارى: نخستین روش گرمانگارى بود که در سال ۱۹۶۲ عرضه شد. مى دانیم که هر جسمى که دمایش بالاتر از صفر مطلق (۲۷۳- درجه سلسیوس) باشد از خود امواجى تابش مى کند که به نام امواج گرمایى معروف است. از این خاصیت یعنى انتشار امواج گرمایى از بدن انسان استفاده شده و اختلاف دماى قسمتى از بدن را به صورت تصویرى رنگى تهیه مى کنند. این روش براى تحقیق و بررسى رگ هاى خونى سطحى بدن مفید است و با آن مى توان از وجود تومورها نیز باخبر شد.
ب- توموگرافى: پرتوهاى ایکس مى توانند از بافت هاى نرم بگذرند، لیکن میزان جذب یا عبور آنها به غلظت بافت بستگى دارد. چنانچه پرتو�ایکس در مسیر خود از غده اى بگذرد، میزان جذب آن نسبت به وضعیتى که غده وجود نداشته باشد، تفاوت مى کند. به کمک کامپیوتر مى توانند تصویرى را که از بدن گرفته اند، پردازش کنند و اطلاعات دقیق مربوط به ساختمان بدن و وجود غده را مشخص نمایند. عملى که با کمک پرتو ایکس و کامپیوتر براى تعیین غده ها صورت مى گیرد را توموگرافى مى نامند.
پ- هولوگرافى (تمام نگارى): دنیس گابور فیزیکدان نوع جدیدى از عکاسى را در سال ۱۹۴۷ ابداع کرد که بعداً در موارد گوناگون از جمله در پزشکى از آن استفاده شد. هولوگرافى براساس خواص امواج متکى است و تصویرى که از ریزشىء گرفته مى شود، سه بعدى است. در این طریقه تصویرى که از هر عضو بدن گرفته مى شود، کاملاً همه قسمت هاى اطراف آن عضو دیده مى شود. براى تهیه عکس سه بعدى معمولاً از پرتوهاى لیزر استفاده مى شود.
ت- دستگاه تشدید مغناطیسى (NMR ) :اساس این دستگاه بر این خاصیت است که هسته اتم هاى خاصى در صورت قرار گرفتن در میدان مغناطیسى امواجى از خود تابش مى کنند که قابل ردیابى است. این پدیده در سال ۱۹۴۰ شناخته شد و کاربرد آن در پزشکى براى نخستین بار در سوئد توسط �اریش اودبلاد�۶ و از دهه ۱۹۵۰ شروع شد.

hi dr!
     
#12 | Posted: 10 Jul 2011 07:30
بینی شیمیایی تولید شده از نانوذرات، سلول های سرطانی را بو می کشد!

محققان دانشگاه ماساچوست با استفاده از نانوذرات و پلیمرها ابزار جدید و موثری به نام «بینی شیمیایی» جهت تمایز سلول‌های سالم و سرطانی و حتی میان سلول‌های سرطانی جابه‌جاشونده و غیرجابه‌جاشونده تولید کرده‌اند.

به گزارش سرویس فن‌آوری ایسنا منطقه علوم پزشکی تهران؛ محققان دانشگاه ماساچوست آمهرست با استفاده از آرایه‌ای از نانوذرات و پلیمرها ابزار جدید و موثری به نام «بینی شیمیایی» برای تمایز میان سلول‌های سالم و سرطانی و حتی میان سلول‌های سرطانی جابه‌جاشونده و غیرجابه‌جاشونده توسعه داده‌اند. که بنا برگفته وینست روتلو – شیمی‌دان – و جوزف جری – سرطان‌شناس – می تواند تشخیص و درمان سرطان را متحول کند.

در حال حاضر تشخیص سرطان با استفاده از نشانگرهای زیستی سطح سلول به نام راهکار «قفل و کلید» شناخته می‌شود. یکی از اشکالات این روش این است که نیاز به دانش قبلی در مورد نشانگر زیستی وجود دارد.

به علاوه، بنابر گفته روتلو، نشانگرهای زیستی سطح سلول‌های سرطانی همان نشانگرهایی هستند که در سطح سلول‌های معمولی نیز وجود دارند و تنها تفاوت بسیار کمی در غلظت آنها وجود دارد؛ این تفاوت آنقدر کم است که تشخیص آن را بسیار دشوار می‌کند.

او می‌گوید: «اغلب سیگنال مشخصی که حاکی از وجود سرطان باشد، دریافت نمی‌کنید. تفاوت موجود بسیار ناچیز است.»

وی می‌افزاید: «در این روش از آرایه‌ای از حسگرها نه تنها برای تشخیص انواع شناخته شده سرطان، بلکه برای شناسایی سلول‌های غیرعادی ناشناخته استفاده می‌شود. این بدین معناست که این بینی شیمیایی به سادگی به ما می‌گوید که اشکالی وجود دارد». به علاوه می‌توان این بینی را به نحوی طراحی کرد که وجود سرطان‌های بسیار خطرناک را که تشخیص زودهنگام آنها از اهمیت بالایی برخوردار است، به اطلاع پزشک برساند.

در آزمایش‌هایی که روی چهار نوع مختلف سرطان انسانی (گردن، کبد، بیضه و پستان)، سه نوع سرطان جابه‌جا شونده پستان و سلول‌های سالم صورت گرفت، این روش جدید نه تنها توانست حضور سلول‌های سرطانی را در نمونه مورد نظر شناسایی کند، بلکه سرطان جابه‌شونده را از سرطان اولیه تشخیص داد.

گروه تحقیقاتی روتلو به همراه محققانی از موسسه فن‌آوری جورجیا این سامانه تشخیصی جدید را با ترکیب سه نوع نانوذره طلا به همراه پلیمری به نام PPE (پارافنیلن اتینیلن) تولید کردند.

این سه نوع نانوذره طلا تمایل ویژه‌ای به سطح سلول‌های غیرعادی شیمیایی از خود نشان می‌دهند. پلیمر PPE همانند یک چراغ نشانگر عمل کرده و زمانی که از سطح نانوذرات جدا می‌شود، از خود نور فلورسانس متصاعد می‌کند.

محققان با افزودن PPE متصل شده به نانوذرات به سلول‌های انسانی کشت شده در یک محیط کشت سلولی، توانستند پدیده‌ای به نام «پیوند رقابتی» را القا کنند.

نانوذرات به سطح سلول‌ها متصل شده و این امر موجب جدا شدن PPE از سطح نانوذرات می‌شود؛ بدین ترتیب خاصیت فلورسانسی PPE فعالی شده و این پلیمر شروع به نشر نور می‌کند؛ سپس سلول‌ها با استفاده از الگوهایی که توسط سامانه‌های مختلف PPE-ذره تولید شده‌اند، شناسایی می‌شوند.

این فرایند دقیقاً شبیه کاری است که در بینی انسان توسط گیرنده‌های شیمیایی مختلف صورت می‌گیرد. به همین دلیل نام این آرایه حسگری را «بینی شیمیایی» گذاشته‌اند.

hi dr!
     
#13 | Posted: 10 Jul 2011 07:36
شیر مادر تا ۴ ماهگی تمام نیازهای تغذیه‌ای نوزاد را برطرف می‌کند


رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران گفت: شیر مادر منحصراً تا ۴ ماهگی و حتی تا ۶ ماهگی تمام نیازهای تغذیه‌ای و ایمنی نوزاد را برطرف می‌کند.
عباس حسنی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس اظهار داشت: نوزادی که از مادر متولد می‌شود به ۲ فاکتور مهر مادر و شیر مادر در دقایق اولیه زندگی خود نیاز دارد و مهر مادر که امتداد مهر خداوندی است باید پس از تولد که نوزاد احساس غریبی می‌کند با در آغوش‌رفتن مادر ایجاد شود و شیر مادر هم به عنوان یک واکسن طبیعی برای حفظ ایمنی و تغذیه نوزاد لازم است.
وی افزود: شیر مادر به عنوان یک فاکتور مغذی در برگیرنده آب، املاح، ویتامین‌ها و فاکتورهای ایمنی نوزاد است و منحصراً تا ۴ ماهگی و حتی تا ۶ ماهگی تمام نیازهای تغذیه‌ای و ایمنی نوزاد را برطرف می‌کند اما همه این فاکتورها در شیر خشک وجود ندارد.
این متخصص کودکان تصریح کرد: با توجه به اینکه شیرخشک‌های مختلف در مواردی برای انواع بیماری‌ها و رژیم‌های غذایی در زمان بیماری کودک به طور اجبار تجویز می‌شود اما شیر مادر جایگاه خاص خود را دارد و برای تمام نوزادان به جز نوزادانی که به علل بیماری‌های ژنتیکی قادر به استفاده از شیر مادر نیستند، اولین‌، بهترین، کاملترین، و در دسترس‌ترین غذا برای نوزاد است.
وی خاطرنشان کرد: شیردهی برای ۲ سال تمام پس از تولد نوزاد توصیه می‌شود.

hi dr!
     
#14 | Posted: 10 Jul 2011 07:39
املاح معدنی ( ید )
مهمترین عواملی که در جذب آهن اثر دارند ، دو دسته هستند :

۱- عواملی که جذب آهن را کم می کنند یا مانع جذب آهن می شوند ، مخصوصاً اکسالاتهایی که در سبزی ها وجود دارد مثل ریواس ، اسفناج همچنین صرف چای بعد از غذا.

۲-عواملی که باعث تسریع و بهبود جذب آهن می شوند مثل ویتامین C ، میوه ها، آب میوه ها، پروتئینهای حیوانی ، مس و ویتامین B12 .

اشاره کردیم که خانمها در دوران بارداری در سنین ۱۵ تا ۴۹ سالگی و بچه ها در سنین رشد مهمترین گروههایی هستند که از کمبود آهن رنج می برند. در جلسه قبل اشاره ای به علائم کم خونی ، فقر آهن و همچنین به روی که یکی از ریز مغذی هایی است که کمبود آن برای اولین بار در ایران و سپس در مصر به اثبات رسیده بود ، کردیم .

ید :

ید یکی از ریز مغذیهایی است که به میزان ۲۰ تا ۵۰ میلی گرم در بدن انسان وجود دارد ، که حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد آن در غده تیروئید وجود دارد. این ریز مغذی که مقدارش بسیار ناچیز است چه تأثیر سوئی بر رشد مغزی و جسمی انسان دارد. حدود یک میلیارد نفر از کمبود ید رنج می برند و ۲۰ میلیون نفر گواتر دارند . در ایران به طور گسترده کمبود ید وجود دارد . چند سالی است که وزارت بهداشت و وزارت صنایع اقدام به تهیه نمک ید دار برای رفع این مشکل کرده اند.

ید در مواد غذایی مختلفی وجود دارد ، بهترین منابع غذایی ید انواع سبزی های سبز و ریشه ها مثل اسفناج است .

وجود ید در مواد غذایی بستگی به وجود آن در خاک منطقه دارد. اگر خاکمنطقه ای از نظر ید فقیر باشد غذاهای تولید شده در آن منطقه از نظر ید فقیر خواهد بود. اگر ید آبی در منطقه ای از ۲ میکروگرم در لیتر کمتر بود ، مسلماً مشکل کمبود ید در آن منطقه وجود دارد . بعد از سبزی ها و میوه ها طبیعتاً فرآورده های دریایی مخصوصاً ماهیهای آب شور ، مهمترین منبع ید هستند. با وجود این بستگی به آب دریا دارد که ید در آن وجود دارد یا نه . به عنوان مثال بر اساس بررسی های انجام شده آب دریای خزر از ید فقیر است و بر عکس آب خلیج فارس از نظر ید غنی است. بنابراین درست نیست که بگوئیم همه فراورده های دریا از ید غنی هستند .

ید در دستگاه گوارش به راحتی جذب می شود ، پس از جذب به غده تیروئید می رود، قسمت قابل توجهی از آن توسط غده تیروئید برداشت می شود و راه دفع ید از طریق ادرار است. بنابراین یکی از آزمایشهایی که می توان برای تشخیص ید انجام داد ، اندازه گیری ید خون است. البته ید به اشکال مختلف در خون وجود دارد که به دلیل غیر قابل نفوذ بودن ، ید متصل به پروتئین در درون گلبولها ، برای اندازه گیری از این نظر مناسب است.

ید با اسید آمینه تیروزین ترکیب می شود و در ابتدا مونو ید و تیروزین و دی ید و تیروزین و سپس تری ید و تیروزین و تترا ید و تیروزین را تشکیل می دهد . تترا ید و تیروزین با تیروگلوبولین ترکیب می شود و بدین ترتیب در غده تیروئید ذخیره می شود .

در صورت وجود کمبود ید یا به هر دلیلی که غده تیروئید بزرگ شود ، فرد دچار گواتر می شود.

دو نوع گواتر وجود دارد که عبارتند از :

۱- گواتر ساده

۲- گواتر سمی

در گواتر ساده علی رغم اینکه غده تیروئید بزرگ می شود اما با مکانیسم های جبرانی تیروکسین کافی تهیه می شود . بنابراین مشکلی از نظر تیروکسین نداریم. منتها غده تیروئید بزرگ شده است. در صورتیکه در گواتر سمی تیروکسن کافی تولید نمی شود و سلامتی فرد به طور جدی در معرض خطر قرار می گیرد و باید اقدامات پزشکی صورت گیرد. اگر درمان دارویی موثر نشود، عمل جراحی صورت می گیرد .

در بررسی های علمی گواتر درجه بندی می شود :

۱- گواتر درجه یک ( A) : بزرگی غده تیروئید در آن قابل لمس نیست. در معاینه زیر انگشتان پزشک معالج لمس می شود.

۲-گواتر درجه یک ( B ) : بزرگی غده به گونه ای است که اگر فرد سر را بالا نگاه دارد و آب دهانش را قورت دهد. از حرکتی که در این ناحیه ایجاد می شود ، بزرگی غده تیروئید قابل رویت است.

۳- گواتر درجه دو : هنگامی که بیمار سرش را راست نگه می دارد غده قابل رویت است.

۴- گواتر درجه سه : غده کاملاً بزرگ است ، به طوری که از فاصله دور هم نمایان است در این حالت ممکن است پوشیدن و در آوردن لباس برای بیمار مشکل ایجاد کند.

اگر مادر در دوران بارداری دچار کمبود باشد احتمال اینکه فرزند کرتین یا عقب مانده ذهنی به دنیا آید زیاد است . در مناطقی که کمبود ید وجود دارد توجه به دختران در سنین بلوغ و مادران باردار اهمیت ویژه ای دارد . زیرا عدم توجه به دوران بارداری خطر تشکیل غده تیروئید ناقص و در نتیجه تولد نوزاد کرتین یا عقب مانده ذهنی را بالا می برد.

در مناطقی که کمبود ید وجود دارد مشکل کمبود ید را از طریق زیر می توان جبران کرد :

۱- مواد غذایی را از جایی وارد کنیم که مطمئن باشیم غنی از ید است .

۲- اضافه کردن ید به نمک طعام ، شکر و آب .

اما ثابت شده است که بهترین شیوه استفاده از نمک ید دار است که وزارت بهداشت و صنایع چند سالی است که نمک ید دار تهیه شده در دسترس همگان قرار می دهد .

البته اگر در منطقه ای کمبود ید وجود نداشته باشد ، مصرف نمک ید دار نگران کننده نیست. مقدار یدی که در نمکها وجود دارد ، حتی اگر برابر این مقدار هم باشد عارضه و مشکلی ایجاد نمی کند.

علاوه بر کمبود ید که می تواند ایجاد گواتر کند . در برخی از مناطق آب های آلوده نیز می توانند باعث ایجاد گواتر شوند . در مناطقی که آب های زیر زمینی بالاست و نزدیک به دریا هستند به علت آلوده شدن آب آشامیدنی با آب فاضلاب می توانند ایجاد گواتر کنند.

بعضی از مواد غذایی که دارای ترکیبات گوگردی هستند مثل شلغم و کلم گواتر زا هستند.

املاح منیزیم ( فلوئور )

دو نوع گواتر وجود دارد :

۱- گواتر ساده ( که با مکانیسمهای جبرانی ، تیروکسین کافی تولید می شود )

۲- گواتر سمی ( تیروکسین کافی تولید نمی شود )

مادران بارداری که کمبود ید دارند ، نوزادان آنها دچار کرتین ( اختلال در رشد مغزی و جسمی ) می شوند . در مناطقی که کمبود ید وجود دارد ، بهترین روش برای تأمین ید مورد نیاز استفاده از نمک ید دار است . با کمک وزارت ارشاد و صنایع چند سالی است که در ایران از نمک ید دار استفاده می شود.

منیزیم :

منیزیم یکی از عناصر معدنی مهم و دومین کاتیون درون سلولی بعد از پتاسیم است که اعمال حیاتی مختلفی را انجام می دهد . منیزیم در ساختمان آنزیمهایی که در متابولیسم انرژی نقش دارند شرکت دارد . بنابراین عنصر معدنی مهمی است . منیزیم در سبزی های سبز رنگ به فراوانی یافت می شود ، در کلروفیل یا رنگ دانه های سبزی ها وجود دارد بنابراین هر چه سبزی سبزتر و پر رنگ تر باشد از منیزیم غنی تر است .

البته در حبوبات نیز منیزیم وجود دارد . مقدار نیاز روزانه به منیزیم در بالغین ۲۰۰ تا ۲۵۰ گرم و در دوران بارداری و شیردهی ۴۰۰ میلی گرم است .

در صورتی که مقدار مصرف سبزیها کم باشد و ورزشکارانی که کمبود این عنصر را داشته باشند، می تواند خطر آفرین باشد . زیرا در مراحل اولیه باعث انبساط رگها ، رنگ پریدگی ، تشنج و در نهایت منتهی به مرگ می شود .

فلوئور :

در سال ۱۹۰۳ برای اولین بار در کلرادوی آمریکا یک دندان پزشک متوجه شد مردمی که از آبهای دارای فلوئور استفاده می کنند استحکام دندانهایشان بیشتر می شود اما لکه های قهوه ای رنگی روی دندانهایشان ایجاد می شود . مطالعات بعدی نشان داد که اگر میزان فلوئور آب حدود یک میلی گرم در لیتر یا به طور متوسط بین هفت دهم تا یک و نیم میلی گرم باشد حداقل ۶۰ درصد کاهش پوسیدگی دندان داریم و لکه های قهوه ای رنگ ایجاد نمی شود .

بررسی دیگری در آمریکا انجام شد . دو منطقه انتخاب شد که آب آنها کمتر از ۷ درصد میلی گرم در لیتر یا PPM ( Parts Permillion ) فلوئور داشت . به آب یکی از مناطق فلوئور اضافه کردند و به آب منطقه دیگر فلوئور اضافه نشد . بعد از گذشت ۱۰ سال کودکان را مورد مطالعه قرار دادند . مشاهده کردند کودکانی که بعد از ۱۰ سال از اضافه شدن فلوئور ، ۱۶ ساله شده اند ۴۰ درصد پوسیدگی دندانهایشان نسبت به منطقه ای که به آب آن فلوئور اضافه نشده بود کاهش یافته است . و در کودکان ۱۲ ساله در حقیقت ۴۸ درصد از پوسیدگی دندانها کاهش یافته بود . بدین ترتیب اگر از بدو تولد بتوان فلوئور را به آب آشامیدنی اضافه کرد یا فلوئور مورد نیاز بدن را تأمین کرد ، خطر پوسیدگی دندان ها کاهش می یابد . ضمن اینکه مطالعات بعدی نشان داد اصولاً مردمی که از آبهایی استفاده می کنند که فلوئور کافی را دارد در آینده کلسی فیکاسیون عروق قلبی مخصوصاً عروق کروندو آئورت کمتر اتفاق می افتد .

اما اگر میزان فلوئور از یک و نیم PPM تجاوز کند و به ۲ برسد فلوئورزیس دندانی شروع می شود و اگر به ۵/۲ برسد معمولاً نشانه های انباشت فلوئور در دندانها که فلوئورزیس نام دارد مشاهده می شود .

نکته مهم این است که اگر فلوئور آب در حد ۵/۲ PPM باشد فلوئورزیس ، زیبایی دندانها را از بین می برد . منظره عمومی دندانها گچ می شود و شفافیت و براقی آنها را از بین می برد.

روی این حالت کج دندانها ، یک نوار براق وجود دارد و روی این نوار براق لکه های قهوه ای رنگ دیده می شود . زمانی که فلوئور آب در حد ۵/۲ PPM یا میلی گرم در یک لیتر است فلوئورزیس زیبایی دندانها را از بین می برد اما باعث استحکام دندانها می شود . در حالی که وقتی مقدار فلوئور آب از حد ۵/۲ PPM بیشتر شود و مخصوصاً زمانی که به ۵ تا ۶ PPM برسد فلوئورزیس باعث استحکام دندانها نمی شود بلکه موجب تخریب بافت دندانی می شود و دندانها کاملاً قهوه ای رنگ شده و به مرور زمان پوسیده و پوک می شوند و کم کم می ریزند. اگر فلوئور آب به بیش از ۱۰ PPM برسد برای افرادی که بیش از ۳۰ سال در چنین منطقه ای زندگی می کنند نه تنها دندانها از بین می رود بلکه تئوزیز استخوانی هم ایجاد می شود. به گونه ای که اگر از ستون فقرات این افراد رادیولوژی تهیه کنید یک لایه ستون یکنواخت به همراه زوائدی دیده می شود و افراد از دردهای استخوانی به شدت رنج می برند.

نکته ای که حائز اهمیت است این است که در مناطقی که فلوئور آب زیاد است فلوئورزیس در دندانهای شیری معمولاً مشاهده نمی شود اما در دندانهای دائمی مشاهده می شود .

جذب فلوئور به آسانی در دستگاه گوارش از معده شروع می شود و پس از جذب از طریق ادرار دفع می گردد . حدود ۹۰ درصد فلوئور مواد غذایی جذب می گردد ، قسمتی که لازم است توسط دندانها و استخوانها استفاده می شود و مابقی از طریق ادرار دفع می گردد .

وجود فلوئور در مواد غذایی مانند ید بستگی به خاک آن منطقه دارد ، اگر خاک منطقه فلوئور داشته باشد آب و مواد معدنی منطقه از نظر فلوئور غنی هستند . فلوئور در انواع سبزیها ، چای و قهوه وجود دارد. اگر چای را بدون قند بخوریم .

املاح معدنی ( کلسیم ، آهن )

آیا شما فکر می کنید کمبود کلسیم می تواند عوارضی را در بدن ایجاد کند ؟ در هنگام کمبود کلسیم با چه مشکلاتی مواجه می شوید ؟

تعادل کلسیم در بدن :

حفظ تعادل کلسیم با رژیم های غذایی متفاوت امکان پذیر است . زیرا بدن انسان تا حدودی دارای قدرت تطابق در جذب کلسیم است . یعنی در مواقعی که با کمبود مواجه شود میزان جذب را بالا می برد و وقتی دریافت بالا می رود ، می تواند جذب را تا حدودی کم کند .

به طور متوسط جذب کلسیم از رژیم غذایی حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد است . یعنی حداکثر ۳/۱ کلسیم مورد نیاز بدن از رژیم غذایی جذب می شود .

دفع کلسیم :

دفع کلسیم از طریق شیر : کلسیم جذب نشده از غذا در مادری که شیر می دهد از طریق مدفوع دفع می شود . مقدار کلسیم دفعی از طریق ادرار روزانه متغیر است و بستگی به دریافت غذایی اشخاص دارد . معمولاً حدود ۵۰ تا ۲۰۰ میلی گرم کلسیم روزانه از طریق ادرار دفع می شود .



کلسیمی که مادر از طریق شیر از دست می دهد متغیر است و بر حسب میزان تولید شیر ، معمولاً ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلی گرم است . مادری که خوب تغذیه شود و حدود ۵ واحد لبنیات دریافت کند معمولاً کلسیم مورد نیازش تأمین می شود .

در دوران بارداری در سه ماهه آخر بارداری ، حدود ۲۸ گرم کلسیم از خون مادر برداشت می شود و در استخوانهای جنین رسوب می کند .

نکته ای که حائز اهمیت است این است که در زمان بارداری زنان باید ۱۲۰۰ میلی گرم کلسیم دریافت کنند . با وجود این در مادرانی که کمتر از این میزان مصرف می کنند علائمی که مبتنی بر برداشت کلسیم و نرمی استخوان باشد کمتر مشاهده می شود ، زیرا هنگامی که نیاز بالا می رود احتمالاً با تطابق جذب کلسیم ( از مقداری که ذکر کردیم ) ممکن است بالا برود ، بنابراین کمتر با مشکل روبرو می شویم . مگر اینکه با زایمانهای مکرر و با فاصله های کوتاه داشته باشیم که کلسیم برداشت شده در زمان بارداری نتواند جایگزین شود و پس از زایمان و دوران شیردهی دچار نرمی استخوان شود .

مهمترین منابع غذایی کلسیم :

شیر ، ماست ، پنیر و کشک یا به طور کلی لبنیات مهمترین منابع کلسیم هستند . البته در سبزیها ( حدود ۱۰ درصد ) نیز کلسیم وجود دارد . سایر مواد غذایی حتی حبوبات و غلات نیز حدود ۷ و ۸ درصد کلسیم مورد نیاز بدن را تأمین می کنند . البته از آنجا که در ایران مصرف نان زیاد است. ممکن است سهم غلات در تأمین کلسیم به بیش از ۱۰ درصد برسد . گوشت ، مرغ و ماهی حدود ۵ تا ۶ درصد کلسیم مورد نیاز بدن را تأمین می کنند و اینها همه بستگی به سهم این مواد غذایی در رژیم دارد . مثلاً گروههای مرفه جامعه ۶ درصد از کلسیم مورد نیاز بدنشان از طریق گوشت ، ماهی ، مرغ که مصرف بیشتری دارند ، تأمین می شود . ولی در طبقات فقیر که مقدار دریافت این گونه مواد غذایی کمتر است ، این دسته از مواد غذایی جایگاه زیادی در تأمین کلسیم آنها ندارند.

کمبود کلسیم :

معمولاً کلسیم خون در شرایط طبیعی حدود ۹ تا ۱۱ میلی گرم در ۱۰۰ میلی لیتر خون است. زمانی که کلسیم خون پایین بیاید و به ۷ میلی لیتر خون برسد علائم هیپو گلیسمی ظاهر می شود و زمانی که به ۵ میلی گرم در ۱۰۰ میلی لیتر خون برسد علائم هیپو گلیسمی که به صورت تشنج و حرکات تتانی ( انقباضات غیر ارادی در عضلات ) می تواند بروز کند .

در دو حالت ممکن است کلسیم خون پایین بیاید اما علائم هیپو گلیسمی ظاهر نشود :

۱- زمانی که فرد دچار کمبود پروتئین است و آلبومین خون وی پایین بیاید. همانطور که می دانید معمولاً کلسیم به سه صورت در خون وجود دارد حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد از کلسیم به صورت متصل به پروتئین است ، حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد به صورت یونیزه است و ۵ درصد غیر یونیزه و قابل نفوذ است . زمانی که پروتئین یا آلبومین خود کاهش یابد کلسیم متصل به پروتئین هم کاهش پیدا می کند . هنگامی که کلسیم یونیزه خون کاهش پیدا می کند علائم هیپو گلیسمی ظاهر می شود .

۲- اگر فرد دچار آلکالوز شده باشد یعنی PH خون بالا رود و بدن برای حفظ PH خون مقدار زیادی کلسیم از دست می دهد و در این حالت کلسیم خون از حد طبیعی پایین تر می آید ولی علائم هیپو گلیسمی ظاهر نمی شود .

آهن

عنصر دیگری که در این برنامه مورد مطالعه قرار می دهیم آهن است . مقدار آهن موجود در بدن یک فرد بالغ حدود ۳ تا ۵ گرم است . کمبود این مقدار ناچیز آهن می تواند بر سلامتی انسان ، فعالیت روزانه ، تمرکز ذهنی اثرات سوئی داشته باشد . بنابراین مقدار مهم نیست ، زیرا اگر همین مقدار کم ، به اندازه کافی تأمین نشود می تواند عوارض بسیار شدیدی را در انسان ایجاد کند .

آهن اعمال مختلفی را در بدن انسان انجام می دهد از قبیل :

۱- قسمت اعظم آهن در ساختمان هموگلوبین خون به کار می رود که در جابجایی گازهای تنفسی، رساندن اکسیژن به بافتها و دفع گاز کربنیک نقش اساسی دارد .

۲- درساختمان آنزیمهای مختلف نقش دارد .
۳- شرکت در ساختمان هموگلوبین و میوگلوبین عضلات است ( مهمترین وظیفه آهن است ).

حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد آهن به صورت ذخیره در کبد ، طحال و مغز استخوان قرار دارد. آنچه که باید دانست این است که مقدار آهنی که روزانه جذب بدن انسان می شود و متابولیزه می شود از گردونه خارج می شود ، معمولاً روزانه حدود ۱ میلی گرم آهن جذب بدن می شود. ممکن است تصور کنید که اگر غذای ما یک میلی گرم آهن داشته باشد کفایت می کند این طور نیست. جذب آهن به طور متوسط حدود ۱۰ درصد است ، به عبارت دیگر ۲ تا ۸ درصد آهن غذاهای گیاهی مثل نان ، حبوبات و سبزی ها جذب می شود در صورتیکه معمولاً ۱۰ تا ۳۰ درصد آهن غذاهای حیوانی جذب می شود .

پس یک رژیم غذایی باید حداقل ۱۲ میلی گرم آهن داشته باشد تا یک میلی گرم از این ۱۲ میلی گرم جذب شود .

بنابراین مقدار آهن مورد نیاز درافراد بالغ ۱۲ میلی گرم ، خانمهای باردار ۱۵ میلی گرم است. از آنجا که هنگام افزایش نیاز بدن به آهن ، جذب آهن بالاتر می رود پس تا حدودی می تواند تأمین نیاز کند .


املاح معدنی ( آهن – روی )





مقدمه :

چه عواملی روی جذب آهن در بدن ما تأثیر دارد ؟

دو دسته از عوامل در جذب آهن اثر دارند :

۱- عواملی که کاهنده جذب هستند ، مثل اکسالاتها که در اسفناج ، کرفس و ریواس موجود می باشد و مانع جذب آهن در بدن می شوند . ترکیبات موجود در چای موسوم به کافئین که مانع جذب آهن می شود و توصیه می شود که خانمها یک ساعت قبل از نهار و همچنین دو ساعت ( یا حداقل یک ساعت ) بعد از نهار چای مصرف ننمایند و اگر یک فنجان چای بعد از صرف غذا بنوشند حدود ۵۰ درصد از آهن غیر آلی آن کاسته می شود .

توضیح : دو نوع آهن داریم :

الف ) آهن معدنی یا غیر آلی : که در غذاهای گیاهی و قسمتی از غذاهای حیوانی وجود دارد.

ب ) آهن آلی : که در غذاهای حیوانی ، گوشت ، جگر و مرغ وجود دارد .





۲- عوامل موثر در تسریع جذب آهن عبارتند از :

الف) آب میوه ها : اگر بعد از صرف غذا یک پرتغال میل کنید ، حداقل ۵۰ درصد جذب آهن غیر آلی را بالا می برد . به عبارت دیگر بعد از صرف غذا ، مصرف یک فنجان چای و یک پرتغال تقریباً اثر هم را خنثی می کنند . بنابراین بهتر است بعد از صرف غذا ، چای ننوشید اما اگر عادت دارید همزمان با مصرف یک فنجان چای ، یک پرتغال هم میل نمایید تا از این طریق اثر سوء چای از بین برود و می توانید یک پرتغال بیشتر بخورید تا اثر مثبت جذب را داشته باشد .

ب ) پروتئین های حیوانی

ج ) مس

د ) ویتامین B12





منابع غذایی آهن :

۱- منابع غذایی حیوانی که بهترین آن جگر ، گوشت قرمز و مرغ ( مخصوصاً ران مرغ ) است .

۲- حبوبات

۳- غلات

۴- سبزیهای سبز تیره





کم خونی فقر آهن در چه گروههایی بیشتر دیده می شود ؟

بر اساس بررسیهای انجام شده در ایران ، در خانمها بالاخص در دوران بارداری فقر آهن وجود دارد و حدود ۵۰ درصد خانمهای ایرانی ، کم خونی فقر آهن دارند ( دخترهای جوان در سنین ۱۵ تا ۴۹ سالگی باروری ) .

گفتیم که حدود ۲۰ درصد آهن بدن به صورت ذخیره در کبد ، طحال و مغز استخوان است. بنابراین وقتی انسان دچار سوء تغذیه فقر آهن می شود الزاماً مبتلا به کم خونی فقر آهن نمی شود بلکه از ذخایر بدن ( که به آن ها اشاره شد ) استفاده می شود .

زمانی فرد دچار کم خونی می شود که ذخایر آهن در بدن تحلیل رفته است . بنابراین اگر بخواهیم کم خونی فرد را مشخص کنیم باید همو گلوبین و هماتوکریت را اندازه گیری کنیم. اما اگر بخواهیم وضعیت آهن را بسنجیم باید فریتین را اندازه گیری کنیم .





علائم اولیه کم خونی فقر آهن عبارتند از :

۱- خستگی

۲- بی حالی

۳- ضعف

۴- بی حوصلگی

۵- ایجاد مشکل در تمرینات بدنی

۶- تپش قلب هنگام فعالیت بدنی

۷- سوزن سوزن شدن انگشتان

در صورت تداوم علائم اولیه ، علائم ثانویه به وجود می آیند که عبارتند از :

۱- تغییر رنگ زبان

۲- تخریب پرزهای زبان ( به گونه ای که بیمار مشکل بلع غذا داشته باشد )

۳- تغییر شکل ناخن ها

دختران و زنان در سنین باروری باید همیشه از مکمل های آهن استفاده کنند و در برنامه غذایی خود باید از گوشت و مواد غذایی حیوانی استفاده کنند . معمولاً مصرف جگر ۵ روز یکبار می تواند اثر خوبی در کاهش کم خونی فقر آهن داشته باشد و اگر زمان طولانی تر باشد مصرف جگر اثر مشخص و معنی داری در کاهش کم خونی فقر آهن نخواهد داشت .

یکی دیگر از ریز مغذی ها روی است . کمبود روی از سال ۱۹۶۰ میلادی برای اولین بار در ایران تشخیص داده شد و ملاحظه کرده اند که پسر بچه هایی که بیش از نیمی از کالری دریافتی را از نان تخمیر شده به دست می آورند در رشد و بلوغ جنسی اختلال دارند .

در سال ۱۹۶۱ میلادی این مشکل در مصر تشخیص داده شد و علت اصلی این مشکل کرم قلابدار بود . روی ، در فعالیت ۲۰۰ آنزیم نقش دارد . ریز مغذی است که به مقدار ناچیز در بدن انسان وجود دارد ، ولی اعمال حیاتی بسیار مهم و گسترده ای را انجام می دهد .

مقدار نیاز بدن به روی روزانه ۱۵ میلی گرم است و میزان جذب آن بستگی به مقدار دریافت آن دارد . اگر دریافت زیاد باشد ، جذب کم می شود .

به طور کلی بر اساس بررسی های انجام شده در ایران در مجموع کمبود روی داریم . زیرا بهترین منبع غذایی روی صدف ، گوشت قرمز ، تخم مزغ ، حبوبات و بادام زمینی است که معمولاً مصرف این مواد غذایی در عامه مردم ایران به اندازه کافی نیست .

تأثیرات کمبود روی بر بدن انسان چیست ؟

۱- اختلال در رشد و تکامل طبیعی

۲- اختلال در بلوغ جنسی

۳- اختلال در حس بویایی و چشایی

۴- اختلال در پاسخهای ایمنی بدن

۵- کند شدن التیام زخم

۶- ریزش مو

۷- زخمهای پوستی

۸- شب کوری

۹- کاهش اشتها

hi dr!
     
#15 | Posted: 10 Jul 2011 07:41
آشنایی با چربیها و نقش آنها در بدن

اسیدهای چرب ضروری دو نوع هستند :

۱- اسید لینولینک

۲- اسید گامالینولینک



اصولاً اسیدهای چرب ضروری در روغن مایع وجود دارند و اسیدهای چربی که دارای چند پیوند دوگانه هستند وجود دارد . مهمترین اسید چربی که وجود دارد ، امگاسه است که منحصراً در روغن ماهی وجود دارد و ویژگی خاصی به روغن ماهی داده است . در حقیقت چربی گوشت یا پروتئین ماهی بهترین چربی است ، زیرا اسید چرب ضروری نه تنها کلسترول خون را بالا نمی برد بلکه باعث کاهش کلسترول خون می شود . پس از آن اسید چرب امگاشش را داریم که در روغن نباتی ، پنبه دانه و آفتابگردان وجود دارد و از نظر تغذیه ای اهمیت ویژه ای دارد .

در مجموع اسیدهای چرب که دارای پیوند دوگانه هستند تنها ۷ تا ۸ درصد کل کالری بدن انسان را تأمین می کنند و افراط در مصرف آنها تأثیر سرطان زایی دارد .





علائم کمبود اسیدهای چرب ضروری عبارتند از :

توقف در رشد ( مخصوصاً در دوران رشد )

ایجاد ضایعات پوستی ( اگزما )

اختلال در تولید مثل ، اختلال در شیر دادن

وجود پروتئین در ادرار ( که در اثر شکنندگی فرژلیتی اجزاء و لوله های موئینه کلیوی می شود )





اعمال اسیدهای چرب ضروری چیست ؟

اسیدهای چرب ضروری در ساختمان فسفو لیپیدها شرکت دارند و معمولاً فسفر لیپیدها در ساختمان سلولی نقش دارند در صورت کمبود فسفر لیپیدها ، متابولیسم انرژی مختل می شود . مثلاً متابولیسم در جداره میتوکندری انجام می شود و کمبود فسفولیپیدها منجر به اختلال در متابولیسم سلولی می شود .

همچنین اسیدهای چرب ضروری باعث کاهش کلسترول می شوند بنابراین وجود آنها و یا نسبت اسیدهای چرب ضروری به اسیدهای چرب اشباع شده عاملی است که در میزان کلسترول خون موثر است و نیز در ساختمان پرستوگلاندینها دخالت دارند زیرا پرستوگلاندینها اعمال حیاتی متعددی را در بدن انسان انجام می دهند .





متابولیسم چربیها :

معمولاً اسیدهای چرب از طریق بتا اکسیداسیون ، اکسیده می شوند . یعنی هر بار دو اتم کربن از زنجیره اسید چرب جدا می شود و با مشتق استیل کوانزیم A ترکیب می شود و استیل کوانزیم A می دهد . استیل کوانزیم A وارد چرخه کرپس می شود و تولید انرژی می کند.

چربیها در بدن با آتش قندها می سوزند ، یعنی در رژیم غذایی روزانه باید حداقل یک قند یا نشاسته ( ۷۰ تا ۱۵۰ گرم ) وجود داشته باشد تا متابولیسم چربی به طور کامل انجام شود. پس نباید در رژیم لاغری کل مواد نشاسته ای را حذف کرد وگرنه موجب نقص در سوخت و ساز بدن می شود و PH خون به هم می خورد .

به عنوان مثال فردی که اعتصاب کرده و زنده مانده است به دلیل این است که ( نمک ، آب و شکر ) را زیر نظر پزشک مصرف کرده است . معمولاً در اعتصاب غذایی خشک انسان تنها یک هفته یا ده روز زنده می ماند .

مصرف نمک و آب در رژیم غذایی باعث متابولیسم چربی کامل می شود . این بدان معنی است که بدن انسان به حداقل مواد قندی و نشاسته ای نیاز دارد تا متابولیسم چربی کامل انجام گیرد. در صورت افراط در دریافت کربوهیدراتها ، کربوهیدراتها به چربیها تبدیل می شوند و مخصوصاً اگر چربیها از قندها باشند اسیدهای چرب دراز ، زنجیر اشباع ایجاد می کنند که برای سلامتی انسان مضر هستند .

اگر تریگلیسیرید خون بالا باشد عده ای فکر می کنند که فقط باید چربیها تعدیل شوند در صورتیکه علاوه بر مصرف کم چربیها ، باید مصرف مواد غذایی حاوی قند و شکر را نیز کم کرد.





کلسترول :

کلسترول از نظر ترکیب شیمیایی یک الکل آلی است ، اما از آنجا که در تقسیم بندی ها در ترکیبات چربیها و اسیدهای چرب بدن قرار می گیرد و در حلالهای چربی محلول شده است اصطلاحاً چربی نامیده می شود . پس چربی نیست و یک الکل است ولی جزء ترکیبات چربیهاست.

در حقیقت متابولیسم و وجود کلسترول به وجود و میزان چربیها مرتبط است به همین دلیل جزء چربیهای بدن محسوب می شود . اغلب مواد غذایی ، کلسترول دارند ، ضمن اینکه کلسترول برای بدن لازم است و در ساختمان بسیاری از هورمونها از جمله هورمونهای جنسی وجود دارد .





کارکرد کلسترول در بدن :

کلسترول ماده غذایی ضروری است ، مهمترین منابع غذایی کلسترول جگر ، زرده تخم مرغ ، میگو ، گوشت قرمز ، کله پاچه و مغز است و در مواردی که فرد مبتلا به کلسترول خون بالاست، باید دریافت این غذاها را به شدت محدود کند . مقدار کلسترول دریافتی از غذاهای روزانه به طور متوسط نیم گرم است . اما نستز آندوژن حدود دو گرم است . بنابراین آنچه که مهم است تأثیر گذاری بر نستز آندوژن است .





عواملی که بر نستز کلسترول موثرند عبارتند از :

۱- سن ، کلسترول با سن بالا می شود .

۲-جنس ، تا زمانیکه هورمونهای جنسی زنانه ، در زمان فعالیته می کنند میزان کلسترول خون پایین است و در دوران بارداری به علت تغییرات هورمونی و در دوران یائسگی ، میزان کلسترول بالا می رود . به همین دلیل اوج سکته های قلبی و عروقی و مغزی در خانم ها یک دهه دیرتر از آقایان است .

هورمونهای جنسی زنانه نقش محافظتی در برابر سکته دارند .





عواملی که بر روی کلسترول تأثیر دارند عبارتند از :

۱- میزان انرژی دریافتی

۲- نوع چربی

۳- فعالیت



چه عاملی بر مایع و جامد بودن و ذوب چربیها تأثیر دارد ؟ این مایع و جامد بودن چه تأثیری در سلامتی دارد ؟



چربیها ترکیباتی هستند که از کربن ، هیدروژن و اکسیژن درست شده اند . اما از آنجا که نسبت هیدروژن به اکسیژن در ساختمان چربیها بیشتر از نسبتی است که در کربوهیدراتها داشتیم و این ویژگی را به چربیها داده که منبع فشرده و مناسبی از نظر انرژی باشند .



به عبارت دیگر یک گرم چربیها بیشتر از ۲ برابر یک گرم کربوهیدراتها و پروتئین ها انرژی حاصل می شود . چربیها معمولاً در حلالهای آبی حل می شوند مثل تتراکلرید کربن ، کلروفرم واتر. معمولاً چربیها از ترکیب اسیدهای چرب آلی با الکلهای آلی حاصل می شوند. الکل ساختمان چربی خوراکی گلیسرول را تشکیل می دهد ، چربی حاصله را گلیسیرید یا تری گلیسیرید می نامند. چون گلیسرول سه عامل الکلی دارد ، هر عامل الکلی با یک اسید چرب ترکیب می شود و چربی حاصله را گلیسیرید می نامند . بنابراین ماحصل تجربه چربیها ، الکل و اسیدهای چرب است. اسیدهای چربی که در ساختمان چربیها وجود دارد و معمولاً تعداد کربن هایشان زوج است و به سه دسته تقسیممی شوند :



۱- اسیدهای چرب کوتاه زنجیر

۲- اسیدهای چرب متوسط زنجیر

۳- اسیدهای چرب دراز زنجیر



۱- اسیدهای چرب کوتاه زنجیر : معمولاً ۴ تا ۶ اتم کربن در ساختمان خود دارند و معمولاً فرٌار هستند .



۲- اسیدهای چرب متوسط زنجیر : معمولاً ۸ تا ۱۲ کربن در زنجیره خود دارند و در درجه حرارت آشپزخانه یا معمولی مایع هستند ، علی رغم اینکه از اسیدهای چرب اشباع شده درست شده اند .



۳- اسیدهای چرب دراز زنجیر : ۱۴ تا ۳۰ کربن دارند ولی چربیهای خوراکی بیشتر ۱۴ تا ۲۲ کربنی هستند . پس عاملی که روی حالت فیزیکی یا نقطه ذوب چربی اثر دارد طول زنجیره اسید چرب آن است که خیلی مهم است . عامل دیگری که روی حالت فیزیکی چربی دخالت دارد اشباع بودن زنجیره اسید چرب یا وجود پیوند دوگانه روی زنجیره اسید چرب است . اسیدهای چرب دراز زنجیر جامدند ولی اسیدهای چرب دراز زنجیری که دارای یک یا چند پیوند دوگانه اند مایع هستند . اصولاً در تغذیه متعادل توصیه می شود که چربیها حداقل بیست درصد کالری و حداکثر سی درصد کالری را تشکیل دهند . اگر فرض کنیم که سی درصد کالری ما از چربیها تأمین می شود ،





سه دسته اسید چرب داریم :

اسید چرب اشباع یک پیوند

اسید چرب اشباع دوگانه

اسید چرب اشباع چند پیوند دوگانه
جایگاه این ها در رژیم غذایی ما باید چگونه باشد و چرا این نسبت ها وجود دارد ؟ اصولاً چربیهای اشباع یا جامد دراز زنجیر نباید بیش از ۹ درصد کالری و حداکثر ده درصد کالری تجاوز کند . یا از ۳/۱ کل چربی دریافتی بیشتر نباشد . این دسته از چربیها به طور طبیعی در مواد غذایی وجود دارند مانند شیر ، گوشت ، پنیر ، تخم مرغ ، گوشت و مرغ ( که هم چربی جامد و هم چربی مایع دارد ) که در آنها اسیدهای چرب اشباع شده وجود دارد . بنابراین آن ۹ تا ۱۰ درصد به طور معمولی در غذای ما وجود دارند .



در قسمت متابولیزم گلسترول اشاره خواهیم کرد که به طور کلی چربی های اشباع ، گلسترول خون را بالا می برند . بنابراین باید احتیاط کرد که هر عامل افزایش گلسترول را حذف کنیم .



چربی ای که در پوست و بال مرغ وجود دارد هم چربی جامد و هم چربی مایع است که بعد از مصرف آن ، چربی های ماهی توصیه می شود . در چربیهای حیوانی بعد از ماهی ها ، چربی مرغ مناسب تر از چربی گوشت های قرمز است .



اسیدهای چرب دارای یک پیوند دوگانه مانند روغن زیتون یا روغن مایع ، که در روغن زیتون چربی مایع داریم که یک پیوند دوگانه دارد که اسید اولوئیک نامیده می شود .

در ذرت ، پنبه دانه ، آفتابگردان که روغن مایع هستند ، بیش از ۵۰ درصد روغن آن ها اسید چرب اولوئیک است و بین ۲۰ تا ۳۰ درصد هم اسیدهای چرب دارای چند پیوند دوگانه هستند. اصولاً توصیه می شود که اسیدهای چرب دارای چند پیوند دوگانه بیش از ۷ تا ۸ درصد کالری را تشکیل ندهند . علیرغم اینکه اسیدهای چرب دارای چند پیوند دوگانه ، بلاخص چربی ماهی ها ، پائین آورنده گلسترول است . چربیها این ویژگی مثبت را دارند و به این دلیل گفته می شود که از ۷ تا ۸ درصد مصرف آنها تجاوز نکند چون افراط در مصرف چربیهای دارای چند پیوند دوگانه ، خطر سرطان زایی دارد . اما اسیدهای چرب دارای یک پیوند دوگانه ، که اسید اولوئیک است و منحصراً در روغن زیتون ( بیش از ۵۰ درصد ) ، روغن آفتابگردان ، روغن پنبه دانه و روغن ذرت وجود دارد ، توصیه می شود که ۱۲ تا ۱۴ درصد سهم چربیها را تشکیل دهند.





در زندگی روزمره چگونه می توان عمل کرد ؟

در غذاهای روزانه نیازی نیست که به آنها چربی جامد اضافه کنیم چون در گوشت ، تخم مرغ ، پنیر ، شیر و ماست ۹ تا ۱۰ درصد چربی وجود دارد . بنابراین اگر از روغن زیتون ، پنبه دانه و آفتابگردان در غذاهایمان استفاده کنیم ، تعادل مصرف چربی در برنامه غذایی رعایت شده است.





در بین روغن و چربیهای مواد غذایی ، بهترین روغن کدام است و چرا ؟

بهترین روغن ، روغن ماهی است چون اسید چرب اُمگاسه دارد و پائین آورنده گلسترول خون است .

بدترین روغن در جامعه ، روغن نباتی جامد است چون ایزمرترانس آن بالاتر از حد استاندارد است و بعد از آن روغن مارگارین است که قسمتی از آن مایع است . اما از نظر تأثیر سلامتی، علیرغم تبلیغات ، مناسب نمی باشند و بعد از آن پی ، دنبه و کره قرار می گیرد که چربی کره از انواع اسیدهای چرب است . روغن های مایع از نظر سلامتی مناسب هستند . ضمن اینکه یک حالت تعادل بین اسیدهای چرب اشباع شده و اسید چرب یک پیوند دوگانه و چند پیوند دوگانه وجود دارد .

hi dr!
     
#16 | Posted: 10 Jul 2011 07:44
آشنایی با پروتئین ها

مقدمه :

در جلسه قبل کربوهیدراتها ، دی ساکاریدها ، پلی ساکاریدها ، فیبرها و اهمیت تغذیه ای آنها را برشمردیم . در این جلسه پروتئین ها را مطالعه می کنیم .

پروتئین ها از کربن ، هیدروژن ، اکسیژن و ازت ساخته شده اند . وجود عنصر ازت در ساختمان پروتئینها عنصری اختصاصی است و تمام ویژگیهای مولکول پروتئین و اعمال مختلف بدن در حقیقت مدیون وجود عنصر ازت است که در دو دسته چربی ها و کربوهیدراتها وجود ندارد .



واحد ساختمانی پروتئین ها ، اسید آمینه است ، ۲۰ نوع اسید آمینه در ترکیب مواد غذایی و همچنین در ساختمان بدن انسان وجود دارد . اسیدهای آمینه به سه دسته تقسیم می شوند :

۱- اسیدهای آمینه ضروری .

۲- اسیدهای آمینه نیمه ضروری .

۳- اسیدهای آمینه غیر ضروری .



۱- اسیدهای آمینه ضروری : دسته ای از اسیدهای آمینه هستند که بدن انسان یا قادر به ساختن آنها نیست و یا نمی تواند آنها را به میزان لازم برای تأمین نیازهای خود بسازد . مثل لیزین ، ایزولوسین ، فنیل آلانین .



۲- اسیدهای آمینه نیمه ضروری : به آن دسته از اسیدهای آمینه گفته می شود که فقط در دوران کودکی و رشد ضروری هستند یعنی اگر به اندازه کافی در رژیم غذایی کودکان نباشد موجب اختلال رشد آنها می گردد .



۳- اسیدهای آمینه غیر ضروری : اسیدهای آمینه ای هستند که در صورت فقدان آنها در غذا بدن قادر است از متابولیسم چربی ها ، پروتئین ها و عامل آمینی سایر اسیدهای آمینه آنها را منتشر کند. بنابراین در اعمال حیاتی مشکلی ایجاد نمی شود .



نکته ای که باید بدانیم این است که وجود مقدار کافی اسیدهای آمینه غیر ضروری در غذا یا پروتئینهای مصرفی اثر صرفه جویی بر نیاز به اسیدهای آمینه ضروری دارد .

کیفیت پروتئین ها توسط مقدار و تناسب کافی اسیدهای آمینه ضروری در یک پروتئین می شود.





خواص پروتئینها :

پروتئینها دو دسته اند :

۱- پروتئینهای رشته ای .

۲- پروتئینهای کروی .



بعضی از پروتئینها در آب محلول هستند و برخی دیگر در آب نامحلول هستند . معمولاً پروتئینهای رشته ای در آب نا محلول هستند . هنگامی که پروتئینها در برابر عوامل فیزیکی و شیمیایی مثل حرارت و محیط اسیدی یا قلیایی قرار می گیرند . ویژگیهای طبیعی خود را از دست می دهند . به عنوان مثال پختن پروتئینهای غذایی موجب تخریب مولکول پروتئینی آنها می شود و از نظر فعالیت بیولوژیکی نمی تواند اعمال قبلی خود را انجام دهد . منتها از نظر تغذیه ای مشکلی ایجاد نمی کند و به عنوان یک ماده مغذی برای بدن قابل استفاده است .





منابع غذایی پروتئینها :

پروتئین ها دو منبع دارند :

۱- منابع حیوانی : که بهترین منبع غذایی پروتئینی یا پروتئین با کیفیت عالی پروتئین سفیده تخم مرغ یا پروتئین تخم مرغ است . به همین علت ارزش بیولوژیکی آن را ۱۰۰ در نظر می گیرند .

پروتئین شیر و لبنیات تقریباً مشابه پروتئین سفیده تخم مرغ است و ارزشی حدود ۹۶ دارد و بعد از آن پروتئین گوشتها اعم از گوشت سفید و قرمز قرار می گیرد .

بنابراین منابع غذایی حیوانی شامل گوشت ، مرغ ، ماهی ، تخم مرغ ، شیر و لبنیات بهترین منابع پروتئین حیوانی هستند .



۲- منابع گیاهی پروتئین : غلات و حبوبات است ( نان ، برنج ، ماکارونی ، رشته ها ، لوبیا ، عدس و ماش )





کیفیت پروتئینی منابع غذایی حیوانی و گیاهی :

از نظر ارزش بیولوژیکی ، بالاترین ارزش را پروتئین سفیده تخم مرغ دارد . بعد از آن شیر ، ماست و پنیر قرار دارد و پروتئین گوشت ها بعد از این در گروه قرار دارد .



لازم به ذکر است ، که گوشت قرمز بیشتر از نظر ویتامین مورد نظر منبع پروتئینی اش و املاحی که با منابع گوشتی به بدن ما می رسد اهمیت زیادی دارد نه از نظر منبع پروتئینی . پس با حذف گوشت ها و مخصوصاً گوشت قرمز از رژیم غذایی ، نمی توانیم مقدار کافی آهن دریافت کنیم . بنابراین گوشت جایگاه خود را دارد . هر چند که پروتئین سفید تخم مرغ مرغوبتر است اما از نظر ویتامین A و املاح در حد گوشت نیستند . بنابراین از نظر کیفیت ، بعد از گوشت ها و حبوبات قرار می گیرند .



کیفیت پروتئینی حبوبات ( پروتئین گیاهی ) پایین تر از انواع پروتئین های حیوانی است .

پروتئین غلات از نظر کیفیت بعد از حبوبات قرار می گیرند . سیب زمینی هم به مقدار بسیار کم ( حدود ۲ درصد ) پروتئین دارد . در حقیقت زمانی که به مقدار قابل توجهی در برنامه غذایی گنجانده شود می تواند در تأمین پروتئین سهمی داشته باشد .





مقدار پروتئین ها :

در بین منابع غذایی بالاترین پروتئین در کشک وجود دارد . ( کشک خشک ) کشک در ایران به صورت سنتی ، به شکل گلوله های خشک تهیه می شود و بعد آن را می سایند و دسته بندی می کنند .



کشک خشک معمولاً بین ۵۵ تا ۷۵ درصد پروتئین دارد و هیچ ماده غذایی به این میزان پروتئین ندارد . بعد از کشک ، سویا بهترین منبع پروتئینی است و حدود ۴۰ درصد پروتئین دارد . سویا را می توان خاویار گیاهی نامید ، زیرا از نظر ترکیب با خاویار قابل مقایسه است . در سویا حدود ۴۰ درصد پروتئین و ۲۰ درصد چربی وجود دارد . در خاویار ۲۵ درصد پروتئین و ۲۰ درصد چربی وجود دارد . بنابراین سویا یک منبع پروتئینی گیاهی بسیار خوب است ، در ضمن سویا فیتواستروژنهای گیاهی دارد که برای خانمها بعد از یائسگی منبع پروتئینی خوبی است و می تواند تا حدودی از عوارض دوران یائسگی را بکاهد .

حبوبات بین ۱۴ تا ۲۵ درصد ( دانه ای که هنوز خشک است و پخته نشده است ) پروتئین دارند .



میزان پروتئین گوشت ، مرغ و ماکیان بر حسب نوع بین ۲۰ تا ۲۵ درصد است . مقدار پروتئین ماهی ها متغیر است ، حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد بر حسب نوع است . بعد از حبوبات غلات قرار دارند در نان ۱۰ درصد ، ذرت حدود ۱۰ درصد و برنج ۷ تا ۹ درصد پروتئین وجود دارد.

آیا می دانید مکمل سازی پروتئین ها یعنی چه ؟ یا مصرف پروتئین چه تأثیری بر کیفیت پروتئین حاصله دارد ؟

هنگامی که پروتئین غلات را با حبوبات همراه می کنیم مثلاً لوبیا پلو و عدس پلو و یا هنگامی که پروتئین گیاهی را با پروتئین حیوانی مخلوط می کنیم مثل نان پنیر، کیفیت پروتئین حاصله از پروتئین تک تک آنها بهتر است و بازده و کارآیی پروتئین در بدن ما بهتر می شود ، اما اعمال پروتئین ها در بدن ما چیست ؟

در این جلسه ابتدا به اهمیت پروتئین ها در تغذیه و سپس اعمال پروتئین ها اشاره می کنیم. بیشترین ماده ای که در بدن ما وجود دارد پروتئین است ۷۵ درصد وزن خشک بدن ما را پروتئین ها تشکیل می دهند و این امر ، اهمیت پروتئین در بدن ما و جایگاه آن را در تغذیه نشان می دهد. پروتئین بافتهای بدن ما ساختمان پایدار ندارند که وقتی بافتی ساخته شد تغییر نکند بلکه مثل یک قطعه در بدنه اتومبیل که پس از مدتی فرسوده می شود نیاز به تعویض دارد ، پروتئین ها نیز دائماً درحال تجدید ساختمان هستند .

به عنوان مثال نمیه عمر پروتئین های سرم خون و کبد در حدود ۱۰ روز است یعنی هر ۱۰ روز یک بار پروتئین های آنها تجدید می شود و یا طولانی ترین نمیه عمر پروتئین ها مربوط به عضله است که حدود ۱۹۰ روز است یعنی پروتئین موجود در عضلات بدن ما پس از ۱۹۰ روز تجدید ساختمان پیدا می کند .





عملکرد پروتئین در بدن ما چیست ؟ این درشت مغذی چه کارآیی در بدن ما انجاممی دهد ؟

۱- سیستم ایمنی بدن ساختمان پروتئینی دارد .



۲- هورمونها و آنزیم ها که اعمال حیاتی بدن ما را تنظیم می کنند از پروتئین ها ساخته شده اند.



۳- پروتئین ها نقش ساختمانی دارند ، بنابراین برای ساخته شدن بافت در ترمیم زخم ها و رشد جنین در زنان باردار ، نیاز به پروتئین بسیار ضروری است .



۴- پروتئین ها باعث تنظیم PH خون می شوند و به عبارت دیگر حیات انسان نسبت به نوسان PH حساس است و می تواند منجر به مرگ شود . بدن ما دارای سیستم های متفاوتی است که نقش آنها برقراری تعادل هنگام نوسانات PH می باشد . پروتئین ها هم عامل اسیدی و هم عامل بازی دارند ( یعنی نقش دوگانه دارند ) . هنگامی که PH خون به طرف اسیدی می رود پروتئین خاصیت بازی از خود نشان می دهد و هنگامی که PH خون به طرف بازی می رود پروتئین خاصیت اسیدی ایفا می کند و همیشه تعادل را برقرار می کند .



۵- پروتئین ها در حفظ تعادل فشار اسمزی هم نقش دارند. یعنی وقتی به مقدار کافی در بدن و خون پروتئین باشد تعادل برقرار است اما وقتی دچار کمبود می شویم آلبومین خون کاهش پیدا می کند. تعادل فشار اسمزی بین عروق خونی و مایع فضای سلولی به هم می خورد و اِدم اتفاق می افتد.



۶- پروتئین ها می توانند متابولیزم شوند و ایجاد انرژی کنند منتها جایگاه و سهم آنها نسبت به کربوهیدراتها و چربی ها خیلی محدودتر است .

پروتئین ها در یک رژیم غذایی متعادل باید ۱۰ تا ۱۵ درصد انرژی ایجاد یا تأمین کنند و یا انرژی که از سوخت پروتئین حاصل می شود بین ۱۰ تا ۱۵ درصد باشد .





عوامل ناشی از کمبود پروتئین ها :

هنگامی که کمبود انرژی داشته باشیم ، این کمبود با کمبود پروتئین توأم می شود . زیرا زمانی که بدن با کمبود انرژی مواجه می شود به ناچار پروتئین ها می سوزند و ایجاد انرژی می کنند و به همین دلیل سوء تغذیه پروتئین (PEM ) همیشه با کمبود انرژی ( malnutrition ) همراه است. اگر مشکل کمبود شدید انرژی باشد بیماری حاصله را ماراسموس می نامند که با لاغری شدید و مفرط همراه است . در بیماری ماراسموس معمولاً به علت تحلیل رفتن چربی و عضلات بدن، فرد دچار لاغری مفرط می شود و این بیماری بیشتر در کودکان ۶ ماهه تا سه ساله و مخصولاً کودکانی که از شیر مادر تغذیه نمی شوند و با شیر بطری تغذیه می شوند و غلظت شیر رعایت نمی شود و یا به علت عدم رعایت بهداشت ، کودک دچار اسهال های مداوم می شود و لاغری مفرط اتفاق می افتد و صورت کودک آنقدر لاغر می شود که دچار چین و چروک مثل صورت پیرمردها می شود و به آن old man face و یا صورت پیرمردی گفته می شود .





در کوارشیرکورچه علائمی دیده می شود :

در کوارشیرکور به علت بهم خوردن تعادل فشار اسمزی ، مایع در فضای بین سلولی جمع می شود و فرد دچار اِدم می شود . در کودکان صورت گرد یا تپل می شود و حالتی را به وجود می آورد که به قرص ماه مشهور است ( mon face ) . علائمی که دیده می شود تغییرات رنگ مو است. موها به علامتی که به علامت پرچم مشهور است دیده می شود ، یک دسته از موها رنگ طبیعی و یکدسته هم تغییر رنگ داده اند و موهای پرچمی شکل به وجود آمده است . بطور کلی کودکان دچار این بیماری ، دارای موهای کم پشت و شکننده که جلای خود را از دست داده اند هستند و موها راحت کنده می شوند .





تعادل ازتی :

تعادل ازتی عبارت است از جمع جبری ازت دریافتی از غذا و ازت دفعی از بدن ، یعنی ازتی که از طریق بدن ، ادرار و پوست دفع می شود . معمولاً ازتی که از طریق پوست دفع می شود اندازه گیری نمی شود چون کار دشواری است . فرد باید در ۲۴ ساعت ، سه نوبت دوش بگیرد و آب دوش جمع آوری شود و ازتش اندازه گیری شود و ازت مدفوع به ندرت اندازه گیری می شود . بنابراین همیشه قضاوت از روی ازت ادراری است . تعادل ازتی چه وقت می تواند مثبت باشد ؟ در دوران رشد و بارداری می تواند مثبت باشد .

زمانی که فرد رشد می کند قسمتی از بافت هایی که ساخته می شود به دلیل هورمونی رشد پروتئین ها است و تعادل ازتی مثبت است .





در حال تعادل :

افراد بالغی که تغییرات وزنی ندارند . افراد بین ۲۰ تا ۵۰ سال یا بالاتر از ۲۰ سالگی که معمولاً ازت دریافتی و ازت دفعی عادی صفر است .





تعادل ازتی منفی چه موقع اتفاق می افتد ؟

تعادل منفی ازت معمولاً در جراحات ، سوختگی ها ، جراحی ها و زمانی که فرد ثبات عاطفی ندارد و در شرایط نگرانی و اضطراب است به علت ترشح هورمون آدرنالین تعادل ازتی منفی می شود .





عوامل موثر بر نیاز به پروتئین :

۱- سن

۲- کیفیت پروتئین

۳- شرایط فیزیولوژیک

عوامل موثری هستند که روی نیاز به پروتئین اثر می گذارند .

hi dr!
     
#17 | Posted: 10 Jul 2011 07:46
پاتولوژی های سیکل قاعدگی

اولین مفهوم که درباره آن صحبت میکنیم، قاعدگی منظم یا نامنظم است. قاعدگی نامنظم چیست؟ حتما همه شما با مواردی برخورد کرده اید که سیکل قاعدگی یک خانم همیشه در یک روز معین از ماه اتفاق می افتد. آیا فقط این افراد دارای سیکل منظم هستند و بقیه افراد جزء گروه نامنظم طبقه بندی می شوند؟ واقعیت این است اگر به این شکل تقسیم بندی بکنیم، تنها تعداد کمی از افراد سیکل های منظم دارند و بقیه مبتلا به مشکل هستند.



ولی در واقع اینطور نیست. منظم بودن سیکل به این معنی است که یا سیکل در یک روز خاص شروع بشود و یا روزهای شروع یک سیکل در ماهای مختلف به یک اندازه جا به جا بشوند که این اندازه نهایتا ۳ روز است. در گفتار مصطلح به این معنی که مثلا همیشه دو روز عقب بیفتد یا همیشه سه روز جلو بیفتد. اهمیت این مطلب در این است که اگر سیکل منظم باشد باروری به راحتی صورت خواهد گرفت ولی در صورتی که سیکل نامنظم باشد، ریسک ناباروری بالا می رود. بنابراین در صورتی که سیکل نامنظم دارید، حتما به دنبال درمان آن باشید. شایع ترین بیماری که اغلب در دختر خانم ها دیده می شود، وجود کیستهای تخمدانی است که با علامت سیکل های نامنظم خودش را نشان می دهد و برای اینکه این دختر خانم در زمان ازدواجش بتواند بارداری به موقع و راحتی داشته باشد، باید قبل از ازدواج درمان بشود.



اما از کجا بفهیمیم که سیکل ما چند روزه است؟

اگر روز اول شروع خونریزی را در تقویم علامت بزنید بعد از گذشت چند ماه با شمارش روزهای سیکل، می توانید بفهمید که سیکل شما چند روزه است. در واقع اعدادی که بین شروع دو خونریزی پیاپی قرار دارند، روزهای سیکل شما هستند.



حالا دانستن اینکه سیکل چند روزه است چه فایده ای دارد؟



دانستن این مطلب چند فایده مهم دارد. اول اینکه شما متوجه می شوید که تعداد روزهای سیکلتان طبیعی است یا خیر. یک سیکل طبیعی باید حداقل ۲۱ روزه و یا حداکثر ۳۵ روزه باشد. در صورتی که سیکل شما کمتر از ۲۱ روز و یا بیشتر از ۳۵ روز طول دارد باید به پزشک مراجعه کنید. زیرا به احتمال قوی شما دچار یک مشکل زنان هستید.
فایده بعدی مشخص کردن زمان تخمک گذاری است.
تخمک گذاری غالبا ۱۴ روز قبل از شروع خونریزی بعدی اتفاق می افتد. مسئله آسان شد. اگر قاعدگی شما ۳۴ روزه است، ۳۴_۱۴=۲۰ ، پس زمان تخمک گذاری شما روز ۲۰ بعد از شروع قاعدگی فعلی است. البته این قاعده فقط برای سیکل های منظم صدق می کند.
اهمیت این مطلب در چیست؟
اگر شما از روش طبیعی یا کاندوم برای پیشگیری استفاده می کنید، بهتر است حوالی این زمان اصلا نزدیکی نداشته باشید. و در صورتی که شما نابارور هستید، نزدیکی در حول و حوش این زمان با ریسک بالاتر بارداری همراه است.
فایده بعدی دانستن زمان تخمک گذاری این است که شما متوجه می شوید بسیاری از تغییرات خُلقیتان در این زمانها طبیعی است و شما افسرده نشده اید یا فشار کاریتان بیشتر از حد معمول نیست.
ضمنا همسرتان هم متوجه می شوند که در این زمان ها بهتر است با شما بیشتر مدارا کنند. اغلب خانم ها در حوالی زمان تخمک گذاریشان ورم، تغییرات پوستی، حالاتی شبیه افسردگی و بی حوصلگی دارند و تمایلی برای انجام کارهای منزل از خود نشان نمی دهند. بسیاری از خانم ها هم دچار درد شکم و لکه بینی می شوند. تمامی این موارد در زمان تخمک گذاری طبیعی است و نباید باعث نگرانی شما بشود.
و مطلب آخر درباره تغییرات ترشحات تناسلی یک خانم، در طول سیکل قاعدگی است. از ابتدای سیکل که ترشحات نداشته و خونریزی میبینیم. (گفتیم که شروع سیکل را معادل روز اول خونریزی در نظر میگیرم.) پس از پایان خونریزی، ترشحات بصورت بیرنگ یا مایل به سفید، رقیق و بی بو هستند. در حوالی تخمک گذاری ترشحات به صورت غلیظ و چسبناک در آمده و میزان آن به تدریج زیاد می شود. در اواخر سیکل ترشحات کم می شود.

hi dr!
     
#18 | Posted: 10 Jul 2011 07:46
نکاتی مهم درباره دوران قاعدگی زنان و دختران


شما ممکن است برای سال »ها یا دهه ها این چرخه را در زندگی خود تجربه کرده باشید و راجع به این مسئله اطلاعات کافی داشته باشید، با این حال ممکن است سوالاتی راجع به این چرخه فیزیولوژی مطرح شود که پاسخ آن نیازمند تامل و بررسی دقیق باشد. لذا در ادامه مطلب به ۵ مورد از این ابهامات و پاسخ متخصصان در هر مورد پرداخته شده است.
-چرا بعضی از زنان دچار سندرم قبل از قاعدگی (PMS)می شوند؟
این سندرم به دلیل حساسیت بدن نسبت به تغییرات هورمونی رخ می دهد. ۱۰الی۲۰ روز قبل از شروع قاعدگی، سطح هورمون هایی نظیر «پروژسترون» و «استروژن» سریعا تغییر می کند و باعث بروز علائمی نظیر پف کردگی، کج خلقی، حساسیت بافت پستان و احساس خستگی در بعضی از خانم ها می شود.

تقریبا ۹۰درصد از خانم ها این علائم را قبل از شروع قاعدگی تجربه می کنند و کمتر از ۲۰درصد از خانم ها این علائم را با شدت بیشتری دریافت می کنند که ممکن است عملکرد و روابط آنها را تحت تاثیر قرار دهد. در هر حال اگر جز هر کدام از این دو دسته هستید، باید تا آنجا که ممکن است برای حفظ سلامت عمومی بدن خود تلا ش کنید.

مثلا انجام تمرینات ورزشی منظم، نوشیدن مقدار کافی آب، تغذیه مناسب هر چند ساعت یکبار و اجتناب از مصرف الکل و کافئین می تواند کمک موثری در این زمینه باشد. برای رفع اختلالات خلقی نیز در بعضی از موارد، استفاده از مکمل کلسیم می تواند موثر باشد. طبق مطالعه ای انجام شده در سال۲۰۰۵ ثابت شده که مصرف بالای ویتامینD و کلسیم باعث عدم بروز علائم سندرم قبل از قاعدگی می شود.

زنانی که در ۴ وعده غذای روزانه از شیر کم چربی، فرآورده های لبنی و آب پرتغال خالص تغذیه می کنند کمتر این علائم را تجربه خواهند کرد. بعضی محققان معتقدند که کمبود کلسیم و ویتامینD باعث بروز سندرمPMS می شود. اغلب موارد، زنانی که علائم این سندرم را با شدت بیشتری تجربه می کنند، معتقدند که بعد از مصرف قرص های ضدبارداری تسکین می یابند. مصرف کم قرص های ضدافسردگی نیز می تواند جهت رفع کج خلقی موثر باشد.
-چرا در بعضی از موارد چرخه قاعدگی نامنظم می شود؟
بعضی از زنان که تخمک گذاری منظمی ندارند، قاعدگی نامنظمی خواهند داشت. بعلاوه بیماری و استرس نیز بطور موثری چرخه را تحت تاثیر قرار می دهد. اما مهم تر از همه دانستن تعریف صحیح از قاعدگی منظم است. آنچه بعضی از خانم ها قاعدگی منظم می نامند، ممکن است صحیح نباشد. قاعدگی منظم یعنی دامنه زمانی بین ۲۵تا۳۵ روز، که از اولین روز قاعدگی شروع می شود و تا شروع قاعدگی بعدی محاسبه می گردد.

بعضی زنان فکر می کنند که چون هر ماه، در روز معینی قاعدگی اتفاق نمی افتد پس جزه دسته افراد با قاعدگی نامنظم هستند. در حالیکه این تفکر صحیح نیست. بعضی دیگر از زنان در محاسبه زمان وقوع این سیکل دچار اشتباه می شوند که در این مورد توصیه می شود زمان دقیق را یادداشت نمایند.

سایر دلایل داشتن قاعدگی نامنظم یا از دست دادن چرخه (به غیر از احتمال حاملگی) عبارتند از: افزایش یا کاهش قابل توجه وزن، فعالیت شدید بدنی که ورزشکاران قوای جسمانی انجام می دهند و یا مشکلات هورمونی. اگر در اینصورت، ماه بعد، زمان قاعدگی به وضعیت نرمال برنگشت باید به پزشک اطلاع داد.
-آیا احتمال حاملگی در زمان قاعدگی وجود دارد؟
این واقعه امکانپذیر است، اما نه با احتمال زیاد. نکته اینست که تشخیص دهید آیا خونریزی واقعا مربوط به قاعدگی است یا تنها خونریزی های خفیف (در حد لکه بینی) بین دو قاعدگی می باشد. بسیاری از زنان در زمان تخمک گذاری دچار خونریزی می شوند و اگر تصور کنید که مربوط به قاعدگی است، امکان حاملگی در این زمان وجود دارد. همچنین ممکن است در زمان نزدیک به انتهای قاعدگی، به دلیل آمیزش در محل رحم اسپرم باشد و دو یا سه روز بعد تخمک گذاری صورت بگیرد. در این حالت احتمال حاملگی زیاد خواهد بود.
-آیا قاعدگی بطورمطلق به معنای عدم حاملگی است؟
در این مورد نمی توان ۱۰۰درصد مطمئن بود. زیرا ممکن است خونریزی مربوط به اوایل حاملگی باشد و همیشه نمی توان به راحتی تفاوت این دو را تشخیص داد، مگر اینکه مدت آن درست مثل قاعدگی طول بکشد. اگر خونریزی با علائمی نظیر تهوع همراه بود انجام تست حاملگی لازم است.
-آیا عدم تعویض به موقع نوار یا تامپون ممکن است خطر بروز سندرم شوک سمی را به همراه داشته باشد؟
این سندرم نوعی بیماری با منشا» باکتریایی است، که اولین بار در سال ۱۹۸۰ کشف شد. در این زمان تعداد زیادی زنان به دلیل مصرف نوع خاصی از تامپون جاذب دچار علائم این بیماری شدند. در این حالت نوعی باکتری باعث تولید سم می کند و در نتیجه سندرم شوک سمی اتفاق می افتد. علائم این سندرم عبارتند: از تب، لرز، اسهال، تهوع، درد عضلانی و کهیر، که بعضی متخصصان معتقدند; عدم تعویض تامپون برای مدت طولانی ایجاد محیط مغذی برای باکتری ها می کند و سندرم بروز می کند. برای اطلاع یافتن از زمان مناسب تعویض بهتر است از دستورالعمل برچسب روی محصول پیروی شود.

hi dr!
     
#19 | Posted: 10 Jul 2011 07:47
رشد و تکامل شیرخواران و کودکان

تشخیص بیماری ها و جلوگیری از بروز آنها مستلزم داشتن اطلاعات کافی از روند طبیعی رشد GROWTH وتکامل DEVELOPMENT می باشد گرچه این مراحل از هم قابل تفکیک نیستند ولی تخم گشنیده شده زندگی آمبریونی وفتال را گذرانده و سپس دوره های شیر خواری- کودکی وادولسانس را طی می نماید رشدو تکامل دستگاههای مختلف به طور مستقل انجام نمی گیرد بلکه نتیجه تاثیر متقابل عوامل ژنیتیک و محیطی و تغذیه ای اقتصادی-اجتماعی ،هیجانی و تروما شیمیایی-عفونی-ایمونولوژیک و تربیتی دارد.

اصطلاح رشد به آثاری گفته میشود که باید با تعیین اندازه عضو مشخص می گرددو تکامل تغییرات عمل بدن است ولی چون این دو را نمی توان از هم تفکیک نمود اصطلاح رشد و تکامل را بکار می برند و عبارت است از مجموعه عوامل ژنیتیک محیطی-تغذیه ای-تروماتیک-تربیتی است که از موقع لقاح تا هنگام بلوغ در کودک تغییرات ایجاد می کند.

رشد و نمو فیزیکی:

اصطلاح طبیعی که در مورد رشد و نمو مورد استفاده قرار می گیرد صحیح نبوده و بهتر است اصطلاح میانگین AVERAGE بکار رود.

تفاوت زیادی بین اصطلاح میانگین و طبیعی وجود دارد.

میانگین عبارت است از مجموع کل اعداد تقسیم بر تعداد آنها می باشد.



مثلا میانگین قد ۷ کودک (۷۲-۷۰-۶۳-۶۱-۶۳-۶۲-۵۷) عبارت است از ۶۴=۷/۴۴۸



اگر داده ها را به ترتیب قرار دهیمـ۷۲-۷۰-۶۳-۶۳-۶۲-۶۱-۵۷) عدد ۶۳ را Median میانه گویند و داده ای که بیشترین فراوانی را داشته باشد Mode گویند.

میانگین از میانه هم ارزش بیشتری دارد.

رشد قبل از تولد:

زندگی داخل رحمی به دو دوره آمبریونیک و فتال تقسیم می شود که ۸ هفته اول حاملگی را گویند و بعضی ها ترجیح می دهند که ۱۲ هفته اول را امبریونیک گویند و زمان بین ۱۲-۴۰ هفته حاملگی را فتال می گویند.

هفته اول زندگی ژرمینال که تقسیم سلول و در هفته دوم اکتودرم و آندودرم و در هفته سوم مزودرم اضافه میشود.

در هفته هشتم وزن جنین ۱ گرم و در حدود ۵/۲ سانتی متر طول دارد در هفته ۱۲ وزن جنین حدود ۱۴ گرم وقد حدود ۵/۷ یانتی متر است و اواخر تریمستر اول جنس جنین مشخص می گردد،در اواخر تریمستر دوم (۲۸ هفته)وزن جنین حدود ۱۰۰۰ گرم و قد ۳۵ سانتی متر است(۱۴ اینچ)، در هنگام تریمستر سوم اندازه جنین باز هم افزایش می یابد و در جنین غضلات و نسوج تحت جلدی اولیه ایجاد می شود،سیستم گردش خون در بین هفته ۸-۱۲ کامی می شود،حرکات تنفسی در هفته ۱۸ انجام اما تکامل ساختمانهای آلوئولر معمولا کافی نیست تا هفته ۲۴-۲۶ جنین تکامل می یابد.

ماده سورفا کتان ریوی در هفته ۲۰ در حال تکامل یافتن می باشد و شاید تا تریمستر سوم کامل نباشد در اواخر حاملگی زمانی که مایع آمنیوتیک شامل سلول های زیادی است ممکن است مکونیوم به آلوئل آسپیره شود و باعث اشکالات تنفسی متعاقب زایمان گردد.

خموگلوبین جنین اکثریت هموگلوبین F می باشد که حامل اکسیژن بیشتری است هموگلوبین A در اواخر دوره جنینی حدود %۳۰ می رسد در هفته ۱۲ حاملگیBILE تشکیل و بزودی آنزیم های هاضمه ایجاد میشود حرکات بلع در هفته ۱۴ ظاهر می شوند در هفته ۲۶-۲۸ (ساکینگ) مکیدن جنین شروع می شود.جفت یک راه عمده تعویض متابولیک بین مادر و جنین می باشد در اواخر حاملگی IgG و کلسیم و آهن از جفت عبور کرده و لذا در نوزادان پرماجور بیشتر احتیاج به کلسیم-آهن دارندو استعداد به عفونت نیز زیادتر می باشد.

رفلکس گراسپینکGRASP REFLEX در هفته ۱۷ ظاهر و در هفته ۲۷ تکمیل می شوند مرگ و میر دوران آمبریونیک از تمام زمان های دیگر بیشتر است ومربوط به اختلالات ژنیتیک

-کروموزومی-سن مادر-عفونت های مادری ویا تجویز دارو به مادر در دوران تریمستر اول می باشد مرگ و میر در دوران فتال مربوط به فاکتور های داخل رحمی می باشد که شامل اکسیژناسیون ثانوی به اختلالات جفت-بند ناف-عفونت های باکتریال-و ویرال پروتوزوئری – اشعه-تروما عوامی شیمیایی اختلالات ایمونولژیک و تغذیه ای می باشد سوء تغذیه حتی روی نورون های مغزی نیز تاثیرگذار می باشد.

وزن متوسط نوزادان در موقع تولد حدود ۴۰۰/۳ (۵/۷ پوند) می باشد که پسر ها مختصری بیشتر از دختران وزن دارند و در حدود ۹۵% نوزادان فول ترم وزن بین ۵۰۰/۲-۶۰۰/۴ کیلوگرم دارند(۱۰-۵/۵ پوند) و قد متوسط ۵۰ سانتی متر (۲۰ اینچ) و در حدود ۹۵% نوزادان قد بین ۴۵-۵۵ سانتی متر (۲۲-۱۸ اینچ) متوسط دور سر در حدود ۳۵ سانتی متر(۱۴ اینچ) یعنی
بین ۱/۳۷-۶/۳۲ سانتی متر می باشد شکم نسبتا برجسته و انتهاها نسبتا کوتاه و نقطه وسط قد نوزاد نزدیک ناف می باشد در حالیکه در بالغین در سمفیزپوبیس می باشد.



همانطور که ذکر شد فقر و سوء تغذیه با کم وزنی و زایمان بیش از موقع ارتباط دارد.سوء تغدیه در سه ماهه سوم اغلب منجر به کم وزنی می شود افزایش وزن مادر در دوران حاملگی به وزن جنین بستگی دارد وزن متوسط شیرخواران در یک کشور معیار خوبی برای وضعیت تغذیه ای آن مملکت است در کشور های شرقی که وضع تغذیه ای خوبی ندارند وزن متوسط تولد ممکن است ۳ کیلوگرم (۵/۶ پوند) و یا کمتر باشند.

مسمومیت حاملگی در مادر و نارسائی جفتی به طور شایعی با کم وزنی همراه هستند استعمال بیش از حد دخانیات به وسیله مادر نیز باعث کم وزنی نوزادن در موقع تولد می شود .

حاملگی متعدد: در دوقلو ها وزن متوسط ۴۰۰/۲ کیلو و در ۳ قلوها ۸۰۰/۱ کیلو و در چهار قلو ها ۴۰۰/۱ ذکر می شود.

دیابت به طور شایعی با افزایش وزن نوزاد موقع تولد مواجه است.

نوزادان در ۲۴-۴۸ ساعت بعد از تولد حدود ۵-۱۰۵ وزن خود را از دست می دهند که مربوط به از دست دادن اب می باشد و در نوزادان فول ترم حدود روز های ۱۴-۱۰ وزن تولد را دارا خواهند بود.

تعداد تنفس:نوزاد مابین ۵۰-۳۵ در دقیقه است.

تعداد نبض نوزاد مابین ۱۲۰-۱۶۰ در دقیقه است.

رفلکس Rooting – ساکینگ Sucking و گاگینگgagikg بلع SWALLOWING فعال است در آخر هفته اول فاصله تغذیه حدود ۲ تا ۵ ساعت می باشد اولین مدفوع که مکونیوم نامیده میشود در ظرف ۲۴ ساع ت بعد از تولد انجام می شود تعداد دفعات اجابت مزاج نوزاد بستگی به شیر خورئن او دارد ولی متوسط ۳-۵ مرتبه در دوز می باشد و درشی مادر خواران تا حدود ۷-۶ مرتبه ممکن است باشد.

در موقع تولد ۵۵ کیلو کالری پر کیلوگرم در روز احتیاج می باشد و در آخر هفته تولد ۱۱۰ کیلوکالری به ازاء هر کیلوگرم وزن در ۲۴ ساعت و در انتهای هفته اول حدود ۱۲۰-۱۵۰ سی سی پر کیلو مایع باید در نظر گرفته شود.

در هفته اول تولد پروتئینوی شایع استBUN بطور گذران ممکن است افزایش یابد هموگلوبین نوزاد مابین ۱۷-۱۹ گرم در سی لیتر و افزایش رتیکولوسیت خفیف و نرویوبلاست در روزهای اول تولد گزارش می شود.

تعداد گلبول های سفید نوزاد ۱۰۰۰۰ در موفع تولد که در ظرف مدت ۲۴ ساعت افزایش می یابد و به ۲۵-۳۵ هزار می رسد با ارجحیت نوتروفیل بعد از هفته اول WBC کاهش می یابد و به ۱۴ هزار با ارجحیت لنفوسیت می رسد.

عبور هورمون های مادری از جفت ایجاد تغییرات موقتی در سینه ها و دستگاه تناسلی نوزاد می نماید هیپرگلیسمی مادر ممکن است باعث هیپرانولینسیم نوزاد و در نتیجه هیپوگلیسمی شود قند وکلسیم در نوزاد ممکن است به طور نرمال کاهش یابد و باعث تشنج شود.

گاماگلوبولین نوزاد مختصری بالاتر از مادر که بر ضد بسیاری بیماری های باکتریال و ویرال عمل می نماید ولی IGM معمولا عبور نمی کند که در مواقع عفونت ها به خصوص گرم نگاتیو وجود دارد گاماگلوبولین نوزاد در ظرف سه ماه کاهش می یابد.

سال های قبل مدرسه:

در سال های قبل از مدرسه سالیانه ۲ کیلوگرم به وزن و ۶-۸ سانتی متر به قد اضافه می شود و در ۵/۲ سالگی ۲۰ دندان شیری بیرون آمده و در ۳ سالگی بالا رفتن از پله و در ۴ سالگی پائین رفتن از پله می تواند پاها را به طور متناوب بگذازد.

در ۳ سالگی روی یک پا مدت کمی می ایستد و در ۵ سالگی می تواند لی لی کند.

در ۳ سالگی خط متقاطع و در ۴ سالگی شکلی بدون دیدن قبلی ممکن است رسم کند و در ۴-۵ سالگی مثلث بکشد و در ۶ سالگی لوزی رسم نماید.

در سه سالگی کودک می تواند سن و جنس خود را بگوید.

در ۵/۴-۶ سالگی رل والدین را بازی میکند.

سال های مدرسه:

در سال های اول مدرسه رشد ونمو یکنواخت می باشد و در دختران در ۱۰ سالگی و در پسران ناگهان رشد سریع پیدا می کنند.

در سال های مدرسه حدودا ۳-۵/۳ کیلو گرم به وزن و ۶ سانتی متر به قد اضافه می شود و دور سر خیلی کند رشد می نماید و از ۵۱ سانتی متر به ۵۳و۵۴ در ۱۲ سالگی می رسد و

در این سن مغز آخرین مراحل رشد خود را می نماید.در سال های مدرسه سینوس پیشانی ظاهر می شود اولین دندان آسیای دائمی در سال هفتم رویش می کند و سالی ۴ دندان رویش می کند دومین آسیای دائمی در ۱۴ سالگی و سومین دندان آسیای دائمی از ۲۰ سالگی به بعد ظاهر می شود.رشد قوی در پسرها در ۱۸ سالگی و در دخترها در ۱۷ سالگی متوقف می شود و سن متوسط قاعدگی ۱۳ سالگی است .هر شیرخوار به طور مرتب باید معاینه شود و روند رشد وتکامل را کنترل نماید.

hi dr!
     
#20 | Posted: 11 Jul 2011 05:51
فیزیولوژی اکسیژن

اکسیژن عنصر ضروری برای حیات بوده و زندگی بدون آن امکان‌پذیر نمی‌باشد.کمبود و زیادی آن نیز ممکن است برای بدن مضر باشد. به دلیل اهمیت موضوع، شناخت اکسیژن، نقش آن در بدن و استفاده‌ی صحیح از آن حیاتی می‌باشد. کاربرد شایع و روزمره‌ی اکسیژن و فقدان مطلبی جامع ومنسجم در این زمینه‌انگیزه‌یی قوی برای نگارش این مقاله بوده و جهت درک بهتر مطالب سعی شده است موضوع از اتمسفر شروع و به ترتیب در سطح راه‌هوایی، آلوئلها،خون شریانی، بافتها و خون وریدی دنبال و مسایل اساسی هر بخش در جای خود مورد بحث قرار گرفته و در نهایت به اکسیژن درمانی پرداخته شود.
تاریخچه
توماس بدوئس
(Thomas Beddoes) درسال ۱۷۹۲ میلادی در بریستول (Bristol) اکسیژن را در درمان طبی به کار برد و درسال ۱۸۶۸ میلادی بارث(Barth) اکسیژن را تحت فشار وارد سیلندرها کرد. استفاده‌ی نوین ازاکسیژن در سال ۱۹۱۷ میلادی توسط جی à اس à هالدن (J-S-Haldane) درطی جنگ جهانی اول عمومیت پیدا کرد.
اکسیژن وجو
جو درسطح آزاد دریا دارای فشاری معادل ۷۶۰ mmHg می‌باشد که به آن فشار اتمسفر یا فشار بارومتریک (Barometric Pressure)گفته می‌شود و به صورت PB یا PAtm (Atmospheric Pressure) نشان داده می‌شود. جو دارای حدود ۷۸% نیتروژن، ۲۱% اکسیژن و۱ % سایر گازها می‌باشد که ترکیب این گازها فشاری معادل یک اتمسفر یا mmHg 760 ایجاد می‌کند.اکسیژن دارای نقطه‌ی جوشی معادل
C)ق-۱۸۳) می‌باشد. بنابراین اکسیژن در حال عادی به صورت گاز یافت می‌شود.
میزان حلالیت اکسیژن در ۱۰۰ml آب Cق۳۷ معادل ۲٫۴ml می‌باشد و ۱ml اکسیژن مایع در Cق۱۵ به میزان ۸۴۲ml گاز تولید می‌کند. ۲۱% حجم هوا رااکسیژن تشکیل می‌دهد که آن را به صورتFairO2=%21 (یعنی بخشی از هوا که از O2 تشکیل شده استFractoinal air O2 Concentration) نشان می‌دهند. از آنجا که در جریان دم این غلظت O2 وارد ریه می‌شود ازنماد FiO2=%21 (یعنی ۲۱% هوای دمی را اکسیژن تشکیل می‌دهدFractional Inspired O2 Concentration) استفاده می‌گردد. همانطوری‌که گفته شد. فشارجو در سطح آزاد دریا ۷۶۰ mmHg می‌باشد که %۲۱ این فشار، سهم O2 می‌باشد که معادل:
۷۶۰إ۱۶۰ mmHgھPB=%21ھFiO2½PiO2
(Inspired O2 Pressure)
به عبارت دیگر فشار O2 هوایی که استنشاق می‌شود۱۶۰ mmHg می‌باشد.
پس تا اینجا متوجه شدیدکه:
۱-PB=760 mmHg
2-PiO2=160 mmHg
3-FiO2=%21
اکسیژن وراههای هوایی
وقتی هوا وارد راههای تنفسی می‌شود توسط بخار آب موجود در آنجا رقیق می‌گردد لذا در محاسبه‌ی فشار اکسیژن در راههای هوایی
(Fractional air O2 Concentration) (PawO2)، فشار بخار آب PH2O=47 mmHg را از PB کسر نمائید.
بنابراین:
ھPB-PH2O)=0.21ھFiO2½PawO2
(760-47)إ۱۵۰ mmHg
ملاحظه می‌کنید که بخار آب موجود در راههای هوایی با رقیق کردن O2 موجود در هوای تنفسی فشار آن را از۱۶۰ mmHg) به
۱۵۰ mmHg) کاهش می‌دهد.
اکسیژن و کیسه‌های هوایی
اکسیژن، نیتروژن و بخار آب پس از عبور از راههای هوایی وارد آلوئلها (کیسه‌های هوایی) می‌شوند. این سه گاز در داخل آلوئلها توسط گاز CO2 که از خون وارد آلوئلها شده رقیق می‌گردد و این باعث رقیق شدن اکسیژن داخل آلوئلها شده وبه عبارت دیگر جهت محاسبه‌ی فشار O2 داخل آلوئلی(PAO2)(Alveolar O2 Pressure)فشارCO2 موجود در داخل آلوئل را از فشار O2 راههای هوایی(PawO2) کسر نمائید. لذا فشار آلوئلی O2 طبق فرمول زیر محاسبه می‌شود:
(PB-PH2O)=ھFiO2½PAO2
«یR» چیست؟R یا ضریب تنفسی (Respiratory quotient) ناشی از تبادل O2 و CO2 در سطح آلوئلها می‌باشد. به این معنی که به ازای ۲۵۰ ml اکسیژنی که از آلوئلها وارد خون می‌گردد، ۲۰۰ml گاز CO2 از خون وارد آلوئلها می‌شود. لذا فشار اکسیژن آلوئلها به نسبت
۲۰۰/۲۵۰=۰٫۸ توسط CO2 رقیق خواهد شد. این نسبت به عنوان R شناخته می‌شود و به صورت زیر محاسبه می‌شود
صفحه ۲ از ۴
هرگاه بیمار اکسیژن %۱۰۰استنشاق کند (FiO2=%100) مقدار R=1 در نظر گرفته می‌شود.
تنفس شامل:
۱à تنفس داخلی (Internal)½ به تنفس در سطح سلولهای بافتهای بدن اتلاق می‌گردد که در فرد بالغ عبارت است از: مصرفO2)O2ت۲۵۰ml/minق(V و تولیدCO2)CO2 200ml/minق(V در سطح بافتهای بدن می‌باشد و
۲à تنفس خارجی (External)½ به تنفس و به عبارت دیگر به تبادل O2 و CO2 در سطح آلوئلها اتلاق می‌گردد که در حقیقت جذب O2 مورد نیاز بافتها(۲۵۰ ml/min) و دفع CO2 تولیدی بافتها(۲۰۰ ml/min) ازطریق آلوئلها می‌باشد و R=0.8
از آنجا که گاز CO2 حلالیت بالایی در غشای تنفسی (در سطح آلوئلها) دارد،فشار آن درداخل خون شریانی (PACO2) تقریبا” معادل فشار آن در داخل آلوئلها (PACO2) می‌باشد. بنابراین فرمول اخیر را می‌توان به صورت زیر تبدیل نمود:
(PB-PH2O)-PaCO2/RھFiO2½PAO2
این فرمول در بعضی کتب مرجع به صورت زیر بیان شده است:
ھ(PB-PH2O)-PaCO2/RھFiO2½PAO2
غ۱-FiO2(1-R)ف
درحالت طبیعی جریان خون پلور، برونشیال و Tebesian بدون اینکه ازکنار آلوئلها عبور کرده و O2 دریافت کرده باشد ازسیستم گردش خون قلب راست وارد سیستم گردش خون قلب چپ می‌گردد که این حجم خون را شانت فیزیولوژیک می‌گویند و درحالت طبیعی %۲-۶ برون‌ده قلبی را شامل می‌گردد. دربیمارانCOPD
(Chronic Obstructive Pulmonary Disease) جریان خون برونشیال تا %۱۰ برونتده قلبی و در پلوریت جریان خون پلور تا %۵برون‌ده قابل افزایش است. بنابراین به همان میزان به شانت فیزیولوژیک افزوده می‌شود. می‌توان مقدار شانت را با استفاده از فرمول زیر محاسبه نمود:

(Arterial O2 saturation)
(Mixed venous O2 Saturation)
اختلاف فشار اکسیژن آلوئلی و شریانی یا (A-a)DO2 معیار معمول جهت ارزیابی تبادل گازی در سطح آلوئلهای می‌باشد.
(A-a)DO2=PAO2-PaO2
مقدار نرمال (A-a)DO2 به روش‌های مختلف قابل ارزیابی می‌باشد:
۱à درتمامی سنین با استفاده از فرمولage+2.5)ھ۰٫۲۱
۲à در سن بالای ۵۰ سالگی با استفاده از فرمول:۰٫۴(age-50)«۲۰
۳à در سنین بالاتر:تا۳۰mmHg
4à درسنین جوانی:۵-۱۵mmHg
5à با FiO2=%100:
<120 mmHg
همانطوری که ملاحظه می‌شود مقدار نرمال (A-a)DO2 تابع سن و FiO2می‌باشد. چرا که در FiO2=%100 مقدار R=l بوده ، لذا PAO2 و در نتیجه (A-a)DO2 متغیر خواهند بود.
برای رفع این مشکل می‌توان ازنسبت O2 (یعنی ) استفاده کرد که مقدار نرمال آن بیش از ۰٫۷۵ می‌باشد و اگر کمتر از ۰٫۷۵ باشد نشانه‌ی اختلال تبادل گازی در سطح آلوئلها می‌باشد.
یکی ازروش‌های محاسبه‌ی %Shunt استفاده از (A-a)DO2 به این ترتیب می‌باشد: به بیمار اکسیژن خالص (FiO2=%100)داده و سپس(A-a)DO2 محاسبه میتگردد و هر۲۰mmHg معادل %۱ شانت محسوب می‌شود و به عبارت دیگر:
صفحه ۳ از ۴

اکسیژن وخون شریانی
اکسیژن درعرض ۰٫۲۵ ثانیه از دیواره‌ی آلوئل عبور و وارد خون می‌شود.حدود%۹۷ اکسیژن به هموگلوبین (Hb) چسبیده و باعث اشباع آن شده و ایجاد SaO2إ%۹۸ می‌کند درحالی که ۳% باقیمانده O2 به صورت محلول در پلاسما در آمده وایجاد PaO2إ۹۷mmHg می‌کند.
یک گرم Hb معادل ۱٫۳۴ml اکسیژن حمل می‌کند ( هرچند این رقم از نظر تئوریک ۱٫۳۹ml) ظرفیت حمل اکسیژن توسط Hb در ۱۰۰ml خون بروش زیر محاسبه می‌شود:
SaO2ھ(g/dl)غHbفھ۱٫۳۴½O2capacity
محتوای اکسیژن (CaO2)
(Arterial O2 Content) یا (O2 Content) عبارت است ازکل اکسیژنی که توسط ۱۰۰ml خون حمل می‌شود و به صورت زیر محاسبه می‌شود:
½O2 محلول درپلاسما«CaO2=HbO2
PaOھSaO2+0.003ھغHbفھ۱٫۳۴
مثال: در فردی با
Hb=15gr/dl,SaO2=%98, PaO2=97 mmHg محتوی اکسیژن شریانی چقدر است؟
۹۷إ۲۰mlھ%۹۸+۰٫۰۰۳ھ۱۵ھ۱٫۳۴½CaO2
یعنی در این فرد هر ۱۰۰ml خون ۲۰ ml اکسیژن حمل می‌کند.
بین SaO2 و PaO2 در حال عادی ارتباط مستقیمی وجود دارد که به صورت زیر می‌باشد:
به عنوان مثال اگر
PaO2=60 mmHg باشد SaO2=%90 می‌باشد. به عبارت دیگر اگر توسط پالس اوکسی متری SaO2=%90 نشان داده شود می‌توان حدس زد که PaO2 درحدود ۶۰mmHg می‌باشد. حفظ SaO2>%90 یاPaO2>60mmHg دربیماران به دو دلیل زیر حیاتی می‌باشد:
۱à در سطح بافتی جدا شدن O2 از Hb جهت مصرف درسلولها در SaO2<%90 به شدت کاهش می‌یابد.
۲à اکسیژناسیون کافی بافتی درحضور برون‌ده‌ کافی قلب با SaO2>%90 تأمین می‌گردد.
بدن نیز درحالت طبیعی درجهت حفظ SaO2>%90 (معادل
PaO2>60 mmHg) عمل می‌کند به طوری که در هیپوکسی حاد با PaO2<60 mmHg کمورسپتورهای جسم کاروتید تحریک و باعث هیپرونتیلاسیون می‌گردد.(درهیپوکسی مزمن با PaO2<50mmHg کمورسپتورها تحریک خواهد شد).
PaO2 نرمال به روشهای زیر قابل محاسبه می‌باشد (age برحسب سال می‌باشد):
age)ھ۱)PaO2=103.5-(0.42
2)PaO2=105-
غ(age-20)ھ۰٫۵ف۳)PaO2=97-
درسنین بالای ۲۰ سال
(age-40)ھ۰٫۴-۹۵½۴)PaO2
در سنین بالای ۴۰ سال
۵)PaO2=140-age
درسنین بالای ۶۰ سال
درسنین جوانی FiO2 ھ۶)PaO2إ۵
اکسیژن و بافت
O2 پس ازورود از آلوئلها به داخل خون، به دو صورت محلول در پلاسما و متصل به هموگلوبین (HbO2) توسط جریان خون شریانی به طرف بافتها هدایت می شود. O2 محلول درپلاسماست که درمعرض مصرف سلولهای بدن قرار می‌گیرد نه O2 متصل به Hb سلولها در سطح بافتی با برداشت O2 محلول درپلاسما باعث افت PaO2 شده و متعاقب آن O2 از Hb جدا و از داخل RBC وارد پلاسما می‌گردد. بنابراین هر چند که تنها حدود ۳% اکسیژن به صورت محلول در پلاسما حمل می‌گردد ولی این بخش کوچک O2 است که مستقیما” در اکسیژناسیون بافتی نقش دارد.
میزان کل اکسیژنی که در هر دقیقه ازبطن چپ خارج و به بافتها می‌رسد O2 delivery to tissue،
O2 transport یا O2 Flux می‌گویند
و طبق
فرمول:CO(lit)ھCaO2ھ۱۰½O2تFlux
(Cardiac Output) محاسبه می‌گردد. همانطوری در مبحث اکسیژن وخون شریانی ملاحظه‌شد CaO2=20ml بوده و در یک فرد بالغ برون‌ده‌ قلبی حدود ۵lit می‌باشد لذا ۱۰۰۰تml½۵ھ۲۰ھ۱۰½O2تFlux می‌باشد. به عبارت دیگر %۲۰محتوای برون‌ده قلبی O2 بوده و این مقدار (۱۰۰۰ml)O2 درهر دقیقه به بافتها می‌رسد و تنها %۲۵ آن(یعنی
۲۵۰ ml/min که تقریبا” معادل
۴ml/kg/min است) به مصرف بافتها رسیده و %۷۵ آن مجددا” وارد جریان خون وریدی می‌گردد. مصرف O2 درنوزادان ۲ تا ۳ برابر بالغان برحسب هر کیلوگرم از وزن بدن می‌باشد. محاسبه‌ی مقدار مصرف O2 در بدن ازطریق یکی از فرمولهای زیر می‌باشد:
O2 FluxھO2=%25ق۱)V
(FiO2-FeO2)=ھO2=MVق۲)V
(FiO2-FeO2)ھRRھVT
FeO2یعنی درصد O2 درهوای بازدمی که درحالت طبیعی %۱۶ می‌باشد. مصرف O2 در بعضی از بافتها مثل بافت مغز بیشتر از سایر بافتهاست به طوری که مصرف آن درمغز معادل%۲۰ کل اکسیژن مصرفی در بدن می‌باشد. مصرف O2 در عضلات تنفسی ۲ تا ۵ درصدکل اکسیژن مصرفی در بدن راتشکیل می‌دهد،درحالی که در بیماریهای قلبی à ریوی این رقم به ۲۰ تا ۲۵درصد افزایش می‌یابد. بنابراین در دیسترس تنفسی O2 بیشتری صرف عضلات تنفسی گردیده وبیمار را بیش از پیش مستعد هیپوکسی می‌کند. هیپوکسی نیز به نوبه‌ی خود، باعث راه‌اندازی متابولیسم بی‌هوازی به خصوص در عضلات ازجمله عضلات تنفسی شده و عملکرد عضلات تنفسی را مختل نموده و در حقیقت بیمار دچار سیکل معیوب می‌شود. با فلج کردن بیمار توسط شل کننده‌های عضلانی این مصرف بالای اکسیژن به حداقل خود کاهش یافته و باعث افزایش PaO2 واصلاح عملکرد عضلات تنفسی می‌گردد. در تب‌بالا، هیپرتیروئیدی، فعالیت، لرز و سایر موارد مشابه به علت افزایش متابولیسم سلولی، مصرف O2 افزایش یافته وبیمار را مستعد هیپوکسی خواهند کرد. لرز بسته به شدت آن می‌تواند مصرف O2را تا ۶ برابر افزایش دهد. بنابراین درمان لرز به خصوص بعد از بیهوشی عمومی مهم می‌باشد. مواردی مثل هیپوتیروئیدی و بیهوشی عمومی و داروهای خواب آور مصرف O2را کاهش می‌دهند به طوری که در بیهوشی عمومی مصرف O2به مقدار ۱۰ تا ۱۵% کاهش می‌یابد. درموارد هیپوکسی ۳۰ تا ۴۰% برون ده‌ی قلبی صرف انقباض عضلات تنفسی شده و ارگانهای دیگر دچار هیپوکسی می‌شوند.
حداقل فشار نسبی O2 مورد نیاز در سطح میتوکندری ۱۰mmHg می‌باشد و در mmHg PaO2<27 احتمالا” در شخص نرمال هوشیاری از بین می‌رود. جهت تأمین اکسیژناسیون کافی بافتی باید همزمان شرایط زیر برقرار گردد:
۱àBP³ ۹۰ mmHg
2àHb³ ۱۰ gr/dl
4àSaO2³%۹۰ یاPaO2³ ۶۰ mmHg
هرگاه یکی ازاین پارامترها کاهش یابد برای حفظ اکسیژناسیون کافی بافت لازم است پارامتردیگر افزایش یابد. به عنوان مثال هرگاه SaO2 به %۷۵ کاهش یابد Hb باید به ۱۵gr/dl افزایش یابد تا اکسیژناسیون بافتی حفظ شود. یکی دیگر از راههای جبران، افزایش برون‌ده قلبی و فشار خون می‌باشد که البته در بیماران ایسکمی قلبی (IHD) این مورد خطرناک می‌باشد چرا که افزایش کار قلب به O2 بیشتری نیاز داشته و رساندن خون کافی ازطریق عروق کرونر تنگ مقدور نبوده و بیمار را مستعد سکته‌ی قلبی می‌کند.
از پارامترهای مهم دیگر O2Flux می‌باشد و هرگاه میزان آن به کمتر از ۴۰۰ ml/min رسیده و طول بکشد کشنده خواهدبود
صفحه ۴ از ۴

در اکسیژناسیون ناکافی بافتی (هیپوکسی بافتی) ممکن است علائم و نشانه‌های ویژه هر بافت ازجمله اختلال عملکرد مغزی، تنگی نفس، افزایش فشارخون، افزایش تعداد ضربان قلب(در کودکان کاهش ضربان قلب)، آریتمی قلبی، تعریق شدید، سردی اندامها، سیانوز مرکزی ظاهر شود. سیانوز محیطی به علت کاهش جریان خون اندامها رخ می‌دهد، در حالی‌که سیانوز مرکزی در صورتی ظاهر می‌شود که:
۱à مقدار هموگلوبین احیاء به ۵gr/dl برسد، البته در بعضی افراد ۱٫۵grممکن است سیانوز مرکزی بدهد.
۲à SaO2 کمتر از %۸۰ مقدار نرمال باشد.
اکسیژن وخون وریدی
همانطوری که گفته شد حدود %۲۵ اکسیژنی که به بافتها می‌رسد به مصرف رسیده و %۷۵ باقیمانده وارد جریان خون وریدی می‌گردد با توجه به اینکه مقدار مصرف O2 توسط بافتهای مختلف فرق می‌کند، محتوای اکسیژن وریدی هر بافت با یکدیگر متفاوت خواهد بود به همین دلیل برای بررسی اکسیژن وریدی، مخلوط خون وریدی بافتهای مختلف را در بطن راست به عنوان خون مخلوطی وریدی
(mixed venous blood) و با نمادv بررسی می‌کنند. خون شریانی پس ازعبور از بافتهامقداری اکسیژن از دست داده و فشاراکسیژن خون مخلوط وریدی PvO2=40تmmHg)ت۴۰تmmHg) اشباع اکسیژن خون مخلوط وریدی به (SvO2=%75)%75 می‌رسد. محتوای O2 خون مخلوط وریدی(CvO2) مشابه CaO2 محاسبه می‌گردد.
محلول در پلاسما «O2 ترکیب شده با CvO2=Hb
(PvO2ھ۰٫۰۰۳)«SvO2ھغHbفھO2=(1.34
مثال: در فردی با Hb=15gr/dlو SvO2=%75 و PvO2=40mmHg محتوی اکسیژن خون مخلوط وریدی چقدر است؟ ۴۰إ۱۵mlھ۰٫۰۰۳«%۷۵ھ۱۵ھ۱٫۳۴½CvO2 یعنی دراین فرد هر۱۰۰ ml خون مخلوط وریدی حاوی ۱۵ml اکسیژن می‌باشد. دریک فرد مشخص در دو مثال فوق
CaO2=20 ml/dl و CvO2=15 ml/dl می‌باشد. اختلاف این دو ۵ ml/dl می‌باشد یعنی به ازای ۱۰۰ml خونی که وارد بافتها می‌شود به طور متوسط ۵ml اکسیژن توسط بافتها برداشت می‌شود.
لذا اختلاف CaO2-CvO2 که با نماد avDO2 نیز نشان داده می‌شود بیانگر مقدار اکسیژنی است که درهر دقیقه به ازای ۱۰۰ml خون شریانی که به بافتها می‌رسد توسط آنها برداشت می‌گردد. هرگاه برون ده قلبی کاهش یابد جریان خون دربافتها کاهش یافته و خون به مدت طولانی‌تری در بافتها مانده و فرصت بیشتری برای از دست دادن O2 خواهد یافت. لذا مقدار اکسیژنی که به خون وریدی می‌رسد کاهش و در نتیجه‌ی آن CvO2 کاهش می‌یابد. بنابراین در برون‌ده‌ قلبی پایین avDO2 افزایش و برعکس در برون ده قلبی بالا avDO2کاهش خواهد یافت. درحقیقت SvO2 یا PvO2 وسیله‌یی جهت بررسی‌ میزان اکسیژناسیون بافتی می‌باشد به طوری که PvO2<30 mmHg نشانه‌ی هیپوکسی می‌باشد. SvO2 نرمال %۷۵ می‌باشد وکمتر از آن به صورت زیر قابل بحث است:
۱à،SvO2>%65نشانه‌ی کافی بودن ذخیره‌ی O2 است.
۲à،%۵۰< SvO2<%65نشانه‌‌ی محدود بودن ذخیره‌یO2 است.
۳à ،%۳۵۴à ،SvO2<%35نشانه‌ی اکسیژناسیون ناکافی بافتی است.
علل SvO2<%60:
1à کاهش SaO2 به علل ریوی و برون‌ده‌ قلبی پایین.
۲à کاهش ،BPکاهش جریان خون بافتی ،افزایش فرصت برداشت O2 توسط بافتها
۳à افزایش مصرف بافتی O2 به علل تب، تشنج، فعالیت، درد وهیپرتیروئیدی
علل SvO2>%80
1à افزایش SaO2 به علل دادن FiO2 بالا وبرون‌ده قلبی بالا
۲à عدم تحویل O2 کافی به بافتها مثلا” در موارد افزایش میل ترکیبی O2 با هموگلوبین
(مثل /T àPH‌-à/۲,۳DPG) و اختلال بستر مویرگی(مثل سپسیس و شوک)
۳à کاهش مصرف بافتی O2 به علل هیپرترمی ، بیهوشی عمومی، آرام بخش قوی و مسمومیت باسیانید

hi dr!
     
صفحه  صفحه 2 از 60:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  56  57  58  59  60  پسین » 
علم و دانش انجمن لوتی / علم و دانش / پزشکی سلامت (آرشیو شماره دو) بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites