تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Homosexuals - همجنسگرایان

خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی

صفحه  صفحه 3 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین »  
#21 | Posted: 19 Aug 2012 20:15
چند سال قبل یک کاری کرده بودم خیلی برامون جالب بودش. به کسایی که بمن گفته بودن بریم سکس ولی برای جاخالی به دوستاشون تلفن زده بودن کمکشون کنه میگفتم چی گفتید. بعضیا نمیگفتن یا مودبانه چیزی میگفتن.ولی بعضیا راستشو میگفتن منم باگوشی موبایلم صداشونو ضبط میکردم.بیست و هشت تا شده بودن که وقتی برا دوستام یا خودم تنهایی بهشون گوش میدادیم واقعا جالب بودن.مثلا یکیشون گفته بود .یه تیکه بلند کردم اخرشه .مکان داری بکنیمش؟یا مثلا یکی دیگه گفته بود اون پسره بود اون روز دیدیمش؟ امروز مخشو زدم .فکر میکنی چقدر پول میگیره؟ هیچی.راضیش کردم دوتایی بکنیمش.خیلی چیزا بودن ولی گوشیمو مجبور شدم فلش کنم خیلی ازینا و چیزای دیگه پاک شدن.دوباره هم نمیشه جمع کنم.

چون اینا مربوط به سنی بودن که بدون قرار قبلی مثل الان هم سکس داشتم.حالا به یه فکری افتادم.هر کسی برای دوست پسرش یا مثلا اگه یه نفری رو بلند کرده میخواد تلفنی به دوستش بگه واسه خونه خالی یا اینکه اونم بیاد بکنه.چی میگید؟ چه حرفی میزنید؟ هر کسی دوست داره مثل یه مسابقه بنویسه چی میگه .بعدش به جالبترین و سکسی ترین جمله همه نظر بدن .تازه میشه یه چیزی هم مثل جایزه بهش داد .نفر اول تا سوم.مثل شارژ. یا عکس .یا یه تشکر از طرف همه بکسی که بهترین جمله رو نوشته.تازه کسیم مفعول باشه میتونه بنویسه. مثلا تلفن زده باشه بدوستش بگه با یکی هستم میخواییم بریم بهش یه حالی بدم ولی خونه خالی نداره. میشه بیاییم اونجا؟ خودتم بکن دیگه.یا چیزایی دیگه شبیه این.

یه چیزیم بگم. اونا از بیست و هشت تا بیشتر بودن ولی خب خیلیاشون نتیجه نداشت .مثلا خونه خالی پیدا نمیکردن.حالا ببینم دوستایی که اینو میخوننش چی مینویسن اگه توی این موقعیتایی اینجوری براشون پیش بیاد چی میگن.

khoda negahdar baraye hamishe
     
#22 | Posted: 28 Sep 2012 21:01
این داستان کاملا واقعی است (اسم ها غیر واقعی است)


همیشه فکر میکردم که میتونم جلوی وابسته شدن خودمو به دیگرون بگیرم، همیشه تو رابطه هایی که داشتم کل وابستگی و ارتباطم با پارتنرم تو طول زمان حضورم پیش اون بود، تا حالا پیش نیومده بود بعد از رابطم به کسی که باهاش سکس کردم فکر کنم و درگیرش بشم راستش هیچ کدومشون این پتانسیل رو تو ایجاد این حس برای من نداشتن، تا داستان رسید به 7 مهر ماه قرارم با پارسا و ...

خدایا این واژه ها چقــــــــــــدر کم میارن برای توصیفش، چقدر نازنین بود، از خودم و پارسا بگم، من 21 سالمه 183 قدم و 70 وزنم، مانی تقریبا هم قدم بود و از من تو پرتر و متناسب تر، 20 سالش بود پارسا ، برای منی که خیلی مغرور بودم و خودم دست بالا میگرفتم(که البته اخلاق بدیه میدونم) با دیدن پارسا باورتون نمیشه، پاهام لرزید، تنم لرزید، پیش خودم گفتم نیما ببین چیکار کرد باهات، تا رسیدن به مکان چند بار دزدکی به چهرش نیگاه میکردم و هر دفعه همون حالت، خودمو باخته بودم در مقابلش، رفتیم تو خونه و من هیچ حرفی نزدم و پارسا پیش قدم شد و رفتیم تو بغل هم، لذیذ ترین بغل عمرم بود، تاحالا از لب گرفتن و لیسیدن لب و گردن کسی اینقدر لذت نبرده بودم، بخدا نمیتونم بگم، نفسم بند اومده بود و نفس نفس میزدم موقعه لب گرفتن، پارسا چشاش بسته بود، حالا نمیخوام زیاد داستان و کش بدم، مثل همه سکسا بود من گفته بودم که وی هستم ولی کلا بی شدم واسه پارسا ، اصلا کیرم راست نشد بخاطر اون حس اولم، جدا خوش سکس بود خیلی لذت بردم.

حسی که به پارسا پیدا کردم هیچ حس سکسی ای نبود، یه حس عجیب که تاحالا تجربه نکرده بودم، خیلی قشنگ بود، خیلی خیلی قشنگ و رویایی، دوس داشتم بشینم و 1 ساعت فقط بهش نیگاه کنم بدون هیچ کلامی، فقط نیگاهش کنم، وقتی که خداحافظی کردیم، اون چشم تو چشم شدنمون...
فقط یه چیز از خدا میخوام... یه بار دیگه ببینمش

خاطره من مال ۱۰ سال پیشه و برای اولین بار


من ۱۵ سالم بود و خونوادم رفتن مسافرت اجباری و من رو که امتحان داشتم گذاشتن پیش یکی از دوستای خونوادگیمون یه پسر ۱۸ ساله داشتن که من ازش خوشم نمیومد،ولی اون خیلی دور و بر من میچرخید،یکی دو بار دست به کونم زده بود ، همین بود که ازش خوشم نمیومد،من به لباس زنونه خیلی علاقه داشتم و دارم،یه روز که خونه نبودن من رفتم سر کمد لباسای خانوم خونه ، داشتم لباساشو دید میزدم که یهو پسره اومد،زبونم گرفته بود نمیدونستم چی بگم
گفت به مادرش میگه منم ترسیده بودم قسمش دادم نگه،گفت به شرطی که براش لباس زنونه بپوشم،منم از ترس قبول کردم،لباسای مادرشو پوشیدم براش،تقریباْ همشو...
آخر سر هم مجبورم کرد با همون لباسا بخوابم رو تخت و لاپایی منو کرد...

حس عجیبی داشتم ولی دیگه خونشون نرفتم...
     
#23 | Posted: 6 Nov 2012 12:10
من الان ۳۶ سالمه و این خاطره اولین سکس منه


یادم میاد ۱۳ سالم که بود خیلی کنجکاو بودم که راجع به مسائل سکسی بیشتر بدونم. تو مدرسه بچه ها حرف هایی از کردن و این چیزا می گفتن ولی من دوست داشتم که از یه بزرگتر بشنوم و همچنین تجربه کنم،خانواده ما خانواده کوچیکی بود و ما کلا ۲ تا بچه بودیم . من هم زیاد تو خونه تنها می شدم چون مدرسم شیفتی بود و پدر و مادرم هم کار می کردند . یه روز یکی از پسر دایی هام امده بود خونه ما ظهر بود و همه خوابیده بودن من هم که حوصلم سر رفته بود رفتم سر میز توالت و آرنجام را گذاشتم رو میز تا به آینه نزدیک تر بشم و مشغول جوش های صورتم شدم. غرق جوشام بودم که یهو حس کردم چیزی خورد به باسنم. برگشتم دیدم پسر داییمه . لبخندی زد و گفت کارت را بکن من دوباره صورتم را برگردوندم سمت آینه و مثلا به کارم ادامه دادم. دوباره حس کردم که دستش را مالید به کون من . من دوباره بهش نگاه کردم . گفت کاری ندارم تو به کارت برس . با خودم گفتم خوب بگذار ببنی چیکار می کنه . اون حدود ۱۷ سالش بود . بازم شروع کرد به مالیدن کون من و بعد خودش را چسبوند از پشت بهم . یکی دو دقیقه این کار را ادامه داد و بعد هم از اتاق بیرون رفت.

من حس جالبی داشتم. از این که این کار را باهام کرد و این که کسی به کونم دست بزنه ناراحت بودم ولی دوست داشتم که تجربه کنم. اون حس کنج کاوی هم باعث میشد که بزارم این کار را بکنه تا روم بیشتر تو روش باز بشه و بتونم سئوال هام را از اون بپرسم،چند روز بعد صبح که تو خونه تنها بودم صدای زنگ امد . از پشت آیفون پرسیدم کیه . پسر داییم بود. در را باز کردم امد تو،من داشتم درس می خوندم کمی نشست و بعد گفت . نمی خوای بری جلوی آینه ؟ من با خودم گفتم دیگه نزارم ولی حس کنجکاوی و خوب کمی هم لذت دفه قبلی باعث شد بهش لبخندی بزنم و بلند بشم برم جلوی میز توالت و دوباره همونطوری دستام را گذاشتم روی میز . تو این حالت به جلو خم می شدم و باسنم به سمت عقب میزد بیرون . باز هم امد پشت سرم و شورع کرد به مالیدن باسنم. این بار دستش را می کرد لای چاک کونم ( از روی شلوار) و لبه های کونم را فشار میداد. بعد هم دوباره چسبوند بهم و من کیرش را که راست کرده بود روی شکاف کونم حس می کردم. بعد چند دقیقه که با کونم بازی کرد و هی چسبوند بهم از اتاق رفت بیرون،بعد هم امد و خدا حافظی کرد و رفت.

بازم همون حس کنجکاوی امد سراغم . از این که کونم را می مالید لذت می بردم . ولی دو دل بودم که اگه کسی بفهمه مخصوصا تو مدرسه خیلی آبروم میره. ولی بازم با خودم گفتم از تو که چیزی کم نمیشه بگذار اون هم حال کنه و کسی هم نمی فهمه،یکی دو روز بعد دوباره صبح سر و کله پسر داییم پیدا شد. ( برای راحتی کار اسم مستعار پسر داییم را میزارم فرزاد) باز هم من رفتم جلوی آینه کمی که با باسنم ور رفت بهم گفت بیام و کنار در اتاق بایستم . و دستهام را بزنم به در و پاهام را باز کنم و باسنم را بدم عقب طوری که کمرم قوس برداره. بعد خودش را چسبوند بهم و حسابی کیرش را از رو لباس لای کون من عقب و جلو می کرد. کمی این کار را می کرد و بعد با دست کونم را می مالید و سعی می کرد از روی شلوار سوراخ کونم را لمس کنه . و باز می چسبوند بهم. اخر های کارش بود که بهش گفتم اگه دوست داری دستت را بکن توی شرتم. اون که دیگه کارش تمام شده بود گفت باشه ولی بعد از اتاق رفت بیرون و کار اون روز هم تمام شد.

روز بعد صبح ساعت های ۱۰ بود که پیداش شد. باز به من گفت همونطوری جلوی در بیستم. کمی از رو شلوار کونم را مالید . بعد گفت دست بکنم تو شلوارت؟ من گفتم بکن. دستش را از بالای کش شلوارم کرد تو و از روی شرت کمی کونم را مالید و بعد دستش را کرد زیر شرتم. حالا گرمی دستش را روی باسنم حس میکردم. مدتی با لپ های کونم بازی کرد و انگشتش را به سمت سوراخ کونم برد . شروع کرد به مالیدن و لمس کردن سوراخ کونم. بدنم کمی داغ شد . حس عجیبی داشتم اولین باری بود که چیزی به سوراخ کونم مالیده میشد. بعد دوباره مشغول لپ های کونم شد. دستش را در اورد و از رو لباس چسبوند بهم دوباره و بعد دوباره دستش را کرد تو شرتم و سوراخ کونم را ماساژ داد. خیلی حس خوبی داشتم البته خجالت هم می کشیدم. بعد چند دقیقه باز کارش تمام شد و رفت دستشویی. من هم که دیگه می دونستم بعد دستشویی میره رفتم سراغ درسم.

فرداش باز امد و مثل روز قبل مشغول بازی با کونم شد. وقتی که از پشت چسبودن بهم حس کردم که این بار کیرش را در اورده برای همین کارش که تمام شد سریع برگشتم تا کیرش را ببینم. اون سریع خودش را جمع کرد و فقط یه لحظه کوتاه دیدمش. پیدا بود خیلی ناراحت شده،سری بعدی که باز امد خونمون بهم گفت یه روسری براش بیارم . من هم براش اوردم . بهم گفت پشتم را بهش بکنم و بعد روسری را جلوی چشمام بست . من بهش گفتم دیگه نگاهت نمی کنم و اون هم از این کار منصرف شد و دوباره مثل سری های قبل مشغول مالیدن کون من شد. من هم مثل بچه خوب همونطوری موندم تا رفت دستشویی.

سری بعدی که امد خونه ما بهم گفت که روی تختم دراز بکشم. من هم به شکم روی تخت دراز کشیدم. امد کنار تخت من نشست و دستش را برد توی شرت من و مشغول بازی با کون من و سوراخ کونم شد . کمی انگشتش را روی سوراخ کونم فشار میداد ولی نه در حدی که انگشتش بره تو فقط سر انگشتش کمی توی کونم فرو می رفت. بعد هم امد روم دراز کشید و کیرش را لای سوراخ کونم از روی شلوارم گذاشت . باز هم معلوم بود که کیرش را در اورده ولی من چون بهش قول داده بودم دیگه نگاهش نکردم.

فرداش باز هم امد و باز هم به من گفت روی تخت دراز بکشم. چند دقیقه ای با کونم و سوراخش بازی کرد من خیلی داغ شده بودم بهش گفتم اگه دوست داری می تونی شلوارم را بکشی پایین. فرزاد گفت : چی ؟ من با خجالت و آروم گفتم اگه دوست داری کونم را ببین. فرزاد اینا که شنید بلند شد و رفت پایین تختم ایستاد و بعد بهم گفت خوب شلوارت را بده پایین . من که بیشتر دوست داشتم اون این کار را بکنه با بی میلی باسنم را کمی دادم بالا و شلوارم را تا زیر لپ های کونم دادم پایین. فرزاد گفت بیشتر بکش پایین . من تا بالای زانوم دادم پایین . فرزاد با صدایی که من به راحتی شنیدم گفت « جان کون ! » بعد هم روی من دراز کشید . کیرش را لای چاک کونم گذاشت گرمای کیرش حس خیلی گرمی بهم داد. خودش را روم می مالید . بعد کیرش را لای پام گذاشت و شروع کرد به عقب و جلو کردن. بعد بلند شد و با دستاش دو طرف کونم را گرفت و از هم باز کرد تا خوب سوراخ کونم را ببینه. و شروع کرد به ماساژ دادن سوراخ کونم. دوباره روم دراز کشید و کیرش را گذاشت لای پام . کمی عقب و جلو کرد بعد نیم خیز شد و من فکر کردم میخواد کیرش را خوب لای پام تنظیم کنه ولی سریع کیرش را روی سوراخ کونم گذاشت و با یه فشار نصف کیرش را کرد توی کونم. درد داشتم و خواستم انگذارم . بهم گفت بذار کسی که نمی فهمه . باز آروم شدم . روم خوابید و شروع کرد به تلمبه زدن توی کونم. ۳۰ ثانیه بیشتر نشد که بلند شد و رفت دستشویی. من همونطوری دراز کشیده بودم. کونم سوزش داشت و منتظر فرزاد بودم. وقتی از دستشویی امد بهم گفت که بلند بشم . من بلند شدم و رفتم دستشویی . به سوراخ کونم که آب زدم سوزش زیادی داشت و به سختی خوب تمیزش کردم. با خودم گفتم دیگه نمیزارم بکنه تو کونم.


دو روز بعد دوباره پیداش شد. وقتی امد تو بهم گفت برو دراز بکش رو تختت. من گفتم دیگه نه . گفت برو طوری که نمیشه . من که به کسی نمیگم . بگذار حال کنیم . کلی صحبت کرد باهام تا دوباره راضی شدم. رفتم رو تخت دراز کشیدم. امد کنارم و گفت پس چرا نمیکشی پایین؟ من باز با بی میلی شلوار و شرتم را تا روی رونام دادم پایین . بهم گفت بیشتر بکش پایین . من کمی بیشرت دادم پایین . خودش امد و دست انداخت و شلوار و شرتم را تا مچ پام کشید پایین بعد هم صدای باز شدن کمربند و زیپ شلوارش را شنیدم و خش خش در آمدن شلوارش را . امد و نشست پشت رونام و سر کیرش را گذاشت روی سوراخ کونم و فشار داد . این بار خیلی دردش بیشتر بود . اخه هیچ کاری نکرده بود . حتی یه تف هم نزد. کیرش که رفت توی کونم شروع کرد به تلمبه زدن. بازم حدود ۳۰ ثانیه تلمبه زد و بعد کشید برون و از اتاق رفت بیرون . من همونطوری رو تخت موندم . وقتی برگشت بهم گفت بلند شو لباس بپوش . من هم بلند شدم رفتم دستشویی . سوراخ کونم شدیدا می سوخت و درد می کرد . تو دستشویی هم که رفتم به محض این که اب به سوراخ کونم خورد سوزش شدیدی گرفت. تا پس فرداش که دوباره پسر داییم امد هنوز هم کمی درد داشتم.


س فردای بار دومی که پسر داییم باهام هارد سکس کرد دوباره سر و کلش پیدا شد . همیشه حدود ساعت ۱۰ تا ۱۱ صبح هفته هایی که من شیفت بعد از ظهر بودم می امد خونمون. البته نه هر روز،در را که باز کردم طبق معمول امد تو این بار چون هنوز سوراخ کونم کمی درد می کرد با خودم گفتم دیگه به هیچ عنوان بهش نمیدم. امد و بعد کمی نشستن بهم گفت برو بخواب رو تخت . من بهش گفتم دیگه نه . ولی اون حدود یک ربع ساعت داشت با من صحبت می کرد که چیزی نمیشه و کسی نمی فهمه و اینجور چیزا . بلاخره من راضی شدم و دوباره روی تخت به شکم خوابیدم و شلوارم را تا روی رونام دادم پایین. و باز متوجه شدم که اون شلوارش را در اورد و امد نشست روی رونای من و کیرش را بین لپ های کون من گذاشت . تقریبا جایی که سوراخ کونم بود و بعد خوابید روم و سعی کرد کیرش را بکنه تو کونم. من که دیدم با پیدا کردن سوراخم مشکل داره بهش گفتم می خوای با دست بازش کنم؟ اون بعد کمی تلاش گفت آره من هم با دوتا دست از دو طرف لبه های کونم را کشیدم تا بتونه سوراخ کونم را ببینه و کیرش را تو محل مناسب بزاره . وقتی کیرش توی جای درست قرار گرفت فشار داد تو باز هم درد داشتم. اخه بدون ژل و یا حتی آب دهان این کار را می کرد. تحمل کردم و اون شروع کرد به تلمبه زدن . بازم زود کارش تمام شد و رفت دستشویی.

بعد از سومین سری که پسرداییم منو کرد با خودم فکر کردم خوب بگذارم اونم لذت ببره فقط مشکلم ترس از این بود که کسی بو ببره. وقتی داشت منو میکرد چون اصلا هیچ کدوم تجربه نداشتیم خیلی اذیت می شدم و با خودم می گفتم این سری آخره ولی وقتی میرفت به این موضوع فکر می کردم و تو ذهنم سعی می کردم خودم را وقتی که فرزاد داره میکندم از دید اون یا از یه زاویه دیگه تجسم کنم. این کار بهم خیلی لذت میداد و داغ میشدم و همیشه با این فکرا خود ارضایی می کردم.

سری بعدی که پسر داییم امد خونه ما دیگه بدون این که اسرار کنه رفتم روی تختم خوابیدم و شلوارم را تا جایی که دستم میرسید دادم پایین و بعد با پاهام تا دم مچ پام دادمش پایین . دیگه پسر داییم مطمئن شده بود که یه سوراخ کون هست که هر موقع جور بشه میتونه بیاد و باهاش حال بکنه . اونم مثل همیشه خوابید روم و بهم گفت با دستام لای کونم را باز کنم. من هم همین کار را کردم و اون هم کیرش را کرد تو کونم . باز هم درد داشتم ولی تحمل می کردم اخه لذت هم داشت و بیشتر لذتش مال تصورات و فکر های بعدش بود برام.

یه مدت بود که کارمون همین شده بود روزایی که اون میومد و من تنها بودم منو می خوابوند رو تخت و با کونم حال می کرد و بعد میرفت تنها تغییری که داشتیم این بود که گاهی سر پایی هم منو می کرد . همونطوری که سری های اول می چسبوند بهم با این تفاوت که این بار کیرش تا دسته میرفت توی سوراخ کونم.

آریا
چو ایران نباشد تن من مباد
     
#24 | Posted: 7 Nov 2012 17:20
من اون موقع هنوز کاملا بالغ نشده بودم و وقتی خود ارضایی هم میکردم فقط پیشاب ازم میومد . تا اون موقع فکر می کردم که اون همون منی است و مقدارش هم که در حد یکی دو قطره بود . تو محله با چند تا از دوستام رابطه نزدیک داشتم و تو عالم بچکی کیر و کونمون را بهم نشون میدادیم . کیر من نسبت به همه اونا بزرگ تر بود . ولی خوب کار خاصی با هم نمی کردیم. همه کارمون در حد نگاه کردن و دست زدن به کیر و کون هم بود . از وقتی پسر داییم شروع کرده بود به کردن من دیگه با دوستام از این کارا نمی کردم و فقط بازی های معمولی . می ترسیدم که بخوان مثل قبل ها سوراخ کونم را ببینند و متوجه بشن که دست خورده.

یه روز با دوستام برای بازی فوتبال به پارک رفتیم. اونجا بعد از بازی دیدم دوچرخم خراب شده دوتا جوون حدود ۲۴ ساله اون اطراف بودن وقتی من دوچرخه ام را که حالا پنچر شده بود برداشتم امدن کنار ما و گفتن ما میدونیم کی این کار را کرده و اگه میخوای بریم دم در خونشون من را از دوستام جدا کردن یکی از اونا با دوستام رفت تا دوچرخه را به تعمیر گاه ببرن و من همراه یکی دیگه به راه افتادم. به یه خونه نیمه ساز رفتیم در خونه بسته بود . پسری که با من بود از روی در تو رفت و در را باز کرد . بعد بهم گفت بیا تو من اینجا باید یه فرقون بردارم . من با خودم گفتم خوب این یا میخواد اینجا بلایی سر من بیاره یا داره راست میگه . به اطراف نگاه کردم . دو دل بودم که پسر دستم را گرفت و کشید تو . در را که بست با خودم گفتم دیگه دیر شده و باید ببینم چی پیش میاد. از این که بخواد منو بکنه نمی ترسیدم ولی این که بلای دیگه ای سرم بیاره منو می ترسوند.

خونه یه زمین حدود ۳۰۰ متری بود که نصفش ساختمون بود و نصفش حیاط گوشه حیاط یه دستشویی کوچیک داشت و از ساختمون هم طبقه زیر زمین ( زیر همکف ) دیواراش ساخته شده بود و از طبقه همکف هم فقط دوتا اتاق ته زمین ساخته شده بود که در داشت. پیدا بود که مدتیه ساختش ول شده. گوشه حیاط سمت ساختمون یه راه پله بود که به سمت زیر زمین می رفت،بهم گفت: من پام درد می کنه می تونی بری از تو زیر زمین فرغون را بیاری بالا؟

من گفتم : باشه . و به سمت راه پله زیر زمین رفتم. همونطوری پشت سرم تا کنار راه پله امد . وقتی پاما تو پله ها گذاشتم پشت سرم گفت : تا حالا از این کارا کردی ؟ من جواب دادم : آره ( منظورم هم کار با فرغون بود هم سکس) پله ها با شیب ملایم به سمت پایین بود . البته پله که نبود یه سطح شیب دار که مثل همه ساختمان های دیگه آجر روش چسبونده بودن. به انتهای پله ها که رسیدم یه پاگرد بود که سمت چپ ورودی طبقه زیر همکف بود و یه زیر پله نسبتا بزرگ هم داشت. وارد طبقه زیر همکف که شدم یه پله به پایین می خورد یه سالن بزرگ و خالی که ۳ تا ستون وسطش بود ، یه ردیف پنجره با ارتفاع حدود ۱ متر به سمت حیاط داشت که نور اونجا را تامین می کرد. فظای نسبتا بزرگی داشت حدود ۸ متر در ۸ متر . کف سازی نداشت بعد از در راه پله تو سالن یه در دیگه بود که به یه اتاق باز میشد . یه اتاق ۳ در چهار که کف سازی شده بود و پر بود از ابزار بنایی و دو سه تا فرغون. من با این که دیگه مطمئن شده بودم که باید کون بدم بازم رفتم سراغ یکی از فرغون ها ، خواستم برش دارم که دیدم اون پسره امده پشت سرم و بهم گفت ولش کن فعلا بیا اینجا . رفتم پیشش بهم گفت تا حالا از این کارا کردی ؟ گفتم: آره.

گفت: با دختر هم تا حالا سکس کردی؟ برای این که کم نیارم گفتم: آره با دختر هم سکس کردم،اون که بخاطر سن کمم (۱۴ سال) تعجب کرده بود گفت اگه راست میگی دخترا چند تا سوراخ دارن؟ از رو حرفایی که بچه ها میزدن جواب دادم: ۳تا یکی کون یکی کس یکی هم برای جیش کردن ( که بعد ها فهمیدم سومی اینقدر کوچیکه و تو دهانه ورودی مهبل قرار داره که راحت دیده نمیشه) گفت : آفرین پیداست که اینکاره ای . بعد گفت حالا شلوارت را بکش پایین ببینم چطوره،من دکمه و زیپ شلوارم را باز کردم و کمی دادمش پایین بهم گفت: کامل بکش پایین . شرتت را هم بکش پایین،من هم همین کار را کردم و شلوار و شرتم را تا سر زانوم کشیدم پایین،کیرم کاملا راست شده بود نگاهی بهش کرد و گفت کیر خوبی هم داری از مال من زیاد هم کوچیک تر نیست . بعد خودش کیرش را در اورد . راست می گفت . کیر اون هم راست راست بود حدودا یه کیر ۱۵ سانتی و متوسط بود. کیرش را گذاشت کنار کیر من طوری که کیر من زیر کیرش بود و سر کیر من می خورد به تخمای اون و سر کیر اون می خورد به پایین شکم من.

کیر اون کمی از کیر من کلفت تر و حدود ۲ سانت بلند تر بود،بعد به حالتی که انگار میخواد بکنه شروع کرد کمی خودش را عقب و جلو کردن،من همونطوری وایساده بودم جلوش و دوتاییمون جلوی در ورودی طبقه زیرزمین بودیم. بعد یه دور دور من چرخید و خوب بر اندازم کرد و این بار رفت پشت سرم وایساد . دستی به کونم کشید و بعد رفت از توی اتاق که تاریک تر از همه جا بود دوتا تیکه کاغذ بزرگ که پیدا بود ماله کیسه های ۷ لایه سیمانه اورد و دقیقا تو پاگرد پایین پله ها پهن کرد. بعد به من گفت بیا اینجا دراز بکش . من هم رفتم اونجا و خواستم به شکم دراز بکشم که بهم گفت حالت چهار دست و پا به خودم بگیرم. تو دلم دلهره داشتم و منتظر ورود یه کیر جدید و دردش بودم .

اون سر کیرش را روی سوراخ کون من گذاشت و فشار داد. درد شدیدی توی کونم حس کردم و خودم را دادم جلو کو درد کمتر بشه . بهم گفت : دردت امد؟ گفتم آره . گفت باشه صبر کن الان درستش می کنم. بعد با دست منو کمی به جلو هل داد و یه آب دهن روی سوراخ کونم انداخت و با انگشت بخشش کرد و بعد هم یه آب دهن دیگه روی سر کیرش انداخت و دوباره کیرش را روی کونم گذاشت و فشار داد. این بار درد خیلی کمتر شده بود و کیرش راحت لیز خورد و رفت توی سوراخ کونم . من از این که تاثیر لیز شدن سوراخ کونم اینقدر زیاد بود تعجب کردم . بعد با فشار به باسنم بهم حالی کرد که دراز بکشم روی شکمم. همون طور که کیرش توی کونم بود با یه حرکت هماهنگ دراز کشیدیم. حالا من به شکم دراز کشیده بودم و اون هم روم بود و کیرش توی کونم . شروع کرد به عقب و جلو کردن کیرش توی کونم. دیگه دردی احساس نمی کردم و فقط یه حس لذت خاص داشتم. داشتم به این فکر می کردم که اگه فرزاد هم قبل کردن از آب دهن استفاده کنه خیلی بهتر میشه . حدود ۲ دقیقه ای طول کشید تا کار تمام بشه .

از روم بلند شد و با یه تیکه از کاغذ کیر خودش و کون من را تمیز کرد . من هم بلند شدم و با این که احساس می کردم لای کونم تمیز نیست و خیس و لزج بود شلوارم و شرتم را بالا کشیدم،با هم از پله ها امدیم بیرون و لب ایوان نشستیم بازم کمی ازم در مورد سکس پرسید که زیاد یادم نیست چی می گفتیم. یکی در خونه را زد. بلند شد و گفت علی هم امد ! بعد رفت سمت در . من تو دلم گفتم نکنه به همه دوستاش خبر بده و بخوان حسابی به معنی واقعی به فاکم بدن. ولی دیم علی همون دوستشه که توی پارک بودن. علی وارد حیاط شد و در را بستن و به سمت من امدن. حالا فهمیم که اسم پسر اول محمد و اسم دومی علی است،همونطور که به سمت من می امدن با هم صحبت می کردن . نزدیک که شدن علی گفت . محمد میدونه باید چیکار کنه؟ محمد هم امد سمت من و دستش را گذاشت سر شونم و گفت آره بابا از من و تو با تجربه تره .

علی که نفهمیده بود محمد یه دور منو کرده به محمد گفت حالا کی اول باشه . محمد گفت هرطور دوست داری میخوای تو اول برو . علی گفت نه تو برو که بهتر بلدی . محمد هم تا این را شنید گفت باشه و دست من را گرفت و با هم باز از پله ها پایین رفتیم. محمد اینبار کاغذ هایی که سری قبل تو پاگرد گذاشته بود برداشت و کنار اولین ستون سمت پنجره پهن کرد و بهم گفت بیا اینجا دراز بکش. من هم رفتم اونجا و شلوارم را کمی کشیدم پایین و به شکم دراز کشیدم. محمد امد و گفت بیشتر بکش پایین و من هم تا جایی که میشد شلوارم را دادم پایین . بعد محمد امد بین پاهام نشست و باز یه آب دهن انداخت روی سوراخ کون من و یکی سر کیر خودش . دوباره کمر من را گرفت و بالا کشید و من به حالت سجده در آمدم کیرش را فرو کرد توی کونم و مثل سری قبل هماهنگ با هم روی زمین دراز کشیدیم. باز هم حدود دو دقیقه منو تو همون حالت می کرد تا آبش امد . البته من اون موقع هنوز چیز زیادی از آب امدن نمیدونستم و فقط دیدم که کارش تمام شد و از روی من بلند شد. من هم بلا فاصله بلند شدم و همونطور که به سمت ورودی زیرزمین می رفتم شلوارم را داشتم بالا می کشیدم . خواستم پشت سر محمد از پله ها بالا برم که محمد گفت تو همینجا باش الان علی میاد پایین،هنوز محمد کاملا از پله ها بالا نرفته بود که علی خودش را از پله ها رسوند پایین .

من خواستم از ورودی طبقه زیرزمین برم تو که علی گفت همینجا وایسا . بعد خودش رفت تو و با دوتا تیکه کاغذ برگشت و اونا را زیر راه پله پهن کرد. بعد به من گفت برو اونجا . من رفتم زیر راه پله و شلوارم را دادم پایین . علی هم کیرش را در اورد . من یه لحظه برگشتم که ببینم چی قراره بره تو کونم. یه کیر ۱۸ سانتی نسبتا کلفت بود با یه سر بزرگ . دلم ریخت پایین و گفتم این دیگه حتما جرم میده . علی تا دید برگشتم و دارم کیرش را نگاه می کنم بهم گفت نگاه نکن و با دست به سمت جایی که درست کرده بود هلم داد. من فهمیدم که علی هم مثل فرزاد دوست نداره که لخت ببینمش . بر عکس اون محمد که راحت بود و حتی از جایی که برای کردن من انتخاب می کرد فهمیدم دوست داره علی هم بتونه سحنه کردن من را ببینه . ولی علی جایی را انتخاب کرد که محمد حتی اگه از پله ها هم پایین می امد نمی تونست ببیندمون.

چهار دست و پا نشستم و منتظر شدم تا علی کیرش را بکنه توی کونم. تو دلم داشتم خدا خدا می کردم که خیلی درد ناک نباشه. علی لای کون من را نگاه کرد و بعد کیرش را دم سوراخ کون من گذاشت. دلهره داشتم. فشار که داد کیرش راحت وارد کونم شد. چون کونم قبلا با کیر محمد باز شده بود و در ضمن هنوز سوراخ کونم از تف و آب محمد لزج لزج بود. وقتی کیر علی کامل رفت توی کونم خیالم از درد راحت شد . و باز هم مثل محمد همزمان با هم دراز کشیدیم. کمر علی محکم تر بود و حدود ۵ دقیقه طول کشید که آبش بیاد و بریزه تو کون من . دیگه کونم داشت بی حس میشد و از دادن لذت نمی بردم و فقط یه حس دل پیچه و احساس دستشویی داشتم. علی که کارش تمام شد . بلند شد و سریع لباس پوشید . من هم همین کار را کردم. وقتی داشتیم از زیر پله ای بیرون می امدیم. محمد هم که خودش را به پاگرد رسونده بود به علی گفت دیدی گفتم خیلی باحاله . حالا چطور بود ؟ علی که داشت از پله ها بالا می رفت گفت آره خوب بود ولی کثیف بود. منظورش وجود آب محمد توی کونم و همچنین مدفوعی بود که در اثر دادن از کونم در امده بود. محمد خندید و باز منو به سمت جای کنار ستون برد . من بهش با التماس گفتم دیگه بسه. محمد گفت : یه دور دیگه بده و بعد برو.

من چون ازشون می ترسیدم قبول کردم و خدا خدا می کردم زود تر تمام بشه. دوباره شلوارم را کشیدم پایین و دراز کشیدم روی کاغذ ها. محمد هم امد و مثل سری قبل یه تف انداخت روی کون من و کیرش را کرد تو کون من. کمی که کیرش را عقب و جلو کرد بازم حس دل پیچه امد سراغم . کاملا حرکت کیرش را توی کونم حس می کردم و حرکت اون باعث حرکت کردن روده هام میشد و این یه حس دلپیچه خاص بهم میداد. حس دستشویی هم داشتم و همونطور که اون داشت میکرد بی اختیار داشتم زور می زدم مثل حالتی که آدم تو دستشویی زور می زنه. یکی دو بار کیر محمد از کونم در امد و محمد بهم گفت اینقدر زور نزن تا کار زود تر تمام بشه . ولی من که دست خودم نبود . این بار حدود ده دقیقه بود که روم خوابیده بود و داشت تلمبه میزد. وزنش هم اذیتم می کرد . کیر خودم زیر بدنم داشت له میشد. اخه زمین هم سفت بود. همش داشتم بهش التماس می کردم دیگه بسه و دیگه ادامه نده. دیگه حس لذت نداشتم و حس بدی بهم دست داده بود. بالاخره محمد راضی شد تمومش کنه ولی گفت پس باید برام ساک بزنی. من که نمی دونستم ساک یعنی ولی راضی بودم هر کاری بکنم ولی دیگه ادامه نده قبول کردم. اون هم رفت جلوی در اتاق یه بلوک گذاشت و روش نشست و گفت بیا ساک بزن. من تقریبا حالیم شده بود که باید چیکار کنم . رفتم جلو و کیرش را کردم تو دهنم و شروع کردم به ساک زدن . ادم بد دلی نیستم. ولی این که با اون حال بدم بخوام دلا بشم و براش ساک بزنم حالم را بد تر می کرد. دیگه داشتم فقط به این فکر می کردم که یه جوری خلاس بشم. داشتم فکر می کردم که کیر محمد را گاز بگیرم و دستم را بردم سمت تخماش که اونا را فشار بدم و فرار کنم .

ولی علی هم بالا وایساده بود . دستم را که به تخم های محمد زدم محمد گفت : آفرین اونا را هم بمال تا زود تر آبم بیاد. دیگه حسابی داشتم براش ساک میزدم. اونم راهنماییم می کرد که چطوری ساک بزنم که بیشتر بهش حال بده. علی که دید خیلی طولانی شده از بالا گفت . پس چیکار می کنید. محمد گفت الان تمام میشه داره برام ساک میزنه. و بعد چند لحظه گفت خوبه بلند شو. بلند شدم. و محمد رفت بالا . من هم خواستم برم بالا که علی جلو راهم را گرفت بهش گفتم دیگه بسه. علی گفت: خوب به من هم باید بدی نمیشه که فقط به اون دادی. من که چاره نداشتم. قبول کردم باز رفتیم زیر پله و علی کرد توی کون من . من بازم هی میگفتم دیگه بسه ولی کو گوش شنوا. دیگه کیر علی راحت لیز خورد و رفت توی کونم. اصلا دیگه حس نمی کردم که تو چه حالتیه. خوش بختانه خیلی طول نکشید که علی آبش را توی کونم خالی کرد ( البته من که نمی دونستم که چطوریه) . بعد با هم رفتیم بالا . من که حالم بد شده بود . به سمت دستشویی کنار حیاط رفتم و اونجا سعی کردم کمی دستشویی کنم . ولی دیدم که اونجا آب نداره . در ضمن حس دستشویی من هم واقعی نبود. دوباره به سمت اونا برگشتم تا لب ایون کمی بشینم تا حالم بهتر بشه . محمد بهم گفت دیگه میتونی بری . من که خیلی خوشحال شده بودم به یه مشکل دیگه برخوردم . من هیچ پولی همراهم نبود و جایی که بودیم از خونه ما فاصله زیادی داشت . من هم اینقدر خسته بودم که نمی تونستم بعد این همه کون دادن پیاده برم. بهشون با حالت درمانده ای گفتم پس کمی پول به من بدید. محمد به علی نگاهی کرد. و بهش گفت علی براش پول بیار . علی به سمت اتاقی که توی طبقه همکف ساخته شده بود رفت بعد چند لحظه برگشت و صد و بیست تومن پول به من داد . اون موقع صد و بیست تومن پول بدی نبود و من فقط حدود ۵ تومن می خواستم برای کرایه تاکسی .

این باعث شد کمی خوشحال بشم و از اون حالت بد بیام بیرون . وقتی علی پول را بهم داد گفت ولی باید یک دور دیگه هم بهمون بدی. من که حالا که یه نیم ساعتی بود داشتم استراحت می کردم و حالم بهتر شده بود قبول کردم و مثل سری های قبل اول محمد امد و کنار ستون خوابید روم و شروع کرد به کردن. دیگه اون حس بد را نداشتم و کمی هم لذت می بردم. اخه دیگه هیچ دردی نبود. محمد همینطور که داشت تو کون من تلمبه میزد بهم میگفت کون خیلی باحالی داری ، من تا حالا کون به با حالی کون تو نکرده بودم ، بازم بیا پیشم این بار خودم تنهایی می کنمت که اذیت نشی و از اینجور حرفا . خوشبختانه این بار کار محمد زود تمام شد . حالا نوبت علی بود. بازم به زیر پله رفتیم. علی کیرش را کرد توی کون من و همونطور که داشت می کرد می گفت بازم بیا پیش من . نمی خواد به محمد بدی دیگه دیدی که پول را هم من بهت دادم و محمد هیچی بهت نمیده و اون هم سعی می کرد منو با حرفاش برای سری های بعد رزرو کنه. بلاخره کار محمد هم تمام شد . بلند شدم. و خودم را تمیز کردم و ازشون خدا حافظی کردم و با دادن قول این که بازم بیام و بهشون کون بدم با خوشحالی از این که بلاخره تمام شد ولی خیلی خسته و زار و نزار از اونجا زدم بیرون . توی راه همش دنبال جایی می گشتم که بتونم خودم را تمیز کنم . و بلاخره به خونه رسیدم.

آریا
چو ایران نباشد تن من مباد
     
#25 | Posted: 26 Nov 2012 10:16
تا یکی دو روز حس می کردم کونم هنوز باز مونده و خدا خدا می کردم که سر و کله فرزاد پیدا نشه . اخه دوست نداشتم که کسی بفهمه که به دوتا جوان غریبه کون دادم . حتی فرزاد که خودش منو می کرد. بعد چندر روز باز سر و کله فرزاد پیدا شد. با این که دیگه هیچ حس درد یا ورمی نداشتم ولی باز می ترسیدم که کونم گشاد شده باشه و فرزاد بفهمه که کون دادم.
فرزاد که امد تو طبق معمول لخت شدم و این بار بهم گفت به حالت سگی بشینم تا منو بکنه . وقتی امد پشتم بهم گفت اونا باهات کاری کردن؟ من جواب دادم نه. آخه قضیه رفتن من با اون جوان ها را همه فهمیده بودن و پشت سرم هم حرف های زیادی بود.
وقتی فرزاد خواست بکنه من دو دل بودم که اگه بهش بگم تف بزنه مطمئن بشه که تجربم بالا رفته برای همین بازم مثل سری های قبلی با دردش ساختم ولی سری های بعدی بهش گفتم که قبل کردن سوراخ کونم را خیس کنه و بعد از چند سری هم ازش خواستم چربش کنه که خیلی بهتر بود. چند سری سعی کردم که کیر فرزاد را دید بزنم ، فرزاد هم که خیلی بدش امده بود دیگه هر سری قبل سکس چشم های من را می بست.

دوباره مثل همیشه نوبت بعد از ظهر بودم و صبح توی خونه تنها بودم . ساعت های ۹ بود که از خواب بیدار شدم . تا ساعت های ۱۰ نیم درس می خوندم دیگه داشتم فکر می کردم که باید مثل همیشه سر و کله فرزاد پیدا بشه. دیگه طوری شده بود که حول و حوش ساعت ۱۱ که میشد یه حس اشتیاق و دلهره می افتاد تو دلم . کونم عرق سرد می کرد و همش منتظر فرزاد بودم.
صدای زنگ خونه بلند شد و من هم از پشت آیفون گفتم کیه ؟ خود فرزاد بود. در را باز کردم و رفتم دم در ورودی ساختمون فرزاد امد تو من مثلا رفتم سراغ کتابام که درس بخونم ولی دیگه حواسم به درس نبود و منتظر بودم که فرزاد بگه بیا. بلاخره صدام زد و رفتم پیشش . بهم گفت: یه دستمال بیار ، من هم یه روسری از جالباسی برداشتم و طبق معمول بهش دادم و پشت بهش ایستادم روسری را دور چشمام بست و کنترل کرد که نبینم و بعد دوباره گفت : لخت شو و لب تختت به شکم بخواب . دیگه اینا روتین شده بود برام زانوهام را میزاشتم رو زمین و خودم هم خم میشدم روی تخت و بالشم را زیر سرم میزاشتم. دیگه همیشه وقتی فرزاد می امد کارمون همین بود و اول چشم های منو می بست و بعد من لخت مادر زاد می شدم و حالا یا سگی یا به حالت سجده یا دراز کش رو تخت و یا سر پایی بهش کون میدادم. همیشه طوری منو می کرد که پشت من قرار بگیره و موقع کردن فقط کونم را ببینه . دوست نداشت وقتی می کنه تو کونم کیرم تو دیدش باشه و دوست داشت تصور کنه که من یه دخترم.
اون روز وقتی داشت می کرد تو کونم بهم گفت می خوریش؟ گفتم باشه . مثل همیشه کردنش زود تمام شد و رفت دستشویی . من که فکر می کردم باید حالا براش ساک بزنم همونطوری لخت نشسته بودم . وقتی فرزاد از دستشویی امد و دید که لختم بهم گفت بلند شو لباس بپوش ، بعد هم بهم گفت دوست ندارم زیاد لخت باشی. من که فهمیدم که لازم نیست ساک بزنم.

پس فردای اون روز فرزاد دوباره سر و کلش پیدا شد و طبق معمول بعد از بستن چشم های من و لخت شدن کامل من و خودش بهم گفت :« سری قبل گفتی می خوریش؟» من گفت آره دستم را کشید و با خودش برد ته اتاق و بهم گفت که دو زانو بشینم. بعد هم بهم گفت دهنت را باز کن. من دهنم را باز کردم بهم گفت حالا بخورش . من که چیزی نمیدیم فهمیدم باید جلوی صورتم باشه کمی صورتم را جلو بردم که سر کیرش به بالای لبم خورد کمی سرم را بالا تر اوردم و کیرش را کردم توی دهنم . برای این که حدود کیرش دستم بیاد تا جایی که می تونستم کردمش توی دهنم و بعد همونطوری که وقتی برای محمد ساک زده بودم بهم گفته بود فقط سر کیرش را می کردم توی دهنم و درش می اوردم . فرزاد بهم گفت اینطوری نه همش را بخور . من هم شروع کردم تا تهش را توی دهنم کردن و عقب و جلو کردن سرم. همزمان مثل بچه ها که سینه مامانشون را مک میزنند من هم کیر فرزاد را میک میزدم و این باعث میشد که لپها و زبونم کاملا به کیرش بچسبه و بیشتر حال کنه. کمی که ساک زدم بهم گفت بسه حالا چهار دست و پا شو میخوام بکنم توی کونت. من که قبلش کونم را چرب کرده بودم حالت سگی به خودم گرفتم و فرزاد کیرش را کرد توی کونم . بازم مثل سری های قبل یک دقیقه نشد که از کونم کشید برون و رفت دستشویی.

کار همیشگیمون شده بود وقتی من تنها بودم همش گوش به زنگ بودم که صدای موتور یا ماشین فرزاد کی میداد بعد هم میومد تو و بعد چند دقیقه که نفسی تازه میکرد یا آب یا چایی یا میوه ای می خورد بعد منو صدا میکرد . من هم اول سوراخ کونم را چرب می کردم و بعد یه دستمال پیدا می کردم و لخت مادر زاد میشدم و میرفتم جلوش وا میستادم بعد اون چشمای منو می بست و اول یه دور براش ساک میزدم بعد از ساک هم کمی استراحت می کرد و بعد هم یه پوزیشن انتخاب می کرد و بهم میگفت تو اون پوزیشن قرار بگیرم و خودش کیرش را می کرد توی کونم گاهی هم که میدیم لازمه از لای پام دستم را می اوردم تا سر کیرش را هدایت کنم که بره توی کونم.
تابستون که شد من صبح ها میرفتم دم مغازه بابام و تا ظهر اونجا بودم . بابام صبح ها سر کار بود و من مغازه را میگردوندم. یه روز نزدیک های ظهر بود و من دیگه به فکر بستن مغازه بودم که دیدم فرزاد امد توی مغازه . سلام کردم و بعد تعارفش کردم که بیاد پشت دخل بشینه. یه چایی براش ریختم . فرزاد گفت کی میبندی؟ من گفتم دیگه باید تعطیل کنم معمولا ساعت ۱۲:۳۰ میبندم . فرزاد گفت پس برو در را از تو قفل کن و بیا . من رفتم در را بستم و کرکره مغازه را هم دادم پایین . ته مغازه یه انبار کوچیک داشتیم که یه تخت خواب هم توش بود که وقتی خسته بودیم میرفتم و کمی روش دراز می کشیدیم. مغازه یه دستشویی کوچیک هم داشت که درش تو همون انبار باز میشد. با فرزاد به سمت انبار مغازه رفتیم و اونجا هم یه دستمال جور کردم و با روغن جامد سوراخ کونم را چرب کردم بعد هم لخت شدم و مثل وقتی تو خونه بودیم فرزاد چشمام را بست و راهنماییم کرد که کجا بشینم وقتی نشستم خوردن سر کیرش به صورتم بهم حالی کرد که باید ساک بزنم. دهنم را که باز کردم کیرش را کرد توی دهنم و شروع کردم به ساک زدن . بعد از مقداری ساک زدن کیرش را از توی دهنم در اورد و بهم گفت بلند بشم . چون چشمام بسته بود دستم را گرفت و هدایتم کرد روی تخت . به شکم دراز کشیدم و امد روم و کیرش را کرد توی کونم و شروع کرد به تلمبه زدن . وسط کار بهم گفت آبم را بریزم توی کونت؟ کمی با خودم فکر کردم که باعث مشکلی نشه یه موقع ولی دلم را به دریا زدم و گفتم بریز . چون قبلا هم محمد و علی این کار را کرده بودن و چیزی نشده بود . همونطور که فرزاد داشت کیرش را توی کونم عقب و جلو می کرد حس کردم که لرزشی توی بدنش افتاد و بعد کیرش توی کونم یه حات تپش پیدا کرد . فهمیدم که آبش را توی کونم خالی کرده . فرزاد آبش را که توی کونم خالی کرد از روم بلند شد و به دشتشویی رفت و زود برگشت . من که میترسیدم آبش از تو کونم بیرون بریزه تکون نخورده بودم . فرزاد هم یه دستمال کاغذی بهم داد و من سوراخ کونم را تمیز کردم و بعد بلند شدم رفتم دستشویی . و اونجا برای اولین بار آب فرزاد که از سوراخ کونم بیرون می امد را دیدم.

آریا
چو ایران نباشد تن من مباد
     
#26 | Posted: 26 Nov 2012 15:34
دو روز بعد دوباره سر ظهر سر و کله فرزاد پیدا شد. بازم صبر کردیم تا ساعت تعطیل کردن مغازه برسه و بعد در را از تو قفل کردم و امدم تو انبار. فرزاد روی لبه تخت منتظرم بود . منم خیلی عادی لخت شدم و با روغن سوراخم را چرب کردم و بعد با دستمال آمدم پیشش . جلوش نشستم . فرزاد هم چشمام را بست و بعد همونطور که نشسته بودیم بهم گفت سرت را بیار جلو سرم را کمی جلو بردم . دستش را گذاشت پشت سرم و راهنماییم کرد . خم شدم تا جایی که سر کیرش روی لبام خورد و بعد کردمش توی دهنم. کمی ساک زدم که فرزاد گفت خوبه حالا آماده شو میخوام بکنمت. من به فرزاد گفتم بزار بشینم روی کیرت . فرزاد گفت نه ولی من گفتم خوب امتحان کن دوست دارم اینطوری را هم تست کنم. بلاخره فرزاد راضی شد و رو تخت به پشت خوابید و من هم به کمک اون پاهام را دو طرفش گذاشتم و نشستم . سر کیرش به کفلم خورد . با دست گرفتم و تنظیمش کردم و آروم دادمش تو . خیلی خوب بود حالا کنترل حرکات با خودم بود. از شکاف کوچیک پایین دستمال نیم نگاهی به منظره می کردم. خیلی سخت دیده میشد. طوری روی کیر فرزاد نشسته بودم که پشتم به سمت صورتش بود و باز هم کیرم توی دید فرزاد نبود. مدتی به حالت بشین و پاشو کیرش را توی کونم عقب و جلو کردم دیگه ماهیچه های پاهما داشت درد می گرفت که بلاخره کیر فرزاد به تپش افتاد و آبش را توی کونم خالی کرد. وقتی بلند می شدم زیر چشمی از شکاف کوچیک بین دستمال و صورتم به کیرش نگاه کردم. سر کیرش کثیف شده بود و مقداری مدفوع روی کیرش بود . فرزاد نق نق کنان گفت از همینش می ترسیدم. من بلند شدم و فرزاد به سمت دستشویی رفت. بعد که از دستشویی امد بهم گفت .

اینطوری کثافت کاری داره برای همین نمیخوام اینطوری سکس کنیم. من بهش گفتم قبلا هم کیرت کثیف شده بود. بهم گفت آره ولی نه اینطوری . بهش گفتم خوب بگو تا قبل سکس خودم را تمیز کنم. فرزاد هم گفت مگه میشه؟ گفتم آره . راستش یه مدت بود که وقتی تنها می شدم دیگه با سوراخ کون خودم بازی می کردم و گاهی خیار توش می کردم . اولین بار که این کار را کردم خیار کثیف شد و من سری دوم قبل این کار به دستشویی رفتم و حسابی خودم را تخلیه کردم . تو یه فیلم سوپر دیده بودم که آب توی کونشون می کنند من هم این کار را می خواستم آزمایش کنم و همین کارو کردم ، یعنی با شلنگ دستشویی توی کونم آب کردم احساس خوبی داشت مخصوصا وقتی آب ولرم بود. بعد هم آب را خالی کردم و از دستشویی بیرون امدم . وقتی امدم جلوی آینه و خودم را چرب کردم و خیار را دم سوراخ کونم گذاشتم خیار خیلی راحت تر از همیشه لیز خورد و تو کونم رفت . با خیار حسابی تو کونم بازی کردم . گاهی مثل کیر عقب و جلوش می کردم و گاهی تا ته توی کونم فروش می کردم طوری که کامل داخل کونم میشد و بعد با کمی فشار دوباره از کونم بیرون می امد. تمام این کار ها را جلوی آینه میکردم و دیدن سوراخ کونم خیلی بهم حال میداد.

بخاطر این که فرزاد همیشه چشم های من را میبست این که خودم را و کونم را موقع کون دادن ببینم خیلی برام لذت بخش شده بود و خیلی وقت ها با خیال پردازی تو این زمینه خود ارضایی می کردم. گاهی وقتا هم چیزایی مثل خیار و هویج توی کون خودم می کردم و جلو آینه نگاه می کردم.

سری بعدی تو خونه بودم که زنگ خونه را زدن از آیفون جواب دادم و فهمیدم فرزاده . در را زدم و فرزاد امد تو وقتی مطمئن شد که تنهام و تا یکی دو ساعت دیگه کسی نمیاد بهم گفت خوب سری قبلی گفتی بهت بگم خودت را آماده کن . حالا خودت را آماده کن ببینم! من اینا که شنیدم لخت شدم و به دستشویی رفتم. اونجا اول حسابی کونم را خالی کردم و بعد شلنگ آب گرم را دم سوراخ کونم گرفتم . آب ولرم وارد کونم شد و وقتی حس کردم دارم پر میشم شلنگ را عقب کشیدم و گذاشتم آب خالی بشه حسابی داخل سوراخ کونم شسته شد . یکی دو بار دیگه این کار را کردم تا تمیز تمیز بشم. بعد هم از دستشویی بیرون امدم و رفتم سوراخ کونم را چرب کردم و امد پیش فرزاد و گفت آماده ام. فرزاد هم بلا فاصله چشمام را بست و بهم گفت که چهار دست و پا بشینم. وقتی امد پشتم و کیرش را روی سوراخ کونم گذاشت با فشار کمی بدون این که دردی داشته باشم کیرش توی سوراخ کونم لیز خورد . خیلی حس خوبی داشتم و دیگه واقعا فقط داشتم از کون دادن لذت می بردم . واقعا عالی بود.

از اون سری به بعد همیشه قبل سکس مراحل به این صورت بود. اول لخت مادرزاد می شدم و یه چرخی جلو فرزاد میزدم . اخه از این که میدیم داره بهم نگاه می کنه لذت می بردم. بعد هم به دستشویی می رفتم و با آب توی سوراخ کونم را خوب میشستم بعد هم میومدم بیرون و سوراخ کونم را چرب می کردم و یه دستمال پیدا می کرم و میدادم به فرزاد . اونم چشمام را می بست و مشغول گاییدن کون من میشد. البته اکثرا قبل این مراحل یه مرحله ساک براش میزدم.

یه روز فرزاد امد خونه ما و طبق قرار قبلی بهم گفت برو خودت را آماده کن. من هم رفتم توی دستشویی و حسابی با آب کونم و داخل سوراخم را شستم و تمیز کردم. بعد هم همونطوری با شلورا نیمه در امده از دستشویی آمدم بیرون و بعد کاملا لخت شدم. فرزاد این بار منو برد توی حمام . با این که چشمام بسته بود ولی اکثرا از شکاف کوچیک بین دستمال و صورتم می دیدم که کجا هستم و دید میزدم. خود فرزاد روی سکوی رختکن نشست و به من گفت جلوش دو زانو بزنم و براش ساک بزنم. بعد از کمی ساک زدن بهم گفت بلند بشم و دستام را تکیه بدم به دیوار و کمرم را خم کنم و کونم را بدم عقب و خودش پشتم وایساد و بعد از این که من تو پوزیشن مورد نظرش قرار گرفتم کیرش را دم سوراخ کونم تنظیم کرد و فشار داد . کیرش وارد کونم شد و بعد شروع کرد به تلمبه زدن . مدتی تلمبه زد و بعد یکهو سریع کیرش را از کونم بیرون کشید و رفت دستشویی . من که نمی دونستم که کجا رفت همونطوری وایساده بودم .

وقتی امد بهم گفت لباست را باید تمیز کنی . انگار کمی دیر کیرش را از کونم در اورده بود و یک قطره از آبش لای کونم ریخته بود و بعد چکیده بود روی شرتم که پایین پام بود. من نگاهی به شرتم کردم دیدم یه قطره آب سفید رنگ روش ریخته . کاملا درش اوردم و رفتم دستشویی و شستمش و بعد گذاشتم خشک بشه تا قبل از این که کسی بیاد بپوشمش که کسی نفهمه که شرتم کثیف شده. فرزاد هم ازم معذرت خواهی کرد . نگران بود که کسی متوجه نشه. من بهش گفتم اشکالی نداره و کلا بهتره اگه دوست داره آبش را توی کونم خالی کنه. فرزاد که این را شینید خوش حال شد و بهم گفت آره اخه سخته برام که آب را توی دستم بریزم و یا برم دستشویی خالی کنم و همیشه میترسم که جایی بریزه و کسی بفهمه . من بهش گفتم:« خوب از این به بعد توی کون من خالیش کن و نگران کثیف شدن جا های دیگه نباش . منم خودم را توی دستشویی تمیز می کنم و کسی نمیفهمه».

آریا
چو ایران نباشد تن من مباد
     
#27 | Posted: 30 Dec 2012 07:54
چند خاطره کوتاه


خاطره اول :

من اولین بار تابستان ۸۲ بود که دوستم رو کردم. قبلش از حالات و رفتاراش شک کرده بودم که اهل حال باشه ولی هنوز مطمئن نبودم. تا اینکه همون تابستون داداشش اینا رفتن مسافرت و دوستم شد نگهبان خونه ی داداشش. شبا من میرفتم پیشش و با هم فیلم سکسی میدیدیم. من بدجور دلم میخواست بکنمش و اونم دلش میخواست بده. (اینو بعدا گفت). تا یه شب که یادمه یه فیلم از روم باستان داشتیم میدیم شلوارشو درآورد و گفت بیا بکن! من که منتظر همچین لحظه ای بودم پریدم روش و خواستم بکنم دیدم سوراخش تنگه و کیر منم کلفت. واسه همین خودش اومد نشست رن کیرمو خیلی راحت کردش تو. بعد به حالت سگی کردمش و آبمم ریختم رو کمرش...

بعد ازاون خیلی کردمش... خونه ی دوتا دیگه از داداشاش، خونه ی خواهرش، خونه ی خودشون، تو تعمیرگاهی که کار میکرد، خارج از شهر تو بیابون با ماشین میرفتیم، خونه ی ما و ... چون من با گوشی ام خلاصه وار واستون میگم.

خاطره دوم :

خلاصه اونشب پیش دوستم خونه ی داداشش خوابیدم. فردا حوالی ظهر از خواب بیدار شدم دیدم دوستم قبل از من بیدار شده و تو هال هستش. وقتی رفتم دیدم داره همون فیلم دیشبی رو میبینه و کیرشو هم درآورده و داره جلق میزنه. من که دیدمش خندم گرفت و رفتم دستشوئی و اومدم تو آشپزخونه و چیزی خوردم و بعدش رفتم پیشش نشستم. یکم که نشستم دستشو آورد گذاشت رو کیرم و گفت این که خوابه! گفتم دیشب پوستشو کندی! گفت درش بیار راستش کنم. درش آورد و اولش یکم با دستش واسم جلق زد و بعدش دیدم سرشو آورد پائین و کیرمو کرد تو دهنشو واسم ساک زد. بعد که کیرم سیخ شد رفت یکم روغن مایع آورد و ریخت رو کیرم و آروم نشست رو کیرم. یکم طول کشید تا همه ی کیرمو بفرسته تو کونش. چند دقیقه خودش همینجوری بالا و پائین شد تا کونش حسابی جا باز کنه و بعدش رو زمین چهار دست و پا شد و من رفتم پشتش و کیرمو کردم تو کونش. جفتمون این پوزیشن رو دوست داریم. آخر سر هم آبم رو ریختم تو کونش... دو روز بعد داداشش اومد و تو این دو روز حسابی با هم سکس داشتیم...

خاظره سوم :

یه روز دیگه ام عروسی بود و خونواده دوستم و خواهرش رفته بودند عروسی و دوستم گفت کلید خونه ی خواهرمو ازش گرفتم و اونا که رفتند با هم میریم اونجا. خلاصه سرشب رفتیم اونجا تا زودتر کارمون رو بکنیم و خواهرش اینا نیان. وارد خونه ی خواهرش که شدیم فکر کردم همون وسط هال کارمون رو میکنیم ولی دوستم گفت بریم اتاق خواب خواهرم اینا. وارد اتاق که شدیم من شرت و کرست خواهرش رو دیدم که رو میز آرایش گذاشته بود و با دیدنش کیرم به آخرین درجه ی بلندیش رسید. لباسامون رو درآوردیم دیدم کیر اونم شق شقه. نشست یه ساک حسابی زد برام و بعدش رفتیم رو تخت خواهرش اینا. خودش سوراخش رو تفی کرد و آروم نشست رو کیرم و اونو تا ته فرستاد تو کونش. همیشه واسه اینکه کونش باز بشه اول خودش میاد رو کیرم میشینه و بعد من میکنمش. یه آئینه بزرگ روبروی تخت خواهرش اینا بود و انگار داشتیم فیلم سکسی می بینیم. بعدش چهار دست و پا شد و من گذاشتم تو کونش. دقیق یادمه میگفت تا ته نزن تو کونم دردم میاد. یادمه بهش گفتم اگه خواهرت بیاد چی؟ خیلی حشری شده بود و گفت دوتایی میگیریم میکنیمش! خواهرش سن بالاست و دختر دبیرستانی داره. من تو همون مدل اینقدر کردمش تا آبم اومد و ریختم تو کونش... بعدش سریع خودمون رو جمع و جور کردیم و رفتیم عروسی.

من آبی ام تاجی ام اسم تیمم استقلاله
جلو تاج ایستادی واست باخت اجباره....
     
#28 | Posted: 21 Jan 2013 08:59
چند روز بعد از روزی که به فرزاد گفتم اشکال نداره آبش را توی کونم خالی کنه فرزاد دوباره پیداش شد،دیگه معمولا یه هفته درمیون که شیفت مدرسه من بعد از ظهر بود و صبح تنها بودم میومد. من هم که صدای ماشینش را میشناختم وقتی صدای ماشینش می امد یه عرق سردی روی باسنم مینشست و تحریک میشد. تا قبل از این هم که بیاد سعی می کردم درسام را بخونم ولی همش گوش به زنگ شنیدن صدای ماشین یا زنگ خونه بود.

صدای زنگ بلند شد ! در را باز کردم و همونطور که انتظار داشتم فرزاد امد تو . دیگه روتین شده بود میومد و مینشست من هم میرفتم دستشویی و حسابی توی کونم را تمیز میکردم. بعد میومدم یه دستمال می اوردم و فرزاد چشمهای من را میبست و بعد از اون فرزاد بود که بهم میگفت چطوری بشینم یا چیکار بکنم. اون روز هم بعد از این که خودم را تمیز کردم و لخت مادرزاد شدم و امدم جلوش و اون چشمام را بست بهم گفت به حالت سگی بشینم. بعد هم کونم را خیس کرد و سر کیرش را گذاشت دم سوراخ کونم . دستم را بردم و سر کیرش را روی سوراخ کونم تنظیم کردم . اخه معمولا اگه این کار را نمی کردم کمی بالاتر یا پیایین تر قرار می گرفت و باعث میشد که دردم بیاد. بعد هم فرزاد کیرش را توی کونم فرو کرد. این بار بعد از یه مدت تلمبه زدن حس کردم که کیرش نبظ پیدا کرده و توی کونم داره گرم میشه. بله این اولین باری بود که کاملا به اختیار خود فرزاد آبش را توی کونم خالی می کرد . بعد از این که کاملا آبش توی کونم خالی شد فرزاد کیرش را در اورد و به دستشویی رفت . من هم چون می دونستم فرزاد زیاد خوشش نمیاد که بعد از سکس منو لخت ببینه چشم بندم را باز کردم و لباسام را دستم گرفتم و کنار در دستشویی منتظر شدم تا از دستشویی بیرون بیاد و بلا فاصله بعد از اون رفتم توی دستشویی. داخل کونم لزج شده بود و راه که میرفتم حس میکردم که کونم روی هم لیز میخوره . وارد دستشویی شدم و نشستم . کمی که زور زدم آب فرزاد از کونم برون ریخت . بعد هم خودم را شستم و بیرون امدم.

فرزاد که داشت آماده میشد که بره بهم گفت . برات که مشکلی نبود؟ من گفتم نه ! فرزاد گفت : خوبه اینطوری خیلی بهتره . و این اغازی شد برای این که از اون به بعد هر موقع که میکرد توی کونم آبش را هم همون تو خالی کنه ! فکر کنم یک سالی گذشت که فرزاد دیگه هرجا که تنها بودم ( اکثرا تو خونه خودمون ) می آمد و به همون روش قبلی چشمام را می بست و بعد یا به حالت سگی ، دراز کش ، لبه تخت ، ایستاده منو می کرد یا من مینشستم رو کیرش ( البته همیشه تو حالتی باهام سکس می کرد که کون من را ببینه و دوست نداشت وقتی می کنه کیرم را ببینه ) . دیگه همه اینا تکراری شده بود و دنبال تنوع بودیم . یه روز فرزاد وقتی داشت منو می کرد بهم گفت کیرم را میخوری ؟ من بهش گفت آره . و سری بعدی که امد بعد از این که لخت شدم و رفتم دستشویی و پشت بهش ایستادم و چشمام را با دستمال بست بهم گفت بشین . من که همیشه فرزاد یا دستم را می گرفت و می خوابوند روی تخت یا لبه تخت یا سگی مینشستم امدم به حالت سگی بشینم که بهم فهموند که روی زانوهام بشینم. بعد حس کردم چیزی روی لبام خورد و فرزاد گفت بخورش . من تازه دو ریالیم افتاد که میخواد براش ساک بزنم. من هم دهنم را دور کیرش حلقه کردم و شروع کردم به خوردن سر کیرش . من چون تا اون موقع فقط برای محمد ساک زده بودم همونطوری که محمد دوست داشت فقط سر کیر فرزاد را می کردم توی دهنم و با زبونم باهاش بازی می کردم و عقب و جلوش می کردم ولی فرزاد بهم گفت که کامل بکنمش توی دهنم و درش بیارم. من هم تا جایی که میشد کردمش توی دهنم . سر کیرش به حلقم که میرسید احساس تحوه بهم دست میداد برای همین کامل کامل توی دهنم نمی کردمش . ولی خوب مک میزدم تا حسابی بچسبه به دهنم. یه مقدار که براش ساک زدم کیرش را در اورد و چهار دست و پا نشوندم و رفت سراغ کونم و اونتو تلمبه زد و آبش را خالی کرد.

از سری های بعدی فرزاد همش کیرش را میداد که براش ساک بزنم و ساک زدن هم شد یکی از کارای معمول سکس ما. گاهی هم فقط با ساک زدن آبش می امد و دیگه با کونم کاری نداشت که من زیاد خوشم نمیومد اینطوری باشه،یه روز که براش ساک میزدم آخر کار که کیرش را از دهنم در اورد بهم گفت آبش را بریزم تو دهنت؟ من بازم قبول کردم. دوست داشتم مزه آب کیر را بچشم. بهش گفتم اگه دوست داری الان بریز ولی فرزاد که آبش را کف دستش خالی کرده بود بهم گفت این سری که تمام شد باشه برای سری بعد .

سری بعد که امد دوباره بعد از بستن چشمام دو زانو نشوند منو و کیرش را کرد توی دهنم. من هم مشغول ساک زدن شدن . همینطور که عقب و جلو می کردمش تو دهنم حس کردم که داره تکون می خوره و بعد آبش توی دهنم امد . مزش که اصلا برام جالب نبود . کمی شور و بد بو بود در ضمن گس بود و این باعث میشد حس کنم چسبیده به دهنم . . داشت حالم بد میشد برای همین سریع رفتم سمت رو شویی و تو کاسه روشویی خالیش کردم. به اندازه حدود ۱۰ میلی لیتر آب از کیر فرزاد توی دهنم امده بود . چون حس میکردم به دهنم چسبیده با انگشت توی دهنم را خوب شستم. وقتی برگشتم فرزاد لباس پوشیده بود . خدا حافظی کرد و رفت. من هم اصلا خوشم نیومده بود چون نه از آب خوشم امده بود نه از کون لذتی نصیبم شده بود.

سری بعدی بهش گفتم دوست ندارم آبش را بخورم . ولی فرزاد گفت اخه اینطوری خیلی سخته برام و خواهش کرد که بازم آبش را بریزه تو دهنم،من قبول کردم و از اون سری به بعد خیلی وقتا فرزاد فقط میومد و میگفت ساک بزن و بعد آبش را تو دهنم خالی می کرد و کارش را تمام می کرد. ولی من بیشتر دوست داشتم کیرش را توی کونم هم حس کنم و ساک زدن خالی لذتی برام نداشت.

آریا
چو ایران نباشد تن من مباد
     
#29 | Posted: 26 Jan 2013 13:17
یادم میاد یه سری که یکی از آشناها خونشون را سپرده بودن به ما که سر بزنیم بهش با فرزاد هر موقع میشد میرفتیم اونجا . سری اول که رفتیم اونجا هوا سرد بود و چون کسی خونه نبود بخاری هم روشن نبود و از سرما نشد لخت بشیم. فقط فرزاد نشست روی سندلی و من کمی براش ساک زدم ولی بازم به خاطر سرما حال نداد بهش و امدیم بیرون. چند وقت بعد بازم خونه دستمون بود و هوا گرم تر شده بود. این بار با فرزاد رفتیم خونه فامیلمون و فرزاد بهم گفت خوبه این بار هوا بهتره بعد بهم گفت یه دستمال پیدا کن. من هم اول رفتم دستشویی و مثل همیشه داخل کونم را با آب خوب شستم و با آب ولرم ماساج دادم . بعد امدم بیرون و یه روسری پیدا کردم و همینطور یه مقدار وازلین. با وازلین سوراخ کونم را چرب کردم و ماساژ دادم و بعد روسری را اوردم و جلوی فرزاد ایستادم. فرزاد هم طبق معمول چشمای من را بست و بعد از این که کنترل کرد خوب چشمام بسته شده و نمی بینم. لخت شد. و دست من را گرفت و فهمیدم که نشسته کنار دیوار و تکیه داده به متکا . من را نشوند بین پاهاش و بهم گفت بخورش . من هم سر کیرش را پیدا کردم و کردمش توی دهنم و شروع کردم به ساک زدن. فرزاد هم آه و اوه می کرد و گاهی میگفت لیسش بزن .

من هم از پایین تا بالای کیرش را لیس میزدم و گاهی سر کیرش را می داد جلو که بکنم توی دهنم. من هم تا جایی که میشد می خوردمش و مک میزدم. بلاخره از زربان کیر فرزاد فهمیدم که آبش داره میداد و همونطور که ساک میزدم پاشید توی دهنم. دهنم پر شده بود از آب فرزاد . برای این که روی فرش نریزه با احتیاط کیرش را طوری در اوردم از دهنم که یه قطره از آبش هم از دهنم بیرون نریزه . و رفتم توی دستشویی خالیش کردم. وقتی برگشتم به فرزاد گفتم میخوای یه دور هم بکنی؟ فرزاد گفت باشه ولی صبر کن. بعد بهم گفت رفتیم سر کامپیوتر و یه مقدار عکس سکسی نگاه کردیم. من جلو میز کامپیوتر خم شده بودم و همینطور که عکس ها را زیر و رو می کردم فرزاد هم پشتم ایستاده بود و خودش را چسبونده بود بهم. بلاخره احساس کردم کهی کیرش دوباره راست شده . فرزاد بهم گفت برو روسری را بیار. من رفتم و اوردمش . دوباره چشمام را بست و همونطوری چلو کامپیوتر لخت شدیم. این بار فرزاد کیرش را کرد توی کونم و من با این که نمی دیدم فقط با صفحه کلید عکس ها را ورق می زدم. فرزاد هم عکس های سکسی را نگاه می کرد و همزمان تو کون من تلمبه میزد. بعد هم که آبش آمد همش را توی کون من خالی کرد و رفت دسشتویی . تا اون از دستشویی بیاد کمی عکس نگاه کردم و بعد که امد من رفتم دستشویی. وقتی برگشتم بهش گفتم اگه دوست داری هر سری یه دور برات ساک بزنم و بعد بکنی. فرزاد چیزی نگفت. ...

سری بعدی بازم رفتیم خونه فامیلمون اول فرزاد قبل از این که من برم دستشویی چشمام را بست و خودش نشست روی مبل و من نشستم جلوش رو زمین. سرم را به طرف وسط دوتا پاش هدایت کرد. من هم دستام را گزاشتم روی روناش و سر کیرش را کردم توی دهنم و با دستام روناش را می مالیدم. سعی می کردم تا جایی که می تونم کیرش را توی دهنم جا بدم و بعد سرم را عقب می اوردم تا جایی که فقط نوک کیرش با لبام تماس داشت و دوباره تا جایی که میشد می کردمش توی دهنم. بعد چند بار این جوری ساک زدن وقتی کیرش تا ته تو دهنم بود یهو آبش امد . همونطوری پاشید ته حلقم. طوری که یه راست رفت پایین . من هم همونطوری سابت نگهش داشتم تا کامل آبش امد بعد از دهنم درش اوردم و رفتم دستشویی . احساس بهتری داشتم چون دیگه مزه آب تو دهنم نمونده بود. اصلا این بار مزش را حس نکرده بودم. چیزی هم نبود که بخوام تو دستشویی خالی کنم فقط خودم را شستم و امدم بیرون. کمی با فرزاد حرف زدیم و وقت گذروندیم . بعد از چند دقیقه فرزاد دوباره گفت دستمال را بردارم و برم پیشش . من بهش گفتم میخوای بکنی؟ فرزاد گفت آره . من رفتم خودم را آماده کردم و با کرم کونم را چرب کردم. بعد امدم و دستمال را دادم فرزاد . اون هم چشمم را بست و بعد نشوندم روی مبل .طوری که زانوهام رو زمین بود و سر و سینم روی نشیمن گاه مبل. بعد خودش امد پشتم و بین پاهام نشست و کیرش را دم سوراخ کونم تنظیم کرد و از من خواست که کونم را کمی بدم پایین تر . بعد هم کیرش را کرد توی کونم و شروع کرد به عقب و جلو کردن. کیر فرزاد هم این سری راحت و بدون درد رفت توم و واقعا این سری همه چیزی برام لذت داشت. بعد چند دقیقه هم آبش را توی کونم خالی کرد. هر دومون به نوبت به دستشویی رفتیم و خودمون را تمیز کردیم و از خونه فامیلمون زدیم بیرون

مدت زیادی بود که من و فرزاد با هم همینطوری سکس می کردیم،این که فرزاد چشم های من را موقع سکس می بست یه حس کنجکاوی را به من القا می کرد،به هر حال دو سه سال بود که حد اقل ماهی یکی دو مرتبه فرزاد با من سکس می کرد و کیرش را توی سوراخ کون یا دهن من میکرد،من هم دیگه تو دادن و ساک زدن با تجربه شده بودم و کونم هم به ورود کیر عادت کرده بود. برای همین اکثر اوقات از این که زیر فرزاد باشم و هر کاری میخواست براش بکنم و بذارم از بدن من لذت ببره لذت می بردم. و برای من یه کار عادی شده بود،فقط دوست داشتم می تونستم از دید فرزاد هم به قضیه نگاه کنم. برای همین دوست داشتم کسی را پیدا کنم و من هم کردن را روی اون تجربه کنم .

تو فامیل و دوستام دنبال فرد مناسبی گشتم . ولی هیچ کس مناسب تر از برادر کوچیک تر فرزاد نبود. چون از بچی هم با هم لخت میشدیم و دودول بازی می کردیم،یه روز که با فرشاد تنها بودم سر صحبت سکس را باز کردم و گفتگو را به سکس همجنس با همجنس و مرد با مرد کشوندم. فرشاد هم که دو سه سالی از من کوچیک تر بود خیلی جذب شده بود. بلاخره صحبت به اینجا رسید که سکس را با هم تجربه کنیم و قرار شد که تو یه روز مناسب هم فشاد به من کون بده و هم من به فشاد کون بدم،فقط دوست نداشتم فرشاد بفهمه که من قبلا کون دادم و از این میترسیدم که با دیدن سوراخ کون من بفهمه که این کون قبلا افتتاح شده.

آریا
چو ایران نباشد تن من مباد
     
#30 | Posted: 30 Jan 2013 08:14 | Edited By: مدیر
خاطره واسه ی یکی از کاربران هست


سلام من مورلین هستم،میخوام یه خاطره از خودم براتون تعریف کنم. راستش من خیلی پسر حشری هستم و بدنم خیلی خوشگله و دوست دارم همه بدن لخت منو نگاه کنن تا از بدن من لذت ببرن. البته خیلی دوست دارم که یکی دائما سوراخ کونمو ماساژ بده و از داخل کونم پروستاتمو قلقلک بده. کیر دوست دارم ولی فقط عاشق سر کیرم و میل دارم فقط سر کیر بره تو کونم نه همش آخه درد داره. من لباسهای سکس زیادی دارم و وقتی تو خونه تنها هستم اونارو می پوشم و میرم به حیاط و جلوی آفتاب دراز میکشم. این لباسای سکس رو از اینترنت به همرا گاتالوکشون خریدم. چند تا عکس از لباسهای سکسمو گذاشتم تا ببینید نظرتون چیه واقعا که خیلی سکسی هستند من که عاشق این لباسا هستم. بیشتر اون شورت سفید زنونه تنمه و دائما اونو میپوشم آخه حلقه داره و برام لذت زیادی میاره. استخر هم که میرم فقط اون شورت قرمز رو که سوتین داره تنم می کنم. اینارو گفتم تا مقدمه باشه برای گفتن خاطره.

یه روز قبل از اینکه برم استخر کلیه موهای بدنمو تراشیدم و با تیغ موهای دستام و پاهامو زدم. بدنم مثل یه نقره میدرخشد. تو استخر موقع در آوردن لباسام دیدم سه تا پسر تقریبا میشه گفت قوی هیکل منو نگاه میکردن. میدونستم برای چی خب معلومه واسه اینکه اون شورت سفید حلقه دار تنم بود. رفتم رختکن و مایوی قرمزرو تنم کردم و برگشتم. اونا که منو دیدن خیلی نگاهشونو تیز کرده بودن منم هیچ اهمیتی ندادم و رفتم. مسئول استخر که منو دید گفتم الانه که بهم اجازه نده برم استخر ولی تعجب کردم بهم چیزی نگفت. البته شورتی که تنم بود شبیه مایو بود. رفتم داخل استخر و شروع کردم به آب تنی کردن. اون پسرا هم اومدن ولی کاری بهم نداشتن فقط گاهی وقتا نگام میکردن البته اونجا آدمای دیگه ای هم بود که بچه کوچولوها بیشتر از شورتم خوششون اومده بود و به باباشون منو نشون میدادن.

من رفتم به طرف جکوزی اون پسرا هم اومدن بعد از چند دقیقه ای رفتم داخل سونا. اونجا داشتم خودمو ماساژ میدادم که پسرا رسیدن البته کاری بهم نداشتن و فقط با خودشون حرف میزدن. یکی از اونا بهم گفت: «داداش میخای پشتتو ماساژ بدم» منم با سرم جواب منفی بهش دادم. پاشدم و رفتم یه وانو پر کردم و داخلش دراز کشیدم. حدود 15 دقیقه ای اونجا بودم تا اینکه باز سر و کله اون پسرا پیداشون شد. اونا رفتن وان بغلی و داشتن وانو پر میکردن. منم مایورو کشیدم پایین و آروم خودمو جلق زدم. یکی از اونا منو دید و من زود مایورو پوشیدم. اومد جلو و بدنمو خیلی تعریف کرد کم مونده بود همون جا منو بخوره دستشو کشید به بدنم منم ازش تشکر کردم. گفتم «اگه منو میخاهید باید بین خودتون قرعه بیندازید و اینم بگم که تا سر کیر باید فرو کنید نه بیشتر در عوض هر چقدر خواستید منم براتون ساک میزنم» اونا هم قبول کردن. خیلی خوشحال شدم آخه قرعه بنام کسی افتاد که هم خوش قیافه بود و بدنش خوب بود. اونم خوشحال شد و به دوستاش زبون در میاورد که مثلا من پیروز شدم.

اول من رفتم دستشویی بعدش اون اومد. داخل دستشویی کمی بزرگ بود و من دلا شدم اونم مایو رو کشید پایین کیرشو نگاه نکردم چون میخواستم با کونم اندازشو بگیرم. آروم سر کیرو چند باری کرد داخل کونم و آخرش نامردی کرد و تا ته کیرشو کرد تو کونم و شروع کرد به تلمبه زدن منم ازش خواستم در بیاره ولی کو گوش شنوا. صدامو که نمیتونستم در بیارم منم بزور بلند شدم و کیرش از کونم با درد بیرون اومد یه آخ هم گفتم. بهش فش دادم که چرا به قولت عمل نکردی اونم التماس کرد که دیگه اینکارو نمیکنه ولی من قبول نکردم و با احتیاط از دستشویی اومدم بیرون. منم رفتم سراغ اون یکی دوستاش تا حسرت به دلش بزارم. از یکیشون خواستم تا براش ساک بزنم اونم قبول کرد. رفتیم دستشویی و تا میتونستم کیر بدشو لیس زدم. خب کیرش بد بود دیگه خیلی مو داشت اصلا هم کله خوبی نداشت ولی مجبور بودم. چند باری کیرشو کردم توی حلقم. اونقدر با ظرافت ساک میزدم که طرف مات مونده بود. بالاخره تونستم آه و ناله اونو در بیارم. هر چی آب کیر داشت ریخت تو دهنم خیلی شیرین بود اصلا به کیرش نمیومد منم کمی قورتش دادم بعد بلند شدم و از هم دیگه لب گرفتیم کمی هم از آب کیرشو با دهنم به خوردش دادم. بیچاره داشت از هیجان میمورد. منم آرومش کردم و ازش خواستم تا اون یکی دوستشو بفرسته پیشم.

مایورو تنم کردم از دستشویی اومدم بیرون تا دهنمو بشورم. خودمو آمده کردم دیدم اون یکی اومد باهاش آروم حرف زدم و بهش گفتم که باید بدن منو بخوره و سوراخ کونمو ماساژ بده آخرش باید کیرمو با دستاش اونقدر ماساژ بده تا آب کیرم بریزه بیرون. اولش قبول نکرد، گذاشتم برم که یکدفعه قبول کرد،رفتیم داخل دستشویی من مایورو در آوردم و روی زمین دراز کشیدم اونم بد قول نبود همون کاری رو کرد که میخواستم. براش هم بد نبود داشت خیلی لذت میبرد. رو سینه دراز کشدم اونم با دستاش سوراخ کونمو باز کرد و شروع کرد به لیس زدن بعدش نوک پستونامو مکید با دستاش رفت سراغ کیرم داشتم میرفتم به فضا خیلی بی حال شده بودم آه و ناله من که شروع شد اونقدر کیرمو ماساژ داد تا اینکه ارگاسم شدم یکدفعه کیرمو کرد توی دهنش منم هر چی آب توی وجودم بود ریختم تو حلقش اونم تمامشو قورت داد. منم بجاش ازش لب گرفتم با هم بلند شدیم بیچاره هل شده بود مایوی منو برداشت و تنم کرد. گفت «مایوت خیلی خوشگله» منم گفتم «خب عزیزم واسه تو پوشیده بودم.»

اون رفت منم نشستم دستشویی و اجابت مزاج کردم اودم بیرون دستامو شستم از دور دیدم که توی وان فقط اون سه تا هستن و دارن با هم دیگه حرف میزنن منم چون دیدم خلوته مایورو در آورد و لخت لخت رفتم به طرف وان. وقتی منو دیدن داشتن از هوش میرفتن من اهمیتی بهشون ندادم رفتم داخل وان. یه بارم خومو جلق زدم آبم که اومد همونطوری چند دقیقه ای موندم. دیگه وقت رفتن بود از نفر سومی خواستم تا بیاد مایورو تنم بکنه اونم زود اومد داخل وان و داخل آب مایورو تنم کرد. بهم گفت که عاشقمه منم بهش گفتم «فراموشت نمیکنم تو از اون دو دوستات برام خیلی سکسی بودی.» بیچاره باورش شده بود خواستم بلند شم که دستمو گرفت و منو بلند کرد و گرفت توی بغلش کمی مونده بود گریه کنه منم بهش دلداری دادم و لباشو بوسیدم.

اونا قصد رفتن نداشتن. موقع رفتن برگشتم و با دستام باهاشون خداحافظی کردم. اومدم شامپو و صابونو برداشتم و خودمو لیف زدم. اون پسری که حسرت به دل مونده بود اومد و بهم گفت «هنوز آب کیرم مونده تو نیمه را نمیخوای تمومش کنی بیا ساک بزن نمیخواد کون بدی.» منم ناراحت شدم و گفتم برو من فعلا حوس اینجور کاراررو ندارم. نمی خواستم دیگه اونو ببینم از بدی قولش فهمیدم که آدم ناجوریه. اونم رفت منم رفتم خودمو خشک کردم. توی رختکن شورت سفید حلقه دار رو پوشیدم اومدم به طرف کمدم مسئول استخر با کنایه بهم گفت «به به عجب بدنی عجب شورت قشنگی» منم لبخندی زدم و لباسامو پوشیدم و زود از استخر زدم بیرون.
از اون موقع به بعد دیگه اون پسرارو ندیدم و نمیخواستم ببینم،دیگه وقتی میرم استخر یه مایوی قرمز مردونه دارم که اونو تنم میکنم. وقتی کسی نگاهم میکنه محلش نمیزارم چون دفعه قبلی شانس آوردم. اون پسرا از اون پسرای خفن نبودن و الا...

الان فقط با مایوی تنگ و قرمزی که تو استخر می پوشم کیف میکنم. آخه همه منو با حسرت نگاه میکنن که برام خیلی لذت داره.

عشق است خوزستان...
     
صفحه  صفحه 3 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites