تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Homosexuals - همجنسگرایان

About Homosexuality | درباره همجنسگرایی

صفحه  صفحه 2 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین »  
#11 | Posted: 3 Oct 2011 14:23
خدمت در ارتش



  • آبی خدمت همجنسگرایان در ارتش آزاد است.
  • قرمز منع خدمت همجنسگرایان در ارتش/غیرقانونی بودن همجنسگرایی
  • نارنجی منع خدمت همجنسگرایان:لغو این قانون در جریان است
  • خاکستری اطلاعاتی در دست نیست

ارتش‌های کشورهای گوناگون در سراسر جهان نگاه متفاوتی به موضوع خدمت همجنسگرایان در ارتش دارند. بیشتر کشورهای غربی امروزه قانونی راکه موجب آن تنها افراد دگر جنس گرا می‌توانند وارد ارتش شوند را برداشته‌اند و به همجنسگرایان اجازه خدمت در ارتش را می‌دهند. به عنوان مثال از ۲۶ کشور عضو پیمان ناتو ۲۲ کشور به همجنسگریان اجازه خدمت آزادانه را می‌دهند.

در آسیا کشورهایی همچون تایلند، اسراییل، ژاپن، و تایوان اجازه خدمت آزاد همجنسگرایانه را می‌دهند و کشورهایی همچون ترکیه و ایران همجنسگرایان را از خدمت ارتش منع می‌کنند. در ترکیه با آنکه همجنس گرایی از لحاظ قانونی جرم محسوب نمی‌گردد اما از لحاظ ارتش این کشور بیماری روانی محسوب می‌گردد. در ایران نیز همجنس گرایی جزو اختلالات جنسی و بیماری‌های روانی به حساب می‌آید.

تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا به همجنسگرایان اجازه خدمت در ارتش را می‌دهند اما در خود قاره اروپا معدود کشورهایی همانند صربستان نیز وجود دارد که از خدمت همجنسگرایان در ارتش جلوگیری می‌کنند.

نپرس، نگو :

در ایالات متحده تا سال اواخر سال ۲۰۱۰ قانونی به نام نپرس، نگو وجود داشت که به موجب این قانون که در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون به تصویب رسید به همجنسگرایان به شرط آنکه که گرایش جنسی خود را آشکار نکنند اجازه ورود و خدمت در ارتش داده می‌شد. پس از سال‌ها کشمکش سرانجام در تاریخ ۱۹ دسامبر ۲۰۱۰ میلادی، با رای مجلس سنای ایالات متحده آمریکا، قانون نپرس، نگو با رای موافق ۶۵ عضو سنا و به رغم مخالفت ۳۱ سناتور عضو حزب جمهوری‌خواه باطل شد و خدمت همجنسگرایان درآمریکا آزاد اعلام گشت.
     
#12 | Posted: 3 Oct 2011 14:31
همجنس‌گرایی و مذهب



سه دین ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام آشکارا با همجنس‌گرایی مخالفت کرده‌اند، اما برخی مسیحیان در این زمینه نظرات متفاوتی دارند، چنان که برخی کلیساها عقد شرعی همجنس‌گرایان را جاری می‌کنند و برخی نیز، این عمل را مطرود می‌دانند. بعضی عقیده دارند که همجنس‌گرائی خود یک گناه است در حالی که عده‌ای دیگر تنها اعمال همجنس‌گرایانه را گناه می‌دانند.

نظر یهودیت :

در آئین یهود، در مذهب ارتدکس رابطه جنسی بین دو همجنس غیر قابل قبول است. اما در سه مذهب دیگر یعنی اصلاح‌گرا، نوسازمان‌گرا و محافظه‌کار همجنس‌گرایی بعنوان یک شیوهٔ زندگی مورد قبول و اجازه ورود به مرحله خاخامی وجود دارد. هرچند که متخصصان عهد عتیق هم به این نکته اشاره کرده‌اند که رسم رایج در میان قوم لوط چیزی از جنس همان نوع روابطی بوده‌ است که در یونان باستان و سایر فرهنگ‌های گذشته رواج داشته و در فرهنگ عرفانی ایران از آن تحت عنوان «صحبت احداث» یا «شاهدبازی» یاد می‌کرده‌اند، یعنی رابطه‌ای که همراه با تماس جنسی با کودکان و نوجوانان بوده‌ است، همان که امروز در مناطقی از ایران و افغانستان از آن به عنوان «بچه‌بازی» یاد می‌شود. برخی مفسرین تورات چنین گفته‌اند که از منظر تورات تنها روابط همجنس‌خواهانه ممنوع است و عشق همجنس‌گرایانه همانند عشق دگرجنس‌گرایانه طبیعی است.

نظر مسیحیت :

بیشتر مکاتب مسیحی همجنس‌گرایان را طرد نمی‌کنند اما اکثر آن‌ها بر این نکته پافشاری می‌کنند که روابط همجنس‌خواهانه گناه است. هرچند که برخی دیگر همجنس‌گرایی را گناه نمی‌دانند.در انجیل آمده‌است: «مردی که به همخوابی با مرد دیگر مبادرت کند در حالی که با زنی هم خواب شده است؛ هر دوی آنها مرتکب گناه شده‌اند و باید کشته شوند و خونشان بر خودشان است»

کلیساها در قرون وسطی مواضعی سرسختانه از خود در برابر همجنس‌خواهی نشان می‌دادند و مجازات همجنس‌گرایی مرگ بوده‌است. در عین حال به نظر می‌آید نظرات بعضی از اعضای کلیسا چندان در موافقت با نظرات رسمی کلیسا نبوده‌است حداقل رفتار و گرایشات جنسی آن‌ها گویای چنین چیزی است و همواره این گمان وجود داشته‌است که در میان کشیشان همجنسگرا و همجنس گرایی نیز وجود دارد. پیتر دامیان یک اصلاح طلب پاپی در تلاشی ناموفق سعی کرد مدارکی را دال بر این ادعا به پاپ ارائه کند.

هم اکنون واتیکان و پاپ به همجنس‌گرایان و همجنس‌گرایی روی خوش نشان نمی‌دهند و آن را گناه می‌دانند. همچنین کلیسای ارتدکس نیز هرگونه رابطه بین دو همجنس را مردود می‌داند. با این وجود برخی کلیساها همچون کلیسای انگلیکان کانادا، کلیسای منونایت هلند و کلیسای سوئد و بسیاری دیگر از کلیساها در کشورهایی همچون نروژ و آلمان ازدواج همجنس‌گرایان را رسمی می‌دانند و آن را تقدیس می‌کنند. برخی از اساتید الهیات پیشنهاد کرده‌اند کلیساهای کاتولیک نباید درهای خود را بر روی زوج‌های همجنسگرا ببندد.

در سال ۲۰۱۱ و پس از قتل یکی از فعالان حقوق همجنسگرایان در اوگاندا اسقف اعظم کانتربری بیانیه‌ای صادر کرد که در آن هشدار داده بود نباید از همجنسگرایان چهره‌ای اهریمنی نشان داد. او افزوده بود سخنانی که چهره‌ای شیطانی از همجنسگرایان نشان می‌دهد عواقب خطرناکی دارد. بیانیه او مورد حمایت اکثر رهبران مذهبی انگلیکان قرار گرفت. آن‌ها در حمایت از چنین بیانیه گفته بودند:ما از این سخنان حمایت می‌کنیم چرا که هیچ کس نباید به خاطر تعصب‌های دیگران در ترس و وحشت زندگی کند.



نظر اسلام :

رابطهٔ جنسی همجنسان در اسلام از گناهان کبیره است. این عمل از جانب محمد، پیامبر اسلام و تمامی امامان شیعه نهی شده و از عواقب اخروی آن به شدت یاد شده است. مجازات‌های دنیوی سنگینی نیز برای لواط و دیگر کنش‌های همجنس‌خواهانه در نظر گرفته شده‌است. در فقه شیعه و قوانین ایران؛ لواط، که معمولاً دخول کامل مقعدی بین دو مرد تعریف می‌شود، کیفر اعدام دارد، تفخیذ و قراردادن آلت تناسلی بین دو کپل مجازات حدی ۱۰۰ ضربه تازیانه و در بار سوم یا چهارم اعدام، بوسیدن پسران از روی شهوت و خوابیدن عریان دو مرد یا دو زن در زیر پوشش مشترک، بدون وجود ضرورت، مجازات تعزیری دارد. مساحقه به معنی آلت‌مالی دو زن نیز مستحق مجازات حدی یکصد ضربه شلاق و در نوبت چهارم مستوجب اعدام است.

در مذهب شافعی فتاوایی از برخی فقها آمده که بر اساس آن لواط با غلام مملوک (عبد) حد ندارد و مخالفینشان نیز آن را به حلال بودن لواط تعبیر کرده‌اند. برای مثال ناصرخسرو می‌سراید:

می و قیمار و لواطت به طریق سه امام
مر ترا هر سه حلال است، هلا سر بفراز


به‌ویژه مشهور است مالک بن انس پیشوای مذهب مالکی لواط را جایز دانسته، هرچند در المؤطای مالک چنین چیزی وجود ندارد و مالکیان نیز آن را قبول ندارند. مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران در این مورد نوشته‌است: «شاهدبازی حرام است و همهٔ پیران و زاهدان کنند. وقتی فقهای اربعه با این اوضاع روبرو می‌شدند ناچار بودند فتوایی بدهند که نه سیخ بسوزد نه کباب. لذا برخی غلام غیرمملوک را منع و غلام مملوک را تجویز کرده‌اند.»

به‌گفتهٔ آرش نراقی نواندیش دینی برای بررسی دیدگاه اسلام در مورد همجنس‌گرایی بایستی به تمایز همجنس‌گرایی و لواط توجه کرد. همجنس‌گرایی نوعی روش زندگی جدید است که در آن شخص از انکار و سرکوب گرایش جنسی خود دست برداشته و آن را در شیوهٔ زندگی خود رعایت می‌کند، چنین مفهومی مطلقاً برای پیشینیان شناخته شده نبوده‌است. در حالی که لواط در فرهنگ دینی، ادبی و حقوقی به یک عمل جنسی اشاره دارد که عمدتاً بین یک مرد بالغ و یک نوجوان واقع می‌شود. صرف رابطهٔ جنسی با همجنس شخص را همجنس‌گرا نمی کند و ممکن است شخصی خود را همجنس‌گرا بداند ولی رابطهٔ جنسی با همجنس نداشته باشد. به بیان منطقی رابطهٔ این دو عموم و خصوص من وجه است.

در قران آن‌چه به صراحت نهی شده «عمل زشت» قوم لوط است و شواهد و قرائن قرآنی و روایی نشان می‌دهد که عمل رایج در میان قوم لوط نوعی تجاوز به عنف بوده که بیشتر قربانیان آن کودکان و نوجوانان بوده‌اند و همان‌طور که متخصصان عهد عتیق تأیید کرده‌اند به «شاهدبازی» و «صحبت احداث» شباهت داشته که در یونان باستان و فرهنگ ایرانی-اسلامی هم دیده می‌شود و البته چنین روابطی امروزه به هیچ‌وجه همجنس‌گرایی نامیده نمی‌شوند. همچنین در قرآن هیچ اشاره‌ای به همجنس‌گرایی زنان نشده، هرچند در پاره‌ای روایات ماجرای «اصحاب رس» و سرنوشت آنها با عمل «مساحقه» ارتباط داده شده، اما در قرآن قرینه‌ای برای پشتیبانی این ادعا موجود نیست.

همچنین بر اساس تفسیر المیزان از تفاسیر معتبر شیعی در قرآن آمده‌ است که هنگامی که دو فرشته به صورت دو پسر نوجوان بر لوط ظاهر شدند این قوم به هر نحو خواستار برقراری رابطه جنسی با آن‌ها بوده‌اند و به خانه حضرت لوط هجوم می‌برند که مصداقی از تجاوز و امری است که امروزه از آنان به عنوان بچه‌بازی یاد می‌شود. همچنین حضرت ابراهیم با آگاهی به کارهای قوم لوط به دفاع از آنان پرداخت و با خداوند مجادله نمود اما مورد سرزنش خدا قرار نگرفت بلکه حس شفقت او ستوده گشت. به طور کلی دیدگاه مسلمانان در مورد همجنسگرایی به دو دسته تقسیم می شود؛ گروهی که همجنسگرایی را عملی گناه و انحرافی جنسی و قابل تغییر می دانند و گروهی دیگر که همجنسگرایی را به عنوان یک گرایش طبیعی جنسی به رسمیت می شناسند.

با تمام سرسختی‌هایی که در مقابل همجنسگرایی در میان علمای اسلام وجود دارد تعداد بسیار از کمی از پیشوایان دینی نه تنها اسلام را مخالف همجنسگرایی نمی‌دانند بلکه ازدواج دو زوج همجنس را به صورت دینی یعنی نکاح به اجرا در می‌آورند.

از نظر بهاییت :

آیین بهایی رابطه جنسی میان مردان را رد می‌کند و هرگونه رابطه جنسی میان همجنس را تحریم کرده‌ است.مجازات لواط و زنا در بهاییت از پیش تعیین شده نیست و تعیین آن به بیت العدل سپرده شده‌ است. بهاالله در توضیح ممنوعیت روابط همجنس‌گرایانه گفته‌ است: «هر قدر عشق و محبت بین دو همجنس شدید و خالص باشد، اگر به روابط جنسی منجر گردد نادرست و خطاست.
     
#13 | Posted: 3 Oct 2011 14:33
بیماری‌های مقاربتی و ایدز



در سکس میان همجنسگرایان همانند سکس در دگرجنسگرایان احتمال انتقال و آلودگی به بیماری‌های مقاربی همچون سفلیس، هرپس تناسلی و هپاتیت ب وجود دارد. علاوه بر بیماری‌های مقاربتی دیگر، ایدز یکی از بیماری‌هایی است که همجنس‌گرایان همانند دگرجنس‌گرایان با آن روبه‌رو هستند. خطر انتقال ویروس اچ ای وی در مردان همجنس‌گرا دو برابر مردان دگرجنس‌گراست به طوری‌که در اولین رابطه با فرد آلوده، احتمال ابتلا در حدود ۰/۲٪ می‌باشد. هرچند که استفاده از کاندوم سالم و عدم ورود ترشحات مایع منی به داخل بدن می‌تواند مانع از ابتلا به ویروس ایدز شود و این خطر را تقریباً به صفر می‌رساند. البته باید به خاطر داشت خطر ابتلا به ویروس ایدز به هنگام آمیزش با فرد آلوده همواره وجود دارد.

به طور کلی به همجنس‌گرایان توصیه می‌شود همواره سکس امن (همراه با کاندوم) داشته باشند هرچند در صورتی که طرفین هیچ یک به بیماری‌های مقاربتی و اچ ای وی مبتلا نباشند و رابطه مونوگومی (تک همسری) با یکدیگر داشته باشند و از سکس با افراد مختلف خوداری نمایند می‌توانند به استفاده از کاندوم خاتمه دهند.
     
#14 | Posted: 3 Oct 2011 14:36
نشان‌ها



  • دگرجنس‌گرا
  • همجنسگرای زنانه
  • همجنسگرای مردانه

     
#15 | Posted: 3 Oct 2011 14:41
تخمک مردان



تخمک مردان(به انگلیسی: Male egg) در حال حاظر تئوری ای بر اساس نتیجه حاصل از یک پژوهش است که در آن تخمک یک زن می‌تواند از محتوای ژنتیکی خود خالی گردد (شبیه به روشی که در ان برای کلون کردن استفاده می‌گردد) و محتوای ژنتیکی آن با دی ان ای یک مرد جایگذاری شود. این تخمک می‌تواند توسط اسپرم یک مرد دیگر بارور گردد.ایده این طرح توسط یک پژوهشگر اسکاتلندی داده شده‌است.با این روش عملاً دو مرد می‌توانند صاحب فرزند شوند هرچند که برای انجام این کار به یک رحم مصنوعی و یا یک مادر جایگزین ضروری است.
     
#16 | Posted: 3 Oct 2011 14:52
همجنس‌گرایی زنانه


زنان همجنسگرا دست یکدیگر را نگاه داشته اند.


همجنس‌گرایی زنانه نوعی گرایش جنسی مختص زنان است که عشق، احساسات و تمایلات جنسی زن به دیگر زنان معطوف است. زنان یا دختران با این گرایش را در اصطلاح لزبین می‌نامند.


در ایران :

در قوانین ایران، همجنس‌گرایی زنانه زیر عنوان «مساحقه» عملی مجرمانه محسوب می‌شود.

سحق -بر وزن سنگ- یا مساحقه معانی گوناگونی دارد، از جمله: جامهٔ کهنه، ریزه ریزه کردن، کوبیدن، نرم کردن، ساییدن و پاک کردن و در اصطلاح حقوقی به عمل دو زن که از هم لذت جنسی می‌برند و با مالیدن آلت زنانه خود به هم شهوت می‌کنند و در ماده قانونی «همجنس بازی زنان با اندام تناسلی» اطلاق می‌شود.

دربارهٔ جرم مساحقه روایتی از علی، امام اول شیعه نقل شده‌است که برگردان فارسی آن عبارت چنین است: مساحقه در میان زنان مانند لواط در بین مردان است ولکن حد مساحقه صد ضربه تازیانه است، زیرا در مساحقه دخول نیست.

آیت‌الله خمینی در باب مساحقه می‌گوید:«با وطی زن به زن مساحقه واقع می‌شود و اثبات این جرم مانند اثبات لواط است و مجازات آن صد ضربه تازیانه است، به شرطی که مرتکب، عاقل، بالغ و مختار باشد و این کیفر در محصنه و غیر آن یکسان است؛ و گفته شده اگر مساحقه کننده محصنه باشد، حکمش سنگسار می‌باشد، ولی صحیح‌تر اوّلی است(تازیانه می‌خورد، و سنگسار نمی‌شود) و تفاوتی نیست در اجرای مجازات بین فاعله و مفعوله و زن کافر یا مسلمان».

بر اساس نظر مذکور از آیت‌الله خمینی است که قانون‌گذار در ماده ۱۲۹ قانون مجازات اسلامی هم مجازات مساحقه را ۱۰۰ تازیانه تعیین کرده‌است. اگر مساحقه کننده پیش از شهادت شهود توبه کند، حد ساقط، ولی اگر بعد از شهادت توبه کند، موجب ساقط شدن حد نخواهد شد. به همین ترتیب است اگر مساحقه با اقرار شخص ثابت شود و او پس از اقرار توبه کند، قاضی می‌تواند از ولی امر، تقاضای عفو او را نماید.

قانون‌گذار در ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی اضافه نموده‌است: «هرگاه دو زن که با هم خویشاوندی نسبی نداشته باشند بدون ضرورت، برهنه زیر یک پوشش قرار گیرند به کمتر از صد تازیانه تعزیر می‌شوند. در صورت تکرار این عمل و تکرار تعزیر، در مرتبهٔ سوم به هر یک صد تازیانه زده می‌شود» که در اینجا برهنه بودن دو زن بدون اینکه عمل مساحقه صورت گرفته شده باشد، امارهٔ عملی همجنسگرایانه و مجرمانه محسوب شده و به کمتر از صد تازیانه تعزیر می‌شوند. در صورت تکرار این عمل و تکرار تعزیر در مرتبه سوم به هر یک صد تازیانه زده می‌شود و هرگاه مساحقه سه بار تکرار شود و بعد از هر بار حد جاری گردد در مرتبه چهارم حد آن قتل است.

راه‌های اثبات مساحقه در دادگاه همان راه‌های اثبات لواط است یعنی اقرار، شهادت ۴ شاهد مرد و علم قاضی می‎باشد.
     
#17 | Posted: 3 Oct 2011 14:59
نقدی بر برخی تئوریهای لزبینسم (همجنسگرایی زنانه)



در کشوری که همجنسگرایان را میکشند و همجنسگرایی در بین اکثریت مردم، نوعی جرم، انحراف اخلاقی و یا در "بهترین" حالت یک نوع بیماری روانی به شمار می آید، شاید موضوع بحث این نوشتار خیلی زودرس و یا حتی مسخره به نظر آید.

"لزبینهای سیاسی" لزبین به شمار نمی آیند، چون آنها کشش جنسی به همجنسان خود ندارند و تنها بخاطر گرایشات سیاسی خود لزبین شده اند. لزبینهای سیاسی فمینیستهای رادیکالی هستند که فکر میکنند رابطه جنسی زنان با مردان پایه های مردسالاری و فشار بر زنان را تحکیم میکند و فکر میکنند همجنسگرایی زنان راهی ست برای مقابله با مردسالاری و همه فمینیستها باید همجنسگرا شوند.

در کشوری که همجنسگرایان را میکشند و همجنسگرایی در بین اکثریت مردم، نوعی جرم، انحراف اخلاقی و یا در "بهترین" حالت یک نوع بیماری روانی به شمار می آید، شاید موضوع بحث این نوشتار خیلی زودرس و یا حتی مسخره به نظر آید. اما من فکر میکنم که نگاه انتقادی به جنبشهای زنان و همجنسگرایان در سایر کشورها، بویژه کشورهای غربی که در این زمینه ها پیشگام و سرمشق هستند، راهگشای این جنبشها در ایران خواهد بود و میتواند مانع آن شود که جنبشهای زنان و همجنسگرایان ایرانی خطاهای جنبشهای غربی را تکرار کنند.

در این نوشتار کلمه "لزبین" به خاطر اختصار آن در مقابل "همجنسگرای زن" به کار رفته است. در بین تئوریسینهای لزبین بر سر اینکه لزبین چیست و این کلمه به چه کسی باید اطلاق گردد، اتفاق نظر وجود ندارد. در دهه هشتاد میلادی "جنگ"های فراوانی بین گروههای مختلف لزبین بر سر تعریف کلمه "لزبین" درگرفته بود و هر گروه خود را "لزبین واقعی" می دانست. خیلی ها لزبین را زنی میدانند که با زنی دیگر رابطه جنسی داشته باشد. به نظر من ولی لزبین زنی ست که فقط به همجنسان خود گرایش جنسی دارد، حتی اگر با آنان رابطه جنسی نداشته باشد. طبق این تعریف زنی که به همجنسان خود گرایش جنسی دارد، ولی در یک رابطه جنسی با مرد قرار دارد (بوسیله ازدواج یا دوستی) دگرجنسگرا نیست، بلکه همجنسگرایی ست که بنا به دلایل گوناگون اجبارا در یک رابطه دگرجنسگرایانه قرار گرفته است. همچنین طبق این تعریف، "لزبینهای سیاسی" لزبین به شمار نمی آیند، چون آنها کشش جنسی به همجنسان خود ندارند و تنها بخاطر گرایشات سیاسی خود لزبین شده اند. لزبینهای سیاسی فمینیستهای رادیکالی هستند که فکر میکنند رابطه جنسی زنان با مردان پایه های مردسالاری و فشار بر زنان را تحکیم میکند و فکر میکنند همجنسگرایی زنان راهی ست برای مقابله با مردسالاری و همه فمینیستها باید همجنسگرا شوند. این پدیده بویژه در دهه هفتاد میلادی رواج داشت. طبق اعتقادات مدافعین این نظریه تعلقات سیاسی باید زندگی جنسی زنان را تعیین کند. آنها در واقع آزادی جنسی زنان، حق آنان در انتخاب نوع زندگی جنسی شان و حق برخورداری شان از یک زندگی جنسی لذت بخش را زیر سوال می برند. این زنان در واقع به جای مقابله و ستیز با نظام مردسالاری به مقابله با مردان می پردازند.



متاسفانه در برخی موارد دیگر نیز این نوع تفکر مردستیز در بین فمینیستهای غربی رایج است. برای نمونه خیلی از فمینیستهای غربی فکر میکنند که یک مرد نمیتواند فمینیست باشد، در صورتی که هستند بسیاری مردان که از بسیاری زنان فمینیست تر هستند. این مثل آن است که بگوییم فقط کارگران میتوانند مدافع حقوق طبقه کارگر باشند. مورد دیگر جداسازی جنسیتی ست که در بین فمینیستهای غربی رواج دارد. برای نمونه حدود ده دوازده سال پیش با یکی از دوستان مرد به یک کتابفروشی آلمانی زنان در شهر هامبورگ (آلمان) رفتیم و او را راه ندادند و گفتند که فقط زنان اجازه ورود به آنجا را دارند، که این خیلی تاثیر بدی روی من و دوست همراهم گذاشت. آیا این نوع جداسازی جنسیتی آن روی سکه جداسازی های مردانه نیست؟ آیا این نوع برخورد ناشی از احساس کمبود و عقده های تاریخی زنان نسبت به مردان و احساسات انتقام جویانه و تلافی جویانه نیست؟ چه دلیل منطقی و عقلانی برای این نوع جداسازی ها وجود دارد؟ متاسفانه برخی انجمنهای زنان ایرانی در اروپا نیز این نوع تفکر را سرمشق خود قرار داده اند و در برنامه های سخنرانی و یا حتی در مراسم هشت مارس مردان را راه نمی دهند. به نظر من هیچ دلیل منطقی برای این کار وجود ندارد و از نظر من مردان حتی میتوانند به عضویت انجمنهایی درآیند که در رابطه با حقوق زنان فعال هستند.

طبق نظریه گروه "رادیکال لزبینز" (Radicalesbians) تقسیم بندی انسانها به دگرجنسگرا و همجنسگرا ریشه در تبعیض جنسیتی دارد و در جامعه ای که زنان از سوی مردان تحت فشار نباشند، این تقسیم بندی از بین خواهد رفت. به نظر من این تقسیم بندی به خودی خود اشکالی ندارد. مشکل از ارزش گذاری ما نسبت به این پدیده ها ناشی میشود، بطور مثال برتر دانستن دگرجنسگرایی یا منفی انگاشتن همجنسگرایی. در جامعه ای که تبعیض علیه همجنسگرایان وجود نداشته باشد، تقسیم بندی بر اساس گرایش جنسی میتواند حتی مفید واقع شود. برای نمونه اگر دور و بری های فردی همجنسگرا بدانند که او همجنسگراست، شانس او برای پیدا کردن دوست پسر یا دوست دختر بسیار بالاتر میرود تا اینکه گرایش جنسی اش را مخفی نگه دارد. همچنین اگر دگرجنسگرایان بدانند که فردی همجنسگراست، وقت خود را برای از سرگیری یک رابطه جنسی یا عشقی با او تلف نمیکنند. تقسیم بندی بر اساس گرایش جنسی میتواند هم برای همجنسگرایان و هم برای دگرجنسگرایان مفید باشد.



یکی از نوشته هایی که خیلی سر و صدا کرد مقاله ای بود از آدرین ریچ تحت عنوان "دگرجنسگرایی اجباری و موجودیت لزبینها". ریچ در این مقاله دگرجنسگرایی زنان را پدیده ای اجباری در نظام مردسالاری میداند و دیدی منفی نسبت به آن دارد. مقاله او از این نظر مثبت است که به اجباری بودن دگرجنسگرایی اشاره میکند، ولی او فقط زنان را مد نظر دارد و نسبت به مردان همجنسگرا بی تفاوت است. اشتباه بزرگ او در آنجاست که سعی میکند دلیلی برای همجنسگرا بودن زنان ارائه دهد. او میگوید اگر زنان به عنوان مادر اولین منبع احساسات برای کودکان مونث و مذکر باشند، آیا منطقی نیست که هر دو جنس، هم مردان و هم زنان، در جستجوی عشق به جنس زن باشند؟ و این سوال را مطرح میکند که چرا زنان این جستجو را در زندگیشان به سمت مردان سوق میدهند. با طرح این نظر او نه تنها دگرجنسگرایی زنان، بلکه همجنسگرایی مردان را نیز زیر سوال میبرد، چون طبق نظریه او مردان نیز باید منطقا فقط به جنس زن کشش جنسی داشته باشند. این سطحی نگری ست که عامل دگرجنسگرایی یا همجنسگرایی را در رابطه اولیه کودک با مادر یا فردی با مسئولیتهای مادر (پدر یا افراد دیگر که جای مادر را در مسئولیت بزرگ کردن کودک به عهده گرفته اند) جستجو کنیم. عوامل شکل دهنده گرایش جنسی مانند بسیاری دیگر از مسائلی که به روح و روان انسان برمیگردد، آنچنان پیچیده هستند که نمیتوان به سادگی دلیلی برای آن ارائه داد. و همینطور خیلی ساده انگارانه است که نظام مردسالارانه را تنها عامل دگرجنسگرایی بدانیم.


در پایان امیدوارم که جنبشهای زنان و همجنسگرایان ایرانی با استفاده از تجربیات جنبشهای غرب، دیدی مستقل داشته باشند و حاصل فعالیتشان بسیار پربار باشد. به امید روزی که در ایران شاهد برابری زن و مرد و آزادی همجنسگرایان باشیم.
     
#18 | Posted: 26 May 2013 12:27
اطلاعاتی در ارتباط با سکس سالم



نکات مهم برای استفاده از کاندوم :

عادت های سالم برای داشتن یک سکس سالم.

باز کردن کاندوم: گذاشتن و برداشتن کاندوم برای مردان همجنسگرا و یا دوجنسگرا

تقریبا تمام مردم می دانند که استفاده از کاندوم در سکس مقعدی درصد انتقال ویروس اچ آی وی و یا دیگر عفونت های مقاربتی را کاهش می دهد. اما مواردی است که بر قابلیت استفاده ی ما از کاندوم در برخی موارد تاثیرگذار است.

آیا استفاده از کاندوم برای شما استرس زاست؟ آیا مشکلی برای استفاده از کاندوم دارید؟ آیا برایتان سخت است که در حین سکس از کاندوم استفاده کنید؟ در این صورت ممکن است اطلاعات جالبی را در این قسمت پیدا کنید.

حالم دیگر از شنیدن استفاده از کاندوم به هم می خورد

جای تعجب ندارد از اینکه از شنیدن مکرر استفاده از کاندوم خسته شده باشیم. اما کاندوم یک سطح پوششی بین ما و شریک جنسی مان فراهم می کند و باعث می شود از دریافت و یا انتقال خیلی از ویروس ها در امان باشیم.

هروقت که سعی کردم که کاندوم بگذارم آلتم از حالت راست بودنش خارج می شود.

بعضی از مردها نعوظشان را در هنگام پوشیدن کاندوم و یا انجام سکس مقعدی با کاندوم از دست می دهند. اگر این مشکل را دارید، سعی کنید در هنگام جلق زدن از کاندوم استفاده کنید که به داشتن آن عادت کرده و این مشکلتان از بین برود. استفاده از حلقه های آلت نیز ممکن است در بعضی از موارد برای نگه داشتن حالت نعوظ تان کارآ باشد. اما اگر همچنان با مشکل نگه داشتن نعوظ تان رو به رو می شوید باید آن را با دکترتان در میان بگذارید. (داروهایی از قبیل ویاگرا، سیالیس و لویترا برای این مشکل موجود است) اما به خاطر داشته باشید که هرگز بدون تجویز دگتر از این داروها استفاده نکنید. همچنین به یاد داشته باشید که در صورت از ویاگرا هیچوقت از پاپرزها استفاده نکنید چون ممکن است زیان آور باشد.

مطمئن نیستم که آیا شریک جنسی ام دوست داشته باشد که من از کاندوم استفاده کنم.

کاملا رو راست باشید و به شریک جنسی تان یا با حرکت و یا حتی زبانی بفهمانید که استفاده از کاندوم برای محافظت از هر دو شماست و بدون کاندوم ارتباط جنسی برقرار نمی کنید.

نمی دانم چطور باید به او می گفتم که از کاندوم استفاده کنیم. او می گفت که دوست ندارد.

راه های زیادی وجود دارد که به شریک جنسی تان بفهمانید که شما می بایست از کاندوم استفاده کنید و مجبور نیستید حتما به زبان بیاورید. اطمینان پیدا کنید که کاندوم و لوبریکانت جایی قرار داده شود که سریعا دیده شود و جایی سکس کنید که دسترسی به آنها ساده باشد. خودتان کاندوم را بردارید و بپوشید و یا به پارتنرتان دهید که متوجه شود باید او از کاندوم استفاده کند. و در غیر این صورت از سکس مقعدی صرف نظر کنید و از طریق های دیگر لذت ببرید.

بعضی از ما از استفاده از کاندوم صرف نظر می کنیم فقط به این دلیل که نگران از دست دادن یک سکس لذت بخش می باشیم. شما چطور با این شرایط مواجه می شوید؟ آیا به او می گویید که علاقه ای به این کار ندارید؟

خیلی عذاب آور بود.

دلیل ناراحتی استفاده از کاندوم شاید به خاطر تنگی آن باشد. کاندوم ها معمولا در سایزهای مختلفی وجود دارند. این تفاوت سایز در قطر آن است و نه در طول. پس در هنگام خرید کاندوم به سایز آن توجه کنید. مارک های مختلف را امتحان کنید. کاندوم باید تنگ و چسبنده باشد تا در هنگام سکس به راحتی در نیامده و به طوری که هنگام استفاده پاره نیز نشود اما نباید آنقدر هم گشاد باشد که هنگام سکس خارج شود.

من به کاندوم های لاتکس حساسیت دارم.

کاندوم های لاتکس هم ارزان و هم قابل دسترس هستند. کاندوم های پلی اورتان مانند آوانتی، جایگزینی مناسب می توانند باشند اما گران تر هستند. کاندوم های پلی اورتان از نوعی پلاستیک ساخته شده اند که استفاده ی آنها با لوبریکنت های ساخته شده از چربی و آب بدون اشکال است. کاندوم های پوستی (لمسکین) ممکن است که حس بهتری نسبت به بقیه کاندوم ها داشته باشد اما در برابر اچ آی وی و یا دیگر عفونت ها از جمله سفلیس و گونوریا محافظ نیستند. شما اگر به کاندوم های لاتکس حساسیت دارید می توانید از کاندوم های پوستی استفاده کنید و یک کاندوم لاتکس را روی آن بکشید. گزینه ی دیگر استفاده از کاندوم های زنان است. این نوع کاندوم ها را می توان به جای استفاده بر روی آلت داخل مقعد کرد.

وقتی کاندوم استفاده می کنم حس خوبی ندارم،وقتی کاندوم استفاده می کنم ارضا نمی شوم.


برخی ترجیح می دهند که مقداری از لوبریکنت آبی داخل کاندوم بریزند تا لذت بیشتری ببرند اما مراقب باشید که زیاد از لوبریکنت استفاده نکنید زیرا باعث می شود که کاندوم راحت تر خارج شود. از کوبریکانت های آبی بر روی کاندوم نیز استفاده کنید. هر چه بیشتر، بهتر و در حین سکس مدام از لوبریکانت استفاده کنید.

برخی کاندوم ها ضخامت بیشتری نسبت به بقیه دارند. سعی کنید از کاندوم های زیاد ضخیم استفاده نکنید. کاندوم های پلی اورتان معمولا نازکتر از کاندوم های لاتکس هستند و همچنین گرمای طبیعی بدن را بهتر انتقال می دهند و لذت سکس را برایتان بیشتر می کنند. اما در نظر داشته باشید که کاندوم های پلی اورتان کمتر از لاتکس کش می آیند.


همیشه کاندوم من در می آید.

اگر از کاندوم هایی که بزرگ تر از سایز شما می باشد استفاده کنید مسلما راحت تر در می آیند. اگر طول آلت شما زیاد است، بدین معنی نیست که باید از کاندوم های سایز بزرگ استفاده کنید زیرا سایز کاندوم ها با توجه به قطر آن در نظر گرفته شده است نه بلندی آن. کاندوم های متفاوت را امتحان کنید تا سایز مناسب تان را پیدا کنید. همچنین مراقب باشید که داخل از آن لوبیرکنت زیاد استفاده نکنید.

استفاده از کاندوم من را از حس جنسی خارج می کند.

دقت کنید که در چه زمانی لازم است کاندوم استفاده کنید. کاندوم را در جاهایی قرار دهید که ممکن است سکس داشته باشید مثلا در نزدیکی تخت خواب، کنار مبل، کشو آشپزخانه، و غیره. در این صورت مجبور نیستید که در میان سکس بروید و آن را از کمد خود بیرون آورده و در این وسط حس جنسی تان را از دست دهید. همچنین ممکن است از حالت حس جنسی تان در صورت درست نپوشیدن کاندوم خارج شوید. اگر مایل هستید که در اتاق تاریک سکس کنید مطمئن باشید که نور به انازه ی کافی وجود داشته باشد تا ببینید که چطور کاندوم را می پوشید. بهتر است که از شریک جنسی تان بخواهید که برای شما کاندوم بگذارد و حتما حوله یا دستمال کاغذی در نزدیکی تان داشته باشید تا بتوانید لوبریکنت دستتان را تمیز کنید.


من تاپ (کنش گر) هستم پس احتیاجی به کاندوم ندارم.

تاپ بودن به این معنی نیست که شما ویروس اچ آی وی و یا دیگر عفونت های مقاربتی نمی گیرید. درست است که شخص کنش پذیر در خطر بیشتری قرار دارد اما افراد زیادی بودند که به این عفونت ها آلوده شده اند در حالی که نقش جنسی کنش گر داشته اند. چه کنش گر و یا کنش پذیر و یا هر دو باشید، استفاده از کاندوم برای سلامت و محافظت از هر دو شماست.
     
#19 | Posted: 2 Jan 2014 17:10
اقلیت‌های جنسی؛ از طردشدگی تا پذیرش

در قرون وسطى که دستگاه تفتیش عقاید کلیسا، زنان را نماینده شیطان می‌خواند و به جرم جادوگری به آتش می‌سپرد، خود شیطان همجنس‌گرا معرفى می‌شد. فاشیست‌ها نیز هم‌جنس‌گرایان را همانند کولی‌ها و معلولان، سزاوار هستی نمی‌دانستند.
تاریخ زندگی دگرباشان جنسی، با پیگرد و آزار گره خورده است. در پرتغال همجنس‌گراها را زنده می‌سوزاندند. فاتحان اسپانیایى آمریکا، آنها را طعمه سگان وحشى می‌کردند. آزتک‌ها و اینکاها، گرایش به جنس موافق را با مرگ کیفر می‌دادند.

با این همه آمار دقیقى از کشتار یا قلع و قمع دگرباشان جنسی در دوران کهن در دست نیست. در دوران معاصر نیز، تبعید، اخراج و طرد دگرباشان جنسی رفتار مشترک رژیم‌های سیاسی متفاوت بوده است.
نویسنده انگلیسی و خالق "تصویر دوریان گری" در اوج شهرت و موفقیت، به خاطر عشق به آلفرد داگلاس و شکایت پدر اشراف‌زاده معشوق‌اش، به دو سال زندان محکوم شد و در چهل و شش سالگی در سال ۱۹۰۰ در انزوای مطلق ناشی از این "رسوایی" درگذشت.
جیمز بالدوین، شاعر و نمایشنامه‌نویس سیاهپوست آمریکایی (۱۹۲۴-۱۹۸۷) در طول زندگی با تبعیض اجتماعی مضاعفی روبرو بود. او هم نگاه تحقیرآمیز نژادپرست‌ها را تحمل می‌کرد و هم همجنس‌گراستیزی را.
دگرباشان جنسی در آلمان نازی، افراد تباه‌شده‌ای قلمداد می‌شدند که جرم‌شان شکستن حرمت طبیعت و خیانت به هنجار سه ضلعی خانواده یعنی مرد، زن و فرزند بود.

فاشیست‌ها، دگرباشان جنسی را همراه با کمونیست‌ها، سوسیالیست‌ها، سندیکالیست‌ها، روشنفکران، یهودیان یا کولی‌ها، آزار سیستماتیک دادند و از میان بردند. دگرباشان جنسی پس از دستگیری باید با یک مثلث صورتى در اردوگاه ‌ظاهر مى‌شدند. چه تعداد از همجنس‌گراها به اردوگاه مرگ فرستاده شدند؟ ده هزار، بیست هزار؟ کسى نمی‌داند.
آنچه فاشیست‌ها با همجنس‌گرایان کردند، نمونه سیاستى متمرکز و سرکوبگر است که محو عنصر به اصطلاح فاسد را در نظر دارد. فاشیست‌ها دیگر وجود ندارند، اما هنوز در بسیارى جوامع طرز فکری هست که آهسته و پیوسته، کراهت گرایش به همجنس را بازتولید و دگرباشان جنسى را منزوى و مطرود مى‌کند.

سیطره هموفوبیا


در جهان معاصر سال‌هاست گرايش‌هاى همجنس‌خواهانه ديگر در شمار بيمارى‌ها يا انحراف‌هاى جنسى تلقى نمى‌شوند. طبق آمار ۴ تا ۷ درصد جمعیت بشری را همجنس‌خواهان تشکیل می‌دهند.
سازمان بهداشت جهانى در دهه نود میلادی، همجنس‌گرايى را از فهرست بيمارى‌هاى روحى و روانى خود حذف كرد. این تصمیم در هفدهم ماه مه سال ۱۹۹۰ گرفته شد و به همین دلیل، این روز به‌عنوان روز مبارزه با هموفوبیا تعیین شده است.
با این همه، دگرباشان جنسی در دوازده کشور دنیا چون ایران و عربستان سعودی، با تهدید مرگ روبرو هستند. آنها در هشتاد کشور از جمله در هند و مالزی و لبنان و الجزایر با موانع قانونی مواجه‌اند و در دیگر نقاط چون برزیل، زیر سایه ارعاب و آزار زندگی می‌کنند.
در فاصله سال‌هاى ۹۸ تا ۲۰۰۰ ميلادى ۱۹۶۰ قتل در مخالفت با همجنسگرايى در برزیل صورت گرفت. سازمان دیده‌بان دگرباشان اروپا، در ارزیابی خود از ۴۹ کشور اروپایی اعلام کرده که شاق‌ترین شرایط زندگی برای همجنس‌گرایان در روسیه وجود دارد.

در کشورهاى اسلامى که جدایى جنسى در آنها حاکم است و آشکارسازی مناسبات دوجنس نیز کماکان "تابو" به شمار می‌رود، هم‌جنس‌گرایی امری فراتر از "تابو" است و "یک ننگ فرهنگی" محسوب می‌شود.
در ايران به دلايل شرعى و عرفى، همجنس‌گرايان در معرض تهديد، طرد، مجازات يا حتى اعدام قرار دارند. اکثریت جامعه به آنها به چشم مجرم و با دیده نفرت می‌نگرد.

تنبیه و تنگنا


همجنس‌گرایی در ایران به شدت مذموم است و به عنوان دشنامی پست به کار می‌رود. اقلیت‌های جنسی "همجنس‌باز" نامیده می‌شوند تا بار منفی واژه‌هایی چون "قمارباز"، "بچه‌باز" یا "کفترباز" را در مورد آنها تداعی کنند. همجنس‌گرا منحرف و بيمار تلقى می‌شود و افکار عمومی در همراهی با عرف و شرع، پیشداوری‌علیه دگرباشی جنسی را بازتولید می‌کند.

در چنین فضایی، رسانه ها يا افراد قادر نيستند به دلايل ناشی از ‌پیش‌فرض‌ها، مذهب و عرف یا ناآگاهی، در مورد اين گرايش چیزی بنویسند و بگویند و آن را به مثابه حق فردی یا حق شهروندی و قانونی کسی به رسمیت بشناسند.
در حالى که اعضاى خانواده معمولاً آخر از همه در جريان همجنس‌خواهى فرد قرار می‌گيرند، مأموران امنيتى يا پليس براى گرفتار کردن آنها تور پهن می‌کنند و رفتارهاى بسيار خشن، رسوا و تحقيرآميزى با آنها دارند. به گفته برخی دگرباشان جنسی، پلیس ایران حتی برای آنها در چت‌روم‌ها دام می‌‌گذارد یا وبلاگ و سایت جعلی درست می‌کند. نیروهای امنیتی به تازگی در اعلام بازداشت دگرباشان جنسی، آنها را اعضای "باند‌های شیطان‌پرستی" می‌خوانند.
نگاه تحقیرآمیز جامعه یا خانواده به دگرباشان جنسی و سرکوب آنها توسط دستگاه قدرت، بسیاری از همجنس‌گرایان، تراجنسی‌ها و ترانس‌ها را به انزوا، افسردگی، از هم پاشیدگی روانی یا خودکشی می‌کشاند.

بسیاری از همجنس‌گرایان ایرانی، به دلیل سیطره آموزه‌های فرهنگی و مذهبی، دچار تضادهای درونی و احساس گناه هستند و از بیم قضاوت‌های محیط، هویت جنسی خود را پنهان یا انکار می‌کنند. افکار عمومی به دلیل پیشداوری‌های دیرین، تمایزی میان "بچه‌‌بازی" و "همجنس‌گرایی" قائل نیست.
گستردگی نگاه تحقیرآمیز به اقلیت‌های جنسی تا آنجا پیش می‌رود که وقتی همجنس‌گرايان ايرانى در صدد مشارکت در باره مسائل جارى کشورشان بر می‌آیند، گروه‌های دیگر خواستار حذف نام آنها می‌شوند تا مبادا از سوی مسئولان حکومتی، مورد تبلیغ و تخریب و استهزا قرار گیرند.

از انزوا تا آشکارسازی

همجنس‌گرایان در کشورهای غربی توانسته‌اند بخشی از حقوق انسانی و قانونی خود را به دست آورند. اما تا چند دهه قبل نیز در همین جوامع، با دگرباشان جنسی به شدت مقابله می‌شد.
همجنس‌گرایان آمریکایی تنها پس از حمله پلیس به بار "استون وال" در سال ۱۹۶۹ و مقاومت در برابر شبیخون‌های امنیتی بود که به آشکارسازی یا "کامینگ اوت" هویت جنسی خود روی آوردند و علیه سرکوب تظاهرات کردند.
مقاومت دگرباشان جنسی در نیویورک سرمشقی برای همجنس‌گرایان آلمانی هم شد که در سالروز این حمله، به خیابان‌ها بیایند و سنت رژه "کریستف استریت دی" را پایه‌گذاری کنند.

تا ۲۰ سال پیش، دگرباشی جنسی در روسیه جرم محسوب می‌شد. اما با وجود قانونی شدن همجنس‌گرایی در روسیه در سال ۱۹۹۴، همچنان بسیاری از خشونت‌ها و قتل‌ها در این کشور، با انگیزه تنفر از همجنس‌گرایی روی می‌دهند.
در آلمان، سال‌هاست که همجنس‌خواهى موردى پذيرفته شده است. آنها كافه ها و پاتوق هاى خاص خود را دارند. مي‌توانند خانه مشتركى كرايه كرده و با هم زندگى كنند. از نظر شغلى مانعى برايشان تراشيده نمى‌شود. ازدواج آنها به رسمیت شناخته شده است.
شهردار برلين، كلاوس وورايت یا وزیر خارجه سابق آلمان گیدو وستروله، همجنس‌گرا هستند و با پارتنرهای مرد خود زندگی می‌کنند.

دانمارک نخستین کشوری بود که در سال ۱۹۸۹، اتحاد مدنی همجنس‌گرایان را به رسمیت شناخت. نروژ، سوئد و ایسلند هم به فاصله چند سال راه دانمارک را پیش گرفتند. لایحه ازدواج همجنسگرایان با تمام مزایا و زوایای حقوقی و قانونی آن، برای نخستین بار درسال ۲۰۰۱ در هلند به تصویب رسید.
ازدواج همجنسگرایان در ۱۶ ایالت ‌آمریکا نیز قانونی شده است. واشنگتن، مریلند و مین نیز در پی رفراندومی که در نوامبر ۲۰۱۲ انجام شد، به ایالاتی پیوستند که ازدواج دگرباشان جنسی در آنها قانونی است.

به راستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟؟
     
#20 | Posted: 30 Jan 2014 21:10
همجنسگرایی در حیوانات

     
صفحه  صفحه 2 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / About Homosexuality | درباره همجنسگرایی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites