تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
Homosexuals - همجنسگرایان

سنگ صبور (پست اول خوانده شود)

صفحه  صفحه 4 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین »  
#31 | Posted: 30 Oct 2013 09:53
سال 1975 سال خوبی بود


تو این سال همجنسگرایی از لیست بیماریهای روانی توسط انجمن روانپزشکان آمریکا خارج شد و خوب از اون موقع به بعد بود که اگر تو یک آمریکایی بودی و می رفتی پیش روانشناس و می گفتی همجنسگرایی،دیگه باهات مثل یک بیمار رفتار نمی شد و بهت نمی گفتن باید درمان بشی،در عوض راهنمایی ات می کردن که چطور با جهل و نادانی اطرافیانت بجنگی و بهشون بفهمونی که گرایش جنسی یکی از جلوه های وجودی توست و دیگران هم باید اون رو به عنوان بخشی از شخصیتت قبول کنند.

الان سال ۲۰۱۳ داره تموم می شه و کم کم داریم می ریم تو ۲۰۱۴ اما هرروز تو ایران به همجنسگرایان توهین می شه همجنسگرایان مرد رو دار می زنن.




وسر لزبین ها هم همچین بلایی می آورند.




واقعا آدم متاسف می شه از سطح عقب موندگی یک مملکت و این موضوع از اونهاش نیست که بگیم مردم می فهمن و دولت مشکل داره بلکه این موضوع جوریه که هم مردم و هم دولت دستشون تو یه کاسه است و برفرض مثال اگر پدری بفهمه دخترش عاشق دختری است و یا پسرش عاشق پسری است این بلا ها توسط خود خانواده بر سر آدم همجنسگرای بیچاره نازل می شود و بعد هم اگر دختر باشه به زور شوهرش می دن که دختر یا تن به ذلت می ده یا خودکشی می کنه اگر پسر باشه از خونه می ندازنش بیرون و طردش می کنند یا هم می برنش پیش روانپزشک و به دارو می بندنش،متاسفانه اکثر روانپزشکان ایران هم دانش کافی در رابطه با گرایشهای جنسی انسان ها ندارند یا نمی خواهند داشته باشند و هنوز که هنوزه همجنسگرایان را بیمار می دانند و فرد همجنسگرارو که بیمار نیست با داروهای روان گردانی که براش تجویز می کنند بیمار می کنند،هرچند که معدود روانپزشکانی هم هستند که از این دانش برخوردارند و با افراد همجنسگرا درست برخورد می کنند اما تعداد آنها به اندازه انگشتان دست هم نمی رسد،فقط امیدوارم روزی برسد که اکثر ایرانی ها بفهمند که گرایش جنسی فقط عشق زن به مرد نیست و انواع دیگری هم دارد،روزی برسد که کسی برای عشق به همجنس از خانواده خود طرد نشود.

منبع : iranlgbta
     
#32 | Posted: 7 Nov 2013 14:10
سنگ صبور همیشه غم و غصه های من و دیگر عزیزان دگرباش رو منعکس می کرد،اینبار هم می خوام از احساساتم و عواطفم بگم،اما این پست رنگ و بوی پست های قبلیم رو نداره،سرشار از امیدواری و شادیه واسه من.

دیشب تصمیمی که پیشتر ازش واسه آشکارسازی گفتم رو به مرحله اجرا در آوردم و به داداش کوچیکم که ۲ سال از من کوچیکتر گفتم که : من یک همجنسگرا هستم،با شناختی که ازش داشتم برخورد خوبی داشت،البته اولش یکم جا خورد،ولی بعدش نه تنها کلی با من شوخی کرد و حالم رو جا آورد،گفت که : کسی رو هم داری که باهاش باشی و از بودنش شاد باشی تو زندگیت ؟ با این حرفش خیلی خوشحال شدم،این یعنی اون نه تنها با گرایش جنسی من مشکلی نداره و مثل گذشته دوسم داره،بلکه به فکر آینده من و تنها نبودنم هم هست،باید اعتراف کنم که انتظار برخورد به این خوبی و تا این سطح رو ازش نداشتم،ایندفعه من بودم که جا خوردم.

بعدش بهم گفت که : از خونواده و اطرافیان کسی هم میدونه ؟ گفتم که نه و نمی خوام کسی فعلا چیزی بدونه.

احساس رهایی و تخلیه بخشی از فشار های روانی و عقده های درونی ناشی از مخفی کاری رو دارم،حالم خیلیییی خوشه،الان می دونم که یه پشتیبان دلسوز و مهربون دارم و می تونم روی حمایتش حساب کنم،الان بیشتر از قبل عاشقش داداش کوچیکم هستم و دوسش دارم. یه بار خیلی بزرگ رو از گردم برداشت،منو اون جوری که هستم پذیرفت و دیگه پیشش نیاز نیست تظاهر کنم.




امیدوارم و آرزومندم که بقیه دوستان همجنسگرا هم بتونن این حال خوش رو تجربه کنن و از حمایت لااقل یه نفر توی خونواده شون بهرمند بشن.
     
#33 | Posted: 3 Dec 2013 01:46
خیلی دلم گرفته
کاش دردامون یکی بود فقط ...
هرکدوممون هزار تا درد داریم ... هزار تا درد که افتادن به جونمون ...
بیکاری .. نا امیدی از آینده و بی پولی و .... که همه گیره ..
اونوقت ...
اونوقت اینکه همجنسگرایی.. اینکه کسی رو دوست داری که نمیخواد باهات حرف بزنه ... این که این درد رو نمیتونی بگی ... این که این حس لعنتی شهوت نمذاره زندگی کنی .. تو پس زمینه این همه ذرد وجود داره ... شده حزئی از زندگیمون ...
مثل یه ضریب کنار همه درد هامون قرار گرفته و همه رو چند برابر میکنه ..

اینجاست که یه رفیق خوب ... یه داداش گل ... یه بی اف مهربون میتونه تحمل درد ها رو برات آسون بکنه ...
مثل یه کسر که ضرب بشه تو تموم زندگیت ....
تحمل رو آسون کنه برات
بشینه بغلت بگه ... دیوونه من باهاتم .... غصه نخور همه چیز درست میشه
اونوقت با تموم نیرو ..گ حتا به خاطر اون هم شده باشه سعی میکنی مشکلاتتو حل کنی

آخه خدا چرا نمیشه با هم باشیم؟
مشکلات زندگی بسم نیبست؟ با چی داری امتحانم میکنی؟

روحشان به اندازه اندوهت شاد باد

از دردهای کوچک است که آدم می‌نالد، وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می‌شود آدم.


خدا کند که نه...!!! نفرین نمی کنم که مباد
به او که عاشق او بودم زیان برسد
خدا کند که فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط
     
#34 | Posted: 9 Dec 2013 06:09
اره اگه پیدابشه خیلی خوبه
اما اگه شکس بخوری یا تو زرد از اب دربیاد بیچاره میشی میگی چه غلطی کردم اون وقته به همه چی مشکوکی و میگی ای کاش با کسیی نبودم.!!

اینو فهمیدم هیچ کی از ادم افسرده خوشش نمیاد
شانس ما هرکی آشناشدیم از ما افسرده تره
میخوایم کمک کنیم کی مارو کمک میکنه نمیدونم
اما از پسرای شوخ و شنگ همه خوششون میاد یکی گیر ما افتاد تو زرد از اب دراومد که ای کاش صدسال قیافه نهسشو نمیدیم یه روز تلافی میکنم اون روز نزدیکه. خونشم میدونم برم بگم ابروشو ببرم
     
#35 | Posted: 17 Dec 2013 19:32

من کشورم را دوست دارم ولی از زندگی در بین مردمانم می ترسم،چون فاصله را می شناسم...
مادرم را دوست دارم ولی از درد دل کردن با او می ترسم،چون عاطفه را می شناسم...
تحصیل و کار را دوست دارم ولی از شناخته شدن می ترسم،چون خاتمه را می شناسم...
عشق را دوست دارم ولی از گفتن آن به همجنس خودم می ترسم،چون خاطره را می شناسم...
من سکوت می کنم چون می ترسم ،پس هستم...
و این،شرح تمامی شب ها و روزهای من همجنسگرا است که در ایران زندگی می کنم.
(ابی آبی)
     
#36 | Posted: 18 Dec 2013 02:17
اینجا این سنگ صبور یعنی بتونیم درد دلمونو بنویسیم درسته؟ منم میخوام یک چیزیو بنویسمش.اینجا مال سکس و ایناس نمیشه چیزای دیگه رو گفت.نمیدونم همه اینطورین یا چرا من اینطورم ولی سکسا و کارای که کردم بعضی وقتا خیلی میاد یادم ناراحت میشم.وقتی میگمشون اصلا سبک میشم.بهم یکبار گفتن میتونی بنویسیشون بعد کاغذشو پاره کنی بندازی سطل اشغال ولی نشد .یعنی نمیدونم چرا باید بگمش بعد اونای که میتونن درک بکنن باهمدیگه ازش حرف بزنیم. اونطوری دیگه یادم نمیره فقط راحت میشم.
کاشکی میشد یک جای بود که همه نتونن باشن بجز همونای که اینجا دوستیم باهم برای همدیگه بگیم برامون چیا پیش اومد و وقتای که میگیم خیالمونم راحت باشه .ولی نمیشه جای نیست بشه حرف بزنیم درد دل بکنیم.وقتیم میگیم شاید کسی خیال کنه چقدر لذت بردیم ولی توی دلم همش سنگینه .اخه سکس میکنیم ولی خدای مهربون رو دوست داریم .میگن نوجونی خیلی سن خوبیه درسته؟ ولی واسه من همش چیزای بود که یا نمیخواستمشون یا مجبور بودم قبول بکنم .نادونی هم از همه چیز بیشتر هست.
خب تا حالا اینطوری بود بعد از این چی میشه؟ اصلا نمیدونم اینده یعنی چی باید بشه.اگه تا الان پنج قسمت بوده یک قسمتش سکس بوده ولی وقتی چیزی میگم خیال میکنن همش همین بوده.
یک چیزیو که میخود یکی بگم باشه میگن تو همینی دیگه. بگم نه میگن چرا ناز میکنی خودتو میگیری.چرا سخته به دوستای توی اینترنت راحت اعتماد کرد.اینقدر سولا دارم کسی نیست جواب بده کمک بکنه بدونم خب بعدش چی میشه.اینا همشون ناراحت میکنه منو.فقط خدا نکنه کسی ازم ناراحت باشه.خودم چکار باید بکنم؟ نمیدونم. هیچی نمیدونم. ببخشید زیاد نوشتم.

خدایا گناهان منو تو ببخش
همه آدمها گناه کردند
خدایا گناه همه را ببخش
     
#37 | Posted: 5 Jan 2014 02:49
اینجا ایرانه و من هم یک همجنسگرام



توی کشورم ایران ،من همجنسگرا این حق رو دارم و می‌تونم که چند تا زن عقدی و بی‌ هیچ محدودیتی زن صیغه‌ای بگیرم و به همه شون هم یاد آوری کنم که حق طلاق فقط دست منه ،می‌تونم یک زن محکوم شده‌ و زانیه رو با میل و رغبت قلبی سنگسار کنم ،می‌تونم نصف دیگه حق ارثیه زنی‌ رو بدون هیچ رحم و مروتی بهش ندم ،می‌تونم از دختر بچه‌ای که به فرزندی قبول و بزرگش کردم صراحتاً و بی‌ هیچ رودر بایستی تقاضای ازدواج کنم ،می‌تونم به زن شوهردار اسیر یا غنیمت جنگی شده ای به راحتی‌ محرم بشم ،می‌تونم حلا‌ل بدونم خون زنی‌ رو که مرتده و از دین والدینش با علم و اطمینان قلبی برگشته ،و با همه اینها باز هم یک فرد کاملا طبیعی و متدین محسوب میشم ولی‌ اگه فقط و فقط به یک مرد که همجنس خودمه علاقه نشون بدم ،اونوقته که بهم برچسب غیر طبیعی و مفسد اجتماعی ،کافر و ملعون میزنن.

(ابی آبی)
     
#38 | Posted: 7 Jan 2014 00:56
اینم از دوست من(((
ای کاش هیچ وقت اون حرفای قشنگو نمیزد که آخرشم این بشه
میخوام زار زار گریه کنم
انقدر مشکل داره تو زندگیش که به کل فراموش کرده
گفت مشکل دارم بزار چند روز تنها باشم گفتم دوست داری بیا همو ببینیم گفت بزار پنج روز بگذره
حالا ۱۰ روز گگذشته
بعضی اوقات به خودم فکر میکنم من چم بود که از این همه دوست یکی که واقعا دوسم داشت این شد!!!
انقدر مشل داره که نمیدونم نمیتونه برا فرداش برنامه بریزه چه برسه به من
ای کاش همون اول قطع میکردم و برنمیگشت با التماس

ای کاش از اول میگفت ای کاش برنمیگشت من که یه بار داشتم فراموشش میکردم

عزیز خیلی سختتره که طرف برات بمیره عاشقت باشه
به ازدواج فکر کنه بگه اگه خونه داشته باشی باهات میمونم تا آخر اما بخاطر مشکلات گند زندگیش و خونواده
از هم دورشین
تا نباشی نمیفهمی من هردوشو تجربه کردم
هم تنهایی هم این طوری
این طوری سختتره

مثل اینکه طرف از یه چیزی خیلی خوشش بیاد. حالا اونو نداشته باشه اما یکی اونو داره و پیداش کرده از دستش داده
اونم بخاطر نه اینکه دوست نداره بخاطر مشکلات گند زندگی
گند این زندگی

ولی اون چیزی که تو ذهنم از جامعه گیها تصور میکردم از زمین تا اسمون فرق میکنه با واقعیت
لااقل برای جامعه گیای ایران

باید افسوس خورد چقدر ما بدبختیم
     
#39 | Posted: 12 Jan 2014 06:36 | Edited By: Attila
به امید روزی که هر ایرانی فارغ از نژاد، مذهب، عقیده، تعلق، علاقه و جنسیت بتونه راحت و شاد توی این سرزمین زندگی کنه. مسلمان شیعه - سنی، بهایی، مسیحی، یهودی، زرتشتی، ترک، فارس، عرب، ترکمن، بلوچ، کرد، دگرباش جنسی، بی دین و... هر ایرانی فقط و فقط به صرف ایرانی بودن شایسته تکریم و احترام باشه و آزادانه و بدون اذیت و آزار دیگران بتونه زندگی سرشار از شادی و موفقیت رو سپری کنه. البته الان فقط یک گروه از ایرانیان حق حیات و زندگی دارن: ذوب شدگان ولایت مطلقه فقیه. امروز توی جامعه ایران، نه تنها مسلمان سنی، بهایی، مسیحی، یهودی، زرتشتی، ترک، فارس، عرب، ترکمن، بلوچ، کرد، دگرباش جنسی، بی دین و... عملا و علنا حق حیات و زندگی و استفاده از مواهب الهی رو ندارن، که حتی مسلمان شیعه ای که ولایت مطلقه فقیه رو قبول نداشته باشه هم حق حیات و زندگی رو نداره. افسوس و هزارن افسوس بر ما و جامعه ما. هزاران افسوس.

این کاربر به دلیل درخواست عکس سکسی کودکان برای همیشه بن شد.

پرنسس
     
#40 | Posted: 24 Jan 2014 03:04
خیلی سخته که یه پسری بیاد بگه بیا دوست بشیم.بعدش بفهمیم دوستای خوبی نمیتونیم باشیم برای هم و بخوایم از همدیگه جدا بشیم و دیگه دوست هم نباشیم ولی نشه. هرچی بگیم من نمیخوام باهات دوست باشم ولی اون بگه من میخوام .یکطوری که شده اینه که یکی سکس میکنه خب بهش معلومه خیلی حال میده.بازم میاد سراغمون.خب اینطور وقتا میشه از یک دوست خوب که زورش زیاده کمک بگیریم بگیم اون اقا مزاحمم میشه.
اینطور شدم ولی دوستی که بگه به زور هم شده میخوام دوستت باشم سخته ها.

من فهمیدم همجنسگرا نیستم.سکس برای من مثل همه لذت داره ولی نمیخوام یکی باشه ادای عاشقا رو برام دربیاره بعد بکنه.همین که یکی دوستم باشه و دوتایمون دلمون بخواد باهم باشیم سکس بکنیم کافیه برام.اینطوری که اینجا دارم میفهمم همجنسگراها فقط یه عشق و عاشقیایی هست براشون مهمه .شایدم باشم ولی دوست ندارم اینقدر ادا دربیارم و اه و ناله بکنم .برای همینشم بگم نمیدونم هستم یا نیستم شاید درست تر باشه. کسی که درکم نمیکنه.پس بهتره همین باشم که هستم.از کسی هم نمیشه پرسیدش چونکه نمیدونن خودشونم این یعنی چی

خدایا گناهان منو تو ببخش
همه آدمها گناه کردند
خدایا گناه همه را ببخش
     
صفحه  صفحه 4 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین » 
Homosexuals - همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals - همجنسگرایان / سنگ صبور (پست اول خوانده شود) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites