خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد /

☻ A Fascinating Content | یه مطلب جالب بنویس☺


صفحه  صفحه 21 از 27:  « پیشین  1  ...  20  21  22  ...  26  27  پسین »
andishmand زن #201 | Posted: 9 Sep 2013 17:33 | Edited By: andishmand


گیاه خواران

مهمترین نکته ای که توسط گیاه خوارها مطرح می شود، این است که با نخوردن گوشت، می توان انسان های آرام تری شد. اما آیا این نکته درست است؟ آیا وقتی افرادی همچون هیتلر، گاندی، انیشتین و پل مک کارتی در یک فهرست قرار می گیرند، می توان گیاه خوارها را از نظر روانی یکی دانست و گفت آنها روحیه هایی آرام دارند؟
در ادامه درباره چند نفر از گیاه خواران مشهور خواهیم خواند و نظراتشان را خواهیم دانست. البته به جز این افراد، چهره های دیگری هم هستند که به دلیل کمبود جا بی خیالشان شدیم. مهم است که در این دایره هیتلر و گاندی در کنار هم قرار گرفته اند.

آدولف هیتلر

ممکن است که بسیاری گیاه خوار بودن هیتلر را رد کنند اما شواهد بسیاری وجود دارد که او گیاه خوار بوده است. اوا براون، معشوقه آدولف هیتلر که برای مدتی کوتاه همسر او بود، می گفت که هیتلر، از مشروبات الکلی استفاده نمی کرد، سیگار نمی کشید و همچنین گیاه خوار بود و از خوردن غذاهای حاوی گوشت حیوانات پرهیز می کرد.
اما به جز این دست کم یک شاهد دیگر هم وجود دارد. مارگوت وولک، یکی از۱۵ زنی بود که پیش مرگ هیتلر هنگام صرف غذا بود. یعنی آنها اول غذا را می خوردند و اگر زنده می ماندند، آقای هیتلر هم از خوراک می خورد. این پیرزن۹۵ساله آلمانی سال قبل در گفتگو با هفته نامه اشپیگل گفت: «هیتلر گیاه خوار بود از این رو هرگز در این غذاها گوشت وجود نداشت و البته غذاها بسیار لذیذ بودند اما نمی توانستیم از آنها لذت ببریم.»
البته بعضی ها می گویند که گیاه خوار بودن هیتلر شایعه بوده است اما در صورت درست بودن این ماجرا، کل پروژه گیاه خواری با چالش مواجه می شود.

صادق هدایت

هدایت در جوانی گیاه خوار شد و کتابی در فواید گیاه خواری نیز نوشت. او تا پایان عمر گیاه خوار باقی ماند. بزرگ علوی در این باره می نویسد: «یک بار دیدم که در کافه لاله زار یک نان گوشتی را که به زبان روسی بولکی می گفتند، به این قصد که لای آن شیرینی است، گاز زد و ناگهان چشم هایش سرخ شد، عرق به پیشانی اش نشست و داشت قی می کرد که دستمالی از جیبش بیرون آورد و لقمه نجویده را در آن تف کرد.»
او همیشه از خوردن گوشت امتناع می کرد و در پاسخ درخواست دوستانش مبنی بر استفاده از گوشت پاسیخ می داد: «من این لاشه ها و مردارهای رو به متلاشی شدن را نمی خورم!»
این هم چند جمله دیگر از هدایت:
* گیاه خواری اولین گامی است که به سوی راستی و درستی برداشته می شود و برای آیندگان گرانبها خواهد بود.
* انسانیت پیشرفت نخواهد کرد و آرام نخواهد گرفت و روی خوشبختی و آزادی و آشتی را نخواهد دید تا هنگامی که گوشت خوار است.
* در نتیجه گوشت خواری است که نژاد انسان فاسد شده، پاکیزگی و سادگی نخستین خود را از دست می دهد.

جرج برنارد شاو

وقتی می فهمیم فردی مثل جرج برنارد شاو، گیاه خوار است، شاخ درمی آوریم. وقتی از او پرسیدند که چرا و به چه دلیل این نوع زندگی را انتخاب کرده، خیلی ساده بیان کرد: «من باید این سوال را از شما بپرسم که چرا گوشت خوارید. گیاه خواری خیلی طبیعی تر و درست تر از گوشت خواری است و این شمایید که باید جواب بدهید.»
شاو در جایی دیگر گفته است: «تا زمانی که بدن ما گور زنده حیوانات کشته شده است، چطور می توانیم انتظار هرگونه شرایط ایده آل را روی زمین داشته باشیم؟

برد پیت

برد پیت زندگی عجیبی را پشت سر گذاشته است اما شاید جالب است بدانید برد پیت زمانی در یک رستوران فست فود کار می کرده و گیاه خوار است.
پیت در مورد اینکه چرا سال ها گوشت می خورده و ناگهان این کار را ترک کرده، می گوید:«سال هاست که می خواهم گیاه خوار باشم اما نتوانستم. من روزگاری در یک فست فود کار می کردم و آنجا با بوی بد گوشت سرخ کرده روبرو می شدم و با خودم فکر می کردم چطور می توان این چیزها را خورد. بعد در سفری به آفریقا با شکار حیوانات آشنا شدم و دیدم با چه خشونتی حیوانات را می کشند. البته این چیزها حتما در آمریکا هم هست، اما دیوارها اجازه نمی دهند ما آنها را ببینیم. در نتیجه، همیشه با خودم فکر می کردم به جای گوشت چه می توانم بخورم تا اینکه دیدم چه فضایی برای خوردن چیزهای دیگر فراهم است.»

لئوناردو داوینچی

یکی از جالب ترین افرادی که می توان در میان گیاه خوارها پیدا کرد، لئوناردو داوینچی است. او گفته است: «من از ابتدای دوران کودکی از خوردن گوشت امتناع کردم چون به نظرم این کار جنایت است. روزی فرا خواهد رسید که مردم به قتل یک حیوان همانگونه نگاه خواهند کرد که امروزه به قتل یک انسان. زمانی فرا خواهد رسید که ما خوردن حیوانات را با همان دید قضاوت خواهیم کرد که امروز خوردن هم نوع خود، آدم خواری را.»
داویننچی همچنین گفته است: «اگر بشر آزادی می خواهد، چرا پرنده ها و حیوانات را در قفس زندانی می کند؟ به راستی که بشر پادشاه حیوانات است، چرا که بی رحمی او سرآمد همه آنهاست. ما از مرگ دیگران زندگی می کنیم. ما گورستان های متحرک هستیم.» یا «روزی جهان به آزمایش روی حیوانات همانطور نگاه خواهد کرد که امروز به آزمایش روی انسان ها.»

ابوعلی سینا

ابوعلی سینا نیز گیاه خوار بود و در نوشته های خود مضرات گوشت را بیان کرده است. مثلا نوشته است که حذر کنید از خوردن گوشت جانوران.
ابوعلی سینا معتقد بود دستگاه گوارشی انسان برای گوشت خواری ساخته نشده و در نتیجه خوردن گوشت می تواند به ما آسیب بزند. البته ابوعلی سینا تنها فیلسوف و پزشک ایرانی نیست که ما را از گوشت خواری نهی می کند. همچنین نجم الدین رازی در مرصادالعباد آورده است: «از گوشت بسیار احتراز کنید» و نظریات خود را در این مورد شرح داده است.

آلبرت اینشتین

- غذاهای گیاهی تاثیر بسزایی بر خلق ما می گذارند. اگر تمام دنیا به گیاه خواری رو آورد، سرنوشت نوع بشر می تواند تغییر کند.
- اگر کسی آرزو دارد به پرهیزکاری برسد، اولین ریاضت او باید خودداری از آزار حیوانات باشد.

رومن رولان

رومن رولان، نویسنده فرانسوی و برنده جایزه نوبل، از دیگر افرادی است که ما را به گیاه خواری تشویق می کند. بعضی از جملاتش را در ادامه مرور می کنیم:
- برای انسان آزاد اندیش، در آزار حیوانات چیزی غیرقابل تحمل تر از آزار انسان ها وجود دارد، چرا که حداقل مورد دوم (آزار انسان ها) بدی و فرد مرتکب، جنایتکار محسوب می شود ولی هر روز هزاران حیوان قصابی می شوند بدون آنکه اثری از پشیمانی به جا ماند، اگر هم کسی به این موضوع اشاره کند، مضحک به نظر می رسد و این جنایت غیرقابل بخشش است. این به تنهایی توجیه می کند که انسان ها سزاوار رنج کشیدن هستند. این فریاد انتقام خطاب به نسل بشر است.
- به نظر من، بی رحمی در مقابل حیوانات و بی تفاوتی در برابر رنج های آنها یکی از بزرگترین گناهان بشریت است. این مسئله، پس زمینه تباهی بشر است. وقتی انسان قادر است این همه رنج دهد، وقتی خود رنج می کشد، چه جای شکایتی دارد؟

توماس ادیسون

توماس ادیسون را هم حتما می شناسید. این جملات گیاه خوارانه از اوست:
- خودداری از خشونت به والاترین اخلاقیات، که هدف تکامل است، سوق می دهد. تا زمانی که به آزار موجودات زنده پایان ندهیم، همه ما وحشی هستیم.
- من همانقدر گیاه خوارم که مخالف سرسخت الکل هستم، چون به این ترتیب می توانم بهترین بهره را از مغز خود ببرم.

ماهاتما گاندی

این جملات را هم از مهاتما گاندی بخوانید:
- برای من، زندگی یک بره به هیچ وجه کم ارزش تر از زندگی یک انسان نیست.
- از نقطه نظر من، گوشت غذای مناسبی برای گونه ما (انسان ها) نیست. اگر ما خود را اشرف مخلوقات می دانیم، به غلط از دنیای حیوانات پایین تر تقلید می کنیم.
- عظمت و پیشرفت اخلاقی یک ملت را می توان از روی نحوه برخورد آن با حیوانات محک زد.
- بره ... انسان ... هر چقدر یک موجود ناتوان تر باشد، به همان اندازه باید سهم بیشتری از حمایت انسانیت در برابر بی رحمی انسانی برخوردار باشد.
- آزمایش روی حیوانات، سیاه ترین همه جنایات سیاهی است که بشر در زمان کنونی در برابر خدا و مخلوقات زیبای او مرتکب می شود.
- قرانی کردن حیوانات حرکت معکوس زمان است به سوی عقب افتادگی.

پاول مک کارتنی


پاول مک کارتنی، خواننده و گیتاریست گروه بیتلز، نویسنده متن آهنگ، آهنگ ساز، نقاش، تولید کننده آهنگ و فیلم است اما علاوه بر اینها در زمینه حقوق حیوانات هم فعالیت می کند. او گفته است:
- اگر کشتارگاه ها دیوارهای شیشه ای داشتند، همه گیاه خوار می شدند.
- انسان نباید چیزی را که صورت دارد، بخورد.
- کسی که نسبت به حیوانات رحم ندارد، نمی تواند انسان خوبی باشد.
      
shomal مرد #202 | Posted: 19 Sep 2013 16:10
کاربر

 
ﺁﻣﺎﺭ ﻓﯿﺲ ﺑﻮﮎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ
ﺑﺨﻮﻧﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻟﺒﻪ

ﻓﯿﺲ ﺑﻮﮎ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﺪﻭﺩ
2,657,300
ﻋﻀﻮ ﺩﺍﺭﻩ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻌﯿﺖ 1,445,607 ﺩﺧﺘﺮ ﻭ
ﺍﻟﺒﺎﻗﯽ
ﭘﺴﺮﻥ
ﺟﻮﺍﻧﺘﺮﯾﻦ ﻋﻀﻮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ
ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ ﺑﺎ 9 ماه ﺳﻦ
ﻭﻣﺴﻦ ﺗﺮﯾﻨﺶ ﻫﻢ ﯾﻪ ﺍﻗﺎﯼ ﻣﺸﻬﺪﯼ ﺑﺎ
75 ﺳﺎﻝ ﺳﻦ
ﺣﺪﻭﺩ 450,053 ﭘﯿﺞ ﺗﻮ ﻓﯿﺲ ﻓﻌﺎﻟﻪ ﻭ
376,90 ﺗﺎ ﺍﺯ
ﭘﯿﺠﺎ
ﻫﺮﺭﻭﺯ ﺁﭘﺪﯾﺖ ﻣﯿﺸﻪ
ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ
ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ
ﭼﯿﻦ
ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ
ﮊﺍﭘﻦ
ﻓﻌﺎﻟﺘﺮﯾﻨﻪ ﻭ ﺭﺗﺒﻪ 6 ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻩ
ﭘﺮﭼﻤﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺮﺩﯾﻦ ﺑﺎﻻ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ


بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
      
Atrinjoon زن #203 | Posted: 28 Sep 2013 19:40 | Edited By: Atrinjoon
کاربر

 
ار بچگی همه ی ما این را شنیده ایم که حق زنها پایمال شده است اما آیا واقعا این طور بوده؟؟
از کودکی شروع میکنیم :

در کودکی:
پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟

روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :
پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند


هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :
پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون
دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود


هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :
پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند


روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :
پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره 4 میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟


هنگام بلوغ :
پسرها بوی گند عرق زیر بغلشان همه رو کلافه میکرد و هی غر غر میشنیدند و همش یک جایشان خبردار می ایستاد و لعنتی استراحتم نمیکرد حتی برای چند دقیقه
دخترها فقط یک جایشان اوخ میشد که میتوانستند با یک وسیله بهداشتی ، سر و ته قضیه رو جمع کنند و با یه لیوان گل گاو زبون یا یه قرص ایبوپرفن هم دردش رو تسکین بدهند و تازشم در اون شرایط همه قربون صدقشون میرفتند که چی ؟ دخترمون استخون ترکونده و شاخ گاوو شکسته! الهی که بابا و مامانی فدای دختر نااااازشون بشن!!!


هنگام تعویض پوشک :
پسرها مجبور بودند نظریات خانم های محترم را در مورد کوچکی و یا بزرگی اون دو تا کره زیر شکمشان را بشنوند و وضعیت قشنگ جراحی شدن اونجایشان را از زبان خانمهای محرم و نامحرم فامیل جویا شوند.

دخترها بازم هیچی . فقط پوشکشان عوض میشد و تازه هیچ نامحرمی هم جرات پیدا شدن در فاصله چند کیلومتری تعویض پوشک را نداشت
خودتان قضاوت کنید : کدام یک ضایع تر است؟


درچند ماهگی و حتی گاهی در چند سالگی:
پسرهای بیچاره باید اونجایشان را میبریدند و از ترس خطا رفتن چاقوی دکتر و تعطیلی لذت یک عمر ، دم بر نمی آوردند و در اصل سنت به جا می آوردند و در آخر برای رساندن خبر این آبرو ریزی ، مهمانی ختنه سرور هم بدهند.
دختر ها فقط هی از مادرانشان میپرسیدند : اون پسره چرا دامن سفید پوشیده ؟
خودتان قضاوت کنید : کدام یک وحشتناک تر است ؟ (همین الان مو بر تن نویسنده سیخ شد)

در بازی های کودکانه :
پسرها همیشه دکتر میشدند و معاینه میکردند و ریسک نگاه کردن به بعضی از جاها و جیغ نکشیدن دختر بیمار را به جان میخریدند.
دخترها فقط کافی بود به عنوان مریض بخوابند و ریسکی هم نداشتند . چون آقای دکتر باید معاینات را شروع میکرد و آنها شروع کننده نبودند.
خودتان قضاوت کنید : سرمایه گذاری بر روی کدام نقش ریسک کمتری داشت؟

در 18 سالگی :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و 2 سال از زندگیشان به فاک نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است.

در دانشگاه :
پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند

در هنگام نمره گرفتن :
پسرها خودشان را جر میدهند تا 9.5 آنها 10 شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره 4.5 آنها به 17 تبدیل میشود.

در کافی شاپ :
پسرها حساب میکنند.
دخترها میگویند : مرسی!

در مخ زدن :
پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد. کلی ناااز خانم را بکشند ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند.
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند به تخمم (حال آنکه آنها اصلا تخم ندارند و این هم یکی از عجایب خلقت است که هنوز دانشمندان برای پی بردن به راز آن در حال مطالعاتی سخت و نفس گیر هستند)

هنگام خواستگاری :
پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و ... برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند

هنگام ازدواج :
پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و ... را از سر قبر پدرشون تهیه کنند
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد

هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:
پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.

کار کردن :
پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ سوتین دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند . راستی ! جارو کردن خونه رو هم که اقدس خانم نظافتچی منزل که هفته ای 2 بار واسه تمیز کاری میاد انجام میده

شب ها :
پسرها : یک ، دو ، سه و تمام .
دخترها : پس از یک ساعت تازه ماشین گرم میشود و استارت میخورد و بمدت رفت و برگشت یک سفر تهران – چالوس حض جمیل میبرند و تازه اگر حوصله ای داشتند خود را در طرفه العینی برای سفر دیگری با داماد بیچاره آماده میکنند.

زایمان :
پسرها هر روز صدبار زیر فشار مشکلات روزانه در حال زاییدن هستند.
دخترها نه ماه لذت مادر شدن ، یک درد وحشتناک چند ثانیه ای (تازه اگر سزارین نکنن) و رفت تا هفت هشت سال دیگه

(این مطلب جنبه ی طنز دارد و هممون میدونیم که توی زندگی معمولی کاملا همه چی وفق مراد نیست )
Signature
      
bito065_z مرد #204 | Posted: 6 Oct 2013 15:29 | Edited By: bito065_z
کاربر
 
معنی ساندیس چیست؟




ساندیس کلمه یست مرکب از دو واژه: «سان» و‌ «دیس».
«سان» در اینجا بمعنی «نظیر»، «مثل»، «مانند»، و «بدان» میباشد.
«دیس» کلمه یست عربی بمعنی «پستان».
«سان دیس» بمعنی «نظیر پستان»، «مثل ِ پستان»، «مانند ِ پستان»، و‌ «بدانِ پستان» میباشد، چنانکه «پاکدیس» بمعنی «پاک پستان»، «خوشدیس» بمعنی «خوش پستان»، و «پردیس» بمعنی «بُستانِ پُر از پستان» است.
«ساندیس» با نام «تقدیس» هم در بازار عرضه میشود که مانند پستان مقدس میباشد.
«pouch» بمعنی «کیسه» یا «کیسهء کوچک» است که شباهت به پستان دارد و میتوان با مکیدن از سوراخی که در نُک کیسه وجود دارد محتوای درون کیسه را نوش جان کرد.
«fruit juice pouch» بمعنی «کیسهء آبمیوه» میباشد.
«packaged fruit juice drink» بمعنی «نوشیدنی آبمیوهء بسته بندی شده» است.
ساندیس بنوشید و شاد باشید!
این کاربر به زودی بن خواهد شد .
      
AloneBoy مرد #205 | Posted: 12 Oct 2013 18:15
کاربر
 
بی‌دینان ژاپنی ، آزاده !

در فرهنگ ژاپنی مفهومی به نام گناه وجود ندارد
تنها مفهوم بازدارنده در اونجا،"شرمندگی" است.
واسه همینه که اگر کسی درست کارش و انجام نده ، پیش مردم شرمنده میشه، هتا ممکنه که برای این شرمندگی نیز دست به خودکشی بزنه، چون دیگه چیزی برای از دست دادن نداره...


بی‌دینان ژاپنی ، آزاده !
بعد از آنکه خواندیم که چطور در اثر زلزله و سونامی در ژاپن، وقتی برق شهر قطع شد، مردم داخل سوپر مارکتها و
فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودند سرجایشان برگرداندند و به آرامی از فروشگاهها خارج شدند.

چیزی نگذشت که تمیزی و نظم کمپهای مردم سیل زده که توی ورزشگاههای شهر بنا شده بود توجه همه را جلب کرد ، بعد دیدیم که مسئولان شهر جلوی مردم سُجده میکنند و معذرت میخواهند بخاطر اینکه سونامی شده و ما نتوانستیم بهتر ازاین از شما مراقبت کنیم.

چیزی نگذشت که عکس مدارس صحرایی شهر فوکوشیما منتشر شد ! با نهایت شرمندگی سالن ورزشی رو پارتیشن زده بودند و بصورت کلاسهای مجزا با حداکثر۱۵ دانش آموز در آورده بودند .
نکته اش هم اینکه همه کلاسها یک ال سی دی۳۲ اینچی داشت.
وزیر آموزش و پرورششان هم توی رسانه ها ضمن کلی عذرخواهی قول داد که بزودی حداقل امکانات را برای دانش آموزان مهیا خواهد کرد.

یعنی این چیزها را تازه زیر حداقل میدانند! محاسبه کنید حداکثر را.

هتا در زمانی که مشکلی برای نیروگاه اتمی پیش آمد، زن و مرد پیر ژاپنی" سپاه مهندسین پیر" تشکیل دادند و داوطلب شدند بروند به نیروگاه کمک کنند تا جوانترها در معرض تشعشعات نیروگاه و مرگ قرار نگیرند!
چرا؟
چون نسبت به جوانها کمتر از عمرشان باقی مانده و اثرات ناگوار رادیواکتیو زمان کمتری در کشورشان باقی خواهد ماند و خودشان هم زمان کمتری رنج و دردش را تحمل خواهند کرد! همینقدر منطقی و بشر دوستانه.


بگزارش خبرگزاری آلمان، مردم ژاپن، که ، بحران سیل ، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشته‌اند، بیش از سه و نیم میلیارد ین( بیش از ۴۵ میلیون دلار) پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند.

همچنین ۵۷۰۰ گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که حاوی بیش از دو میلیارد ین بوده، به دولت داده شده است.

سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را تحویل میدهند و تا کنون ۹۶ درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبانشان بازگردانده شده است.

اونوقت فکرشو بکنید خدا مردم مومن و مسلمان ما رو ببره بهشت، و این کافران بی دین رو ببره جهنم!!!!!

تهمینه میلانی
      
andishmand زن #206 | Posted: 19 Oct 2013 15:14 | Edited By: andishmand


میمون آشپز

آیا هوش و یادگیری، تنها خاص انسان است؟



در اتفاقی نادر، یک شامپانزه، آموخته است تا برای خودش غذا بپزد. این شامپانزه، قطعات چوب را از روی زمین جمع می‌کند، شاخه‌ها را به قطعات کوچک‌تر تقسیم می‌کند، آن‌ها را به آرامی ‌روی هم می‌گذارد. سپس با احتیاط کامل، و در حالی که کاملا مواظب است تا خود را نسوزاند، آتش را روشن کرده، و برای خود کباب درست می‌کند.





کنزی مثل همه‌ی مردان جوان، دوست دارد تا گوشت‌ها را به‌صورت کباب بخورد. اما همان‌طور که در تصاویر پیدا است، او یک انسان نیست.
کانزی یک شامپانزه است که علاقه‌ی وافرش به آتش، سبب شده تا شبیه به پیشینه‌ی انسان، در انجام بعضی کارها، فکر کند.




کنزی یکی از ۸ شامپانزه‌ای است که زیر نظر دکتر ساوج رومبوگ(Savage-Rumbaugh) یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان محقق در علوم رفتاری، تحت نظر است. او معتقد است که کنزی ۳۱ ساله، از سطحی استثنایی از هوش بهره‌مند است.
او معتقد است که کنزی، تواناهایی دارد که بسیاری دیگر از حیوانات نیز، از آن بهره‌مند هستند.
او در مورد رفتار خارق‌العاده‌ی این شامپانزه‌ی بونونوس، نوعی شامپانزه که در کشور زئیر زندگی می‌کند، می‌گوید که این حیوان، به این دلیل آتش روشن می‌کند، چون آتش را دوست دارد.
او می‌گوید: « این حیوان، از زمان جوانی تحت نظر من بوده است. من متوجه شدم که او علاقه دارد تا آتش روشن کند، بدون این‌که به او آموزش دهیم. این حیوان، تنها در اثر نگاه‌کردن، آموخت که چگونه آتش روشن کند. او همچنین، به مرور، غذا پختن را نیز یاد گرفت ».
      
andishmand زن #207 | Posted: 20 Oct 2013 23:40


دو پرستو در آشیانه...




وقتی به دنیا آمد دو دست نداشت و این تنها دلیلی بود که پدر و مادرش او را رها کردند و به دست پرورشگاه سپردند.
تا 5 سالگی نامی نداشت و او که فقط معلول جسمی بود در پرورشگاهی در کرمانشاه ،
بین کودکان عقب مانده ذهنی پرورش یافت. تا اینکه جوانی 19 ساله بود که به آسایشگاه کهریزک تهران منتقل شد




فاطمه نیز وقتی نوزاد بود دچار ضایعه نخاعی شد و در اثر عمل جراحی ،
برای همیشه فلج ماند . تا سن 18 سالگی با پدر و مادرش زندگی میکرد اما
بعد از آن احساس کرد اگر به کهریزک بیاید خانواده اش راحت تر زندگی می کنند




بعد از چند سال زندگی در آسایشگاه ، احمد و فاطمه تصمیم به ازدواج گرفتند
اما با مخالفت های آسایشگاه روبرو شدند . این بود که با ترفندی جالب و با اصرار زیاد ،
بالاخره با هم ازدواج کرده و در یکی از خانه های زوج های معلول در آسایشگاه ساکن شدند.




      
shomal مرد #208 | Posted: 21 Oct 2013 22:39
کاربر

 
تاثیر نور آبی در آموزش و یادگیری کودکان

تا به حال فکر می کردید نور محیط می تواند روی یادگیری شما تاثیر داشته باشد؟ بررسی ها نشان می دهد که اندازه های مختلفی از نور آبی می تواند نقش به سزایی در آموزش و یادگیری دانش آموزان در مدارس داشته باشد. بر طبق بررسی های به عمل آمده با کمک شرکت فیلیپس نور آبی در ابتدای صبح می تواند سبب شود که کودکان سرحال تر از خواب بیدار شده و در طول روز هوشیاری بیشتری داشته باشند. آنها معتقدند که این کار از طریق تاثیر این نور بر ساعت درونی بدن انجام می پذیرد.

آنها در دو مدرسه در بریتانیا آزمایشی ترتیب دادند که در آن معلم هر کلاس می توانست نور محیط را با یک صفحه کنترل کند. بر اساس تحقیقات یک ساله آنها، استفاده از نوردهی مناسب در ساعات مختلف روز در کلاس درس می تواند سرعت خواندن دانش آموز ها را ۳۵ درصد افزایش دهد. این دانش آموزها در آزمون ها ۴۵ درصد خطای کمتری مرتکب می شدند و بی قراری و بیش فعالی هم در آنها ۷۷ درصد کاهش یافت.

سیستم نور در این مدارس در 4 ترکیب مختلف از نور آبی و سفید برای 4 وضعیت مختلف طراحی شده است. مانند داشتن تمرکز در لحظات آموزش و یادگیری، القا آرامش در زمان وجود احتمالی تنش و استرس و همچنین برای از بین بردن کسلی و خواب آلودگی. انتخاب هر یک از نورها توسط معلم با در نظر گرفتن فیزیک روحی و جسمی کودکان انجام می گیرد. تا به حال به تاثیر نور محیط بر میزان آموزش توجه ویژه ای نشده بود اما نتیجه این تحقیقات نشان می دهد که محیط های آموزشی تا چه حد باید روی این موضوع دقت کنند.
بودی تـــــــو تو بغلم

گردنت بود رو لبم
      
nazi220 زن #209 | Posted: 1 Nov 2013 14:18


قوانین عجیب کشورهای غریب


در استرالیا هر کانگوروی مرده‌ای که پیدا کنند کیسه‌اش متعلق به ملکه انگلستان است. می‌گویند ملکه انگلستان فقط با کیسه کانگرو خودش را کیسه می‌کشد.

□ در کره شمالی هر کس که خانه‌اش را رو به جنوب بسازد باید هر صبح که از خواب بیدار شد انگشت لایکش را به نشانه اعتراض رو به جنوب بگیرد و بگوید مرگ بر امپریالیسم جهان خوار.

□ در چین اگر خانواده‌ای بیش از یک بچه به دنیا بیاورد باید اسم بچه دوم را بگذارد از دست در رفته. اسم بچه سوم را بگذارد: بدشانسی بزرگ. از بچه چهارم به بعد والدین باید اسم خودشان را عوض کنند. اسم مرد را بگذارند: شل مغز. اسم زن را بگذارند: تولیدی. بچه چهارم را هم ول کنند تا اسمش بشود نیو فولدر.

□ در برزیل هر بچه‌ای که به دنیا می‌آید باید پدرش یک طرف دروازه فوتبال بیاستد و مادرش طرف دیگر دروازه و بچه را تو هوا پرتاب کنند و به هم پاس بدهند و بگویند: ما شا ا... ماشا ا... فوتبالیست می‌شه ایشا ا...

□ در آرژانتین هر کس بگوید دست خدا به همراهت به گلی که مارادونا با دست به تیم فوتبال انگلیس زده اشاره کرده و باید برود دست مارادونا را ببوسد و از او حلالیت بطلبد و گرنه به شش ماه توپ جمع کردن پشت دروازه محکوم می‌شود.

□ در کلمبیا هر کس بگوید از مارکز بهتر داستان می‌نویسم. می‌گویند: بیا بنویس. اگر نتوانست صد سال دیگر به او وقت می‌دهند.

□ در افغانستان هر کس از صدای انفجار شکایت کند به شکایتش رسیدگی می‌کنند و به او می‌گویند آفرین. گوش‌هایت خیلی خوب می‌شنوند.

□ در اسکاتلند هر مردی دامن کوتاه بپوشد توسط گشت اسکاتلندیار دستگیر می‌شود.

□ در برزیل اعضای همه سفارتخانه‌ها را چک می‌کنند که اختلاف فرهنگی نداشته باشند.

□ در آنگولا عضویت در صفحه منحوس فیس بوک جرم محسوب می‌شود و هر کس در صفحه فیس بوک عضو شود خواهر ومادرش را در ملا عام لایک می‌کنند.
آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
      
Tina_JOoON زن #210 | Posted: 24 Nov 2013 16:34
کاربر

 
۱۲۰ سال زنده باشی



گاهی به هم می رسیم و می گوییم ۱۲۰ سال زنده باشی یعنی چه و از کجا آمده؟! برای چه نمی گوییم ۱۵۰ یا ۱۷۰ سال یا ...

در زمان شاهنشاهی ساسانی و قبل از هجوم اعراب به ایران سال کبیسه را به این صورت محاسبه می کردند که به جای اینکه هر ۴ سال یک روز اضافه کنند، (که البته اضافه هم می کردند) هر ۱۲۰ سال یک ماه را جشن می گرفتند.

گمان میرود این جشن برای پیروزی های زیاد ایران و معرفی ایران به عنوان تنها ابرقدرت توسط شاهنشاه شاهپور ساسانی بوده. در این یک ماه کل ایران این جشن برپا بود و برای این که بعضی ها ممکن بود یکبار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند.

به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا درآمد، که وقتی به هم می رسیدند بگویند 120 سال زنده باشی.
      
صفحه  صفحه 21 از 27:  « پیشین  1  ...  20  21  22  ...  26  27  پسین » 
گفتگوی آزاد انجمن لوتی / گفتگوی آزاد / ☻ A Fascinating Content | یه مطلب جالب بنویس☺

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا