تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
خاطرات و داستان های ادبی

بحث و پیشنهاد پیرامون رمان ها | لیست معرفی کتاب ها در پست دوم

صفحه  صفحه 131 از 134:  « پیشین  1  ...  130  131  132  133  134  پسین »  
#1,301 | Posted: 25 Jun 2019 19:08




خداوندگار مگسها

نویسنده: ویلیام گولدینگ

مترجم: جواد پیمان




مروری بر کتاب

سالار مگس ها از جمله آثار برجسته کلاسیک جهان است که ویلیام گلدینگ در آن شور و هیجان یک قصه تمثیلی را با قدرت و صداقت توصیف کرده است.داستان ماجرای شگفت آور گروهی پسر بچه است مدرسه ای انگلیسی است که در طی جنگ هسته ای و خانمان سوز عازم منطقه ای امن میشوند ولی سقوط ناگهانی هواپیما آنان را ملزم به اقامت در جزیره ای استوایی میسازد .

...کشمکش درونی نیروهای متضاد خیر و شر درون مایه داستان را شکل میدهد...

سر ویلیام جرالد گُلدینگ شاعر و رمان‌نویس بریتانیایی برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات در ۱۹۸۳ بود. از معروفترین آثارش می‌توان به ارباب مگس‌ها اشاره کرد. او همچنین جایزه ادبی من بوکر را برای رمان آداب عبور که اولین کتاب از سه‌گانهٔ به سوی انتهای زمین است، در ۱۹۸۰ کسب کرد. همچنین سه کتاب ارباب مگس‌ها، برج و خدای عقرب به فارسی ترجمه و در ایران به انتشار رسیده‌اند.

جوایزی که این کتاب برنده شده است

نوبل ۱۹۸۳

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#1,302 | Posted: 20 Jul 2019 14:31
جنگ و صلح رمانی از لئو نیکولایویچ تولستوی (۱۸۲۸-۱۹۱۰)، نویسنده روس،‌ بزرگترین اثر ادبیات روس و یکی از مهم ترین رمان های ادبیات جهانی به شمار می رود. لئو تولستوی این شاهکار را در بین سال‌های ( ۱۸۶۵ – ۱۸۶۹ ) به رشته تحریر درآمده است. موضوع این کتاب، پیرامون اوضاع اجتماعی و تاریخی روسیه در زمان ناپلئون بناپارت می باشد.
یعنی یک فاصله زمانی پانزده ساله از زندگی قهرمانان خود را دربر میگیرد. وقایع این رمان، بر بستر دو جنگ بزرگ بین روسیه ‏تزاری به سرکردگی «تزار الکساندر» و دولت فرانسه به رهبری «ناپلئون بناپارت»، و یک دوره فترت کوتاه بین این دو جنگ، جریان ‏دارد. کتاب حاضر به نقد و بررسی این رمان که به عنوان ابر اثر «تولستوى» شناخته شده است، میپردازد. در ابتدای کتاب‏ خلاصه ‏ای از قصه ارائه شده و در پی آن نویسنده تمام اجزاء داستان: شخصیتها، ساختار، نثر و پرداخت، درونمایه، را مورد بررسی و نقد قرار میدهد.


andishmand
     
#1,303 | Posted: 25 Jul 2019 22:55




تلخون

نویسنده: صمد بهرنگی



مروری بر کتاب

مجموعه داستان / به همراه متن آذری تلخون
صمد بهرنگی از بزرگ‌ترین نویسندگان داستان کودک بود. او همواره می‌کوشید تا در ذهن کودکان، انقلاب فکری برپا کند. از همین روی با نوشتن داستان‌هایی فلسفی در قالب وقایع و جملات کودکانه به آماده شدن ذهن کودک می‌پرداخت.

تلخون به هیچ یک از دختران مرد تاجر نرفته بود. ماه فرنگ، ماه سلطان، ماه خورشید، ماه بیگم، ماه ملوک و ماه لقا، شش دختر دیگر مرد تاجر، هریک ادا و اطوارهایی داشت، تقاضاهایی داشت.وقتی می شد که به سر و صدای آنها پسران همسایه به در و کوچه می ریختند. صدای خنده شاد دختران تاجر ورد زبانها بود. مرد تاجر برای هریک از دخترانش شهری نیز دست و پا کرده بود که حسابی تنه لشی کنند و گوشت روی گوشت بیندازند....

...آه گفت ده سال است که آب از آب تکان نخورده، ده سال است که مرغی نغمه نخوانده، ده سال است که پروانه‌ای پر نزده، ده سال است که درختی جوانه‌ای نزده، ده سال است که تری و طراوت از همه چیز رفته، ده سال است که جوان زیر این درخت دراز کشیده، ده سال است که خونش منجمد شده، ده سال است که دلش نتپیده...
تلخون با تلخی گفت: آه راست می‌گوئی!
بعد پر را به آب زد، آب را به کمر جوان کشید. جوان عطسه‌ای کرد و بلند شد.
تلخون چرا مرا بیدار نکردی؟ مثل این که زیاد خوابیده‌ام.
تلخون گفت: تو نخوابیده بودی، مرده بودی. می‌شنوی؟ مرده بودی... ده سال است که غمت را می‌پرورم.

فهرست

تلخون
عادت
قصه‌ آه
پوست نارنج
آدی و بودی
به دنبال فلک
بز ریش سفید
گرگ و گوسفند
موش گرسنه

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#1,304 | Posted: 25 Jul 2019 22:55




پلنگ خانم تنهاست

نویسنده: علیرضا سیف الدینی



مروری بر کتاب

رمان پلنگ‌خانم تنهاست را پیش از رمان خروج نوشته‌ام، و رمان پنجم من است، در‌عین‌حال، دومین رمانی است که منتشر می‌کنم. با این باور که پلنگ بودن آدمی، همان توان ایستادگی در برابر ناملایمات زندگی است، آن هم با حفظ فردیت خویش، این رمان را به زنان سرزمینم تقدیم می‌کنم...

رمان «پلنگ خانم تنهاست» داستان رمان‌نویسی است که همسرش در حال نوشتن زندگی پلنگ خانم است. یک دلیل نامگذاری پلنگ خانم به این علت است که این شخصیت، صورتی شبیه به پلنگ دارد. یک دلیل دیگرش برداشت خودم به عنوان خواننده اثر است.

شرح کوتاه برداشت شخصی‌ام این است که انسانی که پلنگ می‌شود،‌ چه گونه می‌شود؟ نظر من این است که انسان وقتی پلنگ می‌شود،‌ باید در انسان بودنش پلنگ شود، یعنی شجاعت پلنگ را داشته باشد، اما درنده‌خویی او را به کار نگیرد. در کل، داستان این رمان، درباره زندگی یک زن است که به نظرم از منظری متفاوت به این موضوع نگاه می‌شود...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#1,305 | Posted: 25 Jul 2019 22:56




کشتی ماه عسل

نویسنده: ناهید کبیری




مروری بر کتاب

تور سفید را کشیده اند جلوی صورتش، پوست صورتش می سوزد و پلک هایش از سنگینی سایه های هفت رنگ و ریمل انبوه سنگینی می کند.

از ماشین که پیاده می شود، عده ای از زن و مرد و کودک که جلوی خانه ی عمه تجمع کرده اند، به طرفش هجوم می آورند دست می زنند، کل می کشند و او را از زیر منقل اسفند عبور می دهند صدای داریه و تنبک و ویلون، خانه و کوچه و محله را روی سر گذاشته است.

بادا بادا مبارک بادا!
ایشالا مبارک بادا...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#1,306 | Posted: 25 Jul 2019 22:57




عقرب‌ها را زنده بگیر

نویسنده: قباد آذرآیین




مروری بر کتاب

رمانی است که از زبان یک نوجوان جنوبی روایت می‌شود و او در آن ماجراهای زندگی‌اش را به خاطر می‌آورد.
نویسنده در این اثر شمایی از وضعیت طبقه فرودست در دوران پهلوی دوم و مصائبی که این طبقه اجتماعی داشته است را نشان می‌دهد.

رمان از سه فصل «آغاز»، «میانه» و «فرجام» تشکیل شده است و هر کدام از این فصل‌ها هم به صورت اپیزودیک روایت می‌شود.

...«از بخت سگی دامادمان، نه قوم و خویش ما کراواتی بودند، نه کس و کار او... اما عمرن هیچ کدام خودشان را از تک و تا بیندازند. کراوات صد تا دست گشته بود و حسابی خیس و مچاله شده بود... دامادمان را می‌گویی، کاردش می‌زدی خونش در نمی‌آمد... کراوات سبز گلدارش را زمان فعلگی توی شیخ‌نشین‌ها خریده بود. دامادمان به کراوات می‌گفت گِروات.

عروسی، تو حیاط دایی بزرگه بود. درندشت و ولنگ و واز. جان می‌داد برای «دستمال‌بازی» زن‌ها و «چوب‌بازی» مردها... شکر خدا، داشتیم خواهر بزرگه را از سرمان باز می‌کردیم. آخر او دیگر باید می‌رفت پی بختش... تا شش تای بعدی هم خدا بزرگ بود... خواهر بزرگه سی و پنج سال را شیرین داشت - بین خودمان بماند، یک بار داده بودیم سنش را کم کرده بودند.

آن وقت‌ها یکی از قوم و خویش‌هامان تو آمار کاره‌ای بود، حرام از یک دندان سالم تو دهن خواهر بزرگه!... حالا صورت مردانه و پُرپشم و پیله‌اش به کنار...»


... نخستین داستانم به نام «باران» در سال 1345 در نشریه‌ی بازار چاپ رشت منتشر شد و پس از آن داستان‌های بسیاری در نشریات ادبی آن دوران مثل خوشه، فردوسی، نگین، آیندگان و... منتشر کردم.

در سال 1357 نخستین کتابم به نام «سیری در آن سوی پل» را برای نوجوانان به چاپ رساندم. کتاب بعدی من «راه که بیفتیم ترسمان می‌ریزد» بود که زیرنظر علی‌اشراف درویشیان منتشر شد.در سال 1379 مجموعه داستان «حضور» و سال بعد مجموعه داستان «شراره‌ی بلند» را به چاپ رساندم. تک داستان «ظهر تابستان» از این مجموعه برنده‌ی جایزه‌ی گلشیری شد. کتاب بعدی من مجموعه داستان «هجوم آفتاب» بود که نامزد دریافت جایزه‌ی کتاب سال و جایزه‌ی جلال آل‌احمد شد، همچنین تندیس جایزه‌ی مهرگان و جایزه‌ی کتاب فصل را به‌دست آورد.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#1,307 | Posted: 25 Jul 2019 22:57




دختر دائی پروین

نویسنده: علی محمد افغانی




مروری بر کتاب

مگر نه اینکه کودکان و نوجوانان بیش از هر کس تحت تأثیر اعمال و رفتار یا اخلاق و آداب بزرگسالان قرار میگیرند و از آنا تقلید میکنند ؟ کرمانشاه که شهر پهلوانان بود ما نیز هر کدام برای خود در قلمرو خانه یا محله خد پهلوانانی بودیم . من با اینکه دوازده سال بیشتر نداشتم و در کلاس پنجم ابتدائی هنگام دعای صبح و رفتن به کلاس هیچ گاه توی صف از نفرات سوم و چهارم به آخر مانده بالاتر نمی آمدم ، علاوه بر آنکه پهلوان بودم و همسالان نزدیکم داش صدایم می زدند ، دو نوچه هم داشتم که شب ها پیش یا پس از شام خوردن به اطاق ما می آمدند و با هم کشتی میگرفتیم .

می گفتم بیائید تا به شما فن یا به اصطلاح لِم نشان بدهم . حالا این لِم ها را من از کجا یاد گرفته بودم و چگونه بود که آنها با شادابی خاص نوچه ها حرفم را باور میکردند این را خدا میداند . چیزی که مسلم بود ما در جریان ساعت یا نیم ساعتی کلنجار رفتن با هم که گاه در حضور بزرگترها خیلی هم جدی میشد و خون به صورتهامان می آورد ، خود به خود تجربه می آموختیم و و مهارت پیدا میکردیم . مملی یا اگر درست تر بگویم ،محمد، که در تقلای سخت ، رنگش به سفیدی گچ دیوار میشد ، اگر چه زور چندانی نداشت زبل یا به اصطلاح جرّ بود و هنگامی که بازوان استخوانی لاغرش را دور گردن من حلقه میکرد و یک پایش را ور پایم میپیچاند ، همچون ماری که راسو را در چنبر قدرتمند ....

علی محمد افغانی از نویسندگان نامدار ایرانی متولد ۱۱ دی ماه ۱۳۰۳ در شهر کرمانشاه و نویسنده نخستین رمان واقعی به زبان فارسی (شوهر آهو خانم) است. افغانی عضو سازمان افسران حزب توده بوده که در سال ۱۳۳۳ دستگیر شده و در دورهٔ پهلوی ۵ سال را در زندان به سر برده است. وی هم اکنون در آمریکا زندگی می کند و به دلیل مجوز نگرفتن آثار اخیرش از سوی وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران سرگرم نگارش به زبان انگلیسی می باشد.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#1,308 | Posted: 25 Jul 2019 22:58




کوچه آجری

نویسنده: مونیکا علی

مترجم: جواد ذوالفقاری





مروری بر کتاب


بانه سا آرنج نازین را گرفت و به شکل تحقیرآمیزی از بین سقز توی دهانش روی بدن ظریف کبود شده فوت کرد. «حتی یکبار هم نفس نکشیده. بعضی ها که خیلی به فکر جمع کردن چند تاکا هستند، قابله خبر نمی کنند» بعد سر بی مو و چروک خود را تکان داد.

بانه سا ادعا می کرد صد و بیست سال دارد و بیشتر از یک دهه بود که این ادعایش را تکرار می کرد.چون کسی در دهکده تولد او را به خاطر نداشت و چون بانه سا خشک تر از یک نارگیل کهنه بود، کسی جرأت نمی کرد با او مشاجره کند. او همچنین ادعا می کرد از هزار بچه ای که تنها سه تایشان چلاق شده بودند، دو تا موجود عجیب الخلقه شده بودند (یک دوجنسی و یکی گوژپشت)، یکی مرده به دنیا آمده بود و...

نازنین شخصیت اصلی این داستان دختری است که از زیبایی چهره بهره ای ندارد او به گونه ی غیر طبیعی در یک روستای بنگلادش به دنیا آمده است نازنین پس از ازدواج با چانو که چندین سال از او بزرگ تر است به لندن می آید و در حومه ی آن زندگی می کند خواهر کوچک تر او هسینه که از زیبایی خاصی برخوردار است با پسر عموی خود فرار می کند؛ اما این عشق ناپایدار است و او ناگزیر باید تنها در داکا کار و زندگی اش را اداره کند که البته با مخاطرات و مسائلی گوناگون روبروست نازنین همزمان با اداره ی شوهر خیال پرداز و دو دختر خود در لندن با گروه های اسلامی بنگلادشی آشنا می شود و در جلسات و راه پیمایی های آن ها شرکت می کند او بر تاثیر حادثه ی یازدهم سپتامبر بر تمام جهان به خصوص جهان اسلام نیک آگاه است مهم ترین ویژگی این رمان در کنار پرداختن به حوادث روز جامعه کنکاش در عمق درون انسان هاست و در نتیجه سرشار از احساسات انسانی

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#1,309 | Posted: 25 Jul 2019 22:58




بچه هایم کو ؟

نویسنده: مری هیگینز کلارک

مترجم: مژده میرنظامی




مروری بر کتاب

نانسی ؛ زن جوانی است که پس از مرگ دلخراش دو فرزندش ناعادلانه متهم به قتل آنها می‌شود .همه چیز علیه اوست و با خودکشی دروغین شوهر روانی‌اش که قاتل فرزندانش بوده و یادداشتی که پیش از مرگ برجا گذاشته، اندیشه گناهکار بودن زن قوت می‌گیرد، اما پیش از اعلام حکم قطعی، "راب لگر " یکی از شاهدان اصلی ماجرا ناپدید می‌شود و پرونده به سبب کامل نبودن مدارک ناتمام می‌ماند و نانسی موقتا آزاد می‌شود.نانسی خسته و مصیبت زده، شهر خود را ترک می‌کند و به جایی می‌رود که بتواند به طور ناشناس به زندگی ادامه دهد ...

ثمره ازدواج او با "ری آلدریج "صاحب مشاور املاک بزرگ و معروف شهر، دو فرزند زیبا و باهوش است که اینک در کمال آسایش و شادمانی روزگار می‌گذراند ;اما این خوشی فقط هفت سال دوام دارد . "کارل"، شوهر سابق نانسی که از اعدام شدن وی نا امید شده بود، چون سایه او و خانواده‌اش را تحت نظر دارد و منتظر فرصتی مناسب است تا نقشه‌اش را عملی کند ....

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#1,310 | Posted: 25 Jul 2019 22:59




چرخ روزگار

نویسنده: مری هیگینز کلارک

مترجم: مرجان رزم آرا



مروری بر کتاب

مری هیگینز کلارک در این داستان جنایی هیجان برانگیز ماجرای دیلانی رایت، یک گزارشگر خبری تلویزیونی را به تصویر می کشد که به دنبال مادر واقعی اش می گردد و در عین حال پوشش خبری محاکمه ی جنجالی زنی را که متهم به قتل شوهر ثروتمندش است، به او واگذار کرده اند.

وقتی الویرا میهان و شوهرش که از دوستان نزدیک دیلانی هستند به او پیشنهاد می دهند که در مورد اسرار تولدش تحقیق کنند، به رازی تکان دهنده پی می برند که...

مری هیگینز کلارک در نگارش رمان‌های پلیسی و جنایی از استعداد چشمگیر و خارق‌العاده برخوردار است تا دیداری دیگر اولین کتاب اوست.

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
صفحه  صفحه 131 از 134:  « پیشین  1  ...  130  131  132  133  134  پسین » 
خاطرات و داستان های ادبی انجمن لوتی / خاطرات و داستان های ادبی / بحث و پیشنهاد پیرامون رمان ها | لیست معرفی کتاب ها در پست دوم بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites