تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
مناسبتها

Woman | زن (۸ مارس روز جهانی زن بر تمام بانوان گرامی باد)

صفحه  صفحه 3 از 17:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  13  14  15  16  17  پسین »  
#21 | Posted: 17 Jun 2011 06:31
زن موجودی هست که بعد میشه مادر و بهشت زیر پاش قرار می گیره پس خیلی ارزشش زیاده و مورد احترام

من عاشق سینه بزرگم
     
#22 | Posted: 22 Sep 2011 11:36




زنی را می شناسم من


زنی را می شناسم من
که شوق بال و پر دارد ولی از بس که پر شور است
دو صد بیم از سفر دارد
زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود عشق می خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون
امیدش در ته فرداست
زنی را می شناسم من
که می گوید پشیمان است
چرا دل را به او بسته
کجا او لایق آنست
زنی هم زیر لب گوید
گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد
چه کس موهای طفلم را
پس از من می زند شانه؟
زنی آبستن درد است
زنی نوزاد غم دارد
زنی می گرید و گوید
به سینه شیر کم دارد
زنی با تار تنهایی
لباس تور می بافد
زنی در کنج تاریکی
نماز نور می خواند
زنی خو کرده با زنجیر
زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست
نگاه سرد زندانبان
زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر
زنی با فقر می سازد
زنی با اشک می خوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمی داند
زنی واریس پایش را
زنی درد نهانش را
ز مردم می کند مخفی
که یک باره نگویندش
چه بد بختی چه بد بختی
زنی را می شناسم من
که شعرش بوی غم دارد
ولی می خندد و گوید
که دنیا پیچ و خم دارد
زنی را می شناسم من
که هر شب کودکانش را
به شعر و قصه می خواند
اگر چه درد جانکاهی
درون سینه اش دارد
زنی می ترسد از رفتن
که او شمعی ست در خانه
اگر بیرون رود از در
چه تاریک است این خانه
زنی شرمنده از کودک
کنار سفره ی خالی
که ای طفلم بخواب امشب
بخواب آری
و من تکرار خواهم کرد
سرود لایی لالایی
زنی را می شناسم من
که رنگ دامنش زرد است
شب و روزش شده گریه
که او نازای پردرد است
زنی را می شناسم من
که نای رفتنش رفته
قدم هایش همه خسته
دلش در زیر پاهایش
زند فریاد که بسه
زنی را می شناسم من
که با شیطان نفس خود
هزاران بار جنگیده
و چون فاتح شده آخر
به بدنامی بد کاران
تمسخر وار خندیده
زنی آواز می خواند
زنی خاموش می ماند
زنی حتی شبانگاها
ن میان کوچه می ماند
زنی در کار چون مرد است
به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده دیگر
جنینی در شکم دارد
زنی در بستر مرگ است
زنی نزدیکی مرگ است
سراغش را که می گیرد
نمی دانم؟
شبی در بستری کوچک
زنی آهسته می میرد
زنی هم انتقامش را
ز مردی هرزه می گیرد ....

عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
پرنسس
     
#23 | Posted: 23 Sep 2011 12:30




آنچه که یک زن می خواهد...



" تا اخر بخونید"

روزی روزگاری پادشاه جوانی به نام آرتور بود که پادشاه سرزمین همسایه اش

او را دستگیر و زندانی کرد. پادشاه می توانست آرتور را بکشد

اما تحت تاثیر جوانی آرتور و افکار و عقایدش قرار گرفت. از این رو،

پادشاه برای آزادی وی شرطی گذاشت که می بایست به سؤال بسیار مشکلی پاسخ دهد.

آرتور یک سال زمان داشت تا جواب آن سوال را بیابد،

و اگر پس از یکسال موفق به یافتن پاسخ نمی شد، کشته می شد.

سؤال این بود: زنان واقعاً چه چیزی میخواهند؟

این سؤالی حتی اکثر مردم اندیشمند و باهوش را نیز سرگشته و حیران می نمود

و به نظر می آمد برای آرتور جوان یک پرسش غیرقابل حل باشد.

اما از آنجایی که پذیرش این شرط بهتر از مردن بود،

وی پیشنهاد پادشاه را برای یافتن جواب سؤال در مدت یک سال پذیرفت.

آرتور به سرزمین پادشاهی اش بازگشت و از همه شروع به نظرخواهی کرد:

از شاهزاده ها گرفته تا کشیش ها، از مردان خردمند، و حتی از دلقک های دربار...

او با همه صحبت کرد، اما هیچ کسی نتوانست پاسخ رضایت بخشی برای این سؤال پیدا کند.

بسیاری از مردم از وی خواستند تا با جادوگر پیری که به نظر می آمد تنها کسی باشد

که جواب این سؤال را بداند، مشورت کند. البته احتمال می رفت دستمزد وی بسیار بالا باشد

چرا که وی به اخذ حق الزحمه های هنگفت در سراسر آن سرزمین معروف بود.

وقتی که آخرین روز سال فرا رسید، آرتور فکر کرد که چاره ای به جز مشورت با پیرزن جادوگر ندارد.

پیرزن جادوگر موافقت کرد تا جواب سؤال را بدهد،

اما قبل از آن از آرتور خواست تا با دستمزدش موافقت کند

پیر زن جادوگر می خواست که با لُرد لنسلوت، نزدیکترین دوست آرتور

و نجیب زاده ترین دلاور و سلحشور آن سرزمین ازدواج کند!

آرتور از شنیدن این درخواست بسیار وحشت زده شد.

پیر زن جادوگر ؛ گوژپشت، وحشتناک و زشت بود و فقط یک دندان داشت،

بوی گنداب میداد، صدایش ترسناک و زشت و خیلی چیزهای وحشتناک

و غیرقابل تحمل دیگر در او یافت میشد. آرتورهرگز در سراسر زندگی اش

با چنین موجود نفرت انگیزی روبرو نشده بود، از اینرو نپذیرفت

تا دوستش را برای ازدواج با پیرزن جادوگر تحت فشار گذاشته

و اورا مجبور کند چنین هزینه وحشتناکی را تقبل کند. اما دوستش لنسلوت،

از این پیشنهاد باخبر شد و با آرتور صحبت کرد.

او گفت که هیچ از خودگذشتگی ای قابل مقایسه با نجات جان آرتور نیست.

از این رو مراسم ازدواج آنان اعلان شد و پیرزن جادوگر پاسخ سوال را داد.

سؤال آرتور این بود: زنان واقعاً چه چیزی می خواهند؟

پاسخ پیرزن جادوگر این بود:

" آنها می خواهند آنقدر قدرت داشته باشند تا بتوانند آنچه در درون هستند را زندگي كنند.
به عبارتي خود مسئول انتخاب نوع زندگی خودشان باشند"

همه مردم آن سرزمین فهمیدند که پاسخ پیرزن جادوگر یک حقیقت واقعی را فاش کرده است

و جان آرتور به وی بخشیده خواهد شد، و همینطور هم شد. پادشاه همسایه،

آزادی آرتور را به وی هدیه کرد و لنسلوت و پیرزن جادوگر یک جشن باشکوه ازدواج را برگزار کردند

ماه عسل نزدیک میشد و لنسلوت خودش را برای یک تجربه وحشتناک آماده می کرد،

در روز موعود با دلواپسی فراوان وارد حجله شد. اما، چه چهره ای منتظر او بود؟

زیباترین زنی که به عمر خود دیده بود بر روی تخت منتظرش بود.

لنسلوت شگفت زده شد و پرسید چه اتفاقی افتاده است؟

زن زیبا جواب داد: از آنجایی که لرد جوان با وی به عنوان پیرزن جادوگری با مهربانی رفتار کرده بود،

از این به بعد نیمی از شبانه روز می تواند خودش را زیبا کند و نیمی دیگر همان زن وحشتناک

و علیل باشد. سپس پیرزن جادوگر از وی پرسید: " کدامیک را ترجیح می دهد؟

زیبا در طی روز و زشت در طی شب، یا برعکس آن...؟"

لنسلوت در مخمصه ای که گیر افتاده بود تعمقی کرد.

اگر زیبایی وی را در طی روز خواستار میشد آنوقت می توانست به دوستانش و دیگران،

همسر زیبایش را نشان دهد، اما در خلوت شب در قصرش همان جادوگر پیر را داشته باشد!

یا آنکه در طی روز این جادوگر مخوف و زشت را تحمل کند ولی در شب،

زنی زیبا داشته باشد که لحظات فوق العاده و لذت بخشی رابا وی بگذراند...

اگر شما یک مرد باشید و این مطلب را بخوانید کدامیک را انتخاب می کنید...

انتخاب شما کدامیک خواهد بود؟

اگر شما یک زن باشید که این داستان را می خواند، انتظار دارید مرد شما چه انتخابی داشته باشد؟

انتخاب خودتان را قبل از آنکه بقیه داستان را بخوانید بنویسید.

آنچه لنسلوت انتخاب کرد این بود...:

لنسلوت نجیب زاده و شریف، می دانست که جادوگر قبلاً چه پاسخی به سؤال آرتور داده بود؛

از این رو جواب داد که این حق انتخاب را به خود او می دهد تا خودش در این مورد تصمیم بگیرد.

با شنیدن این پاسخ، پیرزن جادوگر اعلام کرد که برای همیشه و در همه اوقات زیبا خواهد ماند،

چرا که لنسلوت به این مسئله که آن

زن بتواند خود مسئول انتخاب نوع زندگی خودش باشد...

احترام گذاشته بود.

عشق من عاشقتم!
≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈≈
پرنسس
     
#24 | Posted: 23 Sep 2011 14:50
زنهایی که به دنبال برابری با مردها هستند آرزوی بسیار کوچکی دارند.
" تیموتی لیری"


زن بدون مرد مثل یک ماهی بدون دوچرخه است!
"گلوریا استاینم"


شما همیشه می‌توانید برای سالگرد ازدواج ، شوهرتان را غافلگیر کنید. فقط کافی است یادش بیاورید که آن روز سالگرد ازدواج شماست !!
"ال شلاک"

شوهرم گفت به فضای بیشتری احتیاج دارد، من هم او رابه بیرون خانه فرستادم و در را پشت سرش قفل کردم!
"رز آنی"

پرسش: وقتی شوهرت با عصبانیت از خانه بیرون می‌رود چه کار می‌کنی؟
پاسخ: در را پشت سرش می‌بندم!
"آنجلا مارتین"


مردها با یک بیماری وراثتی متولد میشوند. روانشناسان در تعریف این بیماری میگویند: ترس از اینکه اگر به زنی وابسته شوی، مرد مجردی در جای دیگری ممکن است از زندگی بیشتر از تو لذت ببرد!
"دیو باری"


مردها از صفت " جوان " برای زنهای زیر 18 سال و مردهای زیر80 سال استفاده می‌کنند!!
"نانسی لین دزموند"


فکر می‌کنید قبل از اینکه یک مرد اعتراف کند که گم شده است چند راه دیگر را باید بالا و پایین برود؟!
"نویسنده ناشناس"


تنها 99 درصد مردها هستند که باعث بدنامی 1 درصد باقی مانده می شوند!
"نویسنده ناشناس"


ما نقاط مشترک زیادی با هم داشتیم ، من عاشق او بودم و او هم عاشق خودش بود.
"شلی وینترز"


حرفی نیست که زنها کودن هستند، ولی آنها برای این این طور آفریده شده اند که بتوانند با مردها برابری کنند!
"جرج الیوت"


شما خیلی مردهای باهوش را می‌شناسید که با زن‌های کودن ازدواج کرده اند، ولی هرگز زن باهوشی را پیدا نمی‌کنید که با مرد کودنی ازدواج کرده باشد!
"اریکا جانگ"


مردها دارای قوه بینایی هستند ولی زنها از بینش برخوردارند.
"ویکتور هوگو"


وقتی شما نشسته‌اید مردها و بچه‌ها فکر می‌کنند حتما منتظرید تا کسی کاری به شما بدهد تا برایش انجام بدهید.
"سرنا گری"


     
#25 | Posted: 23 Sep 2011 14:53 | Edited By: marmolakman
یک زن چیزی جز شوهرش نمی خواهد ولی وقتی که به او رسید همه چیز میخواهد.


- زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند.

فئودور داستایوسکی

- زنها مثل ماهی هستند.بدست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشکل است.

ولتر

- زن اگر موافق باشد رحمت الهی است والا بلای آسمانی.

روشنی

- اختلاف زن و مرد در این است که مردان همیشه آینده را می نگرنند و زنان گذشته را بخاطر می آورند.

- زن مخلوقی است که عمیق تر میبیند و مرد مخلوقی است که دورتر را میبیند.عالم برای مرد یک قلب است و قلب برای زن عالمی است.

گرابه

- زنهایی که سر پیری مقدس و مؤمن میشوند چیزی را به خدا تقدیم می کنند که از بخشیدن آن به شیطان شرم دارند.

- زبان زن به منزله شمشیر اوست.همیشه آن را بکار میبرند تا زنگ نزند

- چنین است طبیعت زن: دوستت ندارد تا دوستش داری و چو دوستش نداری دوستت دارد.

میگوئل بوفلر

- شاهراه موفقیت پر است از زنهایی که شوهران خویش را به پیش میبرند.

توماس دوار

- زنها پنجاه برابر بیشتر به ازدواج اهمیت میدهند تا به منصب وزارت.

- زن گردنبند است.دقت کن چه چیزی را به گردن میآویزی.

امام جعفر صاذق (ع)

- مردان آفریننده کارهای بزرگند و زنان بوجود آورنده مردان.

رومن رولان

- دو چیز را دوست دارم و نمیخواهم آنی از آن منفک شوم.زن و عطر را.

حضرت محمد (ص)

- زنها هرگز نمیگویند ترا دوست دارم ولی وقتی از تو پرسیدند مرا دوست داری بدان که درون آنها جای گرفته ای.

رو شفوکو

- من زنی را که از خانه برای شکایت از شوهرش بیرون میآید دشمن دارم

حضرت محمد (ص)

- آسیاب و ساعت و زن همیشه نیازمند تعمیر هستند.

پروربس

- نه گفتن زن به معنی پاسخ منفی نیست.

اس – پی – سیدنی

- زنان امیال خود را بهتر از مردان پنهان می کنند.اما مردان بهتر از زنان امیال خود را کنترل می کنند.

ریچارد استل

- به قول قدیمی ها : زن بلاست ولی هیچ خونه ای بی بلا نباشه


     
#26 | Posted: 23 Sep 2011 14:59
سخنان دکتر شریعتی در مورد زن

زن عشق می کارد و کینه درو می کند ...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر.

می تواند تنها یک همسر داشته باشد

و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی!

برای ازدواجش (در هر سنی) اجازه ولی لازم است

و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی ...

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی!

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ...

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...؟

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ...!

و این رنج است...
     
#27 | Posted: 23 Sep 2011 15:00
زن



مکر، گريه، و نخ رشتن سه خاصيتي است که خدا بزنان داده تا آنها بتوانند نـــان خود شان را در آورند. ـ ـ جاسر
زن همان کودک است منتهي کمي درشت تر. ـ ـ کلئويول
اگر از طبقه بالاتر زن بگيري بجاي خويشاوند ارباب خواهي داشت. ـ ـ کلئويول
زن فرشته اي است که در ايام طفوليت پرستار ما، در دوران جواني کامبخش ما و در روزگار پيري تسليت ده ماست. ـ ـ ـ آره تسن
قلب زن هميشه مانند ماه در حال تغير است و هميشـــــه مــــردي در آن وجــــــــود دارد. ـ ـ پانچ

زن همچو گل است و هر که آن را ببويد چيزي از آن کم نشود. ـ ـ سعيد نفيسي

زن عميق تر مي بيند و مرد دور تر، عالم براي مرد قلبي است و قلب براي زن عالمي. ـ ـ ـ کرابه

زن مخزن اسرار خلقت است. ـ ـ ت کارل کونزوکو

زن تاج آفرينش است. ـ ـ ـ هردر

زن! تو براي تقديس آفريده شده اي . ـ ـ ـ جانسن

زن چون بوي خوش گل بوستان است، کمش درد سر برد و زيــــــادش ســـــــردرد آورد. ـ ـ ـ آيتي

در هر چيز زيبا چيزي از زن وجود دارد. ـ ـ ـ فونتنل

مردان قانون وضع ميکنند و زنان اخلاق بوجود مي آورند. ـ ـ ـ کوندورسيه
زن زيبا جهنم است، دوزخ کيف پول و بهشت چشم. ـ ـ فونتنل
مردان همانطوري خواهند بود که زنان مي خواهند آنها باشند. ـ ـ ـ ناپلئون
وظيف زنان تهذيب اخلاق مدانست. ـ ـ ـ ولتر
زن دانا به مرد الهـــــــام مي دهـــــد و زن زيبا مــرد را مفتون خويش مي سازد و اما زن مهربان مرد را تصاحب مي کند . ـ ـ
ولي زن چيست؟ زن مقبولترين اشتباه طبيعت است
. ـ ـ کولي
شرح زندگي خوشبخت ترين زنان مانند تاريخ خوشبخت ترين ملل خالي از وقـــايع و حوادث است. ـ ـ ـ ژرزاليوت
تسخير يک کشور بزرگ از تسخير قلب کوچک زن آسانتر است. ـ ـ ناپلئون
زن عشق خود را تا چهل سال مي تواند مکتوم بدارد ولي بغض خود را تا يک ساعت هم نمي تواند پنهان کند. ـ ـ تاگور
زنان عاقل تر از مردانند زيرا کم ميدانند و زياد مي فهمند. ـ ـ جمزاستفنس

عشق مرضي است که زن مولود آن است. ـ ـ ولتر

زن مخلوقي است که در او لطيف ترين و صميمي ترين فضائل را مــــــي تـــــــوان پيـــدا کــــــرد. ـ ـ ـ جوستون

لطف زن مانند ماسه خطرناک است. ـ ـ ـ هوگو

مرد آنچه را ميداند ميگويد، زن آنچه را خوشايند است. ـ ـ ـ ژان ژاک روسو

تا موقعي که زن دروغ بيهوده نگويد راستگو شمرده نمي شود. ـ ـ ـ آناتول فرانس

آرزوي زن اينست کـــــــه در قفســـــي زنـــــداني شـــــود ولي ميله هـــــــــاي آن از طـــــلا باشد. ـ ـ ـ ايبسن

هــر جا که زن مورد احترام است مردهاي آزاده تقوي هستند. ـ ـ کارانيس
درجات ترقي يک ملت در حيات اجتماعي منوط باحترام زن است. ـ گرگوار
زن بزرگترين آژانس خبر گزاري است زيرا هميشه دستگاه گيرنده ( گوش) و پخش کننده (زبانش) کار ميکند. ـ ـ ـ ولز
سکوت بهترين زينت زن است. ـ ـ ـ سفوکل

زن منشور بلوري است که از پشت آن مي توان اشياء را زيبا تر ديد. ـ پتي گريلي
خشم زن مانند برق الماس ميدرخشد ولي نميسوزاند. ـ ـ تاگور
در انتقام و عشق، زن وحشي تر از مرد است. ـ ـ ـ نيچه

زن زيبا بهشت چشمانست و دوزخ روان و برزخ کيف پول. ـ ـ ـ

زنان عشوه گر و طناز شکارچياني هستند که دوست دارنــــــــــد بشکــار بـــــروند ولي شکار را نمي خورند. ـ ـ
افکار زنان در حقيقت سايه عواطف آنان است. ـ ـ ژرژاليوت

خــــداوند شايستگي زن را در قلب او قرار داده است. ـ ـ لامارتين

زن آنقدر که زود فهم است خوش فهم نيست و ادراک سريع او الهام طبيعت است که محتاج بتامل نمي باشد و از اين جهت است که ذکاوت و هـــــــوش زن بنظــــــــر سطحــــي مـــي آيد. ـ ـ ـ هانري ماريون

زناان مردان شجاع را خيلي دوست ميدارند و مردان گستاخ را بيشتر. ـ ـ مسلس
گلهاي قشنگي وجود دارد که معطـــــــر نيست و زنــــــان زيبايي هـــــم وجـــود دارند که دوست داشتني نيستند. ـ ـ هوئل
زن جنس عجيبي است، عاقلها را ديوانه و ديوانه ها را عاقل ميکند. ـ ـ جمالزاده
عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است
ميگوئل بوفلر:
چنين است طبيعت زن: دوستت ندارد تا دوستش داري و چو دوستش نداري دوستت دارد
توماس دوار:
شاهراه موفقيت پر است از زنهايي كه شوهران خويش را به پيش ميبرند
رومن رولان:
مردان آفريننده كارهاي بزرگند و زنان بوجود آورنده مردان
ريچارد استل:
زنان اميال خود را بهتر از مردان پنهان ميكنند. اما
مردان بهتر از زنان اميال خود را كنترل ميكنند
------------
زن قلب وستون یک خانواده است
     
#28 | Posted: 23 Sep 2011 15:04 | Edited By: marmolakman
جایگاه زن نویسندگان یونانی [ویرایش]اگر اظهار نظر نویسندگان یونانی را باور کنیم، مردان ایرانی بسیار حسود بوده‌اند و همواره زنانشان را پشت بست و کلون نگه می‌داشته‌اند. مثلا پلوتارک (تمیستوکلس بند ۲۶) می‌نویسد:

« اغلب بربرها، مخصوصا ایرانی‌ها، دربارهٔ زنانشان طبعی بسیار حسود دارند. مردهای ایرانی نه تنها به شدت مواظب هستند تا چشم بیگانه‌ای به زنانشان نیفتد، بلکه درباره زنان خریداری شده و بردهٔ خود نیز به شدت پای بند حراست اند. زن‌ها در خانه‌ها پشت بست و کلون زندگی می‌کنند وبه هنگام سفر در حصار چادر ارابه قرار دارند. »


اما از منابع ایرانی چنین بر می‌آید که این برداشت و نظر کاملا درست نیست.

پیشه زنان در دوران هخامنشیان مرد و زن در کنار یکدیگر کار می‌کرده‌اند، از حقوقی برابر برخوردار بوده‌اند و گاه حتی کارهای سخت تر را به عهده داشته‌اند. مثلا گروه‌های بزرگی از زنان کشاورز را می‌بینیم. سنگ سابان معمولا بیشترشان زن هستند. البته دقیقا نمی‌توانیم بگوییم که کار این زنان چه بوده‌است. شاید پس از حاضر شدن نگاره‌ها، صیقل نهایی را زنها انجام می‌دادند، زیرا که برای این کار دست‌های ظریف زن‌ها کارآیی بیش تری داشته‌است. در سال ۱۷۰۰ (میلادی) در میان بردگانی که نمایندهٔ امپراتور اتریش در استامبول خریداری و آزاد کرد، زن سنگ تراشی بود از بغداد وجود داشت. بدین ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که قرن‌ها بعد هم هنوز به زن‌هایی بر می‌خوردیم که با سنگ سر و کار داشته‌اند. مسلم است که این کار برای زن‌ها باید دشوار بوده باشد.


پیشهٔ بیشتر زنان لوح‌های تخت جمشید دوخت و دوز و خیاطی بوده‌است. کاری بسیار متنوع، شامل دوخت لباس‌های کاملا ساده یا لباس‌های پر زرق و برق که پس از دوخت، هنرمندانه سوزن کاری می‌شده‌است. امکانات آموزش‌های هنری ومهارت‌های حرفه‌ای، برای زن و مرد یکسان وحقوق آنان برابر بوده‌است.


تساوی حقوق زن و مرد دربارهٔ برابری حقوق شواهدی مخصوصا در زمینه کارهای هنری وظریف داریم و برابری صدها زن دیگر با مردان نیز مسلم است که دربارهٔ شغل شان چیزی نمی‌دانیم. میزان حقوق فقط همین قدر روشن است که به نوع کار و نه انجام دهنده، بستگی داشت. به این ترتیب، در امپراطوری بزرگ دوران داریوش اول با تساوی حقوق زن و مرد سر و کار داریم. البته این راهم باید گفت که زن‌ها علاوه بر کار بیرون، سر و سامان دادن به کارهای روزمرهٔ خانواده را نیز بر عهده داشته‌اند.

حقوق و مرخصی زایمان زن‌ها با به دنیا آوردن کودکی برای مدتی از کار در بیرون معاف می‌شدند. در طول مرخصی زایمان حقوق دریافتی به حداقل می‌رسید که البته با آن گذران زندگی ممکن بود. علاوه براین حداقل حقوق، اضافه حقوقی نیز به صورت جو و شراب دریافت می‌کردند، که پاداش افزودن رعیتی به رعایای شاه بود. در عین حال معلوم شده‌است که شاه از نوزادان پسر بیش از نوزادان دختر خرسند می‌شد، چرا که اضافه حقوق برای نوزاد پسر دو برابر، یعنی ۲۰ لیتر جو و ۱۰ لیتر شراب یا آب جو بود. تا جایی که لوحه‌ها حکایت می‌کنند، این تنها موردی است که میان زن ومرد فرقی دیده می‌شود.


مرخصی بارداری ظاهراً ۵ ماه بوده‌است. پس از این مدت زن‌ها این امکان را داشته‌اند که کار روزانه را کوتاه کنند تا قادر به برآوردن وظایف خانه‌داری خود نیز باشند. البته کار نیمه وقت حقوق کمتری داشت. نوزادان را در طول کار له‌له‌ها نگهداری می‌کردند. در لوح‌های گلی دیده شده که زنان می‌توانستند به پست‌های بالاتر برسند، مثلاً در کارگاه‌های شاهی همواره سرپرستی و مدیریت با زنان است. در کارگاه‌های خیاطی که بیشتر در اشغال زنان است، گاه مردان زیردست زنان قرار می‌گیرند و حقوق زنان سرپرست بیش از مردان است. حتی در جیره شراب نیز تفاوتی وجود ندارد.


موقعیت پیشه‌ها و دوری از خانواده در لوح‌ها به حرفه‌هایی بر می‌خوریم که در آنها زنان به کار گرفته نمی‌شده‌اند. در مدیریت حوزه‌های دیوانی و یا محاسبات یا حساب رسی‌ها از کار زنان خبری نیست. چنین بر می‌آید که اگر کاری، به منظور کنترل کارهای گوناگون اداری، نیاز به ترک محل و جابه‌جایی و سفر به دور و نزدیک را داشت، برای انجام آن از زنان استفاده نمی‌شده‌است.
     
#29 | Posted: 29 Sep 2011 13:00
زن چي ميخواد جز شوهر خوب و زندگي سالم

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم
     
#30 | Posted: 29 Sep 2011 19:33
به نظر من زن موجوده واقعا پیچیده ایه.اینم که میگن احساسیه,عشق تجملاته,... همش کشکه
     
صفحه  صفحه 3 از 17:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  13  14  15  16  17  پسین » 
مناسبتها انجمن لوتی / مناسبتها / Woman | زن (۸ مارس روز جهانی زن بر تمام بانوان گرامی باد) بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites