تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها  
فرهنگ و هنر

تاریخ تمدن مصر باستان

صفحه  صفحه 3 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین »  
#21 | Posted: 26 Sep 2012 22:57 | Edited By: paaaaaarmida
اسطورۀ ایزیس و اوزیریس

از مجموعه ایزدان مصری، ایزیس (Isis) و اوزیریس (Oziris) با توجه به منشأ حیاتی که به آن ها نسبت داده شده است از اهمیت فراوانی در تاریخ برخوردارند. اوزیریس از زمان های بسیار دور خداوند غله و ایزد رود نیل بود و مانند نیل زندگی را به همگان می بخشید. او به ساکنان زمین و اطرافیان می آموخت که چه غلاتی بکارند و چگونه زمین را آبیاری کنند و چگونه از سیلاب ها جلوگیری نمایند. طبق اساطیر مصری اوزیریس وارث زمین و آسمان بر همه جا فرمان می راند و ثروت و امنیت را در کشور ترقی داد و همۀ هنرها را به مصریان آموخت و آنان را از توحش به تمدن راهنمایی کرد و در همه جا هواخواه مردم و پشتیبان امنیت و صلح و نیکی بود. اوزیریس این کارها را با دستیاریِ همسرش ایزیس انجام می داد. با توجه به استقبال همگانی و نام آوری اوزیریس در جهان، برادرش «سث» (Seth) بر او رشک برد و پس از دست یافتن او را کشته و جسدش را به آب انداخت. گویا جریان مرگش به این صورت بوده است که قبلاً از طرف سث صندوقی تهیه شده بود که به اندازۀ قامت اوزیریس بود. پس از آنکه سث از یک مسافرت برگشت این صندوق را به میهمانی آورد و به میهمانان گفت این صندوق را به کسی خواهد بخشید که در آن بخوابد و آن به اندازۀ قامتش باشد. چند نفر از میهمانان این صندوق را آزمایش کردند ولی به بهانه هایی نصیبشان نشد و وقتی اوزیریس در صندوق جای گرفت درِ آن را محکم کردند و به نیل انداختند. ایزیس به جست و جوی شوهرش پرداخت و او را باز یافت و جسد را نزد پسرش هوروس (Horus) که در باتلاق ها تبعید بود مخفی کرد، سث که از این رویداد آگاه شده بود جسد را باز یافت و آن را به چهارده قسمت پاره کرد و هر قطعه ای را در گوشه ای انداخت.

ایزیس همۀ قطعات را باز یافت و آن ها را به آنوبیس (Anubis) سپرد. آنوبیس قطعه ها را باندپیچی کرد و مانند یک مومیایی به یکدیگر پیوند داد. ایزیس در قالب یک شاهین برای بازگشت مجدد اوزیریس بال هایش را به هم زد و به اوزیریس تنفس داد . تلاش های ایزیس برای زنده کردن مجدد اوزیریس نتیجه داد و او دوباره زنده شد ولی پس از مشورت با ایزیس تصمیم گرفته شد اوزیریس بعنوان خداوند جهان مردگان در جهان دیگر بماند و پسرش هوروس انتقام او را از سث بگیرد، و بدین گونه جهان میان ایزیس و هوروس در جهان زبرین و اوزیریس در جهان زیرین تقسیم شد. در پایان این اسطوره مشخص شده است که اوزیریس خداوند همۀ ایزدان و خدای جهان دیگر شده است. این الهه مصریان را از آدم خواری باز می داشت و در نزد آنان اهمیت ویژه ای داشت. در مقابل «سث» برادرش و دشمن اوزیریس نماد شر در دنیا و بوجود آورندۀ بلاهای آسمانی مانند طوفان، نابودی و مرگ بوده است.


این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#22 | Posted: 26 Sep 2012 22:59
هیکســـــــوس هـــا

واژۀ هیکسوس ها از سوی مانتون مورخ مصری به بیگانگانی که در این تاریخ (۱۵۶۷ – ۱۶۷۴ ق.م) بر سرزمین مصر دست یافته اند اطلاق شده است. مانتون در این خصوص نوشته است:

« قهر خداوند دامنگیر ما شد. نمی دانم به چه علت و ناگهان مردمی که از نژادی ناشناس و از مشرق آمده بودند با گستاخی بر کشور ما دست یافتند و بدون دشواری و بدون جنگ بر سراسر آن چیره گشتند…» همۀ این مردم (هیکسوس ها) خوانده می شدند و معنی آن سلاطین چوپان است، چون هیک در زبان مقدس به معنای شاه و سوس در اصطلاح عامۀ مردم به معنای چوپان است که از ترکیب این دو واژه هیکسوس ها بوجود آمده است.

امروزه نادرستی وجه تسمیه ای که مانتون برای هیکسوس ها به کار برده است برای همه مشخص شده است. بخش دوم این واژه از لغت مصری شازو به معنای چوپان و چادرنشین نیست، بلکه به احتمال اصل آن از واژۀ مصری خازوت به معنای کشورهای بیگانه است. این گروه به احتمال فراوان پس از تغییرات نژادی در آسیا و جابه جایی نژادها به سوی مصر مهاجرت کرده بودند، نخست در دلتای شرقی سکونت گزیدند و چون سلاطین بومی توان بیرون راندن آنها را نداشتند وجودشان را نادیده گرفتند. آنها ” آواریس ” را به پایتختی برگزیدند و بسیاری از رسوم مصری را اقتباس کردند. آنها پس از مدتی سکونت در دلتا به سرکردگی شخصی بنام سالاتیس (سائی-تیس) به مصر یورش بردند و بدون هیچ مقاومت جدی آن کشور را تصرف نمودند. از پادشاهان هیکسوس که در مصر فرمان رانده اند باعنوان (پسر رع) نام برده شده است، تا به این دلیل وابستگی های دینی خود را به سنن مصری نشان دهند.

در همین زمان حکومت محلی شهر تـب استقلال داشت، پس از ظلم و ستم هیکسوس ها شاه تـب به نام (نخبه پسر آنتف) بر علیه آنها قیام کرد. همۀ مردم مصر و زمامداران پیرامون به او پیوستند و برای استقلال مصر تلاش های همه جانبه ای ترتیب دادند که به اخراج هیکسوس ها از مصر انجامید و سلسله ای بنام حکومت تـب یا سلسلۀ هفدهم روی کار آمد. فرمانروایان این دوره بیشتر در کنار نام خود عناوین بزرگ، شجاع و خوب را به کار می بردند.


این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#23 | Posted: 26 Sep 2012 23:11
کلیات تاریخ مصر به استناد آثار مورخان و کرونیست ها


کمتر سرزمین به اندازۀ مصر گذشته ای این گونه پربار و شگفت انگیز داشته است. سرزمین نیل از دیرباز مورد توجه اقوام و ملل گوناگون بوده است. از سرتاسر جهان، مورخان، پژوهشگران ، مهاجران و مسافران سختی سفر را به جان خریده و به این سرزمین پر رمز و راز سفر می کرده اند. اگر کسی ادعا کند که مصریان دارای تاریخ شفاف و مشخصی نبوده و پژوهش در تاریخ آنان به آسانی میسر نیست، باید به این نکته توجه کند که از کهن ترین زمان تاکنون پژوهشگران ، کاوشگران و باستان شناسان با تمام نیرو همت و درایت خود را صرف مطالعۀ آثار به دست آمده از دوره های تاریخی مصر کرده و هم اکنون نیز این روند ادامه دارد.
هر چند مصر بارها در طول تاریخ با عظمت و پر بار خود، جولانگاه توسعۀ طلبان و محل تاخت و تاز نیروهای بیگانه که برخی از آنها از راه های بسیار دور می آمده اند، قرار گرفته و آثار تاریخی، دستاوردهای هنری و مواریث ملی فرهنگی مصریان در زیر ضربات متجاوزان صدمات کلی دیده و این آسیب دیدگی ها به اندازه ای گسترده و عمیق بوده که پژوهشگران را در مطالعات، بررسی ها و نتیجه گیری هایشان دچار سردرگمی و حتی ناامیدی کرده است، معذلک غنای فرهنگی و هنری مصریان به اندازه ای بوده است که هم اکنون بیشترین و حیاتی ترین اطلاعات تاریخی دربارۀ مصر باستان، مصر میانه و مصر جدید در دسترس می باشد.

تاریخ مصریان از همان زمانی رقم خورده است که این مردمان بی تردید سامی و آرامی نژاد به کرانه های رود نیل قدم گذاشته اند، رودی که بخشی از عظمت تاریخ مصر مرهون و مدیون آن است . درۀ نیل که در تاریخ مصر باستان سرچشمۀ حیات مصریان و در صدر مقدسات آنان به شمار می آمده است، بین پانزده تا بیست و پنج کیلومتر پهنا دارد. این رود قابل کشتیرانی و در راه صنعت، تجارت و تردد اقوام، ملل، مسافران و مهاجران نه تنها برای مصریان، بلکه برای جهانیان سودمند و دارای اعتبار و اهمیت بوده است. سومریان، یونانیان، ایرانیان ، فنیقی ها و همۀ مردمان ساکن در قارۀ آفریقا در گذشته بدان وابسته بوده اند. جهانیان مصر را با رود نیل می شناخته اند. کالاهای ارزشمندی که از مصر به سرزمین های دیگر می رفته است، به دستاورد و دسترنج مردم کرانه های نیل معروف بوده است. آبرفت های نیل مناسب ترین زمین قابل کشت و زرع برای مصریان بوده است.

مصریان از دیر باز به نام مردمانی شناخته شده اند که نژادی آمیخته از مردمان سامی و آرامی، مدیترانه ای و قبطی و … را دارا می باشند. نژاد شناسان همگی براین باوراند که شمار نژادهای بشر در طول تاریخ از تعداد انگشتان یک دست بیشتر نیست. لذا همۀ نژاد های نامبردۀ اخیر در واقع یک نژاد و آنهم نژاد سامی – آرامی است که بسیاری از مردمان مشرق زمین از دیرباز به این نژاد تعلق داشته اند و برخی از آنان عبارتند از، سومریان، آشوریان، بابلیان، عرب ها، هیتی ها، اورارتویی ها ، یهودیان و عبرانیان (بنی اسرائیل) و…
تاریخ پر فراز و نشیب مصر را می توان بدون احساس کمترین خلأ زمانی به درستی، به طور کامل و دقیق پی گیری نمود و مورد پژوهش و ارزیابی و طبعاً داوری قرار داد. عملکرد زمام داران در مصر باستان و بروز نابسامانی های ناشی از نارضایتی مردم اعم از کشاورزان، دامپروران، تولید کنندگان و بطور کلی عامۀ مردم، بارها این سرزمین را در آستانۀ تجزیه و تلاشی قرار داده است. شماری از پژوهشگران در سده های نوزدهم و بیستم در قالب گروه های باستام شناس، مورخ و زمین شناس، قوم و نژاد شناس به کشفیات گسترده ای در سرزمین مصر پرداخته و این پژوهش ها و کاوش ها کماکان ادامه دارد و هر روز از اندرون زمین مصر اعم از مقابر یا دیگر آثار تاریخی، اسناد و اطلاعاتی به دست می آید که بر آگاهی های تاریخی مصر پژوهان می افزاید.

با پایان یافتن عمر نوسنگی (نئولی تیک) و دوره های تریاس، ژوراسیک و کرتاسه به عنوان زیرمجموعه و اجزاء این دوره سرزمین مصر از نخستین زیستگاه های انسان ها به شمار آمده است. مصریان هرگز جنگل نشین نبوده و در کنار جانوران و حشی زندگی نکرده و از برگ درختان و گوشت حیوانات و… تغذیه نکرده اند، بلکه از همان آغاز با توجه به همان امکانات محدود کرانه های نیل در اندیشۀ سازمان دهی جامعۀ مصری و پی ریزی فرهنگ و آغاز نظام شهر نشینی و تولید برآمده اند. مردم مصر در هزارۀ چهارم پیش از میلاد مسیح آنچنان در جوامع کهن درخشیده اند که کنجکاوی جهان را نسبت به خود به معنای واقعی کلمه برانگیخته و توجه مردمان نقاط دور و نزدیک کرۀ زمین را به خود جلب و جذب کرده اند.

مردم مصر زمان درازی را با استفاده از سنگ جهت تهیۀ ابزار آلات و ادوات جنگ، شکار و لوازم خانگی نگذرانده اند و زودتر از دیگران استعداد و شایستگی استفاده از فلزات را دارا شدند. آنان برای ساختن ابزرا و زینت آلات حتی از طلا و مس نیز استفاده کرده و در اندیشۀ ایجاد ارتیاط با همسایگان و اقوام و قبایل دور و نزدیک بوده اند. تراش سنگ چخماق و سفال کاری و ساختن سفالینه ها به صورت ظروف و در قالب خمره هاو مخازن کوچک و بزرگ برای نگهداری مایعات، روغن و حتی حبوبات و دیگر مایحتاج زندگی، از دستاوردهای آنان در کهن ترین دوران تاریخی شان بوده است.

مصریان در آغاز دارای نظام طایفه ای بوده و اشراف، آزادان، کشاورزان – دامداران، صنعتگران و بردگان مهمترین اجزاء جامعۀ مصری را تشکیل می داده اند. آنچه بعد ها در تاریخ مصر باستان به نام «نوم» ها معروف شد، در شمار واحد های تعاونی مربوط به آغاز هزارۀ چهارم پیش از میلاد است که تکرار و به سخن دیگر استمرار منقطع آن در طول تاریخ باستان شرایط پدید آمده، اجتناب ناپذیر بوده است.

مصریان در مقایسه با مردمان ساکن در بین النهرین، گامی از آنان عقب نمانده، چنان که در همین هزارۀ چهارم پیش از میلاد مسیح، همزمان با آغاز کشاورزی در بین النهرین و به ویژه در مناطق پیرامون دو رودخانۀ دجله و فرات، مصریان نیز در کرانۀ نیل به کشت و زرع پرداختند. واحدهای تعاونی که هم اکنون مذکور افتاد یعنی نوم ها پدیده ای مربوط به آغاز هزارۀ فوق یعنی هزارۀ چهارم پیش از میلاد مسیح است. دزر اواسط همین هزاره آغاز پادشاهی بخش های شمالی و جنوبی(مصر علیا و مصر سفلا)، تاریخ مصر باستان را وارد گردونۀ تاریخی و روند پیشرفت و مسیر کرونولوژیک قرار داد. هر چند پیدایش هیروگلیف مصریان متعلق به زمان های بعدی است، ولی آثار به دست آمده مربوط به همین مقطع زمانی، هرگونه تردیدی را دربارۀ آغاز تاریخ شفاف و پر دستاورد مصریان، مرتفع می کند.

با سپری شدن سده های نخستین پس از آغاز هزارۀ چهارم پیش از میلاد روند پیشرفت مصریان در زمینه های تولیدات گوناگون اعم از کشاورزی و دامپروری و محصولات کارگاهی، بی هیچ وقفه ای ادامه یافت، کما اینکه این امر موجب شناسانده شدن مصر به سرزمین های دیگر و ایجاد ارتباط در زمینه های اقتصادی و فرهنگی و حتی هنری مصریان با ساکنان بین النهرین شده است.

در واپسین سده های هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح یعنی حدود ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد مسیح وحدت شمال و جنوب یعنی مصر علیا و سفلا آنگونه که در تاریخ مصر باستان به ثبت رسیده است، به وقوع پیوست. منس عامل این وحدت مصریان و یکپارچه شدن جامعۀ شمال و جنوب وبه سخن دیگر اتحاد زمام داران مصر علیا و سفلا شد. کرونیست ها آغاز امپراطوری باستانی مصر را از همین زمان دانسته اند. از ۳۰۰۰ تا ۲۴۰۰ پیش از میلاد مسیح دوران امپراطوری باستانی مصر و تثبیت حاکمیت آسیب ناپذیری در مصر باستان به شمار آمده است.خاندان های سوم و چهارم امپراطوری مصر باستان یا به اصطلاح مورخان عنوان پذیرفته شدۀ سلسله های سومو چهارم مصر نماد اقتدار حکومت و شکل گیری یک پادشاهی پابرجا و تزلزل ناپذیر را به همراه داشته است.

از همین زمان مصر دارای نظام اداری متمرکز و سازمان های دیوانی قانونمند شد. توسعۀ مناسبات تجاری و پیشرفت های اقتصادی مصریان نیز از همین زمان آغاز شده است. نظام آبیاری زمین های مزروعی جهت کشت و زرع هر چند دشوار بود، ولی مصریان با پشتکار و تلاش و به گونه ای استادانه و ماهرانه آن را پشت سر گذاشته و تولیدات زراعی و دامی در مصر به رونق رسید. این مقطع از تاریخ مصر باستان را آغاز دوران شکوفایی اقتصادی و حتی رفاه اجتماعی در جامعۀ آن سرزمین قلمداد کرده اند. با پرداختن مصریان به هنر معماری و پیشرفت سریع آن در سایۀ علوم دیگر چون هندسه و ریاضیات و به کارگیری محاسبات پیچیده و هنوز ناگشوده، ساختمان اهرام در سرزمین فراعنه آغاز شد. دانش هایی چون معماری، علوم تجربی، هیئت و نجوم فلسفه و الهیات در اواخر هزاره چهارم و آغاز هزارۀ سوم پیش از میلاد مسیح مورد توجه و تشویق قرار گرفت.


این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#24 | Posted: 26 Sep 2012 23:17
پرستش رع خدای آفتاب مصریان – که در واقع پرتوافشانی کرۀ فروزان خورشید از طلوع تا هنگام غروب آفتاب در ارادۀ او بوده است- از همین زمان آغاز گردید و معابد متعددی برای این رب النوع ساخته شدو کاهنان ویژه ای در آنها به تبلیغ و عبادت و برگزاری مراسم قربانی پرداختند. مصریان به گسترش و تقویت بنیۀ دفاعی خود پرداختند و سپاهیان مصری به آن اندازه توان جنگاوری را در خود احساس می کرده اند که به فنیقیه و پاره ای سرزمین های دیگر لشکر کشی کردند. تاریخ نظامی مصریان نشان می دهد که ابتکار مصریان در سازمان دهی سپاه از ابداعات ویژه و منحصر به مصریان بوده و سپاهیان مصر خیلی زود به سلاح های پیشرفتۀ آن روزگار یعنی تیر، نیزه، کمان و حتی شمشیر مجهز شدند. گفتنی است که کاربرد شمشیر در میان جنگجویان مصری در آغاز معمول نبوده و بعد ها به ضرورت از این سلاح استفاده می شده است. جنگاوان مصری ابتدا از کارآیی لازم برخوردار نبودند و به هنگام بروز ناآرامی و یا نیازهای دفاعی به صورت فراخوانی عمومی از نیروهای داوطلب استفاده می کرده اند، ولی به تدریج با تأسیس مراکز پژوهش نظامیان و به وجود آمدن پادگان های نظامی، سپاهیان مصر گروه مشخص و ثابتی بودند که همانند بابلیان دارای لباس مخصوص و حقوق رسمی بودند که از دولت مصر دریافت کرده و از پرداخت هر نوع مالیات معاف بوده اند.

آنچه تاکنون در مصر روی داده است که در مباحث دیگر به جزئیات آن پرداخته خواهد شد، رویدادهای سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی – دینی مصریان در عهد قدیم مصر است.

با استناد به جداول تنظیمی از سوی کرونیست های اروپایی و کارشناسان تاریخ مصر باستان، دوره های تاریخ مصر به این ترتیب به چهار دوره تقسیم می شود: از هزارۀ چهارم تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد مسیح به دورۀ پیش از عهد باستان تاریخ مصر تعلق داده شده است. و از ۲۸۰۰ تا ۲۴۰۰ پیش از میلا مسیح به نام دورۀ باستانی مصر یا عهد باستان در تاریخ مصر رقم خورده است و به تبع آن از ۲۴۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد مسیح عهد میانۀ تاریخ مصر به شمار آمده است. دراین تقسیم بندی میان مورخان و کرونیست ها ی اروپایی و غیر اروپایی اختلاف نظر چشم گیری و جود ندارد و همۀ مصر شناسان بر آن اتفاق نظر دارند.

از سال ۱۸۰۰ تا ۱۷۰۰ پیش از میلاد مسیح دورۀ یکصد ساله آکنده از بحران و نابسامانی در مصر است که هجوم هیکسوس ها به مصر و سلطۀ یکصد سالۀ آنها متعلق به همین مقطع زمانی است. تجزیۀ دوبارۀ مصر نیز در همین زمان صورت گرفته است . ناگفته نماند مه این تاریخ گذاری مورد قبور همۀ کرونیست ها و مورخان قرار نگرفته است ولی تأثیرات و تغییرات قابل توجهی در پژوهش های تاریخ مصر را موجب نشده است. از سال ۱۷۰۰ پیش از میلاد مسیح تا سال ۵۲۵ پیش از میلاد مسیح دورۀ جدید یا عهد جدید تاریخ مصر باستان نام دارد که با لشکر کشی پارسیان به مصر، این سرزمین در سال ۵۲۵ پیش از میلاد مسیح به تصرف کمبوجیه دوم (۵۲۹ تا ۵۲۲ پیش از میلاد مسیح) پسر و جانشین کوروش دوم (بزرگ ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد مسیح) درآمد و ایرانیان سلسله بیست و هفتم را به نام خود رقم زدند. دربارۀ تقسیم بندی زمانی تاریخ مصر در عهد میانه و به ویژه سال فتح مصر توسط سپاهیان هخامنشی، کمترین اختلاف نظر وجود ندارد.

با آغاز عهد میانۀ تاریخ مصر در سال ۲۴۰۰ پیش از میلاد مسیح، مصر بار دیگر براساس گزارش های تاریخی بر اثر شورش بردگان و کشاورزان دچار نابسامانی و پریشانی همه جانبه ویژۀ سیاسی و اقتصادی – اجتماعی شد و سرانجام به نوم ها تجزیه گردید. سران نوم ها که به «نومارک» ها معروف شدند، در واقع زمام داران مناطق و حکام مقتدر در نوم ها بودند و روز به روز به قدرت آنها افزوده می شد. هم اکنون به شرایط زندگی در نوم ها اشاره می کنیم . نوم ها در واقع واحدهای تعاونی در مصر عهد میانه به شمار می آیند که پیشینۀ آنها به آغاز هزارۀ چهارم پیش از میلاد می رسد. ناسازگاری طبیعت، خشک شدن سیلاب ها و طبعاً کاسته شدن از میزان رطوبت، شرایط کشت و زرع را در مصر دشوار کرده بود. تنها طغیان رود نیل بود که آن هم به صورت مقطعی و منطقه ای این مکان را به مصریان می داد و در این مقطع زمانی، از نظر اقتصادی با افزایش روزافزون جمعیت مصریان و سیل مهاجران به مصر تولیدات کشاورزی در کرانه های رود نیل، تکافوی این جمعیت انبوه را نمی داده است. مصریان در این زمان از تأسیسات آبیاری پیشرفته و پاسخگو برخوردار نبوده اند. انباشته شدن رسوبات در جوار منابع آبی و رودخانه ها مانند تپه هایی شده بودند که امکان رسیدن رطوبت راسست می کرده است. ایجاد تأسیسات آب راکد و مرداب ها نیز د راین گونه موارد نمی دانسته است رافع این مشکلات باشد.

مصریان پس از پشت سر گذاشتن این دورۀ بحرانی به تقسیم آب میان کشاورزان پرداخته و شرایطی را فراهم آوردند که همۀ کشاورزان بتوانند بطور مساوی متناسب با مساحت زمین های مزروعی شان از آب بهره مند گردند. مصریان از منابع بزرگ آبی به طریق ایجاد انشعاب هایی و یا به سخن دیگر شاخه شاخه کردن آب، مشکل آب رسانی به زمین های مزروعی را از پیش پای خود برداشتند. این ابتکار از سوی قبطیان بوده و به همین دلیل آن را نظام آبیاری قبطی برای زمین های کشاورزی نام نهاده اند. مصریان همزمان با سومریان از خیش سپس گاو آهن استفاده کرده اند. روایتی نیز هست که مصریان استفاده از گاو آهن در امر کشاورزی را از سومریان به ارث برده اند.

اسب در کشاورزی مصریان نقشی ایفا نمی کرده و در منابع آمده است که پس از سپری شدن عهد میانۀ تاریخ مصر، با هجوم هیکسوس ها به آن سرزمین، مصریان با اسب که ره آورد هیکسوس ها بود آشنا شدند. گفتنی است که پیش از این مقطع زمانی، حتی در سپاه مصریان نیز رستۀ سواره نظام گزارش نشده است و این هیکسوس ها بودند که اسب را به مصر برده و مصریان از آن پس به پرورش و استفادۀ این جانور پرداخته اند. به این ترتیب با پیشرفت کشاورزی، روند پیشرفت اقتصادی نیز در سایۀ همین افزایش محصول از شتاب قابل توجهی برخوردار شد و این امر موجب پیدایش سرعت و موفقیت در امور دیگر نیز شد.

مصریان در عرصۀ صنایع چوبی و فلزی پیوسته در حال پیشرفت بودند. با اختراع چرخ در صنعت سفال گری و ساختن ظروف تحول عظیمی به وجود آمد و این تحول بی وقفه ادامه یافت و برارکان تولید و صنایع تأثیر عمیق گذاشت. آغاز اقدامات مصریان برای یافتن خط از دیگر شگفتی های تاریخ مصر در طول هزارۀ چهارم و آغاز هزارۀ سوم پیش از میلاد مسیح است. خط مصریان نیز ابتدا به صورت تصویری بود. مصریان با اختراع چرخ افزون بر پیشرفت و ایجاد سرعت در صنعت کوزه گری، ارابه را نیز به این ترتیب به وجود آورده و در امور دفاعی و جنگ و حمل و نقل از آن بهره برداری کردند. به این ترتیب مناسبات اجتماعی، تخصص، موجب تعلق طبقاتی بود که میزان ثروت و وابستگی خاندانی و دودمانی به جامعۀ مصر باستان راه یافت. در همین هزارۀ چهارم پیش از میلاد مسیح و با توجه به مطالب ذکر شده، نظام برده داری نیز در مصر باستان شکل گرفت. آثار مصریان که اسیران جنگی را به تصویر کشیده است و مجسمه های آنان که با دست های از پشت بسته به نمایش می گذاشته اند، این ادعا را تأیید می کند. تمغا که به نوعی مالکیت خصوصی در مصر باستان گفته می شده است از دیگر دستاوردهای ناشی از تحولات این دوره در ارکان گوناگون اجتماعی از جمله تولید و اقتصاد مصریان است. این امر موجب شد که بیشتر از ابزار تولید استفاده شود تا از نقش اقتصادی زن در جامعه کاسته گردد. تحلیل گران این پدیده یا رویداد را استقرار نظام پدرسالاری در جامعۀ مصر باستان می دانند.

برای حفظ ارتباط مطالب در تاریخ مصر باستان و نیز برقراری زنجیره ای رویدادهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در آن سرزمین، اشارۀ دوباره به برخی مطالب گذشته اجتناب ناپذیر است، زیرا پاره ای وقایع بارها در تاریخ مصر به فراموشی سپرده شده، ولی پس از مدتی تجدید و تکراری شده است. مصریان برای شرکت های تعاونی وسازمان هایی که تشریک مساعی را وجهۀ کار و پیشرفت قرار داده اند، واژۀ «سپات» را به کار برده اند و یونانیان واژۀ نومس (نوم) را با همان ویژگی در آثار خود آورده اند. سخن بر سر اتحادیه هایی است که با همکاری مردم به صورت سازمان های تعاونی شکل گرفته و نوعی تشکل اقتصادی – اجتماعی را در مصر معرفی کرده است. این نوم ها که به نظر من با واژه «واحد، شرکت، نهاد تعاونی» نمی توان تصویر دقیقی از آن را دریافت کرد، در واقع ارکان متمرکز قدرت سیاسی – اقتصادی و دینی بوده اند، زیرا سران نوم ها از بزرگان ، ثروتمندان و صاحبان قدرت در هر نوم بوده و برخی از آنان همانند زمام داران سومری عنوان «شاه – کاهن» داشته اند که سکورپیون نمونۀ برجسته و بارز آنها است.

پدیدۀ خط هیروگلیف هر چند در تمدن کرت که به یونان باستان به ارث رسیده است، بدان اشاره شده، و لی از ابتکارات و ابداعات مصریان شناخته شده است. خط هیروگلیف در قالب اصلی خود دارای ۷۰۰ علامت و ۲۴ نشانۀ بی صدا و هفتاد نشانۀ صدادار بوده است. مصریان ابتدا با این خط قادر به ثبت و ضبط رویدادهای تاریخی، نوشتن متون دینی و آیینی و سرودهای مذهبی شان نبوده اند و با تکامل یافتن این خط به تدریج به آن مرحله رسیده اند و حتی متون پزشکی و اوراد و دعاها را نیز به رشتۀ تحریر درمی آورده اند. در اینجا لازم است اشاره ای به متولیان کتابت و نگارش متون آیینی در مصر باستان بشود که در انحصار کاهنان معابد بوده است. آنگونه که در متون انتقادی دربارۀ تاریخ مصر باستان و نقد و بررسی ها در این باره صورت گرفته است، شمار قابل توجهی از کاهنان معابد مصری به نگارش دعا و ورد و افسون برای بیماران و نیازمندان و کسانی که حل مشکلاتشان را از این کاهنان درخواست می کردند، پرداخته و آنها را به فروش می رسانده اند. یادنامۀ فراعنۀ مصر، سالنلمه ها و تقاویم مصریان همه در گذشته با خط مصری به رشتۀ تحریر درآمده است. فهرست کارکنان دولت در عصر زمام داری هر فرعون ، طومار قوانین و ضوابط مربوط به نظام اداری و دیوانی مصریان باستان و سرود های مذهبی که به احترام خدایان به اجرا در می آمده است، جملگی به صورت مکتوب در آرشیوهای معابد و بایگانی های فراعنه نگهداری می شده است.

معماران مصری با محاسبات دقیق به ساختن کاخ ها و هرم ها می پرداخته اند. مصریان قلعه هایی به ارتفاع ۱۲ متر و عرض ۶ متر می ساخته اند. به کارگیری محاسبات ریاضی برای ساختن اهرام از ابتکارات مصریان بوده. هرم خئوپس دارای ۲۳۰ متر پهنا، ۵/۴۶ متر ارتفاع و دو میلیون قطعه سنگ به وزن ۵/۲ تن بوده است در این اهرام گورهای فراعنه د ارای پنجاه اطاق بوده و در کشفیات و مطالعات باستان شناسی تا دو هزار قطعه جواهرات در آن قرار داده شده اند. مصریان فهرستی از غنائم جنگی و میزان باج و خراج هایی را که دریافت می کرده اند پیوسته ثبت نموده و مسئولان ویژۀ امور دیوانی به آن رسیدگی و نگهداری می کرده اند. در بایگانی ویژۀ یکی از فراعنۀ برجستۀ مصر به نام آهمس یکم که از ۱۵۶۰ تا ۱۵۲۵ پیش از میلاد مسیح زمام دار بوده، صورتحساب هزینه های دفاعی – رفاهی، معماری و آنچه مربوط به دربار و درباریان و شخص فرعون می شده است، گنجانده بوده اند. فراعنه دارای رایزنان آگاه به امور بودند که اکثر دارای مشاغل دیوانی و حتی مذهبی بوده و درکار خود مهارت فوق العاده داشته اند. بسیاری از این اسناد هنوز به دست نیامده و یا بر اثر حوادث از میان رفته است. پیش از حملۀ هیکسوس ها به مصر نیز بایگانی های منظمی در دربار فراعنه و جود داشته است. کرونیست ها حضور این گروه را از ۱۷۱۰ تا ۱۵۸۰ پیش از میلاد مسیح نوشته اند. هیکسوس ها از جمله مهاجمانی هستند که گنجینه های آثار مکتوب را در کاخها غارت کرده و طومار قوانین را پاره پاره نموده اند. آهمس یکم که هم اکنون از او یاد کردیم، هیکسوس ها را از مصر بیرون راند و دوباره مصریان به بازسازی فرهنگ و تمدن خود پرداختند.

نظام تولید در مصر باستان به ویژه در مقاطعی که شورش کشاورزان و بردگان به وقوع می پیوسته است، ثبات و استمرار نداشته و بزرگترین مشکل مصریان دراین زمینه آب گزارش شده است. در مصر باستان شورایی به نام «زازات» مسئولیت تقسیم آب را میان کشاورزان مصری به عهده داشته است. مناسبات مصریان با سرزمین های دیگر هر چند بر روی مبادلات کالا بیشتر متمرکز بوده است، ولب جنگهایی نیز دراین روابط گزارش شده است. توتمس سوم که پس از آهمس یکم به قدرت رسید، از ۱۵۲۵ تا ۱۴۹۱ پیش از میلاد مسیح در مقام فرعون مصر بود، وی سرزمین هایی چون فلسطین و سوریه را به طور قطعی و نهایی به تصرف خود درآورد و از آنجا غنائم بسیار و اسیران بی شمار را به مصر منتقل کرد. وی را بنیانگذارمصر نیرومند و حکومتی می دانند که دویست سال استوار و پایدار زمام دار بود.

برخی از فراعنۀ مصر به موازات انجام دادن وظایف سیاسی و نظامی خود به عنوان رئیس کشور و فرمانده قوای مصریان، در مقام روحانیت نیز بوده اند. آمنوفیس چهارم خود را روحانی بزرگ خدای آفتاب مصریان رع نیز می دانست. وی معبد بزرگی در تب برای پرستش رع ساخت و در ناحیۀ فقیرنشین هلیوپولیس ستایش آفتاب (خورشید) را متداول کرد. کاهنان معابد مصر افزون بر پیشگویی و تعبیر خواب، به ایراد سخنرانی ها در مدح خدایان و فراعنه می پرداخته اند و مردم را پیوسته از خشم خدایان در صورت نافرمانی از فراعنه و بی توجهی به خدایان آگاه می کرده اند. این کاهنان اکثر بلایای طبیعی را ناشی از همین امور قلمداد کرده و به مردم القاء می نمودند. هر چند دربارۀ برخی از سلسله های حکومتی فراعنه در مصر باستان یا اطلاعی در دست نیست یا آگاهی ها دربارۀ آنها بسیار اندک است، ولی یک اصل کلی وجود دارد که پای بندی مردم مصر به دو عنصر فرعون و خدایان مصری اساس بقای تاریخ مصر شناخته شده است.

مصریان پتح را که پایگاهش در نوم ممفیس بود، آفرینندۀ جهان، خدایان و انسان ها می دانستند و پرستش فرعون به عنوان تصویر زندۀ آفتاب هم جنبۀ سیاسی و پیش از آن جنبۀ دینی داشته است. این امر تقدس فرعون را تأیید می کرده است. در مبحث اعتقادات مصریان به قلمرو اقتدار خدایان مصر و منشأ و مبدأ و فرجام آنان خواهیم پرداخت. مصریان نه تنها در طول زندگی شان پای بندبه این اصول بوده اند، بلکه پس از مرگ نیز وابستگی خود را به عناصر اقتصادی حفظ کرده و به ویژه در برابر خدایان اموات احترام خاصی قائل بوده اند. مرده پرستی و پرداختن به جادوگری در مصر بیش از هر سرزمین دیگر در عهد باستان گزارش شده است. در دورۀ زمام داری سلسله هایی چون سلسله های هفتم و هشتم اطلاعی در دست نیست و از سلسله های سوم تا هفتم مصر اطلاعات اندکی به دست مورخان رسیده است. بدیهی است که در دورۀ زمام داری این سلسله ها دیانت مصریان و تقدیس و احترام به خدایان رونق داشته، ولی آثار متعلق به آن از میان رفته است. مصریان نیز دارای افسانه ها و اساطیری نسبت به خدایان بوده اند که با سومریان، بابلیان و یونانیان برابری می کرده است.


این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#25 | Posted: 26 Sep 2012 23:21
مصریان باستان از نوعی سیستم الکتریسیته استفاده می کرده اند!

این باور گسترده وجود دارد که اجداد ما دارای تکنولوژی های پیشرفته حتی تکنولوژی های پیشرفته تر از ما باشند.اما این مساله موضوعات اثبات نشده است اما در مورد وجود الکترسیته در دنیای باستان مدارک بیشتری وجود دارد.

کلید این ماجرا در چند صد کیلومتر از مصر و عراق امروزی واقع است.کوزه های عجیب و غریبی یافت شده است که بعضی از سیلندر های مسی آن مانع از ورود آب به آن می شود.در وسط استوانه آن نیز یک میله آهنی وجود دارد.که دو سر آن با آسفالت به هم متصل شده بود.مطالعه ای که روی آن در سال ۱۹۳۶ شده بود نشان داد این عنصر گالوانی ممکن است نوع باطری باشد که برای تولید برق از آب بکار می رفته است.

اما کلید دیگر این ماجرا معمایی هست که علم برای آن هیچ پاسخی نمی یابد.در هیچ یک از اهرام و راهروها و تونل های مصر اثری از دوده یافت نشده است!مقبره مصری ها پر از نقاشی های رنگارنگی است که روی آنها هیچ اثری از دوده چراغ های قدیمی نیست چون شمع و چراغهای قدیمی همیشه از دوده استفاده می کرده اند.نظریه ای که برای این مساله استفاده می شود استفاده مصریان از آینه های بسیار در داخل تونل است که باعث انعکاس نور می شود که تا حدی می توان از آن استفاده کرد ولی نمی توان نور را در داخل تونل های تاریک نفوظ داد علاوه بر آن وجود میله های مسی احتمال استفاده مصریان از الکتریسیته را بیشتر می کند.

در معبدی در Dendera در هزار کیلومتری شمال اقصر مهندسان نروژی متوجه شده اند که شی که در امتداد صفحه نشان داده شده می توانسته بعنوان یک لامپ مورد استفاده قرار گیرد.حتی شکل لامپ باز و بسته بودن آن و ذخامت کابل ها نیز این موضوع را اثبات می کند.نظریه دیگری که در مورد نیروی برق در مصر باستان داده می شود این است که مصریان از نیروی برقی که گربه ماهی و یا مارماهی می تواند تا ۶۰۰ ولت تولید کند استفاده می کردند و آن را به لامپ انتقال می دادند.و از مار ماهی یا گربه ماهی بعنوان باطی استفاده می کردند و بوسیله فلز آهنی و سیم های مسی آن را به لامپها انتقال می دادند.
نظریاتی نیز وجود دارد که گربه ماهی یا مار ماهی یا مقدار زیادی کرم شب تاب را درون یک شیشه حبس کرده و از انرژی نورانی آنها استفاده می کرده اند.نکته ای که استفاده مار ماهی را شدت می بخشد استقرار مصریان در منطقه دریای مدیترانه است که در آن مار ماهی به وفور یافت می شده است.

Chris Dunn در کتابش تحت عنوان The Giza Power Plantتوضیح می دهد که :هنگامی که لوله که به شکل یک مار تصور شده از یک طرف وارد لامپ کاتد و از یک طرف وارد صندوقچه ای آند می شود می شود که آن را تغذیه می کند چراغ روشن می شود مار در مصر باستان سمبل انرژی بود.
به نظر می رسد که صندوقی که در بیشتر تصاویر لامپ ها به منبع آن وصل شده بعنوان منبع انرژی یا ژنراتور مورد استفاده قرار می گرفته است و لامپ ها از این قسمت تغذیه می شدند.کلیه سیستم های جمعاوری برق در الگوی مصر باستانی سیم مسی و لامپ با مدل های امروزی کاملا مطابقت داشته است.در کتاب اسرار جهان نوشته شده است که تنها ایراد این الگو ها استفاده از شکل حیوانات بجای اشکال تجهیزات است.نظریه دیگر نیز می گوید که در صندوقی که منبع انرژی بوده است واکنش های الکترو شیمیایی انجام می شده که منجر به تولید نیروی برق می شده است.

در کنار بیشتر این اشکال نامهایی از خدایان برده شده و اینها را هدیه ای از جانب خدایان دانسته اند به نظر می آید که تکنولوژی استفاده از برق در زمانهای باستانی به مصریان توسط خدایان باستانی یا موجودات فضایی به آنها داده شده است و به همین خاطر مصریان از آنها بخاطر این نعمت تشکر نموده اند.

در این تصویر به نظر می آید که چهار لامپ توسط دو سیم از یک منبع انرژی تغذیه می شوند در زیر عکس نوشته شده است:Resom­tu با براقیت در آسمان زنده است و ما روز جشن او و سال نو را جشن می گیریم.او نور را در شب تولد فرزند خود از لانه خود به سراسر این کشور هدیه بخشید آسمان خوشحال است زمین خوشنود است و معابد کوچک خدا روشن هستند برج بابل در سال جدید به گونه ای دیگر می درخشد.


این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#26 | Posted: 26 Sep 2012 23:30 | Edited By: paaaaaarmida
ماسک توتان خامون


شاید شنیده باشید که ماسک و مجموعه آثاری که از مقبره توتان خامون طی اکتشافات هاوارد کارتر آمریکایی بیرون آمد، در آمریکا طی یک ماه، چهار میلیون بازدید کننده داشت. به علت مشهور بودن این ماسکِ طلایی، همچنین نماد عام شدن آن برای مصر باستان، ما در این نوشتار عکس هایی از ماسک او را گرد آوری کرده ایم.

توت‌انخ‌آمون در مقایسه با دیگر فرعون‌های بزرگ تاریخ مصر ثروت عظیمی ندارد، ولی آنچه گنج او را از سایرین تمایز داده است مقبرهٔ دست نخورده‌اش است که در تمامی این سال‌ها از هر دزدی به دور مانده است. و این در حالی است که آرامگاه‌های فراعنهٔ بزرگ هزاران بار در طول تاریخ مورد دست‌برد دزدان قرار گرفته است. البته به نظر می‌رسد که مقبرهٔ این فرعون جوان دو بار بلافاصله پس از مرگش دچار دزدی مختصر شده است. اما این دزدان در مقبره بی‌نظمی از خود برجای نگذاشته اند و ظاهراً به دنبال وسایل کوچک فلزی و سبک بوده‌اند. آنچه آرامگاه توت‌انخ‌آمون را از دست‌برد نجات داد ورودی کوچک و پنهان شده در زیر سنگ‌ها بود که در طول همهٔ این سالیان جلب توجه نکرد. به‌علاوه، توت‌انخ‌آمون دورهٔ حکومت کوتاه و بی‌غوغایی داشت و گنجینهٔ او عظیم نبود؛ به همین دلیل پس مدت کوتاهی به فراموشی سپرده شد.

چهارمین تابوت توت‌انخ‌آمون به تنهایی از ۱۱۰۰ کیلوگرم طلای خالص ساخته شده بود. در یکی از اتاق‌های مقبرهٔ او حدود ۶۵۰ وسیله (جام، کوزه، مجسمه، تخت، گنجه، …) پیدا شد که تعدادی از آن‌ها با طلا و سنگ‌های گران قیمت تزیین شده بودند. در این اتاق همچنین یادگارهای وی از دوران کودکی قرار داشتند: اسباب‌بازی‌های ارزشمند، پر، میز و صندلی‌های کوچک، … در همان اتاق تخت‌هایی روان با سرهای گاو، شیر، اسب‌آبی و تمساح، تخت پادشاهی فرعون، لباس‌هایی از پوست پلنگ، گنجه‌هایی از عاج و جواهرات پیدا شد. از ارزشمندترین اشیأ در این اتاق می‌توان به مجسمه‌هایی از طلای خالص و درشکهٔ شکار فرعون اشاره کرد. در جمع بیش از ۳۵۰۰ شیٔ از آرامگاه توت‌انخ‌آمون جمع‌آوری شد.

چنین شکوهیدر مقبره توتان خامون سؤالی را به دنبال داشت: آرامگاه‌های کاملاً غارت شدهٔ فراعنهٔ بزرگ چه چیزهایی را می‌توانست در بر داشته باشد، وقتی مقبرهٔ کوچک فرعونی ساده که ۱۰ سال بیش‌تر حکومت نکرده بود (آن نیز در سنین کودکی و نوجوانی) چنین شکوهمند بود؟
مرگ ناگهانی لرد کارناروون، مسؤل جست‌وجو در مقبره توت‌انخ‌آمون باعث شایعه‌ای شد که مدت‌ها در اکثر رسانه‌های سراسر جهان با حرارت دنبال شد. جملهٔ معروفی که بر روی درب ورودی مقبرهٔ فرعون نوشته شده بود («مرگ هر کسی را که خواب فرعون را به‌هم بزند دربر خواهد گرفت.»)، باعث شد که مردم از طلسمی حرف بزنند که تمامی افرادی را که در کشف آرامگاه توت‌انخ‌آمون دست داشتند از بین می‌برد. شایعهٔ این که لرد کارناروون به دلیل نیش عقرب، حیوانی مقدس در مصر باستان، مرده است در سرار مصر پیچید، در حالی که او به دلیل عفونت پس از نیش نوعی پشه جان داده بود. آنچه باعث دنباله‌دار شدن ماجرا شد مرگ‌های ناگهانی دیگری بود که پس از این حادثه اتفاق افتاد:

  • قناری‌ای که هاوارد کارتر هر روز با خود به زمین‌های کندوکاو می‌برد توسط مار کبری‌ای (حیوانی مقدس دیگر) خورده‌شد.
  • ریچارد بثل، منشی جوان هاوارد کارتر و به دنبال او پدرش، لرد وست‌بری به طور ناگهانی مردند.
  • پروفسور لافلور، مسؤل مطالعهٔ اشیاء یافته شده در مقبره ناپدید شد.
  • همسر لرد کارناروون، باستان‌شناسی به نام داگلاس رید و استاد دانشگاهی به نام داگلاس دری نیز جان سپردند.
  • مأموری که توسط کارشناسان نگران مصری به درهٔ پادشاهان فرستاده شده بود نیز مرد.

در مجموع، ۱۷ کارشناس و دانشمند در مدت کوتاهی از بین رفتند؛ و این باعث شایعهٔ انتقام توت‌انخ‌آمون شد. آنچه بسیاری از مردم را حیرت‌زده ساخت این بود که هاوارد کارتر، کاشف اصلی آرامگاه، سالم به انگلستان بازگشت.


این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#27 | Posted: 26 Sep 2012 23:35
سلسلۀ پنجم تا دهم مصـر
سلسلۀ پنجم ۲۳۴۵ – ۲۴۹۴ ق.م:
نُه نفر از فرمانروایان این سلسله برای ما شناخته شده هستند که عبارتند از: (۱٫ یوسِرکاف ۲٫ ساهوره ۳٫ نِفِریُرکار ۴٫ شِپ سِسکارایسی ۵٫ نِفِرِفرِ ۶٫ نیوسِرر ۷٫ مِنکا اوهور آکااهور ۸٫ جـِد کارایسی ۹٫ یونس / اوناس.)

این فرمانروایان بیشتر جنبه های مذهبی داشتند و به نظر می رسد که از خانوادۀ سلطنتی نبوده اند. آن ها بیشتر از هرچیزی به پرستش « رع » پرداخته اند و در عناوین خود « فرزند رع » به کار می بردند. نتیجۀ قابل ذکر این که به احتمال فراوان فرمانروایان نخستین این سلسله سلطنت را از پدر به ارث نبرده اند بلکه چند برادر بوده اند که یکی پس از دیگری به سلطنت رسیده اند.
سلسلۀ ششم ۲۱۸۱ – ۲۳۴۵ ق.م:
در این دوره پنج نفر فرمانرانی داشته اند که پرآوازه ترین آن ها « پـپی یکم » و « پـپی دوم » هستند. در زمان فرمانروایی پـپی یکم اساس سلطنت این سلسله سروسامان یافت. این فرمانروا که مردی مدبر و مقتدر بود، در عمران و آبادانی مصر زحمات فراوانی کشید. فرزند و جانشین پـپی یکم، پـپی دوم که از سن شش سالگی به حکومت رسید، مدت ۹۴ سال سلطنت کرد که گویا دراز مدت ترین دورۀ فرمانروایی در تاریخ جهان است. در کتاب هرودوت از ملکه ای به نام « نیتو کریس » نام برده شده است که گمان می رود متعلق به این دوره بوده باشد.
دورۀ فترت یکم ۲۱۳۳ – ۲۱۸۱ ق.م:
این دوره شامل سلسله های هفتم، هشتم، نهم و دهم تاریخ مصـر است.
پس از آن که یورش های خارجی و جنگ های داخلی سلسلۀ ششم را به نابودی کشاند، در تاریخ مصر دوره ای بوجود آمد که به « انقلاب اجتماعی » معروف شده است. در این تغییرات، زمین ها و املاک از دست اشراف بیرون رفت و به رعایا تعلق گرفت. ترس و وحشت بر همه جا مستقر شد، رعایا و کشاورزان از کشت و زرع دست کشیدند و مملکت در رکود اقتصادی و سیاسی فرو رفت. در این دورۀ هرج و مرج، سلسلۀ هفتم روی کار آمد که به روایت مانتون، هفتاد فرمانروا داشت و در کل هفت روز فرمان راندند. گرچه گمان می رود این مورد افسانه باشد ولی از تاریخ سیاسی و اجتماعی سلسلۀ هفتم بیش از این آگاهی در دست نیست. آگاهی م در خصوص سلسلۀ هشتم هم به نسبت سلسلۀ هفتم گسترده تر نیست. مانتون فرمانروایان این سلسله را ۱۸ نفر نوشته است که نام های آنان با فرمانروایان سلسله های پیشین تفاوت چندانی ندارد، حتی مانتون هم جدا از نام های آنان چیز دیگری از تاریخشان نگفته است.
سلسلۀ نهم « سلسلۀ قبطی »:
هرج و مرجی که در مصر حکمفرما شده بود منجر به جدایی هفت ایالت جنوبی از مصر شد، این هفت ایالت جنوبی زیر فرمان این شاه به نام « کوپتوس » بوده است که سلسلۀ ای را در مصر بنیان نهاد که به سلسلۀ قبطی مشهور است. نکتۀ جالب در تاریخ سلسلۀ قبطی این که آنان کلیۀ اختیارات لشگری و کشوری را به وزیری سپرده بودند که اختیاراتش به مراتب از خود شاه بیشتر بوده است. همین وزرا که از یک خانواده برگزیده می شدند در نهایت قدرت را از دست شاه خارج کردند.
سلسلۀ دهم « حکومت های متقارن »:
در زمانی که سلسلۀ قبطی ادامه داشت، سه ایالت « ادفو ، هیراکون پولیس و الفانتین » که در جنوب مصر علیا قرار داشتند بر ضد آن ها به پا خواستند و حکومت های جداگانه ای بوجود آوردند که در تاریخ مصر به سلسلۀ دهم شناخته می شود. در این دوره از تاریخ مصر، این کشور به سه بخش تقسیم شده بود به طوری که در شمال، مهاجمین آسیایی، در مرکز زمامداران هراکلیوپولیس و در جنوب فرمانرانان تب، فرمان می راندند. این حکومت ها را در تاریخ مصر با عنوان دورۀ حکومت های متقارن (هم زمان) می شناسند.


این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#28 | Posted: 26 Sep 2012 23:38
سلسلۀ سوم و چهارم مصـر « دوران اهرام »
سلسلۀ سوم:

این دوره از تاریخ مصر یکی از باشکوه ترین دوره های فرهنگی تاریخ مصر است. هر کدام از پادشاهان آن در زمینۀ شکوفایی قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی مصر تلاش های فراوانی که بع نتیجه رسیده باشد انجام دادند.

دورۀ سلسله های کهن که شامل سلسله های سوم و چهارم و پنجم تاریخ مصر است، دورۀ سلسلۀ سوم با فرمانروایی « جوسِر » آغاز می شود که با دستیاری وزیرش به نام « ایم هوتِپ » بانی ترقی و شکوفایی در بسیاری از علوم مصری شد. نام ایم هوتپ، چنان در افسانه های مصری جلوه گر شده بود که در مراحل بعدی او را به جایگاه خدایی رسانده بودند. در دورۀ سلسلۀ سوم، پنج شاه فرمان راندند و دوران فرمانرانی آن ها از سال ۲۶۸۶ تا ۲۶۱۳ ق.م تداوم داشته است.
سلسلۀ چهارم ۲۴۹۴ – ۲۶۱۳ ق.م « دوران اهرام »:
بانی سلسلۀ چهارم « سِنِفـرو » بود که شخصی پویا و کاردان و آشنا به مسائل سیاسی و زمامداری بوده است. او در جنگ های خارجی به نوبی لشگر کشید و پس از تصرف آنجا بیش از هفت هزار اسیر با خود آورد و نیز در یورش به لیبی بیش از یازده هزار اسیر و شمار زیادی احشام و گله با خود به مصر آورد.

در داخل کشور سِنفرو به آبادانی و احداث ساختمان ها پرداخت و هرم (میدوم) و هرم (دهشور) حاصل پشتیبانی های او در معماری هرم سازی است. هرم دهشور، نخستین هرم کامل تاریخ مصر در زمان سِنفرو ساخته شده است. اهرام بزرگ مصر که در تاریخ جهانی شهرت دارند و جزو عجایب هفتگانه جهان به شمار می آیند در دورۀ سلسلۀ چهارم از سلسله های کهن مصر ساخته شده اند.

« خِئوپس » (Cheops)، خِپـرِن (Chepren) و مِنکورع (Menkaure) سازندگان اهرام سه گانۀ مصر در این دوران زندگی می کردند. خئوپس از شهر ممفیس بر تمام مصر فرمان می راند و از مشورت و یاری اشراف و صاحب منصبان و وزیر اعظم نیز برخوردار بود.

در خصوص خِپرن و منکورع، چیزی در دست نیست، آنچه مسلم است این که ساختن اهرام نشانگر رسیدن به شکوفایی تمدنی و اوج هنر و معماری مصر با بهره وری ار ترفندهای ویژۀ حمل و نقل، جرثقیل، بالابر، سنگ تراشی و… بوده است.


این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#29 | Posted: 27 Sep 2012 15:16
سلسله های عتیق مصر

دورۀ سلسله های یکم و دوم تاریخ مصر را در اصطلاح، دورۀ عتیق می نامند. در اساطیر مربوط به تاریخ مصر از شخصیتی افسانه ای به نام (مِنِس) نام برده شده است که موفق گردید دو بخش مصر سفلی و علیا را متحد نموده و کشور یکپارچه ای را تشکیل داده و خود به عنوان فرمانروای آن کشور نخستین سلسلۀ تاریخ مصر را بنیان گذارد. با یگانگی مصر علیا و سفلی، نخستین ملت را در تاریخ پدید آورد و مِنس نخستین فرمانروایی شد که بعدها «فرعون» نامیده شد.

در منابع تاریخی از شخصی به نام (نارمِـر) نام برده می شود که بنیانگذار سلسلۀ یکم مصر بوده است. به احتمال فراوان این دو نام یک شخصیت بوده اند. پایتخت سلسلۀ یکم شهر «ممفیس» بوده است. به نظر می رسد یکی از شهرهای مهم آن زمان «آبیدوس» بوده است و این گمان از آنجا ناشی می شود که مقبرۀ شش نفر از پادشاهان سلسلۀ یکم در آبیدوس قرار دارد.

مشهورترین فرمانروایان سلسلۀ یکم مصر عبارت بودند از: ۱٫ مِنِس (نارمِـر) ۲٫ آها (هور آها) ۳٫ جِـر (زِر) ۴٫ جِـت (اُ آجی) ۵٫ اُدیمو (دِن) ۶٫ اَنجیب (اِنزیب) ۷٫ سَمِرخِت ۸٫ کا آ.

از روی الواح، کتیبه ها و آگاهی های مربوط به مقبره های این فرمانروایان، تاریخ زندگانی سیاسی، تاریخ اجتماعی، هنر و برخی از مسائل آن دوران برای ما روشن شده است. از جملۀ این آگاهی ها مسائلی در خصوص برگزاری «عید سد»، سرشماری در مصر، ترقیات صنعتی و تکامل هنر می باشد.

نام پادشاهان سلسلۀ دوم عبارتند از: ۱٫ هوتِب سِخِمُویی ۲٫ رانِب ۳٫ نینِت جِـر ۴٫ خاسِخِم. برای نخستین بار در این دوره از «آپیس» گاو مقدس مصریان نام برده شده است.


این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
#30 | Posted: 27 Sep 2012 15:17
مصـر پیش از اتحـاد و عصر سلسله ها

دورۀ پیش از اتحاد و یکپارچگی مصر، تقریباً از ۳۳۰۰ تا ۳۱۹۷ پیش از میلاد تداوم داشته است. در این دوره که در واقع دورۀ پیش از تاریخ اتحاد مصر است، مصر به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می شد. پایتخت مصر شمالی «بوتو» و پایتخت مصر جنوبی «اِل کاب» بود. در مدارک باقی مانده از فرمانروایان شمالی و جنوبی با عنوان «خدمتگزاران هوروس» نام برده شده است و در داستان ها این خدمتگزاران هوروس که صورت افسانه ای به خود گرفته بودند اهمیت فراوانی در نظر مردمان مصری داشتند.

نخستین قلمرو پادشاهی در مصر جنوبی در پیرامون دلتای نیل قرار داشت. در این جا پادشاهی با لقب «زنبور شاه» فرمان می راند که نشان و عَلَم رسمی اش، زنبور عسل یا زنبور سرخ بود. او تاج سرخی بر سر می گذاشت و کاخ و پایگاه فرمانروایی اش «خانۀ سرخ» نامیده می شد.

دومین قلمرو پادشاهی در مصر در نزدیکی قاهره کنونی قرار داشت. فرمانروای آن «نِی شاه» بود که عَلَم و نشان سلطنتی آن شاخه ای گیاه پاپیروس و تاجی به رنگ سپید بود و کاخش «خانۀ سپید» نامیده می شد.

این دو بخش در حالت رقابت و دشمنی دائمی به سر می بردند و جنگ هایی پیاپی میان آنها صورت می گرفت که در پایان در سال ۳۲۰۰ ق.م بخش جنوبی بر مصر شمالی چیره گشت. پس از چیرگی نخستین، فرمانروایی به نام «نارمر» دو کشور را متحد نمود و تاج شاهی مرکب از تاج شاهان دو بخش پیشین را بر سر نهاد. به همین جهت نارمر را که در افسانه ها به نام «مِنِس» شناخته شده است با عنوان بانی اتحاد مصر می شناسند.


این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
     
صفحه  صفحه 3 از 6:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  پسین » 
فرهنگ و هنر انجمن لوتی / فرهنگ و هنر / تاریخ تمدن مصر باستان بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites