تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
فرهنگ و هنر

تاریخچه و تمدن انگلستان

صفحه  صفحه 2 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین »  
#11 | Posted: 22 Dec 2012 00:53


سفرهای اکتشافی ناخدا جیمز کوک منجر به توسعه سریع مستعمرات انگلستان در اقیانوسیه شد.
در زمان پادشاهی ملکه آن ، به سال ۱۷۰۷، یعنی ۱۰۴ سال پس از به هم پيوستن انگلستان و اسکاتلند ، پارلمان های دو كشور نيز ادغام گرديدند.

به این ترتیب، ملکه آن نخستین فرمانروای بریتانیای کبیر؛ و رابرت والیول نخستين نخست وزير آن دولت به شمار می آیند. در سال ۱۷۱۳ قرارداد صلح اوترخت(اوترشت) منعقد شد؛ و جزایر مینورکا و نووااسکوتیا و ناحیه جبل الطارق به تصرف انگلستان درآمدند.

با مرگ ملکه آن در سال ۱۷۱۴، تاج و تخت به جرج اول ، امیر ناحیه هانوور آلمان که از نوادگان جیمز استوارت اول بود؛ رسید. در زمان وی که سرسلسله خاندان هانوور به شمار می آید؛ اختیارات پادشاه بسیار محدود شد و عمده اختیارات به دست پارلمان افتاد. پادشاهان بعدی، جرج دوم ، جرج سوم و جرج چهارم هستند.

مهاجران غربی ساکن امریکا در ۱۷۷۶ از انگلستان اعلام استقلال کردند؛ اما انگلستان تا ۱۷۸۳، استقلال آمریکا را به رسمیت نشناخت. در این زمان در آمریکای شمالی ، تنها کانادا همچنان مستعمره انگلستان باقی مانده بود، درنتیجه توجه انگلستان طی سال های بعدی به حفظ و توسعه مستعمرات شرقی جلب شد؛ و با اکتشافات جیمز کوک ، در مدتی کوتاه سرزمین های وسیعی را در اقیانوسیه تصرف نمود؛ به اعمال نفوذ در آسیای جنوب شرقی پرداخت؛ و بعدها جنگ تریاک را علیه چین آغاز کرد؛ که جنگ مذکور در بلندمدت واگذاری هنگ کنگ به انگلستان را در پیداشت.

در سال ۱۸۳۲، حزب ليبرال از اتحاد صاحبان صنايع و حزب ويگ به وجود آمد؛ و قدرت سياسی از طبقه اشراف به طبقه متوسط انتقال يافت. در سال ۱۸۳۳، پارلمان كشور پس از سالها كشمكش، برده داری را ممنوع اعلام نمود.
در جهان صنعت و علم، به سال ۱۷۸۰ جیمز وات دانشمند اسکاتلندی، ماشین بخار را اختراع کرد که محرکی برای انقلاب صنعتی انگلستان گشت. در ۱۸۳۰ انگلستان صنعتی ترین کشور جهان، و در ۱۸۵۱ لندن با جمعیت ۲.۵میلیون بزرگترین شهر جهان بود.

در جهان فلسفه ، توسعه فلسفه انگلیسی در سده هجدهم، عمدتا مدیون دیوید هیوم و جرج بارکلی دانسته می شود؛ که از تجربه گرایان مشهور بوده اند.

ﻋﻴﺐ ﻧﺪﺍره ﻛﻪ " ﺗﻨﻬﺎیی "
ﺧﺪاﻡ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ. . .
     
#12 | Posted: 22 Dec 2012 00:57
عصر ویکتوریا

پس از ویلیام چهارم که خود جانشین جرج چهارم بود، در ۱۸۳۷ ملکه ویکتوریای ۱۸ ساله به تخت نشست. دوران ۶۴ ساله سلطنت او در تاریخ انگلستان به عصر ویکتوریا شهرت دارد؛ که همزمان بابه اوج رسیدن گستره مستعمرات انگلستان در سطح جهان بود.

در اواخر نيمه اول قرن نوزدهم، حزب محافظه كار بنيان نهاده شد. عصر ویکتوریا همچنین، عصر تاسیس شرکتهای نفتی مهمی چون کمپانی هند شرقی ، شرکت نفت برمه ، رویال داچ شل و شرکت نفت ایران و انگلیس است.

ویلیام گلادستون و بنجامین دیزراییلی به ترتیب از حزب لیبرال و محافظه کار مهمترین نخست وزیران دوره ویکتوریا بودند. جنگ واترلو از نبردهای معروف این دوره است.کتاب اصل انواع چارلز داروین در ۱۸۵۹ منتشر شد و انقلابی در زیست شناسی پدید آورد. همچنین موجب تاثیرات فرهنگی بسیاری گشت.

فرانسیس هربرت بردلی از فلاسفه انگلیسی مهم سده نوزدهم است.ملکه ویکتوریا در سال ۱۹۰۱ درگذشت وفرزندش ادوارد هفتم از خاندان ساكس كوبورگ گوتا به پادشاهی رسید.






ادبیات دوره ویکتوریا

ادبیات دوره ویکتوریا (به انگلیسی: Victorian literature) به آثار ادبی تلقی می شود که در دوره پادشاهی ملکه ویکتوریا (۱۸۳۷-۱۹۰۱) آفریده شده اند. در واقع، دوره ویکتوریا پل و گذاری از نویسندگان دوره رومانتیک به ادبیات بسیار متفاوت قرن بیستم است.

در قرن نوزدهم بود که رمان به برجسته ترین گونه ی ادبی در انگلستان تبدیل شد. آثار نویسنده های پیش از دوره ویکتوریا مانند جین آستین و والتر اسکات هجو اجتماعی دقیق و داستان های ماجراجویانه را به تکامل رسانده بودند.

آثار عامه پسند بازار رمان را برای خواننده های عام گشودند. اصولا قرن نوزدهم در ادبیات انگلیس مانند ادبیات کشورهایی چون فرانسه، ایالات متحده آمریکا و روسیه نقطه اوجی است. کتاب، و به خصوص رمان، هم گیر شدند «ران نویس دوره ویکتوریا» آثاری به یادماندنی که مقبولیتشان پایدار بود از خود به جای گذاشتند.






رمان نویسان

چارلز دیکنز از برجسته ترین رمان نویسان مثال زدنی دوره ویکتوریاست. دیکنز با آفرینش شخصیت هایی که زندگی خود را داشتند و وجودشان از صفحه های رمان فراتر می رفت، به طرز شگفت انگیزی در زمان خود معروف بود و هنوز هم یکی از معروف ترین و پرخواننده ترین رمان نویسان دوره ویکتوریاست.

دیکنز اولین رمان واقعی خود را با نام آقای پیکویک در بیست و پنج سالگی نوشت که او را یک شبه به موفقیت رساند. همه آثار بعدی او نیز فروش بسیار بالایی داشتند.

ﻋﻴﺐ ﻧﺪﺍره ﻛﻪ " ﺗﻨﻬﺎیی "
ﺧﺪاﻡ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ. . .
     
#13 | Posted: 22 Dec 2012 01:00
انگلستان معاصر

در ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول بر اثر مسابقه تسلیحاتی کشورهای اروپایی که ادوارد ازمسبّان آن بود، آغاز گشت. بی‌بی‌سی در میانه جنگ تاسیسشد. برتری نیروی دریایی انگلستان در جنگ محسوس بود؛ با وجود این در دیگر صحنه های نبرد، دخالت آمریکا به سال ۱۹۱۷ به نفع متّفین ضروری بود. با پایان جنگ در ۱۹۱۸، به موجب قرارداد ورسای، بسیاری از متصرفات آلمان در آفریقا به تدریج به تصرف انگلستان درآمد.

در ۱۹۱۷، با اعلامیه لرد بالفور ، انگلستان از تاسیس دولت یهودی در فلسطین حمایت نمود.شورش هایی که پس از جنگ جهانی اولبه وقوع پیوست، موجب استقلال دولت جمهوری ایرلند جنوبی و استقلال محدود مصر گشت. از جمله دیگر اثرات جنگ اولجهانی بر اوضاع سیاسی انگلستان و مستعمراتش، می توان به تاسیس اتحادیه کشورهای همسود و اعطای حق حاکمیت ملی و داشتن پارلمان به قلمروهای همسود اشاره نمود.

با آغاز جنگ جهانی دوم ، انگلستان در سوم سپتامبر ۱۹۳۹ علیه آلمان نازی اعلان جنگ داد؛ و فعالانه وارد جنگ شد. جنگ جهانی دوم خسارات زیادی به انگلستان تحمیل کرد، درحالی که سرزمین اصلی انگلستان در معرض بمباران های بی وقفه نازی ها بود؛ ژاپنی ها مستعمرات بریتانیا در شبه‌جزیره مالایا ، هنگ کنگ و سنگاپور راهدف قرار می دادند.

انگلستان که از نظر اقتصادی دچار ورشکستگی شدیدی شده بود؛ در این زمان عمدتا سیاست اعطای استقلال و حاکمیت به مستعمرات سابق، بدوندرگیری و به صورت مسالمت آمیز را دنبال می نمود؛ اما همزمان به تلاش برای حفاظت از مستعمرات تازه‌استقلال‌یافته در برابر کمونیسم می پرداخت. در ۱۹۴۷ هند و پاکستان به استقلال رسیدند و به مرور دیگر مستعمرات نیز به آن ها پیوستند.

جنگ موجب افول انگلستان، همزمان با قدرت گیری ایالات متحده آمریکا گردید. در این دوره، سازمان های اطلاعاتی انگلیس در تجهیز و آموزش آمریکایی ها نقش برجسته ای برعهده داشتند.دولت محافظه کار وینستون چرچیل در انتخابات شکست خورد و کلمنت اتلی ازحزب کارگر به نخست وزیری دست یافت.

از نخست وزیران مهم انگلستان در دوره های بعدی می توان به کسانی چون آنتونی ایدن (تنفیذ نخست وزیری در۱۹۵۵)؛ مک میلان (تنفیذ نخست وزیری در ۱۹۵۷)؛ هارولد ویلسون از حزب کارگر (تنفیذ نخست وزیری در ۱۹۷۴،۱۹۶۴)؛ ادوارد هیث (تنفیذ در ۱۹۷۰)؛ جیمز کالاهان از حزب کارگر (تنفیذ در ۱۹۷۶)؛ مارگارت تاچر از حزب محافظه کار (تنفیذ در۱۹۸۷،۱۹۸۳،۱۹۷۹)؛ جان میجر از حزب محافظه کار (تنفیذ در ۱۹۹۲،۱۹۹۰)؛ تونی بلر از حزب کارگر (تنفیذ در ۲۰۰۵،۲۰۰۱،۱۹۹۷)؛ گوردون براون از حزب کارگر (تنفیذ در ۲۰۰۷)؛ و دیوید کامرون از حزب محافظه کار (تنفیذ در ۲۰۱۰) اشاره نمود.

از جمله وقایع سیاسی مهم تاریخ انگلستان در دوره پس از جنگ جهانی دوم، می توان به همکاری در بنیانگذاری اتحادیه اروپا (۱۹۷۳)؛ جنگ باآرژانتین بر سر جزایر فالکلند (آوریل ۱۹۸۲)؛ شرکت در جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱)؛ واگذاری هنگ کنگ به چین (ژوئن ۱۹۹۷)؛ انعقاد قرارداد صلح و برگزاری همه پرسی در ایرلند شمالی (۱۹۹۸)؛ انتخاب مستقیم شهردار لندن از طریق انتخابات و رای مردم (۲۰۰۰)؛ همکاری با دولت بوش در جنگ با افغانستان (۲۰۰۱)؛ و عراق (۲۰۰۳) و افشای گسترده سواستفاده های احزاب کارگر و محافظه کار از خزانه مالی و امکانات دولتی (۲۰۱۰) اشاره نمود.

ریاست تشریفاتی حکومت بریتانیا پس از ادوارد هفتم ، به ترتیب به جرج پنجم ، ادوارد هشتم ، جرج ششم و الیزابت دوم رسید.در این دوره، فلاسفه انگلیسی سهم بسیاری در گسترش مکتب تحصّلی ایفا کردند. از برتراند راسل تحت عنوان بزرگترین فیلسوف انگلیسی قرن بیستم؛ و دومین فیلسوف بزرگ انگلیسی تمام اعصار، یاد می گردد.

ﻋﻴﺐ ﻧﺪﺍره ﻛﻪ " ﺗﻨﻬﺎیی "
ﺧﺪاﻡ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ. . .
     
#14 | Posted: 23 Dec 2012 00:42



آمار انگلستان

انگلستان که از قدیم با نام بریتانیای کبیر معروف بود و اکنون هم با نام پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی معروف است ؛ تا سال 1981دارای مستعمراتی بوده کهالبته اکنون هم بسیار بد نشده که با نگاهی به تاریخ استقلال کشور ها می توان دانست که هنوز هم کم دارای سلطه و نفوذ نیست از آن جا کهبه طور علنی و عملی کشور هاییدارد که تحت فرمانداری از پادشاهی بریتانیای کبیر است .

انگلستان :
پایتخت : لندن
تاریخ استقلال : دارای قدمت تاریخی
مساحت : 244100 کیلومتر مربع
نوع حکومت : مشروطه سلطنتی با دو مجلس قانون گذاری
نژاد : سفید پوست 1/92 سیاه پوست 2/0 هندو پاکستانی 1/3
دین : مسیحی 6/71 مسلمان 7/2
زبان : انگلیسی (زبان اصلی)

{این اطلاعات با منبع قرار دادن( اطلس جامع گیتا شناسی 84-85)نوشته و پژوهش یافته هست و بر پایه ی منبع که کشورهایی چون (ایران ) و (چین) را که در زیر استعمار چند کشور بوده اند را {دارای قدمتتاریخی} آورده است ؛ خب هر کسی می داند که آن ها از کشورهای تاریخی و دارای تمدن باستانی هستند ولی آثاری که بر جای نهاده است را در آن همه سال نادیده گرفته است .}

انگلستان 55 کشور زیر سلطه خودداشت که هنوز هم با وجود جدا شدن و استقلال یافتن می تواناثرات سلطه را در زبان ،پرچم وفرهنگ آن کشورها دید .

پرچم کشورهای همشکل یا شبیه پرچم انگلستان: 4 کشور فیجی ، زلاند نو، توالو، استرالیا .
کشورهای تحت فرمانداری از پادشاهی انگلستان : 14 کشور زلاند نو ، توالو، استرالیا ، آنتیگوآ وباربودا ، باهاما ، بلیز، جامائیکا ، جزایر سلیمان، گرنادا ، کانادا ، سنت لوسیا ،سنت وینسنت وگرنادین ، سنت کیتس ونویس .
و با کمی پژوهش می توان دانست و به اهمیت آن پی برد که پس از استقلال سرنوشت آن کشورها تا چه اندازه هم چنان به بریتانیا وابسته و تأثیر پذیراست.
از این رو به نوع حکومت های کشورهایی می پردازم که از انگلستان استقلال گرفته اند .






نوع حکومت ها :

سلطنتی : 3 کشور بحرین ، قطر،سوازیلند .
سلطنتی اسلامی : 2 کشور عربستان سعودی ، برونئی .
مشروطه سلطنتی : 4 کشور اردن ، تونگا ، کویت ، لسوتو (کشور محاطی آفریقای جنوبی ).
مشروطه سلطنتی فدرال : 1 کشور مالزیا .
جمهوری : 9 کشور سیرالئون ، کیریباتی ، مالدیو ، مصر، موریس ، نائورو، اوگاندا ، وانوآتو، سومالی (دولت موقت انتقالی) .

جمهوری چند حزبی : 18 کشور فیجی ، آفریقای جنوبی ، ایرلند ، بوتسوآنا ، غنا ، ترینداد و توباگو ، دومینیکا ، زامبیا ، عراق، سیشل ، قبرس ، کنیا ، گامبیا ، گویان ، مالاوی ، مالت، هند ، یمن .
جمهوری اسلامی : 3 کشور افغانستان ، پاکستان ، سودان(سپس نظامی پس از کودتای 1989) [و ایران ] .
فدراسیون : 1 کشور امارات متحده عربی (متشکل از 7 امیرنشین بایک مجلس مشورتی انتصابی ) .
مشترک المنافع : 2 کشور استرالیا ، دومینیکا .
جمهوری سوسیالیستی چند حزبی : 1 کشور سری لانکا .
جمهوری سوسیالیستی نظامی: 1 کشور میانمار (برمه ) .

و اکنون کشور هایی که با انگلستان هم زبان هستند :
کشورهایی که انگلیسی جزئی از زبان های رسمی کشورشان می باشد : 51 کشور .
کشورهایی که انگلیسی زبان های رسمی کشورشان می باشد : 28 کشور

ﻋﻴﺐ ﻧﺪﺍره ﻛﻪ " ﺗﻨﻬﺎیی "
ﺧﺪاﻡ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ. . .
     
#15 | Posted: 23 Dec 2012 00:46
آغاز دوران جدید

در طول دوره تودور، رنسانس از طریق درباریان ایتالیایی به انگلستان رسید و مباحث هنری، آموزشی و علمی از دوران کلاسیک باستان را دوباره معرفی کرد. انگلستان شروع به توسعه مهارت‌های نیروی دریایی کرد و اکتشاف به سمت مغرب زمین گسترش یافت.

هنری هشتم بر سر مسائل مربوط به طلاق خود از همسرش در سال ۱۵۳۴ و با اعلان لایحه استیلا، که پادشاه را رئیس کلیسای انگلستان می‌دانست، از کلیسای کاتولیک جدا شد. برعکس بیشتر موارد پروتستانیزم در اروپا، ریشه‌های این جدایی بیشتر سیاسی بود تا عقیدتی.

او همچنین سرزمین اجدادی خود ولز را تحت لوایح ۱۵۳۵ تا ۱۵۴۲ رسماً به پادشاهی انگلستان الحاق گردانید. در طول سلطنت دختران هنری ماری اول و الیزابت اول درگیری‌های داخلی مذهبی به وجود آمد. ماری اول کشور را به مذهب کاتولیک برگرداند اما الیزابت دوباره از کلیسای کاتولیک جدا شد و با زور برتری را به کلیسای انگلستان بازگرداند.

اولین مستعمره انگلیس در قاره آمریکا به نام رونوک در سال ۱۵۸۵ و در رقابت با اسپانیا توسط والتر رالی کاشف در ویرجینیا تشکیل شد. مستعمره رونوک پس از آنکه یک کشتی تدارکاتی با تأخیر به آنجا رسید و آنجا را متروکه یافت به مستعمره‌ای نافرجام تبدیل شد. انگلستان همزمان از طریق کمپانی هند شرقی با هلند و فرانسه در رقابت بود. در سال ۱۵۸۸، در دوره الیزابت، یک ناوگان انگلیسی به فرماندهی فرانسیس دریک ناوگان مهاجم آرمادای اسپانیا را شکست داد. در سال ۱۶۰۳ و در زمانی که جیمز ششم شاه اسکاتلند، کشوری که رقیب قدیمی منافع انگلستان بود، تاج و تخت انگلستان را با عنوان جیمز اول به ارث برد، ساختار سیاسی این جزیره تغییر کرد و نوعی اتحاد فرد محور ایجاد شد. او خود را پادشاه بریتانیای کبیر نامید، اگر چه این عنوان هیچ پایه و اساسی در قوانین انگلستان نداشت.

تحت نظارت «شاه جیمز یکم و ششم» کتاب مقدس نسخه شاه جیمز در سال ۱۶۱۱ منتشر شد. این نسخه نه تنها در زمره بزرگ‌ترین شاهکارهای ادبی در زبان انگلیسی و هم رتبه آثار شکسپیر است بلکه به مدت چهارصد سال نسخه استاندارد کتاب مقدس برای بیشتر مسیحیان پروتستان بود، یعنی تا زمانی که نسخه‌های مدرن در قرن بیستم منتشر شد.

بازگرداندن پادشاهی انگلیس تاج و تخت را به پادشاه چارلز دوم و صلح را به کشور برگرداند مواضع متضاد سیاسی، مذهبی و اجتماعی منجر به جنگ داخلی انگلستان بین طرفداران پارلمان و حامیان شاه چارلز اول، که در زبان محاوره به ترتیب به عنوان کله گِرد (Roundhead)ها و شوالیه‌ها شناخته می‌شدند گردید. این جنگ در واقع بخشی از ملغمه‌ای از یک جنگ گسترده‌تر چند وجهی درون سه امپراطوری که شامل اسکاتلند و ایرلند نیز می‌شد بود. در نهایت پارلمانی‌ها پیروز شدند، چارلز اول اعدام شد و پادشاهی جای خود را به کشورهای مشترک المنافع داد.

الیور کرامول، رهبر نیروهای پارلمان، در سال ۱۶۵۳ خود را فرمانروای محافظ نامید؛ و پس از آن دوره‌ای از حاکمیت فردی آغاز شد. پس از مرگ کرامول و استعفای پسرش ریچارد از عنوان فرمانروای محافظ، در سال ۱۶۶۰ از چارلز دوم دعوت شد تا به عنوان پادشاه به قدرت بازگردد. این واقعه به نام بازگرداندی مشهور شد. پس از انقلاب موسوم به انقلاب شکوهمند در سال ۱۶۶۸، از طریق لایحه حقوق در قانون اساسی ذکر شد که شاه و مجلس باید با هم حکومت کنند، هرچند قدرت واقعی در اختیار مجلس قرار گرفت.

یکی از موارد تغییر در قوانین این بود که فقط پارلمان اختیار وضع قانون را داشت و شاه نمی‌توانست مصوبات پارلمان را لغو کند. همچنین شاه نمی‌توانست مالیات وضع کند و یا بدون تصویب مجلس به سربازگیری برای ارتش مبادرت کند. همچنین از آن زمان، هیچ‌یک از پادشاهان بریتانیا در زمان جلوس وارد مجلس عوام نشده است. این مراسمی است که همه ساله و در یادبود روزی که درب مجلس در مقابل فرستاده پادشاه محکم بسته شد و سپس شخص وی درب را گشود برگزار می‌شود و نمادی از حقوق پارلمان و استقلال آن از سلطنت است. از سال ۱۶۶۰ و با تأسیس انجمن سلطنتی علم و دانش به شدت حمایت شد.

در سال ۱۶۶۶ آتش‌سوزی بزرگ لندن شهر لندن را سوزاند اما شهر پس از مدت کوتاهی بازسازی شد و بسیاری از ساختمان‌های مهم آن توسط سر کریستوفر رن طراحی گشت. در مجلس دو جناح به وجود آمده بود - محافظه کاران و حزب ویگ. گرچه محافظه کاران در ابتدا حامی پادشاه کاتولیک جیمز دوم بودند، اما برخی از آنها، به همراه حزب ویگ، او را در انقلاب ۱۶۸۸ سرنگون کرده و از شاهزاده هلندی ویلیام نارنجی دعوت کردند تا به عنوان پادشاه ویلیام سوم بر تخت نشیند.

برخی از مردم انگلیس، به ویژه در شمال، جاکوبیتیست بودند و به حمایت از جیمز و پسران او ادامه دادند. پس از توافق بین پارلمان‌های انگلستان و اسکاتلند، دو کشور در سال ۱۷۰۷ یک اتحادیه سیاسی برای ایجاد پادشاهی بریتانیای کبیر تشکیل دادند. برای پابرجا ماندن اتحاد، نهادهایی چون قانون و کلیساهای ملی جداگانه باقی ماند.

ﻋﻴﺐ ﻧﺪﺍره ﻛﻪ " ﺗﻨﻬﺎیی "
ﺧﺪاﻡ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ. . .
     
#16 | Posted: 23 Dec 2012 00:50
جنگ تریاک نخست

جنگ نخست انگلستان و چین که به جنگ تریاک نخست معروف است، بین سالهای ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۲ میلادی روی داد. این جنگ و همچنین جنگ دوم تریاک، نخستین مرحله نفوذ مؤثر کشورهای اروپای غربی به چین به شمار می‌رود.

پیش از وقوع جنگ، خرید چای از چین توسط انگلستان که مردم بریتانیا علاقه زیادی به آن داشتند، بسیار افزایش یافته بود و در مقابل انگلستان، کمتر کالایی داشت که مورد نیاز چین بوده و آنرا معاوضه نماید. در نتیجه انگلستان با کاهش ذخیره نقره خود که آنرا با چای چین مبادله می‌کرد، روبرو شد و بریتانیایی‌های حاکم در هند (که آنزمان مستعمره بریتانیا بود)، صدور نقره را متوقف کردند.

تاجران بریتانیایی هند که صادرات این کشور در دست آنان بود نوع جدیدی از تجارت را گسترش دادند. بریتانیا کشت خشخاش را در هند گسترش داده بود از اینرو تاجران انگلیسی تصمیم گرفتند تا در مقابل دریافت چای، تریاک و کتان صادراتی هند را در اختیار چین بگذارند.

پس از مدتی، افزایش شدید اعتیاد به تریاک در چین و در نتیجه افزایش واردات آن و کاهش ذخیره نقره آن کشور، مقامات چینی، واردات تریاک را ممنوع اعلام کردند. این تصمیم در ابتدا مانع بزرگی برای تاجران انگلیسی که به قاچاق تریاک به چین می‌پرداختند، محسوب نمی‌شد.

ولی در اواخر دهه ۱۸۳۰، این قانون به طور جدی اجرا شد و صندوق‌ها و انبارهای حاوی تریاک توقیف گردید. دولت چین لین ز شو را مأمور ضبط و آتش زدن کلیه محموله‌های تریاک در بندر کانتون کرد و او این کار را انجام داد. اعمال محدودیت بر همه گونه کالای وارداتی در بندر کانتون، تجار انگلیسی را ناخشنود ساخت.

در ماه ژوئن ۱۸۴۰، نیروی دریایی انگلیس با لشکرکشی به دهانه رود کانتون، نخستین جنگ تریاک را آغاز کرد. با رسیدن ناوگان انگلیسی به یانگ‌تسه کیانگ، سقوط شانگهای و سپس رسیدن به نانجینگ، چین تسلیم و مجبور به امضای پیمان نانجینگ با بریتانیا شد که طبق آن:

هنگ کنگ به پادشاهی بریتانیا واگذار شد.
پنج بندرگاه چین که انگلیسیها در آن حق اقامت و تجارت داشتند، به روی بریتانیا گشوده شد.
شهروندان بریتانیا که در چین به ارتکاب جرم می‌پرداختند، باید در دادگاه‌های انگلیسی محاکمه می‌شدند.
نرخ عوارض کالاهای وارداتی و صادراتی می‌بایست منصفانه باشد.
با امضای پیمان نانجینگ، سایر کشورها مانند ایالات متحده آمریکا، روسیه و فرانسه نیز خواستار امتیازات مشابهی مانند بریتانیا شدند و در عرض چند سال قراردادهای مشابهی با چین بستند.



ﻋﻴﺐ ﻧﺪﺍره ﻛﻪ " ﺗﻨﻬﺎیی "
ﺧﺪاﻡ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ. . .
     
#17 | Posted: 23 Dec 2012 13:47
به گفته ی گفت و گو نیوز/نوشیروان کیهانی زاده:

۲۹ آگوست ۱۸۴۲ جنگ چین و انگلستان معروف به «جنگ اول تریاک» با امضای قرارداد نانژینگ پایان یافت. این جنگ به پیروزی انگلستان و از دست رفتن هنگ كنگ چین و بازشدن درهای چین به روی بازرگانان انگلیسی انجامید. طبق این قرارداد، دولت چین پذیرفت كه بنادر چین ـ از كانتون تا شانگهای ـ به روی كشتی های قدرت های بزرگ باز باشد و تعرفه های گمركی تجار انگلیسی ثابت بماند، انگلیسی ها از حق محاكمه كنسولی برخوردار باشند و دولت چین بابت غرامت جنگ ۲۱ میلیون اونس نقره به دولت انگلستان بدهد.

این قرارداد در عرشه ناو انگلیسی «كورن والیس» در آبهای نانژینگ امضا شد. انگلستان سالها بود كه تریاك محصول هند را به چین صادر می كرد و چینیان با مصرف این تریاك ارزان معتاد شده بودند. سالها بعد، دسته ای از چینیان میهندوست با تشویق دولت چین به كشتی های باری انگلستان حمله بردند و صندوقهای تریاك را به دریا ریختند كه این امر بهانه جنگی شد كه مورخان بر آن نام جنگ اول تریاك نهاده اند. به این مناسبت نگاه كوتاهی به تاریخچه تریاك بیافكنیم:

بوته تریاك به دلیل سازش با هر آب و زمینی از قدیم الایام در اطراف دریای مدیترانه به صورت خود رو به دست می آمد و به علت داشتن گلهای زیبا، به تدریج به دست انسان كشت شد. نخست مصریان قدیم، سپس ساكنان آسیای صغیر (تركیه) و آنگاه یونانیان و بعد از آنها رومیان با این ماده (بوته تریاك و شیره آن) آشنا شدند. بقراط كه آن را Opium می نامید برای درمان بیماریها آن را تجویز می كرد. در كتابخانه ی "آجر نبشته" آشور بانیپال (۲۷۰۰سال پیش) از آن به عنوان داروی مسكن نام برده شده است.

اسكندر مقدونی آن را با خود از یونان به ایران آورد تا در صورت بیمار شدن سربازانش به آنها بخوراند و سپس آن را در شرق افغانستان (آن زمان آریانا یعنی سرزمین آرین ها خوانده می شد) كشت كرد. عربها كه در گسترش آن در آسیای جنوبی سهیم هستند، آن را داروی رفع سردرد می پنداشتند. رازی نخستین شیمیدانی بود كه هزار سال پیش خواص شیمیائی تریاك را شناخت و آن را افیون Afiyun (واژه شكسته شده Opium) خواند.

سپس ابن سینا در آزمایشگاه خود در اصفهان روی این ماده تجربه فراوان كرد و به اعتیاد آور بودن آن پی برد و توصیه كرد كه فقط برای رفع تسكین درد، درمان اسهال و اسهال خونی و چشم درد به طور موقت و مقطوع از آن استفاده شود. احتمالا از همین زمان این ماده تریاك Teriac (داروی مسكن) خوانده شده است. در آن زمان برای رفع تسكین درد شیره آن را به مقدار كم با عسل می خوردند.

مصرف تریاك به میزان محدود بود زیرا خوردن زیاد آن باعث مرگ می شد. مغولها و تیموریان (تاتارها) اولین قومی بودند كه از تریاك به عنوان ماده مخدر استفاده كردند. آنها این ماده را به سربازان خود می خوراندند تا در میدان جنگ از كشتن و كشته شدن نهراسند و فرار نكنند. استفاده از تریاك به عنوان ماده مخدر از قرن شانزدهم به تدریج معمول شد.

انگلیسی ها پس از تصرف هند و دست یافتن به مزارع خشخاش این كشور به تجارت تریاك به كشورهای دیگر مخصوصا چین دست زدند كه به دو جنگ معروف به تریاك در قرن ۱۹ انجامید. احتمالا تشویق ایرانیان به كشیدن تریاك مربوط به همین دوره است. در قرن۲۰، علی رغم ممنوعیت این ماده از سوی جامعه ملل (سابق) و سازمان ملل كشت تریاك در چند نقطه از جمله افغانستان و مثلث طلایی، و مصرف آن و مشتقاتش از جمله هروئین ادامه دارد
.

ﻋﻴﺐ ﻧﺪﺍره ﻛﻪ " ﺗﻨﻬﺎیی "
ﺧﺪاﻡ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ. . .
     
#18 | Posted: 23 Dec 2012 13:49 | Edited By: amirhoo3in


انقلاب صنعتی چه بود؟

مجموعه دگرگونی های فنی، صنعتی،اقتصادی و اجتماعی که از سال۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ در انگلستان به وجود آمده و به کشورهای دیگر راه یافت، انقلاب صنعتی نامیده می شود.

در این مدت اقتصاد وابسته به کشاورزی و صنایع دستی به اقتصاد وابسته به صنعت و تولیدات ماشین تبدیل شد. به عبارت دیگر به تدریجنیرو و کار ماشین جای نیروی کار انسانو حیوانات بارکش را گرفت. پیش ازانقلاب صنعتی، حدود ۹۰ درصد مردم در روستاها زندگی می کردند و به کشاورزی و کارهای دستی روستایی مشغول بودند.

در شهرها هم کارگاه های کوچک وجود داشت. در بعضی جاها هم از نیروی باد و آب استفاده می شد. انقلاب صنعتی به دنبال استفاده عملی از یافته های علمی نیز ثروت و سرمایه های هنگفتی که از مستعمرات به انگلیس منتقل می شد، در آن کشور به وجود آمد.

انگلیس از معادن زغال سنگ و آهن بسیار غنی بهره می برد و همین دو ماده ی اساسی سبب تولید فراورده های صنعتی فراوانی شد که پیشرفت بازرگانی و اختراع وسایل حمل و نقل و سود سرشار کارخانه دارانرا در پی داشت.

اختراع ماشین ریسندگی و بافندگی، ماشین بخار، لوکوموتیو بخاری و موتورهای الکتریکی در حمل و نقل، کشاورزی و روابط اجتماعی دگرگونی هایی وسیع به وجود آورد. دامنه ی این تغییرات ابتداکشورهای اروپا و سپس امریکا را گرفت و اکنون سراسر کره زمین را در برگرفته است.





انقلاب صنعتی (۱۸۳۰-۱۷۶۰):

در مورد سرآغاز انقلاب تکنولوژی به داستان پسری خیال پرداز اشاره می شود که با مشاهده ی حرکت سرپوش کمتری در حال جوشش به نیروی بخار پی برد یا با بافنده ایی فقیر که به چرخ ریسندگی همسرش خیره شده بود و با تعجب مشاهده کرد که چرخ حتی پس از معلق شدن بر روی زمین در حال تاب خوردن است.

این دوره در عین حال که از مخترع حمایتمی کرد و برای یک دوره ی زمانی معین امتیازها و حقوقی ویژه را برای اودر نظر گرفت، راه را بر نو آوری های جدیدتر می بست. برای مثال، جیمزوات توانست به مدت ربع قرن مهندسان دیگر را از ساختن انواع جدید ماشین بخار حتی اگر امتیاز آنها به خودشان تعلق داشت، باز دارد.

در سده ی هجدهم و اوایل سده نوزدهم کار فرمایان بسیاری بودند که به سرعت عوامل تولید را به شیوه ای جدید ترکیب می کردند مشتاق کشف بازارهای تازه بودند و از هر فکر جدیداستقبال می کردند. دکتر جانسون درباره ی این دوره می نویسد: دوره، دوره ی نوسوادی است تمام امور جهان به شیوه ای نو انجام می شود، اعدام ها به روش تازه صورت می گیرد.
بارز ترین عرصه ی تحول در انقلاب صنعتی، قرار گرفتن ماشین در خدمت تولید بود که شیوه تولید را از تولید دستی به تولید کارخانه ای متحول کرد.بیشتر اختراعات به دنبال رشته ای طولانی از آزمایش ها و خطاها پدید آمده است و در بسیاری از آنها از دو یا چند فکر یا فرایند مستقل پیشین استفاده شده و ذهن مخترع از ترکیب آنها با یکدیگر مکانیسمی کم و بیش کار آمد تر و پیچیده تر به وجود آورده است.

برای مثال، کرامبتن از ترکیب ماشین بافندگی جنی با ماشین بافندگی استوانه ای ماشین بافندگی مول را به وجود آورد. ریل آهن که از مدت ها پیش در معادن زغال مورداستفاده بود به لوکوموتیو وصل گردیدو راه آهن به وجود آمد. در این قبیل موارد که با جهش های به اصطلاح برشی یا ترکیبی روبه رو هستیم، نقش عامل شانس و تصادف تقریبا بسیار ناچیز است. برآوردهای نادرستدیگری هم از پیدایش انقلاب صنعتی به عمل آمده که همگی گمراه کننده است، می گویند اختراع ها دستاورد افراد نابغه است و نه محصول فرایند اجتماعی.


ﻋﻴﺐ ﻧﺪﺍره ﻛﻪ " ﺗﻨﻬﺎیی "
ﺧﺪاﻡ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ. . .
     
#19 | Posted: 24 Dec 2012 00:22
انقلاب صنعتی از دید کارل مارکس:

کارل مارکس در تحلیل چگونگی رخ دادن انقلاب صنعتی و ورود جهان به عصر صنعت سیر زیر را پیش رو می نهد. مارکس می گوید تغییرات اقتصادی در جوامع فئودالی که با ایجاد شهرهای کوچک و بزرگ و رونق تجارت و صنعت همراه بود، سبب تغییر در نیروهای تولید جوامع فئودالی، که پیش از آن به صورت ارباب دهقان بود به سرمایه دار (کارخانه دار) کارگر شد و با پیدایشاین نظام اقتصادی جدید و رشد طبقه سرمایه دار، تضاد طبقاتی سرمایه دارزمین دار شکل گرفت که با برتری سرمایه داری روبه رو شد. (مانند انقلاب 1789 فرانسه)



انگلیس، ملت قدرتمند:

اولین انقلاب صنعتی در بریتانیا به وقوع پیوست، زیرا که این کشور واجد تمامی شرایط لازم نظیر: اختراعات جدید، زغال سنگ، آبراه، پول، بازار مناسب و کشاورزی پیشرفته بود. بریتانیا ثروتمندترین کشور دنیا شد زیرا که اولین انقلاب صنعتی آنجا روی داد. در سال ۱۸۵۰ نیمی از کشتی های اقیانوس پیمای دنیا، متعلق به بریتانیا و نیز طول راه آهن بریتانیا برابر طول تمامی خطوط راه آهن در سرتاسر دنیا بود. ولی کشورهای دیگر نظیر آلمان و ایالات متحده که بعدها انقلاب صنعتی در آنها شروع شد، در اواخر دهه 1880 میلادی از لحاظ صنعتاز بریتانیا جلوتر بودند.

اختراع عمدتا در جامعه ای صورت می گیرد که به جای توجه صرف به هدف های مادی در صدد ایجاد مخازن فکری باشد. جریان اندیشه ی عملی انگلیس از آموزش های فرانسیس بیکن آغاز گردید و نبوغ بویل و نیوتن موجبات گسترش آن را فراهم ساخت.



چرا انقلاب صنعتی زودتر به وقوع نپیوست؟

در نیمه نخست سده ی هجدهم ابتکار ونو آوری زیادتر بود اما زمان لازم بود تا این اختراعات به ثمر بنشیند. بعضی از نخستین اختراع ها ناکام ماند،زیرا درباره ی آنها به درستی فکر نشده بود. اما ناکامی تعدادی بیشتر از نوآوری ها بدان دلیل بود که مواد مناسب برای تحقق بخشیدن آنها در دسترس نبود، مهارت لازم وجود نداشت، کارگران خود را با ان دمساز نمی کردند یا اجتماع در برابر دگرگونی مقاومت به خرج می داد. صنعت ناچار بود در انتظار بماند تا سرمایه به مقدار کافی فراهم شود چون این امر از پیش شرط های ضروری ایجاد جامعه های صنعتی است.

صنعت ناچار بود در انتظار بماند تا تفکر ترقی و پیشرفت از حالت بسته در ذهن عده ای محدود به حالت باز در ذهن عده ای زیادی از مردم فراگیر شود. در سالهای ۱۷۶۰-۱۷۰۰ در بریتانیا، انقلابی چه در زمینه شیوه تولید و ساختار صنعت و چه در حوزه ی زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم به وقوع نپیوست.

نقلاب صنعتی را نباید به عنوان دوره ای از زمان در نظر گرفت. این انقلاب جنبشی است که خواه در انگلستان پس از سال 1760 روی داده باشد یا در ایالات متحده امریکا و آلمان پس از سال ۱۸۷۰ یا در کانادا و ژاپن و روسیه در زمان ما، در هر حال دارای آثار و ویژگی های همانند است.

در همه جا، با رشد جمعیت با به کارگیری علوم در صنعت و با استفاده شدید و گسترده از سرمایه همراه نبوده است و تبدیل جماعت روستایی به شهری و پیدایش طبقه های اجتماعی جدید را به همراه داشته است.



آینده انقلاب صنعتی:

تاریخ دان کلود فولن می نویسد: «انقلاب صنعتی پدیده ی مستمری است که در جلوی چشمان ما جریان دارد، ما باید در یابیم که این فرایند که آغاز شد هیچ حد و مرزی نمی شناسد».

در بخش هایی از آسیا، امریکای جنوبی و آفریقا انقلاب صنعتی تازه باید آغاز شود. این کشورهای توسعه نیافته، مشهور به جهان سوم، از تاریخی رنج می برند که در آن در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم کشورهای اروپایی و ایالت متحده از آنها به عنوان منابع مواد خام استفاده کردند.

کشورهای صنعتی شده فعالانه از پیدایش صنعت داخلی در جهان سوم جلوگیری کردند چون نمی خواستند رقبا منافع مورد نیاز کارخانه های خودشان را از دست آنها خارج کنند.

ﻋﻴﺐ ﻧﺪﺍره ﻛﻪ " ﺗﻨﻬﺎیی "
ﺧﺪاﻡ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ. . .
     
#20 | Posted: 24 Dec 2012 01:15
دلایل پیشگامی انگلیس در انقلاب صنعتی

سخن آغازین انقلاب صنعتی (۱۷۶۰تا۱۸۵۰ ) نقطه تحولی در تاریخ جهان بود؛ زیرا عصری از رشد اقتصادی پایدار را به روی جهان گشود و زندگی انسان را به کلی دگرگون ساخت.

نرخ رشد به دست آمده بعد از سال ۱۷۶۰ در انگلستان تقریبا ۵/۱ درصد در سال بود که در مقایسه با رشدهای معجزه آسای اخیر در بعضی کشورها که درآنها GDP سالانه۸ تا ۱۰ درصد رشد می‌کند، پایین بود، اما مهم‌ترین دستاورد انقلاب صنعتی انگلستان همین بود که منجر به رشدی پیوسته شد که حجم بالای تولید و درآمد امروزی مدیون آن است. تغییر تکنولوژیک موتور انقلاب صنعتی بود.

اختراعات مشهوری مانند موتور بخار، ماشین‌های ریسندگی و پنبه بافی و فرآیندهای جدیدی برای گداختن و پالایش آهن و استیل با استفاده از زغال‌سنگ به جای سوخت‌های چوبی در آن زمان اتفاق افتاد. در قرن نوزدهم مهندسان اختراعات قرن هجدهم را گسترش دادند؛ موتور بخار با اختراع راه آهن و کشتی بخار برای حمل و نقل به کار برده شد و دیگر اختراعات گسترش یافتند.

اما گذشته از اینها هنوز برای تاریخ شناسان روشن نیست که چرا انقلاب صنعتی در قرن هجدهم ابتدا در انگلستان اتفاق افتاد و در جای دیگری مانند فرانسه یا هلند یا دیگر کشورهای اروپایی و آسیایی مانند چین یا هند رخ نداد. پاسخ این سوال حوزه وسیعی از عوامل دینی و فرهنگی تا قوانین و عوامل سیاسی را شامل می‌شود، اما آن‌گونه که از گفته‌های رابرت سی آلن استاد تاریخ اقتصاد در دانشگاه آکسفورد در کتاب «انقلاب صنعتی انگلستان از منظر جهانی» پیداست، اقتصاددانان ریشه این انقلاب را از لحاظ بنیادی عوامل اقتصادی می‌دانند و معتقدند که این موفقیت امپراتوری بریتانیا در تجارت بین‌المللی بود که باعث ایجاد دستمزدهای بالا و اقتصاد با انرژی ارزان در انگلستان شد و همین زمینه‌ساز بهار انقلاب صنعتی در انگلستان بود.

عوامل فرهنگی و سیاسی رابرت سی آلن در کتاب «مقدمه‌ای بر تاریخ اقتصاد جهانی» بیان می‌کند که هرچند عوامل اقتصادی بنیان وقوع انقلاب صنعتی در انگلستان بودند، اما عوامل دیگری نیز همچون عوامل فرهنگی و سیاسی در فراهم کردن بستر مناسب برای شکل گرفتن این انقلاب بی تاثیر نبودند. انقلاب صنعتی در یک بستر فرهنگی و سیاسی به وقوع پیوست که برای ابداع و نوآوری مساعد بود. قانون اساسی انگلستان مدلی برای لیبرال‌های اروپا و همچنین اقتصاددانان مدرن بوده است.

آن قانون از معیارهای دموکراتیک دور بود: تنها ۳ تا ۵ درصد انگلیسی‌ها و حتی تعداد کمتری از اسکاتلندی‌ها حق رای داشتند. بیشتر قدرت در اختیار بالا دستی‌ها (پادشاه) بود، مخصوصا قدرت جنگ یا صلح کردن. در حالی که پارلمان از لحاظ قانونی حق رد کردن منابع مالی برای جنگ را داشت ولی هیچ گاه این کار را نکرد. قانون اساسی انگلیس ویژگی‌های بسیاری داشت که رشد اقتصادی را بهبود بخشید. البته اینها ویژگی‌هایی نبودند که اقتصاددانان مدرن بر آنها تاکید داشتند، مانند محدودیت‌هایی بر وضع مالیات یا امنیت دارایی‌ها.

برتری پارلمان در فرانسه نتیجه معکوس داد؛ درحالی که پادشاهان فرانسه ادعای قدرت مطلق داشتند، اما نمی‌توانستند بدون موافقت پارلمان مالیات‌ها را افزایش دهند که باعث ایجاد بحران در بودجه دولت می‌شد. در فرانسه طبقه اشراف از پرداخت مالیات معاف بودند، در حالی که در انگلستان در سال ۱۶۸۸ پارلمان بر زمین مالیاتی وضع کرد که هم اشراف زادگان و هم غیر اشراف زادگان ملزم به پرداخت آن بودند.

هرچند بیشتر درآمدهای مالیاتی از وضع مالیات‌های غیرمستقیم بر کالاهای داخلی مانند آب‌جو و کالاهای وارداتی مانند شکر و تنباکو افزایش می‌یافت. بیشتر بار پرداخت این مالیات بر دوش کارگرانی بود که در پارلمان جایی نداشتند. پارلمان ممکن بود که بر بالا دستی‌ها نظارت کند اما در نبود دموکراسی چه کسی بر پارلمان نظارت می‌کرد؟ در نتیجه دولت انگلیس در حدود دو برابر دولت فرانسه درآمد داشت و نسبت بیشتری از درآمد ملی را نیز هزینه می‌کرد. می‌توان استدلال کرد که این هزینه‌ها رشد اقتصادی را بهبود بخشید.

بیشتر این پول‌ها در ارتش و نیروی دریایی هزینه می‌شد. نیروی دریایی نیز در خدمت توسعه امپراتوری بریتانیا و ترقی تجارت خارجی بود. در ادامه حتی کارگران نیز از این موضوع نفع بردند زیرا امپریالیسم اساس اقتصاد با دستمزدهای بالا بود که از طریق ایجاد تغییرات تکنولوژیک کاراندوز منجر به رشد گردید. اما آیا لویی شانزدهم در فرانسه قدرت وضع و افزایش مالیات‌ها را داشت؟

می‌توان گفت او در حالی که میان جنگ و صلح به سر می‌برد تنها در نگه‌داشتن نیروی دریایی در حالت آماده و در یک موقعیت پایدار جدای از گسترش یا انقباض آن موفق بود. رشد همچنین از طریق قدرت پارلمان در گرفتن دارایی‌های مردم برخلاف خواست آنان بهبود می‌یافت. اما این کار در فرانسه ممکن نبود. در واقع می‌توان استدلال کرد که فرانسه به‌دلیل امنیت بسیار بالای دارایی‌ها قادر به این کار نبود. پارلمان انگلستان سند صاحبان دارایی‌هایی مانند زمین را که با حصارکشی دور زمین‌هایشان یا با ساختن کانال‌ها و جاده‌ها در اطراف آن مخالفت می‌کردند، باطل می‌کرد. علاوه بر سیستم سیاسی مساعد، انقلاب صنعتی توسط پدیدار شدن فرهنگ علمی نیز تقویت می‌شد.

انقلاب علمی قرن هفدهم به جمعی از اکتشافات در ارتباط با جهان طبیعی منجر شد که در قرن هجدهم توسط مخترعان به کار گرفته شدند. علاوه بر این موفقیت فلسفه طبیعی به روش علمی اعتبار بخشید و آن این دیدگاه بود که جهان توسط قوانینی اداره می‌شود که می‌توان از طریق مشاهده آنها را کشف کرده و برای بهبود زندگی انسان به‌کار برد. مدل منظومه خورشیدی نیوتن بزرگ‌ترین دستاوردی بود که در الهام بخشیدن به جهت‌گیری مجدد ایده‌های طبقه فوقانی در مورد دین و طبیعت نقش موثری داشت. اینکه فرهنگ رایج تا چه اندازه در این جهت‌گیری دوباره سهم داشت، هنوز یک سوال باز است. مثال‌های مهم و بسیاری از مخترعانی وجود دارد که مدل نیوتن را اتخاذ کردند. از طرف دیگر اشتیاق رایجی برای جادوگری که جایگزین قرون وسطایی علم بود وجود داشت.

احتمالا بیشتر مردم به جادوگری بیش از قوانین جنبش نیوتن اعتقاد داشتند. سخنرانی‌های جان ویزلی میلیون‌ها طرفدار را به خود جذب می‌کرد. دیدگاه او این بود که «دست کشیدن از جادوگری همانند دست کشیدن از انجیل است.» فرهنگ رایج به صورت مستقیم‌تری توسط تغییرات اجتماعی دگرگون شد تا به وسیله اصول ریاضی نیوتن. قدرتمندترین تغییرات، شهری سازی و رشد تجارت بودند. این تغییرات گسترش سواد را از طریق افزایش ارزش آن تشویق کردند. در قرن هجدهم بیشتر پسران صنعتگران، مغازه داران و کشاورزان و سهم کمتری از پسران کارگران چندین سال از آموزش اولیه را دارا بودند؛ همچنین دختران زیادی به مدرسه رفتند.



ادامه دارد ...

ﻋﻴﺐ ﻧﺪﺍره ﻛﻪ " ﺗﻨﻬﺎیی "
ﺧﺪاﻡ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ. . .
     
صفحه  صفحه 2 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین » 
فرهنگ و هنر انجمن لوتی / فرهنگ و هنر / تاریخچه و تمدن انگلستان بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites