فرهنگ و هنر

تاریخ و تمدن کشورها


صفحه  صفحه 24 از 27:  « پیشین  1  ...  23  24  25  26  27  پسین »
 #231 Posted: 17 Nov 2013 10:43
مروان بن حکم


مروان بن حکم بن ابی العاص ملقب به ابوالقاسم و بعدا به ابو عبدالملک، اولین خلیفه شاخه مروانیان از امویان بود که دوران حکومت چند ماهه در سال ۵-۶۴ هجری/۵-۶۸۴ میلادی داشت. وی محمد را دیده و از صحابیون او است.

مروان از زنی از حکم به نام آمنه بنت علقمه کنانیه به دنیا آمد و همانند عثمان از تیره ابوالعاص قبیله بنی امیه و عمو زاده ی وی بود. منابع عموما تاریخ تولد مروان را ۲ یا ۴ هجری (۶-۶۲۳ میلادی) می دانند. اما قاعدتا باید قبل از هجرت دنیا آمده باشد.

او به خاطر دانش بالایش از قرآن به عنوان مشاور عثمان منسوب گردید و بدون شک باید جزو کسانی باشد که از طرف عثمان مامور به بازنویسی قرآن شدند. وی در لشکر کشی به شمال آفریقا حضور داشت و غنیمت بالای بدست آمده از فتوحات این سرزمین، اموال و دارای زیادی به مال مروان افزود و وی روی این اموال در مدینه به خوبی سرمایه گذاری نمود. وی مدتی والی فارس نیز بود. در سال ۳۵ هجری/۶۵۶ میلادی وی در دفاع از عثمان در مقابل شورشیان مصر، زخمی گردید.


وی در جنگ جمل هم پیمان عایشه و طلحه و زبیر بود. اما خود او بود که طلحه را کشت. زیرا معتقد بود که طلحه مقصرترین شخص در کشته شدن عثمان بود. او ناباورانه بعد از این جنگ با علی بیعت نمود.


در این دوران وی والی بحرین و طی دو دوره گسسته والی مدینه بود. یکی در سال ۸-۴۱ هجری/۸-۶۶۱ میلادی و دیگری در ۷-۵۴ هجری/۷-۶۷۴ میلادی که به ترتیب در بار اول سعید بن عاص و در بار دوم ولید بن عتبه که هر دو اموی بودند، جانشینش شدند. وی در همین دوران املاکی از معاویه در مدینه گرفت به همراه نخلستانهای پر محصول فدک که بعدا مروان این زمینها را به دو پسرش عبدالملک و عبدالعزیز بخشید.

دانشنامه اسلام می نویسد احتمال دارد که معاویه بعدها به مروان در مورد آرزوهایش در مورد خانواده خودش مظنون شده باشد، چرا که تیره ابوالعاص از تیره حرب (پدربزرگ معاویه) پرجمعیت تر بودند. مروان بر طبق بلاذری، ۱۰ پسر و ۲ دختر داشت. همچنین در روایات آمده که وی، ۱۰ برادر و ۱۰ برادر زاده داشت. دانشنامه اسلام معتقد است که احتمالا معاویه از ترس خاندان پرجمعیت ابوالعاص بود که زیاد بن سمیه را برادر ناتنی خود معرفی نمود و طی یک بدعت در دورانی که زنده بود، جانشینش را پسرش یزید عنوان کرد، علاوه بر آن به غیر از ولید بن عتبه، برادر زاده معاویه، معاویه شخصی با تجربه در خاندان حرب نمی دید، حال آنکه مروان در زمان اخراج بنی امیه از حجاز سنی بالا داشت و تنها کسی بود که در آن دوران در بنی امیه، محمد را دیده بود.


پس از مشکلات به وجود آمده در هنگام مرگ معاویه و به رسمیت نشناختن یزید از سوی شهرهای حجاز، مروان به ولید بن عتبه حاکم مدینه توصیه می کند تا کسانی که از بیعت تمرد می کنند را مجبور به این کار کند. پس از عقب نشینی لشکر مسلم بن عقبه مری از سوی شام و بازگشت آن به شام (اوایل سال ۶۴ هجری/پاییز ۶۸۳ میلادی)، بنی امیه (متشکل از آل عاص به سرکردگی عمرو بن سعید بن اشدق و آل ابوالعاص به سرکردگی مروان) که قبلا هم از حجاز به بیرون رانده شدند اما توسط سپاه یزید دوباره برگشته بودند، بار دیگر به علت فشارهای طرفداران آل زبیر مجبور به تسلیم دارایی های خود در حجاز شده و به شام گریختند. مروان در سال ۶۸۴ میلادی به شام رسید و به جای رفتن به دربار معاویه بن یزید یا معاویه دوم (پسر یزید که دوران خلافت بسیار کوتاهی داشت) ابتدا به منطقه پالمیرا رفت. پس از مرگ معاویه بن یزید، حتی در شمال شام و فلسطین نیز اکثریت با هواداران آل زبیر بود و مروان که از حکومت خاندان خود ناامید شده بود قصد داشت با عبدالله بن زبیر بیعت کند. اما به اصرار عبیدالله بن زیاد، دوباره دلگرم شد. وی خود را به عنوان یک کاندید خلافت مطرح کرد و به نشستی در جابیه(کنگره الجابیه) رفت و مروان تحت حمایت رهبر قبیله جذام به نام روح بن زنباع، خلیفه امویان گردید و قرار شد که جانشینش خالد بن یزید بن معاویه یا عمرو بن سعید بن اشدق باشند. در ژوئیه یا اوایل آگوست ۶۸۴ میلادی، مروان به میمنت خلافت خود در شام و با یاری قبیله کلب و تحت یاری حسان بن مالک بن بحدل توانست قبیله قیس به رهبری ضحاک بن قیس فهری را شکست دهد. مدتی کوتاه پس از استقرار خلافت مروان در دمشق، وی با ام هاشم فاخته بنت ابی هاشم بن عتبه که بیوه ی یزید بود و دو پسر از وی داشت ازدواج کرد. این ازدواج سیاسیِ، مروانیان را به آل ابوسفیان ارتباط می داد.

مروان جایگاهش را در فلسطین و شام مستحکم کرد. دوران کوتاه حکومت وی با لشکرکشی های زیادی همراه بود. اولین لشکر کشی به مصر و به منظور بیرون کردن عبدالرحمان بن عتبه فهری، عامل آل زبیر در مصر بود که مروان موفق شد وی را بیرون کند و در رجب ۶۵ هجرس/ فوریه-مارس ۶۸۵ میلادی، آنجا را برای خودش امن کند و پسرش عبدالعزیز را به حکومت آنجا گماشت. با وجود روایات گوناگون، به نظر می رسد که لشکریان مروان، در مقابل حمله مصعب بن زبیر به فلسطین مقاومت کردند. ممکن است لشکریان مروان خود نیز به فرماندهی حبیش بن دلجه به حجاز حمله کرده باشند اما توسط زبیریان از ربذه به شرق مدینه عقب نشینی کرده باشند.

مروان تلاشهایی برای تصرف عراق که در اختیار زبیریان بود نیز انجام داد و سپاهی به فرماندهی ابن زیاد فرستاد که مرکز قبیله قیس در قرقیسیه در جزیره را شکست دادند و وقتی به رقه رسیدند، اخبار مرگ مروان منتشر شد. علت مرگ مروان که در بهار ۶۵ هجری/۶۸۵ میلادی رخ داد، طاعونی بود که در شام شیوع پیدا کرد. روزهای متفاوتی برای مرگ مروان در منابع آمده مانند: ۷ مه ۶۸۵ میلادی، ۳ رمضان/۱۳ آوریل و ۲۹ شعبان-۱ رمضان/۱۱-۱۰ آوریل.

اکثر منابع محل دفن مروان را در دمشق می دانند. اما مسعودی در مروج الذهب و یعقوبی مکان دفنش را در سنبره در دریاچه طبره (محل اقامت زمستانی آل امیه) می دانند. طول دوران خلافتش را بین ۶ تا ۱۰ ماه ذکر می کنند. منابع سن وی در هنگام مرگ را حداقل ۶۳ می دانند، اما وی باید بیش از ۷۰ سال در این زمان داشته باشد.

مروان با لشکرکشی موفقیت آمیزی که به مصر داشت، توانست دو پسرش عبدالملک و عبدالعزیز را به عنوان جانشینی خود مطرح کند و عبدالملک جانشین وی شد و ظاهرا خالد بن یزید بن معاویه و عمرو بن سعید بن اشدق مخالفتی با این موضوع نداشتند.

زخمهایی که در طول عمر مروان بر روی بدن مروان بوجود آمده بود بر روی هیکلش اثر گذاشته بود و به او لقب خیط باطل (اشاره به قد دراز بیش از حد) داده بودند. خشونت و عدم رعایت آداب اجتماعی باعث شد که به وی لقب فاحش (بی پرده و ملاحظه) نیز داده شود. در قرنهای بعد برخی روایات ضد اموی برای وی ساخته شد که وی را طارد بن طارد (یاغی پسر یاغی) می نامیدند که اشاره به ماجرای تبعید وی و پدرش حکم به دستور محمد به شهر طائف دارد. به خاطر اینکه پسرش و ۵ تن از نوه هایش خلیفه شدند، به وی لقب ابوالجباریه نیز تعلق می گیرد. با این وجود دانشنامه اسلام از وی به عنوان یک فرمانده نظامی و یک زمامدار با کفایت و صبور و زیرک نام می برد که این ویژگی ها در اکثر نامداران آل امیه نیز یافت می شود. مروان از موقعیتی سخت و در حالی که قدرت خاصی در شام نداشت و عمدتا در حجاز پست و مقام داشت توانست با اتکا به توانایی های فردی و با منسوب کردن پسرانش به خلافت، ۶۰ سال به عمر خلافت امویان بیفزاید.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
     
 #232 Posted: 17 Nov 2013 10:44
عبدالملک بن مروان


عبدالملک بن مروان بن حکم اموی پنجمین خلیفه از خلفای اموی در دمشق بود؛ او و توانست بر مشکلات سیاسی که در عهدش پیش آمد، فائق آید. ابن خلدون نوشته‌است: «عبدالملک بن مروان از خلفای بنی امیه و عرب و جهان اسلام است. او در امور مملکت به سیره خلیفهٔ دوم عمر بن خطاب عمل می‌نمود.»

در دوران او، دیوانهای مهم شعر و کتب علمی از زبانهای گوناگون قدیم به عربی ترجمه شد، و دانشمندان از سراسر جهان اسلام به سوی دربار دمشق روی آوردند.

عبدالملک برای نخستین بار واحد پول برای جهان اسلام تعیین کرد، و سکه‌های درهم و دینار را به نام خود ضرب کرد. هم او کعبه را به دیبا و حریری که در دمشق بافته می‌شد و به مکه فرستاده می‌شد، پوشانید. وی قلمرو امویان را از شرق به نزدیکی مرز چین گسترش داد، و به فرماندهی محمد بن قاسم ثقفی هند را فتح کرد.

عبدالملک، حجاج بن یوسف ثقفی را به مکه فرستاد، تا مکه را از دست عبدالله بن زبیر درآورد؛ سرانجام عبدالله بن زبیر کشته و مکه آزاد شد و سرزمینهای اسلامی یکپارچه شد.

عبدالملک، شهر واسط را در کرانه باختری رود دجله بنیان نهاد و مردمی از شهر شام را در آن جای داد و خود چندی در آنجا سکونت گزید. وی برای جلوگیری از شورش‌ها نیازمند به شامیان بود، پس شخصی به نام مهلب بن ابی صفره را به جنگ با خوارج واداشت؛ سرانجام خوارج سرکوب شده و نفوذ خود را از دست دادند. قیام مختار در زمان او روی داد.

او همچنین قبةالصخره را در بیت‌المقدس بنا نهاد.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
     
 #233 Posted: 17 Nov 2013 10:45
ولید پسر عبدالملک

ولید پسر عبدالملک(نام کامل :أبو العباس الولید بن عبد الملک بن مروان بن الحکم الأموی القرشی) یا الولید خلیفه قدرتمند اموی بود که از سال ۷۰۵ تا ۷۱۵ میلادی (از ۸۶ تا ۹۶ هجری) فرمان راند؛ خلافت او دوران گشایش سرزمین‌ها و گسترش قلمرو امویان در خاور و باختر بود. در زمان او، کراچی به محاصره مسلمانان درآمد، و جنگی سخت بین مسلمانان و داهرشاه در سند روی داد. در مولتان، نیز مسلمانان پیروز شدند و غنایم بسیار به دست مسلمانان افتاد. در این زمان، مسلمانان همچنین بر سرزمین اسپانیا که تا آن زمان رومیان بر آن فرمان می‌راندند، تاخته و برآن تسلط یافتند. در این زمان، موسی بن نصیر، شهرهای مغرب را گشود. از ولید پسر عبدالملک، مسجد جامع اموی در دمشق برجای مانده‌است که از شگفت‌ترین مساجد جهان است. ولید ۴۸ سال زیست و ۱۰ سال حکومت کرد، و در دمشق مُرد و در همانجا به خاک سپرده شد.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
Edited By: sepanta_7
     
 #234 Posted: 17 Nov 2013 10:47
سلیمان پسر عبدالملک



سلیمان پسر عبدالملک(۵۴-۹۹ هجری/۶۷۴-۷۱۷ میلادی) نوادهٔ مروان حکم از امویان بود که از سال ۷۱۵ تا ۷۱۷ میلادی(۹۶ تا ۹۹ هجری) خلافت کرد.

سلیمان برادر کوچکتر خلیفهٔ پیشین ولید پسر عبدالملک بود؛ در دوران خلافت سلیمان، گرگان و طبرستان به دست فرماندار مشرق، یزید بن مهلب، گشوده شد و قسطنطنیه به محاصره افتاد. او در رمله در فلسطین ماند و هنگام رسیدن به خلافت به دمشق نرفت؛ سلیمان می‌خواست به مرز امپراتوری بیزانس نیز حمله کند که در سال ۹۹ هجری/۷۱۷ میلادی مُرد. او پیش از مرگ، خلافت را به عمر بن عبدالعزیز واگذاشت.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
     
 #235 Posted: 17 Nov 2013 10:50
عمر بن عبدالعزیز
عمر بن عبدالعزیز(نام کامل :عمر بن عبد العزیز بن مروان بن الحکم بن أبی العاص بن أمیة) هفتمین خلیفه از خلفای اموی است که برخی از اهل سنت از جمله ابن اثیر او را پنجمین خلیفه از خلفای راشدین دانسته‌اند. عمر بن عبدالعزیز در سال ۶۸۲ میلادی/۶۱ هجری در مدینه زاده شد، نسبش به عمر بن خطاب می‌رسید، چرا که مادرش ام عاصم (لیلی) دختر عاصم پسر عمر بود؛ او اصول دین و علوم فقه را از صالح بن کیسان در مدینه آموخت. پدرش عبدالعزیز بن مروان یکی از بزرگان بنی امیه بود.

عمر بن عبدالعزیز بیش از بیست سال امارت مصر را بر عهده داشت؛ در مورد جریان ازدواج عبدالعزیز بن مروان آمده است که روزی به یکی از وزیران خود گفت: حدود چهارصد درهم از پاک ترین اموال من جمع‌آوری کن زیرا اراده ازدواج با خانوادهٔ دیندار و صالحی را دارم، بعد از تحقیق و تفحص با ام عاصم دختر عاصم بن عمر بن خطاب ازدواج کرد و از این پدر و مادر، عمربن عبدالعزیز مجدد قرن اول متولد شد.
سلیمان بن عبدالملک درسال ۹۹ هـ درگذشت و طی وصیت نامه‌ای عمر بن عبدالعزیز را به عنوان خلیفه منصوب کرد. عمر بن عبدالعزیز ضمن اینکه از برعهده گرفتن چنین مسئولیت مهمی ناراحت بود، به مسجد رفته در آنجا سخنرانی کرد که خلاصه آن به این شرح است:

«ای مردم! من به وسیله مقام خلافت مورد امتحان الهی قرار گرفته‌ام. اما در این مورد نه از من نظرخواهی شده و نه از شما مشوره گرفته شده است. لذا من شما را بر بیعت با خودم مجبور نمی‌کنم و شما هرکس را می‌خواهید خلیفه تعیین کنید».

وی بادیگر خلفای بنی امیه تفاوت بسیارداشت در دوران او از لامذهبی، استبداد، و خونریزی که از مشخصات خلافت بنی امیه بود، خبری نبود. در دوره وی پرهیزگاران و زاهدان به دربار وی رفت و آمد داشتند واو بسیار پرهیزگار و زاهد بود. وی ناسزا گفتن به علی بن ابی طالب را منسوخ نمود.

او جزیه ذمیان مسلمان شده را برداشت ومالیات ایرانیان را کاهش داد و وقتی دیگران از کاهش درآمد بیت المال سخن گفتند، گفت: خداوند پیغمبر خود رابرای هدایت فرستاده است ونه برای جزیه گرفتن.


عمربن عبدالعزیز در سن چهل سالگی، در سال ۱۰۱هـ روز جمعه ۲۰ رجب، در شهر سمعان از بلاد شام درگذشت.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
     
 #236 Posted: 17 Nov 2013 10:50
یزید بن عبدالملک

یزید دوم اموی یا یزید بن عبدالملک(نام کامل پ: ابوخالد یزید بن عبد الملک بن مروان بن الحکم القرشی الأموی الدمشقی) خلیفه‌ای از خلفای اموی بود که از سال ۷۲۰ میلادی تا زمان مرگش در سال ۷۲۴ میلادی خلافت کرد. پس از مرگ عمر بن عبدالعزیز در سال ۷۲۰ میلادی، یزید دوم به خلافت رسید. او پیشتر در زمان عمر بن عبدالعزیز و سلیمان پسر عبدالملک فرمانداری دمشق را داشت. روزهای خلافت او، روزهای کشورگشایی و گشایش بود، جراح حکمی در شهرهای ماوراء النهر با ترکان جنگید؛ یزید دوم در سال ۷۲۴ میلادی بر اثر بیماری سل درگذشت و برادرش هشام بن عبدالملک خلافت را به دست گرفت.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
     
 #237 Posted: 17 Nov 2013 10:52
هشام بن عبدالملک

هشام بن عبدالملک (۷۲-۱۲۵ هجری/۶۹۱- ۷۴۳ میلادی) زاده شده در دمشق، دهمین خلیفه از خلفای اموی بود که از ۱۰۵ تا ۱۲۵ هجری(۷۲۴ تا ۷۴۳ میلادی) خلافت کرد؛ او جانشین برادرش یزید بن عبدالملک گردید و نوزده سال و هفت ماه بر سرزمین‌های اسلامی فرمان راند. هشام سپاهی به هند فرستاد تا شورش هندوان را در سند فرونشاند و خود دستور به کشتن فرمانده ایشان جای سینگ داد؛ او همچنین سپاهی به ناربون در فرانسه فرستاد. از جمله شورشهایی که در دوره وی روی داد، شورش زید بن علی بود که به دستور خلیفه سرکوب شد. هشام، شخصی به شدت متوجه به شریعت بود، پسرش را به جهت عدم حضور در نماز جمعه سرزنش می‌کرد؛ و بر دیگر پسرش که حاکم شهر حمص بود، به سبب زنا، حد جاری کرد.هشام علاوه بر تعلق خاطری که به زهری داشت، کسان دیگری از محدثان را به خود جذب کرده بود که از جمله آنها «منصور بن معتمر» بوده‌است.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
     
 #238 Posted: 17 Nov 2013 10:52
ولید بن یزید

ولید دوم یا ولید بن یزید(نام کامل :أبو العباس الولید بن یزید بن عبد الملک بن مروان) خلیفه‌ای بود از خلفای اموی که از سال ۷۴۳ تا ۷۴۴ میلادی فرمان راند؛ او پس از عمویش هشام بن عبدالملک به خلافت رسید؛ پدرش یزید بن عبدالملک بود؛ ولید ثانی را طبری سخاوتمند و گشاده دست دانسته‌است. او مواجب را افزایش داد و به نگهداری از نابینایان و از کارافتادگان همت گماشت. ولید دوم در شعر دستی داشت، چنانکه طبری چند شعر از اشعار او را در تاریخ خود آورده‌است. او دو پسر خوش را به نامهای حکم و عثمان نام نهاد تا جانشین او شوند. او خراسان را به نصر بن سیار گذاشت، و سپس به ترغیب یوسف بن عمر، نصر را کنار گذاشت. او یوسف بن محمد عموی خویش را به فرمانداری مدینه فرستاد؛ همچنین او به قتل یحیی بن زید دستور داد. ولید، سلیمان بن هشام را به زندان افکند. او به می‌گساری مشهور بود؛ چنانچه شبها در مجالس غنا می‌نشست؛ برادر ولید نیز که در قتل او با یزید بن ولید همداستان بود، گواهی به می‌گساری وی داده‌است. او در سال ۷۴۴ میلادی در جنگ با سلیمان بن هشام شکست خورد؛ و یزید بن ولید جای او را گرفت.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
     
 #239 Posted: 17 Nov 2013 10:54
یزید بن ولید

یزید بن ولید یا یزید سوم اموی(نام کامل :يزيد الثالث بن الوليد بن عبد الملك بن مروان)دوازدمین خلیفه اموی بود؛ فرمانروایی او تنها شش ماه نخست سال 744 میلادی بود. یزید بن ولید برعلیه ولید بن یزید گواهی داد و او را به تباه کردن احکام اسلام متهم کرد، تا این که ولید از خلافت برکنار شد و او به جای وی به خلافت نشست. یزید سوم، منصور بن جمهور را به فرمانداری عراق فرستاد. او سهم افرادی را از بیت المال کاهش داد، و دستور به جزیه گرفتن از غیرمسلمانان به قدری داد که برایشان سنگین نباشد. او حارث بن سریج را از شهرهای ترک بازگرداند. بعد از گذشت شش ماه، یزید در سال 126 هجری مُرد.در روایتى که طبرى نقل کرده آمده که قدریه‏ پافشاری مى‏کردند که یزید سوم، جانشینى تعیین نموده و کار مسلمانان را مهمل نگذارد؛ او براى ابراهیم برادرش و نیز عبد العزیز بن حجاج بن عبد الملک بیعت گرفت.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
     
 #240 Posted: 17 Nov 2013 10:56
ابراهیم بن ولید

ابراهیم بن ولید خلیفه‌ای از خلفای اموی بود؛ او مدت کوتاهی در سال ۷۴۴ میلادی خلافت کرد، و پس از آن از ترس رقیبان و دشمنان سیاسی، خلافت را واگذاشت؛ مروان بن محمد که اوضاع را برای بازگرداندن خلافت به موقعیت قبلی آماده دید به سمت دمشق حرکت کرد و با درگیری که در صفر سال ۱۲۷ انجام شد سپاه دمشق را شکست داد. او برای حکم و عثمان، کسانی که ولید فاسق آنها را جانشین خود کرده بود بیعت گرفت. اما تا هنگام پیروزی او، این دو نفر که در زندان بودند کشته شدند و مردم بالاجبار با خود مروان بن محمد بیعت کردند. شاید برای اینکه بیعت او را مشروع جلوه دهند، اعلام کردند که حکم و عثمان در زندان، ضمن شعری مروان را به عنوان جانشین خود تعیین کرده‌اند. بدین ترتیب بود که آخرین خلیفه اموی بر سر کار آمد.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
     
صفحه  صفحه 24 از 27:  « پیشین  1  ...  23  24  25  26  27  پسین » 
فرهنگ و هنر
فرهنگ و هنرتاریخ و تمدن کشورها

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites