تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
تالار تخصصی سینما و موسیقی

دیالوگ های ماندگار

صفحه  صفحه 2 از 65:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  61  62  63  64  65  پسین »  
#11 | Posted: 14 Aug 2011 11:33
میدونی چیه هیچ كی منو دوس نداره ..من میدونم چون نمیبینم همه از دست من میخوان فرار كنن .....معلمون میگه خدا شما نابیناهاروبیشتر دوست داره چون نمیبینید .ولی من گفتم خانم اگه مارو دوست داشت چرا مارو نابینا كرد تا اونو نبینیم بعد گفت خدا دیدنی نیست ولی همه جا هست میتونید اونو حس كنید . گفت شما با دستاتون میبینید .حالا من همه جارو میگردم تا یه روزی بالاخره دستم به خدا بخوره اون وقت بهش میگم...هرچی تو دلم هست... بهش میگم.[ رنگ خدا - مجید مجیدی ]

من آمده ام وای وای
     
#12 | Posted: 14 Aug 2011 11:36
محمدابراهيم(محمدعلي کشاورز):خورشيد دم غروب ، آفتاب صلات ظهر نمي‌شه ، مهتابيش اضطراريه ، دوساعته باتريش سه‌ست ، بذارين حال کنه اين دماي آخر ، حال و وضع ترنجبين بانو عينهو وقت اضافيه بازيه فيناله ، آجيل مشگل گشاشم پنالتيه ، گيرم اينجور وجودا ، موتورشون رولز رويسه ، تخته گازم نرفتن سربالايي زندگي رو ، دينامشون هم وصله به برق توکل ، اينه که حکمتش پنالتيه ، يه شوت سنگين گله ، گلشم تاج گله ![ مــادر - علي حاتمي ]

من آمده ام وای وای
     
#13 | Posted: 14 Aug 2011 11:38
مادر:سر شام گریه نکنید، غذا رو به مردم زهرنکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم. راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف.آبروداری کنین بچه ها،نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می شه،نه از مرصع پلو. حرمت زنیت مادرتون رو حفظ کنین. محمدابراهیم،خیلی ریز نکن مادر،اون وقت می گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ[ مادر - علی حاتمی ]

من آمده ام وای وای
     
#14 | Posted: 14 Aug 2011 11:40
مادر:می مونه یه حلوا هدیه صاحبان عزابه اهل قبو ر... این تنها شیرینی ضیافت مرگ عطر و طعمش دعاست ... روغن خوبم تو خونه داریم ... زعفرونم هست ... اما چربی و شیرینی ملاک نیست ... این حرمته که زنده ها به مرده هاشون می ذارن ... (ماه منیر و طلعت به گریه می افتند) اجرشم نزول صلوات و حمد و قل هو الله ست ... فقط دلواپس آردم ... خاطر جمع نیستم ... می ترسم مونده باشه...[ مادر - علي حاتمی ]

من آمده ام وای وای
     
#15 | Posted: 14 Aug 2011 15:17
بهمن مفید :من بودم حاجی نصرت رضا 500 علی فرصت، آره و اینا خیلی بودیم کریم آقامونم بود!قیصر(بهروز وثوقی):کریم! کدوم کریم؟بهمن مفید :کریم آب منگل میشناسیش آره از ما نه از اونا آره که بریم دوا خوریتو نمیری به موت قسم اصلا ما تو نخش نبودیم آره نه گاز دنده دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین یکی چپ یکی راست یکی بالا یکی پایین عرق و آب جو - جور شدرو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم اولی رو رفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم سومی اومدی بریم بالاآشیخ علی نامرد ساقی شد گفت بریم بالا ما هم رفتیم بالاگفت به سلامتی میتی، تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدماین جیب نه اون جیب نه تو جیب ساعتی ضامن دار اومد بیرون رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن پریدم تو اتول اومدم دم کوچه مهران بغل این نرقه فروشیه اومدم پایین یه پسر هیکل میزونه اینجوریه زد بهم افتادم تو ج وبگفتم هه ته ته گفت عفت یکی گذاشت تو گوشم گفتم نامردا دومی رو زد از اولیش قایم تر زددست کردم تو جیبم که برم و بیام چشم واز کردم دیدم تو مریض خونم حالا ما به همه گفتیم زدیم شما هم بگین زده خوبیت نداره![ قیصر - مسعود کیمیایی ]

من آمده ام وای وای
     
#16 | Posted: 14 Aug 2011 15:19
قيصر:من فقط دو تا گير كوچيك دارم. يكي اين كه به ننه مشدي قول دادم ببرمش زيارت، يكي‌ام اين‌كه يه جوري مهرمو از دل اعظم بيارم بيرون. همين و همين![ قيصر- مسعود كيميايي ]

من آمده ام وای وای
     
#17 | Posted: 14 Aug 2011 15:20
قيصر به اعظم:ببين اعظم! تو خوشگلي، نجيبي، سگت مي‌ارزه به صدتا دختر قرتي توي خيابون. بعدِ همه‌ي اينا، من و تو از بچگي با هم بزرگ شديم. من به دشمن خودمم نارو نمي‌زنم چه برسه به تو.[ قيصر- مسعود كيميايي ]

من آمده ام وای وای
     
#18 | Posted: 14 Aug 2011 15:21
قيصر:نيگا... خان دايي رو... يه پهلوون قديمي كه توي بازارچه رو سرش قسم مي‌خورن... هموني كه بچه‌ها رديفي لب جوب ميشينن و از پهلوونياش مي‌گن... اه خاندايي تو آدمو مايوس مي‌كني![ قيصر - مسعود كيميايي ]
قيصر! كجايي كه دااشتو كشتن[ قيصر- مسعود كيميايي ]

من آمده ام وای وای
     
#19 | Posted: 14 Aug 2011 15:22
جک نیکلسون به زنش تو فیلم درخشش اخرها گفت:عزیزم جانی اومده!
     
#20 | Posted: 14 Aug 2011 15:22
قيصر:بدتون نياد، اما شماها ديگه عمرتون رو كردين. منم ديگه توي اين دنيا كاري ندارم، الا يه كار... يعني سه كار. خودم تك‌تك‌شون رو مي‌فرسم اون دنيا كه رستگار بشن و ملائكه‌ها بادشون بزنن[ قيصر- مسعود كيميايي ]

من آمده ام وای وای
     
صفحه  صفحه 2 از 65:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  61  62  63  64  65  پسین » 
تالار تخصصی سینما و موسیقی انجمن لوتی / تالار تخصصی سینما و موسیقی / دیالوگ های ماندگار بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites