تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
تالار تخصصی سینما و موسیقی

گفت و گو خانه سینما و موسیقی

صفحه  صفحه 90 از 91:  « پیشین  1  ...  88  89  90  91  پسین »  
#891 | Posted: 3 Feb 2017 19:33
سه تا کتاب در مورد برنامه گلها تو بازار هست که خیلی جالب هستند و اطلاع خوبی در مورد برنامه گلها و موسیقی ایران در دوره پهلوی داخلشون هست

کتاب برگ سبز ـ انتشارات پیکان

کتاب گلهای تازه ـ انتشارات پیکان

که این دو تا کتاب تو دهه هشتاد نوشته شده و جدیدترین کتاب که تو همین یکی دو ماه به بازار اومده

کتاب گلهای جاویدان نوشته علی شریفی هستش.
     
#892 | Posted: 19 Feb 2017 13:07
شهرام آذر و محسن چاوشی / نیشی به «امیر بی گزندِ» موسیقی پاپ



اگر دستگاه ها می توانستند چنین صدای خش داری را بسازند خوب برای دیگران هم می ساختند و چاوشی خاص نمی شد.
عصر ایران؛ سروش بامداد- ادعای یک تنظیم کننده موسیقی در برنامه پر بیینده استعدادیابی خوانندگی در یک شبکه ماهواره ای درباره خواننده محبوب موسیقی پاپ، واکنش های متفاوت و غالبا تندی را در فضای مجازی در پی داشته است.

شهرام آذر که به خاطر گروه متبوع خود به «سندی» شهرت دارد، در تازه ترین برنامه استعداد یابی خوانندگی (که البته تنها ایرانیان و پارسی زبانان مقیم خارج از کشور را در بر می گیرد و عملا امکان حضور از ایران به دلیل ناسازگاری فضای برنامه با هنجارهای فرهنگی داخلی و سو گیری آشکار سیاسی شبکه تلویزیونی پخش کننده برنامه وجود ندارد) درباره محسن چاوشی گفته است: «صدای چاوشی صدای خودش نیست و با دستگاه درست می شود.»

خواننده موسیقی پاپ هم در واکنش این پُست را در اینستاگرام گذاشت: « من غریبم و غریب را کاروان سرا لایق است» و بعد تر هم از هواداران خود خواست « توهین نکنند» و در صفحه مجازی خواننده مدعی کامنت های توهین آمیز نگذارند.

اینها همه در حالی است که محسن چاوشی در جشنواره موسیقی فجر امسال به خاطر آلبوم « امیر بی گزند» برنده جایزه « باربد» در بخش «پاپ با کلام» شده است.

این جایزه که به تازگی به جشنواره موسیقی فجر اضافه شده بر پایه بررسی تولیدات موسیقایی از مهرماه 94 تا مهر 95 اعطا می شود و آلبوم « امیر بی گزند» با صدای چاوشی را برگزیدند. جالب این که در بخش «آهنگ سازی پاپ» نیز باز همین اتفاق افتاد و در این بخش هم انتخاب شد و مورد استقبال مردم و منتقدان نیز قرار گرفت.

به عبارت دیگر ادعای شهرام خان آذر ( با نام کامل شهرام خسروشاهی آذر) را بپذیریم به این معنی است که او در آن سوی دنیا نکته ای را کشف کرده که انگار در اینجا اعضای هیأت داوران جشنواره موسیقی فجر از درک آن عاجز بوده اند.

استفاده از ابزار الکترونیک یک بحث است و این که بگوییم « صدایش با دستگاه درست می شود» موضوعی است دیگر وگرنه دوستداران و ستایش کنندگان محسن چاووشی هم به ابزار الکترونیک اشاره کرده اند. کما این رضا مهدوی آهنگ ساز و پژوهشگر موسیقی 6 ماه پیش و در مهرنامه شماره 48 و در متنی سراسر ستایش چاوشی به این موضوع اشاره کرد و نوشت:

« چاوشی اشعار کلاسیک را به درستی انتخاب کرده است. اشعاری که تا به حال کسی آنها را نخوانده است. از وحشی بافقی خوانده، از شعر مولانا استفاده کرده، شعری از شهریار را خوانده که تا به حال کسی نخوانده اما چاوشی این سیر طبیعی و رود را در آلبوم " امیر بی گزند" کنار یک شعر جوان پسند و مدرن امروزی قرار می دهد که بهره گرفته از واژگان امروزی و ابزار الکترونیکی است.»

ملاحظه می کنید که دوستداران و ستایش گران صدای محسن چاوشی هم منکر استفاده از ابزار های الکترونیک در موسیقی او نیستند اما این دستگاه ها « صدای او را نمی سازند.» اگر دستگاه ها می توانستند چنین صدای خش داری را بسازند خوب برای دیگران هم می ساختند و چاوشی خاص نمی شد.

رضا مهدوی در همان مقاله تخصصی و بسیار خواندنی می نویسد: « تنظیم قطعه اول از موسیقی چینی است و کار خود چاوشی. آهنگ سازی و تنظیم و میکس و مستر همه از خود اوست. شعر مولانا را آورده در فواصل پنتاتنونیک، فاصله پنجم موسیقی چینی که ما اصلا خوش مان نمی آید و یک فضای جدید برای ما ایجاد کرده است.

در قطعه آخر آلبوم ( امیر بی گزند) هم چیز متفاوت آورده که ما احساس می کردیم اصطلاحی به نام موسیقی بوتاوار است که کیهان کلهر با یوکوهاما نواخت.اگر چاوشی نمی خواند فکر می کردیم موسیقی متن بین المللی است. انگار " کیتارو" یا " یوتوا" آمده این کار را انجام داده است.»

محبوبیت چاوشی چنان است که کم نیستند کسانی که معتقدند موفقیت سریال «شهرزاد» نیز تا اندازه های زیادی مرهون صدای این خواننده است.

شهرام آذر آهنگ ساز و خواننده است و علاوه بر بازخوانی ترانه های فولکلوریک جنوب ایران با نگاه خود به مضامین اجتماعی و عاشقانه هم می پردازد اما از فضای ایران دور است و احتمالا سریال شهرزاد را هم ندیده است.

در مقام یک تنظیم کننده و استعداد یاب البته حق اظهار نظر دارد و خودش هم مدعی نیست که در جایگاه داوری نشسته و از این رو اگر صحبت های او مورد توجه قرار گرفته به خاطر پربیننده بودن برنامه به دلیل نپرداختن تلویزیون ایران به موسیقی و فضای متفاوت و غیر قابل تکرار آن در سیما داخلی است.


________

به عنوان یه خوزستانی و عاشق موسیقی اینو میگم،از محبوبیت عمو سندی که به هیچ وجه نمیشه گذشت و همون جور که خود چاوشی گفته شهرام آذر در جایگاه استادی واسش قرار داره و نقدش چیز عجیبی نیست. همچنین تشکر فراوان از محسن چاوشی عزیز که در جواب کامنتی مودبانه استفاده کرد.
     
#893 | Posted: 24 Feb 2017 00:01
تویه سایت یوتیوب یک آرشیودار قدیمی هم فعالیت میکنه نسبتا آرشیو خوبی تا حالا درست کرده که در نوع خودش جالبه و بعضی آهنگ های فوق العاده کمیاب و حتی نادر آپلود کرده

https://www.youtube.com/channel/UCuaa5gkxMJYYRXZ0k9ttrsQ/videos
     
#894 | Posted: 21 Aug 2017 23:47



در اردیبهشت ماه سال ۱۳۱۸ رضاشاه کبیر با یک بیانیه دستور داد تا موسيقى كشور تغيير كرده و از حالت حزن و اندوه بيرون آمده و به حالت شاد و مفرح درآيد تا روحيه مردم شاد شود...

     
#895 | Posted: 21 Aug 2017 23:51
دوستان عزیز ، مخصوصا سپنتای گرامی:

لطفا اگر در مورد سال های انتشار آلبوم های بانو حمیرا ، اطلاعی دارید ، ممنونم میشم در اینجا قرار بدید

به جهت تکمیل تاپیک بانو حمیرا ، احتیاج به ترتیب سال انتشار آلبوم ها دارم

در ضمن در ویکی پدیا تاریخ انتشار آلبوم ها درست نیست

ادمین سایت منسوب به بانو حمیرا هم بعد از نزدیک یک ماه ، هنوز پاسخی نداده!


ممنون

     
#896 | Posted: 4 Sep 2017 19:50 | Edited By: sepanta_7
داداش در زمان سلسله پهلوی هر خواننده ۲ اهنگ تو یه صفحه میداد بیرون و آلبوم دادن به بازار به معنای امروزی معنا نداشت.حالا بعد سال ۵۷ هم که حمیرا آلبوم داده بیرون سال انتشار آلبوم مشخص
     
#897 | Posted: 4 Sep 2017 20:00
sepanta_7:
داداش در زمان سلسله پهلوی هر خواننده ۲ اهنگ تو یه صفحه میداد بیرون و آلبوم دادن به بازار به معنای امروزی معنا نداشت.حالا بعد سال ۵۷ هم که حمیرا آلبوم داده بیرون سال انتشار آلبوم مشخص

سپاس

     
#898 | Posted: 17 Aug 2018 17:39
عصر ایران- «آقای بازیگر» هم درگذشت و رفت. همه می‌آیند و نقشی در این سرای سپنجی ایفا می‌کنند و می‌روند و این برف را سرِ باز ایستادن نیست و چرخ باید بچرخد و نمی‌دانیم کی دیگر نمی‌چرخد و از این منظر، مرگ، روی دیگر زندگی است و به تعبیری مرگی در کار نیست. چرخ است که می‌چرخد...

با این نگاه، عزت‌الله انتظامی نیاز به مرثیه‌سُرایی ندارد. در سرزمینی که بسیاری از مردگان مشهور هم مجسمه یا تندیس ندارند خیلی باید خوش‌بخت باشی که در حیات تو تندیس‌ات را بسازند و خودت از مجسمه‌هایت رونمایی کنی و خودت زنده باشی و خانه‌ات موزه شود.

آقای بازیگر سینمای ایران، خوب زندگی کرد و نه فقط به خاطر فیلم‌هایی که بازی کرد که به خاطر فیلم‌هایی که قبول نکرد در آنها بازی نکند نیز شایسته احترام است.

اگر هم گاهی بیرون از بازی سینما وارد بازی‌هایی شد که بعدتر با شأن او مناسب دانسته نشد به سرعت توضیح داد تا گَردی بر کارنامه‌اش ننشیند.

رولف دوبلی در «هنر خوب زندگی کردن» می‌نویسد: «از تمام انسان‌هایی که از 300 هزار سال قبل تا امروز به دنیا آمده‌اند تنها 6 درصد آدم‌ها اکنون زنده هستند و بقیه همه رفته‌اند و این 6 درصد نیز دیر یا زود به آن 94 درصد می‌پیوندند».

پس این دنیا جای ماندن نیست و هیچ کس رحل اقامت در آن نمی‌تواند افکند و در این میان هنرمندان چه خوش‌بخت‌اند که در حافظه ها می‌مانند. با صدا یا با قلم و البته با تصویر و عزت الله انتظامی یکی از اینهاست. یکی از سرآمدان آنان...

او که نه یک‌بار که بارها و در هر نقش تازه زندگی کرد. چه، از آن دست بازیگران بود که به فاصله‌گذاری بازیگر با نقش، باور نداشت و کاملا و با تمام وجود به جلد نقشی می‌رفت که باید بازی کند. مدت ها به یک گاو خیره شد تا بتواند «مش حسن» گاو و بعد خود گاو مش حسن شود.

به تماشای فیلم «بانو» رفته بودم و با گوش خود شنیدم که خانم کنار‌دست با چه لحنی نقش او را در فیلم نفرین می‌کرد و بد و بیراه می گفت و فراموش کرده بود عزت‌الله انتظامی است!

این‌گونه است که از هیچ نقشی که پذیرفت، شرمسار نبود و به همه افتخار می‌کرد و ما با نام عزت الله انتظامی به یاد همۀ آن نقش ها می افتیم و هم صدای عباس آقا سوپر گوشت در «اجاره نشین ها»‌ی مهرجویی در گوش مان می پیچد که روی بام فریاد می زند: «به تو می گم آشغالا رو جمع کن آشغال» و هم یاد جملاتی که علی حاتمی بر دهان حاجی حسینقلی یا حاجی واشنگتن نشانده بود تا بر این انگاره که ستایش‌گر دوران قاجار بوده هم انگ بُطلان زند:

« فکر و ذکر شده کسب آبرو. چه آبرویی؟ مملکت رو تعطیل کنید، دارالایتام دایر کنید درست تره. مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه می آید. قحطی است، دوا نیست، مرض بیداد می کند، نفوس، حق النفس می دهند، باران رحمت از دولتیِ سر قبلۀ عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم. میر غضب بیشتر داریم تا سلمانی. سر بریدن از ختنه سهل تر. ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالَک بر پیشانی همه مُهر نکبت زده. چشم ها خُمار از تراخُم است،چهره ها تکیده از تریاک. اون چهار تا آب انبار عهد شاه عباس هم آبش کرم گذاشته، ملیجک در گلدان نقره می شاشد، چه انتظاری از این دودمان؟»

در کمال الملک اما عزت الله انتظامی، خودِ ناصر الدین شاه قاجار است:

« نقاش باشی، نقاش باشی، شش دانگ حواسش در نقاشی است. نیشتر به رانش بزنی نمی فهمد».

در «جعفر خان از فرنگ از برگشته» اما او « اکبر آقا چلویی» یا پدر جعفرخان است تا «هزار دستان» که «خان مظفر» می شود:

« بعد از اون سال های گرم دیگه تحمل آفتاب رو نداشتم، سایه رو انتخاب کردم. سال هاست که منزوی ام و حکومت رو به حاکمان و قصر و خانه رو به اولاد سپردم.»


به ستارخان که می رسیم، عزت الله انتظامی در جلد «حیدر عمو اوغلو» می رود و می گوید:

«‌اگه تسلیم بشی، اگه خودکشی کنی، همه در سرنوشت این مملکت مؤثره. یادت باشه. ما فقط یه جنگو باختیم. اون هم به دلیل این که تنها بودیم. اما وقتی همه ایران باشه، وقتی همۀ دنیا جلوی ظلم وایسن، اون وقت قضیه فرق می کنه...»

دریغ و جفاست اما اگر انتظامی را تنها با سینما به یاد آوریم. زیرا نام او با تئاتر هم گره خورده است. چه نمایش هایی که بازی کرد و چه تئاترهایی که برای تلویزیون ایران در سال های 39 و 40 کارگردانی کرد.

آقای بازیگر، گزیده‌کار بود اما خلوت‌گزین و تنزه‌طلب نه. کما این که اهل کارهای صنفی هم بود و در سال 82 به رغم ده هاسال دوری از تئاتر عضو خانۀ تئاتر شد و چند سال بعد به ریاست هیأت مدیره این تشکل صنفی هنری رسید و هراسی از ابراز نظر سیاسی در معدود دفعات هم نداشت.

راز ماندگاری عزت الله انتظامی را می توان در این هم دانست که نخواست و اجازه نداد تکراری شود. تماشاگر ایرانی او را نیک می‌شناخت اما کم می‌دیدش و همین کم دیده شدن مردم را دل‌تنگ او می‌ساخت و مشتاق دیدار.

وجه دیگر این که در غالب فیلم ها او به جای خودش حرف می زد و با آن گویش خالص تهرانی هم شناخته می شد و از این نظر هم بازیگری متفاوت بود و شاید به همین خاطر باشد که بازی های او در «کمال الملک» و «هزاردستان» از حیث صدا به دل این قلم نمی‌نشیند. چون صدای خود او نیست و هر قدر هم اسماعیلی دوبلور خوب حرف زده باشد اما انتظامی را با صدای خود او بیشتر می‌شناسیم.

اوج لهجه تهرانی عزت‌الله انتظامی را با فیلم «آقای هالو» می توانیم به یاد آوریم. صاحب یک بنگاه معاملات ملکی به نام «محمدی پور» که می‌خواهد از سادگی هالو با بازی درخشان علی نصیریان استفاده کند و او را به عنوان خریدار جعلی نزد یک زمین‌دار جا بزند. در این فیلم البته نقش دیگری را هم بر عهده دارد که باز توانایی او را به رخ می‌کشد.

شخصیت انتظامی در آقای هالو آن قدر خوب درآمد که در بسیاری از نقش های بعدی هم ترکیبی از دغل کاری و زیرکی شد و شاید همان «رند» که خیلی‌ها دنبال تعریف آن هستند. یک دغل‌کار که نمی دانی او را دوست داشته باشی یا نه ولی در دل تحسینش می‌کنی. به تعبیر مصطفی ملکیان، یک انسان گوشت و پوست و استخوان‌دار و قابل لمس نه انتزاعی.

هر چند در فیلمی که در فضای مجازی منتشر شده او خود را بیش از همه وام دار داریوش مهرجویی می داند چون از تئاتر به سینما برد اما می‌توان گفت که غلامحسین ساعدی بر او حق بزرگ تری دارد با نمایش «آیِ با کلاه، آیِ بی کلاه» که نقش یک روشنفکر را در آن بازی کرد.

مش حسن «گاو»، حاجی واشنگتنِ « حاجی واشنگتن»، حیدر عمو اوغلیِ « ستارخان»، سر گروهبانِ « صادق کُرده»، قهوه چی و دلالِ «آقای هالو»، عباس آقا سوپر گوشتِ «اجاره نشین ها»، نامدار خانِ «شیرسنگی» و خان مظفرِ «هزار دستان» حالا چشم ازجهان بسته است.

اول بار هوشنگ گلمکانی بود که به تأسی از همسر بازیگر او را «آقای بازیگر» لقب داد و اگر چه برخی پنداشتند در این عنوان ترجیح بر دیگران مستتر است اما غرض این نبود و آقای بازیگر عنوانی است که او را می‌برازد.

روح ایرانی را در گفتار و رفتار او می‌دیدی. در این روح، طنز و طعنه پنهان است و البته آشتی و مدارا و این همان مفهوم «رند» است که حافظ آفرید و از آن پس ایرانی‌ها در عین جدی بودن نگاهی طعنه آمیز هم دارند و هر که بیشتر این‌گونه است محبوب‌تر است و دوست‌داشتنی تر.

این را هم یادمان باشد در روزگاری که مدعی‌ترین مدعیان، بعضا فرزندانی که به آنان ببالند، ندارند و آن قدر آویزان نام و موقعیت پدر هستند که چالشی درباره آنان درگرفته هنرمندانی که روزگاری به قصد تخفیف و تحقیر مطرب خوانده می‌شدند فرزندانی نیک بر جای گذاشته اند.

چندان که از داوود رشیدی را با لیلی رشیدی هم می‌شد شناخت و حالا در غیاب عزت‌الله انتظامی نمی‌توان از مجید انتظامی نگفت و آدم با خود می گوید: چه بچه‌های گُلی تربیت کرده‌اند مطرب جماعت!

این حکایت وجوه دیگر هم دارد اما چاره‌ای نیست. با عزت سینمای ایران باید خداحافظی کنیم. تنها آن پیکر به زیر خاک نمی‌رود. آن صدا با آن گویش خالص تهرانی را هم دیگر نخواهیم شنید. خداحافظ بچۀ سنگلج، یچۀ تهرون
     
#899 | Posted: 12 Dec 2018 23:01
سلام
     
#900 | Posted: 12 Dec 2018 23:01
خبی
     
صفحه  صفحه 90 از 91:  « پیشین  1  ...  88  89  90  91  پسین » 
تالار تخصصی سینما و موسیقی انجمن لوتی / تالار تخصصی سینما و موسیقی / گفت و گو خانه سینما و موسیقی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites