شعر و ادبیات

English Poems - متون ادبی و اشعار انگلیسی


صفحه  صفحه 80 از 81:  « پیشین  1  ...  78  79  80  81  پسین »
 مرد
#791   Posted: 8 Oct 2012 15:39
my mother i love you and i need you,even tough

i love you and i need you,even tough

i may at times have made you tear your hair

i set myself apart,bet even so

your presence and your loves are always there

you are my jail cell and ten-ton door

that keeps me from just being who i am

and so i pound the walls and go to war

ramming all the rules that i can ram

yet though i mast rebel,all the while

i know your love,s the ground on wich i stand

i wait upon the flash of your pround smile,my mother

and twist inside at every reprimand

i,m sorry for the times i,ve caused you pain

after these brief storms,love will remain
* رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند *
 
     
  
 مرد
#792   Posted: 18 Apr 2013 16:18

Robert Frost

Stopping By Woods on a Snowy Evening
توقف در جنگلها در یک عصر برفی
********************************
Whose woods these are I think I know
و بر این گمانم که می دانم این جنگلها متعلق به کیستند
His house is in the village though
اگرچه خانه اش در روستاست
He will not see me stopping hereTo watch his woods fill up with snow
من را نخواهد دیدکه به تماشای جنگلش ایستاده ام که از برف لبریز شده
My little horse must think it queer
برای اسب کوچکم شایدعجیب باشد
To stop without a farmhouse near
توقف در جایی که مزرعه ای نیست
Between the woods and frozen lake
بین جنگلها و این دریاچه یخ زده
The darkest evening of theyear.
در عصری که تاریکترین عصر سال است
He gives his harness bells a shake
و اسبم به زنگی که در لگامش هست تکانی می دهد
To ask if there is some mistake
که آیا اشتباهی پیش آمده؟
The only other sound's the sweepOf easy wind and downy flake
و تنها صدای دیگری که می آیدصدای جاروی باد است که که آسان
می کشدبر پولکهای برف.


The woods are lovely, dark and deep
جنگل ها دوست داشتنی، تیره و عمیق اند.
But I have promises to keep
ولی من قولی داده ام که باید به آن عمل کنم
And miles to go before I sleep
و قبل از خواب فرسنگها طی کنم
And miles to go before I sleep
و قبل از خواب فرسنگها طی کنم
 
     
  ویرایش شده توسط: moosam692  
 مرد
#793   Posted: 18 Apr 2013 17:15
William Blake

The Tiger
ببر
***********

TIGER, tiger, burning brightIn the forests of the night
ببر ! ببر ! ای درخشش آتشین در جنگل های شب
What immortal hand or eyeCould frame thy fearful symmetry
کدام دست یا چشمان تباهی ناپذیر توانست طرح تقارن ترسناکت را خلق کند ؟
In what distant deeps or skiesBurnt the fire of thine eyes
در ژرفنای کدامین دوردست ها و یا آسمانهاآتش چشمانت را شعله ور ساخت ؟
On what wings dare he aspire?
بر روی کدام بالها یارای خروج کردن نمود ؟
What the hand dare seize the fire?
کدام دست یارای آن را دارد که آتش را دررباید ؟
And what shoulder and what artCould twist the sinews of thy heart?
و کدام شانه و یا کدامین هنر میتواند عضلات قلبت را در هم کشد ؟
And when thy heart began to beatWhat dread hand and what dread feet?
و آن گاه که قلبت تپیدن را آغاز کردکدام دستان بیم آور توانست پاهای خوفناکت را شکل دهد ؟
What the hammer? what the chain?
کدام چکش ؟ کدام زنجیر ؟
In what furnace was thy brain?
مغزت در درون کدام کوره آهنگری بود ؟
What the anvil? What dread graspDare its deadly terrors clasp?
در کدامین سندان ؟کدام چنگال خوف انگیز یارای
دربرگرفتن وحشت های مرگبارش را دارد ؟

When the stars threw down their spears,
وقتی که ستاره ها نیزه هایشان را فرو افکندند
And water'd heaven with their tears,
وآسمان را با اشکهایشان آبیاری کردند
Did He smile His work to see?
آیا او از دیدن کارش لبخند زد ؟
Did He who made the lamb make thee?
آیا هم او که بره را خلق کرد تو را نیز آفرید ؟
Tiger, tiger, burning brightIn the forests of the night,
ببر ! ببر ! ای درخشش آتشین در جنگل های شب
What immortal hand or eye
کدام دست و یا چشمان تباهی ناپذیر
Dare frame thy fearful symmetry?
یارای آن را داردکه تقارن هولناک ترا خلق کند ؟


 
     
  
 زن
#794   Posted: 19 Jul 2013 20:39
gen mods


"Don't give up your dream
"مبادا كه روياهايت را فرو گذاري"

I know you're going to make it ...
مي دانم , برآني كه كار به پايان بري

It may take time and hard work
شايد زمان زيادي باشد و بسيار دشوار

You may become frustrated and at times you'll feel
like giving up
شايد بفرسايي و بخواهي رها كني

some times you may even wonder if it's really worth it
گاه ترديد كني كه به اين همه مي ارزد؟

But I have con fidence in you
اما به تو ايمان دارم

and I know you'll make it , if you try.
و ندارم هيچ ترديدي
كه پيروز خواهي شد , اگر بكوشي


Amanda Pierce
آماندا پيرس
 
     
  
 زن
#795   Posted: 19 Jul 2013 20:42
gen mods


Peter Gabriel

The book of love is long and boring
No one can lift the damn thing
It's full of charts and facts and figures and instructions for dancing
But I
I love it when you read to me
And you
You can read me anything
The book of love has music in it
In fact that's where music comes from
Some of it is just transcendental
Some of it is just really dumb
But I
I love it when you sing to me
And you
You can sing me anything
The book of love is long and boring
And written very long ago
It's full of flowers and heart-shaped boxes
And things we're all too young to know
But I
I love it when you give me things
And you
You ought to give me wedding rings
And I
I love it when you give me things
And you
You ought to give me wedding rings
And I
I love it when you give me things

........And you[/font]

کتاب عشق

پیتر گابریل
کتاب عشق طولانی و خسته کننده است
هیچ کسی نمی تواند آن را حمل کند
پر شده از نمودار و قانون و اشکال و ساختار برای رقصیدن
اما من
عاشق کتاب خواندنت هستم
و تو
تو می توانی همه چیز را برای من بخوانی
کتاب عشق در خودش موسیقی دارد
در اصل , موسیقی از آنجا سرچشمه می گیرد
اندکی از آن متعالی است
و اندکی از آن احمقانه است
اما من
عاشق آواز خواندن ات هستم
و تو
تو می توانی هر چیزی برایم بخوانی
کتاب عشق طولانی و خسته کننده است
و سالها قبل نوشته شده است
پر است از گل و جعبه هایی به شکل قلب
و چیز هایی که ما هنوز جوانیم برای درک اش
اما من
عاشق آن چیزی هستم که به من هدیه می دهی
و تو
تو باید به من حلقه عروسی را هدیه کنی
و من
عاشق آن چیزی هستم که به من هدیه می دهی
و تو
تو باید به من حلقه عروسی را هدیه کنی
و من
عاشق آن چیزی هستم که به من هدیه می دهی
و تو
 
     
  
 زن
#796   Posted: 10 Aug 2013 21:56
gen mods


گفتگو با خدا

I dreamed I had an Interview with god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم .

So you would like to Interview me? "God asked."

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

If you have the time "I said"

گفتم : اگر وقت داشته باشید .

God smiled

خدا لبخند زد

My time is eternity

وقت من ابدی است .

What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

Go answered ....

خدا پاسخ داد ...

That they get bored with childhood.

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند .

They rush to grow up and then long to be children again.

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .

That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.

And then lose their money to restore their health.

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند .

By thinking anxiously about the future. That

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند .

They forget the present.

زمان حال فراموش شان می شود .

Such that they live in neither the present nor the future.

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال .

That they live as if they will never die.

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد .

And die as if they had never lived.

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .

God's hand took mine and we were silent for a while.

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .

And then I asked ...

بعد پرسیدم ...

As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند ؟

God replied with a smile.

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .

To learn they cannot make anyone love them.

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .

What they can do is let themselves be loved.

اما می توان محبوب دیگران شد .

learn that it is not good to compare themselves to others.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .

To learn that a rich person is not one who has the most.

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .

But is one who needs the least.

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.

یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم .

And it takes many years to heal them.

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .

To learn to forgive by practicing forgiveness.

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن .

To learn that there are persons who love them dearly.

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند .

But simply do not know how to express or show their feelings.

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند .

To learn that two people can look at the same thing and see it differently.

یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.

یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .

They must forgive themselves.

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

And to learn that I am here.

و یاد بگیرن که من اینجا هستم .

Always

همیشه

☆☆☆☆☆ ☆☆☆☆☆

اثری از ریتا استریکلند
 
     
  ویرایش شده توسط: andishmand  
 مرد
#797   Posted: 16 Aug 2013 11:50
In the last moments of the dawn,
Before the day begins, before we say goodnight,
Hold me now, kiss me now,
My hands are shaking, and my heart is aching,
At the thought of making love with you,
Tonight, I would never dream that I would fall in love,
And it would be with you,
We're out at sea, just you and me,
Now the wind is blowing, and my passion is growing,
And your eyes are glowing with the light of love;

There is no explanation why it should be this way,
For you and me, must be destiny,
And from a new horizon, you came right out of the blue;

With the last moments of the dawn,
Could be the first day of my life with you;

Hold me now, kiss me again, 'Cos my hands are shaking,
and my heart is aching,
As the dream of making love with you
Comes true...........

In the last moments of the dawn, the last moments of the dawn....
گل بی رخ یار خوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان
بی لاله عذار خوش نباشد
تنهایی - loneliness
 
     
  
 زن
#798   Posted: 9 Sep 2013 21:12
gen mods



Don,t be afraid

to love someone

totally and completely

love is the most fulfilling

and beautiful feeling in the world

Don,t be afraid that you will get hurt

or that the other person

won,t love you

there is a risk in

everything you do and the rewards are never so great

as what love can bring

So let yourself get involved

completely and honestly

and enjoy the possibility

that what happens

Might be the only real source of happiness


از عاشقی نترس

نترس از این که عاشق شوی

با دل و جان...

عشق خشنودکننده ترین و زیبا ترین احساس دنیاست

نترس از دل آزرده شدن

یا این که طرف مقابل به تو عشق بورزد

در هرکاری خطری هست

و هیچ کاری پاداشی هم چون پاداش عشق در بر نخواهد داشت

پس خود را به عشق بسپار

صادقانه و با تمام وجود و شاد باش که آن چه پیش می آید

شاید تنها سرچشمه حقیقی شادی باشد!!!
 
     
  
 زن
#799   Posted: 9 Sep 2013 21:17
gen mods



...No one is

Since I spend so much time with you

thinking about you

talking to you

doing things with you

I must accept any faults

that you must accept any faults

that I might have

and we must not let these bother us

but rather we must ignore them

I cannot expect you to be perfect

you cannot expect me to be perfect


هیچ کس...

بدان خاطر که زمان زیاذی را با تو گذرانده ام
به تو فکر میکنم با تو حرف میزنم
در کنار تو کاری را انجام میدهم
باید بپذیرم که تو نیز میتوانی اشتباه کنی
و تو نیز باید اشتباهات من را بپذیری
و نباید بگذارم اشتباهات مارا آزرده سازد
بلکه باید آنهارا نادیده بگیرم
نمیتوانم از تو بخواهم که کامل باشی
نمیتوانی از من بخواهی که کامل باشم
هیچ کس...

 
     
  
 زن
#800   Posted: 9 Sep 2013 21:43
gen mods



I am always here

I am always here

To understand you

I am always here to laugh with you

I am always here to cry with you

I am always here To talk to you

I am always here to think with you

I am always here to plan with you

Even though we might not always

be together please know that

I am always here to love you



همیشه در کنار توام تا عاشق تو باشم..

همیشه در کنار توام
تا تو را درک کنم
همیشه در کنار توام
تا همراه تو بخندم
همیشه در کنار توام
تا با تو گریه کنم
همیشه در کنار توام تا با تو حرف بزنم
همیشه در کنار توام
تا همراه تو فکر کنم
در کنار توام تا با تو آینده را برنامه ریزی کنم
گرچه شاید همیشه همراه هم نباشیم
خواهش میکنم بدان
که همیشه در کنار توام تا عاشق تو باشم
 
     
  
صفحه  صفحه 80 از 81:  « پیشین  1  ...  78  79  80  81  پسین » 
شعر و ادبیات

English Poems - متون ادبی و اشعار انگلیسی

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites