تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Poem for Mother | شعرى براى مادر

صفحه  صفحه 16 از 30:  « پیشین  1  ...  15  16  17  ...  29  30  پسین »  
#151 | Posted: 13 May 2012 03:15


فغان دارم ز چرخ پست افسون کار ای مادر
کشیدم از فراغت محنت بسیار ای مادر

شبی را تا سحر از فکر من غافل نمی بودی
نشستی بر سر گهواره ام بیدار ای مادر


(`'·.¸ (`'·.¸*¤* ¸.·'´)¸.·')


مادرم

به نفس های به شمار افتاده ام
در پس سکوت بی انتهای شب

سوگند

من ماه هاست
خواب را

به لحظه های خیالی تماشای چشمان تو
فروخته ام



     
#152 | Posted: 13 May 2012 03:15


وقتی...

وقتی...
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم .
وقتی که دیگر رفت من به انتظار بازآمدنش نشستم .

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم .
وقتی او تمام کرد من شروع کردم .

وقتی او تمام شد من آغاز شدم .
و چه سخت است .

تنهایی...
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است ،

مثل تنها مردن



(`'·.¸ (`'·.¸*¤* ¸.·'´)¸.·')


دلم برات تنگ شده...
پای پنجره نشستم کوچه خاکستری باز زیر بارون

من چه دل تنگتم امروز انگار از همون روزهاس حال هوام رنگ تو
کوچه دل تنگ تو دلم گرفته دوباره هوای تو رو داره

چشمای خیسم واسه دیدن تو بی قراره این راه دورم خبر از دل من که نداره
اروم که ندارم یه نشونه می خوام واسه قلبم این دل تنهام باز هوای تو رو داره

هوای شهر تو با بوی گلها پیچیده توی اتاقم مثل خواب داره بد جور غریبی میکنه
اخه دردمو بجز تو کی میدونه



     
#153 | Posted: 13 May 2012 03:16


چرا پنهان كنم ؟

چرا پنهان كنم؟ عشق است و پيداست
در اين آشفته اندوه نگاهم

تو را می خواهم ای چشم فسون بار
كه می سوزی نهان از ديرگاهم

چه می خواهی از اين خاموشی سرد؟
زبان بگشا كه می لرزد اميدم

نگاه بی قرارم بر لب توست
كه می بخشی به شادی ها٬ نويدم

دلم تنگ است و چشم حسرتم باد
چراغی در شب تارم برافروز

به جان آمد دل از ناز نگاهت
فرو ریز اين سكوت آشناسوز


(`'·.¸ (`'·.¸*¤* ¸.·'´)¸.·')


چرا؟
تو اگر بسته ای بار سفر
تو اگر نیستی دیگر

پس چرا
از همه جا

من صدای تپش قلب تو را می شنوم؟


(`'·.¸ (`'·.¸*¤* ¸.·'´)¸.·')


گرچه محال است ولی دیده به راه است هنوز، که تو باز آیی و من روی مهت بینم باز، تا که از شوق کنم همچو کبوتر پرواز

تا زنم بوسه بر آن صورت باز
گیرم آن دست کریمت به نیاز

بزنم تکیه بر آن قامت ناز
تا دمی چند کنم زندگی نو آغاز

مادر ای همه خوبی ، همه پاکی ، اسطوره ایثار و گذشت ، حضورت سبز، فراغت سبز ، امروز روز مادر است و من دلم گرفته و تو را میخواهم ، تو بخواه که به حرمت آرامش نگاهت ، دلتنگیمان تسکین یاد .



     
#154 | Posted: 13 May 2012 03:18


مادرم مهربانم بعد از ماهها سختی بیماری لحظه وداع آرامش را در چهره ات یافتیم. چقدر راحت خوابیده بودی و چقدر مهربانانه معشوقت را در اغوش گرفتی.

مادرم آرام جانم مگر میشود رفتنت را باور کرد.
ای کاروان اهسته ران که آرام جانم می رود

وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود


خدایا در این مصیبت عظما ، در این وادی بی وفا که زیباترین و بهترین آفریده ات را از ما گرفتی و در غم هجرانش ما را عزادار کردی به ما صبر عنایت فرما .

خدایا سخت است غم فراق مادر ، سخت است دیدن پرواز مادر و سخت است یک عمر بی مادر سر کردن اما از تو میخواهیم به همه عزیزان داغدار مادر و پدر صبر عنایت فرمایی و دعای خیر والدین بدرقه فرزندان قرار دهی.



     
#155 | Posted: 13 May 2012 03:18


من در نبود شانه ات تصویری از یک خالی ام
حالم نمیپرسی و من ، یک مبهم سوالی ام

باور نمی کردم ولی امروز بی من رفته ای
بی تو که شعرم بوده ای یک شاعر توخالی ام

من سبز بوده ام ولی باور نمی کند کسی
بی اشتیاق ِ بودن وِ اسیر خشک حالی ام

بی تاب و دلتنگ توام، هر روز من این ماجراست
برگی نمی خورَد دگر تقویم کهنه سالی ام

دلتنگ پر کشیدنم ، در آسْمان باورت
به بودنت نمیرسد دگر شکسته بالی ام

ناباورانه در سکوت تا صبح پرسه می زنم
تو برنمیگردی و باز دلتنگ آن حوالی ام



     
#156 | Posted: 13 May 2012 03:18


گهواره ی من دلتنگ است مادرم
و آغوش کوچکم بی تاب حضورت

در نفسم گرما نیست
وجودم به یخ بندانی سوزناک دچار است

در صبر من ناصبری آشکار
و در اشکانم شوق دیدار پنهان

من به این فاصله ها محکومم؟
نه!

من، به آغوش تو محتاجم


(`'·.¸ (`'·.¸*¤* ¸.·'´)¸.·')


در سرتاسر این دیوار
واژه ی دلتنگی برای تو وصف ناپذیر است

مجنون در آتش عشق سوخت
اما شعله های عشق من مادر

تا ابد باقیست

آنگونه که هنگام بودنت نیز
دلتنگ وار می نگرمت



     
#157 | Posted: 13 May 2012 03:19


مادرم ای فرشته ی حیات من تو را من دوست دارم تو را من دوست می دارم
مادرم ای فرشته ی نجات من از تاریکی تو را من به اندازه ی روشنایی خورشید می پرستم

مادرم ای فرشته ی دلسوز من از دلتنگی ها و سردی ها و بی وفایی ها تو من دوست دارم
مادرم ای فرشته ی مهربان من تو را من دوست دارم تو را من دوست می دارم


(`'·.¸ (`'·.¸*¤* ¸.·'´)¸.·')


آه كه چه بي حد دوستت دارم؛ سنگ صبور تنهايي من!
چه فنا نا پذير است نيازم به تو؛ اي اوج باور من!

چه سخت است بي تو گذراندن و گذشت؛ اي تك آيه ي آرامش من!
چه محال است يك لحظه بي تو ماندن و بي تو نفس كشيدن؛ نوراني ترين خورشيد من!

چه ناقابل است حرف هايم.
چه پيش كش كمي ست بهشت.

چه تفسير سختي ست نبودنت.
چه ملزومه اي است وجودت.

چه لذتي ست بوسيدن دست هايت.
چه خوب است سجده بر پاهايت.

چه خوب كافري اي است پرستش تو!
فرياد شكيب ترين شكيباي زمان!

آه كه چه بي حد دوستت دارم...
مادرم!





     
#158 | Posted: 13 May 2012 03:20


اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم مادر


(`'·.¸ (`'·.¸*¤* ¸.·'´)¸.·')


مادرعزیز تقدیم به تو که از میان بهترین ها بهترین تری
مادر تو را چه بنامم که هیچ چیز یارای برابری با تو را ندارد

کوهت ننامم که کوه پایداری و استقامت از تو آموخته- رودت نخوانم که رود صداقت و پاکدامنی تو را به ارمغان برده
آسمانت نخوانم که بسی بلندتر و رفیع تری و آسمان زیر گامهای توست.

ماه و خورشیدت ننامم که آن دو نور تو را به عاریت گرفته اند
ستاره ات ندانم که آنان بی شمارند و تو بی همتاتتو را نسترن و یاس و یاسمن نمی دانم که گل نیز عطر و بویش را از تو دارد


آبشاران خروشان از مهر توست و دشت وسعت خویمادر تو را با کدامین شعر و غزل بسرایم که در مقابل نامت شعر و غزل نیز عاجزند
تو خود یک دنیا کلامی و یک عمر واژه ای ...ش را از قلبت گرفته

مادر ای طراوت بهاران و ای هستی بخش زندگانیم
تو را چه بنامم و وصفت چه بخوانم که بیکران آسمانها و دریاها

و هرچه در اوست در پیش نام تو کوچکند و عزیزو اکنون تو را ای بزرگ، ای بی همتا
با تمام عظمتت در قلب کوچک خود می یابم و یزدان پاک را سپاس می گویم

که این نهال عشق و محبت را به قلب من ارزانی داشتباشد که به جبران نیکیهایت و به پاس دلواپسیهایت
همواره تو را عزیز بدارم و محترم

و همواره آواز من این باشد که
مادر... دوستت دارم ... دوستت دارم



     
#159 | Posted: 13 May 2012 03:24


گاهی
آنچنان بی تابم که دلم می خواهد نباشم ...
آنچنان غرق تنهایی و بی تو بودنم که گویی هستی ام خلاصه در دو حرف است : تو .
فقط تو و نه هیچ چیز دیگر ...
...
بی تو
رنگها بی رنگند ..
نورها بی رمق ...
صداها بی نوا ...
آسمان بی رونق ...
....
و زندگی من تهی از وجود ...
نام مقدس تو معنای زندگی ست..
دلم می خواهد تا ابد بارانی باشم . آنقدر که در شور نامت غرق شوم ... و از من نشانی جز بی نشانی نیابی ...

کاش بودی و کاش ...

شو تا قیامت آید زاری کن ...
چه سود دریا که رحم ندارد ...



     
#160 | Posted: 13 May 2012 03:24


صدها فرشته بوسه بر دست تو می زنند
ای مادر عزیز که جانم فدای توست

دادی تو درس معرفت و عشق از ازل
یعنی حقیقت است که بهشت زیر پای توست

من در کتاب عشق خداوند خوانده ام
شکل محبت تو مثال خدای توست

هر شب به گوش من تو چه زیبا سروده ای
از عشق، یک غزل که همان لای لای توست

هر لحظه در وجود منی ای فرشته ام
قابل اگر بود تن و جانم فدای توست

بی مهری مرا ببخش تو به محبتت
خواهش کنم ببخش که دل من گدای توست

امشب که دست من قلم عشق می زند
این پاکی دلش به خدا از دعای توست



     
صفحه  صفحه 16 از 30:  « پیشین  1  ...  15  16  17  ...  29  30  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Poem for Mother | شعرى براى مادر بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites