تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Ardalan Sarfaraz | اشعار اردلان سرفراز

صفحه  صفحه 2 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  پسین »  
#11 | Posted: 12 Jul 2012 17:23
غروبا قشنگن


وقتي خورشيد ميره تا چشماشو رو هم بذاره
رنگ خورشيد غروب چشماتو يادم مياره
هميشه غروب برام عزيز و دوست داشتنيه
واسه اينکه رنگ خوب چشماي تو رو داره
غروبا قشنگن ، با چشات يه رنگن
قشنگ ترين غروبو تو چشاي تو مي بينم
تموم عالمو پر از صداي تو مي بينم
تو چه پاکي ، تو چه خوبي
تو شکوه يه غروبي
مث درياي پر آواز جنوبي
تو برام ديدني هستي مث درياي جنوب
که پر از رازي و آوازي و قصه هاي خوب
ديدنت براي من هميشه تازگي داره
مث جنگل مث ساحل ، مث دريا تو غروب

وقتي خورشيد ميره تا چشماشو رو هم بذاره
رنگ خورشيد غروب چشماتو يادم مياره
هميشه غروب برام عزيز و دوست داشتنيه
واسه اينکه رنگ خوب چشماي تو رو داره
غروبا قشنگن ، با چشات يه رنگن
قشنگ ترين غروبو تو چشاي تو مي بينم
تموم عالمو پر از صداي تو مي بينم
تو چه پاکي ، تو چه خوبي
تو شکوه يه غروبي
مث درياي پر آواز جنوبي
تو برام ديدني هستي مث درياي جنوب
که پر از رازي و آوازي و قصه هاي خوب
ديدنت براي من هميشه تازگي داره
مث جنگل مث ساحل ، مث دريا تو غروب


۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

اجاق


غريب و گنگ و بي فرياد ، اجاقي سرد و خاموشم
نفس هام سرد و يخ بسته ، زمستون تو آغوشم
يه روز تو سينه ي سردم ، هزاران شعله برپا بود
تنم فانوس شب سوز شباي سرد يلدا بود

يه شب بادي غريب اومد
تا صبح بارون به من باريد
منو خاموش مي کرد بارون
مي برد خاکسترامو باد
چشام در انتظار اشک
لبام در حسرت فرياد
حالا خالي تر از خالي
اجاقي سرد و خاموشم
نفس هام سرد و يخ بسته
زمستونه تو آغوشم

اجاقي خالي و خاموش مث يه قلب بي خونه
يک با دست آفتابيش تو رگ هام خون مي جوشونه
مي دونم شعله ور مي شم مي سوزونم زمستونو
مي گيرم با سر انگشتم همه نبضاي لرزونو
مي دونم شعله ور ميشم مي سوزونم زمستونو
مي گيرم با سر انگشتم همه نبضاي لرزونو

راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
#12 | Posted: 12 Jul 2012 17:30
گنجشک هاي خونه


اي چراغ هر بهانه
از تو روشن از تو روشن
اي که حرفاي قشنگت منو آشتي داده با من
من و گنجشکاي خونه ديدنت عادتمونه
به هواي ديدن تو پر مي گيريم از تو لونه
باز ميايم که مثل هر روز
برامون دونه بپاشي
من و گنجشکا مي ميريم تو اگه خونه نباشي
هميشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام
بس که اسم تو رو خوندم بوي تو داره نفس هام
عطر حرفاي قشنگت عطر يک صحرا شقايق

تو همون شرمي که از اون
سرع گونه هاي عاشق
شعر من رنگ چشاته
رنگ پاک بي ريايي
بهترين رنگي که ديدم
رنگ زرد کهربايي

من و گنجشکاي خونه
ديدنت عادتمونه
به هواي ديدن تو پر مي گيريم از تو لونه


۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

مرداب

ميون يه دشت لخت
زير خورشيد کوير
مونده يک مرداب پير
توي دست خاک اسير
منم اون مرداب پير
از همه دنيا جدام
داغ خورشيد به تنم
زنجير زمين به پام ... آه
من همونم که يه روز
مي خواستم دريا بشم
مي خواستم بزرگترين
درياي دنيا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم
تا به فردا برسم ... آه
اولش چشمه بودم زير آسمون پير
اما از بخت سياه
راهم افتاد به کوير
چشم من به اونجا بود
پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت
سر رام يه چاله کنده ... آه
توي چاله افتادم
خاک منو زندوني کرد
آسمون هم نباريد
اونم سرگروني کرد
حالا يک مرداب شدم
يه اسير نيمه جون
يه طرف مي رم تو خاک
يه طرف به آسمون
خورشيد از اون بالاها
زمينم از اين پايين
هي بخارم مي کنن
زندگيم شده همين
با چشام مردنمو
دارم اينجا مي بينم
سرنوشتم همينه
من اسير زمينم
هيچي باقي نيست ازم
قطره هاي آخره
خاک تشنه همينم
داره همراش مي بره
خشک مي شم تموم مي شم
فردا که خورشيد مي آد
شن جامو پر مي کنه
که مي آره دست باد ، آه

راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
#13 | Posted: 12 Jul 2012 17:32
از ريشه تاهميشه قسمت دوم

کيه کيه


پشت ديوار دلم
يه صداي پا مي آد
يه صداي آشنا
از تو کوچه ها مي آد
يه صداي پا مي آد
يه صداي پا مي آد
نفسم راهشو گم کرده تو سينه
چشم من يه سايه رو ديوار مي بينه
صداي تيک تيک قلبم نمي ذاره
صداي پاها تو گوشام بشينه
اونجا کيه کيه
پشت ديوار کيه
سايه شو من مي بينم
شايد خواب مي بينم
برگشته پيش من
اميد آخرينم
يه روزي پيدا بشه
قفل زندون دلم
با کليدش وا بشه
همه خوبي ها رو همراش بياره
دست خوبشو تو دستام بذاره


۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

همزاد


عشق لالايي بارون تو شباس
نم نم بارون پشت شيشه هاس

لحظه ي شبنم و برگ گل ياس
لحظه ي رهايي پرنده هاس

تو خود عشقي که همزاد مني
تو سکوت منو فرياد مي زني

تو خود عشقي که شوق موندني
غم تلخ و گنگ شعراي مني

وقتي دنيا درد بي حرفي داره
تويي که فرياد درداي مني

تو خود عشقي که همزاد مني
تو سکوت منو فرياد مي زني

دستاي تو خورشيد و نشون مي دن
چشماي بستمو بيدار مي کنن

صداي بال پرنده رو لبات
تو گوشام دوباره تکرار مي کنن

زندگي وقتي که بيزاري باشه
روز و شب هاش همه تکراري باشه

شايد عشق براي بعضي عاشقا
لحظه ي بزرگ بيداري باشه

عشق لالايي بارون تو شباس
نم نم بارون پشت شيشه هاس

لحظه ي عزيز با تو بودنه
آخرين پناه موندن منه

تو خود عشقي که همزاد مني
تو سکوت منو فرياد مي زني

راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
#14 | Posted: 12 Jul 2012 17:34
عاشقانه

اگه يه نامه باشم
پر از پياماي خوب
کاشکي جوابم تو باشي
اگه يه عابر باشم
اسير طوفان شن
کاشکي سرابم تو باشي
پر از گناهم اگر رها شده بي خبر
کاشکي گناهم تو باشي
اگر تمام تنم
دو چشم خسته باشه
کاشکي نگاهم تو باشي
تو در من تب خوندني تب تند و فرياد
تو اصلا تمام مني ، يه سايه ي همسفر ، يه همزاد
تولد يک صدا يه فرياد
سکوت من شيشه اي صداي تو موندني
در من ، طلوع صدايي
تو مثل گل ساده اي نجيب و آزاده اي
اسمت ، صداي رهايي
صداي من رفتني
صداي ما موندني
مثل صداي هميشه
تو مثل گل ساده اي
نجيب و آزاده اي
حرفي ، براي هميشه


اگه يه نامه باشم
پر از پياماي خوب
کاشکي جوابم تو باشي
اگه يه عابر باشم
اسير طوفان شن
کاشکي سرابم تو باشي
پر از گناهم اگر رها شده بي خبر
کاشکي گناهم تو باشي
اگر تمام تنم
دو چشم خسته باشه
کاشکي نگاهم تو باشي
تو در من تب خوندني تب تند و فرياد
تو اصلا تمام مني ، يه سايه ي همسفر ، يه همزاد
تولد يک صدا يه فرياد
سکوت من شيشه اي صداي تو موندني
در من ، طلوع صدايي
تو مثل گل ساده اي نجيب و آزاده اي
اسمت ، صداي رهايي
صداي من رفتني
صداي ما موندني
مثل صداي هميشه
تو مثل گل ساده اي
نجيب و آزاده اي
حرفي ، براي هميشه

راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
#15 | Posted: 12 Jul 2012 17:39
مسخ - آينه ها

مي بينم صورتمو تو آينه
با لبي خسته مي پرسم از خودم
اين غريبه کيه از من چي مي خواد ؟
اون به من يا من به اون خيره شدم
باورم نمي شه هر چي مي بينم
چشامو يه لحظه رو هم مي ذارم
به خودم مي گم که اين صورتکه
مي تونم از صورتم ورش دارم
مي کشم دستمو روي صورتم
هر چي بايد بدونم دستم ميگه
منو توي آينه نشون مي ده
مي گه اين تويي نه هيچ کس ديگه
جاي پاهاي تموم قصه ها
رنگ غربت تو تموم لحظه ها
مونده روي صورتت تا بدوني
حالا امروز چي ازت مونده به جا ؟
آينه مي گه تو هموني که يه روز
مي خواستي خورشيد و با دست بگيري
ولي امروز شهر شب خونه ات شده
داري بي صدا تو قلبت مي ميري
مي شکنم آينه رو تا دوباره
نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آينه مي شکنه هزار تيکه مي شه
اما باز تو هر تيکش ژس منه
ژسا با دهن کجي به هم مي گن
چشم اميد و ببر از آسمون
روزا با هم ديگه فرقي ندارن
بوي کهنگي مي دن تمومشون


۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

سفر

رفتن و رفتن و رفتن
دل به تنهايي سپردن
رفتن اما
نرسيدن
لب دريا
تشنه مردن
رفتن و رفتن و رفتن
حرفيه که ناتمومه
بغض يک
گريه ي تلخه
که يه عمره
تو گلومه
واسه من سفر هميشه
يه کبوتر سفيده

که روي سينه ي سفيدش
قطره قطره خون چکيده
گفتني ها رو بايد گفت
مي گم اين حرفو با فرياد
مث ابراي مهاجر
نمي شم همسفر باد
به سفر من ديگه تن در نميدم
گريه از درد سفر سر نمي دم
به سفر من ديگه تن در نميدم
گريه از درد سفر سر نمي دم

گم شدن
مثل يه سايه
ميون غبار کينه
لب بسته
پاي خسته
قصه ي سفر
همينه

راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
#16 | Posted: 12 Jul 2012 17:59
کوه

تو اون کوه بلندي
که سر تا پا غروره
کشيده سر به خورشيد
غريب و بي عبوره
تو تنها تکيه گاهي
براي خستگي هام
تو مي دوني چي مي گم
تو گوش مي دي به حرفام
به چشم من
به چشم من
تو اون کوهي
پر غروري ، بي نيازي ، با شکوهي
طعم بارون ، بوي دريا ، رنگ کوهي
تو همون اوج غريب قله هايي
تو دلت فرياد اما بي صدايي
تو مثل قله هاي مه گرفته
منم اون ابر دل تنگ زمستون
دلم مي خواد بذارم سر رو شونه ات
ببارم نم نم دلگير بارون
تو اون کوه بلندي
که سر تا پا غروره
کشيده سر به خورشيد
غريب و بي عبوره
تو تنها تکيه گاهي
براي خستگي هام
تو مي دوني چي مي گم
تو گوش مي دي به حرفام


۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

شقايق


دلم مثل دلت خونه ، شقايق
چشام درياي بارونه ، شقايق

مث مردن مي مونه دل بريدن
ولي دل بستن آسونه شقايق

شقايق درد من ، يکي دو تا نيست
آخه درد من از بيگانه ها نيست

کسي خشکيده خون من رو دستاش
که حتي يک نفس از من جدا نيست

شقايق آي شقايق ، گل هميشه عاشق
شقايق اينجا من خيلي غريبم

آخه اينجا کسي عاشق نمي شه
عزاي عشق غصه ش جنس کوهه

دل ويرون من از جنس شيشه
شقايق آخرين عاشق تو بودي

تو مردي و پس از تو عاشقي مرد
تو رو آخر سراب و عشق و حسرت

ته گلخونه هاي بي کسي برد
شقايق واي شقايق ، گل هميشه عاشق

دويديم ، دويديم و دويديم
به شب هاي پر از قصه رسيديم

گره زد ر نوشامو تقدير
ولي ما عاقبت از هم بريديم

شقايق جاي تو دشت خدا بود
نه تو گلدون ، نه توي قصه ها بود

حالا از تو قفط اين مونده باقي
که سالار تموم عاشقايي

شقايق اي شقايق ، گل هميشه عاشق
شقايق واي شقايق ، گل هميشه عاشق

راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
#17 | Posted: 12 Jul 2012 18:09 | Edited By: ALI2012
صداي بارون

بوي موهات زير بارون
بوي گندم زار نمناک
بوي سبزه زار خيس
بوي خيس تن خاک
جاده هاي مهربوني
رگاي آبي دستات
غم بارون غروب
ته چشمات تو صدات
قلب تو شهر گل ياس
دست تو بازار خوبي
اشک تو بارون روي
مرمر ديوار خوبي
اي گل آلوده گل من
اي تن آلوده ي دل پاک
دل تو قبله ي اين دل
تن تو ارزوني خاک
تن تو ارزوني خاک

بوي موهات زير بارون
بوي گندم زار نمناک
بوي شوره زار خيس
بوي خيس تن خاک
ياد بارون و تن تو
ياد بارون و تن خاک
بوي گل تو شوره زار
بوي خيس تن خاک
هميشه صداي بارون
صداي پاي تو بوده
همدم تنهايي هام
قصه هاي تو بوده

وقتي که بارون مي باره
تو رو ياد من مي آره
ياد گلبرگ هاي خيس
روي خاک شوره زار
اي گل آلوده گل من
اي تن آلوده تن پاک
دل تو قبله ي اين دل

تن تو ارزوني خاک
تن تو ارزوني خاک
تن تو ارزوني خاک
تن تو ارزوني خاک
تن تو ارزوني خاک



۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

قلندر

دربدر هميشگي ، کولي صد ساله منم
خاک تمام جاده هاس ، جامه ي کهنه ي تنم
هزار راه رفتم ، هزار زخم خوردم
تا تو مرا زنده کني ، هزار بار کرده ام
شب از سرم گذشته بود
در شب من شعله زدي
براي تطهير تنم
صاعقه وار آمده اي
قلندرم ، قلندرم
گمشده ي دربدرم
فروتر از خاک زمين
از آسمان فراترم
قلندرانه سوختم ، لب از گلايه دوختم
برهنگي خريدم و خرقه ي تن فروختم
هوا شدي نفس شدم
تيشه زدي ، ريشه شدم
آب شدي ، عطش شدم
سنگ زدي شيشه شدم
قلندرم قلندرم
تهي ز قهر و کين شدم
برهنه چون زمين شدم
مرا تو خواستي اين چنين
ببين که اين چنين شدم
سپرده ام تن به زمين
خون به رگ زمان شدم
سايه صفت در پي تو
راهي لامکان شدم
هيچ شدم تا که شوم
سايه ي تو وقت سفر
مرا به خويشتن بخوان
به باغ آيينه ببر
قلندرم قلندرم

راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
#18 | Posted: 12 Jul 2012 18:15
گل ناز پرپر من

گل ناز پرپر من
آخرين همسفر من
جاي لب هاي قشنگت

مونده روي دفتر من
اي که شعر تلخ اشکات

قصه ي غربت من بود
عينهو نفس کشيدن

ديدنت عادت من بود
گل ناز پرپر اي همدرد

به نبودنت بايد عادت کرد
گل ناز پرپرم اي هم درد

به نبودنت بايد عادت کرد
تو يه حرف تازه بودي واسه من

قصه ي دو نيمه و يکي شدن
تو به عشق يه معني تازه دادي

تپش يه قلب و گرماي د و تن
گل ناز پرپرم اي همدرد

به نبودنت بايد عادت کرد
به نبودنت بايد عادت کرد

ميون دفتر شعرام
به تن سفيد هر برگ

با همون خط قشنگت
تو نوشتي يا تو يا مرگ

اي رفيق نيمه راهم
مي دونم که تو نمردي

ولي وقتي رفتي انگار
پيش چشمام جون سپردي

گل ناز پرپرم اي هم درد
به نبودنت بايد عادت کرد

گل ناز پرپرم اي هم درد
به نبودنت بايد عادت کرد


۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

دلتنگي

تو نيستي و صداي تو
هواي خوب خونه ست
صداي پاي عطر گل
صداي عشق ديوونه ست
تو از من دور و من دلتنگ
تو آبادي و من ويرون
هميشه قصه اين بوده
يکي خندون يکي گريون
هميشه قصه اين بوده
تو يک لحظه تو يک ديدار
يک زخم از زهر يک لبخند
تمام عمر فقط يک بار
پس از اون زخم پروردن
پس از اون عادت و تکرار
ولي نصف يه روح اينور
يه نيمه اونور ديوار
خودت نيستي صدات مونده
فقط از تو همين مونده
نفس هاي عزيز من
صداي پاي شب بوهاست
صداي باد و بوي نخل
هواي شرجي درياست
سکوت اينجا صداي تو
هوا اينجا هواي تو
پر از تکرار اين حرفم
دلم تنگه براي تو
هميشه قصه اين بوده
يا مرگ قصه يا آدم
هميشه عشق يعني ابر
غروب و غربت بارون
تو در من جوشش شعري
صداي اين لب ويرون
خودت نيستي

راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
#19 | Posted: 12 Jul 2012 18:40
سوغاتي

وقتي مياي صداي پات
از همه جاده ها مياد
انگار نه از يه شهر دور
که از همه دنيا مياد
تا وقتي که در وا ميشه
لحظه ي ديدن مي رسه
هر چي که جاده س رو زمين
به سينه ي من مي رسه ، آه
اي که تويي همه کسم
بي تو مي گيره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هر چي مي خوام مي رسم
به هر چي مي خوام مي رسم
وقتي تو نيستي قلبمو
واسه کي تکرار بکنم
گل هاي خواب آلوده رو
واسه کي بيدار بکنم
واسه کبوتراي عشق
دست کي دونه بپاشيم
مگه تن من مي تونه
بدون تو زنده باشه
اي که تويي همه کسم
بي تو مي گيره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هر چي مي خوام مي رسم
به هر چي مي خوام مي رسم
عزيز ترين سوغاتيه
غبار پيراهن تو
عمر دوباه ي منه
ديدن و بوييدن تو
نه من تو رو واسه خودم
نه از سر هوس مي خوام
عمر دوباره ي مني
تو رو واسه نفس مي خوام
اي که تويي همه کسم
بي تو مي گيره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هر چي مي خوام مي رسم
به هر چي مي خوام مي رسم
وقتي مياي صداي پات
از همه جاده ها مياد
انگار نه از يه شهر دور
که از همه دنيا مياد
تا وقتي که در وا ميشه
لحظه ي ديدن مي رسه
هر چي که جاده س رو زمين
به سينه ي من مي رسه ، آه
اي که تويي همه کسم
بي تو مي گيره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هر چي مي خوام مي رسم


۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

عسل

ميام از شهر عشق و کوله بار من غزل
پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل
کسي که طعم اسمش طعم عاشق بودنه
طلوع تازه ي خواستن تو رگ هاي منه
ميام از شهر عشق و کوله بار من غزل
پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل
عسل مثل گله ، گل بارون زده
به شکل ناب عشق که از خواب اومده
سکوت لحظه هاش هياهوي غمه
به گلبرگ صداش هجوم شبنمه
نياز من به او ، وراي خواستنه
نياز جويبار ، به جاري بودنه
کسي که طعم اسمش طعم عاشق بودنه
تمام لحظآها مثل خود من با منه
تويي که از تمام عاشقا عاشق تري
منو تا غربت پاييز چشات مي بري
کسي که عمق چشماش جاي امن بودنه
تويي که با تو بودن بهترين شعر منه
تو مثل خواب گل ، لطيف و ساده اي
مثل من عاشقي به خاک افتاده اي
يه جنگل رمز و راز يه دريا ساده اي
اسير عاطفه ، ولي آزاده اي
نياز من به تو وراي خواستنه
نياز جويبار به جاي بودنه
نياز من به تو ، وراي خواستنه
نياز جويبار به جاري بودنه

ميام از شهر عشق و کوله بار من غزل
پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل
کسي که طعم اسمش طعم عاشق بودنه
طلوع تازه ي خواستن تو رگ هاي منه
ميام از شهر عشق و کوله بار من غزل
پر از تکرار اسم خوب و دلچسب عسل
عسل مثل گله ، گل بارون زده
به شکل ناب عشق که از خواب اومده
سکوت لحظه هاش هياهوي غمه
به گلبرگ صداش هجوم شبنمه
نياز من به او ، وراي خواستنه
نياز جويبار ، به جاري بودنه
کسي که طعم اسمش طعم عاشق بودنه
تمام لحظآها مثل خود من با منه
تويي که از تمام عاشقا عاشق تري
منو تا غربت پاييز چشات مي بري
کسي که عمق چشماش جاي امن بودنه
تويي که با تو بودن بهترين شعر منه
تو مثل خواب گل ، لطيف و ساده اي
مثل من عاشقي به خاک افتاده اي
يه جنگل رمز و راز يه دريا ساده اي
اسير عاطفه ، ولي آزاده اي
نياز من به تو وراي خواستنه
نياز جويبار به جاي بودنه
نياز من به تو ، وراي خواستنه
نياز جويبار به جاري بودنه

راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
#20 | Posted: 13 Jul 2012 17:33
آي عشق


عشق به شکل پرواز پرنده س

عشق ، خواب يه آهوي رمنده س

من ، زائري تشنه ، زير باران

عشق ، چشمه آبي اما کشنده س

من ، مي ميرم از اين آب مسموم

اما اونکه مرده از عشق ، تا قيامت ، هر لحظه زنده س

من ، مي ميرم از اين آب مسموم

مرگ عاشق عين بودن ، اوج پرواز يه پرنده س

تو که معناي عشقي به من معنا بده اي يار

دروغ اين صدا را به گور قصه ها بسپار

صدا کن اسممو از عمق شب از نقب ديوار

براي زنده بودن ، دليل آخرينم باش

منم من بذر فرياد ، خاک خوب سرزمينم باش

طلوع صادق عصيان من ، بيداري ام باش

عشق ، گذشتن از مرز وجوده

مرگ ، آغاز راه قصه بوده

من ، راهي شدم نگو که زوده

اون کسي که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده

ن راهي شدم نگو که زوده

اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده


۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
خسته ام


محبس خويشتن منم ، از اين حصار خسته ام

من همه تن انا اللحقم ، کجاست دار ، خسته ام

در همه جاي اين زمين ، همنفسم کسي نبود

زمين ديار غربت است ، از اين ديار خسته ام

کشيده سرنوشت من به دفترم خط عذاب

از آن خطي که او نوشت به يادگار خسته ام

در انتظار معجزه ، فصل به فصل رفته ام

هم از خزان تکيده ام ، هم از بهار خسته ام

به گرد خويش گشته ام ، سوار اين چرخ و فلک

بس است تکرار ملال ، ز روزگار خسته ام

دلم نمي تپد چرا ، به شوق اين همه صدا

من از عذاب کوه بغض ، به کوله بار خسته ام

هميشه من دويده ام ، به سوي مسلخ غبار

از آنکه گم نمي شوم در اين غبار ، خسته ام

به من تمام مي شود سلسله اي رو به زوال

من از تبار حسرتم که از تبار خسته ام

قمار بي برنده ايست ، بازي تلخ زندگي

چه برده و چه باخته ، از اين قمار خسته ام

گذشته از جاده ي ما ، تهي ترين غبار ها

از اين غبار بي سوار ، از انتظار خسته ام

هميشه ياور است يار ، ولي نه آنکه يار ماست

از آنکه يار شد مرا ديدن يار ، خسته ام

راز دلم را فقط تو میدانی و دلت
گوشه ای از قلبت پنهان دار دوستت دارم هایم را
*ای عشق*
***M***
     
صفحه  صفحه 2 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Ardalan Sarfaraz | اشعار اردلان سرفراز بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites