تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

مشاعره

صفحه  صفحه 38 از 44:  « پیشین  1  ...  37  38  39  ...  43  44  پسین »  
#371 | Posted: 18 Mar 2018 10:44
تعبیر رفت یار سفر کرده می رسد
ای کاج هر چه زودتر از در در آمدی
خوش بودی ار به خواب بدیدی دیار خویش
تا یاد صحبتش سوی ما رهبر آمدی
فیض ازل به زور و زر ار آمدی به دست
آب خضر نصیبه اسکندر آمدی
     
#372 | Posted: 18 Mar 2018 10:53
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم

گرد آن شمع طرب می‌سوختم پروانه‌وار
پای آن سرو روان اشک روانی داشتم

آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم

چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی
چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم

در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود
در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم

درد بی‌عشقی ز جانم برده طاقت ورنه من
داشتم آرام تا آرام جانی داشتم

بلبل طبعم رهی باشد ز تنهایی خموش
نغمه‌ها بودی مرا تا همزبانی داشتم

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقت است که هر شب به تو می‌اندیشم
     
#373 | Posted: 18 Mar 2018 13:40
LouisDeFunes:
داشتم

ما را ز شوق یار بغیر التفات نیست
پروای جان خویش و سر کاینات نیست

از پیش یار اگر نفسی دور می‌شوم
هر دم که میزنم ز حساب حیات نیست

با سگ ها بخوابی با کک ها بیدار میشی
     
#374 | Posted: 18 Mar 2018 17:22
javan:
نیست

تو را من چشم در راهم شباهنگام

که می‌گیرند در شاخ تلاجن سایه‌ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندهی فراهم

تو را من چشم در راهم.

شباهنگام، در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهم

تو را من چشم در راهم

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقت است که هر شب به تو می‌اندیشم
     
#375 | Posted: 22 Mar 2018 19:58
LouisDeFunes:
راهم

من بي مي ناب، زيستن نتوانم
بي باده كشيد بار تن نتوانم

من بندة آن دمم كه ساقي گويد
يك جام دگر بگير و من نتوانم
     
#376 | Posted: 24 Mar 2018 21:33
می در دست منست جانم به فریادم رس / بی جان تو می هم نتوان مست کند مرا

Moni
     
#377 | Posted: 25 Mar 2018 02:32 | Edited By: LouisDeFunes
Monimonik94:
مرا

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقت است که هر شب به تو می‌اندیشم

به تو آری، به تو یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی، به همین باغ بلور

به همان سایه، همان وهم، همان تصویری
که سراغش ز غزل‌های خودم می‌گیری

به همان زل زدن از فاصله دور به هم
یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

به تبسم، به تکلم، به دلارایی تو
به خموشی، به تماشا، به شکیبایی تو

به نفس‌های تو در سایه‌ی سنگین سکوت
به سخن‌های تو با لهجه‌ی شیرین سکوت

شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم، عاشق دیدار من است

یک نفر ساده، چنان ساده، که از سادگی‌اش
می‌شود یک شبه پی برد به دلدادگی‌اش

آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده
بر سر روح من افتاده و آوار شده

در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم، تشنه‌ی دیدار من است

یک نفر سبز، چنان سبز که از سرسبزیش
می‌توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

رعشه‌ای چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است

آی بی‌رنگ‌تر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

اگر این حادثه‌ی هر شبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو با آینه اینقدر یکیست؟

حتم دارم که تویی آن شبح آینه‌پوش
عاشقی جرم قشنگی‌ست به انکار مکوش

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
و تماشاگه این خیل تماشا شده است

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

اینم تقدیم به Monimonik94 عزیزم

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقت است که هر شب به تو می‌اندیشم
     
#378 | Posted: 25 Mar 2018 09:31
.!Then
I saw you
a portrait laugh
I took a pen
Like a painter
and slowly drawn
your zhekond smile
around the world
Hey.! Mona lisa
just for
Louis

Moni
     
#379 | Posted: 25 Mar 2018 10:25
Monimonik94:
just for
Louis

مرسی نفسم

Monimonik94:
Mona lisa

در واقع باید الف بدم!

اي همه آرامشم از تو پريشانت نبينم
چون شب خاکستري سر در گريبانت نبينم
اي تو در چشمان من يک پنجره لبخند شادي
همچو ابر سوگوار اين گونه گريانت نبينم
اي پر از شوق رهايي رفته تا اوج ستاره
در ميان کوچه ها افتان و خيزانت نبينم
مرغک عاشق کجا شد شور آواز قشنگت
در قفس چون قلب خود هر لحظه نالانت نبينم
تکيه کن بر شانه ام اي شاخه نيلوفرينم
تا غم بي تکيه گاهي را به چشمانت نبينم
قصه دلتنگيت را خوب من بگذار و بگذر
گريه درياچه ها را تا به دامانت نبينم
کاشکي قسمت کني غمهاي خود را با دل من
تا که سيل اشک را زين بيش مهمانت نبينم
تکيه کن بر شانه ام اي شاخه نيلوفرينم
تا غم بي تکيه گاهي را به چشمانت نبينم
تکيه کن بر شانه ام اي شاخه نيلوفرينم
تا غم بي تکيه گاهي را به چشمانت نبینم

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقت است که هر شب به تو می‌اندیشم
     
#380 | Posted: 25 Mar 2018 10:31
كلام مهرباني داري اي دوست
سرا پاي وجودت غرق رحمت
نگاه مهرباني داري اي دوست
تشكر در كلام من نگنجد
سپاس بيكراني داري اي دوست
غم درد من و تو با كه گويم ؟
شراب ارغواني داري اي دوست
بيا بسپار دنيا را به من ده

Moni
     
صفحه  صفحه 38 از 44:  « پیشین  1  ...  37  38  39  ...  43  44  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / مشاعره بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites