تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Sanai Ghaznavi | سنایی غزنوی

صفحه  صفحه 21 از 101:  « پیشین  1  ...  20  21  22  ...  100  101  پسین »  
#201 | Posted: 29 Jul 2012 13:44


از فلک در تاب بودم دی و دوش
وز غمت بی تاب بودم دی و دوش

با لب خشک از سرشک دیدگان
در میان آب بودم دی و دوش

گاه می‌خوردم گه از بحر دعا
روی در محراب بودم دی و دوش

بی رخ تو در میان بحر آب
با نبید ناب بودم دی و دوش

از کمال هجر در صحرای درد
تیر در پرتاب بودم دی و دوش

صحبت دیدار تو جستم همی
گر چه با اصحاب بودم دی و دوش

بی تو لرزان و طپان بر روی خاک
راست چون سیماب بودم دی و دوش
     
#202 | Posted: 29 Jul 2012 13:44



در عشق تو ای نگار خاموش
بفزود مرا غمان و شد هوش

من عشق ترا به جان خریدم
تو مهر مرا به یاوه مفروش

هرگز نشود غمت ز یادم
تو نیز مرا مکن فراموش

شد خواب ز چشم من رمیده
تا هست غم توام در آغوش

ما را چه کشی به چشم آهوی
مار ا چه دهی تو خواب خرگوش

آویخته شد دلم نگون سار
همچون سر زلفت از بر دوش

تا آب رخم فراق تو ریخت
آمد دل من ز درد در جوش

تا کی ز تو خواهم استعانت
یک روز حدیث بنده بنیوش

گر زهر هلاهل از تو یابم
با یاد تو زهر باشدم نوش

امشب به جهنم ز جور عشقت
گر زان که نجستم از غمت دوش
     
#203 | Posted: 29 Jul 2012 13:45


دوش تا روز من از عشق تو بودم به خروش
تو چه دانی که چه بود از غم تو بر من دوش

می زدم آب صبوری زد و دیده بر دل
چون دل از آتش عشق تو برآوری جوش

گاه چون نای بدم از غم تو با ناله
گاه بودم چو کمانچه ز فراقت به خروش

هر شبم وعده دهی کایم و نایی بر من
چند ازین عشوه خرم من ز تو ای عشوه فروش

هم به جان تو که بر یاد لب نوشینت
هر چه در عالم زهرست توان کردن نوش
     
#204 | Posted: 29 Jul 2012 13:45


ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش
دلم پر نیش گشت و طبع پر نوش

دو جادوی کمین ساز کمان کش
دو نقاش شکر پاش گهر نوش

که پیش این و آن جان را و دل را
هزاران غاشیه ست امروز بر دوش

چو بینمت آن دو تا لعل پر از کبر
چو بینمت آن دو تا جزع پر از جوش

بدین گویم زهی خاموش گویا
بدان گویم زهی گویای خاموش

بسا زهاد گیتی را که بردی
بدان لبهای چون می مایهٔ هوش

بسا شیران عالم را که دادی
ز چشم آهوانه خواب خرگوش

زنی گل را و مل را خاک در چشم
چو اندر مجلس آیی زلف بر دوش

ز مستی باز کرده بند کرته
ز شوخی کج نهاده طرف شب پوش

ز جزعت خانه خانه دل شود خون
ز لعلت چشمه چشمه خون شود نوش

گریزد در عدم هر روز و هم شب
ز شرم روی و مویت چون دی و دوش

تو جانی گر نه‌ای د ربر عجب نیست
که جان در جان در آید نه در آغوش

نگارا از سر آزاد مردی
حدیث دردناک بنده بنیوش

مرا چون از ولی بخریده‌ای دی
کنونم بر عدو امروز مفروش

مرا گفتی فراموشم مکن نیز
تو روی از بهر این مخراش و مخروش

که گشت از بهر یاد جزع و لعلت
سنایی را فراموشی فراموش
     
#205 | Posted: 29 Jul 2012 13:52


چون نهی زلف تافته بر گوش
چون نهی جعد بافته بر دوش

از دل من رمیده گردد صبر
وز تن من پریده گردد هوش

نه عجب گر خروش من بفزود
تا شد آن عارض تو غالیه پوش

ماه در آسمان سیاه شود
خلق عالم برآورند خروش

تا به وقت سپیده دم یک دم
به غنوم در انتظار تو دوش

گاه بودم بره فگنده دو چشم
گاه بودم به در نهاده دو گوش

خار من گردد از وصال تو گل
زهر من گردد از جمال تو نوش
     
#206 | Posted: 29 Jul 2012 13:52


ای جور گرفته مذهب و کیش
این کبر فرو نه از سر خویش

جز خوب مگو از آن لب خوب
جز خوبی و لطف هیچ مندیش

تا دور شدی ز پیش چشمم
عشقت چه غم نهاده از پیش

هر ساعت صبر من بود کم
هر ساعت درد من بود بیش

از کیش و طریقتم چه پرسی
عشقست مرا طریقت و کیش

گفتم بزیم به کام با تو
هرگز نزید به کام درویش
     
#207 | Posted: 29 Jul 2012 13:53


آن کژدم زلف تو که زد بر دل من نیش
از ضربت آن زخم دل نازک من ریش

آنجا که بود انجمن لشگر خوبان
نام تو بود اول و پای تو بود پیش

بنگر که همی با من و با تو چکند چرخ
بر هر دو همی چون شمرد مکر و فن خویش

هر شب که کند عشق شکیبایی من کم
هم در گذرد خوبی و زیبایی تو بیش

ای روی تو قارون شده از حسن و ملاحت
از هجر تو قارونم و از وصل تو درویش

خود چون بود آخر به غم هجر گرفتار
آن کس که به اول نبود عافیت اندیش
     
#208 | Posted: 29 Jul 2012 13:53


ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
ای جعد تو حلقه گشته بر دوش

ای کرده دلم ز عشق مفتون
وی کرده تنم ز هجر مدهوش

چون رزم کنی و بزم سازی
ای لاله رخ سمن بناگوش

گویند ترا مه قدح گیر
خوانند ترا بت زره پوش

گیرم که مرا شبی به خلوت
تا روز نگیری اندر آغوش

نیکو نبود که بی گناهی
یک باره مرا کنی فراموش

گیرم که سنایی از غمت مرد
باری سخنش به طبع بنیوش

بی روی تو بود دوش تا صبح
از نالهٔ او جهان پر از جوش

یارب شب کس مباد هرگز
زینگونه که او گذاشت شب دوش
     
#209 | Posted: 29 Jul 2012 13:53


ای بس قدح درد که کردست دلم نوش
دور از لب و دندان شما بی خبران دوش

گه بوسه همی داد بر آن درد لب و چشم
گه رقص همی کرد بر آن حال دل و هوش

گه عقل همی گفت که ای طبع تو کم نال
گه صبر همی گفت که ای آه تو مخروش

درد آمده پاداش که هین ای سر و تن داد
عشق آمده با نیش که هان ای دل و جان نوش

دردی که به افسانه شنیدم همه از خلق
از علم به عین آمد وز گوش به آغوش

در حجرهٔ چشم آمد خورشید خیالش
خورشید که دیدست سیه کرده بناگوش

در حسرت آن دیدهٔ چون دیدهٔ آهو
این دیده نه در خواب و نه بیدار چو خرگوش

حیرت سوی چشم آمده کای چشم تو منگر
غیرت سوی گوش آمده کی گوش تو منیوش

با چشم سرم گفته تراییم تو منگر
در گوش دلم خوانده تراییم تو مخروش

ذوق آمده در چشم که ای چشم چنین چش
شوق آمده در گوش که ای گوش چنین گوش

این خود صفت نقش خیالیست چه چیزست
یارب که ببینم به عیان آن رخ نیکوش

او بلبله بر دست و خرد سلسله در پای
او غالیه بر گوش و رهی غاشیه بر دوش

در عاشقی آنجا که ورا پای مرا سر
در بندگی آنجا که ورا حلقه مرا گوش

صد روح در آویخته از دامن کرته
سی روز برانگیخته از گوشهٔ شب پوش

آوازه در افتاده به هر جا که سنایی
در مکتب او کرد همه تخته فراموش
     
#210 | Posted: 29 Jul 2012 13:53


تا به بستانم نشاندی بر بساط انبساط
ناگهانم در برآوردی و ماندی در بساط

برگشاد از قهر و لطف لشکر قهرت کمین
تا به دلها درنگون شد رایت انس و نشاط

من ز بهر دوستی را جان و دل کردم سبیل
تا بوم کارم جهاد و تا زیم شغلم رباط

اختلاط عشق تو با جان من باشد همی
تا بود خون مرا با خاک روزی اختلاط

در سرای دوستی آن به که فرشی افگنم
خشت او باشد ز جان و خون او باشد ملاط

تا اگر باری نباشم بر بساط دوستان
خاک باشم زیر پای چاکران اندر سماط

احتیاط و حزم کردم در بلا و درد عشق
تیغ تقدیر آمد و شد پاک حزم و احتیاط

ره ندانم جز به لطفت گر کنی لطفی سزاست
ره نداند جو به پستان طفل خرد اندر قماط

هر که بگذارد صراط آید به درگاه بهشت
من نمی‌بینم بهشت و بیش رفتم صد صراط

از دل آمد بر سنایی کس مباد اندر جهان
گر نماند بر بساط قرب شاهان بی نشاط
     
صفحه  صفحه 21 از 101:  « پیشین  1  ...  20  21  22  ...  100  101  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Sanai Ghaznavi | سنایی غزنوی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites