انجمن لوتی
صفحه  صفحه 48 از 267:  « پیشین  1  ...  47  48  49  ...  266  267  پسین »
شعر و ادبیات

اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست)

 
#471   Posted: 26 Jun 2013 21:41


 4 Star

ارسالها: 8911
ورق پاره های کلاس

حسیکم:
هنوزیادت هست
هنوز زنده ای
هنوز می گریم
هنوزیادم هست
حس دوم:
چه شده است مرا
که در هر لرزش و سستی
که در هر راه بن بستی
ز خود بی خود شوم بی خود
در این میخانه مستی
حس سوم:
در سکوت درودیوار کلاس
در هیاهوی فراموش زمین
نفس دست مرا می شنوی؟
قفس تنگ فراروی مرا می شکنی؟
همه درهای افق باز
همه دنیا آواز
من چرا نتوانم
که ز تنهایی این قلب سراسر امید
سردهم نغمه ساز دمساز
رهسپارم به ره دیر آغاز...
که افق سخت گرفت
که هنوزم ره دیرین بسته است
حس چهارم:
شاید دردی دیگر
شاید وقتی دیگر...
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
 
     
  
 
#472   Posted: 26 Jun 2013 21:42


 4 Star

ارسالها: 8911
خوب یا بد

من خوب بودم
ولی خودم نبودم
از این به بعد می خواهم خودم باشم
خوبیابد


=====================================

یادش به خیر آن روزها

یادش به خیر
آن روز های سیاه اما سپید
چه زود ستاره ها همه نقطه چین شدند
وشب همه را فراگرفتیادش به خیر
آن روزها...
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
 
     
  
 
#473   Posted: 26 Jun 2013 21:43


 4 Star

ارسالها: 8911
خواب شیرین

همه چیز گویا مثلیک خواب بود
کوتاه و شیرین
همه چیز باید تمام شود انگار
در و دیوار هم این را گواهی می داد
حس خوبی نیست در این روز نوی نوروزی
نمی دانم کی؟
ولی آخر باید قبول کنم
فراموش شدن را
و تجربه کنم
فراموش کردن را
سخت است
بسیار سخت
ولی راهی است که باید تا پایان بپیمایمش
چگونه اما؟
می خواستم زنده باشم
می خواستم خودم باشم
هنوز هم می خواهم
ولی انگار جور دیگر باید بود
ساز دیگر باید نواخت
گویی جای دیگر باید رفت
اسب دیگر باید تاخت
سینه از درد گران باید گداخت
شمشیر را از غلاف دیگر باید آخت
به مقصدی دیگر باید شتافت
چه می توان گفت وقتی بازیگردان چنین می خواهد؟
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
 
     
  
 
#474   Posted: 26 Jun 2013 21:45


 4 Star

ارسالها: 8911
روایت فراق

قصه ما را من روایت می کنم اکنون
قصه از بود و نبودیار و دلدار است
ما برای او برای هم همچنان هستیم
گرچه دلهامان پر ز غمهای گرانبار است

وبه تو رسیدم باز در کوله بار گذشته ام
در جستجوی نوازش باد سحرگهان
در التهاب دیدن روی آسمان

وبه تو رسیدم باز از پس رویای دیرینه ام
در انعکاس روی تو در آیینه دلم
در حسرت شنیدن آن صوت آشنا
در سوگ رفتن آنیار کم وفا!

وبه تو رسیدم باز در گریه شبانه ام بهیاد تو
دریاد زمزمه کردن شعری به پای تو
در حس ناتمام نیازم به بودنت
در آرزوی دمی بازدیدنت
در دست کشیدن به شب موی تو به خواب
در دیدن روی تو در آیینه سراب...
اییار!
خواهم رسیدنتیک لحظه دیدنت
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
 
     
  
 
#475   Posted: 26 Jun 2013 21:45


 4 Star

ارسالها: 8911
کوله بار برف

بیدار شو عزیز
بر رخوت این روزگار غریب آب سردی بریز
قصه رفتن تو تلخ است و غمبار
غصه دوری تو اما بی اختیار
برفی که روزی تو را برد،
اکنون هربار با خود توشه ای همراه می آورد
کوله باری ازیاد و اشک و آه
ای برف!
ببین چه چیز را بردی و اکنون چه می آوری برایم!
و من باز هم به سپیدی تو می اندیشم
به پاکیت
و به شرمی که ازدیدن ناپاکی های زمین در تو نفوذ می کند
تا چند روزی بنشینی و سپس از شرم ذوب شوی
آری!
تو او را بردی
و تو را چیزی خواهد برد که من شرمش می نامم
پاک باش و دیرزی!
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
 
     
  
 
#476   Posted: 26 Jun 2013 21:46


 4 Star

ارسالها: 8911
پرواز بی پروا

ستاره می رود

ستاره مي‌رود، ماه مي‌رود، خورشيد مي‌رود
گويي دل تنگ من به تبعيد مي‌رود

بنگر كه چه لرزي گرفته دل
مانند شاخه لرزان بيد مي‌رود

يك دم به فكر كام و دمي در حصار حُجب
تا گوشه ديواره ترديد مي‌رود

ديگر زمين برايش زمان نداشت
با خستگي به آستانه ناهيد مي‌رود

او را چه به پرواز و ترك جان!
چون آسمان به روي تو خنديد مي‌رود

اينجا كوير خشك بدي‌هاست نازنين
آنجا كه ابر عاطفه باريد مي‌رود

تنگ است وقت و تواني نمانده بيش
تا هركجا كه عقربه چرخيد مي‌رود

شب شد، ستاره و ماهي عيان نشد
فردا كه مِهر روي تو تابيد مي‌رود

دوري ولي بجز از يادِ يار، دل
اين راه را پرنشيب به چه اميد مي‌رود؟
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
 
     
  
 
#477   Posted: 26 Jun 2013 21:47


 4 Star

ارسالها: 8911
سِحر روی تو

آن دم که مِهر صبح به افق دیدار می شود
از خواب ناز روی تو بیدار می شود

شب های رخوت جان را هرگز سحر نبود
با یاد هیاهوی تو هر بار می شود

این زخم های گران در فراق یار
با مرهم دستان تو تیمار می شود

وین راز های سربمُهر قلب من
تنها به پیش گوش تو گفتار می شود

هرگز دلم کلبه حزنی نبوده بیش
تنها به یاد کوی تو دربار می شود

این بغض های تلخ شکستنی من
با خنده های نرم تو بی بار می شود

وین سطرهای بدون وزن شعر من
تنها به شور عشق تو پربار می شود

عمری است این رهگذار خسته به خواب رفته است
با آشِنا نوای تو هشیار می شود

رهوار زندگی پرنشیب است و پرفراز
این راه ها در رکاب تو هموار می شود

این سفره چون توشه عمرم حقیر گشت
تنها به دست لطف تو پروار می شود

وین روزه های بی سَحَر تا غروب مِهر
تنها به سِحر روی تو افطار می شود

سوته دل را بجز از سودا نمانده هیچ
این ها همه با اذن تو رفتار می شود
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
 
     
  
 
#478   Posted: 26 Jun 2013 21:47


 4 Star

ارسالها: 8911
پرواز بی پروا

پرهایم را پروایی دربرگرفته بود
و دلم را نیز
و این پروای پرواز بود که وجودم را پر کرده بود
بودی و نبودی
حالا که رفته ای نه پرهایم
نه دلم
و نه وجودم هیچ پروایی ندارد
آن روز که رفتی پرهای شرمم ریخت
و مرغ دلم گریخت
آغوش تو قدرت داد پرهایم را
و در هم ریخت پروایم را
تا برخیزم، بال بگشایم و پرواز کنم
پروازی بی پروا
حالا که نیستی
گویا که بیشتر پیش من هستی
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
 
     
  
 
#479   Posted: 26 Jun 2013 21:48


 4 Star

ارسالها: 8911
هوای حوا

هوای حوا بد جوری آدم را هوایی می کند
بیچاره حوا
بیچاره آدم
اینگونه دلم از این زمین هوس رهایی می کند
بیچاره من که به خوابی نمی روم
از این همه دروغ
اینجور وجودم آرزوی جدایی می کند
کاش چون هابیل به خواب می رفتم
یا اگر نه تن به قابیل بودن در نمی دادم
پروردگار من به مرادم کی آخر خدایی می کند؟
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
 
     
  
 
#480   Posted: 26 Jun 2013 21:48


 4 Star

ارسالها: 8911
نسل باران

بيا تا جامه بگشاييم و شوخ از تن بشورانيم
به باغ خشك و زرد دل
لباسي نو بپوشانيم
به لطف ابر و مهر باد، دل بنديم
كه ياران كوير اما ز نسل خوب بارانيم
تو ميداني هوا گرم و زمين تشنه است
بيا تا بر سينه اين دشت
ابري نو ببارانيم
زمين گرديد
ابر باريد
ولي اما يكي كم ماند
بيا تا سردهيم آواز
كه فرياد بهارانيم
این کاربر بخاطر تخلف در قوانین انجمن برای همیشه بن شد.
(پرنسس)
 
     
  
صفحه  صفحه 48 از 267:  « پیشین  1  ...  47  48  49  ...  266  267  پسین » 
شعر و ادبیات

اشعار شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست)

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA