تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

گذری بر کوچه باغ شعر و سخن

صفحه  صفحه 26 از 38:  « پیشین  1  ...  25  26  27  ...  37  38  پسین »  
#251 | Posted: 24 Jul 2014 22:23




✯✯✯✯✯


تازه اگر از کونگو زنده بگذری _
راه کمی نیست
از روزاریو تا پشت فنس هایِ صریح
تا پشتِ کوه هایِ آند
تا دهکده ی کوچکی در بولیوی
راه کمی نیست
که گلوله هم خسته باشد وُ
بهانه گیر

از دور که نگاه کنی
انگار قلموهایِ سرخ
روی قیریِ راه رقصانده باشند
_ نقاش ها سیگار کوبایی دود می کنند _
ابژه سیگار کوبایی دود می کند

از دور که نگاه کنی
دست مرد پس می خورد
وَ بین کاه ها
قهرمان از پشت پخش می شود

از دور که نگاه کنی
ترسیده قهرمان
رویِ دوپا می لرزد وُ
از پشت پخش می شود

اما از نزدیک که نگاه می کنی
سیگار آخرش را دود می کند وَ می گوید :
جالب است ماریو ترانِ عزیز
من باید چند سال گورم را گم کنم
و چشم هایِ تو را صدف ها از مروارید پُر

جالب است !ماریو تران عزیز
از نزدیک که نگاه می کنی
پشتِ هم شلیک
بارانیِ پارتیزان سرخ
" ماریو ترانِ عزیز می لرزی "
وَ قهرمان سعی می کند رویِ دو پا بایستد
که ایستاده بمیرد
خسته هم هست

_ تازه اگر از کونگو زنده گذشته باشد _
راه درازی آمده
از روزاریو تا
دهکده ی کوچکی در بولیوی
خسته وُ بهانه گیر
راه درازی آمده

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#252 | Posted: 24 Jul 2014 22:24




✯✯✯✯✯


به مرکز ثقل سایه ها خوش آمدید
رویِ این کاغذ سفید , تمام سیاهی ها
حولِ تاریکیِ دستهایِ من می چرخند
وَ در این گرگ وُ میش او کبودیِ مبهمی است
که در امتداد دودی رنگِ شعر , دور می شود

حق با شما است
اما اجازه بدهید اینجا نقطه نگذاریم
او از این شعر دور می شود
تا در چند صفحه قبل تر
چند صفحه بعد تر
( که البته از آن هم عبور می کند )
به شعر دیگری نزدیک شود .

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#253 | Posted: 24 Jul 2014 22:26




✯✯✯✯✯


فرض کن من
ابله کوروساوا هستم
و اینجا سرزمینی
که تواضعِ بید را به جنون
رقصش را به ترس تعبیر می کنند
حالا
آنطور که باید
به من گوش می کنی

رو به رویِ ما نایست
ما بلد نیستیم رو بازی کنیم
و به همان اندازه که لبخند می زنیم ,
خطرناکیم
همین حالا که این زنِ جذامی را روبه رویت لخت می کنم
پشتِ شقیقه ی راستم مردی
خشاب کلتش را جا می زند
و به جیبِ چپ پیراهنت نگاه می کند
به جیب چپِ پیراهنم

لبخندِ کدام یکی از ما
تاجِ گلِ پایه دارِ روبه روی مسجد را
زیبا تر می کند؟
به حرف هایِ ما راجع به دریا
اعتباری نیست
ما زمانی به بار انداز رسیدیم
که کشتی ها
لکه هایِ سیاهی بودند
که خط صاف افق را مجعد می کرد
و کمی پایین تر
ته سیگارهای ما در آب
بالا وُ پایین می شدند

دندان هایِ کلید شده ی کدام یکی از ما
این منظره را زیبا تر می کند؟

برادرم
ما استخوان هایِ هم را برای سگ ها ریختیم
دهان خواهرانمان را برداشتیم
و به صورت هاشان اسید تعارف کردیم
بعد
پشتِ کارتِ ویزیت هامان
پاپیون هایمان را تنظیم کردیم
که برای اولین بار در ...
با قیمتی استثنایی ...
که با ما تماس بگیرید

و هیچکس فرصت نکرد بپرسد
تاجِ گل پایه دار مسجد
منظره ی بار انداز را
چهره ی چه کسی زیباتر می کند

حتی شما
دوست عزیز

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#254 | Posted: 24 Jul 2014 22:29




✯✯✯✯✯


شعبده نیست
اصلا دست من نیست
چال که می افتد گونه اَت
بوسه
خودش بروز می کند.


✯✯✯✯✯


گفتی آسمانِ صافِ بی لکه
رفتارت آبی باید باشد
اما ماهِ بی رحمِ من
مگر آبی می شود شب !؟


✯✯✯✯✯


من عاشقِ توام یعنی :
دلم برایت تنگ
کجایی ؟
بغل کم دارم
تصدقِ چشم هات
قربان خنده هات ,
من بی تقصیرم
اگر از این همه فاصله تنها
یک " سلام , روبه راهی ؟ "|ِ ساده
به گوش تو می رسد .

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#255 | Posted: 24 Jul 2014 22:31




✯✯✯✯✯


آقایِ کوئیلو می گوید :
اگر جسارت خدانگهدار داشته باشی
زندگی تو را
سلامی تازه هدیه می دهد!

من زندگی را برایت بدرود گفته ام
اما تو
جسارت یک سلام ساده نداشتی


✯✯✯✯✯


خیس وُ خَمیده وُ خمار
بر می گردم
میخانه ی تو
خسیس وُ باران خیز است

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#256 | Posted: 24 Jul 2014 22:33




✯✯✯✯✯


تو به هیچ جا نمی رسی حوّا جان
چون هیچ جا
خانه ی آدم نمی شود


✯✯✯✯✯


برای رسیدن به تو
شب می شوم
سحر می شوم
صلوة ظهر
تنگِ غروب
دوباره شب می شوم
و از نو طلوع می کنم ؛

تو نمی خواهد کاری کنی
فقط یک بار
فقط برای یک بار
فقط برای یکبار هم شده ,
یک جمعه باش .


✯✯✯✯✯


من وُ تو
دو تا خطِ صاف ایم , کنار هم
به چه دلخوش کنیم ؟
جز اینکه درافق
ما شده ایم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#257 | Posted: 24 Jul 2014 22:35




✯✯✯✯✯


به خانه بر می گردند
پوتین هایِ خسته با
دست هایِ بسته با
آب
بابا کنارِ پنجره منتظر
مادر که دلشوره تر
کنارِ در
من که دیوانه ام
میانِ این واژه ها
تکیه داده به سطری
که از ابتدایِ این شعر برداشته شد :
" خوشم که گریه می کنم , خوشم "


✯✯✯✯✯


از تویِ کیفِ پولِ چرمیِ ساییده اش
عکسی نشانم داد : زن بود وُ بچه ای
گفتم :
زنِ زیبایی داری , پسرِ شیرینی .
گفت :
داشتم ...
_ صداش بم شده بود _

دیگر حرفی نزدیم ,
سیگار تعارف کردم وُ کشیدیم
برف هم
در نفس هایمان , می بارید

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#258 | Posted: 24 Jul 2014 22:39




✯✯✯✯✯


گاهی که بهانه گیر می شد
موهاش
نوازش می خواست

با شما هستم
شمایی که جایِ من نشسته ای :
موهاش
آه موهاش
گاهی که بهانه گیر می شد


✯✯✯✯✯


از هر کسی که به هر دلیل با او در ارتباطی بدم می آید
به هر کس بگویی عزیزم , از او لجم می گیرد
حتی وقتی بچه ای را لوس می کنی
حسودی می کنم
و با تمامِ احترامی که قائلم
دلم می خواهد سر به تنِ آل پاچینو نباشد ...

پس تعجب نکنی
اگر همین روزها
بی مقدمه ,
به غاری کوچ کردیم .

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#259 | Posted: 24 Jul 2014 22:45




✯✯✯✯✯


آنجا که از چارچوبِ در
چمدانی بیرون می رود
آنجا که ایستگاه
آخرین نقطه ی قطار را می بوسد ,
درست آنجا
پشتِ شیشه هایِ ماتِ فرودگاه
من ,
ایستاده ام ؛

ببخشید , سلام !
من ,
تنهایی هستم


✯✯✯✯✯


به من نزدیک باش
آنقدر که درد , به دهانِ پاره شده
آنقدر که صبر , به نخاع قطع شده
آنقدر که مرگ , به تو
به من ...

اما
آنچه بینِ ما نشسته مرگ نیست
گنجشکِ دیگری ست
که از اینهمه امتدادِ کابل
همین یک وجب˚ بینِ ما را انتخاب کرده است
حرفی بزن
کاری بکن
و نزدیک شو به من
آنقدر که درد
آنقدر که صبر
آنقدر که من
تحملم تاب بیاورد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#260 | Posted: 26 Jul 2014 13:47




✯✯✯✯✯


من بر خلافِ تو
خودم را که گریه می کند ,
دوست تر دارم
چه کنم
این من
گل نه˚ پوچ را
دوست تر دارد



✯✯✯✯✯


غربت صدایِ تو است
پشتِ گوشی
وقتی وانمود می کنی
همه چیز روبه راه است


✯✯✯✯✯


حال آدم که دست خودش نیست
عکسی می بیند
ترانه ای می شنود
خطی می خواند
اصلن هیچی هم نشده
یکهو دلش ریش می شود ...

حالا بیا وُ درستش کن
آدمِ دلگیر
منطق سرش نمی شود
برای آن ها که رفته اند
آن ها که نیستند , می گرید
دلتنگ می شود
حتی برای آنها که هنوز نیامده اند ...

دل که بلرزد
دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست
این وقت ها
انگار کنار خیابانی پر تردد ایستاده ای
تا مجال عبور پیدا کنی
هم صبوری می خواهد هم آرامش
که هیچکدام نیست !

دم تصادف می کند ,
با یک اتوبوس خاطره های مست

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 26 از 38:  « پیشین  1  ...  25  26  27  ...  37  38  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / گذری بر کوچه باغ شعر و سخن بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites