تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 15 از 235:  « پیشین  1  ...  14  15  16  ...  234  235  پسین »  
#141 | Posted: 12 Jan 2014 18:14 | Edited By: nazi220




سیگارِ آخر


یه فنجون قهوه با طعم عذابُ ؛ یه پاکت ؛ خالی از هر دونه سیگار
یه مرد اینجا کنار شعله آروم ؛ نشسته ؛ پیشِ قابت رویِ دیوار
کنار پنجره ؛ تاریکی شب ؛ یه آهنگُ ؛ بازم تکرارُ تکرار
ــــــــــــــــــــــــــــــ
چی شد آخرِ‌ ترانه؟ که تو و صدات نموندین / کی جلو چشات نشستُ ؛ غم فردامو نخوندین
رفتی اینجا سوتُ کورِ ؛ غمِ من سوژه ی این تار / حالِ چشمام نگرونه؛ حالِ قلبم که نگو ؛ زار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سکوتش بغضِ دردُ پشتِ چشماش ؛ یه مشت ابرای تیره خوابِ خوابن
تو صحرای خیالش بعد رفتن ؛ یه عالم آرزو غرقِ سرابن
دلش حیرونُ سرگردونِ عشقُ ؛ سوالایی که دائم بی جوابن

یه مرد اینجا که با آواز تارش؛ در و دیوار خونه رنگِ غم شد
تو گودیِ چشای نا امیدش ؛ یه رعدُ ؛ برکه ای از اشک جم شد
پُکی محکم روی سیگارِ آخر ؛ و پشتِ کوهی که از عشق خم شد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چی شد آخرِ‌ ترانه؟ که تو و صدات نموندین / کی جلو چشات نشستُ ؛ غم فردامو نخوندین
رفتی اینجا سوتُ کورِ ؛ غمِ من سوژه ی این تار / حالِ چشمام نگرونه؛ حالِ قلبم که نگو ؛ زار


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#142 | Posted: 12 Jan 2014 18:15




لعنت به این کدئین


لشگره بد بیاری ؛ زده به قلب روزام
خوبی خودش یه حکمُ ؛ زد واسه جلبِ روزام

تحملم تمومه ؛ کافیه پای مردم
هرچی صبوری کردم ؛ برای بار چندم

هرچی که خوبی کردم ؛ جوابشون بدی شد
هرچی سکوت می کردم ؛ تهمت به مرتدی شد

میگن ببخشُ بگذر ؛ از چی ؟ از این زمونه ؟
از گرگِ گوسفند نما ؟ که ان یکاد میخونه ؟

از چی فرار کنم من ؟ وقتی زمین همینه
سایه ی آدما هم ؛ همیشه در کمینه

از چی بگم که امشب ؛ بارون عجینه با من
شیشه دل شکستو ؛ میشم یه تیکه چُدن

باشه قبوله اینجا ؛ خوبی دیگه حرومه
منم یه فرد مرده ؛ که زندگیش تمومه

خستم خدا؛ کلافم ؛ از آدما ؛ از زمین
سرم یه کوهِ درده ؛ لعنت به این کدئین

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#143 | Posted: 12 Jan 2014 18:17




چقَدْ سخته . .


چقد سخته بی تو مُدارا کنم / کجا رفتی آخه ؛ کجای جهان
چرا از تو دورم ولی حسِ تو / کنارم نفس میکشه تا الان
چقد سخته دردی که عادَت شده / دو چشمی که خیسِ ملامَت شده
و این خوابِ آشفته ی هر شبم / که تعبیرش حتی ‌؛‌ خیانَت شده
چقد سخته بی تو ؛ من آواره شم / منی که پناهِ تو بودم یه روز
نمیخوام که باور کنم قصه رو / آخه ؛ واسه من خیلی زوده هنوز
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روزه های امسالم / با بغض تو باطل شد
ترکشای افکارم / بی تو حُکمِ قاتل شد
ربّنایِ افطارُ / بی تو من دعا کردم
بی تو اشک جاری شد/ هی خدا خدا کردم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چقد سخته بی تو بشم کوه صبر/ با یه بغضِ سنگین توی حنجره
تاکی چشم به راهت شبو تا سحر / بشینم ؛ چشام خیره به پنجره
هنوز زوده یادم بره خاطرات / دارم توی ذهنم تو رو میکشم
هنوز بوی عطرت توی خونه هست / نذار با خیالِ تو دیوونه شم
چقد تلخه آغوشِ من جای تو / داره قاب عکسو بغل میکنه
بدونه تو این واژه ها مرده ان / کی دیگه اینا رو غزل میکنه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روزه های امسالم / با بغض تو باطل شد
ترکشای افکارم / بی تو حُکمِ قاتل شد
ربّنایِ افطارُ / بی تو من دعا کردم
بی تو اشک جاری شد/ هی خدا خدا کردم


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#144 | Posted: 12 Jan 2014 18:21




باید یک جور دیگه دید . .


چقد دوریم ما از هم ؛تو این دنیای وارونه
تو این دنیا که هیچ یاری؛ به پایِ عشق نمیمونه

چقد دوریم ما از خود؛تو این عصرِ پراز نیرنگ
شدیم تسلیمِ بد بودن؛با این ظلمتِ شب همرنگ

به چی دل خوش کنیم آخه؟ به این چند بیتِ تکراری
یا این گل های تنهایی؛که پاش هرشب تو میباری

یکی یک گوشه کز کرده ؛سازش به غما کوکه
یکی سهمش ازاین دنیا ؛همین گوشه ی متروکه

میدونم که شاید قلبی؛ به پایِ عشقی پژمرده
و یا یارِ وفاداری؛ به رسمِ بی کسی مُرده

شاید ناله کنی از این ؛ دلی که سر تا پاش زخمه
و یا دنیایِ نامردی ؛ که با تو سردُ بی رحمه

ولی ای دوست باور کن؛ هنوزم میشه مرهم بود
هنوزم میشه با خوبی ؛حریفِ زشتی و غم بود

میشه دل های ما مثلِ؛ یه آیینه پاکُ زیبا شه
رو بومِ نقشِ صورت ها؛ یه لبخندِ قشنگ جا شه

حواست هست چند وقته؛ نشد یادِ خدا باشیم؟
بیا امشب منُ تو هم ؛ تو آغوشِ خدا جا شیم

بیا امشب سیاهی رو ؛ به دست نور بسپاریم
میونِ آسمونِ دل ؛ ستاره ها را بشماریم

بیاین ماهم مثِ سهراب؛ بگیم این دلخوشی کم نیست
باید یک جور دیگه دید ؛ جهان انقدرها بد نیست


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#145 | Posted: 12 Jan 2014 18:36




تو بخون !!


صدایِ شعرایِ غمگین ؛ نذار گوشه گیر بشی
نمیخوام لحظه ای هم ؛ از این زمونه سیر بشی

خیلیا کمین گرفتن ؛ واسه زانو زدنت
نقدو بازیچه گرفتن ؛ واسه خسته کردنت

میدونم گاهی دلت میگیره از هرچی که هست
یا طرفداری که در رو رویِ هرچی خوبه بست

میدونم دورت شلوغه ؛ ولی هیچکی با تو نیست
گاهی وقتا کم میاری ؛ ولی مرد پاشو بایست !!

ولی تو بمون ؛ صدات خودش سلاحه واسه جنگ
واژه هات سنگرو ؛ احساسِ قشنگت مثِ سنگ

تو بخون ؛ نذار که حرفشون به کرسی بشینه
نذار خاموشیتو هیچکَسی تو دنیا ببینه

تو صدات یه انعکاسِ واسه دردایِ دلت
تو صداقتت زیاده ؛ میگن اینه مشکلت

تو نمادی از بهاری که شکستی نداره
نبینم تو باغِ چشمای تو بارون بباره

ما همه تنهاییا و شادیمون بسته به تو
مث کوه پشتِ توییم ؛ دلای ما وصله به تو .

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#146 | Posted: 12 Jan 2014 18:40




فک کن ...


فک کن تو این دنیای وارونه ؛ که حتی پای دلخوشی هاشم نمیمونه
که حتی وقتی شاد و خندونی ؛ لبخندُ رو لبات می خشکونه
جای تو هم با من عوض میشد ؛ میومدی جای یه دیوونه
میومدی تو بطن شعرایی ؛ که با خودش هر دفه میخونه

فک کن تو این غروب تنهایی ؛ میفتادی یاد یه وقتایی
که حتی از خاطره هات رفته ؛ حتی نمیدونستی اینجایی
اون روزا که من عاشقت بودم؛ اون روزای اول آشنایی
ببین تمومشونو؛ باور کن ؛ تمومَ حس و حال شیدایی

فک کن تو این دنیا که صد رنگه؛ عقل با دل هم هر لحظه میجنگه
تو جای من بودی که تو خلوت ؛ قلبش از این حادثه میلنگه
تو اضطراب منطقو احساس ؛ میون این عرصه ای که تنگه
ببازی هرچی داری رو باهم؛ پای یه دل که انگار از سنگه

فک کن پشیمون میشدی روزی ؛ از اینکه از من دور شده بودی
از این همه احساسِ غمگین و ؛ از تلخی این شعری که خوندی

فک کن همه این ها حقیقت داشت ؛ واسه یه لحظه توی این قصه
تو جای من بودی و من اینبار ؛ درگیر یک احساسِ بی غصه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#147 | Posted: 12 Jan 2014 18:43




ترانه های خیس . ..


ترانه هام خیسه ولی ؛ چشمام هنوز خشکه چرا؟
بغضمو واژه هم شنید ؛ دلم سنگ موندو بی صدا

سایه به سایه گشتمو ، ندیدمت دوباره؛ باز
شب شد و زیر نور ماه؛ همدمه من یدونه ساز

تو غربت ترانه هام ؛ جا مونده ای ام پر گناه
بیا و زیر و رو کن این؛ قلبی که مونده بی پناه

بیا بشین کنار من؛ لحظه ای هم زمینی شو
بذار که حس کنی منو؛ بعدش فرار کن و برو

خالی نمیشه قلب من ؛ از نفرتِ زمینِ تو
چرا نذاشتی اون بالا عاشق شیم و بریم جلو

اینجا همه معطلن ؛ میونه برزخی عجیب
باختیم خدا؛ خوبی نبود؛ چقد ما دوریم و غریب
—————————–

ترانه هام خیسه ولی ؛ چشمام هنوز خشکه چرا؟
بغضمو واژه هم شنید ؛ دلم سنگ موندو بی صدا

سایه به سایه گشتمو ، ندیدمت دوباره؛ باز
شب شد و زیر نور ماه؛ همدمه من یدونه ساز

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#148 | Posted: 12 Jan 2014 18:44




تابستونِ سرد (اینجا هنوز زمستونه)


وقتی که کولاکِ غمه ؛ رو قله ی آرزوهات
هر لحظه شبنم میشینه ؛ رو چالِ محوِ گونه هات

وقتی هنوزم ؛ تو هجومِ خاطره ؛ یخ میزنی
دستاتو آهسته تویِ ؛ مخملِ رویا میبری

وقتی نگات تو آیینه ؛ سرد و غمینُ ابریه
تمومِ فصلای دلت ؛ به رنگِ خاکستریه

وقتی رو مشکیِ موهات ؛ میباره برف دونه دونه
تقویمِ دیوارِ دلت ؛ رو چله ی زمستونه

وقتی که سوز بی کسی ؛ به استخونت میزنه
هرکس از انبار دلت؛ یه دسته هیزم میبره

وقتی که مردمای شهر ؛ دروغ میبافن و کلاه
حتی تو چشم خورشیدم ؛ یخ بسته انگاری نگاه

وقتی لباس هر شبت؛ به رنگ یلدا میمونه
کلاغ قصه های تو؛ جیک جیک مستون میخونه

وقتی که روز کوتاهه و ؛ شب واسه تو خیلی بلند
روی بخار شیشه ها ؛ انگار نوشتن که " نخند"

تو چاردیواریِ زمین ؛ میونِ این شهرِ غریب
تابستونم سرده مثِ ؛ رنگِ یه طرحِ پُر فریب

میخوای که فریاد بزنی ؛ اینجا همیشه بارونه
چهار فصل سال هم بگذره ؛‌ اینجا هنوز زمستونه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#149 | Posted: 12 Jan 2014 18:46




نمایش


یه دعوتنامه با مُهرِ خیالت / فرستادم همون جای قدیمی
نمیدونم هنوز هستی یا شاید / دوباره نامه ی من رو نگیری

سر ساعت به وقت بی قراری / شدی دعوت به یک مهمونی خاص
فقط اینبار ؛ میشینی و رو سِن / نمایشنامه ای در حالِ اجراس

چراغا رو بذار خاموش کنن ؛ من /تمومِ صحنه رو چشم بسته حفظم
از آخر که منو غریبه خوندی / تا آغازی که اسمم بود " عشقم "

ببخش؛ اما؛ اگه ؛ جایی؛ یه لحظه / دلت یادی از اون خاطره ها کرد
یا مردِ قصه رویِ سِن نشستو / با چشماش التماسِت کرد ؛ که " برگرد"

اگه تلخِ دیالوگ ها و پُر درد / اگه اشکی به چشمونت نشسته
بخند؛ این ها حقیقت بود و رد شد / از این قلبی که آهسته شکسته

ولی صب کن ؛ یه چیز امشب عجیبه / تو اینجایی و من غرق نگاهت
نگو که جایِ‌ تو مثل همیشه / نشسته . . . روی صندلی . . . خیالت

صدای دست ؛ منو از تو جدا کرد / نگاهم رو تَنِ همهمه لغزید
یه مرد؛ تو نور صحنه؛ غرق رویا / که پایانِ نمایش بی تو ترسید ...


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#150 | Posted: 12 Jan 2014 18:48




بانویِ گیسو بلندِ چشم سیاه


میون شب های تارم؛ میای اینجا تو به خوابم
جای ردِپات میمونه ؛ رو تنِ سردِ خیالم

نه میدونم که کی هستی ؛ نه خبر دارم از حالت
نه میای بگی کجایی ؛ که منم بیام سراغت

هرشب آهسته میخوابم ؛ رو حریر نرم رویات
چِقَد چشمای تو نازه ؛ چقد فاصلس تا دستات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تُو نگات (نگاهت) ؛ مرهم دردای منه / پاشو از رویای من بیرون بیا
کم کن این فاصله رو ؛‌ تعبیر شو / بذا دیدنی شه این خوابای ما
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یا به بیداری سفر کن ؛ یا بذار من خواب باشم
دردم از اینه که روزی ؛ عاقبت از خواب پاشم

مرز بینمون یه رویا ؛ اما فاصله یه دنیاس
مهلت قرارای ما ؛ هر شبو تا صبحِ فرداس

توی آسمون چشمات ؛‌ یه عالم ستاره خوابه
مستم از وعده ی دیدار ؛‌ عشق تو شرابه نابه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تُو نگات ؛ مرهم دردای منه / پاشو از رویای من بیرون بیا
کم کن این فاصله رو ؛‌ تعبیر شو / بانویِ‌ گیسو بلندِ چشم سیا (ه)

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 15 از 235:  « پیشین  1  ...  14  15  16  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites