تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 157 از 235:  « پیشین  1  ...  156  157  158  ...  234  235  پسین »  
#1,561 | Posted: 6 Jun 2014 18:26




دوباره از اول شروع می کنم


می خوام تازه شم تازه مثل بهار
نگیرم بهونه از این روزگار

بذارم کنار عشق و دلبستگی
بچسبم دوباره به این زندگی

قدیما دلم از غم آلوده بود
پر از آرزوهای بیهوده بود

هوس کرده بودم برم آسمون
برم تا نگیرن ازم یک نشون

دلو می سپردم به دست همه
اسیر جنون بودم و دغدغه

نمی خوام با این غصه ها سر کنم
بشینم گل سرخُ پرپر کنم

دوباره از اول شروع می کنم
توی تاریکی هام طلوع می کنم

نمی خوام توو رویا سیاحت کنم
می خوام تا ابد ترک عادت کنم

سرم گرم این زندگی باشه و
دلم با همه خوبی ها تا شه و

رها شم از این حس سرخوردگی
باید زنده شه این دل از مردگی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,562 | Posted: 6 Jun 2014 18:26




زیر سایه ی رفاقت


با تو هستم تا همیشه
با تو ای دوست قدیمی
با من همبغضی و همراز
با من از خودم صمیمی

تکیه گاه غصه هامی
تو روزای بی پناهی
قلب تو صافه و روشن
با تو دورم از سیاهی

همکلاسی قدیمی
یاد روزای « سعادت »
ما با هم بودیم همیشه
زیر سایه ی رفاقت

یادته زنگای آخر
ساعت فرار ما بود
جاده ی دلواپسی ها
همیشه قرار ما بود

یادته بوقت رویا
می زدی عینک دودی
اینروزا سرت شلوغه
فکر هر زیان و سودی

دوست دارم بجات بشینم
سر هرکلاس درسی
فکر اشتباهی بودن
جایِ تو نداره ترسی

زیر قطره های بارون
چتر ما دو تا یکی بود
دوش به دوش هم می رفتیم
سایه های ما یکی بود

خاطرات خوب و شیرین
یاد من مونده هنوزم
همه ی ترسم از اینه
دوستیمون بمیره کم کم

من و تو مثل یه شعریم
پریم از ذوق ترانه
باشه پیمان من و تو
تا ابد برادرانه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,563 | Posted: 6 Jun 2014 18:27




جدایی


پشت شیشه ی ترانزیت
توی سالن فرودگاه
لحظه ی تلخ جدایی
داره سر می رسه از راه

می بینم وقتی که هستی
روی پله های برقی
داری می ری سمت پرواز
می ری از این خاک شرقی

دس تکون می دم واسه تو
میشکنم بغضمو آسون
حالا من چشمامو آروم
میسپرم به دست بارون

دس تکون می دی واسه من
می بینی چشمای خیسم
می گی وقتی که رسیدم
واسه ی تو می نویسم

میدونم نمی نویسی
تو سرت گرمه به رویات
فکر زندگیِ غربی
شده انگار همه دنیات

گفتی با من همسفر شو
همه زندگیتو بردار
توی آسمون آبی
من و تو بپریم اینبار

گفتم اینجا ریشه دارم
سخته از اینجا جدا شم
از همه دلبستگی هام
نمی تونم که رها شم

تو می ری واسه همیشه
واسه آینده ی روشن
چجوری کنار بیام با ...
درد تنهایی کشیدن

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,564 | Posted: 6 Jun 2014 18:28




کلافه


فیلم تماشا بکنم
یا شعرای نو بخونم
یا که باید سفر برم
مدتی آزاد بمونم

نرده ها رو رنگ بزنم
یا بکشم یه نقاشی
سرم توی کتاب باشه
تا که توو فکرم نباشی

هر جور که امتحان کنم
فکرت نمی ره از سرم
رفتن تو از پیش من
هنوز نمی شه باورم

باغچه ها رو هرس کنم
گلدونا رو آب بپاشم
سری به دوستام بزنم
مدتی تنها نباشم

ویالنو دس بگیرم
واسه دلم ساز بزنم
قدم زنون توو جاده ها
بزیر آواز بزنم

هر جور که امتحان کنم
فکرت نمی ره از سرم
رفتن تو از پیش من
هنوز نمی شه باورم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,565 | Posted: 6 Jun 2014 18:37




شهر سوخته


تو گوشه گوشه ی این شهر
نبرد خانمان سوزه
صدای بمب و خمپاره
شنیدن کار هر روزه


فرار از کوچه پس کوچه
فرار از گوله و رگبار
داره جون می کنه آروم
یه مردی گوشه ی دیوار


کشیده ضامنو سرباز
واسه پرواز نارنجک
دوباره داغ یک مادر
دوباره مرگ یک کودک


همیشه خواب این مردم
پر از فریاد آژیره
توی کابوس هر موشک
یکی از ترس می میره


همه دلخوشیِ ما بود
که برگردیم توی خونه
عجب حالی شدیم وقتی
شنیدیم خونه ویروونه


همیشه سهم این مردم
به یک اندازه گندم نیس
به جز رویای آرامش
توی افکار مردم نیس


تو رویامون یه شهری هست
بدور از وحشت و کینه
یه تصویره که چشمامون
فقط آبادی می بینه


دوباره قد بکش شهرم
بزیر دود و خاکستر
یه روزی توی آغوشت
می گیریم زندگی از سر

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,566 | Posted: 6 Jun 2014 18:40




حال و هوامو تازه کن


چنگ می زنم به لحظه ها
به دامن سیاه شب

دوباره جوهری میشم
از طرز این نگاه شب

ببین چه نا امید دارم
هی می زنم به این قفس

یه عمره دست و پا زدم
تو این هوای بی نفس

نمی دونم نمی دونم
تکلیف زندگیم چیه

دلم به سرسپردگی
به رویای تو راضیه

دلسرد از این روز وشبم
خسته از این دنیای پوچ

باید که از اینجا برم
با این پرستو های کوچ

وقتشه از راه برسی
تو که برام مقدسی

با عطر خوب نفست
تازه می شه هر نفسی

دست منو بگیر ببر
منو ببر یه جای دور

به شهر خوب قصه ها
به ساحل دریای نور

حال و هوامو تازه کن
نفس بده به زندگیم

وقتشه باز کنار هم
ترانه ی عشقو بگیم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,567 | Posted: 6 Jun 2014 18:43




بچگی


یادش بخیر یادش بخیر
روزای خوب بچگی

خنده ی کودکانمون
تو لحظه های سادگی

رد می شدیم ما سر سری
از لحظه های زندگی

دفترمون پر بود از اون
نقاشی های خط خطی

لی لی و گرگم به هوا
دوچرخه بود رویای ما

عصر تابستون تو کوچه
دنبال توپ با بچه ها

پرواز خوب بادبادک
تو آسمون آبیمون

رویاهای رنگاوارنگ
تو شبهای مهتابیمون

بزرگترین دغدغمون
تکلیف و درس مدرسه

دعا می کردیم که زودی
تعطیلی از راه برسه

می خواستیم زود بزرگ بشیم
دنیا رو زیر و رو کنیم

آرزوهامون رو یه روز
رو ابرا جست و جو کنیم

بزرگ شدیم اما چی شد
خراب شد اون دنیای ما

به باد سپردیم یه دفه
تموم اون آرزوها

آدم بزرگ شدیم ولی
با خودمون دو رنگ شدیم

همیشه توی حسرتِ ...
یه دنیای قشنگ شدیم

یه وقتایی دلم می خواد
باز دوباره بچه باشم

بروی بوم زندگی
هرجور بخوام رنگ بپاشم

یادش بخیر یادش بخیر
روزای خوب بچگی

بازی بچگانمون
تو لحظه های زندگی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,568 | Posted: 6 Jun 2014 18:51




مسیر سبز رویا


از اون وقتی که تو رفتی
دلم دریای آشوبه

هنوز موج پریشونی
داره به صخره می کوبه

نمی دونی چه تنهامو
نمی دونی چه دلتنگم

با احساس خودم دائم
دارم هر لحظه می جنگم

تو این دنیای وانفسا
شدم در گیر تنهایی

نگامو می برم هر جا
می بینم که تو اونجایی

شبانه روز می گیرم
مسیر سبز رویاتو

بیا قسمت بکن با من
یه نصف از سهم دنیاتو

تو این تنهاییِ بی مرز
رسیدم آخرِ بنبست

بیا که اعتبارم رو
بدون تو ندم از دست

اگر چه خسته و دلگیر
همه هستیمو می بازم

با اسب غصه ها بی تو
به دشت گریه می تازم

تهِ گرداب تنهایی
دلم داره فرو می ره

ولی باز دستِ عشقِ تو
می یاد دستامو می گیره

شبانه روز می گیرم
مسیر سبز رویاتو

بیا قسمت بکن با من
یه نصف از سهم دنیاتو

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,569 | Posted: 6 Jun 2014 18:57




مری کریسمس


به ضرباهنگ ناقوس کلیسا
به روح مریم پاک ... روح عیسی

به انجیل قدیمی دست مادر
به آزادی چن دسته کبوتر

به آب پاک برای غسل تعمید
به برق اون صلیبی که درخشید

به گرمای حضور خانواده
سر میز اون دعای خیر و ساده

به سکه های ده سنتی تو جوارب
دلای منتظر ، چشمای بی خواب

به فریاد رهایی از ته دل
به هدیه ی قشنگ بابا نوئل

به کاتولیک ، پروتستانی مذهب
به زنگ ساعت دوازده شب

درخت کاج آذین کریسمس
بیا اعلام کن حکم آتشبس

میون ما و سربازای دشمن
بشه تکلیفمون این لحظه روشن

برقصون پرچم سفید صلحو
صدای تپش قلبا رو بشنو

بذار پایین تفنگو مرد سرباز
قدم رو ... پیش ... سمت جشن و آواز

بیا با من بنوش شراب گندم
به شادی و سلامتی مردم

به پاس جشن سال نو برادر
کنار هم بخونیم توی سنگر

همین لحظه با خوشحالی از این پس
بگو رفیق من ... مری کریسمس

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,570 | Posted: 6 Jun 2014 19:07




منظومه


توی کهکشان شیری
من و تو منظومه بودیم
تو فضای بی کرانه
عاشق و معشوقه بودیم

من یه سیاره ای بودم
که به دور تو می چرخید
به تنم گرمای عشقت
شوق زندگی می بخشید

به تو وابستگی داشتم
بودنت ، ثبات من بود
منبعِ انرژیِ تو
منبع حیات من بود

تا که یه شهاب وحشی
با یه برخورد پر از درد
بتنم هجوم آوردو
منو از تو منحرف کرد

رفتم از منظومه ی عشق
دور شدم از تو ، ستاره
یه حسی توی دلم گفت
نمی بینمت دوباره

نمی شه پیش تو برگشت
اونقَدَر ازم تو دوری
نمی شه با یه رقم گفت
حتی با چن سال نوری

حالا سرگردون و زخمی
نه دیگه جاذبه دارم
نه یه منبع انرژی
من یه جرم بی مدارم

یه سیاه چاله ی تاریک
منو سمتش می کشونه
ذره ذرمو می گیره
هیچی از من نمی مونه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 157 از 235:  « پیشین  1  ...  156  157  158  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites