تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 35 از 235:  « پیشین  1  ...  34  35  36  ...  234  235  پسین »  
#341 | Posted: 18 Jan 2014 06:53




بابا لنگ دراز!


واسه احساس یتیمم،عشق تو مثل پدر شد!
غـم تنهائیم با شوقِ،کشف رویـای تـو سر شد

وقـتـی سـایـه ی تــو افـتـاد،روی دیـوار خـیـالـم
بـاز یـه بـار دیگه تونستم،حـس کنم بهتره حالم

مـن و از جـایـی کـه بـودم،بـه ترانه ها رسوندی
دسـتـامـو بـه لمس قلبِ،عاشقانه ها رسوندی

اگـه دنـیـام رو بـه را شـد،دلیلش فقط تـو بودی
تـو بـرام شـدی شـبـیـهِ،بـابـا لـنـگ درازِ جودی!

تـوی آغـوش خـیـالـت،مـن یـه فـصـل تـازه دیدم
بـا تـجـسـم نـگـاهـت،بـه شـب و بوسه رسیدم

آخر قصه ی من هم،کاشکی مثل جودی باشه!
بغض تلخ این جدایی،کاش رو شونه ی تو واشه

بـیـن بـازوهـای گـرمـت،مـی رسـم بـه آرزوهــام
بابا لنگ دراز خوبم،جز خودت هیچی نمی خوام!

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#342 | Posted: 18 Jan 2014 06:54




عشق خیالی


من می خوام عشقم تـو بـاشـی،شـده حـتـی تــوی رویـا
بــه هـمـیـنـم راضـی هـسـتـم،راضـی تــا آخــر دنـیـا

من می خوام پیش تـو باشم،شـده تـو خـواب و خـیـالـم
بـــا تـــو بــاشــم تــوی شـهـر آرزوهـای مــحـالــم

شـب و روزم و تـو پـر کن،بـزا درگیر تـو بـاشـم
بزا هر جایی که می رم،از تـو خیلی دور نـبـاشـم

بـه هـمینم راضـی هستم،بـه همین عشق خیالی
عشق من زندگی بی تو،می شه بـی مفهوم و خالی

چـی قـشـنـگ تـر از خیالت کـه همش پیش چشامـه
عـطـر گـل هـای حـضـورت،هـمـیـشـه تـوی هـوامـه

مـن مـی خـوام بـرات بـمـیـرم اگـه حـتـی تو نـدونـی
اگـه حـتـی تـا هـمـیـشـه بــا یـکـی دیـگـه بـمـونـی

شـب و روزم و تـو پـر کن،بـزا درگیر تـو بـاشـم
بزا هر جایی که می رم،از تـو خیلی دور نـبـاشـم

بـه هـمینم راضـی هستم،بـه همین عشق خیالی
عشق من زندگی بی تو،می شه بـی مفهوم و خالی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#343 | Posted: 18 Jan 2014 06:54




ملودرام


سـمـفـونـی تـلـخ سکوت،ثانیه های یــخ زده
لـمـس یـه حـس منجمد،کـه تـازه دنیا اومده

تـانـگـوی خـاطـرات تـو،بـا ضـربـان قـلـب مـن
تـداعـیِ طـعـم بـدِ،تـو گـریـه در بـه در شدن

هنوز دارم می سوزم از،زخمی که یادگاری شد
لـحظـه ی دل کـنـدن تـو،یـه قرنْ بی قراری شد

راضی شدی قـلـبـم تنهای تنهاشه
ایـن مـرگ تدریجی،تقدیر مـن باشه

تا کی رو دیوارای این،سـلـول تنگ در بـکشم؟
فـنـجـون تنهائیمو بـا،یه حبه بغض سر بکشم؟

رویـای وارونــه ی تـو،بــانــیِ ایـــن جـهـنـمــه
تو غصه ته نشین شدم،این تازه حال خوبمه!

وقتشه دیگه کات بدم! تا اینجاشم برام بسه
آخـر ایــن مـلـودرام ، بــدون تــو مـشـخـصـه!

راضـی شدی قـلـبـم تنهای تنهاشه
این خودزنی بی تو،تنقدیر من باشه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#344 | Posted: 18 Jan 2014 06:56




تو اردیبهشتی،زمین بهمنه


تـا وقـتـی کـه دریـای احساس تو،تـو رگ های این لحظه ها جاریه

تـا وقـتـی کـه موسیقی شـعـر تـو،لالایـی واسـه زخـمـای کاریه

خـیـال مـن از غـربتم راحـتـه! مـی تـونـم بـا آرامشت سـر کنم

*بـه نـاز نـگـاه خـدا خـیـره شـم! بـهـار و یـه بارْ دیگه باور کنم

تـو تلفیق شـعـر و شـب و بـوسـه ای! تـو اردیبهشتی،زمین بهمنه!

زمـیـن ایـن روزا غربت شاعراس! تـو هـم حسرتت جنس بغض منه

تو هم قدِ من از زمستون پُری،تو این سیصد و شصت و پنج روزْ قفس

تـو هـم از سـکوت زمین دلخوری،بـهـار و صـدا می زنی هـر نفس

صـدا کـن بهار و بـذار از صدات،تـن و جسم و روح جهان پـر بشه

غـرور زمستون و از آخـرش،همین لـحـن گرمت یـه روز می کشه

*تـو بـالاتـریـن حـد آرامـشـی،تـو قلب مـن و مـا و دنیا بمون

به جای دلی که ترک خورد بخند،به جای صدایی که پژمرد بخون

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#345 | Posted: 18 Jan 2014 06:57




جذر و مد


ا بودی با تو ممکن بود محاله هرچی تو دنیام
حضورت یه مسکن بود،من اون آرامش و می خوام

می شد احساس من با تو،به دور از جذر و مد باشه
تا بودی مطمئن بودم محاله چیزی بد باشه

هنوزم عطرت اینجا هس،داره هر لحظه حس می شه
تو هر آیینه تصویرت،شـب و روز منعکس می شه

تو ذهن خونه جا موندی
تو قلب لحظه ها موندی

مدام یادت رو می بوسم
از عمق قلب مأیوسم

با چشمای تو روشن بود دلی که سرد و خاموشه
دلی که تا نفس داره با داغ تو هم آغوشه

تو نیستی بی تو ممکن نیس زمستون رفتنی باشه
بـهـارم با غروب تو محاله دیدنی باشه

می مونم تو همین خونه تا از عطر تنت پرشم
تـا از عکست تو آیینه واسه این دوری دلخورشم

تو ذهن خونه جا موندی
تو قلب لحظه ها موندی

مدام یادت رو می بوسم
ازعمق قلب مأیوسم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#346 | Posted: 18 Jan 2014 06:58




سلول انفرادی


داره شرو می شه شبم،با بغضی که غریبه نـیـس
پـشـت پیانو می شینم دوباره با چشای خـیـس

نُـتا رو دعـوت مـی کنم یکی یکی بـه خـلـوتـم
گـرم خیالت که می شم،شـرو مـی شـه ضیافتم

برای قلبی که شکست،بـرای احساسی کـه مـرد
بـرای دسـتـای تـو کـه،مـنـو بـه تاریکی سپرد

لحظه به لحظه می شکنم،تو لحظه های مردنم
تـا وقـتـی کـه خالی بشم بـا غم پیانو می زنم

به قلب من چی دادی؟
سـلـول انـفــرادی
یـه زنـدونِ بـرزخی
بـا خـاطـرات یـخی

داره شـرو مـی شـه تبم،تـو غربت نیمه شـبـم
بوسه ی اشکارو هنوز،حس می کنم روی لـبـم

می خواستم از تو پر بشم،از خودمم خـالی شدم
عاقبت ما رو ببین! چی فِک می کردم چی شدم!

بـا تـک تـک تـرانـه هـام مـقـابـلـت زانـو زدم
شـکـسـتـم و از آخـرم،بـه چـشـم تـو نیومدم

بـخـاطــر شـکـسـتـنـم،بـرای پـرپـر زدنــم
تـو لـحـظـه هـای مردنم،بـا غم پیانو می زنم

به قلب من چی دادی؟
سـلـول انـفــرادی

یـه زنـدونِ بـرزخی
بـا خـاطـرات یـخی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#347 | Posted: 18 Jan 2014 07:16




تراژدی


تئاتر تلخ چشمامو بشین و خوب تماشا کن
برای آخرین دفعه چشاتو رو به من وا کن

ببین تا پرده ی آخر برات چند بار می میرم!
با احساسی که تب کرده چجوری روی سن می رم!

یه امشب محض احساسم غرورت رو فراموش کن
به آواز سکوت من توی این پانتومیم گوش کن

نمی تونم باور کنم،که تن به قتل من بدی
بمون بذار با بودنت،تموم شه این تراژدی

بذار آتیش بگیرم از،زمستون سرد نگات!
این پارادوکس و خط نزن،از توی عاشقانه هات

به نوستالژی عطر تو دارم هر لحظه می بازم
دارم اوج نمایش رو واسه قلب تو می سازم

نگا کن خوب به اشکایی که بی وقفه رو سن می رن
با حالی که واسم ساختن دارن جونم رو می گیرن

ببین دور از تو احساسم چه کابوسی رو می بافه!
نوار قلب من بی تو یه خط ممتد و صافه!

نمی تونم باور کنم،که تن به قتل من بدی
بمون بذار با بودنت،تموم شه این تراژدی

بذار آتیش بگیرم از،زمستون سرد نگات!
این پارادوکس و خط نزن،از توی عاشقانه هات

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#348 | Posted: 18 Jan 2014 07:18




هفت سین


بازم هفت سینم و دارم خودم تنهایی می چینم
بازم دارم تو آیینه فقط تنهایی می بینم

با حسرت قاب عکست رو میون سفره می ذارم
با یادت قلبمو باید یه جور روشن نگه دارم

تو جشن سوت و کور من تو هم باید سهیم باشی
برای فتح این کابوس تو باید عطر رویاشی

بازم به تقویمم نوروز و برگردون
دنیامو آتیش زد این فصل یخ بندون!

بی تاب و دلتنگه این روح سرگردون
برگرد به احساسم شعرِ ترِ بارون

هنوزم نبض احساسی میون لحظه های من
هنوزم عشق تو شرطه برای زندگی کردن

یه سال و بی تو سر کردم،نفس هامو هدر کردم
عذاب و بغض و غم بسه تا فصل مرگ سفر کردم

یه عیدی از خدا می خوام اونم اینه که برگردی
به من فک کن،به قلبی که یه ساله در به در کردی

بازم به تقویمم نوروز و برگردون
دنیامو آتیش زد این فصل یخ بندون!

بی تاب و دلتنگه این روح سرگردون
برگرد به احساسم شعرِ ترِ بارون

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#349 | Posted: 18 Jan 2014 07:20




نسکافه ی چشمات!


عجب آرامشی می ده بهم نسکافه ی چشمات
چـه طـعـم بوسه ای داره نگاه روشن و گیرات

همین جوری نگاهم کن،چشاتو بـرنـدار از من!
تموم لحظه هام دارن فقط دورِ تو مـی گـردن

تـنِ احـساسم و بـازم بـا آغوشت مـعـطـر کن
بـیـا نزدیک هم باشیم،یه کم حالم رو بهتر کن


روح تـرانـه های مـن
نـبـض قشنگ زندگی
زنـدگـی یعنی بودنت
با من بمون همیشگی

نـذار ایـن حـس رویـایـی یـه لحظه از مـا دور باشه
بـا تـو یـک قـطـره خوشبختی می تونه قـد دریاشه

بگو چی داری تو چشمات که حالم این همه خوبه؟!
تـو فـنـجـون چـشـای تـو،جـای نسکافه مشروبه!

منو مست نگاهت کن می خوام حالی به حالی شم
واسه هر کس به غیر از تو یـه رویـای خیالی شم!


روح تـرانـه های مـن
نـبـض قشنگ زندگی
زنـدگـی یعنی بودنت
با من بمون همیشگی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#350 | Posted: 18 Jan 2014 07:22




صفر مطلق!


از سـاعـت خـونـه،از خـواب سـنـگـیـنـش
از لـحـن گـیـتـارم،از بـغـض غـمـگـیـنـش

از فـصـل سـردی کـه،تـوی نـگـاهـت بود
یـا حـس تـلـخـی کـه،تـو عمق آهـت بود

بـایـد مـی فـهـمـیـدم ایـن لـحظه نزدیکه
ایـن لـحـظـه کـه قـدِ،صـد قـرنِ تـاریـکـه

منهای من میشی،تا صفر مـطـلق شم
تـا خـارج از جـوِ،عشقت مـعـلق شم

ساکت تو دستاته،دسـتـم رو دستگیره
در وا بشه قلبم،از غـصـه مـی مـیـره

عـطـر کـی راهـت رو،ایـن جـور عوض کرده؟
احـسـاسـت هـر لـحـظـه،دور کی می گرده؟

از ایـن دل عـاشـق تـر،چشم تـو چی دیده؟
مـن کـه نـفـس هـامـم،عطر تـو رو می ده

از عـشـق لـبـریــزم،حـسـم رو مـی دونــی
مـی دونـی و بـازم بــا مـن نـمـی مـونـــی

منهای من میشی،تـا صفر مـطـلق شـم
تـا خـارج از جـوِ،عشقت مـعـلق شـم

ساکت تو دستاته،دسـتـم رو دستگیره
در وا بشه قلبم،از غـصـه مـی مـیـره

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 35 از 235:  « پیشین  1  ...  34  35  36  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites