تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 46 از 235:  « پیشین  1  ...  45  46  47  ...  234  235  پسین »  
#451 | Posted: 23 Jan 2014 17:27




قطره و دریا


من یه قطره م که میگه غرق دریای چشاتم
تو به من زندگی دادی که حالا آب حیاتم

به تنه خشکیده ی من تنه آبی تو پوشوندی
وقت دلتنگیِ چشمام لب ساحل می نشوندی

اما امروز موج وحشی منو به صخره کوبونده
گریه های خیس چشمم منو به تو نرسونده

قطره های دیگه تو رو از منه خسته گرفتن
منیکه بی تو می میرم می دونم اینو نگفتن

یه روزی میاد میفهمی اما اونروز خیلی دیره
دلت با یه دریا قطره دیگه آروم نمی گیره

دل من میره سراغِ دل دریاهای تازه
دریایی که پراز عشقه با یه قطره هم میسازه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#452 | Posted: 23 Jan 2014 17:28




رنگ آسمون


ازین زندون تنهایی دیگه راه خلاصی نیست
همیشه آرزوی مرگ دلیل نا سپاسی نیست

دوباره شیشهء دلم به سادگی ترک خورده
طلای زرد باورم به دست تو محک خورده

تمومه لحظه های من به رنگ پیرهن تو بود
همیشه گریه های من برای رفتن تو بود

ولی افسوس که تو هرگز فریادمو نمی شنیدی
وجود اشک و توو چشام نمی دیدی نمی دیدی

با من بمون ای نازنین دل منو افسون بکن
تمومه دنیای منو به رنگ آسمون بکن

ازین زندون تنهایی دیگه راه خلاصی نیست
همیشه آرزوی مرگ دلیل ناسپاسی نیست

دوباره شیشهء دلم به سادگی ترک خورده
طلای زرد باورم به دست تو محک خورده

با من بمون ای نازنین دل منو افسون بکن
تمومه دنیای منو به رنگ آسمون بکن

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#453 | Posted: 23 Jan 2014 17:29




خواب تماشایی


بازم خوابی تماشایی به رنگ دلواپسی ها
صدای نم نم بارون روو کویر بی کسی ها

پشت فریاد ستاره دل آسمون گرفته
سکوت دوبارهءشب نقشی از جنون گرفته

یادِ اون روزا می افتم که به من اشاره کردی
روزی رو که نیم نگاهی به منِ بیچاره کردی

مگه یادت رفته اونروز که واست شدم غریبه
رفتن تو یه سواله که واسم خیلی عجیبه

زیر این بارِ مصیبت قامتم خمیده تر شد
لحظه لحظه ی وجودم با خیال تو به سر شد

به دستای مهربونت کاش اعتماد نمی کردم
به امید اینکه هستی تکیه بر باد نمی کردم

حالا با تنی شکسته رفتنِ تو باورم شد
روازم با تو دلیله این سقوط آخرم شد

می بینم که برمی گردی من هنوزم خواب می بینم
توو این خواب تماشایی تو رو بی نقاب می بینم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#454 | Posted: 23 Jan 2014 17:31




شبی با یاد تو


هیچوقت نمیخوام که تو رو
ازین دلم جدا کنم

برای خوشبختیِ تو
فقط باید دعا کنم

می خوام روو دفتر دلم
نقش چشاتو بکِشم

منتظرم تا که یه روز
باز توو دلتو جا بشم

تصویر چشم ناز تو
همیشه توو خواب منه

وجودِ تو آرامشه
این دلِ بی تابه منه

آواز و سازِ دلهره
همدمِ دلتنگیِ من

دستای گرم تو فقط
پناهِ خستگیِ من

با قصه ی رفتنِ تو
کتاب دل بسته شده

این عاشقِ همیشگیت
از زندگی خسته شده

سکوتِ این ترانه ها
با صدای تو می شکنه

افتادنم به پای تو
غرورمو نمی شکنه

بیا تو باز رحمی بکن
به دلِ بی پناه من

روشن بکن تو نازنین
این شبای سیاه من

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#455 | Posted: 23 Jan 2014 17:32




فرشته مهربون


تو خودِ فرشته هستی که پر از شور و نشاطه
یه عزیز به نام مریم که تنِ ما به فداته

تو صدای پاکیِ عشق همدمِ دلای تنگی
دستای منو گرفتی توی این عالم سنگی

تو بزرگ و با سخاوت تو یه دوست مهربونی
با همون نگاه اول دردِ دلمو می خونی

یادمه همش می گفتی نذار اشکاتو بریزن
اونایی که دل می بندن همیشه واست عزیزن

احساسی که به تو دارم رنگ گلهای بهاره
دل نوازِ دل شکسته جز تو غمخواری نداره

توو آواره بی صدایی به فردا امید ندارم
تو اگه یه روز نباشی گم میشه صبح بهارم

با غروب زرد چشمات به خدا قسم می میرم
اگه تو بری ازینجا دیگه از زندگی سیرم

از خدا می خوام همیشه توو چشات اشکی نباشه
خنده روو لبت بمونه غصه از دلت جداشه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#456 | Posted: 23 Jan 2014 17:34




دل من غصه نخور


دل من غصه نخور آخر قصه مبهمه
هر طرف نگاه کنی سیاهه رنگ ماتمه

دل من صدا نکن می شکنه بغض حنجره
این روزا دست همه چیزی شبیه خنجره

خودتو نشون نده تا که شکارت نکنن
از روو دلخوشی یهو حرفی نثارت نکنن

به دلای آهنی دلِ نحیفتو نبند
به عشقای این زمون فقط بلند بلند بخند

ببین چشم آدما انگاری اشکی نداره
بارون مهر و صفا از آسمون نمی باره

بگو تنگ و تاریکه کوچه ی دلدادگیا
همه پر فریب شدن تموم شده سادگیا

دل من ساکت بمون نگو دلت هرچی می خواد
دل من غصه نخور صبح سپید یه روز می یاد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#457 | Posted: 23 Jan 2014 17:35




حس تازه


توو هجوم این همه دلواپسی
یه نفس مونده برا عاشق شدن

قلب من واسه عبور از جاده ها
یه لباس تازه می کنه به تن

می شکنم با گذر ثانیه ها
دیگه طاقت دلم سر اومده

حس کهنه ی خیال من برو
که حالا حسی مهم تر اومده

یه نفر از راه دور داره می یاد
انگاری خوابای من تعبیر شده

با نوای دل نشینه ساز اون
قصه ی دلدادگی تفسیر شده

اومده سکوت شب رو بشکنه
با حضورش غصه ها ویرون بشه

کویر خشک و بی بهار دل من
با وجودش غرقِ در بارون بشه

با گلای ناز گلدون چشاش
با هوای عاشقی جون می گیرم

اگه نیاد با غمِ ترانه هام
به یادش مثه یه مجنون می میرم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#458 | Posted: 23 Jan 2014 17:37




تو کجایی


تو کجایی که ببینی لحظه هام رنگ عذابه
اون که عاشق چشاته هر شب با گریه می خوابه

تو کجایی که به یادت توی این قفس اسیرم
خیلی سخته باورم شه جدا بود از تو مسیرم

ندیدی این تنه خسته غرق دریای چشاته
جاده ی سبز رسیدن آخرین راه نجاته

همیشه می گفتم از تو با ترانه های زخمی
می خوام تو پیشم بمونی تو به من بکن یه رحمی

تو کجایی که ببینی لحظه هام رنگ عذابه
اون که عاشق چشاته هر شب با گریه می خوابه

تو کجایی که با یادت توی این قفس اسیرم
خیلی سخته باورم شه جدا بود از تو مسیرم

فریاد می زدم خدایا این جدایی حق من نیست
ولی تو فقط می گفتی عشق تو لایق من نیست

چشام خیس شده از بارون بعد پرواز نگاهت
حالا که می ری عزیزم پس خدا پشت و پناهت

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#459 | Posted: 23 Jan 2014 17:42




فقط تو رو می خوام


تنم شکسته شد بی تو چرا باز چشماتو می بندی
همش گریه شده کارم تو بهم داری می خندی

ازین زندون خلاصم کن ببین که بی تو افسردم
یادمه به من تو می گفتی تو رو از خاطرم بردم

با همه غرور فولادی به شونه هات تکیه می دادم
وقتیکه احساس قلبم رو به چشمای نازت هدیه می دادم

تو چرا منو نمی خواستی توو وجودت حسی نمی دیدم
می گفتی یه معشوقه داری چرا من باهات کسی نمی دیدم

عشقمو ببین و باور کن دلی که بی تو پر از درده
توو چشات یه غصه پنهونه بگو کی با تو بد کرده

از تو فقط تو رو می خوام منتظر تا ابد می شینم
توو این شبهای دل مرده فقط خواب تو می بینم

توو این دنیا پناهم باش نگو از من گریزونی
مثه اسمت نازنین باشو بگو با من تو می مونی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#460 | Posted: 23 Jan 2014 17:44




آخه چه جوری


همه روزام رنگه سیاهه همدمم اشکه و آهه
نمی خوام این زندگیو مرگ من آخرین راهه
آسمون ابری نداره که بخواد روو سرم بباره
حتی خوشبختی نمی خواد دست توی دستام بذاره
کاشکی باشم کنارِ دریا تنها بشینم لبِ ساحل
توی این دلواپسی ها خلوتی برپا کنم با دل
اما نه ! این فقط خیاله آرامش برام دیگه محاله
دل من تا لحظه ی آخر باید از گذشته ها بناله
همیشه غمگین و سردم خنده نیست هرجا می گردم
هیشکی یار من نبوده گریه شده همخونه ی دردم
فقط یه دل مونده توو سینه دلی که تنها ترینه
به انتظار می مونه شاید یه روزی عشق و ببینه
ای خدا تا کی صبوری مُردم از غصه ی دوری
با این همه خاطره اینجا زندگی کنم آخه چه جوری
زندگی کنم آخه چه جوری زندگی کنم آخه چه جوری

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 46 از 235:  « پیشین  1  ...  45  46  47  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites