تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 94 از 235:  « پیشین  1  ...  93  94  95  ...  234  235  پسین »  
#931 | Posted: 23 Mar 2014 10:49




دارم میرم که دیگه بر نگردم... !


نبودی عکس تو همراز من بود
تو رو دیدم همه چی زیر و رو شد
دوباره رفتی و موندم با عکسات
دوباره قصمون از نو شرو(ع) شد !


دوباره سوت و کوره راه قلبم
دوباره قصه رفتن ، غم و درد
دوباره هق هقِ لای پتو و
دوباره قصه ای از کوچ یک مرد !


تمام من فقط سهم دلت بود
تو رفتی و دلت رو جا گذاشتی
تو ترسیدی بفهمم گریه کردی
تو حتی عینکت رو بر نداشتی!


دلم میدونه پستی و عجیبه
هنوزم گاهی دلتنگ تو میشه
هنوزم توی تنهایی دوباره
دلم مغلوب هر رنگ تو میشه


دلم گاهی خیالش خیس میشه
با یاد لحظه هایی که حروم شد
هنوز باور نداره قلبم انگار
که هر چی بین ما بوده تموم شد!


تو رو بخشیدمت به سرنوشتت
به اونکه هر شبو پیش تو خوابه
همون که حتی یک لحظه نفهمید
یه عمره غرق وهم یه سرابه!


همونکه ممکنه هرگز نفهمه
چه جوری قلب من خط خورده اینجا
تو اونجا زندگی داری کنارش
نمیدونی دل من مُرده اینجا


فقط جسمم توو این خونه هنوزم
داره میمیره توو رویای تکرار
داره می خنده به این خاطراتت
هی اصرار از منو هی از تو انکار!


تو رو بخشیدمت اما چرا تو
از این رویای هرشب کم نمیشی؟
هنوز توو خواب من توی کمینی
با دندونای تیزو چشم میشی!


تو رفتی غرق شادیتو ندیدی
هنوزم هرشبو درگیر دردم
دیگه تصمیممو قطعی گرفتم
دارم میرم... که دیگه بر نگردم... !

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#932 | Posted: 23 Mar 2014 10:51




یه امشب... !


یه امشب کنارم بمـــــونو نـــــــــذار
غــــم بی کسی همــــــزبونم بشه

درا رو ببند و بشیــــــــــن پیش مـن
نذار بـــوی عطرت از اینجــــــــــا بره

نذار گرمِ گریه شه این خستـــگی
کنارم تو واگیـــــــــــــر شو این تبو

بذار دلخوشیم حک شه تو خاطرم
کنارم بمون تو... همین امشبو... !

یه امشب کنــــــــــارم سرت رو بذار
یه امشب جدا شو از این لفظ: کاش!

بذار واژه " مــــــــــــــا " بـهم رو کنه
یه امشب زیــر سقف این خونه باش!

یه امشب بیـــــــــــا و سرم رو بذار
روی سینَتـــــــو گـرم این گریه شو

بذار خالی شه قلبـــــم از گریه ها
یه امشب کنارم بمـــــــــــــونو برو...

یه امشب به حرف دلم گـوش کن
تو آغوش خستت بگیــــــر این منو

بذار هق هقم خالی شه پیش تو
فقط مال من باش... همین امشبو... !

بذار با ســر انگشت سردت یه بار
یه امشب مرتب شه موهــای من

بیا و بگو کــــــــــم شه این فاصله
یه امشب فقط حرف رفتن نزن...

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#933 | Posted: 23 Mar 2014 10:53




تو بد کردی


ما فریادو سکوتمون یکی بود ، منو تو عقده هامونو ندیدیم

قبول دارم که عاشق بودیم اما ، ما بد جایی به دست هم رسیدیم

ما عشقو تو نگاه هم سوزوندیم ، منو تو حرمت عشقو شکستیم

مقصر قلب من بوده یا چشمات؟ قبول کن واقعا ما دل نبستیم

منو تو غرق این دریا نبودیم ، هنوزم فکر احساسات رودیم

قبول دارم مث هم بودیم آره ، منو تو نیمه همدیگه بودیم

هنوز فکر همون لحظم که دستات ، گلو آهسته به دستای من داد

تو این شبهای بی تابی هنوزم ، یه وقتایی دلم دستاتو میخواد



یه وقتایی که هیچ کس پیش من نیست ، همون وقتا که خیس از اشکه چشمام

همون وقتا که میلرزه گلومو ، نمی تونم بمونم روی حرفام!

دلم تنگه همون احساس پاکه ، که تو دادی به قلب بی قرارم

هنوزم دوس دارم تو اوج گریه ، سرم رو روی شونه هات بذارم

تو بدکردی...

تو بد تا کردی با احساس خستم ، تو بدکردی با من... با عشق پاکم!

نباید حرفاتو باور میکردم ، چه بد کردم دلم رو به تو دادم

تو بدکردی نه تنها با دل من ، تو با قلب خودت هم سرد بودی

تو گفتی همدم غمهامی اما ، ندونستی خودت یک دردبودی

خودت خواستی که راهمون جدا شه ، تو دستاتو گرفتی از تو دستم

تو له کردی تمام باورامو ، تو بد تا کردی با قلب شکستم... !

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#934 | Posted: 23 Mar 2014 10:56




چاله این عشقو بکن...


نه در به در نه با همیم
نه تو خوبی نه من بدم

چاله این عشقو بکن
من دیگه قیدتو زدم... !

همونجا که چشای تو
از چش من حیا نکرد

همونجا که جلوی اون
دلت منو صدا نکرد

همونجا چال شد دل من
همونجا که دلم شکست

همونجا که چشمای تو
چش رو غریبه هانبست

حیف تموم لحظه هام
حیف منو واژه : " ما " !

افتادی از چشای من
برو پیش غریبه ها...

تو راست میگی باشه بابا
تو خوبی اما من بدم

هر چی که بود تموم شده
من دیگه قیدتو زدم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#935 | Posted: 23 Mar 2014 10:58




خیالت


تو بر میگــــــردی... میدونم... نگــــو نه !
اگه دنیــــــــا و آدم هــــــــاش بذارن

تمــــــــام جاده ها حتما شلــــــوغه
یا شاید کارْگَــرا مشغـــــــول کارن !

تو مدتهـــــاست رفتــــی از کنـــــارم
پس ایـن کیه که شب ها پیش من هست ؟!

همیکنه زیــــر بارون زیر یک چتـــــــــــــر
میاد تا آخـــــــــــرین کوچـــــــــه ی بن بست

همینکه بالش مـــــــــــن ، شونه هـــــــاشه
همینکه هـــــــــر شبو مهمــــــــــونه اینجـــا

چقدر شکل تـــو میشه وقتی میـــــــــــــگه
تا هـــر وقت من بخوام میمــــــــــــونه اینجا

از این بغضــــــــــــــم بدش می یاد انگـــار
از اشــــک و گـــــــریه و دوری بیـــــــــزاره

اونم میــــدونه چی دوس دارم انگـــــــــار
همیشه صورتــــــش ته ریـــــــــــش داره !

نمیدونم چــــــــــــــرا حالت چشمــــاش
با خشـــــم و غصه ی تو فـــــــــرق داره ؟!

همــــه میگن خیالاتی شــــــــــــدم من
ولی اینکه تو نیستی... نه... محـــــاله!

نمی دونی چـه جوری روی گــــــــــونم
جای انگشت ســرد اون میمـــــــــــونه

همون قدری که تو بی رحـم و سـردی
قبول کن که " خیالت " ، مهربـــــونه !

داره یادم میـــره اون غصــــــــه ها رو
منو تنهــــــــــــــــایی و روزای برفـــی

دارم جــون میگیـــرم با این " خیالت "
بگـــــو مَردُم دروغ میگن که رفتی... !

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#936 | Posted: 23 Mar 2014 11:01




برای تـــــــــــو... !


نمیدونم چه جوری من خــودم رو
به این گوشه از این دنیا رسوندم

به قدری تَر شده چشمای گُنگم
که حتی روی سنگت رو نخوندم

بگو کــــــــی فکرشو میکرد اونـــروز
تو از اینجا واسه همــــیشه میری؟

تو چند تا خنده کردی توی عمرت؟
تو چند تا فصـــل بارونی رو دیدی؟

دوباره واژه هـــــا خیس عذابن
دلم از رفتــــــــــن تلخ تو میگه

نمی دونی چه میلرزه تن غم
همینکه اسم تـــو تکرار میشه

توو این بغض تب آلود ِ سیاهــم
همیشه یاد حرفای تو جا هست

می بینم مــادرت سنگت رو آروم
نوازش میکنه با هــر دو تا دست

گلم تا وقتی که بودی ، نگفتــــن
که شادی ِ دل ِ تنگت رو میخوان

حالا که خونه داری زیر این سنگ
همه دنیــــــا به دیدار تو می یان

دوباره هی غم و هی اشک و زاری
دوباره خواب ِ من ، تعبیر ِ دستت...

تو امســـــــــالم کنار مــــــا نبودی
دوباره سال نو شد ، اما عکست...

نمیــــــدونم چرا از وقتی رفتــــی
خیــــــــــالت لا به لای صحبتامـه

غریبه تر منم توو شهر سرمــــــا
که بغضم شاکی از این غربتامه

از اون لحظه که رفتـــــی و پریدی
یه لحظه یاد تو از ما جـــــدا نیس

تو رفتــــــی و ندیدی اشک ما رو
کنار پنجــره ، این کوچه ی خیس

همون جایی که هستی یاد ما باش
همینجوری که یادت هست با مـــــا

دوباره سال نو میشه ولـــــی جات
نمیدونی چقــد خالیـــــــه اینجا... !


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#937 | Posted: 23 Mar 2014 11:12




مــــــا کی بزرگ شدیم


پاییــــــــز اومــــــدو ، مدرسه و خودم...
اما چه دیره نه؟ من کی بزرگ شدم؟

از تو برام فقط ، مونده همین نگــــــــــاه
این حس مبهمو ، چشمای چش به راه

احساس من به تو ، زیــر نقاب من
یک رز خشک شده ، لای کتاب من

توو کوچه های خیس ، من با کتاب و کیف
با حس اضطراب ، توو کوچــــــــه ای نحیف

توو خاطرات من ، کنج کدوم شبـی؟
توو نامه های من ، درد کدوم تبی؟

چند ساله که دلم ، بی تو دلش پره
یه چیزی توو گلـوم ، حرفامو می بُره

من ، تو ، یه درسو مشق ، توو نیمکتی سیاه
توو کوچه های خیس ، چشمایی چش به راه

ما کِی بزرگ شدیم؟ کی فاصله گرفت؟
کی بار اولی ، از فاصلــــــــــــه نوشت؟!

توو نامه های ما ، کی تخم غم رو کاشت؟
کی حرف رفتنــــو ، تو قلب مــــا گذاشت؟

همبازی گلـــــــــــــم ، کـــــــو نیمکت کلاس؟
کو درس و مشق غم؟ کو عشق آس و پاس؟

هیشکی به جز دلت ، بغض منو ندید
اما مبارکه ، همبـــــــــــــازی جدیــد !!

با هم تو یک زمان ، درگیـــــر اشک و تب
ما زیر بغض ابر ، عاشق شدیم یه شب

ما دس تو دست هم ، از غصه رد شدیم
اما تو این سکوت ، با هم چه بــد شدیم

دنبال شاپرک ، تو کوچه های خیـس
پای برهنه با ، جایی که خالی نیس

ما راهمون جداس ، درگیـــــــر غصه ایم
هر دو به یک طرف ، ما کی بزرگ شدیم؟!

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#938 | Posted: 23 Mar 2014 11:18




بـــــــــــوی قهـــــــوه



دوباره بوی قهــــوه توی خونس ، دوباره یاد تـــو اینجـــــــــا می پیچـــــه
دوباره گوشه ای تاریکو خلوت ، یه زن با عکســـــــــی از آینـــــده گیجه

نمیدونم کجای قصه مـــــا ، تو راهت از منـــــــــو قلبــــــم جـــــــدا شد
نمیدونم کدوم حرف نگفته ، توو این سینه تا این حـــــــــد بی صدا ش

د وباره توو این خلوت توو این تاریکی شب ، دوباره بــــــــــوی قهــوه یاد حرفات
دوباره جسم سردی از یه احساس ، که میلرزه تو بُهت اشک چشمات


دوباره میشکنی توو مردمک هــــــــام ، دوباره گونه هام بارونی میشن
دوباره تنــــــــــــــــد شد لحن نگاهت ، بازم چشمات اسرارت رو میگن

تن کــــــــوچه زیر دستای بارون ، داره تسلیم نــــــــــم میشه دوباره
داره میلرزه احساسم از این بغض ، هــــــــوا سرده ولی میگن بهاره!

دوباره پنجـــــــــــــــــره تسلیم باده ، دوباره پرده ها می رقصن انگار
تموم حجم خــــــــــونه بوی قهوس ، منم درگیـــــر احساس یه انکار

تو نیستی و منو پنجــــــــره و شب ، ولی رویای هـــــر روز تو اینجاس
برو هر جا که دوست داری عزیزم ، تو هر جا باشی دنیای من اونجاس... !

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#939 | Posted: 23 Mar 2014 11:20




تکلیف روشنه


میرم توو این اتاق ، قلبم میگیره باز
حس میکنم تو رو ، سرشارم از نیاز

هر لحظه من به تو ، وابسته تر شدم
دنیا جدا شدو ، من با تو مـــن شدم

حجم ِ غم ِ قفس ، راهی برام نذاشت
حتی یه قاصدک ، از تو خبـــــر نداشت

بازم شب و سکوت ، تقدیر ِ خستمه
بازم یه انتظار ، این گوشی دستمــه

من خسته ام گلم ، اینو به کی بگم؟
تو اینو میدونی ، من دیگه چـی بگم؟

تو قــــــول دادیو ، راهت ازم جــــــــداس
بازم تو این اتاق ، بارون... منو... خداس!

یه میـــــــــز گرد تلخ ، من با غـــم و امید
جفت شیش با غمه ، مرغ از قفس پرید !

بازم نفس کمه ، بازم چشام به راس
تقدیر تلخ من ، رو نقطــــه ی سیاس

گوشی توو دستمه ، عکست جلو چشام
تکلیـــــــــف روشنه ، بغضه توی صـــــدام

بارون نمیزنه ، چشمــــــــــام تر شده
شب آخرش رسید ، انگار سحر شده

بازم منــو خـــدا ، درگیر غصه ایم
من حرف میزنم ، اونم میگه: بریم!!

توو آتیش امید ، افسوس ِ شاپرک
تکلیف روشنه ، مرگ یه قاصدک... !

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#940 | Posted: 23 Mar 2014 11:21




تو قـــــــــول مردونه دادی



تو این سیاهی و غبار ، توی سرم پر از صــــــــداس
بسه دیگه دروغ نگو ، دروغگـــو دشمن خـــــــداس !!

خسته نمیشی از خودت ؟ از اینهمـــــه در به دری ؟
ساکت بشینی پیش من ، هیچی نگی سنگین تری!!

دلم میخــــواد یه روز خودت ، بفهمی تا چه حد بدی
خیلـــی بدی کردی بهم ، تو بدجــــــــوری دورم زدی !!

تو هیچ کجـــــــا حتی یه کم ، هیچ اعتبـــاری نداری
نامــــــــرد عالم تو بودی ، تو قــــــــول مردونه دادی !!

تو قـــــــــول مردونه دادی ، دیگه جســـــارت نکنی
حتی اگه ندیدمت ، بهم خیانـــــــــت نکنــــی !!

میخــــــوام منم شکل تو شم ، فقط باشم فکر خودم
دیگه ســـــــراغ من نیا ، دیگه ازت خسته شدم... !

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 94 از 235:  « پیشین  1  ...  93  94  95  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites